باسمهتعالی
تاریخچهٔ نظریهٔ محاسبات
نظریهٔ محاسبات شاخهای بنیادی از علوم رایانه و منطق ریاضی است که به بررسی ماهیت محاسبه، قابلیت محاسبه و محدودیتهای آن میپردازد. هدف اصلی این نظریه، پاسخ به این پرسش است که: «چه چیزهایی را میتوان با استفاده از یک ماشین (رایانه) محاسبه کرد و با چه میزان کارایی؟»
۱. ریشههای تاریخی
نظریهٔ محاسبات در دهههای آغازین قرن بیستم و از دل منطق ریاضی و فلسفهٔ ریاضی پدید آمد. در این دوران، ریاضیدانان بزرگی همچون دیوید هیلبرت، کورت گودل، آلن تورینگ و آلونزو چرچ به دنبال پاسخ به مسئلهٔ تصمیمپذیری بودند؛ یعنی آیا برای هر مسئلهٔ ریاضی، روشی مکانیکی برای تشخیص درستی یا نادرستی آن وجود دارد؟
۲. کار گودل و آغاز محدودیتها
در سال ۱۹۳۱، گودل با ارائهٔ قضایای ناتمامیت خود نشان داد که هر دستگاه صوری قدرتمند، گزارههایی دارد که درون همان دستگاه قابل اثبات یا رد نیستند. این نتیجه، نخستین نشانهٔ وجود «محدودیت در محاسبه و استدلال صوری» بود.
۳. حساب لامبدا
در اوایل دههٔ ۱۹۳۰، آلونزو چرچ مفهوم حساب لامبدا را معرفی کرد؛ مدلی ریاضی برای تعریف تابع و محاسبه. او نشان داد که همهٔ محاسبات منطقی را میتوان در چارچوب حساب لامبدا بیان کرد و برخی مسائل نیز ذاتاً غیرقابل حل هستند.
۴. ماشین تورینگ
در سال ۱۹۳۶، آلن تورینگ با مقالهٔ معروف خود، مفهوم ماشین تورینگ را مطرح کرد؛ مدلی مجرد از رایانه که توانایی شبیهسازی هر الگوریتمی را دارد.
تورینگ نشان داد که برخی مسائل، مانند مسئلهٔ توقف ، توسط هیچ ماشین یا الگوریتمی حلشدنی نیستند. این مدل تورینگ، پایهٔ نظری تمام رایانههای امروزی را شکل داد.
۵. شکلگیری نظریهٔ مدرن محاسبات
پس از دههٔ ۱۹۴۰، نظریهٔ محاسبات به سه شاخهٔ اصلی تقسیم شد:
۱. نظریهٔ اتوماتا : بررسی مدلهای انتزاعی ماشینها و زبانهای صوری.
۲. نظریهٔ زبانهای صوری : تحلیل ساختار نحوی زبانهای برنامهنویسی و زبانهای مصنوعی.
۳. نظریهٔ اختلاط محاسباتی : بررسی منابع لازم برای حل مسائل، مانند زمان و حافظه.
۶. در زمان معاصر
دههٔ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰: پژوهشگرانی چون نوام چامسکی، استفن کوک و دونالد کنوث نظریه را گسترش دادند.
الف) چامسکی: طبقهبندی معروف خود از زبانها و گرامرها را ارائه کرد.
ب) کوک : مسئلهٔ مشهور NP-کمال را معرفی کرد که یکی از بنیادیترین پرسشهای علوم رایانه باقی مانده است.
ج) از دههٔ ۱۹۸۰ تاکنون: نظریهٔ محاسبات در زمینههایی چون رمزنگاری، هوش مصنوعی، زیستمحاسبات و رایانههای کوانتومی کاربرد یافته است.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ نظریهٔ محاسبات
نظریهٔ محاسبات شاخهای بنیادی از علوم رایانه و منطق ریاضی است که به بررسی ماهیت محاسبه، قابلیت محاسبه و محدودیتهای آن میپردازد. هدف اصلی این نظریه، پاسخ به این پرسش است که: «چه چیزهایی را میتوان با استفاده از یک ماشین (رایانه) محاسبه کرد و با چه میزان کارایی؟»
۱. ریشههای تاریخی
نظریهٔ محاسبات در دهههای آغازین قرن بیستم و از دل منطق ریاضی و فلسفهٔ ریاضی پدید آمد. در این دوران، ریاضیدانان بزرگی همچون دیوید هیلبرت، کورت گودل، آلن تورینگ و آلونزو چرچ به دنبال پاسخ به مسئلهٔ تصمیمپذیری بودند؛ یعنی آیا برای هر مسئلهٔ ریاضی، روشی مکانیکی برای تشخیص درستی یا نادرستی آن وجود دارد؟
۲. کار گودل و آغاز محدودیتها
در سال ۱۹۳۱، گودل با ارائهٔ قضایای ناتمامیت خود نشان داد که هر دستگاه صوری قدرتمند، گزارههایی دارد که درون همان دستگاه قابل اثبات یا رد نیستند. این نتیجه، نخستین نشانهٔ وجود «محدودیت در محاسبه و استدلال صوری» بود.
۳. حساب لامبدا
در اوایل دههٔ ۱۹۳۰، آلونزو چرچ مفهوم حساب لامبدا را معرفی کرد؛ مدلی ریاضی برای تعریف تابع و محاسبه. او نشان داد که همهٔ محاسبات منطقی را میتوان در چارچوب حساب لامبدا بیان کرد و برخی مسائل نیز ذاتاً غیرقابل حل هستند.
۴. ماشین تورینگ
در سال ۱۹۳۶، آلن تورینگ با مقالهٔ معروف خود، مفهوم ماشین تورینگ را مطرح کرد؛ مدلی مجرد از رایانه که توانایی شبیهسازی هر الگوریتمی را دارد.
تورینگ نشان داد که برخی مسائل، مانند مسئلهٔ توقف ، توسط هیچ ماشین یا الگوریتمی حلشدنی نیستند. این مدل تورینگ، پایهٔ نظری تمام رایانههای امروزی را شکل داد.
۵. شکلگیری نظریهٔ مدرن محاسبات
پس از دههٔ ۱۹۴۰، نظریهٔ محاسبات به سه شاخهٔ اصلی تقسیم شد:
۱. نظریهٔ اتوماتا : بررسی مدلهای انتزاعی ماشینها و زبانهای صوری.
۲. نظریهٔ زبانهای صوری : تحلیل ساختار نحوی زبانهای برنامهنویسی و زبانهای مصنوعی.
۳. نظریهٔ اختلاط محاسباتی : بررسی منابع لازم برای حل مسائل، مانند زمان و حافظه.
۶. در زمان معاصر
دههٔ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰: پژوهشگرانی چون نوام چامسکی، استفن کوک و دونالد کنوث نظریه را گسترش دادند.
الف) چامسکی: طبقهبندی معروف خود از زبانها و گرامرها را ارائه کرد.
ب) کوک : مسئلهٔ مشهور NP-کمال را معرفی کرد که یکی از بنیادیترین پرسشهای علوم رایانه باقی مانده است.
ج) از دههٔ ۱۹۸۰ تاکنون: نظریهٔ محاسبات در زمینههایی چون رمزنگاری، هوش مصنوعی، زیستمحاسبات و رایانههای کوانتومی کاربرد یافته است.
تهیه و تنظیم:
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
نظریهٔ محاسبات، پلی میان ریاضیات، منطق و علوم رایانه است. این نظریه نهتنها حدود توانایی رایانهها را مشخص میکند، بلکه به ما میآموزد که فکر انسان و ماشین تا کجا میتواند پیش رود.
باسمهتعالی
تاریخچهٔ آرامگاه کوروش
آرامگاه کوروش کبیر، یکی از کهنترین و باشکوهترین بناهای سنگی ایران باستان است که در شهر پاسارگاد در استان فارس قرار دارد. این بنا یادمانی از دوران شکوه هخامنشیان و نمادی از خرد، عدالت و بنیانگذاری نخستین امپراتوری چندملیتی جهان است.
۱. ساخت و موقعیت
الف) آرامگاه کوروش در حدود سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شد؛ یعنی اندکی پس از تأسیس امپراتوری هخامنشی.
ب) محل قرارگیری آن در دشت پاسارگاد، پایتخت نخستین هخامنشیان، انتخاب شد. این منطقه از نظر جغرافیایی و سیاسی جایگاهی مقدس داشت.
ج) بنای آرامگاه روی سکویی پلکانی با شش طبقه ساخته شده است و بر فراز آن، اتاقی سنگی قرار دارد که محل دفن پادشاه است.
۲. معماری
الف) مصالح اصلی آن سنگهای سفید آهکی است که بهدقت تراشیده و بدون استفاده از ملات روی هم چیده شدهاند.
ب) سبک معماری آرامگاه، آمیزهای از هنر ایرانی، یونانی و لیدیایی است که نشاندهندهی ارتباط فرهنگی گستردهی امپراتوری هخامنشی است.
ج) ارتفاع کلی بنا حدود ۱۱ متر است و نمای آن با سادگی، شکوه و تناسب ویژهای طراحی شده است که با روح عدالتمحور و فروتنی کوروش هماهنگ است.
۳. منابع تاریخی
الف) استرابو، آریان و گزنفون، مورخان یونانی، دربارهٔ آرامگاه کوروش نوشتهاند. آنان اشاره کردهاند که درون اتاق، تابوتی از طلا، شمشیری سلطنتی، لباس و اشیای گرانبها وجود داشت.
ب) بر اساس گزارشهای تاریخی، بر سنگ مقبره نوشتهای بوده با مضمون:
«ای انسان، هر که هستی و از هر کجا که میآیی، بدان که من کوروشم، بنیانگذار شاهنشاهی ایران. این آرامگاه مرا از گزند محفوظ دار.»
۴. سرنوشت آرامگاه در طول تاریخ
الف) پس از حملهی اسکندر مقدونی (۳۳۰ پیش از میلاد)، او با احترام به مقبرهی کوروش نگریست و دستور بازسازی آن را داد.
ب) در دوران اسلامی، مردم آن را با نامهایی چون مزار مادر سلیمان یا قبر مادر سلیمان میشناختند و از ویرانیاش جلوگیری کردند.
ج) در سدههای اخیر، با کاوشهای باستانشناسانی چون ارنست هرتسفلد و آندره گدار، هویت واقعی آن دوباره مشخص شد.
۵. ثبت جهانی
الف) مجموعهی پاسارگاد، شامل آرامگاه کوروش، کاخها، باغهای سلطنتی و دژهای اطراف، در سال ۱۳۸۳ شمسی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
ب) امروزه آرامگاه کوروش نهتنها نماد ملی ایرانیان، بلکه یادگاری جهانی از حقوق بشر، تساهل دینی و عدالت سیاسی است.
۶. ویژگیهای نمادین
آرامگاه کوروش با سادگی و استحکام خود، همچنان یکی از مهمترین جاذبههای تاریخی ایران و مقصد هزاران بازدیدکننده از سراسر جهان است.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ آرامگاه کوروش
آرامگاه کوروش کبیر، یکی از کهنترین و باشکوهترین بناهای سنگی ایران باستان است که در شهر پاسارگاد در استان فارس قرار دارد. این بنا یادمانی از دوران شکوه هخامنشیان و نمادی از خرد، عدالت و بنیانگذاری نخستین امپراتوری چندملیتی جهان است.
۱. ساخت و موقعیت
الف) آرامگاه کوروش در حدود سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شد؛ یعنی اندکی پس از تأسیس امپراتوری هخامنشی.
ب) محل قرارگیری آن در دشت پاسارگاد، پایتخت نخستین هخامنشیان، انتخاب شد. این منطقه از نظر جغرافیایی و سیاسی جایگاهی مقدس داشت.
ج) بنای آرامگاه روی سکویی پلکانی با شش طبقه ساخته شده است و بر فراز آن، اتاقی سنگی قرار دارد که محل دفن پادشاه است.
۲. معماری
الف) مصالح اصلی آن سنگهای سفید آهکی است که بهدقت تراشیده و بدون استفاده از ملات روی هم چیده شدهاند.
ب) سبک معماری آرامگاه، آمیزهای از هنر ایرانی، یونانی و لیدیایی است که نشاندهندهی ارتباط فرهنگی گستردهی امپراتوری هخامنشی است.
ج) ارتفاع کلی بنا حدود ۱۱ متر است و نمای آن با سادگی، شکوه و تناسب ویژهای طراحی شده است که با روح عدالتمحور و فروتنی کوروش هماهنگ است.
۳. منابع تاریخی
الف) استرابو، آریان و گزنفون، مورخان یونانی، دربارهٔ آرامگاه کوروش نوشتهاند. آنان اشاره کردهاند که درون اتاق، تابوتی از طلا، شمشیری سلطنتی، لباس و اشیای گرانبها وجود داشت.
ب) بر اساس گزارشهای تاریخی، بر سنگ مقبره نوشتهای بوده با مضمون:
«ای انسان، هر که هستی و از هر کجا که میآیی، بدان که من کوروشم، بنیانگذار شاهنشاهی ایران. این آرامگاه مرا از گزند محفوظ دار.»
۴. سرنوشت آرامگاه در طول تاریخ
الف) پس از حملهی اسکندر مقدونی (۳۳۰ پیش از میلاد)، او با احترام به مقبرهی کوروش نگریست و دستور بازسازی آن را داد.
ب) در دوران اسلامی، مردم آن را با نامهایی چون مزار مادر سلیمان یا قبر مادر سلیمان میشناختند و از ویرانیاش جلوگیری کردند.
ج) در سدههای اخیر، با کاوشهای باستانشناسانی چون ارنست هرتسفلد و آندره گدار، هویت واقعی آن دوباره مشخص شد.
۵. ثبت جهانی
الف) مجموعهی پاسارگاد، شامل آرامگاه کوروش، کاخها، باغهای سلطنتی و دژهای اطراف، در سال ۱۳۸۳ شمسی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید.
ب) امروزه آرامگاه کوروش نهتنها نماد ملی ایرانیان، بلکه یادگاری جهانی از حقوق بشر، تساهل دینی و عدالت سیاسی است.
۶. ویژگیهای نمادین
آرامگاه کوروش با سادگی و استحکام خود، همچنان یکی از مهمترین جاذبههای تاریخی ایران و مقصد هزاران بازدیدکننده از سراسر جهان است.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
آرامگاه کوروش کبیر، یکی از کهنترین و باشکوهترین بناهای سنگی ایران باستان است که در شهر پاسارگاد در استان فارس قرار دارد.
باسمهتعالی
تاریخچهٔ هنر آیینهکاری
هنر آیینهکاری یکی از درخشانترین و چشمنوازترین هنرهای تزئینی ایران است که در ترکیب نور، نقش و زیبایی به کمال میرسد. این هنر، جلوهای از خلاقیت و ذوق ایرانی در استفاده از آیینه برای آراستن فضاهای مذهبی، تاریخی و سلطنتی است.
۱. ریشه و پیدایش
آیینهکاری از جمله هنرهایی است که خاستگاه آن را باید در ایران دوران اسلامی جستوجو کرد. پیشینهی استفاده از آیینه در تزئین بناها به دوران صفویه بازمیگردد. در این دوره، با رونق گرفتن معماری کاخها، مساجد و زیارتگاهها، استفاده از آیینههای وارداتی از ونیز و اروپا رواج یافت.
هنگامی که برخی از آیینههای بزرگ در حملونقل میشکستند، هنرمندان ایرانی بهجای دور ریختن قطعات شکسته، از آنها برای تزئین دیوارها و سقفها استفاده کردند. این ابتکار، سرآغاز هنر اصیل «آیینهکاری» شد.
۲. شکوفایی در دوران صفویه و قاجار
الف) در دورهٔ صفویه، آیینهکاری بهویژه در کاخهای اصفهان همچون کاخ چهلستون، عالیقاپو و هشتبهشت شکوفا شد.
ب) در دورهٔ زندیه، این هنر در بناهایی مانند ارگ کریمخان و عمارت دیوانخانهٔ شیراز ادامه یافت.
ج) اما اوج کمال و زیبایی آیینهکاری در دورهٔ قاجار بود؛ زمانی که کاخها، تالارها و امامزادهها با آیینههای رنگارنگ و طرحهای هندسی آراسته شدند. از شاهکارهای این دوران میتوان به تالار آیینهٔ کاخ گلستان تهران و حرم امام رضا (ع) اشاره کرد.
۳. تکنیک و روش کار
در آیینهکاری، هنرمند با بریدن قطعات کوچک آیینه به شکلهای هندسی (نظیر مثلث، لوزی، ششضلعی و غیره)، آنها را با نظم و طرحی دقیق روی سطح دیوار یا سقف مینشاند.
این قطعات با گچ یا ملات مخصوص تثبیت میشوند و سپس خطوط میان آنها با نقوش گچبری یا رنگهای طلایی و لاجوردی تزئین میگردد.
۴. مفاهیم و جلوههای نمادین
آیینه در فرهنگ ایرانی، نماد پاکی، صداقت و روشنایی است. انعکاس نور در آیینهکاری، یادآور حضور الهی و جلوهی وحدت در کثرت است. از این رو، این هنر بهویژه در فضاهای مذهبی مانند حرمها و امامزادهها کاربرد یافته تا فضایی روحانی، پرنور و عرفانی ایجاد کند.
۵. گسترش در دوران معاصر
در دوران معاصر، آیینهکاری همچنان در بازسازی اماکن مذهبی، هتلها، تالارها و موزهها به کار میرود. هنرمندان ایرانی امروزه با تلفیق این هنر با معماری مدرن و نورپردازی نوین، جلوههای تازهای از آن پدید آوردهاند. شهرهای اصفهان، شیراز، تهران، مشهد و قم از مراکز اصلی آیینهکاری به شمار میروند.
۶. نمونههای برجسته آیینهکاری در ایران
الف) تالار آیینه کاخ گلستان ( تهران)
ب) حرم امام رضا (ع) (مشهد)
ج) شاهچراغ (ع) ( شیراز)
د) حرم حضرت معصومه (س) ( قم)
ه) کاخ چهلستون ( اصفهان)
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ هنر آیینهکاری
هنر آیینهکاری یکی از درخشانترین و چشمنوازترین هنرهای تزئینی ایران است که در ترکیب نور، نقش و زیبایی به کمال میرسد. این هنر، جلوهای از خلاقیت و ذوق ایرانی در استفاده از آیینه برای آراستن فضاهای مذهبی، تاریخی و سلطنتی است.
۱. ریشه و پیدایش
آیینهکاری از جمله هنرهایی است که خاستگاه آن را باید در ایران دوران اسلامی جستوجو کرد. پیشینهی استفاده از آیینه در تزئین بناها به دوران صفویه بازمیگردد. در این دوره، با رونق گرفتن معماری کاخها، مساجد و زیارتگاهها، استفاده از آیینههای وارداتی از ونیز و اروپا رواج یافت.
هنگامی که برخی از آیینههای بزرگ در حملونقل میشکستند، هنرمندان ایرانی بهجای دور ریختن قطعات شکسته، از آنها برای تزئین دیوارها و سقفها استفاده کردند. این ابتکار، سرآغاز هنر اصیل «آیینهکاری» شد.
۲. شکوفایی در دوران صفویه و قاجار
الف) در دورهٔ صفویه، آیینهکاری بهویژه در کاخهای اصفهان همچون کاخ چهلستون، عالیقاپو و هشتبهشت شکوفا شد.
ب) در دورهٔ زندیه، این هنر در بناهایی مانند ارگ کریمخان و عمارت دیوانخانهٔ شیراز ادامه یافت.
ج) اما اوج کمال و زیبایی آیینهکاری در دورهٔ قاجار بود؛ زمانی که کاخها، تالارها و امامزادهها با آیینههای رنگارنگ و طرحهای هندسی آراسته شدند. از شاهکارهای این دوران میتوان به تالار آیینهٔ کاخ گلستان تهران و حرم امام رضا (ع) اشاره کرد.
۳. تکنیک و روش کار
در آیینهکاری، هنرمند با بریدن قطعات کوچک آیینه به شکلهای هندسی (نظیر مثلث، لوزی، ششضلعی و غیره)، آنها را با نظم و طرحی دقیق روی سطح دیوار یا سقف مینشاند.
این قطعات با گچ یا ملات مخصوص تثبیت میشوند و سپس خطوط میان آنها با نقوش گچبری یا رنگهای طلایی و لاجوردی تزئین میگردد.
۴. مفاهیم و جلوههای نمادین
آیینه در فرهنگ ایرانی، نماد پاکی، صداقت و روشنایی است. انعکاس نور در آیینهکاری، یادآور حضور الهی و جلوهی وحدت در کثرت است. از این رو، این هنر بهویژه در فضاهای مذهبی مانند حرمها و امامزادهها کاربرد یافته تا فضایی روحانی، پرنور و عرفانی ایجاد کند.
۵. گسترش در دوران معاصر
در دوران معاصر، آیینهکاری همچنان در بازسازی اماکن مذهبی، هتلها، تالارها و موزهها به کار میرود. هنرمندان ایرانی امروزه با تلفیق این هنر با معماری مدرن و نورپردازی نوین، جلوههای تازهای از آن پدید آوردهاند. شهرهای اصفهان، شیراز، تهران، مشهد و قم از مراکز اصلی آیینهکاری به شمار میروند.
۶. نمونههای برجسته آیینهکاری در ایران
الف) تالار آیینه کاخ گلستان ( تهران)
ب) حرم امام رضا (ع) (مشهد)
ج) شاهچراغ (ع) ( شیراز)
د) حرم حضرت معصومه (س) ( قم)
ه) کاخ چهلستون ( اصفهان)
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی (دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
آیینهکاری، هنر نور و انعکاس است؛ هنری که در آن، هر قطعهی کوچک آیینه نماد ذرهای از حقیقت میشود و در کنار دیگر ذرات، تصویری واحد و درخشان از زیبایی الهی میسازد. این هنر، بازتاب روح ایرانی است که از هر شکستگی، کمالی تازه میآفریند.
باسمه تعالی
قصیده(۴۲۱)
یاد وطن(۶)
تا که می گویی "وطن"، یاد دلیران می کنم
جان نهم بر کف، فدای دین و قرآن می کنم
کربلا دارد دلم، من تشنهی لبیک حق
با علمدار وفا، من عهد و پیمان می کنم
گر غبارِ خاک پاک عاشقان آید پدید
جان ز شوق کربلا لبریزِ ایمان میکنم
پرچمم بالا رود چون بیرق خون خدا
فتح هر قله به نام شاه شاهان میکنم
موج خون کربلا در سینهام طغیان کند
هر کجا ظلمی ببینم، زخم درمان میکنم
دشمنم گر لحظهای با مهر میهن سرستیز
از غرور عاشقان، دوزخ نمایان میکنم
من دلیری استوارم، من ندارم واهمه
سنگر ایمان قویتر از سلیمان میکنم
مرز ایمان من و خیل ستم آتش گرفت
شعله زد بر جان من، طوفان و طغیان می کنم
جبهه را سازم عبادتگاه و محرابم کنم
با اذان رزم، شب را روزِ تابان میکنم
در نبرد ظلم و باطل، ذوالفقارم باور است
با نفسهای علی، راه شهیدان میکنم
دین و ایران در دلم یک ریشه دارند ای عزیز
هر دو را در عمق جان منزل به یکجان میکنم
گر نمانَد دست و پا، باقیست این گویا زبان
زیر لب آیات نور و یاد سبحان میکنم
با صدای نای نای عاشقان بر خویش، باز
حجلهی فتح وطن را عطر باران میکنم
نعره ی یا فاطمه قوت به جانم می دهد
با فغان از سوز دل یاد شهیدان می کنم
گر کسی با نام حق، بازیچهای سازد مرا
عزم خود را جزم و رعدآسا خروشان میکنم
در شب دلتنگی امت، بتابد ماه عشق
نور امید شهیدان را فروزان میکنم
مرزها بیمرز گردد،گر دلم خونین شود
هر قدم را با نگاهی تیر باران میکنم
دشمنان از شعلهی غیرت خبر برداشتند
نام ایران را به زخم سینه عنوان میکنم
نام آن گلبوتههای زخمخورده، راستین
زیر باران بلا، فریاد ایمان میکنم
نام زهرا، نام زینب، نام سجاد و حسین
در غم و شور خطر، من یاد ایشان میکنم
نام قرآن، نام عترت، نام شمشیر و دعا
سرفراز از لطف یزدان، رمز جانان می کنم
قبله گاه عاشقان، خاک زمین کربلاست
سجده بر آن تربت پاک شهیدان میکنم
خاک دشت کربلا، خاک شرف باشد عزیز
چون نگهبان حرم، دل را نگهبان میکنم
اشک دل جاری شود در نیمه شب با کردگار
گریه بر فریادهای بی پناهان میکنم
هر قدم بر خاک پاک عاشقان دلبستگیست
بوسه بر هر ذرّهاش با شور ایمان میکنم
تا به کی خاموش باشم از فغان دیگران
مهر را تقدیم یار و سوی انسان می کنم
گر ملامت میکنندم از غرور سرزمین
نقل فتح خیبر و فتوای سلمان میکنم
تا وطن باشد" رجالی"، در رهش جان می دهم
عهد خود با خون و شمشیر جوانان میکنم
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۱/۱۷
rejali2020.blogfa.com
قصیده(۴۲۱)
یاد وطن(۶)
تا که می گویی "وطن"، یاد دلیران می کنم
جان نهم بر کف، فدای دین و قرآن می کنم
کربلا دارد دلم، من تشنهی لبیک حق
با علمدار وفا، من عهد و پیمان می کنم
گر غبارِ خاک پاک عاشقان آید پدید
جان ز شوق کربلا لبریزِ ایمان میکنم
پرچمم بالا رود چون بیرق خون خدا
فتح هر قله به نام شاه شاهان میکنم
موج خون کربلا در سینهام طغیان کند
هر کجا ظلمی ببینم، زخم درمان میکنم
دشمنم گر لحظهای با مهر میهن سرستیز
از غرور عاشقان، دوزخ نمایان میکنم
من دلیری استوارم، من ندارم واهمه
سنگر ایمان قویتر از سلیمان میکنم
مرز ایمان من و خیل ستم آتش گرفت
شعله زد بر جان من، طوفان و طغیان می کنم
جبهه را سازم عبادتگاه و محرابم کنم
با اذان رزم، شب را روزِ تابان میکنم
در نبرد ظلم و باطل، ذوالفقارم باور است
با نفسهای علی، راه شهیدان میکنم
دین و ایران در دلم یک ریشه دارند ای عزیز
هر دو را در عمق جان منزل به یکجان میکنم
گر نمانَد دست و پا، باقیست این گویا زبان
زیر لب آیات نور و یاد سبحان میکنم
با صدای نای نای عاشقان بر خویش، باز
حجلهی فتح وطن را عطر باران میکنم
نعره ی یا فاطمه قوت به جانم می دهد
با فغان از سوز دل یاد شهیدان می کنم
گر کسی با نام حق، بازیچهای سازد مرا
عزم خود را جزم و رعدآسا خروشان میکنم
در شب دلتنگی امت، بتابد ماه عشق
نور امید شهیدان را فروزان میکنم
مرزها بیمرز گردد،گر دلم خونین شود
هر قدم را با نگاهی تیر باران میکنم
دشمنان از شعلهی غیرت خبر برداشتند
نام ایران را به زخم سینه عنوان میکنم
نام آن گلبوتههای زخمخورده، راستین
زیر باران بلا، فریاد ایمان میکنم
نام زهرا، نام زینب، نام سجاد و حسین
در غم و شور خطر، من یاد ایشان میکنم
نام قرآن، نام عترت، نام شمشیر و دعا
سرفراز از لطف یزدان، رمز جانان می کنم
قبله گاه عاشقان، خاک زمین کربلاست
سجده بر آن تربت پاک شهیدان میکنم
خاک دشت کربلا، خاک شرف باشد عزیز
چون نگهبان حرم، دل را نگهبان میکنم
اشک دل جاری شود در نیمه شب با کردگار
گریه بر فریادهای بی پناهان میکنم
هر قدم بر خاک پاک عاشقان دلبستگیست
بوسه بر هر ذرّهاش با شور ایمان میکنم
تا به کی خاموش باشم از فغان دیگران
مهر را تقدیم یار و سوی انسان می کنم
گر ملامت میکنندم از غرور سرزمین
نقل فتح خیبر و فتوای سلمان میکنم
تا وطن باشد" رجالی"، در رهش جان می دهم
عهد خود با خون و شمشیر جوانان میکنم
سراینده
دکتر علی رجالی
۱۴۰۴/۱/۱۷
rejali2020.blogfa.com
باسمهتعالی
تاریخچهٔ هنر معرّقکاری
هنر معرّقکاری یکی از اصیلترین و زیباترین شاخههای صنایع دستی ایران است که در آن، طرحها و نقوش ظریف با استفاده از تکههای کوچک چوب، استخوان، فلز، صدف، عاج یا سنگهای رنگی بر روی زمینهای مشخص کنار هم چیده میشوند تا تصویری چشمنواز و هماهنگ پدید آید. این هنر جلوهای از ذوق، صبر، دقت و خلاقیت هنرمندان ایرانی در تلفیق رنگ، نقش و ماده است.
۱. ریشه و پیدایش
ریشهٔ واژهٔ «معرّق» از «عَرَق» به معنای «تکهتکه کردن و چیدن در کنار هم» گرفته شده است.
خاستگاه اصلی این هنر را میتوان در ایران و سرزمینهای اسلامی جستوجو کرد. شواهد تاریخی نشان میدهد که از دوران سلجوقیان (قرن پنجم و ششم هجری) آثار نخستین معرّقکاری، بهویژه در تزئین منابر و درهای چوبی مساجد دیده میشود.
در آغاز، معرقکاری بیشتر به صورت نقوش هندسی و اسلیمی بر روی چوب و کاشی انجام میشد. بعدها، با گسترش هنرهای تزیینی در دورههای تیموری و صفوی، طرحهای گل و بوته، پرندگان و مناظر طبیعی نیز وارد این هنر شد.
۲. شکوفایی در دوره صفویه
دورهٔ صفویه نقطهٔ اوج و شکوفایی هنر معرّق در ایران است. در این زمان، معرّق نهتنها در تزئین درها، منابر، رحل قرآن و صندوقهای مقابر، بلکه در کاشیکاری بناهای مذهبی و کاخها نیز بهکار میرفت.
نمونههای باشکوهی از معرّق کاشی در مسجد شیخ لطفالله، مسجد شاه و کاخ عالیقاپو در اصفهان باقی مانده است. اصفهان، در همین دوره، مرکز اصلی معرّقکاری ایران شد.
۳. دوران افول و احیاء
پس از صفویه، با رکود عمومی هنرهای سنتی در دورهٔ افشاریه و زندیه، هنر معرّق نیز رو به افول رفت.
در دوران قاجار، با رواج هنرهای اروپایی و تغییر ذائقهٔ هنری، معرّق کمتر مورد توجه بود؛ اما هنوز در تزئین برخی اشیای چوبی مانند قاب آینه، جعبههای خاتم و رحل قرآن کاربرد داشت.
در دورهٔ معاصر، با کوشش هنرمندانی همچون استاد حسین طاهرزاده بهزاد و استاد احمد امامی، هنر معرّق دوباره احیا شد. امروزه در شهرهایی چون اصفهان، شیراز، تهران و تبریز، کارگاههای بسیاری به آموزش و تولید آثار معرّق چوب و کاشی مشغولاند.
۴. انواع معرّق
۱. معرّق چوب: ترکیب چوبهای رنگارنگ طبیعی مانند آبنوس، گردو، سنجد، گلابی و ... برای ساخت تابلوها و درهای نفیس.
۲. معرّق کاشی: کنار هم چیدن قطعات کاشی لعابدار رنگی در طرحهای اسلیمی و هندسی برای تزئین بناها.
۳. معرّق سنگ یا صدف: کاربرد تکههای سنگهای رنگی یا صدف برای تزئین اشیای زینتی.
۴. معرّق خاتم: ترکیب معرق و خاتم برای جلوهای هنرمندانهتر در آثار نفیس چوبی.
۵. ویژگیها و ارزش هنری
هنر معرّقکاری، هنری است که هم جنبه تزئینی دارد و هم روح ایرانی ـ اسلامی را در خود جای داده است. در این هنر، هارمونی رنگها، نظم هندسی، و هماهنگی میان اجزا، تجلیگر مفاهیم معنوی همچون وحدت در کثرت است.
بهبیان دیگر، هر قطعهٔ کوچک در اثر نهایی جایگاه خاص خود را دارد، و از مجموع اجزای گوناگون، تصویری واحد و زیبا پدید میآید؛ همانند جهان هستی که از اجزای متکثر ساخته شده و در عین کثرت، وحدت دارد.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ هنر معرّقکاری
هنر معرّقکاری یکی از اصیلترین و زیباترین شاخههای صنایع دستی ایران است که در آن، طرحها و نقوش ظریف با استفاده از تکههای کوچک چوب، استخوان، فلز، صدف، عاج یا سنگهای رنگی بر روی زمینهای مشخص کنار هم چیده میشوند تا تصویری چشمنواز و هماهنگ پدید آید. این هنر جلوهای از ذوق، صبر، دقت و خلاقیت هنرمندان ایرانی در تلفیق رنگ، نقش و ماده است.
۱. ریشه و پیدایش
ریشهٔ واژهٔ «معرّق» از «عَرَق» به معنای «تکهتکه کردن و چیدن در کنار هم» گرفته شده است.
خاستگاه اصلی این هنر را میتوان در ایران و سرزمینهای اسلامی جستوجو کرد. شواهد تاریخی نشان میدهد که از دوران سلجوقیان (قرن پنجم و ششم هجری) آثار نخستین معرّقکاری، بهویژه در تزئین منابر و درهای چوبی مساجد دیده میشود.
در آغاز، معرقکاری بیشتر به صورت نقوش هندسی و اسلیمی بر روی چوب و کاشی انجام میشد. بعدها، با گسترش هنرهای تزیینی در دورههای تیموری و صفوی، طرحهای گل و بوته، پرندگان و مناظر طبیعی نیز وارد این هنر شد.
۲. شکوفایی در دوره صفویه
دورهٔ صفویه نقطهٔ اوج و شکوفایی هنر معرّق در ایران است. در این زمان، معرّق نهتنها در تزئین درها، منابر، رحل قرآن و صندوقهای مقابر، بلکه در کاشیکاری بناهای مذهبی و کاخها نیز بهکار میرفت.
نمونههای باشکوهی از معرّق کاشی در مسجد شیخ لطفالله، مسجد شاه و کاخ عالیقاپو در اصفهان باقی مانده است. اصفهان، در همین دوره، مرکز اصلی معرّقکاری ایران شد.
۳. دوران افول و احیاء
پس از صفویه، با رکود عمومی هنرهای سنتی در دورهٔ افشاریه و زندیه، هنر معرّق نیز رو به افول رفت.
در دوران قاجار، با رواج هنرهای اروپایی و تغییر ذائقهٔ هنری، معرّق کمتر مورد توجه بود؛ اما هنوز در تزئین برخی اشیای چوبی مانند قاب آینه، جعبههای خاتم و رحل قرآن کاربرد داشت.
در دورهٔ معاصر، با کوشش هنرمندانی همچون استاد حسین طاهرزاده بهزاد و استاد احمد امامی، هنر معرّق دوباره احیا شد. امروزه در شهرهایی چون اصفهان، شیراز، تهران و تبریز، کارگاههای بسیاری به آموزش و تولید آثار معرّق چوب و کاشی مشغولاند.
۴. انواع معرّق
۱. معرّق چوب: ترکیب چوبهای رنگارنگ طبیعی مانند آبنوس، گردو، سنجد، گلابی و ... برای ساخت تابلوها و درهای نفیس.
۲. معرّق کاشی: کنار هم چیدن قطعات کاشی لعابدار رنگی در طرحهای اسلیمی و هندسی برای تزئین بناها.
۳. معرّق سنگ یا صدف: کاربرد تکههای سنگهای رنگی یا صدف برای تزئین اشیای زینتی.
۴. معرّق خاتم: ترکیب معرق و خاتم برای جلوهای هنرمندانهتر در آثار نفیس چوبی.
۵. ویژگیها و ارزش هنری
هنر معرّقکاری، هنری است که هم جنبه تزئینی دارد و هم روح ایرانی ـ اسلامی را در خود جای داده است. در این هنر، هارمونی رنگها، نظم هندسی، و هماهنگی میان اجزا، تجلیگر مفاهیم معنوی همچون وحدت در کثرت است.
بهبیان دیگر، هر قطعهٔ کوچک در اثر نهایی جایگاه خاص خود را دارد، و از مجموع اجزای گوناگون، تصویری واحد و زیبا پدید میآید؛ همانند جهان هستی که از اجزای متکثر ساخته شده و در عین کثرت، وحدت دارد.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۲
باسمهتعالی
تاریخچهٔ شیشهگری
شیشهگری، از کهنترین و زیباترین هنرهای دستی بشر است که تلفیقی از علم، هنر و صنعت به شمار میآید. این هنر، بیانگر خلاقیت انسان در استفاده از مواد طبیعی مانند سیلیس (شن)، خاکستر قلیا و آهک برای ساخت اشیای شفاف و درخشان است.
۱. آغاز شیشهسازی در جهان
قدیمیترین شواهد از ساخت شیشه به بیش از ۴۰۰۰ سال پیش بازمیگردد.
الف) نخستین آثار شیشهای در بینالنهرین (بین دجله و فرات) و مصر باستان کشف شدهاند.
ب) در آغاز، شیشه به صورت طبیعی (مانند شیشههای حاصل از ذوب شن بر اثر آذرخش) شناخته میشد.
ج) بعدها صنعتگران با ذوب شن و خاکستر گیاهان قلیایی در کورهها، توانستند شیشهٔ مصنوعی بسازند.
در مصر باستان، از شیشه برای ساخت مهر، تسبیح، جواهرات و ظروف تزئینی استفاده میشد.
۲. پیشرفت شیشهگری در ایران
ایران یکی از کانونهای مهم شیشهگری در جهان باستان است.
الف) در حفاریهای باستانشناسی شوش، ری، سیلک کاشان، نیشابور و گرگان، قطعات شیشهای متعلق به دورهٔ عیلامی و هخامنشی کشف شده است.
ب) در زمان اشکانیان و ساسانیان، صنعت شیشهگری به اوج خود رسید.
ج) در این دوران، دمیدن در شیشه (تکنیک "دمافزار") رواج یافت که انقلابی در تولید ظروف شیشهای به شمار میآمد.
د) شیشههای ایرانی به رنگهای فیروزهای، سبز و لاجوردی در سراسر جهان شهرت داشتند.
۳. دوران اسلامی و شکوفایی هنر شیشهگری
پس از ورود اسلام، هنر شیشهگری در ایران و سرزمینهای اسلامی رونق بیشتری یافت.
الف) در شهرهای ری، نیشابور، دمشق، حلب، و سامرا کارگاههای شیشهگری فعالی وجود داشت.
ب) از شیشه برای ساخت چراغهای مساجد، پنجرههای رنگی، جام، عطردان و تنگهای نفیس استفاده میشد.
ج) در قرون میانه، شیشههای ایرانی به اروپا و هند صادر میشدند و تأثیر زیادی بر صنعت شیشهسازی گذاشتند.
۴. دوران صفویه تا معاصر
الف) در دوران صفویان، هنر شیشهگری بهویژه در اصفهان، شیراز، قزوین و کاشان بسیار شکوفا شد.
ب) تولید آینه، جام، بلور و شیشههای رنگی برای تزئین بناها در این دوره گسترش یافت.
ج) در دوران قاجار، با ورود فناوریهای اروپایی، کارخانههای شیشهسازی مدرن در ایران تأسیس شد؛ مانند کارخانهٔ بلورسازی در تهران (زمان ناصرالدینشاه).
۵. شیشهگری امروز
امروزه شیشهگری سنتی ایران هنوز در شهرهایی چون اصفهان، شیراز، تهران و قم ادامه دارد.
الف) شیشهگران با دمافزار، طرحها و رنگهای متنوعی میآفرینند که ترکیبی از هنر سنتی و زیبایی مدرن است.
ب) شیشههای دستساز ایرانی بهویژه برای صادرات و تزئینات معماری (مثل شیشههای رنگی در پنجرههای ارسی) ارزش فراوان دارند.
۶. ابزار و مواد در شیشهگری سنتی
الف) مواد اصلی: سیلیس (شن)، آهک، خاکستر قلیا، رنگدانههای معدنی.
ب) ابزارها: لوله دم، قیچی شیشهبر، قالب فلزی یا گلی، سنگ صافکن و کورهٔ ذوب.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
تاریخچهٔ شیشهگری
شیشهگری، از کهنترین و زیباترین هنرهای دستی بشر است که تلفیقی از علم، هنر و صنعت به شمار میآید. این هنر، بیانگر خلاقیت انسان در استفاده از مواد طبیعی مانند سیلیس (شن)، خاکستر قلیا و آهک برای ساخت اشیای شفاف و درخشان است.
۱. آغاز شیشهسازی در جهان
قدیمیترین شواهد از ساخت شیشه به بیش از ۴۰۰۰ سال پیش بازمیگردد.
الف) نخستین آثار شیشهای در بینالنهرین (بین دجله و فرات) و مصر باستان کشف شدهاند.
ب) در آغاز، شیشه به صورت طبیعی (مانند شیشههای حاصل از ذوب شن بر اثر آذرخش) شناخته میشد.
ج) بعدها صنعتگران با ذوب شن و خاکستر گیاهان قلیایی در کورهها، توانستند شیشهٔ مصنوعی بسازند.
در مصر باستان، از شیشه برای ساخت مهر، تسبیح، جواهرات و ظروف تزئینی استفاده میشد.
۲. پیشرفت شیشهگری در ایران
ایران یکی از کانونهای مهم شیشهگری در جهان باستان است.
الف) در حفاریهای باستانشناسی شوش، ری، سیلک کاشان، نیشابور و گرگان، قطعات شیشهای متعلق به دورهٔ عیلامی و هخامنشی کشف شده است.
ب) در زمان اشکانیان و ساسانیان، صنعت شیشهگری به اوج خود رسید.
ج) در این دوران، دمیدن در شیشه (تکنیک "دمافزار") رواج یافت که انقلابی در تولید ظروف شیشهای به شمار میآمد.
د) شیشههای ایرانی به رنگهای فیروزهای، سبز و لاجوردی در سراسر جهان شهرت داشتند.
۳. دوران اسلامی و شکوفایی هنر شیشهگری
پس از ورود اسلام، هنر شیشهگری در ایران و سرزمینهای اسلامی رونق بیشتری یافت.
الف) در شهرهای ری، نیشابور، دمشق، حلب، و سامرا کارگاههای شیشهگری فعالی وجود داشت.
ب) از شیشه برای ساخت چراغهای مساجد، پنجرههای رنگی، جام، عطردان و تنگهای نفیس استفاده میشد.
ج) در قرون میانه، شیشههای ایرانی به اروپا و هند صادر میشدند و تأثیر زیادی بر صنعت شیشهسازی گذاشتند.
۴. دوران صفویه تا معاصر
الف) در دوران صفویان، هنر شیشهگری بهویژه در اصفهان، شیراز، قزوین و کاشان بسیار شکوفا شد.
ب) تولید آینه، جام، بلور و شیشههای رنگی برای تزئین بناها در این دوره گسترش یافت.
ج) در دوران قاجار، با ورود فناوریهای اروپایی، کارخانههای شیشهسازی مدرن در ایران تأسیس شد؛ مانند کارخانهٔ بلورسازی در تهران (زمان ناصرالدینشاه).
۵. شیشهگری امروز
امروزه شیشهگری سنتی ایران هنوز در شهرهایی چون اصفهان، شیراز، تهران و قم ادامه دارد.
الف) شیشهگران با دمافزار، طرحها و رنگهای متنوعی میآفرینند که ترکیبی از هنر سنتی و زیبایی مدرن است.
ب) شیشههای دستساز ایرانی بهویژه برای صادرات و تزئینات معماری (مثل شیشههای رنگی در پنجرههای ارسی) ارزش فراوان دارند.
۶. ابزار و مواد در شیشهگری سنتی
الف) مواد اصلی: سیلیس (شن)، آهک، خاکستر قلیا، رنگدانههای معدنی.
ب) ابزارها: لوله دم، قیچی شیشهبر، قالب فلزی یا گلی، سنگ صافکن و کورهٔ ذوب.
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۲
شیشهگری نه تنها صنعتی کاربردی، بلکه هنری نمادین است؛ شفافیت و شکنندگی شیشه، در فرهنگ ایرانی، نماد پاکی، صداقت و لطافت روح دانسته میشود.
باسمه تعالی
موزههای هنری ایران
۱.موزهٔ هنرهای معاصر تهران – از مهمترین موزههای خاورمیانه، شامل آثار پیکاسو، دالی، پولاک و هنرمندان ایرانی.
۲.موزهٔ رضا عباسی – نمایشگر آثار خوشنویسی، نگارگری، تذهیب و مینیاتور از دوران پیش از اسلام تا قاجار.
۳.موزهٔ فرش ایران – مجموعهای بینظیر از قالیها و گلیمهای تاریخی ایران.
۴.موزهٔ موسیقی ایران – شامل سازهای سنتی و محلی و اسناد موسیقی ایرانی.
۵.موزهٔ زمان (ساعت) – ترکیبی از هنر و فناوری در ساخت ساعتها.
۶.موزهٔ هنرهای تزئینی سعدآباد
۷.موزهٔ صنایعدستی ایران
۸.موزهٔ خوشنویسی ایران
۹.کاخموزهٔ گلستان (بخش نقاشی و نگارگری)
۱۰.موزهٔ هنرهای تزئینی اصفهان – آثار خط، نگارگری، قلمدان، کاشی و مینیاتور.
۱۱.موزهٔ صنایعدستی و هنرهای سنتی اصفهان – نمایش هنرهایی چون خاتم، منبت، مینا و قلمزنی.
۱۲.موزهٔ موسیقی اصفهان – مجموعهای از سازهای اصیل ایرانی و تصاویر هنرمندان موسیقی سنتی.
۱۳.موزهٔ کلیسای وانک (بخش نقاشی و هنر مذهبی ارامنه)
۱۴.موزهٔ پارس (کلاهفرنگی) – آثار نقاشی، خوشنویسی و اشیای هنری دوره زندیه.
۱۵.موزهٔ سنگ و کتیبههای تاریخی (با جنبههای هنری)
۱۶.موزهٔ مشاهیر فارس (آثار هنری مرتبط با بزرگان ادب و هنر فارس)
۱۷.موزهٔ قاجار تبریز – آثار هنری و تزئینی دوره قاجار.
۱۸.موزهٔ ادبی شهریار – شامل دستنوشتهها و آثار فرهنگی و هنری استاد شهریار.
۱۹.موزهٔ صنایعدستی تبریز
۲۰.موزهٔ صنعتی کرمان – مجموعهای از آثار نقاشی، مجسمهسازی و طراحی معاصر ایران.
۲۱.موزهٔ هنر معاصر اصفهان (عمارت رکیبخانه)
۲۲.موزهٔ هنرهای معاصر کرمانشاه
۲۳.موزهٔ هنر گرافیک مشهد
۲۴.موزهٔ هنرهای معاصر کیش
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۳
موزههای هنری ایران
۱.موزهٔ هنرهای معاصر تهران – از مهمترین موزههای خاورمیانه، شامل آثار پیکاسو، دالی، پولاک و هنرمندان ایرانی.
۲.موزهٔ رضا عباسی – نمایشگر آثار خوشنویسی، نگارگری، تذهیب و مینیاتور از دوران پیش از اسلام تا قاجار.
۳.موزهٔ فرش ایران – مجموعهای بینظیر از قالیها و گلیمهای تاریخی ایران.
۴.موزهٔ موسیقی ایران – شامل سازهای سنتی و محلی و اسناد موسیقی ایرانی.
۵.موزهٔ زمان (ساعت) – ترکیبی از هنر و فناوری در ساخت ساعتها.
۶.موزهٔ هنرهای تزئینی سعدآباد
۷.موزهٔ صنایعدستی ایران
۸.موزهٔ خوشنویسی ایران
۹.کاخموزهٔ گلستان (بخش نقاشی و نگارگری)
۱۰.موزهٔ هنرهای تزئینی اصفهان – آثار خط، نگارگری، قلمدان، کاشی و مینیاتور.
۱۱.موزهٔ صنایعدستی و هنرهای سنتی اصفهان – نمایش هنرهایی چون خاتم، منبت، مینا و قلمزنی.
۱۲.موزهٔ موسیقی اصفهان – مجموعهای از سازهای اصیل ایرانی و تصاویر هنرمندان موسیقی سنتی.
۱۳.موزهٔ کلیسای وانک (بخش نقاشی و هنر مذهبی ارامنه)
۱۴.موزهٔ پارس (کلاهفرنگی) – آثار نقاشی، خوشنویسی و اشیای هنری دوره زندیه.
۱۵.موزهٔ سنگ و کتیبههای تاریخی (با جنبههای هنری)
۱۶.موزهٔ مشاهیر فارس (آثار هنری مرتبط با بزرگان ادب و هنر فارس)
۱۷.موزهٔ قاجار تبریز – آثار هنری و تزئینی دوره قاجار.
۱۸.موزهٔ ادبی شهریار – شامل دستنوشتهها و آثار فرهنگی و هنری استاد شهریار.
۱۹.موزهٔ صنایعدستی تبریز
۲۰.موزهٔ صنعتی کرمان – مجموعهای از آثار نقاشی، مجسمهسازی و طراحی معاصر ایران.
۲۱.موزهٔ هنر معاصر اصفهان (عمارت رکیبخانه)
۲۲.موزهٔ هنرهای معاصر کرمانشاه
۲۳.موزهٔ هنر گرافیک مشهد
۲۴.موزهٔ هنرهای معاصر کیش
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان)
۱۴۰۴/۸/۱۳
باسمه تعالی
موزههای تاریخی ایران
۱.موزهٔ ملی ایران (ایران باستان + دوران اسلامی) – مهمترین موزهٔ تاریخی کشور.
۲.موزهٔ جواهرات ملی – گنجینهٔ بینظیر جواهرات سلطنتی ایران.
۳.کاخموزهٔ گلستان – مجموعهای تاریخی از دوران صفویه تا قاجار.
۴.کاخموزهٔ نیاوران – آثار سلطنتی و تاریخی دوره پهلوی.
۵.کاخموزهٔ سعدآباد – مجموعهای از کاخها و اشیای تاریخی ایران معاصر.
۶.موزهٔ عبرت ایران – یادگار دوران پهلوی و تاریخ سیاسی معاصر.
۷.موزهٔ صلح تهران – روایت تاریخی جنگ ایران و عراق.
۸.موزهٔ دفاع مقدس و انقلاب اسلامی
۹.موزهٔ آب ایران – تاریخ مدیریت و فناوری آب در ایران باستان.
۱۰.موزهٔ پست و ارتباطات – تاریخ ارتباطات در ایران.
۱۱.کاخموزهٔ چهلستون – آثار تاریخی و تزئینی دوره صفویه.
۱۲.موزهٔ مردمشناسی اصفهان (حمام علیقلیآقا)
۱۳.موزهٔ تاریخ طبیعی اصفهان
۱۴.موزهٔ کلیسای وانک (اسناد تاریخی ارامنه)
۱۵.موزهٔ هفتتنان – آثار تاریخی از دورههای مختلف فارس.
۱۶.موزهٔ نارنجستان قوام (خانهٔ تاریخی)
۱۷.موزهٔ تاریخ طبیعی شیراز
۱۸.موزهٔ آب استان فارس
۱۹.موزهٔ حمام گنجعلیخان – بازسازی فضای تاریخی صفویه.
۲۰.موزهٔ زرتشتیان کرمان – آثار دینی و فرهنگی زرتشتیان.
۲۱.موزهٔ مردمشناسی بم (ارگ بم)
۲۲.موزهٔ شهداد (آثار تمدنهای کهن لوت)
۲۳.موزهٔ آذربایجان – آثار تاریخی از دوران پیشتاریخی تا اسلامی.
۲۴.موزهٔ مشروطهٔ تبریز – مرکز نهضت مشروطیت ایران.
۲۵.موزهٔ سنجش تبریز – ابزارهای اندازهگیری تاریخی.
۲۶.موزهٔ قرآن و کتابت تبریز
۲۷.موزهٔ مرکزی آستان قدس رضوی – اشیای تاریخی، سلاحها، سکهها و ظروف.
۲۸.موزهٔ نادری (آرامگاه نادرشاه)
۲۹.موزهٔ سکه و تمبر آستان قدس
۳۰.موزهٔ قرآن و نفایس آستان قدس
۳۱.موزهٔ باستانشناسی شوش (خوزستان)
۳۲.موزهٔ تخت جمشید (فارس)
۳۳.موزهٔ هگمتانه (همدان)
۳۴.موزهٔ فلکالافلاک (خرمآباد)
۳۵.موزهٔ رشت (میراث گیلان)
۳۶.موزهٔ سیستان و بلوچستان (زاهدان)
۳۷.موزهٔ دریایی بوشهر
۳۸.موزهٔ مردمشناسی سنندج
۳۹موزهٔ ارومیه
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۳
موزههای تاریخی ایران
۱.موزهٔ ملی ایران (ایران باستان + دوران اسلامی) – مهمترین موزهٔ تاریخی کشور.
۲.موزهٔ جواهرات ملی – گنجینهٔ بینظیر جواهرات سلطنتی ایران.
۳.کاخموزهٔ گلستان – مجموعهای تاریخی از دوران صفویه تا قاجار.
۴.کاخموزهٔ نیاوران – آثار سلطنتی و تاریخی دوره پهلوی.
۵.کاخموزهٔ سعدآباد – مجموعهای از کاخها و اشیای تاریخی ایران معاصر.
۶.موزهٔ عبرت ایران – یادگار دوران پهلوی و تاریخ سیاسی معاصر.
۷.موزهٔ صلح تهران – روایت تاریخی جنگ ایران و عراق.
۸.موزهٔ دفاع مقدس و انقلاب اسلامی
۹.موزهٔ آب ایران – تاریخ مدیریت و فناوری آب در ایران باستان.
۱۰.موزهٔ پست و ارتباطات – تاریخ ارتباطات در ایران.
۱۱.کاخموزهٔ چهلستون – آثار تاریخی و تزئینی دوره صفویه.
۱۲.موزهٔ مردمشناسی اصفهان (حمام علیقلیآقا)
۱۳.موزهٔ تاریخ طبیعی اصفهان
۱۴.موزهٔ کلیسای وانک (اسناد تاریخی ارامنه)
۱۵.موزهٔ هفتتنان – آثار تاریخی از دورههای مختلف فارس.
۱۶.موزهٔ نارنجستان قوام (خانهٔ تاریخی)
۱۷.موزهٔ تاریخ طبیعی شیراز
۱۸.موزهٔ آب استان فارس
۱۹.موزهٔ حمام گنجعلیخان – بازسازی فضای تاریخی صفویه.
۲۰.موزهٔ زرتشتیان کرمان – آثار دینی و فرهنگی زرتشتیان.
۲۱.موزهٔ مردمشناسی بم (ارگ بم)
۲۲.موزهٔ شهداد (آثار تمدنهای کهن لوت)
۲۳.موزهٔ آذربایجان – آثار تاریخی از دوران پیشتاریخی تا اسلامی.
۲۴.موزهٔ مشروطهٔ تبریز – مرکز نهضت مشروطیت ایران.
۲۵.موزهٔ سنجش تبریز – ابزارهای اندازهگیری تاریخی.
۲۶.موزهٔ قرآن و کتابت تبریز
۲۷.موزهٔ مرکزی آستان قدس رضوی – اشیای تاریخی، سلاحها، سکهها و ظروف.
۲۸.موزهٔ نادری (آرامگاه نادرشاه)
۲۹.موزهٔ سکه و تمبر آستان قدس
۳۰.موزهٔ قرآن و نفایس آستان قدس
۳۱.موزهٔ باستانشناسی شوش (خوزستان)
۳۲.موزهٔ تخت جمشید (فارس)
۳۳.موزهٔ هگمتانه (همدان)
۳۴.موزهٔ فلکالافلاک (خرمآباد)
۳۵.موزهٔ رشت (میراث گیلان)
۳۶.موزهٔ سیستان و بلوچستان (زاهدان)
۳۷.موزهٔ دریایی بوشهر
۳۸.موزهٔ مردمشناسی سنندج
۳۹موزهٔ ارومیه
تهیه و تنظیم
دکتر علی رجالی( دانشگاه اصفهان )
۱۴۰۴/۸/۱۳