متاسفانه خواستن توانستن است و گر صبر کنی هم ز غوره حلوا میسازی و همزمان هر چیز که در جستن آنی، آنی و بله من بالاخره با گشتنهای فراوان به فیلمی که تو بیست دقیقه اول روحمو زخم کرد رسیدم و بدبخت شدیم.
اشکهای قرمز
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم 9 تا 11/30 ام.
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم اولین جرعه قهوه تا 45 دقیقه بعدشم.
Forwarded from پاکسازی مغز مریض ([ 𝔻𝕠𝕣𝕚 ])
دلم یه شدنی میخواد که
همهی نشدنهارو بشوره ببره
همهی نشدنهارو بشوره ببره
واقعا توقع دارم سه روز سفر باهام چی کار کنه؟ ولی خب ببین اونجا افق هست و ابر و جنگل. قطعا یه چیزی میشه.
همیشه اونایی که در جا این وقت شب کانال و میخوندن خوشم میومد و به عنوان یک چراغ روشن در خانهای از دور سلام و بغلشون کردم.
۴۸ ساعت بیداری که ۱۳ ساعتش تو مسیر گذشت...من واقعا باید این حالت قهر و آشتی خواب و سفر و تو خودم حل کنم.
الان منظره رو به روم بوسیدنیه ولی من دارم متلاشی میشم از بیخوابی.
انگار ادوارد نورتن فایت کلابم.
الان منظره رو به روم بوسیدنیه ولی من دارم متلاشی میشم از بیخوابی.
انگار ادوارد نورتن فایت کلابم.
یه وقتایی لازم دارم بخاطر گذشتم گریه کنم و آدمها بهم بگن که دوست بدی نیستم.
قبلا که ازم تعریف میکردن و باور نمیکردم سیستم این بود که ملت میگفتن من یا تعارف میکردم یا اصلا تو کتم نمیرفت. الان باور میکنم، دیگه آدما ولی نمیگن بهم. میبینی تورو خدا؟
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
اشکهای قرمز
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم اولین جرعه قهوه تا 45 دقیقه بعدشم.
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم فلوکسیتین ۲۰ روز سوم مصرف.
بازیگر محبوبم قراره نقش شخصیت محبوب ادبیاتی مو بازی کنه و خب من الان یه کبوترم روی بام خوشبختی.
به شدت هوس ماراتن مارول کردم. بشینیم تا صبح مارول ببینیم تا بالا بیاریم و هیچ وقت به end game نرسیم و اون صحنه گذایی و نبینیم.
امروز فهمیدم بزرگواری که دو سال پیش پادکست کلیدر و میداد بیرون دوباره دست بکار شده. این در حالیه که اتش بدون دود هم دوباره دارم میخونم.
هیچی دیگه. شهر چیه؟ ماشین کجاست؟ اسب و بیارید میخوام برم سر زمین.
هیچی دیگه. شهر چیه؟ ماشین کجاست؟ اسب و بیارید میخوام برم سر زمین.
اصلا دیگه عادت به دیدن چیزی ندارم. همش میخوام یه چیزی گوش کنم. حتی سریالها رو هم میشنوم راحت ترم تا بشینم ببینم. عجیب نیست؟