اشک‌های قرمز – Telegram
اشک‌های قرمز
1.71K subscribers
19 videos
1 link
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
متاسفانه خواستن توانستن است و گر صبر کنی هم ز غوره حلوا میسازی و همزمان هر چیز که در جستن آنی، آنی و بله من بالاخره با گشتن‌های فراوان به فیلمی که تو بیست دقیقه اول روحم‌و زخم کرد رسیدم و بدبخت شدیم.
آخر سر از تخیل کردن میمیرم. کاش اینجوری بمیرم واقعا!
اشک‌های قرمز
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم 9 تا 11/30 ام.
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم اولین جرعه قهوه تا 45 دقیقه بعدشم.
Life is short, even on our longest days.
Forwarded from پاکسازی مغز مریض ([ 𝔻𝕠𝕣𝕚 ])
دلم یه شدنی میخواد که
همه‌ی نشدن‌هارو بشوره ببره
واقعا توقع دارم سه روز سفر باهام چی کار کنه؟ ولی خب ببین اونجا افق هست و ابر و جنگل. قطعا یه چیزی میشه.
خوابم واقعا مانع سفرمه و مسلح به ویاس عزیزم نیستم.
همیشه اونایی که در جا این وقت شب کانال و میخوندن خوشم میومد و به عنوان یک چراغ روشن در خانه‌ای از دور سلام و بغل‌شون کردم.
جایی گفتن برای معجزه باید منتظر موند یا نه؟
۴۸ ساعت بیداری که ۱۳ ساعتش تو مسیر گذشت...من واقعا باید این حالت قهر و آشتی خواب و سفر و تو خودم حل کنم.
الان منظره رو به روم بوسیدنیه ولی من دارم متلاشی می‌شم از بی‌خوابی.
انگار ادوارد نورتن فایت کلابم.
یه وقتایی لازم دارم‌ بخاطر گذشتم گریه کنم و آدمها بهم بگن که دوست بدی نیستم.
قبلا که ازم تعریف میکردن و باور نمیکردم سیستم این بود که ملت میگفتن من یا تعارف میکردم یا اصلا تو کتم نمیرفت. الان باور میکنم، دیگه آدما ولی نمیگن بهم. میبینی تورو خدا؟
Perhaps I don't exist in the future, so I am not concerned.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
خدا نخواد من از یکی بدم بیاد.
اشک‌های قرمز
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم اولین جرعه قهوه تا 45 دقیقه بعدشم.
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم فلوکسیتین ۲۰ روز سوم مصرف.
بازیگر محبوبم قراره نقش شخصیت محبوب ادبیاتی مو بازی کنه و خب من الان یه کبوترم روی بام خوشبختی.
به شدت هوس ماراتن مارول کردم. بشینیم تا صبح مارول ببینیم تا بالا بیاریم و هیچ وقت به end game نرسیم و اون صحنه گذایی و نبینیم.
امروز فهمیدم بزرگواری که دو سال پیش پادکست کلیدر و میداد بیرون دوباره دست بکار شده. این در حالیه که اتش بدون دود هم دوباره دارم میخونم.
هیچی دیگه. شهر چیه؟ ماشین کجاست؟ اسب و بیارید میخوام برم سر زمین.
یهو به خودم اومدم دیدم من یک ساله دارم تنها زندگی می‌کنم و حتی یادم نبود.
اصلا دیگه عادت به دیدن چیزی ندارم. همش میخوام یه چیزی گوش کنم. حتی سریال‌ها رو هم میشنوم راحت ترم تا بشینم ببینم. عجیب نیست؟
به به به این آسمون. تنکیو وری ماچ و بوس.