اشک‌های قرمز – Telegram
اشک‌های قرمز
1.7K subscribers
19 videos
2 links
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
از دیشب تا حالا صد بار جلو خودمو گرفتم...
چیه این شیطان رجیم...
ولی نگار من "برگر مشکلات" و برداشتم.
من میرم تو اینستا تناقض پارم میکنه. وقتی میبینم اون مامان اینفوئنسر پلسینوانیا که بخاطر شوهرش فالوش کردم امروز پست گذاشته از سفر موناکوشون و من دارم عکس چهار سالگیم با مایو تو ساحل و از روی یخچال برمیدارم که مثل ریحان جعفری زاد بچگیم یادم نره؛ تناقض باعث گسستم میشه.
من از کجا شروع کنم به گفتن این روزام؟ از کجا؟؟
تازه تراپیم تموم شد. من هیچی نمیشنوم. هیچی. خونه من فقط صدای موتور و ماشین و پرنده ها میاد. حتی پنجره خونم دید به بیرون هم نداره که دود ببینم یا چی.
نمیدونم این خوبه یا نه. نمیدونم اینکه من نمیبینم و نمیشنوم دلیلی داره یا نه. نمیدونم اینکه ترجیح میدم تو خونم باشم با یه شیشه خیارشور و یه نوشابه و یه بسته بیسکوییت و خرما خوبه یا نه. نمیدونم اینکه رو مبل خونم دراز کشیدم و آتش بدون دود و برای دومین بار میخونم خوبه یا نه. اصلا نمیدونم همه چیز باید خوب باشه یا نه. من هیچی نمیدونم. هیچی‌. قبلا هم پیش اومده بود که نمیدونم باشم. یه نمیدونم بزرگ. ولی بازم میدونستم قرار نیست همیشه اینجوری باشه. به تتوی روی دستم فکر میکنم. به جمله "nothing lasts forever" که به زبان الفی روی دستم نوشتم. به معنی دو پهلویی که داره. من نمیدونم این روزا تموم میشن یا نه. نمیدونم اینی که میبینیم از چیزایی که قراره ببینیم بدتره یا نه.
ووووووووای مرسی مرسی مرسی برای اپیزود جدید رختکن. از خوشحالی گریه کردم.
دردا و دریغا که در این بازی خونین
بازیچه ایام دل_ و البته جان_ آدمیان است.
رسما حس میکنم مسخره باباشون بودیم. مثل دوتا زن و شوهر عقده‌ای و بدبخت و نفهم که زنه اتفاقا خیلی واویلا و بی آبروام هست و حالا یه دعوای کوچیک‌شون کل خانواده رو ریخت بهم و همه خواستن هرچه زودتر این دعوا تموم شه. بعد یهو با هم خوب شدن و این ما مونیدیم که اصلا چرا دعوا کردن؟ چرا آشتی کردن؟ برنامه چیه؟ ابلهانیم و باور کردیم‌.
یه " حاجی چی شد این دوازده روز" بزرگم
"چه اشکالی داره؟ چی جز خودم مانعم میشه؟ می‌ترسی چی؟ موشک بیاد رو سرت؟ دیدی که اومد. دیدی که ترسیدی. دیدی که باز زنده موندی اینجاشم دیدی و همیشه از این بدترم میشه و همیشه به مو میرسه و ‌‌‌...
چی میشه؟ دختر "ترسیدنت" از "انجام ندادنش" بیشتر می‌کشتت. انجام بده ببین چی میشه؟ اصلا امیدوار نباش. ما این روزا رو گذروندیم و فهمیدیم هرچی جلوتر رفتیم بیشتر برامون نریدن. ولی بازم فکر کن که انجامش دادی. اَ ای حال دَر شو!"
در کانال سه بار از واژه "جنگ" استفاده شده.

و هیچ‌کدام نزدیک به آنچه از "جنگ" فهمیدم نیست.
مثل چی نشستم solo leveling میبینم. واقعا آرامش‌بخشه.
به لولی رسیدم که سیگارم تو پاکت میشه هشتا میرم پاکت بعدی و میگیرم.
چون میدونی؟ نمیدونی چی میشه واقعا!
یکی از جذاب‌ترین قسمت‌های مهمون داشتن اینکه تو میگی مهمونا مثلا ۱۱ بیان و تو راس یازده اماده‌ای و از دیر رسیدن آدما تمیز و خوشگل و خوشمزه با میز چیده شده که خودت میتونی بهش ناخونک بزنی با بوی عود و موزیک لذت ببری‌.
" کسی به این قهرمانی‌ها جایزه نمیده..."
من باز این اپلیکیشن منحوس و ریختم فقط برای اینکه بدون اینکه از خونه خارج شم آدمها بتونن دوباره ناامیدم کنن.
هر کسی جمله " این خود واقعی منه" رو استفاده میکنه، اصلا نمیدونه خود واقعیش چیه.
با اینکه صداش بد بود و قطع وصل میشد و دو خط در میون میشنیدم داره چی میگه و اونم یه اصرار شدیدی داشت که حتما حرف شو بزنه و اصلا براش مهم نبود بابا اینور خط من صدای ادم فضایی دارم ازت میشنوم ولی وقتی بهش گفتم: خب خودت دکتری میدونی چجوری خودت و خوب کنی. شنیدم خندید و گفت: ازت خیلی خوشم میاد.
شتت رختکن جدید چقدر عجیبه.
چقدر سوژه اش تازه است. فکر کن بری سکوت کنی یهو دنیا بهم برسه. تو از سکوت برسی به فاجعه...
Forwarded from İmgeler
سبب اصلی تنهایی‌ام این است که نمی‌دانم جزئی از کدام داستان خواهم بود. گویا می‌بایست جزئی از داستانی می‌شدن، اما مثل برگی از آن جدا افتادم.

#اورهان_پاموک
اگر ننویسم هیچی تو سرم نمیمونه. باید بنویسم.