رَوا | روانشناسی دین
در اولین مطلب در موضوع خشونت و دین، به سراغ مدخل خشونت و دین در "دایرهالمعارف روانشناسی دین" رفتهایم. 🔖متن کامل نوشته: کلیک کنید. 🎧نسخه صوتی: تلگرام | کستباکس رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
رَوا | روانشناسی دین
خشونت و دین
June 5, 2024 by Rava
بخش اول
سابقهی بروز خشونت از جانب گروههای دینی تندرو، سابقهای طولانی است که در زمان حاضر با فعالیت گروههایی همچون طالبان و داعش، پررنگتر نیز شدهاست. در قالب مجموعهای از نوشتار/ پادکستها به رابطهی محتمل میان خشونت و دینداری از منظر روانشناختی پرداخته خواهدشد. این پرسش مهم مطرح است که آیا ادیان، خشونت مذهبی را افزایش دادهاند یا برعکس، ابزارهایی برای کنترل خشونت بودهاند و شاید هم در شرایط مختلف هر دو حالت محتمل باشد. ضمناً این پرسش نیز قابل طرح است که در صورت رابطهی مثبت میان دینداری و خشونت، آیا این رابطه از جنس رابطهی علّی است یا همبستگی؟ یعنی آیا این دو، علت یکدیگرند یا به دلایلی تنها با هم نسبت دارند؟ در مجموع، رابطهی دینداری و خشونت رابطهای پیچیده است که روانشناسانِ دین به آن پرداختهاند و البته دیدگاههای مختلف و بعضاً متضادی هم مطرح شدهاست. روا، در راستای بسط دانش روانشناسی دین، به این موضوع از جنبههای مختلف خواهد پرداخت.
برای تدوین نخستین متن/ پادکست، به سراغ کتاب دائرةالمعارف روانشناسی و دین[1] به سرپرستی دیوید ای.لیمینگ[2]،مدخل خشونت و دین، نوشتهی جیمز دبلیو. جونز[3]، رفته ایم و ترجمهای از این نوشته را با اندکی تلخیص و ویرایش تقدیم مینماییم. لطفا توجه کنید که آنچه از پی میآید تنها بیانگر یکی از نظرگاههای متفاوت و متضادی است که در این موضوع وجود دارد.
با ما در رَوا همراه باشید.
خشونت و دین
همهی ادیان نمادها و استعارههایی مرتبط با جنگ و خشونت دارند. روایتهای خونین جنگها، غارتها، تجاوزها و فتوحات در سراسر اسفار نخستین تورات دیده میشود. در عهد جدید نیز صحنهی خونین به صلیب کشیده شدن مسیح، استعارههای پولس از نبرد معنوی دائمی و تصاویری از فرجامین نبرد خونین خیر و شر در کتاب مکاشفات یوحنا وجود دارد که برای مسیحیانِ معتقد به آخرالزمان اهمیت بسیار دارد. جنگهای صلیبی، دادگاههای تفتیش عقاید قرون وسطی و جنگهای دینیِ رخ داده در اروپا به دنبال جریان اصلاح مذهبی، همگی بخشی از تاریخ مسیحیت است. در کتاب پالیِ[4] تواریخ ایام، روایتهای بسیاری از جنگها و فتوحات پادشاهان بودایی آمدهاست که در کمپهای بوداییان سریلانکایی در جنگ با جمعیت تمیل[5] آن منطقه نیز مدام نقل میشد. سال 1959 بود که یکی از نخستوزیران سریلانکا به دست یک راهب بودایی به قتل رسید. بوداییان تبت نیز داستانهای فراوانی از جنگافروزیها دارند؛ در معبد مقدسشان نیز تصاویر بسیاری از خدایان و موجودات نیمه الهی تشنه به خون دیده میشود. همچنین تبار کهنی از راهبان جنگآور بودایی در چین و ژاپن وجود دارد. افسانههای هندو چون رامایانا[6] و ماهاباراتا[7] نیز سرشار از نبردهای افسانهای جنگاوران و قهرماناناند.
تأمل در زمینهی رابطه خشونت با روانشناسی افراد نشان میدهد که رابطهای میان محیط افراد و خشونتورزی آنها موجود است. این بدان معناست که جنایتهای هولناک ممکن است تحت تأثیر محیط، به دست مردم معمولی اتفاق افتد. الهیدانان، قرنهاست که این حرف را زدهاند و روانشناسان اجتماعی نیز به شواهدی برای تأیید آن دست پیدا کردهاند.
بخشی از پژوهشهای روانشناسی اجتماعی بیان میکنند که علت رفتار خشونتآمیز را میتوان در پویایی گروهها یافت؛ مثلاً آزمایش فرمانبرداریِ میلگرم[8] و زندانِ زیمباردو[9] که دو مورد از پرارجاعترین پژوهشهای روانشناسی اجتماعی است. در آغاز دههی 1960، میلگرم، 40 مرد معمولیِ ساکن نیوهیون ایالت کنتیکت آمریکا را در آزمایشگاه خود فراخواند و از ایشان خواست تا اگر آزمودنی دیگر در به یادآوری گروه کلمهها اشتباه کرد، شوکهای الکتریکی افزایش یابندهای را به آنها وارد کنند. البته آزمودنیِ دیگر دستیار پژوهشی میلگرم بود و در واقع شوک دریافت نمیکرد. اکثر داوطلبان در پاسخ به درخواست آزماینده، شدت شوکهای وارده به آزمودنی دیگر را در صورت پاسخ نادرست به سؤال، تا حد آسیبزایی افزایش دادند. حتی زمانی که آزمودنی وانمود میکرد که آسیب جدی دیدهاست، داوطلبان همچنان در تبعیت از دستورات آزماینده، شوکها را تا حد تقریباً مرگبار افزایش دادند.
در سال 1971، در دانشگاه استنفورد، فیلیپ زیمباردو، گروهی از دانشجویان مردِ معمولی مقطع لیسانس را گردهم آورد و بهصورت تصادفی به دو گروه نگهبان و زندانی تقسیم کرد. سپس این افراد را در زندانی ساختگی قرار داد. هر داوطلبی که اختلال روانشناختی واضحی داشت نیز از آزمایش کنار گذاشته میشد. با گذشت چند روز، یکسومِ نگهبانان، نسبت به زندانیانی که میدانستند مانند خودشان تنها عدهای دانشجوی لیسانس بودند، بهنحوی فزاینده مستبد، ظالم و آزارگر شدند.
خشونت و دین
June 5, 2024 by Rava
بخش اول
سابقهی بروز خشونت از جانب گروههای دینی تندرو، سابقهای طولانی است که در زمان حاضر با فعالیت گروههایی همچون طالبان و داعش، پررنگتر نیز شدهاست. در قالب مجموعهای از نوشتار/ پادکستها به رابطهی محتمل میان خشونت و دینداری از منظر روانشناختی پرداخته خواهدشد. این پرسش مهم مطرح است که آیا ادیان، خشونت مذهبی را افزایش دادهاند یا برعکس، ابزارهایی برای کنترل خشونت بودهاند و شاید هم در شرایط مختلف هر دو حالت محتمل باشد. ضمناً این پرسش نیز قابل طرح است که در صورت رابطهی مثبت میان دینداری و خشونت، آیا این رابطه از جنس رابطهی علّی است یا همبستگی؟ یعنی آیا این دو، علت یکدیگرند یا به دلایلی تنها با هم نسبت دارند؟ در مجموع، رابطهی دینداری و خشونت رابطهای پیچیده است که روانشناسانِ دین به آن پرداختهاند و البته دیدگاههای مختلف و بعضاً متضادی هم مطرح شدهاست. روا، در راستای بسط دانش روانشناسی دین، به این موضوع از جنبههای مختلف خواهد پرداخت.
برای تدوین نخستین متن/ پادکست، به سراغ کتاب دائرةالمعارف روانشناسی و دین[1] به سرپرستی دیوید ای.لیمینگ[2]،مدخل خشونت و دین، نوشتهی جیمز دبلیو. جونز[3]، رفته ایم و ترجمهای از این نوشته را با اندکی تلخیص و ویرایش تقدیم مینماییم. لطفا توجه کنید که آنچه از پی میآید تنها بیانگر یکی از نظرگاههای متفاوت و متضادی است که در این موضوع وجود دارد.
با ما در رَوا همراه باشید.
خشونت و دین
همهی ادیان نمادها و استعارههایی مرتبط با جنگ و خشونت دارند. روایتهای خونین جنگها، غارتها، تجاوزها و فتوحات در سراسر اسفار نخستین تورات دیده میشود. در عهد جدید نیز صحنهی خونین به صلیب کشیده شدن مسیح، استعارههای پولس از نبرد معنوی دائمی و تصاویری از فرجامین نبرد خونین خیر و شر در کتاب مکاشفات یوحنا وجود دارد که برای مسیحیانِ معتقد به آخرالزمان اهمیت بسیار دارد. جنگهای صلیبی، دادگاههای تفتیش عقاید قرون وسطی و جنگهای دینیِ رخ داده در اروپا به دنبال جریان اصلاح مذهبی، همگی بخشی از تاریخ مسیحیت است. در کتاب پالیِ[4] تواریخ ایام، روایتهای بسیاری از جنگها و فتوحات پادشاهان بودایی آمدهاست که در کمپهای بوداییان سریلانکایی در جنگ با جمعیت تمیل[5] آن منطقه نیز مدام نقل میشد. سال 1959 بود که یکی از نخستوزیران سریلانکا به دست یک راهب بودایی به قتل رسید. بوداییان تبت نیز داستانهای فراوانی از جنگافروزیها دارند؛ در معبد مقدسشان نیز تصاویر بسیاری از خدایان و موجودات نیمه الهی تشنه به خون دیده میشود. همچنین تبار کهنی از راهبان جنگآور بودایی در چین و ژاپن وجود دارد. افسانههای هندو چون رامایانا[6] و ماهاباراتا[7] نیز سرشار از نبردهای افسانهای جنگاوران و قهرماناناند.
تأمل در زمینهی رابطه خشونت با روانشناسی افراد نشان میدهد که رابطهای میان محیط افراد و خشونتورزی آنها موجود است. این بدان معناست که جنایتهای هولناک ممکن است تحت تأثیر محیط، به دست مردم معمولی اتفاق افتد. الهیدانان، قرنهاست که این حرف را زدهاند و روانشناسان اجتماعی نیز به شواهدی برای تأیید آن دست پیدا کردهاند.
بخشی از پژوهشهای روانشناسی اجتماعی بیان میکنند که علت رفتار خشونتآمیز را میتوان در پویایی گروهها یافت؛ مثلاً آزمایش فرمانبرداریِ میلگرم[8] و زندانِ زیمباردو[9] که دو مورد از پرارجاعترین پژوهشهای روانشناسی اجتماعی است. در آغاز دههی 1960، میلگرم، 40 مرد معمولیِ ساکن نیوهیون ایالت کنتیکت آمریکا را در آزمایشگاه خود فراخواند و از ایشان خواست تا اگر آزمودنی دیگر در به یادآوری گروه کلمهها اشتباه کرد، شوکهای الکتریکی افزایش یابندهای را به آنها وارد کنند. البته آزمودنیِ دیگر دستیار پژوهشی میلگرم بود و در واقع شوک دریافت نمیکرد. اکثر داوطلبان در پاسخ به درخواست آزماینده، شدت شوکهای وارده به آزمودنی دیگر را در صورت پاسخ نادرست به سؤال، تا حد آسیبزایی افزایش دادند. حتی زمانی که آزمودنی وانمود میکرد که آسیب جدی دیدهاست، داوطلبان همچنان در تبعیت از دستورات آزماینده، شوکها را تا حد تقریباً مرگبار افزایش دادند.
در سال 1971، در دانشگاه استنفورد، فیلیپ زیمباردو، گروهی از دانشجویان مردِ معمولی مقطع لیسانس را گردهم آورد و بهصورت تصادفی به دو گروه نگهبان و زندانی تقسیم کرد. سپس این افراد را در زندانی ساختگی قرار داد. هر داوطلبی که اختلال روانشناختی واضحی داشت نیز از آزمایش کنار گذاشته میشد. با گذشت چند روز، یکسومِ نگهبانان، نسبت به زندانیانی که میدانستند مانند خودشان تنها عدهای دانشجوی لیسانس بودند، بهنحوی فزاینده مستبد، ظالم و آزارگر شدند.
👍1
رَوا | روانشناسی دین
در اولین مطلب در موضوع خشونت و دین، به سراغ مدخل خشونت و دین در "دایرهالمعارف روانشناسی دین" رفتهایم. 🔖متن کامل نوشته: کلیک کنید. 🎧نسخه صوتی: تلگرام | کستباکس رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
این حالت چنان فزونی گرفت که آزمایشی که بنا بود دو هفته به طول بینجامد ظرف شش روز متوقف شد. آزمایشهایی از این دست نشان دادند که قرار گرفتن در گروههای خشن، چگونه به سادگی میتواند افراد را به سمت رفتارهای ظالمانه و آزارگرانه سوق دهد؛ حتی اگر در غیر این صورت، هیچ نشانی از این رفتارها را نتوان در این افراد یافت.
والر[10]چهار عامل روانی_اجتماعی را معرفی میکند که ممکن است افراد معمولی را مستعد انجام رفتارهای شرورانه کنند. نخستین عامل، عامل ژنتیک است. بر این اساس، تمامی انسانها، آمادگی ژنتیکی مشخصی برای انجام رفتارهای خشونت بار دارند که انتخاب طبیعی آن را شکل دادهاست. این ممکن است در برخی بسترهای مذهبی به سمت قومگرایی و شکلگیری ذهنیت «ما در برابر آنها» برود. عامل دوم والر به نقش فرهنگ در شکلدهی به این خصایص ذاتی اشاره دارد که منجر میشود تا ما حتی بیش از پیش مستعد انجام رفتارهای شرارتبار شویم. از جملهی مهمترین «نظام باورهای فرهنگی» میتوان به برخی انواع باورهای مذهبی راجع به قدرت، دوگانگی گروههای خودی و غیرخودی و اهریمنانگاری افراد غیرباورمند، اشاره کرد. از باورهای دینی حتی ممکن است در توجیه قتل نیز استفاده شود. این موضوع با تقویت قوممحوری و بدنام کردن گروه غیرخودی، میتواند منجر به نوعی «عدم التزام اخلاقی» در پیروان دین شود؛ در این حالت ممکن است پیروان این رفتارها را موجه و ثواب نیز بدانند. عامل سوم، «فرهنگ سنگدلی» است که در آن، افرادی که در اثر عوامل ژنتیکی و تعالیم فرهنگی خود مستعد ارتکاب به خشونت هستند، به عنوان آدمکش پرورش مییابند. با افزایش سرسپردگی فرد نسبت به این فرهنگ که ضمن آشنا کردن تدریجی او با اعمال فجیع، این اعمال را برایش عادی میسازد و با اجرای مناسک خاصِ عضویت در گروه، به تدریج وجدان فرد بیحس یا سرکوب میشود. ورود به چنین گروههایی منجر به دادن مسئولیت و فردیتزدایی از اعضا میشود که بهنوبهی خود به آنها اجازه میدهد تا ناشناس دست به اقداماتی بزنند و همچنین ایشان را تحت فشارِ غیرقابل مقاومت گروه قرار میدهد. عامل چهارم والر، مربوط به انسانیتزدایی از قربانیانِ بالقوهی این خشونتها و خارج کردن ایشان از دایرهی همدلی و شفقت انسانی است. گروههای انسانی راههای مؤثر فراوانی برای انسانیتزدایی و اعتبارزدایی از مخالفان خود دارند. این ادوات میتوانند نیرومندترین ابزار انسانها برای «به محاق بردن اجتماعی» گروه دیگری شوند.
بندورا[11]تأکید داشت که انسانها پیش از ارتکاب به افعال شنیع نیاز به توجیه اخلاقی این اعمال دارند. او چنین میگوید که «تبدیل شدن افراد جامعهپذیرشده و معمولی به جنگآورانی متعهد نتیجهی تغییر ساختارهای شخصیتی ایشان، سائقهای خشونت یا استانداردهای اخلاقی نیست. بلکه حاصل بازتعریف شناختیِ اخلاقیات قتل و کشتار است.» بندورا میگوید که دین می تواند تبدیل به محملی شود برای بهدست دادن این توجهیات اخلاقی برای خونریزی.
مقالات روانشناختی اخیر، بر فرایندهای گروهی و مقایسهی رویههایی تمرکز دارند که افراد را به انجام اعمال خشونتبار وا میدارند. گروههایی که خشونت دینی را روا میدارند نیز مورد پژوهشاند. باید توجه داشت که تمام اعضای جامعهای که در آن خشونت دینی رخ میدهد عضو این گروههای خشن نبوده و تمام اعضای این گروهها نیز مرتکب خشونت نمیشوند. بنابراین روانشناسیِ خشونت دینی نمیتواند تماماً منکر عوامل فردی شود.
تفاوت افراد در میزان پذیرندگیشان نسبت به این پیامهای خشونتبار ، مورد توجه روانشناسان بالینی بودهاست. پژوهشی که در خصوص خشونت دینی میان سه گروهِ جهاد (مسلمانان)، اوم شینریکو[12](بوداییان ژاپنی) و آمریکاییهای آخرالزمانباور (مسیحیان) در سال 2008 انجام شد، نشان داد که زمانی دین منجر به افزایش رفتار خشونتبار افراد میشود که بر القای احساس شرم و تحقیر تأکید کند، جهان را به پیروانی که خیر مطلقاند و دیگرانی که تماماً شر اند تقسیم کند، هنگامی که مخالفان خود را مشتی اهریمن بخواند و پیروان خود را به جنگ با این اهریمنان برانگیزد، وقتی که خشونت و خونریزی را اصلیترین راه تطهیر و پالایش بداند، زمانی که سرسپردگانشان بهدنبال ارتباط یا اتحاد با افراد یا نهادهای قهری و سرکوبکننده باشند، زمانی که رفتارهای خشونت بار را با استفاده از باورهای الهیاتی خود توجیه کرده و هنگامی که به تعصب و رفتارهای مستبدانه دامن بزند. فرایندهای روانشناختی همچون دوپارهسازی[13] یا همان سفید و سیاه دیدن افراد، میل شدید به تطهیر و پالایش خود، نیاز به قطعیت مطلق، میل به فرافکنی خشم و بدنامکردن گروه غیرخودی، نیز میتوانند افراد را مستعد اعتقاد به باورهای خشن سازند.
والر[10]چهار عامل روانی_اجتماعی را معرفی میکند که ممکن است افراد معمولی را مستعد انجام رفتارهای شرورانه کنند. نخستین عامل، عامل ژنتیک است. بر این اساس، تمامی انسانها، آمادگی ژنتیکی مشخصی برای انجام رفتارهای خشونت بار دارند که انتخاب طبیعی آن را شکل دادهاست. این ممکن است در برخی بسترهای مذهبی به سمت قومگرایی و شکلگیری ذهنیت «ما در برابر آنها» برود. عامل دوم والر به نقش فرهنگ در شکلدهی به این خصایص ذاتی اشاره دارد که منجر میشود تا ما حتی بیش از پیش مستعد انجام رفتارهای شرارتبار شویم. از جملهی مهمترین «نظام باورهای فرهنگی» میتوان به برخی انواع باورهای مذهبی راجع به قدرت، دوگانگی گروههای خودی و غیرخودی و اهریمنانگاری افراد غیرباورمند، اشاره کرد. از باورهای دینی حتی ممکن است در توجیه قتل نیز استفاده شود. این موضوع با تقویت قوممحوری و بدنام کردن گروه غیرخودی، میتواند منجر به نوعی «عدم التزام اخلاقی» در پیروان دین شود؛ در این حالت ممکن است پیروان این رفتارها را موجه و ثواب نیز بدانند. عامل سوم، «فرهنگ سنگدلی» است که در آن، افرادی که در اثر عوامل ژنتیکی و تعالیم فرهنگی خود مستعد ارتکاب به خشونت هستند، به عنوان آدمکش پرورش مییابند. با افزایش سرسپردگی فرد نسبت به این فرهنگ که ضمن آشنا کردن تدریجی او با اعمال فجیع، این اعمال را برایش عادی میسازد و با اجرای مناسک خاصِ عضویت در گروه، به تدریج وجدان فرد بیحس یا سرکوب میشود. ورود به چنین گروههایی منجر به دادن مسئولیت و فردیتزدایی از اعضا میشود که بهنوبهی خود به آنها اجازه میدهد تا ناشناس دست به اقداماتی بزنند و همچنین ایشان را تحت فشارِ غیرقابل مقاومت گروه قرار میدهد. عامل چهارم والر، مربوط به انسانیتزدایی از قربانیانِ بالقوهی این خشونتها و خارج کردن ایشان از دایرهی همدلی و شفقت انسانی است. گروههای انسانی راههای مؤثر فراوانی برای انسانیتزدایی و اعتبارزدایی از مخالفان خود دارند. این ادوات میتوانند نیرومندترین ابزار انسانها برای «به محاق بردن اجتماعی» گروه دیگری شوند.
بندورا[11]تأکید داشت که انسانها پیش از ارتکاب به افعال شنیع نیاز به توجیه اخلاقی این اعمال دارند. او چنین میگوید که «تبدیل شدن افراد جامعهپذیرشده و معمولی به جنگآورانی متعهد نتیجهی تغییر ساختارهای شخصیتی ایشان، سائقهای خشونت یا استانداردهای اخلاقی نیست. بلکه حاصل بازتعریف شناختیِ اخلاقیات قتل و کشتار است.» بندورا میگوید که دین می تواند تبدیل به محملی شود برای بهدست دادن این توجهیات اخلاقی برای خونریزی.
مقالات روانشناختی اخیر، بر فرایندهای گروهی و مقایسهی رویههایی تمرکز دارند که افراد را به انجام اعمال خشونتبار وا میدارند. گروههایی که خشونت دینی را روا میدارند نیز مورد پژوهشاند. باید توجه داشت که تمام اعضای جامعهای که در آن خشونت دینی رخ میدهد عضو این گروههای خشن نبوده و تمام اعضای این گروهها نیز مرتکب خشونت نمیشوند. بنابراین روانشناسیِ خشونت دینی نمیتواند تماماً منکر عوامل فردی شود.
تفاوت افراد در میزان پذیرندگیشان نسبت به این پیامهای خشونتبار ، مورد توجه روانشناسان بالینی بودهاست. پژوهشی که در خصوص خشونت دینی میان سه گروهِ جهاد (مسلمانان)، اوم شینریکو[12](بوداییان ژاپنی) و آمریکاییهای آخرالزمانباور (مسیحیان) در سال 2008 انجام شد، نشان داد که زمانی دین منجر به افزایش رفتار خشونتبار افراد میشود که بر القای احساس شرم و تحقیر تأکید کند، جهان را به پیروانی که خیر مطلقاند و دیگرانی که تماماً شر اند تقسیم کند، هنگامی که مخالفان خود را مشتی اهریمن بخواند و پیروان خود را به جنگ با این اهریمنان برانگیزد، وقتی که خشونت و خونریزی را اصلیترین راه تطهیر و پالایش بداند، زمانی که سرسپردگانشان بهدنبال ارتباط یا اتحاد با افراد یا نهادهای قهری و سرکوبکننده باشند، زمانی که رفتارهای خشونت بار را با استفاده از باورهای الهیاتی خود توجیه کرده و هنگامی که به تعصب و رفتارهای مستبدانه دامن بزند. فرایندهای روانشناختی همچون دوپارهسازی[13] یا همان سفید و سیاه دیدن افراد، میل شدید به تطهیر و پالایش خود، نیاز به قطعیت مطلق، میل به فرافکنی خشم و بدنامکردن گروه غیرخودی، نیز میتوانند افراد را مستعد اعتقاد به باورهای خشن سازند.
👍1
رَوا | روانشناسی دین
در اولین مطلب در موضوع خشونت و دین، به سراغ مدخل خشونت و دین در "دایرهالمعارف روانشناسی دین" رفتهایم. 🔖متن کامل نوشته: کلیک کنید. 🎧نسخه صوتی: تلگرام | کستباکس رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
از منظر بالینی، زمانی دین به خشونت میانجامد که درونمایههای جهانشمولِ [غالباً مثبتِ] دین، مانند تطهیر و پالایش نفس، یا میل به پیوستن به وجود قدسی و یا عطش انسان برای یافتن معنای شخصی و تغییر و تحول که همانا مشوقهای باستانی انسانها برای کاوشهای روحی و تغییرات دینی بودهاند، تحتالشعاعِ انگیزههای روانشناختی مخربی همچون دوگانهانگاری و تقسیم انسانها به دو گروه خیر مطلق و شر مطلق، یا میل انسان برای همانندجویی و پیوند با نهادهای استبدادی، قرار بگیرند. نتیجه اینکه، برای ارتکاب به خشونت دینی، نوعی پیششرط روانشناختی لازم است. برخی از عواملی که میتوانند زنگ خطری باشند برای بروز خشونت از جانب گروههایی که خود را دینی مینامند، از این دستند:
1) تجربهی شرم یا تحقیر شدید که ممکن است از جانب محیط بیرونی اعمال شده و توسط گروه تقویت شود و یا اینکه از درون خود گروه منشأ بگیرد.
2) تقسیم کردن مردم جهان به دو دستهی خیر مطلق و شر مطلق و اهریمنانگاریِ گروه غیرخودی
3) باور به خدایی قهار و ستمگر یا داشتن رهبری با این ویژگیها
4) باور به اینکه شرط تطهیر، ریختن خونِ کفار است و
5) غالباً وجود نوعی از شیفتگی نسبت به خشونت.
رنه ژیرار[14] در کتابی با عنوانِ گویای "خشونت و امر مقدس[15] "توجیهی برای درهمتنیدگی و ربط دین و خشونت ارائه میکند و رابطه دین و خشونت را از منظری متفاوت مینگرد. او معتقد است، گروهها و جوامع با ارائهی خشونتهای سمبلیک، سعی در کنترل خشونت و کاهش آن در محیط واقعی زندگی داشتهاند. ادعای ژیرار، مبتنی بر مباحث مردم شناختی و تاریخی است، هرچند او برای ادعاهای تاریخی خود شواهد کمی به دست میدهد. تحلیل او از رابطهی دین و خشونت که میتواند محل مناقشه باشد، از این قرار است: در اجتماعات قبیلهای باستانی، میل به خشونت میتوانست تمام نظم اجتماعیِ موجود را تهدید کند. ژیرار میگوید که تدبیر اجداد ما برای حل این بحران، گردهمایی تمام اعضای قبیله و هدایت تمام آن نیاز به خشونتورزی به یک شیء، شخص یا حیوان، قربانی، و طرد، تبعید یا کشتن آن بود. زمانی که قربانی تقدیم میشد، تمام جامعه، حداقل برای مدتی کوتاه، دوباره به آرامش میرسیدند. حال به این قربانی که آرامش و صلح را به قبیله بازگردانده بود، به چشم منجی و خداوند نگریسته میشد. قربانی و فداکاریِ آن به دلیل تواناییاش در خاموش و محدود کردن خشونتورزیهای ویرانگر، شمهای از تقدس مییافت؛ چرا که این قربانی بود که دوباره قبیله را یکپارچه میکرد. اینگونه بود که قربانی تقدیس و پرستش شد و مناسک دینی نیز شکل گرفتند. به باور ژیرار، دین مقدم بر آیین تقدیم قربانی نبود، بلکه به دنبال آن شکل گرفت. درواقع، دین برآمده از فعل قربانی کردن بود نه اینکه مراسم تقدیم قربانی، نوعی عمل دینی باشد.
اکنون، قربانیکنندگان که همگی دستشان به خون قربانی آلوده شده بود، سوگند یاد میکردند تا دیگر چندان خشونت نورزند که تنها با تقدیم قربانی بتوان آن را متوقف کرد. اینچنین بود که تابوهایی چون ممنوعیت قتل (مگر برای تقدیم قربانی) شکل گرفته و جاافتادند.اما لازم بود تا این فرایندِ قربانی کردن توضیح داده شود، وارد زبان و ادبیات شده و روایتی برای شرح این رسم، شکل بگیرد. اینگونه بود که اسطورهها پیدا شدند. بنابراین تمام رویههای آیینی، انجام مراسم، تابوها و افسانهها، همگی برآمده از آنچیزی هستند که ژیرار «ساز و کار تقدیم قربانی» مینامید.
روانشناسی دینِ جامع، باید روانشناسی دین و خشونت را نیز دربر داشتهباشد. فرایندهای روانشناختی همچون شرم و تحقیر، دوپارهسازی و داشتن نگرش سیاه-سفید نسبت به دنیا و ناتوانی در تحمل ویژگیهای متضاد، فرافکنی و بدنامسازیِ دیگری، فارغ از دین، میتوانند منجر به خشونت شوند. تاریخ روانشناسی دین نشان میدهد که این فرایندها میتوانند خود را در قالب دینداری نیز نمایان سازند. با سر تعظیم فرود آوردن به نهاد دینی، گروه مذهبی یا آموزگاری مستبد، طردکننده و قهار، ممکن است برخی آیینها زمینهی افزایش احساس شرم و تحقیر را در پیروان خود فراهم کنند که بهنوبهی خود اساسیترین علت برانگیزانندهی خشونت است. ترسیم چهرهای آرمانی از فهم دینی یا رهبران مذهبی، پیش چشم پیروان منجر به آغاز فرایندهای روانشناختیِ دوپارهسازی و نگرش سیاه-سفید در این افراد میشود. ارائهی این تعالیم به پیروان که برخی از افراد پست و حقیر، شیطانصفت، شرور و مغضوب خدایند، منجر به بدنامیِ گروه دیگری و «به محاق رفتن اجتماعی» ایشان میشود و میتواند کشتارشان را ناچیز، قابل توجیه و حتی لازم نشان دهد. چنین است که خشونتورزی میتواند به برخی از دینداریها پیوند بخورد.
1) تجربهی شرم یا تحقیر شدید که ممکن است از جانب محیط بیرونی اعمال شده و توسط گروه تقویت شود و یا اینکه از درون خود گروه منشأ بگیرد.
2) تقسیم کردن مردم جهان به دو دستهی خیر مطلق و شر مطلق و اهریمنانگاریِ گروه غیرخودی
3) باور به خدایی قهار و ستمگر یا داشتن رهبری با این ویژگیها
4) باور به اینکه شرط تطهیر، ریختن خونِ کفار است و
5) غالباً وجود نوعی از شیفتگی نسبت به خشونت.
رنه ژیرار[14] در کتابی با عنوانِ گویای "خشونت و امر مقدس[15] "توجیهی برای درهمتنیدگی و ربط دین و خشونت ارائه میکند و رابطه دین و خشونت را از منظری متفاوت مینگرد. او معتقد است، گروهها و جوامع با ارائهی خشونتهای سمبلیک، سعی در کنترل خشونت و کاهش آن در محیط واقعی زندگی داشتهاند. ادعای ژیرار، مبتنی بر مباحث مردم شناختی و تاریخی است، هرچند او برای ادعاهای تاریخی خود شواهد کمی به دست میدهد. تحلیل او از رابطهی دین و خشونت که میتواند محل مناقشه باشد، از این قرار است: در اجتماعات قبیلهای باستانی، میل به خشونت میتوانست تمام نظم اجتماعیِ موجود را تهدید کند. ژیرار میگوید که تدبیر اجداد ما برای حل این بحران، گردهمایی تمام اعضای قبیله و هدایت تمام آن نیاز به خشونتورزی به یک شیء، شخص یا حیوان، قربانی، و طرد، تبعید یا کشتن آن بود. زمانی که قربانی تقدیم میشد، تمام جامعه، حداقل برای مدتی کوتاه، دوباره به آرامش میرسیدند. حال به این قربانی که آرامش و صلح را به قبیله بازگردانده بود، به چشم منجی و خداوند نگریسته میشد. قربانی و فداکاریِ آن به دلیل تواناییاش در خاموش و محدود کردن خشونتورزیهای ویرانگر، شمهای از تقدس مییافت؛ چرا که این قربانی بود که دوباره قبیله را یکپارچه میکرد. اینگونه بود که قربانی تقدیس و پرستش شد و مناسک دینی نیز شکل گرفتند. به باور ژیرار، دین مقدم بر آیین تقدیم قربانی نبود، بلکه به دنبال آن شکل گرفت. درواقع، دین برآمده از فعل قربانی کردن بود نه اینکه مراسم تقدیم قربانی، نوعی عمل دینی باشد.
اکنون، قربانیکنندگان که همگی دستشان به خون قربانی آلوده شده بود، سوگند یاد میکردند تا دیگر چندان خشونت نورزند که تنها با تقدیم قربانی بتوان آن را متوقف کرد. اینچنین بود که تابوهایی چون ممنوعیت قتل (مگر برای تقدیم قربانی) شکل گرفته و جاافتادند.اما لازم بود تا این فرایندِ قربانی کردن توضیح داده شود، وارد زبان و ادبیات شده و روایتی برای شرح این رسم، شکل بگیرد. اینگونه بود که اسطورهها پیدا شدند. بنابراین تمام رویههای آیینی، انجام مراسم، تابوها و افسانهها، همگی برآمده از آنچیزی هستند که ژیرار «ساز و کار تقدیم قربانی» مینامید.
روانشناسی دینِ جامع، باید روانشناسی دین و خشونت را نیز دربر داشتهباشد. فرایندهای روانشناختی همچون شرم و تحقیر، دوپارهسازی و داشتن نگرش سیاه-سفید نسبت به دنیا و ناتوانی در تحمل ویژگیهای متضاد، فرافکنی و بدنامسازیِ دیگری، فارغ از دین، میتوانند منجر به خشونت شوند. تاریخ روانشناسی دین نشان میدهد که این فرایندها میتوانند خود را در قالب دینداری نیز نمایان سازند. با سر تعظیم فرود آوردن به نهاد دینی، گروه مذهبی یا آموزگاری مستبد، طردکننده و قهار، ممکن است برخی آیینها زمینهی افزایش احساس شرم و تحقیر را در پیروان خود فراهم کنند که بهنوبهی خود اساسیترین علت برانگیزانندهی خشونت است. ترسیم چهرهای آرمانی از فهم دینی یا رهبران مذهبی، پیش چشم پیروان منجر به آغاز فرایندهای روانشناختیِ دوپارهسازی و نگرش سیاه-سفید در این افراد میشود. ارائهی این تعالیم به پیروان که برخی از افراد پست و حقیر، شیطانصفت، شرور و مغضوب خدایند، منجر به بدنامیِ گروه دیگری و «به محاق رفتن اجتماعی» ایشان میشود و میتواند کشتارشان را ناچیز، قابل توجیه و حتی لازم نشان دهد. چنین است که خشونتورزی میتواند به برخی از دینداریها پیوند بخورد.
👍1
رَوا | روانشناسی دین
در اولین مطلب در موضوع خشونت و دین، به سراغ مدخل خشونت و دین در "دایرهالمعارف روانشناسی دین" رفتهایم. 🔖متن کامل نوشته: کلیک کنید. 🎧نسخه صوتی: تلگرام | کستباکس رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
پینوشت:
[1] Leeming, D. A., Madden, K., & Marlan, S. (Eds.). (2014). Encyclopedia of psychology and religion (pp. 827-830). Springer US.
[2] David A. Leeming
[3] James W. Jones
[5] Tamil
[6] Ramayana
[7] Mahabharata
[9] Zimbardo
[10] Waller
[11] Bandura
[12] Aum Shinrikyo
[13] Splitting
[14] Rene Girard
[15] Girard, R. (1977). Violence and the Sacred, trans. Patrick Gregory (Baltimore, 1977), 49.
Science and Religion
پینوشت: [1] Leeming, D. A., Madden, K., & Marlan, S. (Eds.). (2014). Encyclopedia of psychology and religion (pp. 827-830). Springer US. [2] David A. Leeming [3] James W. Jones [5] Tamil [6] Ramayana [7] Mahabharata [9] Zimbardo [10] Waller…
Encyclopedia of Psychology and Religion .pdf
24 MB
⬆️⬆️⬆️
David A. Leeming Editor
Encyclopedia of Psychology and Religion Second Edition
صفحه 1850
مبحث Violence and Religion
David A. Leeming Editor
Encyclopedia of Psychology and Religion Second Edition
صفحه 1850
مبحث Violence and Religion
👍1
Forwarded from رَوا | روانشناسی دین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رَوا در نظر دارد مجموعهای از مطالب و پادکستها را حول موضوع "خشونت و دین" منتشر کند. در این ویدیو، دکتر مهدی نساجی توضیحاتی مقدماتی را در این زمینه ارائه میدهد.
با ما در رَوا همراه باشيد.
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
با ما در رَوا همراه باشيد.
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
👍3
Forwarded from Fanoos | فانوس
انتخاب طبیعی ما را هدف خودش قرار نداده است. ما فقط نوع جالبی از جانور با سازگاریهای خاصی هستیم که به ما امکان داده که زنده بمانیم و در محیطهای خاصی تولید مثل کنیم. جانوران دیگر از انسانها پستتر نیستند. آنها نیز بهطور منحصربهفرد و موثر با محیط خود سازگار شدهاند. مغز شما تکامل یافتهتر از مغز موش صحرایی یا مغز مارمولک نیست. بلکه صرفا به صورت متفاوتی تکامل پیدا کرده است.
عکس بخشی از کتاب تکامل و رفتار انسان از جان کارترایت
نوشته بخشی از کتاب هفت و نیم درس درباره مغز از خانم لیزا فلدمن بارت
@science4lifee
عکس بخشی از کتاب تکامل و رفتار انسان از جان کارترایت
نوشته بخشی از کتاب هفت و نیم درس درباره مغز از خانم لیزا فلدمن بارت
@science4lifee
Fanoos | فانوس
انتخاب طبیعی ما را هدف خودش قرار نداده است. ما فقط نوع جالبی از جانور با سازگاریهای خاصی هستیم که به ما امکان داده که زنده بمانیم و در محیطهای خاصی تولید مثل کنیم. جانوران دیگر از انسانها پستتر نیستند. آنها نیز بهطور منحصربهفرد و موثر با محیط خود سازگار…
شاید هم بشود گفت از منظر فرگشت که بر اساس خوانش ارتودکس نئوداروینیسم فاقد هیچ جهت و معناست " تکامل یافته تر بودن" که عبارتی است معطوف به ارزشگذاری فاقد مفهوم است، بنابراین گزارههایی مانند "مغز انسان تکامل یافتهتر از مغز موش صحرایی یا مغز مامولک هست." یا "مغز انسان تکامل یافتهتر از مغز موش صحرایی یا مغز مامولک نیست." نه صادق هستند و نه کاذب بلکه مهمل و فاقد معنا هستند.
اما این به معنای ان نیست که از منظر دیگری نتوان مغز انسان را با مغز موش یا مامولک مقایسه کرد و درباره تکامل یافتهتر بودن هر یک بحث کرد. آیا محصول فرگشت بودن مغز این دو موجود به معنای آن است که تنها در چهارچوب مکانیسمهای فرگشت درباره آنها میتوان اظهارنظر کرد؟
اما این به معنای ان نیست که از منظر دیگری نتوان مغز انسان را با مغز موش یا مامولک مقایسه کرد و درباره تکامل یافتهتر بودن هر یک بحث کرد. آیا محصول فرگشت بودن مغز این دو موجود به معنای آن است که تنها در چهارچوب مکانیسمهای فرگشت درباره آنها میتوان اظهارنظر کرد؟
Forwarded from حباب؛ نوشته/گفتههای یاسر میردامادی (Yaser Mirdamadi)
Atheism and Theism as Model Choices.pdf
198.5 KB
فایل پیدیاف «خداناباوری یا خداباوری: کدامیک پدیدهها را بهتر تبیین میکند؟»، کِوین وَلییِر، ترجمهی یاسر میردامادی @YMirdamadi
❤1
حباب؛ نوشته/گفتههای یاسر میردامادی
Atheism and Theism as Model Choices.pdf
مطلب ارزشمندی است ( کلمه به کلمه اش)
فونت فایل pdf خوب نیست، توصیه میکنم دوستان با لینک اخر فایل، مطلب را در سایت اسو مطالعه کنند.
فونت فایل pdf خوب نیست، توصیه میکنم دوستان با لینک اخر فایل، مطلب را در سایت اسو مطالعه کنند.
👍4❤1
Science and Religion
دوستانی که علاقمند به آموختن منطق ریاضی و نظریهمجموعهها هستند، کلیپهای آموزشی دکتر سراجی گزینهی خوبی است، میتوانید آنها را ببینید، جزوهاش را نوشته و مطالعه بفرمایید. کانال 《ریاضیات، منطق ریاضی و فلسفه》 👤مدرس: دکتر پیام سراجی (دکترای ریاضیات محض گرایش…
🔺دورهای دیگر در منطق ریاضی «Mathematical Logic» [تخصصیتر از ویدئوهای قبلی]، این بار در دانشگاه صنعتی اصفهان🔺
در این جلسات قضایای ناتمامیت و ناسازگاری کورت گودل نیز تشریح میشوند، از این جهت شاید برای علاقمندان به انواع گرایشات منطق، فلسفه ریاضی و متاریاضی نیز جالب باشد.
مدرس:👇👇
👤دکتر محسن خانی (لیسانس ریاضیات از دانشگاه صنعتیامیرکبیر پلیتکنیک تهران، فوق لیسانس ریاضیمحض از دانشگاه صنعتیاصفهان، دکتری و فوق دکترا در دانشگاه آلبرتلُدویگ فرایبورگ آلمان و دانشگاه منچستر و آکسفورد انگلستان)
Researchgate, Esfahan University of Technology.
⬅️ سلسله جلسات منطق ریاضی دکتر خانی در آپارات:👇👇
https://www.aparat.com/v/hYcHi?playlist=295290
https://www.aparat.com/v/Jfr8v?playlist=1239765
دیگر کلاسهای فیلمبرداریشده ایشان در حوزههای زیر موجود است:👇👇
ریاضی عمومی 1 و 2، توپولوژی، جبر، مبانی علوم ریاضی، نظریه گالوا، هندسه جبری حقیقی، نظریه مدلها، درسهائی دربارهی مجموعههای شبهجبری و زیرتحلیلی، حذف سور در میدانهای ارزیابی بستهٔ جبری، نظریهی مجموعههای پیشرفته و امثالهم.
(پینوشت: هایپرلینک کل جزوات و یادداشتهای تمامیه کلاسهای ایشان در قالب PDFهای تایپشده، از جمله جزوات منطق ریاضی)
@ReligionandScience2021
در این جلسات قضایای ناتمامیت و ناسازگاری کورت گودل نیز تشریح میشوند، از این جهت شاید برای علاقمندان به انواع گرایشات منطق، فلسفه ریاضی و متاریاضی نیز جالب باشد.
مدرس:👇👇
👤دکتر محسن خانی (لیسانس ریاضیات از دانشگاه صنعتیامیرکبیر پلیتکنیک تهران، فوق لیسانس ریاضیمحض از دانشگاه صنعتیاصفهان، دکتری و فوق دکترا در دانشگاه آلبرتلُدویگ فرایبورگ آلمان و دانشگاه منچستر و آکسفورد انگلستان)
Researchgate, Esfahan University of Technology.
⬅️ سلسله جلسات منطق ریاضی دکتر خانی در آپارات:👇👇
https://www.aparat.com/v/hYcHi?playlist=295290
https://www.aparat.com/v/Jfr8v?playlist=1239765
دیگر کلاسهای فیلمبرداریشده ایشان در حوزههای زیر موجود است:👇👇
ریاضی عمومی 1 و 2، توپولوژی، جبر، مبانی علوم ریاضی، نظریه گالوا، هندسه جبری حقیقی، نظریه مدلها، درسهائی دربارهی مجموعههای شبهجبری و زیرتحلیلی، حذف سور در میدانهای ارزیابی بستهٔ جبری، نظریهی مجموعههای پیشرفته و امثالهم.
(پینوشت: هایپرلینک کل جزوات و یادداشتهای تمامیه کلاسهای ایشان در قالب PDFهای تایپشده، از جمله جزوات منطق ریاضی)
@ReligionandScience2021
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
منطق ریاضی، جلسهی اول، مقدمات
فیلمهای این دسته مربوط به کلاس درس منطق ریاضی در دانشگاه صنعتی اصفهان است.
👍7
Forwarded from انجمن علمی ژرفا
🔰 کارگاه تابستانی «فلسفه کیهانشناسی»
سیری در پاسخ به پرسشهای بنیادین هستی
▫️ محورهای کارگاه:
• مروری بر تاریخ و مفاهیم کیهانشناسی
• درآمدی بر فلسفه کیهانشناسی
• آغازمندی عالم از منظر فیزیک، فلسفه و الهیات
• پیدایش طبیعی جهان از هیچ
• برهان کیهانشناختی کلام
• تنظیم ظریف و چندجهانی
• برهان طراحی
👤 مدرس: حامد منوچهری کوشا
دکتری کیهانشناسی از دانشگاه صنعتی شریف
⏰ زمان: از ششم تا بیستودوم مرداد، شنبهها و دوشنبهها، ساعت ۹ تا ۱۲
📍 مکان: دانشگاه صنعتی شریف، دانشکده فیزیک، کلاس شماره یک
🔗 برای ثبتنام در این کارگاه از اینجا اقدام نمایید.
🔻 هزینه کامل شش جلسه دوره مبلغ ۱۵۰ هزارتومان میباشد، اما حضور در جلسه اول بدون پرداخت هزینه بلامانع است.
🔸 جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره مطالب دوره و همچنین موضوعات مشابه دیگر، میتوانید کانال شخصی تازه تأسیس آقای منوچهری را در پیامرسانهای بله و تلگرام به نشانی @TheoCosmology دنبال فرمایید.
🆔 @Zharfa90
سیری در پاسخ به پرسشهای بنیادین هستی
▫️ محورهای کارگاه:
• مروری بر تاریخ و مفاهیم کیهانشناسی
• درآمدی بر فلسفه کیهانشناسی
• آغازمندی عالم از منظر فیزیک، فلسفه و الهیات
• پیدایش طبیعی جهان از هیچ
• برهان کیهانشناختی کلام
• تنظیم ظریف و چندجهانی
• برهان طراحی
👤 مدرس: حامد منوچهری کوشا
دکتری کیهانشناسی از دانشگاه صنعتی شریف
⏰ زمان: از ششم تا بیستودوم مرداد، شنبهها و دوشنبهها، ساعت ۹ تا ۱۲
📍 مکان: دانشگاه صنعتی شریف، دانشکده فیزیک، کلاس شماره یک
🔗 برای ثبتنام در این کارگاه از اینجا اقدام نمایید.
🔻 هزینه کامل شش جلسه دوره مبلغ ۱۵۰ هزارتومان میباشد، اما حضور در جلسه اول بدون پرداخت هزینه بلامانع است.
🔸 جهت کسب اطلاعات بیشتر درباره مطالب دوره و همچنین موضوعات مشابه دیگر، میتوانید کانال شخصی تازه تأسیس آقای منوچهری را در پیامرسانهای بله و تلگرام به نشانی @TheoCosmology دنبال فرمایید.
🆔 @Zharfa90
👍1
Forwarded from سعید توفیقی
🔴 خداباوری و علوم طبیعی، مبانی و تأملات نظری، تبیینهای تکاملی
📌 پیشثبتنام چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف: شرق و غرب
#دانشگاهصنعتیشریف
🟠 برنامه رویداد:
۲۴ مهرماه به صورت #حضوری در دانشگاه شریف (سخنرانان ایرانی)
۲۵ تا ۲۸ مهرماه به صورت #مجازی (سخنرانان بینالمللی)
🟠 مزایای دوره:
ارائه فیلم بخش انگلیسی رویداد با زیرنویس فارسی، پس از دوره
صوت و پاورپوینت جلسات
گواهینامه دانشگاه صنعتی شریف
ارسال منابعی برای مطالعه موضوعات خداباوری و تکامل داروین
🔺مهلت پیشثبت نام: ۲۰ مردادماه ۱۴۰۳
💢 لینک ثبت نام:
https://theismschool.com/ثبت-نام/
ارتباط با ما:
🆔 @Ahb_y
کانال رویداد:
🆔 https://news.1rj.ru/str/theismschool
📌 پیشثبتنام چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف: شرق و غرب
#دانشگاهصنعتیشریف
🟠 برنامه رویداد:
۲۴ مهرماه به صورت #حضوری در دانشگاه شریف (سخنرانان ایرانی)
۲۵ تا ۲۸ مهرماه به صورت #مجازی (سخنرانان بینالمللی)
🟠 مزایای دوره:
ارائه فیلم بخش انگلیسی رویداد با زیرنویس فارسی، پس از دوره
صوت و پاورپوینت جلسات
گواهینامه دانشگاه صنعتی شریف
ارسال منابعی برای مطالعه موضوعات خداباوری و تکامل داروین
🔺مهلت پیشثبت نام: ۲۰ مردادماه ۱۴۰۳
💢 لینک ثبت نام:
https://theismschool.com/ثبت-نام/
ارتباط با ما:
🆔 @Ahb_y
کانال رویداد:
🆔 https://news.1rj.ru/str/theismschool
❤1
Forwarded from رَوا | روانشناسی دین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رَوا يكساله شد.
در مردادماه سال ۱۴۰۲، فعالیت مدرسه رَوا آغاز شد. هدف رَوا بررسی روادارانه روانشناسی دین است. در یکسال گذشته مقدمات روانشناسی دین، دیدگاه بزرگان روانشناسی در باب دین و برخى کتابها و مقالات این حوزه مرور شدند. در این مسیر بیش از سههزار و پانصد نفر از عزيزان همراه ما شدند.
امیدواریم در ادامه راه، شما نيز همراه ما باشید.
مدرسه رَوا
مردادماه ۱۴۰۳
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
در مردادماه سال ۱۴۰۲، فعالیت مدرسه رَوا آغاز شد. هدف رَوا بررسی روادارانه روانشناسی دین است. در یکسال گذشته مقدمات روانشناسی دین، دیدگاه بزرگان روانشناسی در باب دین و برخى کتابها و مقالات این حوزه مرور شدند. در این مسیر بیش از سههزار و پانصد نفر از عزيزان همراه ما شدند.
امیدواریم در ادامه راه، شما نيز همراه ما باشید.
مدرسه رَوا
مردادماه ۱۴۰۳
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
❤3
Forwarded from رَوا | روانشناسی دین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاوشی در رابطه دین و سلامت روان
بخش اول
از جمله نتایج مورد تایید در پژوهشهای روانشناسی دین، رابطه مثبت بین دینداری و سلامت روان است. این رابطه مثبت به چه معناست؟ آیا فرهنگ جامعه در این ارتباط اثرگذار است؟ چه متغیرهایی چراییِ این رابطه مثبت را توضیحمی دهند؟
عظیم شریف، که استاد روانشناسی اجتماعی در دانشگاه بریتیش کلمبیاست، در ویدیویی آموزشی به بررسی این رابطه میپردازد.
این ویدئو قسمت اول از مجموعهای دو قسمتی است.
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
بخش اول
از جمله نتایج مورد تایید در پژوهشهای روانشناسی دین، رابطه مثبت بین دینداری و سلامت روان است. این رابطه مثبت به چه معناست؟ آیا فرهنگ جامعه در این ارتباط اثرگذار است؟ چه متغیرهایی چراییِ این رابطه مثبت را توضیحمی دهند؟
عظیم شریف، که استاد روانشناسی اجتماعی در دانشگاه بریتیش کلمبیاست، در ویدیویی آموزشی به بررسی این رابطه میپردازد.
این ویدئو قسمت اول از مجموعهای دو قسمتی است.
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
👍1
Forwarded from رَوا | روانشناسی دین
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کاوشی در رابطه دین و سلامت روان
بخش دوم
در بخش دوم از ویدئوی مربوط به رابطه دین و سلامت روان، عظیم شریف به شرح دلایل وجود این رابطه مثبت و همچنین تاثیر فرهنگ در این رابطه میپردازد.
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
بخش دوم
در بخش دوم از ویدئوی مربوط به رابطه دین و سلامت روان، عظیم شریف به شرح دلایل وجود این رابطه مثبت و همچنین تاثیر فرهنگ در این رابطه میپردازد.
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
👍3🤔1
🔺کریستوف کوخ، بزرگترین نوروساینتیست جهان که به طور میانرشتهای روی مسئلهیآگاهی تحقیقات عظیمی را رهبری میکرد و «IIT theory» او مرجع خیلی از نئوآتئیستها و ناباوران ایرانی هم بود، بالاخره باورمند شد!🔺
Bernardo Kastrup VS Christof Koch.
https://www.youtube.com/watch?v=qzwC7sXyhWQ&t=4363s
در گفتگوی بین دکتر برناردو کستروپ (دکترای علومکامپیوتر/هوشمصنوعی، دکترای فلسفهتحلیلی/فلسفهذهن و دانشمند محقق فیزیک کوآنتومی) و پروفسور کریستوف کوخ (دانشمند متخصص و برجستهی علوماعصابمحاسباتی و نوروفیزیولوژی)، دکتر کوخ دیدگاههای خود را در مورد اولویت و ارجحیت تجربه، به ویژه در ارتباط با آگاهی، مورد بحث قرار میدهد. در اینجا به برخی از نکات کلیدی که او مطرح میکند، اشاره شده است:👇👇
⬅️ اولویت و تقدم آگاهی در تجربه:
دکتر کوخ یک تجربهی شخصی را به اشتراک میگذارد که در طی یک سفر سایکودلیک و با مصرف یک "دوز قهرمانانه"، به تجربهای نزدیک به مرگ (NDE) رسید. در طول این تجربه، تمام واقعیت فیزیکی ناپدید شد و آنچه باقی ماند، تجربهای صرفاً ذهنی بود. این لحظهی عمیق، باور دکتر کریستوفر کُخ را مبنی بر اینکه آگاهی محور اصلی وجود ما است، تقویت کرد. او تأکید میکند که حتی زمانی که جهان فیزیکی به نظر میرسد ناپدید میشود، آگاهی باقی میماند که این نقش اصلی آن را در درک ما از واقعیت برجسته میکند.
⬅️ مسئله سخت آگاهی در مقابل فیزیکالیسم:
کوخ دیدگاه سنتی فیزیکالیستی که آگاهی را به عنوان یک محصول جانبی از فرآیندهای فیزیکی در مغز میداند، با تجربیاتی که نشان میدهند آگاهی ممکن است جنبهای بنیادیتر از واقعیت باشد، مقایسه میکند. تجربهی سایکدلیک او، جایی که واقعیت فیزیکی حل شد ولی آگاهی ناپدید نشد، چالشهایی را برای این ایده که جهان فیزیکی زیرلایه اصلی واقعیت است، ایجاد میکند. او پیشنهاد میکند که آگاهی ممکن است عنصر بنیادی باشد و تجربیات فیزیکی ثانویه مشتقشده از آن باشند.
دکتر کوخ اعلام کرد که آگاهی بعد از مرگ ادامه پیدا میکند؛ (این موضع خداباوران است.)
همانطور که گفتیم، پرفسور کریستوف کوخ تجربهای را که در حین یک سفر سایکدلیک داشت، توصیف میکند، جایی که او یک هیرودوز مصرف کرد و شاهد ناپدیدشدن کامل فضا، زمان و بدن خود بود. او توضیح میدهد که در این تجربه، همه چیز فیزیکی ناپدید شد و تنها وجود ذهنی خالص باقی ماند. هیچ درکی از دنیای فیزیکی وجود نداشت، تنها آگاهی وجود داشت. او تأکید میکند که این تجربه نشان داد که آگاهی در وجود ما اساسی است، زیرا حتی در غیاب ابعاد فیزیکی فضا، زمان و بدن، آگاهی همچنان باقی میماند. این تجربه به طور عمیقی بر درک او از آگاهی تأثیر گذاشت و نشان داد که آگاهی یک جنبه اولیه و بنیادی از واقعیت است.
این مصاحبه مدتی پیش انجام شد و در یوتیوب موجود است.
In the conversation between Bernardo Kastrup and Christof Koch, Koch discusses his views on the primacy of experience, particularly in relation to consciousness. Here are some key points he makes:
Primacy of Consciousness in Experience: Koch shares a personal experience where he took a "heroic dose" during a psychedelic trip, leading to a near-death experience. During this experience, all physical reality disappeared, and what remained was pure mental experience. This profound moment reinforced Koch's belief that consciousness is central to our existence. He emphasizes that even when the physical world seems to vanish, consciousness persists, which highlights its primary role in our perception of reality.
Consciousness vs. Physicalism: Koch contrasts the traditional physicalist view, which posits that consciousness is a byproduct of physical processes in the brain, with the experiences that suggest consciousness might be a more fundamental aspect of reality. His psychedelic experience, where physical reality dissolved but consciousness did not, challenges the idea that the physical world is the primary substrate of reality. Instead, he suggests that consciousness might be the foundational element, with physical experiences being secondary or derivative.
👤Dr Fuzzy Logic
@ReligionandScience2021
Bernardo Kastrup VS Christof Koch.
https://www.youtube.com/watch?v=qzwC7sXyhWQ&t=4363s
در گفتگوی بین دکتر برناردو کستروپ (دکترای علومکامپیوتر/هوشمصنوعی، دکترای فلسفهتحلیلی/فلسفهذهن و دانشمند محقق فیزیک کوآنتومی) و پروفسور کریستوف کوخ (دانشمند متخصص و برجستهی علوماعصابمحاسباتی و نوروفیزیولوژی)، دکتر کوخ دیدگاههای خود را در مورد اولویت و ارجحیت تجربه، به ویژه در ارتباط با آگاهی، مورد بحث قرار میدهد. در اینجا به برخی از نکات کلیدی که او مطرح میکند، اشاره شده است:👇👇
⬅️ اولویت و تقدم آگاهی در تجربه:
دکتر کوخ یک تجربهی شخصی را به اشتراک میگذارد که در طی یک سفر سایکودلیک و با مصرف یک "دوز قهرمانانه"، به تجربهای نزدیک به مرگ (NDE) رسید. در طول این تجربه، تمام واقعیت فیزیکی ناپدید شد و آنچه باقی ماند، تجربهای صرفاً ذهنی بود. این لحظهی عمیق، باور دکتر کریستوفر کُخ را مبنی بر اینکه آگاهی محور اصلی وجود ما است، تقویت کرد. او تأکید میکند که حتی زمانی که جهان فیزیکی به نظر میرسد ناپدید میشود، آگاهی باقی میماند که این نقش اصلی آن را در درک ما از واقعیت برجسته میکند.
⬅️ مسئله سخت آگاهی در مقابل فیزیکالیسم:
کوخ دیدگاه سنتی فیزیکالیستی که آگاهی را به عنوان یک محصول جانبی از فرآیندهای فیزیکی در مغز میداند، با تجربیاتی که نشان میدهند آگاهی ممکن است جنبهای بنیادیتر از واقعیت باشد، مقایسه میکند. تجربهی سایکدلیک او، جایی که واقعیت فیزیکی حل شد ولی آگاهی ناپدید نشد، چالشهایی را برای این ایده که جهان فیزیکی زیرلایه اصلی واقعیت است، ایجاد میکند. او پیشنهاد میکند که آگاهی ممکن است عنصر بنیادی باشد و تجربیات فیزیکی ثانویه مشتقشده از آن باشند.
دکتر کوخ اعلام کرد که آگاهی بعد از مرگ ادامه پیدا میکند؛ (این موضع خداباوران است.)
همانطور که گفتیم، پرفسور کریستوف کوخ تجربهای را که در حین یک سفر سایکدلیک داشت، توصیف میکند، جایی که او یک هیرودوز مصرف کرد و شاهد ناپدیدشدن کامل فضا، زمان و بدن خود بود. او توضیح میدهد که در این تجربه، همه چیز فیزیکی ناپدید شد و تنها وجود ذهنی خالص باقی ماند. هیچ درکی از دنیای فیزیکی وجود نداشت، تنها آگاهی وجود داشت. او تأکید میکند که این تجربه نشان داد که آگاهی در وجود ما اساسی است، زیرا حتی در غیاب ابعاد فیزیکی فضا، زمان و بدن، آگاهی همچنان باقی میماند. این تجربه به طور عمیقی بر درک او از آگاهی تأثیر گذاشت و نشان داد که آگاهی یک جنبه اولیه و بنیادی از واقعیت است.
این مصاحبه مدتی پیش انجام شد و در یوتیوب موجود است.
In the conversation between Bernardo Kastrup and Christof Koch, Koch discusses his views on the primacy of experience, particularly in relation to consciousness. Here are some key points he makes:
Primacy of Consciousness in Experience: Koch shares a personal experience where he took a "heroic dose" during a psychedelic trip, leading to a near-death experience. During this experience, all physical reality disappeared, and what remained was pure mental experience. This profound moment reinforced Koch's belief that consciousness is central to our existence. He emphasizes that even when the physical world seems to vanish, consciousness persists, which highlights its primary role in our perception of reality.
Consciousness vs. Physicalism: Koch contrasts the traditional physicalist view, which posits that consciousness is a byproduct of physical processes in the brain, with the experiences that suggest consciousness might be a more fundamental aspect of reality. His psychedelic experience, where physical reality dissolved but consciousness did not, challenges the idea that the physical world is the primary substrate of reality. Instead, he suggests that consciousness might be the foundational element, with physical experiences being secondary or derivative.
👤Dr Fuzzy Logic
@ReligionandScience2021
YouTube
Bernardo Kastrup VS Christof Koch
Christof Koch is a German-American neurophysiologist and computational neuroscientist best known for his work on the neural basis of consciousness. He is the president of the Allen Institute for Brain Science in Seattle and he is the chief scientist at the…
👍9❤4👏4👎1
Forwarded from مدرسه کوانتوم سایکت
💡شمارو دعوت میکنیم به اولین رویداد سینمایی کوانتومی ایران در کافه کوانتوم سایکت🥳
🎬📣قراره روز چهارشنبه ۲۱ شهریور از ساعت ۱۵:۰۰ تا ۱۹:۰۰ اول با هم فیلم بازی تقلید رو ببینیم و بعد در یک فضای تعاملی با هم از دیدگاه فیزیک کوانتومی بهش بپردازیم و تمام سوالات شما رو بشنویم و بهش پاسخ بدیم.
✅حالا شاید برات سوال پیش بیاد: «چرا این فیلم؟»
🔗برای اینکه به جوابت برسی وارد لینک زیر شو:
https://psiket.com/quantumcafe
🔔لینک ثبتنام:
https://B2n.ir/b02801
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🌟@Psiket_Admin
🎬📣قراره روز چهارشنبه ۲۱ شهریور از ساعت ۱۵:۰۰ تا ۱۹:۰۰ اول با هم فیلم بازی تقلید رو ببینیم و بعد در یک فضای تعاملی با هم از دیدگاه فیزیک کوانتومی بهش بپردازیم و تمام سوالات شما رو بشنویم و بهش پاسخ بدیم.
✅حالا شاید برات سوال پیش بیاد: «چرا این فیلم؟»
🔗برای اینکه به جوابت برسی وارد لینک زیر شو:
https://psiket.com/quantumcafe
🔔لینک ثبتنام:
https://B2n.ir/b02801
〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
🌟@Psiket_Admin
👍1
Forwarded from رَوا | روانشناسی دین
در این مجموعه قصد داریم به کارل گوستاو یونگ، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای روانشناسی، بپردازیم. با استفاده از کتاب "مقدمهای بر شخصیت و رواندرمانی" نوشتهی ژوزف ریچلاک، زندگی، نظریههای نوآورانه و رویکرد منحصربهفرد یونگ به روان انسان را بررسی خواهیمکرد.
با مرور کلی بر زندگی یونگ آغاز میکنیم؛ از دوران کودکی او که تحت تأثیر خانوادهای مذهبی و مطالعات کلاسیک شکل گرفت تا کارهای پیشگامانهاش در روانشناسی. همچنین، به رابطه پر فراز و نشیب او با زیگموند فروید و رویدادهای مهمی که منجر به توسعهی روانشناسی تحلیلی او شد، خواهیم پرداخت. با درک زندگی و تجربیات یونگ، بینشهای ارزشمندی در مورد ریشهها و تکامل ایدههای تأثیرگذار او به دست خواهیمآورد.
🔖متن کامل نوشته:
کلیک کنید.
🎧نسخه صوتی:
کستباکس | تلگرام
#یونگ
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
با مرور کلی بر زندگی یونگ آغاز میکنیم؛ از دوران کودکی او که تحت تأثیر خانوادهای مذهبی و مطالعات کلاسیک شکل گرفت تا کارهای پیشگامانهاش در روانشناسی. همچنین، به رابطه پر فراز و نشیب او با زیگموند فروید و رویدادهای مهمی که منجر به توسعهی روانشناسی تحلیلی او شد، خواهیم پرداخت. با درک زندگی و تجربیات یونگ، بینشهای ارزشمندی در مورد ریشهها و تکامل ایدههای تأثیرگذار او به دست خواهیمآورد.
🔖متن کامل نوشته:
کلیک کنید.
🎧نسخه صوتی:
کستباکس | تلگرام
#یونگ
رَوا | روایتی روادارانه از روانشناسی دین
https://news.1rj.ru/str/Ravaschool
👍1
Forwarded from Fanoos | فانوس
🔴 آشنایی با موضوعات مورد بحث در چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف
4⃣ بخش چهارم: مروری بر استدلالهای مایکل بیهی (بیوشیمیدان امریکایی) در دفاع از نظریه طراحی هوشمند (وی سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف است)
مایکل بیهی استدلالهای خود را در دفاع از نظریه طراحی هوشمند به چند دسته کلی تقسیم میکند که هر کدام بر جنبههای مختلفی از زیستشناسی و بیوشیمی تمرکز دارند:
🟠 پیچیدگی تقلیلناپذیر (Irreducible Complexity)
این استدلال اصلی بیهی است و بر این اساس است که برخی از ساختارها و سیستمهای زیستی به قدری پیچیده هستند که نمیتوانند از طریق فرآیندهای تکاملی تدریجی (مانند انتخاب طبیعی) شکل گرفته باشند. بیهی ادعا میکند که این سیستمها فقط در صورتی کار میکنند که تمام اجزای آنها بهطور همزمان و کامل وجود داشته باشند. به عنوان مثال، او به سیستم انعقاد خون انسان اشاره میکند که بدون حضور تمام اجزای خود، عملکردشان متوقف میشود.
🟠 عدم امکان شبیهسازی تکاملی (Impossibility of Evolutionary Simulations)
بیهی معتقد است که تلاشهای موجود برای شبیهسازی رایانهای فرآیندهای تکاملی پیچیده (مانند الگوریتمهای ژنتیکی) نمیتوانند پیچیدگیهای تقلیلناپذیر زیستشناسی را بهطور کامل بازتولید کنند. او ادعا میکند که این شبیهسازیها، حتی با پیچیدهترین الگوریتمها، نمیتوانند نشان دهند که سیستمهای زیستی پیچیده چگونه میتوانند از طریق تغییرات تصادفی و انتخاب طبیعی ایجاد شوند.
🟠 محدودیتهای انتخاب طبیعی (Limitations of Natural Selection)
بیهی استدلال میکند که انتخاب طبیعی، به عنوان یک فرآیند تدریجی، نمیتواند بهتنهایی سازوکارهایی را ایجاد کند که نیازمند تغییرات هماهنگ و همزمان در چندین نقطه هستند. او بر این باور است که تغییرات کوچک و تدریجی نمیتوانند منجر به تشکیل ساختارهای پیچیدهای شوند که برای عملکرد صحیح خود به یکپارچگی کامل و همزمان اجزای خود نیاز دارند.
🟠 انتقاد از شواهد ژنتیکی و مولکولی (Critique of Genetic and Molecular Evidence)
بیهی به شواهد ژنتیکی و مولکولی که در حمایت از نظریه تکامل ارائه شدهاند انتقاد میکند. او معتقد است که بسیاری از دادههای ژنتیکی و مولکولی موجود نمیتوانند بهطور قاطعانه نشان دهند که تمامی ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تکامل داروینی ایجاد شدهاند. او استدلال میکند که بسیاری از مطالعات ژنتیکی هنوز نتوانستهاند به طور کامل توضیح دهند که چگونه تغییرات ژنتیکی تصادفی میتوانند منجر به ایجاد سیستمهای پیچیده تقلیلناپذیر شوند.
🟠 شواهد تاریخی و فسیلی (Historical and Fossil Evidence)
بیهی همچنین به شواهد فسیلی بهعنوان دلیلی برای وجود "شکافهای" تکاملی اشاره میکند. او ادعا میکند که در سوابق فسیلی، گاهی اوقات جهشهای ناگهانی در پیچیدگی موجودات زنده دیده میشود که نمیتوانند بهطور کامل توسط تغییرات تدریجی و تکاملی توضیح داده شوند. این امر بهعنوان مدرکی برای نیاز به یک "طراح هوشمند" در نظر گرفته میشود.
🟠 استدلالهای فلسفی و متافیزیکی (Philosophical and Metaphysical Arguments)
بیهی گاهی به استدلالهای فلسفی و متافیزیکی برای حمایت از دیدگاه خود متوسل میشود. او ادعا میکند که علم باید بهعنوان یک حوزه باز برای بررسی تمام احتمالات، از جمله امکان دخالت یک طراح هوشمند، در نظر گرفته شود. او استدلال میکند که پذیرش نظریه طراحی هوشمند لزوماً به معنای پذیرش مفاهیم مذهبی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یک نظریه علمی بررسی شود.
🟠 استدلالهای احتمالاتی (Probabilistic Arguments)
بیهی از ریاضیات و تئوری احتمالات برای استدلال استفاده میکند که نشان میدهد تشکیل ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تغییرات تصادفی بسیار نامحتمل است. او معتقد است که احتمال وقوع تغییرات تصادفی که منجر به شکلگیری ساختارهای پیچیده مانند سیستم ایمنی شود، به قدری پایین است که دخالت یک طراح هوشمند را محتملتر میکند.
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
🆔 @theismschool
4⃣ بخش چهارم: مروری بر استدلالهای مایکل بیهی (بیوشیمیدان امریکایی) در دفاع از نظریه طراحی هوشمند (وی سخنران چهارمین مدرسه بینالمللی خداباوری شریف است)
مایکل بیهی استدلالهای خود را در دفاع از نظریه طراحی هوشمند به چند دسته کلی تقسیم میکند که هر کدام بر جنبههای مختلفی از زیستشناسی و بیوشیمی تمرکز دارند:
🟠 پیچیدگی تقلیلناپذیر (Irreducible Complexity)
این استدلال اصلی بیهی است و بر این اساس است که برخی از ساختارها و سیستمهای زیستی به قدری پیچیده هستند که نمیتوانند از طریق فرآیندهای تکاملی تدریجی (مانند انتخاب طبیعی) شکل گرفته باشند. بیهی ادعا میکند که این سیستمها فقط در صورتی کار میکنند که تمام اجزای آنها بهطور همزمان و کامل وجود داشته باشند. به عنوان مثال، او به سیستم انعقاد خون انسان اشاره میکند که بدون حضور تمام اجزای خود، عملکردشان متوقف میشود.
🟠 عدم امکان شبیهسازی تکاملی (Impossibility of Evolutionary Simulations)
بیهی معتقد است که تلاشهای موجود برای شبیهسازی رایانهای فرآیندهای تکاملی پیچیده (مانند الگوریتمهای ژنتیکی) نمیتوانند پیچیدگیهای تقلیلناپذیر زیستشناسی را بهطور کامل بازتولید کنند. او ادعا میکند که این شبیهسازیها، حتی با پیچیدهترین الگوریتمها، نمیتوانند نشان دهند که سیستمهای زیستی پیچیده چگونه میتوانند از طریق تغییرات تصادفی و انتخاب طبیعی ایجاد شوند.
🟠 محدودیتهای انتخاب طبیعی (Limitations of Natural Selection)
بیهی استدلال میکند که انتخاب طبیعی، به عنوان یک فرآیند تدریجی، نمیتواند بهتنهایی سازوکارهایی را ایجاد کند که نیازمند تغییرات هماهنگ و همزمان در چندین نقطه هستند. او بر این باور است که تغییرات کوچک و تدریجی نمیتوانند منجر به تشکیل ساختارهای پیچیدهای شوند که برای عملکرد صحیح خود به یکپارچگی کامل و همزمان اجزای خود نیاز دارند.
🟠 انتقاد از شواهد ژنتیکی و مولکولی (Critique of Genetic and Molecular Evidence)
بیهی به شواهد ژنتیکی و مولکولی که در حمایت از نظریه تکامل ارائه شدهاند انتقاد میکند. او معتقد است که بسیاری از دادههای ژنتیکی و مولکولی موجود نمیتوانند بهطور قاطعانه نشان دهند که تمامی ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تکامل داروینی ایجاد شدهاند. او استدلال میکند که بسیاری از مطالعات ژنتیکی هنوز نتوانستهاند به طور کامل توضیح دهند که چگونه تغییرات ژنتیکی تصادفی میتوانند منجر به ایجاد سیستمهای پیچیده تقلیلناپذیر شوند.
🟠 شواهد تاریخی و فسیلی (Historical and Fossil Evidence)
بیهی همچنین به شواهد فسیلی بهعنوان دلیلی برای وجود "شکافهای" تکاملی اشاره میکند. او ادعا میکند که در سوابق فسیلی، گاهی اوقات جهشهای ناگهانی در پیچیدگی موجودات زنده دیده میشود که نمیتوانند بهطور کامل توسط تغییرات تدریجی و تکاملی توضیح داده شوند. این امر بهعنوان مدرکی برای نیاز به یک "طراح هوشمند" در نظر گرفته میشود.
🟠 استدلالهای فلسفی و متافیزیکی (Philosophical and Metaphysical Arguments)
بیهی گاهی به استدلالهای فلسفی و متافیزیکی برای حمایت از دیدگاه خود متوسل میشود. او ادعا میکند که علم باید بهعنوان یک حوزه باز برای بررسی تمام احتمالات، از جمله امکان دخالت یک طراح هوشمند، در نظر گرفته شود. او استدلال میکند که پذیرش نظریه طراحی هوشمند لزوماً به معنای پذیرش مفاهیم مذهبی نیست، بلکه میتواند بهعنوان یک نظریه علمی بررسی شود.
🟠 استدلالهای احتمالاتی (Probabilistic Arguments)
بیهی از ریاضیات و تئوری احتمالات برای استدلال استفاده میکند که نشان میدهد تشکیل ساختارهای پیچیده زیستی از طریق تغییرات تصادفی بسیار نامحتمل است. او معتقد است که احتمال وقوع تغییرات تصادفی که منجر به شکلگیری ساختارهای پیچیده مانند سیستم ایمنی شود، به قدری پایین است که دخالت یک طراح هوشمند را محتملتر میکند.
#مدرسهبینالمللیخداباوریشریف
#دانشگاهصنعتیشریف
🆔 @theismschool
👍9👏2