Science and Religion
اصل اوکام یا تیغ اوکام چیست؟ طبق اصل اوکام ما هیچگاه نباید وجود اشیایی را برای نظریاتمان بیش از حد ضرورت در نظر بگیریم؛ هستی شناسی ما باید ساده و عاقلانه باشد و در عین حال بتواند حقیقت مورد نظر را به طور کامل توضیح دهد . چه در علوم انسانی چه در فلسفه چه…
یک نکته بسیار مهمی که این تعریف از تیغ اوکام اشکار می کند اشتباه و برداشت غلط و سوء استفاده اتئیست های اینترنتی و مجازی از این اصل است ؛ انها می گویند چون اتئیسم نسبت به خداباوری موجودیت کمتری را فرض می کند پس نظریه درست اتئیسم است در اینجا یک سوء استفاده اشکار از اصل صورت گرفته و ان این است که توضیح داده ها و واقعیت ها بسیار مهم است اگر نظریه ای داشتیم که موجودیت های کمتری داشت اما نمیتوانست حقایق را توضیح دهد این اصل نمی گوید که باید این نظریه را انتخاب کنیم در واقع معامله سادگی در مقابل توضیح بهتر حقایق مد نظر اصل اوکام نیست .
پس درست است که ممکن است خداناباور موجودیت های کمتری را باور داشته باشد اما اگر نتواند توضیح دهد چرا کیهان وجود دارد ؟ چرا جهان الگوهای خاصی را به نمایش می گذارد؟ چرا تجارب دینی گزارش شده است؟ چرا حقایق عینی اخلاقی داریم ؟ تیغ اوکام به او هیچ کمکی نخواهد کرد که نشان دهد اتئیسم درست است .
پس یادمان باشد در سنجش یک نظریه فقط سادگی مهم نیستی معیار کفایت توضیحی یا قدرت توضیحی explanatory power هم بسیار مهم است در جایی که کفایت توضیحی و قدرت توضیح داده ها وجود دارد نباید سادگی نظریه برای ما مهم باشد زمانی اصل مهم است که دو نظریه قدرت توضیحی برابر داشته باشند اما نظریه A نسبت به B ساده تر و ظریف تر و با موجودیت های کمتر است انگاه A را بر B ترجیح می دهیم.
نویسنده : SADEGH
@ReligionandScience2021
پس درست است که ممکن است خداناباور موجودیت های کمتری را باور داشته باشد اما اگر نتواند توضیح دهد چرا کیهان وجود دارد ؟ چرا جهان الگوهای خاصی را به نمایش می گذارد؟ چرا تجارب دینی گزارش شده است؟ چرا حقایق عینی اخلاقی داریم ؟ تیغ اوکام به او هیچ کمکی نخواهد کرد که نشان دهد اتئیسم درست است .
پس یادمان باشد در سنجش یک نظریه فقط سادگی مهم نیستی معیار کفایت توضیحی یا قدرت توضیحی explanatory power هم بسیار مهم است در جایی که کفایت توضیحی و قدرت توضیح داده ها وجود دارد نباید سادگی نظریه برای ما مهم باشد زمانی اصل مهم است که دو نظریه قدرت توضیحی برابر داشته باشند اما نظریه A نسبت به B ساده تر و ظریف تر و با موجودیت های کمتر است انگاه A را بر B ترجیح می دهیم.
نویسنده : SADEGH
@ReligionandScience2021
👍4👎4❤1
استراتژی که ویلیام لین کرایگ علیه اخلاقی بودن همجنسگرایی به ما معرفی می کند :
کرایگ استدلالی که علیه اخلاقی بودن همجنسگرایی ارائه می کند شامل سه مقدمه و نتیجه گیری است
1 همه ما موظف به انجام خواست خدا هستیم ( منظور الزام اخلاقیست).
2 خواست خدا در کتاب مقدس بیان شده است .
3 کتاب مقدس رفتار همجنسگرایانه را ممنوع کرده است .
نتیجه : رفتار همجنسگرایانه بر خلاف اراده الهی و در نتیجه از لحاظ اخلاقی هم غلط است .
کرایگ برای دفاع از مقدمه 1 از نوعی از نظریه امر الهی و نظریه اخلاقی دفاع می کند که ارزش های عینی اخلاقی تنها در صورتی وجود دارند که خدا باوری را بپذیریم او استدلال می کند در ادیان ابراهیمی خداوند است که به عنوان ذات خیر مطلق و نیکو بخشنده و عادل منشاء ارزش های اخلاقی ماست و اگر فلسفه ای سکولار به معنای طبیعت گرایانه و خداناباورانه را اتخاذ کنیم اصولا چیزی به عنوان ارزش های عینی اخلاقی مطرح نخواهد شد بلکه همه چیز مبتنی بر علایق فردی توهم تکاملی یا ارزش های نسبی فرهنگ ها خواهد بود و نمیتوان قضاوت کرد که کدام فرهنگ یا جامعه ارزش های درست به معنای مطلق دارد او از ریچارد تیلور فیلسف اخلاق امریکایی که سکولار است شاهدی بر مدعای خود می اورد .
The idea of moral obligation is clear enough, provided that reference to some higher lawmaker is understood. In other words, our moral obligations can be understood as those that are imposed by God. But what if this higher-than-human lawmaker is no longer taken into account? Does the concept of a moral obligation still make sense?
He says the answer is “No.” I quote: “The concept of moral obligation is unintelligible apart from the idea of God. The words remain, but their meaning is gone.”
منبع : Richard Taylor, Ethics, Faith, and Reason
در مرحله دوم ما باید نشان دهیم متون مقدس در دست ما واقعا بیان کننده گفتار الهی هستند بنظر می رسد از لحاظ معرفت شناسانه راه موجهی برای تایید الهی بودن متون ادیان وجود دارد وان هم استفاده از معرفت شناسی مبتنی بر شنیده هاست میتوان با استفاده از کار های معاصر در مسئله TESTIMONY نشان دهیم برای مثال قران کلام الهیست .
در مرحله سوم باید از یک روش شناسی موجه در تفسیر متن نشان دهیم همجنسگرایی تقبیح شده است .
اگر هر سه مقدمه را توانستیم اثبات کنیم بنظر میرسد طرفدار ادیان ابراهیمی استدلال خوبی علیه اخلاقی بودن همجنسگرایی خواهند داشت شایان ذکر است میتوان این استراتژی استدلال را در بسیاری از مسائل مطرح در اخلاق کاربردی به کار برد حوزه هایی مثل مهندسی ژنتیک سقط جنین خودکشی و.....
نویسنده : SADEGH
کرایگ استدلالی که علیه اخلاقی بودن همجنسگرایی ارائه می کند شامل سه مقدمه و نتیجه گیری است
1 همه ما موظف به انجام خواست خدا هستیم ( منظور الزام اخلاقیست).
2 خواست خدا در کتاب مقدس بیان شده است .
3 کتاب مقدس رفتار همجنسگرایانه را ممنوع کرده است .
نتیجه : رفتار همجنسگرایانه بر خلاف اراده الهی و در نتیجه از لحاظ اخلاقی هم غلط است .
کرایگ برای دفاع از مقدمه 1 از نوعی از نظریه امر الهی و نظریه اخلاقی دفاع می کند که ارزش های عینی اخلاقی تنها در صورتی وجود دارند که خدا باوری را بپذیریم او استدلال می کند در ادیان ابراهیمی خداوند است که به عنوان ذات خیر مطلق و نیکو بخشنده و عادل منشاء ارزش های اخلاقی ماست و اگر فلسفه ای سکولار به معنای طبیعت گرایانه و خداناباورانه را اتخاذ کنیم اصولا چیزی به عنوان ارزش های عینی اخلاقی مطرح نخواهد شد بلکه همه چیز مبتنی بر علایق فردی توهم تکاملی یا ارزش های نسبی فرهنگ ها خواهد بود و نمیتوان قضاوت کرد که کدام فرهنگ یا جامعه ارزش های درست به معنای مطلق دارد او از ریچارد تیلور فیلسف اخلاق امریکایی که سکولار است شاهدی بر مدعای خود می اورد .
The idea of moral obligation is clear enough, provided that reference to some higher lawmaker is understood. In other words, our moral obligations can be understood as those that are imposed by God. But what if this higher-than-human lawmaker is no longer taken into account? Does the concept of a moral obligation still make sense?
He says the answer is “No.” I quote: “The concept of moral obligation is unintelligible apart from the idea of God. The words remain, but their meaning is gone.”
منبع : Richard Taylor, Ethics, Faith, and Reason
در مرحله دوم ما باید نشان دهیم متون مقدس در دست ما واقعا بیان کننده گفتار الهی هستند بنظر می رسد از لحاظ معرفت شناسانه راه موجهی برای تایید الهی بودن متون ادیان وجود دارد وان هم استفاده از معرفت شناسی مبتنی بر شنیده هاست میتوان با استفاده از کار های معاصر در مسئله TESTIMONY نشان دهیم برای مثال قران کلام الهیست .
در مرحله سوم باید از یک روش شناسی موجه در تفسیر متن نشان دهیم همجنسگرایی تقبیح شده است .
اگر هر سه مقدمه را توانستیم اثبات کنیم بنظر میرسد طرفدار ادیان ابراهیمی استدلال خوبی علیه اخلاقی بودن همجنسگرایی خواهند داشت شایان ذکر است میتوان این استراتژی استدلال را در بسیاری از مسائل مطرح در اخلاق کاربردی به کار برد حوزه هایی مثل مهندسی ژنتیک سقط جنین خودکشی و.....
نویسنده : SADEGH
👍20👎12❤1
با این همه در تمام عمر این امید را در دلش می پروراند که نوعی ریاضیات تعمیم یافته کشف کند که خودش ان را characterisitica Universals می نماید و به وسیله ان می بایست محاسبه جای تفکر را بگیرید .
خود وی می گوید : اگر این وسیله را می داشتیم و می توانستیم در مابعدالطبیعه و اخلاق نیز بسیار مشابه هندسه استدلال تحلیل استدلال کنیم اگر اختلافی پیش می امد بین دو فیلسوف بیش از انچه میان دو حسابدار لازم است احتیاج به جر و بحث نمی بود. زیرا کافی بود مداد خود را به دست و لوح خودرا در کنار بگیرند و به یک دیگر بگویند بگذار حساب کنیم .
برتراند راسل تاریخ فلسفه غرب جلد 2 صفحه 450 ترجمه دریابندری
@ReligionandScience2021
خود وی می گوید : اگر این وسیله را می داشتیم و می توانستیم در مابعدالطبیعه و اخلاق نیز بسیار مشابه هندسه استدلال تحلیل استدلال کنیم اگر اختلافی پیش می امد بین دو فیلسوف بیش از انچه میان دو حسابدار لازم است احتیاج به جر و بحث نمی بود. زیرا کافی بود مداد خود را به دست و لوح خودرا در کنار بگیرند و به یک دیگر بگویند بگذار حساب کنیم .
برتراند راسل تاریخ فلسفه غرب جلد 2 صفحه 450 ترجمه دریابندری
@ReligionandScience2021
👍6👎2👌2❤1
Forwarded from 🌹"کانال حلقه دوستداران حقیقت"🌹 (سعید توفیقی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻حلقه دوستداران حقیقت برگزار میکند🔻
#دورهمی_خداباوران_شماره_۲۰
✍️🏻 نقد و بررسی مسئله (برهان شر)
#دکتر_ابراهیم_آزادگان
۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۱
پنج شنبه شب
ساعت ۹ به وقت ایران
لینک شرکت در جلسه کلاب هاوس :
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA/taibtSNZ/PDvg4bvW?utm_medium=ch_invite&utm_campaign=zCCLguCxw_JUh1y5RjZrSQ-567265
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
#دورهمی_خداباوران_شماره_۲۰
✍️🏻 نقد و بررسی مسئله (برهان شر)
#دکتر_ابراهیم_آزادگان
۱۳ بهمن ماه ۱۴۰۱
پنج شنبه شب
ساعت ۹ به وقت ایران
لینک شرکت در جلسه کلاب هاوس :
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA/taibtSNZ/PDvg4bvW?utm_medium=ch_invite&utm_campaign=zCCLguCxw_JUh1y5RjZrSQ-567265
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
👍5👎1
دو نکته در بررسی موضوع اراده آزاد
ص ۱۶ و ۱۷ از کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" قسمت یادداشت سردبیر
@ReligionandScience2021
ص ۱۶ و ۱۷ از کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" قسمت یادداشت سردبیر
@ReligionandScience2021
👍2👎1
دو نکته در بررسی موضوع اراده آزاد
ص ۱۶ و ۱۷ از کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" قسمت یادداشت سردبیر
@ReligionandScience2021
ص ۱۶ و ۱۷ از کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" قسمت یادداشت سردبیر
@ReligionandScience2021
👍4👎1
دو نکته در بررسی موضوع اراده آزاد
ص ۱۶ و ۱۷ از کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" قسمت یادداشت سردبیر
🔅نکتهای که در رویارویی با مسئلهی اراده آزاد و بهطور کلی تمام مسایلی که ریشه در ادراکات درونی و وجدانی ما دارند باید مورد توجه قرار گیرد، آن است که جایگاه و اعتبار ادراکات درونی و وجدانی ما چه گونه است؟ آیا اصولا می توان ادراکی وجدانی و درونی را به صرف مخالفت با یک مدعای تجربی و سوم شخص یا حتی قاعده ای فلسفی کنار گذاشت؟ به نظر می رسد اگرچه پاسخ به این پرسش ها چندان ساده و آسان نیست اما اجمالا روشن است که ادراکات درونی و وجدانی ما جایگاه بسیار اساسی در فهم ما از خود و جهان پیرامونمان دارد و این که چه گونه میتوان با کنار گذاشتن این ادراکات از مدعایی علمی و تجربی سخن گفت، خود محل بحث بسیار است. چنانچه فردی به دلیل آن که فهم درونی و وجدانی اش از خود با یافته های تجربی علم جدید منطبق نیست بخواهد درک خود را کنار بگذارد، این روند می تواند تا اذعان به توهم بودن خود او و تمامی اندیشه ها و باورهایش ادامه یابد؛ کما این که رویکرد حذف انگار در فلسفه ی ذهن امروز در چنین موضع متناقضی خود را گرفتار کرده. ماری میجلی در کتاب آیا تو توهم هستی؟ به این پرسش می پردازد و نشان میدهد که جدی نگرفتن ادراکات اول شخص و وجدانی ما و سر سپردن به مدعیات علمی میتواند تا انکار اصل هویت و حقیقت انسانی مان ما را پیش ببرد 2015 Midgley).
🔅نکته ی دیگری که در ادامه ی این موضوع باید به آن توجه کرد، آن است که باور به وجود یک امر میتواند مستقل و متمایز از فهم و علم به ماهیت و سازوکار آن باشد. به طور خاص این که ما نتوانیم حقیقت اراده ی آزاد و سرشت آن را تبیین نماییم هرگز نمی تواند دلیل خوبی برای انکار اصل وجود آن باشد. حتی میان پدیده های علمی ای که ما درکی اول شخص و وجدانی از وجود آنها نداریم، بسیارند پدیده هایی که حقیقت آنها برای ما معلوم نیست و چه بسا با فهم کنونی ما از جهان و سایر پدیده ها نیز سازگاری ندارند مثال امروزی تر چنین امری #ماهیت_الکترون است که در نیمه ی اول قرن بیستم، به دلیل بروز رفتارهای متضاد موجی و ذره ای سبب سردرگمیهای فراوانی میان فیزیکدانان برجسته شده بود. نمونه ی قدیمی تر چنین امری در تاریخ علم جدید گرانش است. هنگامی که #نیوتن نخستین بار نظریه عمومی گرانش را ارایه نمود اعتراض شدیدی از سوی پیروان دانشمند و فیلسوف او برخاست #گرانش نیرویی رازآلود بود که برخی از معاصرین نیوتن آن را امر غیبی میخواندند 2008 Ritchie). تا امروز سازوکار و ماهیت گرانش همچنان رازآلود باقی مانده است اما این نمی تواند سبب انکار وجود گرانش برای ما باشد بنابراین این که سازوکار علیت ذهن بدن و اراده ی آزاد را ندانیم دلیل موجهی برای انکار اصل آن نخواهد بود ( 2008 ,Dardis)؛ مضاف بر این که چه بسا درک ما از علیت ذهنی و اراده ی آزاد جزء وجدانی و بدیهی ترین ادراکات ما از خود و جهان پیرامونمان باشد.
نیما #نریمانی
دبیر مجموعه
تابستان ۱۴۰۱
1. Mary Midgley
2. Are You An illusion?
@ReligionandScience2021
ص ۱۶ و ۱۷ از کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" قسمت یادداشت سردبیر
🔅نکتهای که در رویارویی با مسئلهی اراده آزاد و بهطور کلی تمام مسایلی که ریشه در ادراکات درونی و وجدانی ما دارند باید مورد توجه قرار گیرد، آن است که جایگاه و اعتبار ادراکات درونی و وجدانی ما چه گونه است؟ آیا اصولا می توان ادراکی وجدانی و درونی را به صرف مخالفت با یک مدعای تجربی و سوم شخص یا حتی قاعده ای فلسفی کنار گذاشت؟ به نظر می رسد اگرچه پاسخ به این پرسش ها چندان ساده و آسان نیست اما اجمالا روشن است که ادراکات درونی و وجدانی ما جایگاه بسیار اساسی در فهم ما از خود و جهان پیرامونمان دارد و این که چه گونه میتوان با کنار گذاشتن این ادراکات از مدعایی علمی و تجربی سخن گفت، خود محل بحث بسیار است. چنانچه فردی به دلیل آن که فهم درونی و وجدانی اش از خود با یافته های تجربی علم جدید منطبق نیست بخواهد درک خود را کنار بگذارد، این روند می تواند تا اذعان به توهم بودن خود او و تمامی اندیشه ها و باورهایش ادامه یابد؛ کما این که رویکرد حذف انگار در فلسفه ی ذهن امروز در چنین موضع متناقضی خود را گرفتار کرده. ماری میجلی در کتاب آیا تو توهم هستی؟ به این پرسش می پردازد و نشان میدهد که جدی نگرفتن ادراکات اول شخص و وجدانی ما و سر سپردن به مدعیات علمی میتواند تا انکار اصل هویت و حقیقت انسانی مان ما را پیش ببرد 2015 Midgley).
🔅نکته ی دیگری که در ادامه ی این موضوع باید به آن توجه کرد، آن است که باور به وجود یک امر میتواند مستقل و متمایز از فهم و علم به ماهیت و سازوکار آن باشد. به طور خاص این که ما نتوانیم حقیقت اراده ی آزاد و سرشت آن را تبیین نماییم هرگز نمی تواند دلیل خوبی برای انکار اصل وجود آن باشد. حتی میان پدیده های علمی ای که ما درکی اول شخص و وجدانی از وجود آنها نداریم، بسیارند پدیده هایی که حقیقت آنها برای ما معلوم نیست و چه بسا با فهم کنونی ما از جهان و سایر پدیده ها نیز سازگاری ندارند مثال امروزی تر چنین امری #ماهیت_الکترون است که در نیمه ی اول قرن بیستم، به دلیل بروز رفتارهای متضاد موجی و ذره ای سبب سردرگمیهای فراوانی میان فیزیکدانان برجسته شده بود. نمونه ی قدیمی تر چنین امری در تاریخ علم جدید گرانش است. هنگامی که #نیوتن نخستین بار نظریه عمومی گرانش را ارایه نمود اعتراض شدیدی از سوی پیروان دانشمند و فیلسوف او برخاست #گرانش نیرویی رازآلود بود که برخی از معاصرین نیوتن آن را امر غیبی میخواندند 2008 Ritchie). تا امروز سازوکار و ماهیت گرانش همچنان رازآلود باقی مانده است اما این نمی تواند سبب انکار وجود گرانش برای ما باشد بنابراین این که سازوکار علیت ذهن بدن و اراده ی آزاد را ندانیم دلیل موجهی برای انکار اصل آن نخواهد بود ( 2008 ,Dardis)؛ مضاف بر این که چه بسا درک ما از علیت ذهنی و اراده ی آزاد جزء وجدانی و بدیهی ترین ادراکات ما از خود و جهان پیرامونمان باشد.
نیما #نریمانی
دبیر مجموعه
تابستان ۱۴۰۱
1. Mary Midgley
2. Are You An illusion?
@ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
کتاب "اراده آزاد و چالشهای علمی و فلسفی معاصر" با دبیری علمی نیما نریمانی و زیر نظر دکتر سید حسن حسینی از سوی نشر پارسیک منتشر شد.
این کتاب به مهمترین مسئله های کنونی پیش روی اراده آزاد/اختیار از منظر علمی و فلسفی می پردازد، از جمله:
- تقابل اراده آزاد…
این کتاب به مهمترین مسئله های کنونی پیش روی اراده آزاد/اختیار از منظر علمی و فلسفی می پردازد، از جمله:
- تقابل اراده آزاد…
👍7👎2
Oxford_Dictionary_of_Philosophy_3rd_Edition_Simon_Blackburn_PDFDrive.pdf
7.2 MB
🔺دیکشنری جامع فلسفه آکسفورد🔺
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 1038
#انگلیسی
#زبان_آموزی
@ReligionandScience2021
زبان: انگلیسی
تعداد صفحات: 1038
#انگلیسی
#زبان_آموزی
@ReligionandScience2021
👌3🔥2👍1👎1👏1
《علیت و موجبیت بر اساس مدل شرطی خلاف واقع برای علیت》
https://plato.stanford.edu/entries/causation-counterfactual/#ChaCau
1.4 Chancy Causation
So far we have considered how the counterfactual theory of causation works under the assumption of determinism. But what about causation when determinism fails? Lewis (1986c) argues that chancy causation is a conceptual possibility that must be accommodated by a theory of causation. Indeed, contemporary physics tells us the actual world abounds with probabilistic processes that are causal in character. To take a familiar example (Lewis 1986c): suppose that you mischievously hook up a bomb to a radioactive source and Geiger counter in such a way that the bomb explodes if the counter registers a certain number of clicks within ten minutes. If it happens that the counter registers the required number of clicks and the bomb explodes, your act caused the explosion, even though there is no deterministic connection between them: consistent with the actual past and the laws, the Geiger counter might not have registered sufficiently many clicks.
In principle a counterfactual analysis of causation is well placed to deal with chancy causation, since counterfactual dependence does not require that the cause was sufficient, in the circumstances, for the effect – it only requires that the cause was necessary in the circumstances for the effect.
در مدخل شرطی خلاف واقع به عنوان مدلی برای علیت در دانشنامه فلسفی استنفورد به رابطه علیت و موجبیت ( دترمینیسم ) نیز اشاره شده است، لویس اشاره میکند که بر اساس فیزیک جدید جهان بالفعل پر است از پدیدههای تصادفی که علّی نیز میباشند.
لویس در قالب یک آزمایش فوری مثال قابل تاملی ارائه کرده است:
اگر بمبی ساخته باشیم که ماشه چاشنی ان به یک شمارشگر رادیواکتیو متصل باشد و تنها در صورتی عمل کند که در یک فاصله زمانی مشخص ۱۰ دقیقهای، تعداد مشخصی پرتو رادیواکتیو را ثبت کند، آنگاه پدیده انفجار بمب توسط ما کاملا علّی و در همان حال غیرموجبیتی خواهد بود.
@ReligionandScience2021
https://plato.stanford.edu/entries/causation-counterfactual/#ChaCau
1.4 Chancy Causation
So far we have considered how the counterfactual theory of causation works under the assumption of determinism. But what about causation when determinism fails? Lewis (1986c) argues that chancy causation is a conceptual possibility that must be accommodated by a theory of causation. Indeed, contemporary physics tells us the actual world abounds with probabilistic processes that are causal in character. To take a familiar example (Lewis 1986c): suppose that you mischievously hook up a bomb to a radioactive source and Geiger counter in such a way that the bomb explodes if the counter registers a certain number of clicks within ten minutes. If it happens that the counter registers the required number of clicks and the bomb explodes, your act caused the explosion, even though there is no deterministic connection between them: consistent with the actual past and the laws, the Geiger counter might not have registered sufficiently many clicks.
In principle a counterfactual analysis of causation is well placed to deal with chancy causation, since counterfactual dependence does not require that the cause was sufficient, in the circumstances, for the effect – it only requires that the cause was necessary in the circumstances for the effect.
در مدخل شرطی خلاف واقع به عنوان مدلی برای علیت در دانشنامه فلسفی استنفورد به رابطه علیت و موجبیت ( دترمینیسم ) نیز اشاره شده است، لویس اشاره میکند که بر اساس فیزیک جدید جهان بالفعل پر است از پدیدههای تصادفی که علّی نیز میباشند.
لویس در قالب یک آزمایش فوری مثال قابل تاملی ارائه کرده است:
اگر بمبی ساخته باشیم که ماشه چاشنی ان به یک شمارشگر رادیواکتیو متصل باشد و تنها در صورتی عمل کند که در یک فاصله زمانی مشخص ۱۰ دقیقهای، تعداد مشخصی پرتو رادیواکتیو را ثبت کند، آنگاه پدیده انفجار بمب توسط ما کاملا علّی و در همان حال غیرموجبیتی خواهد بود.
@ReligionandScience2021
👍6👎3👏2
Forwarded from انتشارات دانشگاه مفید
منتشر شد:
آیا علم و دین سازگارند؟ مناظره #دنیل_دنت و الوین #پلنتینگا
از انتشارات #دانشگاه_آکسفورد
ترجمه دکتر علی #شهبازی
چاپ اول
قطع رقعی
۱۰۵ صفحه
۷۰۰۰۰ تومان
#انتشارات_دانشگاه_مفيد
#پخش_ققنوس
#پخش_دانش_نگار
#پخش_ماهریس(فرهنگ)
#پخش_حدیث
#پخش_پیام_امروز
#کتاب_شهر_قم
#پخش_سروش_قم
@mofidupress
آیا علم و دین سازگارند؟ مناظره #دنیل_دنت و الوین #پلنتینگا
از انتشارات #دانشگاه_آکسفورد
ترجمه دکتر علی #شهبازی
چاپ اول
قطع رقعی
۱۰۵ صفحه
۷۰۰۰۰ تومان
#انتشارات_دانشگاه_مفيد
#پخش_ققنوس
#پخش_دانش_نگار
#پخش_ماهریس(فرهنگ)
#پخش_حدیث
#پخش_پیام_امروز
#کتاب_شهر_قم
#پخش_سروش_قم
@mofidupress
👍8👎1
Forwarded from قدحهای نهانی
گرامیداشت بعثت رسول خاتم صلی الله علیه و آله
(نقش نام محمد در گنبد سلطانیه، عکس از صادق میری)
(نقش نام محمد در گنبد سلطانیه، عکس از صادق میری)
❤12👎1🤔1
Debating_Christian_Theism_J_P_Moreland,_Khaldoun_A_Sweis_etc_z_lib.pdf
2.4 MB
Debating Christian Theism
EDITED BY J. P. Moreland ,Chad Meister, and Khaldoun A. Sweis
@ReligionandScience2021
EDITED BY J. P. Moreland ,Chad Meister, and Khaldoun A. Sweis
@ReligionandScience2021
👍2👎1
استدلال بر اساس آگاهی
Argument from Consiousness
گراهام اپی فیلسوف اتئیست در مقاله "آگاهی، خداباوری و طبیعتگرایی" ( ۲۰۱۳ ) اشاره میکند که اخیرا موجی از استدلالهایی متکی بر اگاهی یا برخوردهای همدلانه با آنها براه افتاده است، او به کتاب
Companion to Philosophy of Religion
P. Quinn and C. Taliaferro
ارجاع داده که در اولین چاپ ان ( ۱۹۹۷ ) به چنین مسئلهای اشاره نمیکند ولی در چاپ بعدیاش ( ۲۰۱۰) مدخل مستقلی را به این موضوع اختصاص داده است.
🔹️در میان آثار برجسته این رویکرد میتوان این موارد اشاره کرد:
۱- مقالات J.P. Moreland مانند مقاله Argument from Consciousness
۲' کتاب Flavors, Colors and God,” in The Virtue of Faith نوشته روبرت آدامز
۳- کتاب The Evolution of the Soul نوشته ریچارد سوئینبرن
چنین استدلالهایی میتوانند به شکلی قیاسی یا استقرایی صورتبندی شده باشند.
🔹️استدلال قیاسی مورلند بر اساس مقاله Argument from Consciouness ( مقاله ۹ کتاب ) چنین صورتبندی شده است:
۱- حالات ذهنیای که اصالتا غیر فیزیکی هستند وجود دارند.
۲- وجود حالات ذهنی تبیینی دارد.
۳- تبیین شخصی از تبیین طبیعی - علمی متفاوت است.
۴- تبیین وجود حالات ذهنی یا شخصی یا طبیعی - علمی است.
۵- تبیین آگاهی یک تبیین طبیعی - علمی نیست.
۶- بنابراین تبیین یک تبیین شخصی است.
۷- اگر تبیین شخصی باشد انگاه خداباورانه است.
۸ - در نتیجه تبیین خداباورانه است.
🔹️تبیین طبیعی - علمی متکی بر یک قانون کلی در بیان گحوه اعمال اثر علّی و یک گزاره بیانکننده شرایط پیرامونی است، این تبیین بر علیت از نوع علیت رویدادها اتکا دارد.
تبیین شخصی متکی است بر علیت عامل ( Agent ) و در ان از مفاهیمی چون قصد، توانایی و هدف عامل بحث میشود.
🔹️در ادامه مقاله نویسنده ضمن برشمردن ویژگیهای اساسی هستیشناسانه و معرفتشناسانه طبیعتگرایی، چند تبیین طبیعتگرایانه آگاهی مانند نظریه طبیعتگرایی بیولوژیک جان سرل، تبیین اگنوستیک کولین مکگین ، و پانسایکیسم را معرفی و نقد کرده است.
@ReligionandScience2021
Argument from Consiousness
گراهام اپی فیلسوف اتئیست در مقاله "آگاهی، خداباوری و طبیعتگرایی" ( ۲۰۱۳ ) اشاره میکند که اخیرا موجی از استدلالهایی متکی بر اگاهی یا برخوردهای همدلانه با آنها براه افتاده است، او به کتاب
Companion to Philosophy of Religion
P. Quinn and C. Taliaferro
ارجاع داده که در اولین چاپ ان ( ۱۹۹۷ ) به چنین مسئلهای اشاره نمیکند ولی در چاپ بعدیاش ( ۲۰۱۰) مدخل مستقلی را به این موضوع اختصاص داده است.
🔹️در میان آثار برجسته این رویکرد میتوان این موارد اشاره کرد:
۱- مقالات J.P. Moreland مانند مقاله Argument from Consciousness
۲' کتاب Flavors, Colors and God,” in The Virtue of Faith نوشته روبرت آدامز
۳- کتاب The Evolution of the Soul نوشته ریچارد سوئینبرن
چنین استدلالهایی میتوانند به شکلی قیاسی یا استقرایی صورتبندی شده باشند.
🔹️استدلال قیاسی مورلند بر اساس مقاله Argument from Consciouness ( مقاله ۹ کتاب ) چنین صورتبندی شده است:
۱- حالات ذهنیای که اصالتا غیر فیزیکی هستند وجود دارند.
۲- وجود حالات ذهنی تبیینی دارد.
۳- تبیین شخصی از تبیین طبیعی - علمی متفاوت است.
۴- تبیین وجود حالات ذهنی یا شخصی یا طبیعی - علمی است.
۵- تبیین آگاهی یک تبیین طبیعی - علمی نیست.
۶- بنابراین تبیین یک تبیین شخصی است.
۷- اگر تبیین شخصی باشد انگاه خداباورانه است.
۸ - در نتیجه تبیین خداباورانه است.
🔹️تبیین طبیعی - علمی متکی بر یک قانون کلی در بیان گحوه اعمال اثر علّی و یک گزاره بیانکننده شرایط پیرامونی است، این تبیین بر علیت از نوع علیت رویدادها اتکا دارد.
تبیین شخصی متکی است بر علیت عامل ( Agent ) و در ان از مفاهیمی چون قصد، توانایی و هدف عامل بحث میشود.
🔹️در ادامه مقاله نویسنده ضمن برشمردن ویژگیهای اساسی هستیشناسانه و معرفتشناسانه طبیعتگرایی، چند تبیین طبیعتگرایانه آگاهی مانند نظریه طبیعتگرایی بیولوژیک جان سرل، تبیین اگنوستیک کولین مکگین ، و پانسایکیسم را معرفی و نقد کرده است.
@ReligionandScience2021
👍3👎1
🔹️دلایل مورلند برای مقدمه اول استدلالش یعنی غیرفیزیکی بودن حالات ذهنی کدام است؟
🔸️(i) there is a raw qualitative feel or a “what it is like” to have a mental state
such as a pain;
۱- حالت ذهنی میتواند یک احساس خام کیفی باشد، مانند اینکه سوال میشود حالت ذهنی خاصی مانند درد، شبیه چه چیزی است؟
🔸️(ii) many mental states have intentionality— ofness or aboutness —directed toward an object (e.g., a thought is about the moon);
۲- بسیاری از حالات ذهنی حیث التفاتی ( درباره چیزی بودن ) دارند، مانند اندیشیدن به ماه
🔸️(iii) mental states are inner, private, and immediate to the subject having them;
۳- ویژگیهای ذهنی برای شخص دارای آنها داخلی، شخصی و بلاواسطه هستند.
🔸️(iv) mental states fail to have crucial features (e.g., spatial extension, location) that characterize physical states and in general cannot be described using physical language;
۴- حالات ذهنی وجوه بنیادین مادی بودن مانند بعد فضایی داشتن را نداشته و بطور کلی با زبان فیزیکی قابل توصیف نیستند.
🔸️(v) mental states are constituted by qualitatively simple properties (e.g., being a pain or a sensation of red), but physical states are constituted by quantitative, structural properties (e.g., being a C-fiber firing).
۵- حالات ذهنی شکل گرفته از ویژگیهای ساده کیفی دارند ولی حالات فیزیکی متشکل از ویژگیهای ساختاری کمی هستند. ( برای مثال احساس قرمزی یا درد در برابر شلیک فیبر عصبی C )
@ReligionandScience2021
🔸️(i) there is a raw qualitative feel or a “what it is like” to have a mental state
such as a pain;
۱- حالت ذهنی میتواند یک احساس خام کیفی باشد، مانند اینکه سوال میشود حالت ذهنی خاصی مانند درد، شبیه چه چیزی است؟
🔸️(ii) many mental states have intentionality— ofness or aboutness —directed toward an object (e.g., a thought is about the moon);
۲- بسیاری از حالات ذهنی حیث التفاتی ( درباره چیزی بودن ) دارند، مانند اندیشیدن به ماه
🔸️(iii) mental states are inner, private, and immediate to the subject having them;
۳- ویژگیهای ذهنی برای شخص دارای آنها داخلی، شخصی و بلاواسطه هستند.
🔸️(iv) mental states fail to have crucial features (e.g., spatial extension, location) that characterize physical states and in general cannot be described using physical language;
۴- حالات ذهنی وجوه بنیادین مادی بودن مانند بعد فضایی داشتن را نداشته و بطور کلی با زبان فیزیکی قابل توصیف نیستند.
🔸️(v) mental states are constituted by qualitatively simple properties (e.g., being a pain or a sensation of red), but physical states are constituted by quantitative, structural properties (e.g., being a C-fiber firing).
۵- حالات ذهنی شکل گرفته از ویژگیهای ساده کیفی دارند ولی حالات فیزیکی متشکل از ویژگیهای ساختاری کمی هستند. ( برای مثال احساس قرمزی یا درد در برابر شلیک فیبر عصبی C )
@ReligionandScience2021
👍6👎1👏1
🔹️از دلایل مورلند برای مقدمه ۵ یعنی ناممکن بودن ارائه تبیینی طبیعی - علمی برای آگاهی، به چنین مواردی میتوان اشاره کرد:
🔅 اصل یکنواختی طبیعت: ایجاد آگاهی از عوامل طبیعی بدون آگاهی چیزی شبیه خلق از عدم است به این معنا که به هیچ وجه در حد عوامل فیزیکی نیست که مفهومی مانند آگاهی را بوجود بیاورند.
🔅 امکانی بودن کاملا رادیکال همبستگی حالات ذهنی و حالات بدنی: چرا حالت فیزیکی خاصی در مغز با حس درد و نه حس خارش یا تفکر و ... همراه است؟
او در این موضوع به استدلال جهان زامبیها و جهان کیفیات ذهنی معکوس اشاره میکند.
در نهایت از نظر مورلند هیچ میزانی از دانش درباره حالات مغزی، به ارائه پاسخ به سوال فوق نخواهد انجامید
🔅از نظر طبیعتگرایانه همبستگی حالات ذهنی و حالات فیزیکی و بدنی حقایق امکانی اولیه بدون تبیین ( Brute Fact ) هستند ولی با توجه به منحصر به فرد بودن رادیکال ویژگیهای ذهنی چنین نگاهی نزد طبیعتگرا یک مصادره به مطلوب است.
🔅طبیعتگرایی متکی بر ایده بستار فیزیکی و اپیفنومن دانستن حالات ذهنی است که بر اساس ان حالات ذهنی نمی تواند بر حالات بدنی اثر علّی داشته باشد. اما از دید مورلند اپیفنومنالیسم کاذب است و اثر علّی حالات ذهنی بر حالات بدنی امکان ناپذیر است.
🔅تبیین فرگشتی برای توضیح چگونگی ایحاد آگاهی ناکافی است.
🔅استفاده از برچسب نوظهور ( emergence ) ناکافی است. مورلند به بیان J.L. Mackie درباره امور اخلاقی و هنجاری اشاره میکند که چگونه نمیتوان امور اخلاقی و هنجاری را بدون توسط به مفهوم خدا با ایده امرجنس تبیین کرد. از نظر مورلند آگاهی نیز چنین است و تلاش برای حل مشکل با کمک برچسب امرجنس در واقع مصادره به مطلوب است.
@ReligionandScience2021
🔅 اصل یکنواختی طبیعت: ایجاد آگاهی از عوامل طبیعی بدون آگاهی چیزی شبیه خلق از عدم است به این معنا که به هیچ وجه در حد عوامل فیزیکی نیست که مفهومی مانند آگاهی را بوجود بیاورند.
🔅 امکانی بودن کاملا رادیکال همبستگی حالات ذهنی و حالات بدنی: چرا حالت فیزیکی خاصی در مغز با حس درد و نه حس خارش یا تفکر و ... همراه است؟
او در این موضوع به استدلال جهان زامبیها و جهان کیفیات ذهنی معکوس اشاره میکند.
در نهایت از نظر مورلند هیچ میزانی از دانش درباره حالات مغزی، به ارائه پاسخ به سوال فوق نخواهد انجامید
🔅از نظر طبیعتگرایانه همبستگی حالات ذهنی و حالات فیزیکی و بدنی حقایق امکانی اولیه بدون تبیین ( Brute Fact ) هستند ولی با توجه به منحصر به فرد بودن رادیکال ویژگیهای ذهنی چنین نگاهی نزد طبیعتگرا یک مصادره به مطلوب است.
🔅طبیعتگرایی متکی بر ایده بستار فیزیکی و اپیفنومن دانستن حالات ذهنی است که بر اساس ان حالات ذهنی نمی تواند بر حالات بدنی اثر علّی داشته باشد. اما از دید مورلند اپیفنومنالیسم کاذب است و اثر علّی حالات ذهنی بر حالات بدنی امکان ناپذیر است.
🔅تبیین فرگشتی برای توضیح چگونگی ایحاد آگاهی ناکافی است.
🔅استفاده از برچسب نوظهور ( emergence ) ناکافی است. مورلند به بیان J.L. Mackie درباره امور اخلاقی و هنجاری اشاره میکند که چگونه نمیتوان امور اخلاقی و هنجاری را بدون توسط به مفهوم خدا با ایده امرجنس تبیین کرد. از نظر مورلند آگاهی نیز چنین است و تلاش برای حل مشکل با کمک برچسب امرجنس در واقع مصادره به مطلوب است.
@ReligionandScience2021
👍8👎1
Forwarded from 🌹"کانال حلقه دوستداران حقیقت"🌹 (سعید توفیقی)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻حلقه دوستداران حقیقت برگزار میکند🔻
#دورهمی_خداباوران_شماره_۲۲
بستار فیزیکی و استدلال به سود طبیعت گرایی؛ بررسی انتقادی
با حضور دکتر نیما نریمانی
دکتری فلسفه دین
۴ اسفند ماه ۱۴۰۱
پنج شنبه شب
ساعت ۹
به وقت ایران
لینک شرکت در جلسه کلاب هاوس :
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA/SzPELirZ/MEzBo9Oy?utm_medium=ch_invite&utm_campaign=zCCLguCxw_JUh1y5RjZrSQ-598317
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
#دورهمی_خداباوران_شماره_۲۲
بستار فیزیکی و استدلال به سود طبیعت گرایی؛ بررسی انتقادی
با حضور دکتر نیما نریمانی
دکتری فلسفه دین
۴ اسفند ماه ۱۴۰۱
پنج شنبه شب
ساعت ۹
به وقت ایران
لینک شرکت در جلسه کلاب هاوس :
https://www.clubhouse.com/join/%D8%AD%D9%84%D9%82%D9%87-%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA/SzPELirZ/MEzBo9Oy?utm_medium=ch_invite&utm_campaign=zCCLguCxw_JUh1y5RjZrSQ-598317
لینک کانال تلگرام :
@The_circle_of_truth_lovers
👍3👎2