بعضی نشدنا اولش که نمیشه خیلی مسخره است. قشنگ میدونی واسش کاری نداشت انجام دادنشا ولی نشد. همینقدر بدیهی و مسخره. بعدا که ازش میگذره یا حسرت میخوری که ای بابا اگه میشد چی میشد؟ _گوگوش_ یا میگی چه خوب شد که نشد حاجی.
فاصله بین این دوتا میتونیه یه صبح تا عصر باشه، یه ماه یا چند ماه، یه سال یا چند سال، یا تا آخر عمر.
من همیشه بین نشدنای بدیهی و رسیدن به دوراهی حسرت یا تشکر بودم.
فاصله بین این دوتا میتونیه یه صبح تا عصر باشه، یه ماه یا چند ماه، یه سال یا چند سال، یا تا آخر عمر.
من همیشه بین نشدنای بدیهی و رسیدن به دوراهی حسرت یا تشکر بودم.
دیشب خوابم نمیبرد، به خودم وعده پنکیک و انبه و خامه صورتی دادم. الوعده وفا و ببین، مزه مکالمه دوتایی تو جنگل و میده پدددددسگ.
من هیچ برداشتی نمیکنم
من هیچ برداشتی نمیکنم
من هیچ برداشتی نمیکنم
من هیچ برداشتی نمیکنم
من هیچ برداشتی نمیکنم
من هیچ برداشتی نمیکنم
من هیچ برداشتی نمیکنم
Forwarded from رفرش
هر کس به اندازهای که برای ما ارزش قائل است، باید ذهن و دلمان را اشغال کند. نه به اندازهای که ما دوستش داریم.
Echoes linger in the lunar haze
Frozen flashbacks of forgotten days
Footsteps mark where dreams once bloomed
On the skin of a long-abandoned moon
Frozen flashbacks of forgotten days
Footsteps mark where dreams once bloomed
On the skin of a long-abandoned moon
این پنج روز به معنی واقعی کلمه بطالت و بغل کردم در صورتی که میتونست عالی بگذره.
از اون حالتهام که فکر میکنم همه دارن تو زندگیشون یه غلط مثبت میکنن و من هیچی.
امیدوارم اینقد بعد کار جون داشته باشم که برم برای خودم یه آبمیوه خنک بگیرم و خودمو ببرم پارک ملت و روی چمنا دراز بکشم.
Forwarded from متَّکی به خود
آدمی که کل زندگیش شنونده نداشته رو نمیشه بابت لال بودن بهش خرده گرفت.