Science and Religion – Telegram
Science and Religion
3.14K subscribers
384 photos
200 videos
246 files
806 links
🔷در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی آتئیسم و پرداختن به علم و فلسفه علم است.
نظرات و مطالب مفید خود را با ما به اشتراک بگذارید.
ادمین ها: @Soheil21444
@Sajjad_S_M
@Aref_Hoveizi
@PureApplied_Math369
Download Telegram
📌سلام و درود خدمت همراهان گرامی.

🔷 در این کانال هدف ما نقد و بررسی شبهات الحاد است. همچین به مطالب علمی و فلسفه علم و ابزارهای علمی نیز پرداخته می شود. از اینکه ما را در این کانال همراهی می کنید از شما سپاسگزاریم.

همچنین از جناب دکتر ناصر بروجردیان ( استاد و مدرس ریاضیات محض دانشگاه صنعتی امیرکبیر تهران ) که زحمت مدیریت کانال را تقبّل فرمودند کمال تشکر و قدردانی را داریم.

امید است که با انتقادات و پیشنهادات و همچنین به اشتراک گذاشتن مطالب مفید خود ما را در جهت ارتقاء و بازدهی مناسب این کانال یاری دهید.
6
Science and Religion pinned «📌سلام و درود خدمت همراهان گرامی. 🔷 در این کانال هدف ما نقد و بررسی شبهات الحاد است. همچین به مطالب علمی و فلسفه علم و ابزارهای علمی نیز پرداخته می شود. از اینکه ما را در این کانال همراهی می کنید از شما سپاسگزاریم. همچنین از جناب دکتر ناصر بروجردیان ( استاد…»
"سال های دراز غفلت، تأثیر عمیقی که در جوانی و در طی تلاش های درازمدت برای پاسخ دادن به ضروری ترین سوالات ذهن بشری بدست آورده ام را پاک نکرده است. سوال هایی دربارۀ معنای نهایی وجود، دربارۀ جهان بزرگ و نقش ما در آن، دربارۀ زندگی و مرگ، حقیقت و خطا، خوب و بد، خدا و ابدیت. اما به همان اندازه ای که اهمیت این سوالات روی من مؤثر بود، خاطرۀ بی ثمر بودن تلاش ها (برای یافتن پاسخ) نیز بر من اثر گذار بود. به نظر می رسید پیشرفت پیوسته ای که در علوم خاص وجود داشت در این زمینه وجود نداشته باشد و (به همین خاطر من نیز) مانند خیلی از افراد دیگر به فلسفه پشت کردم و رضایت را در یک رشتۀ محدود یافتم که عملا مسائل درآن حل می شد. با این حال، با پیر شدن، مانند بسیاری دیگر که قوای تولیدی شان رو به زوال است، احساس می کنم که مایلم دوباره نتایج تحقیقات علمی را که در طی دهه ها انجام شده و من نقش کوچکی در آن داشتم را جمع بندی کنم و این موضوع به صورت غیر قابل اجتنابی مرا به همان سوالات ابدی، که تحت متافیزیک قرار می گیرند، سوق می دهد."

👤 ماکس بورن (برندۀ نوبل فیزیک)

@ReligionandScience2021
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤پلانتینگا:

اجابت دعا و معجزات با قوانین فیزیک سازگارند!

#معجزه


@ReligionandScience2021
👍1
جوردانو برونو: شهید راه علم؟
🔷اغلب مردم فکر می‌کنند
برونو(1548-1600) به علت حمایت از مدل کپرنیک(خورشید مرکزی) در آتش سوخت اما در حقیقت او کافری بود که به خاطر عقاید مذهبی‌اش اعدام شد؛ درگیر شدن مدل کپرنیک در این ماجرا تنها یک بدشانسی برای «مدل خورشیدمرکزی» بود.
دلیل اصلی آنکه برونو در مقابل کلیسا قرار گرفت، پیروی او از جنبشی به نام هرمتیسم بود. عقاید این فرقه بر مستنداتی قرار داشت که از نظر اعضای آن همسنگ با کتاب مقدس بود و از مصر باستان سرچشمه می‌گرفت(هرچند بعدا مشخص شد مدارک مورد استفاده‌ی این فرقه اینقدرها هم باستانی نیست).
از نظر برونو مذهب قدیم مصر مظهر ایمان واقعی بوده است و کلیسای کاتولیک باید راهی برای بازگشت به باورهای قدیمی بیابد. دیگر نیازی به گفتن نیست که این اظهارات برونو در رُم بازتاب خوبی نداشت و او پس از مدتی سرگردانیِ پرفراز و نشیب(پیوستن به دومینیکن‌ها 1565-1576|اقامت در انگلیس1583-1585) در سال 1591 در ونیز دستگیر شد.
برونو پس از دوره طولانیِ زندان و دادگاه، به اتهام مشخص گرایش به آریانیسم و بکار بستن شیوه‌های مخفی جادوگری(پس از رد کردن فرصتهای بسیار برای ندامت) محکوم و اعدام شد.
در واقع برونو نه شهید راه علم بلکه شهید راه جادوگری بود. نظرات او که یکی از طرفداران سرسخت خورشیدمرکزی (زیرا این عقیده با نظر مصریان باستان در مورد خورشید هماهنگی داشت) و ایده‌های توماس دیگز(مبنی بر اینکه جهان مملو از دسته‌های فراوان ستارگانِ خورشید مانند است؛ 1576) بود، سروصدای بسیاری ایجاد و کلیسا نیز او را محکوم کرد. از این رو تمام این اندیشه‌ها از یک قماش به حساب آمدند و کتاب کوپرنیک [اولین گزارش درباره انقلاب کوپرنیکی؛ 1543] در سال 1616 در فهرست کتب ممنوعه قرار گرفت.
به خاطر جنجالهای برونو، از سال 1600 به بعد ایده‌های کوپرنیک از نظر کلیسا ناپسند محسوب می‌شد. اگر ماجرای برونو پیش نمی‌آمد شاید ایده‌های کوپرنیک هرگز با نظر مخالفت کلیسا روبرو نمی‌شد، گالیله مورد آزار و اذیت قرار نمی‌گرفت و پیشرفت علمی در ایتالیا آرام‌تر ادامه پیدا می‌کرد.



📚تاریخ علم غرب 1543-2001، جان گریبین، ترجمه: رضا خزانه، تهران: انتشارات فاطمی، 1389

#تاریخ_علم

@ReligionandScience2021
2
چرا جهان اینقدر بزرگ است؟

🔹از ساختار ریاضی قوانین طبیعت میتوان فهمید که "خلقت ما از ابتدای جهان طراحی و برنامه ریزی شده بود"
اما اگر در برخی از شبهای روشن بیرون برویم و به آسمان نگاه کنیم ، طبیعی است که از عظمت و بی کران بودن آن شوکه شویم و احساس بی اهمیتی به ما دست دهد. چقدر جهان پهناور است و چقدر ما کوچکیم! چگونه می توانیم اینقدر مغرور باشیم که فکر کنیم همه اینها به خاطر ما ساخته شده است؟ آیا این مسخره نیست که فکر کنیم کل اقیانوس آرام به خاطر وجود یک میکروب شناور در اعماق آن وجود دارد؟! مطمئناً در اینجا حداقل یک پارادوکس وجود دارد.

به بیان زبور:
"وقتی آسمانها ، که کار انگشتان توست و ماه و ستارگان را که تو مقدر کرده ای ، در نظر می گیرم. انسان چیست که تو مراقب او باشی و پسرآدم چیست ، که تو او را ملاقات کنی؟"
....
با این وجود ، یک سوال همچنان باقی است. چرا جهان اینقدر بزرگ است؟ اگر واقعاً به خاطر ما ساخته شده باشد ، آیا همه آن "فضاهای بی نهایت" لازم بوده است؟

یک فرد مذهبی با موضوعی که توسط کتاب مقدس بیان میشود پاسخ میدهد که عظمت و بزرگی که در جهان فیزیکی مشاهده می کنیم ، عظمت و جلال خود خداوند را نشان می دهد:
"آسمانها جلال خدا را اعلام می کنند" (زبور 19)
اما اگر آنها شکوه خدا را اعلام کنند ، دلیلی ندارد که انتظار داشته باشیم که آنها مقیاس صرفاً انسانی داشته باشند.
در قرن پانزدهم ، متکلم نیکولاس کوزا این فرضیه را پیشنهاد کرد که اندازه جهان ممکن است بی نهایت باشد، دقیقاً به این دلیل که فکر می کرد چنین جهانی بهتر نشان دهنده بی نهایت بودن خالق آن است.

با این حال ، روش دیگری برای پاسخ به این سوال در مورد وسعت جهان ، (هم از نظر سن و هم از نظر اندازه) وجود دارد. به نظر می رسد برای به وجود آمدن زندگی در جهان ، گستردگی عالم هستی ضروری است و بنابراین ممکن است به جای اینکه با اهمیت زندگی انسان در طرح طبیعت مغایرت داشته باشد ، بلکه کاملا در تایید آن قرار داشته باشد.

📚برگرفته از فصل 13 کتاب Modern physics and ancient faith
👤پرفسور استیون ام بار


@ReligionandScience2021
👍31
🔷تقریری جدید از برهان نظم:
👤ناصر بروجردیان

برهان نظم یکی از مهمترین برهان‌ها برای دیدن نشانه های خدا در عالم است. قرآن نیز بر این برهان تکیه دارد و انسان را به دیدن نظم شگفت جهان به عنوان نشانه های خود دعوت می‌کند.

اگرچه این برهان بسیار طبیعی است، ولی اگر با دقت تنظیم نشود می‌توان ایرادات منطقی بر آن وارد کرد. با توجه به انواع اشکالات منطقی که بر این برهان وارد شده است، در مقاله زیر 👇👇 تقریر جدیدی از این برهان تنظیم شده است که دقت کافی و منطقی به این برهان بدهد و اشکالات قبلی، بر آن وارد نباشد. در این تقریر مفهوم نظم بر اساس نظریه اطلاعات تبیین شده است تا به روشنی بتوان از نظم و نتایج آن سخن گفت.

#برهان_نظم_جدید

@ReligionandScience2021
2👍2
برهان نظم جدید.pdf
881 KB
2
🔷خود همسان پنداری با خدا
(مشکل همیشگی آتئیست های عاقل)

آتئیست هایی که سعی می‌کنند خیلی معقولانه با مفهوم خدا برخورد کنند، معمولا از طریق انواع مفاهیم رایج انسانی در باره خدا (مانند هدفمندی، رحمانیت، ...) اظهارنظر و استدلال می‌کنند و البته بسیار هم معقولانه به تضاد در مفاهیم و تناقض می‌رسند و بسیار معقولانه نتیجه می‌گیرند، پس خدایی وجود ندارد.

اما، ایشان توجه ندارند که در این استدلالات معقولانه خود دچار یک خبط بزرگ شده‌اند که همان همسان پنداری خدا با انسان و صفات خدا با صفات انسان است. چرا چنین فرض می‌کنند که خدا موجودی مشابه انسان با همان روحیات و صفات انسانی است که فقط بزرگتر است؟؟ اگر قرار است وجود خدای خالق را مفروض بگیرند و بر اساس آن استدلال کنند، خدای خالق که در چارچوب مفاهیم مخلوق خود جا نخواهد گرفت!! خدای خالق که مقهور منطق فکری مخلوق نمی‌شود!! راه منطقی برای تجزیه و تحلیل خالق توسط مخلوق بسته است و مخلوق نمی‌تواند برای خالق تعیین تکلیف کند که او چگونه است و چگونه باید باشد.

برای مثال فرض کنید ما انسانها ربات‌هایی بسازیم و به او یاد داده باشیم که همواره دنبال پریز های برق بگردد تا در صورت اتمام انرژی، ‌دو شاخه خود را به یک پریز برق وصل کند. حال این ربات وقتی به سازنده خود فکر می‌کند می‌گوید پریز برقی که قرار است سازنده ما از آن استفاده کند کجاست؟ فقط امثال ما هستند که پریز برق به آنها انرژی می‌دهد و اگر سازنده ای باشد که بخواهد از این پریزهای برق استفاده کند یکی مانند خود ما است و نمی‌تواند سازنده ما باشد. بنابراین هیچ سازنده ای وجود ندارد.

آتئیست های عاقل ما توجه ندارند که تعقل آنها محدوده خاصی دارد و فراتر رفتن از آن محدوده، فقط موجب حرفهای بی معنا می‌شود. مگر آنکه در این فکر باشند که همه عالم در محدوده تعقل آنها است و اگر چیزی با تعقل آنها فهمیده نشود، یعنی باطل است و وجود ندارد. این طرز فکر را تکبر در تعقل می‌نامند. در این طرز فکر، تعقل من ملاک وجود یا عدم وجود و درستی و نادرستی همه چیز است. درست مانند ربات‌هایی که فکر می‌کنند تنها چیزهای درست همانهایی است که در چارچوب اعمال آنها جاسازی شده است.

پاشنه آشیل آتئیست ها مفهوم اختیار در انسان است. اگر آتئیست های عاقل گمان می‌کنند که وجود یا عدم وجود هر چیزی در حوزه تعقل آنها تعیین تکلیف می‌شود، نظر خودشان را در باره اختیار انسان بفرمایند که آیا اختیاری برای انسان هست یا نه و به چه دلیل؟؟ این سوال آزمون خوبیست تا نشان دهد تعقل آتئیست های عاقل چه نتایجی در بر خواهد داشت.

👤ناصر بروجردیان


@ReligionandScience2021
👍51
🔷در باره تعریف خدا و ماهیت خدا:

این مسأله تعریف خدا و چگونگی پی بردن به خدا ظاهراً مشکل مهمی برای آتئیست های معقول است که لازم دارند ابتدا خدا تعریف شود و ماهیت او مشخص شود و بعد در باره آن بحث کنند.

اما واقعیت آن است که ما هر چیزی را از آثار او می‌شناسیم، حتی همین اجسام آشنای اطراف خودمان را. ما هر چه می‌بینیم آثار است نه خود اشیا، چه مادی و چه غیر مادی. بعضی از این آثار ممکن است مستقیم باشند و برخی غیر مستقیم. مثلا ذرات بنیادی مانند الکترون را هیچکس مستقیما ندیده است و فقط ازطریق آثارش قابل شناخت شده است. بعضی از ذرات مانند نوترینو اصلا آثار مستقیمی هم ندارند و بسیار غیرمستقیم و از طریق آثار فرعی آن شناخته می‌شوند.

بنابراین حتی این ذرات مادی فیزیکی هم از طریق آثار شناخته می‌شوند. خداوند عالم نیز از طریق آثار به وجودش پی می‌بریم نه آنکه یک شناخت کامل و دقیق بیابیم که برخی آتئیست های معقول از ما طلب تعریف دقیق کامل می‌کنند. ما هیچگاه تعریف دقیق و کامل از خدا نداریم و فقط آثار او و مطالبی که خودش بیان می‌کند، می‌دانیم.

همین وصف که مانند هیچ چیز نیست، خودش به معنای آن است که قرار نیست ما به درک واقعیت او برسیم. این نکته مشکلی در وجود خدا و پی بردن به او ندارد‌. مثلا همین الکترون ناقابل را هم ما درک کامل از آن نداریم و هیچکس نمی‌تواند واقعیت الکترون را برای ما بیان کند.

تا اینجا روشن شد بحث از خدا چگونه است و از چه طریق است. اما آثار خدا همین جهان و وقایع آن است. آنچه که در این جهان می‌گذرد، بدون حضور خدا قابل تبیین نیست. نمونه‌های مشخص این آثار: پیدایش حیات، فرگشت هوشمند، انسان دارای تفکر، انسان دارای اختیار، انسان دارای عشق، قوانین دقیق که نشان از یک ریاضیدان قهار دارد، تنظیم شدگی ثابت های جهان، .... اگر این مشاهدات را به درستی بفهمیم فقط دست قدرتمند و هوشمند خدا توضیح آن است و هر توضیح دیگری فقط نفی انسان و فهم انسان است.

بدون خدا انسان موجودی پوک و پوچ است که در توهمات عقل و دانایی و والایی، خودش را چیزی پنداشته است و جهان فقط تصادفی از حرکات بدون هدف است که موقتا موجودی را ساخته است و بزودی هم او را نابود خواهد ساخت و این بازی را خاتمه خواهد داد. اگر کسی می‌خواهد اینگونه فکر کند مختار است ولی با اینکار خودش و فهم خودش و عقل خودش را نفی کرده است و بهتر است سکوت پیشه کند و بگذارد حداقل بقیه عقل خود را ضایع نکنند.

👤ناصر بروجردیان


@ReligionandScience2021
👍3🔥1
🔷در باره «خدای حفره‌ها» و «در آینده علم هر مجهولی را خواهد فهمید»

خدای حفره‌ها و ادعای آنکه در آینده علم هر مجهولی را خواهد فهمید یکی از حربه‌های عمومی و اساسی آتئیست هاست که در جاهایی که قدرت توضیح مطلبی را ندارند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

این دو حربه در ارتباط با یکدیگرند و به نوعی مکمل یکدیگرند. خدای حفره‌ها به معنای آن است که برخی هر چیز را که نمی‌فهمند با حضور خدا توضیح می‌دهند و وقتی در آینده علم آنرا فهمید دیگر نیازی به خدا نداریم‌. بنابراین پیدایش خدا در ذهن انسانها ناشی از جهل و نفهمیدن حفره‌ها است و وقتی در آینده، علم آن حفره را فهمید، خود به خود خدا از اندیشه‌ها خواهد رفت.

مثلا بشر اولیه رعد و برق را جاهلانه ناشی از خشم خدا می‌دانست حالا که علم فهمید رعد و برق ناشی از جریانات الکتریکی بین ابرها است دیگر جایی برای خدا باقی نمی‌ماند.

در اینجا با دو ادعا روبرو هستیم که اعتبار آنها را بررسی خواهیم کرد.
ادعای اول: به وجود آمدن مفهوم خدا به دلیل جهل نفهمیدن علل وقایع طبیعی است.
ادعای دوم: هر مجهولی را در آینده ، علم خواهد فهمید.

بررسی ادعای اول: آیا واقعا ایده و مفهوم خدا برای توضیح وقایع طبیعی است؟ اگر چنین می‌بود که امروزه نباید اثری از خدا در ذهن انسانها باقی می‌ماند. آیا امروز کسی به دنبال آن است که وقایع طبیعت را از طریق خدا توضیح دهد؟ پس چرا هنوز اکثریت مردم کره زمین چنین اندیشه‌ای را در ذهن خود دارند؟ چنین شاهدی نشان از آن دارد که دلیل حضور مفهوم خدا در ذهن انسان، بسیار ریشه‌ای تر از توضیح پدیده های طبیعت است و با یک مثال رعد و برق نمی‌توان مدعی توضیح مفهوم خدا نزد انسان شد.

مفهوم خدا در ساختار روانی انسان جا دارد و خود به خود همگان این مفهوم را می‌شناسند‌. انسان به دلیل داشتن خودآگاهی از طبیعت جدا شده است ( از گفته‌های اریک فروم) و خودش را به عنوان بخشی از طبیعت نمی‌شناسد و مفهوم الوهیت و والایی نسبت به طبیعت را در خود دارد. بدیهی است انسان از مفهوم خدا در زندگی روزمره خود استفاده می‌کند و کاملا ممکن است به دلیل جهل به شکل نادرستی از این مفهوم استفاده کند. بنابراین حضور مفهوم خدا در انسان برای توضیح پدیده های طبیعت که علم درستی نسبت به آنها ندارد، نیست و خدایی که مردم در اذهان خود دارند ارتباطی با آن خدای حفره‌ها که آتئیست ها برای خود ساخته‌اند ندارد‌.

بنابراین این پیش‌بینی هم که با رشد علم، خدا به کنار می‌رود نیز غلط از آب در می‌آید. خدا در ساختار روانی انسان جا دارد و تا وقتی ماهیت انسان چنین است، مفهوم خدا و خداباوری همچنان حضور خواهد داشت.

بررسی ادعای دوم: آیا علم هر مجهولی را در آینده خواهد یافت؟ به چه دلیل؟ چون تا به حال دیده ایم علم بسیاری از مجهولات را یافته است!!! روشن است که چنین استدلالی بسیار ضعیف است و اصطلاحا یک استدلال استقرایی است که میگوید تا حالا هر چه قو دیده‌ایم سفید بوده است پس از این به بعد هم هر قویی که ببینیم سفید است!!

بنابراین این ادعا که در آینده علم هر مجهولی را خواهد یافت، هیچ استدلال منطقی پشت خود ندارد. اما فیلسوفان علم که به ماهیت علم و محدودیت‌ها و روش های آن آشنایی دارند می‌گویند دامنه علم محدود به حوزه هایی است که امکان کسب اطلاعات اولیه از آن داریم و اگر در حوزه ای امکان داشتن هیچ اطلاعاتی موجود نباشد، دست علم از پاسخ به مجهولات آن کوتاه است.

حتی در حوزه‌هایی که اطلاعات اولیه در باره آنها به دست می‌آوریم روش علم نظریه‌پردازی است که نمی‌توان گفت صد در صد به حقیقتی رسیده‌ایم.

همچنین، نهایتا انسان محکوم به محدودیت‌های عقلی و منطقی خود است و حداکثر می‌تواند در حوزه‌هایی حرف بزند که عقل و منطق او قابل به کارگیری است. البته کسانی که هیچگاه به چنین محدودیتی توجه نداشته‌اند پیشفرض دارند که هر آنچه وجود دارد در محدوده عقل و فهم انسان است و هرچه را انسان قدرت فهم آنرا نداشته باشد اصلا وجود ندارد. چنین طرز فکری نوعی تکبر انسانی است که گمان آن دارد فقط چیزهایی وجود دارند که برای او قابل درک باشند‌.

حالا اگر در مسئله ای این موانع وجود نداشته باشد و علم نهایتا توانایی حل آن مسئله را داشته باشد، به چه دلیل فکر می‌کنید جواب آن مسئله تایید کننده نظر آتئیست ها خواهد بود؟ شاید جواب کاملا موید نظر خداباوران باشد.

با این توصیفات، روشن است که ادعای آنکه در آینده علم هر مجهولی را پاسخ خواهد داد و جواب موید آتئیست ها خواهد بود، نهایت ساده‌لوحی است که ناشی از علم نشناسی و تفکر رویایی داشتن نسبت به علم است.

نتیجه: این ادعاهای خدای حفره‌ها و علم عاقبت همه مجهولات را پاسخ خواهد داد، فقط حربه های آتئیستی است که به درد فریب آتئیست های ساده لوح می‌خورد تا نگران نفهمیده های خود نباشند و ایمان داشته باشند حق با آنهاست حتی اگر نتوانند مشکلات این طرز تفکر را پاسخ دهند.
👤ناصر بروجردیان
👍6
🔷فضای ذهنی انسانها و انسانهای باز و انسانهای بسته

بک سوال مهم برای ما آن است که ما چگونه با باورهای خود می‌رسیم و چگونه می‌توانیم درستی آنها را سنجش کنیم؟

انسانها تحت تاثیر محیط اجتماعی و تربیتی خود، باورهایی ابتدایی را در خود شکل می‌دهند و بر اساس آنها جهان و وقایع را تعبیر و تفسیر می‌کنند. اما، وقایع زندگی و محیط‌های اجتماعی متنوع هستند و معمولا فرد به دلیل نواقصی که در باورهای خود دارد، نمی‌تواند از عهده فهم وقایع برآید. در اینجاست که فرد ناچار می‌شود باورهای خود را تغییر دهد تا با تجربیات زندگی سازگار شوند. الگوریتم خاصی در این تغییرات وجود ندارد و هر کس بنا به عوامل درونی و اختیاری که دارد، باورهای جدید خود را انتخاب می‌کند. این روند در طول زندگی به دفعات رخ می‌دهد تا فرد به یک جهان‌بینی نسبتا کاملی برسد.

نکته مهم در این روند، آن است که ما باورهای خود و نهایتاً جهان بینی خود را انتخاب می‌کنیم و به دلیل تنوع این انتخاب‌ها، انسانهایی با عقاید مختلف ساخته می‌شوند. دسته ای از این باورها برای فرد پایه‌ای هستند که معیار درستی و غلطی هر چیزی خواهند شد. این باورها فضای ذهنی فرد را می‌سازند که با این عینک جهان را نگاه می‌کند.

اما کدام انتخاب‌ها و باورها صحیح هستند و بر چه اساسی این انتخاب‌ها از لحاظ درستی قابل قضاوت هستند؟

واقعیت جهان مستقل از انتخاب‌های ما است، بنابراین این طور نیست که هر فرضیه ای که برای جهان ساختیم فرقی نمی‌کند چه باشد. اگر انتخاب غلطی داشته باشیم و پرتگاهی در جلوی ما باشد ولی ما فرض گرفته‌ایم در دشت زندگی می‌کنیم، در پرتگاه سقوط خواهیم کرد.

تمایلات درونی، نقش بزرگی در انتخاب‌های ما بازی می‌کنند و اگر این تمایلات به سمت هوی و هوس های شیطانی رفته باشند، ما بدترین انتخاب‌ها را خواهیم کرد و اگر تمایلات ما به سمت فطرت اخلاقی ما رفته باشند، ما انتخاب‌های درستی خواهیم داشت.

این، شیوه ساخته شدن باورهای ما نسبت به جهان است که به طور مداوم با برخورد با انواع تجربیات در حال شکل گیری است.

در این روند، ممکن است افرادی برخی باورهای خود را به صورت اصل موضوع در آورده باشند که تحت هیچ تجربه‌ای حاضر به تغییر آنها نباشند. اینگونه انسان ها اگر به خطا رفته باشند دیگر هیچ راه اصلاحی برای خود باقی نگذاشته‌اند و اصطلاحاً پل‌های پشت سر خود را خراب کرده‌اند. این انسانها را انسانهای بسته می‌نامیم، زیرا راه اصلاح و تغییر را بر خود بسته‌اند. با اینگونه افراد هرگونه سخنی بگویید، هیچ تغییری در افکار آنان به وجود نخواهد آمد. از اینگونه افراد، هم در جامعه متدینین وجود دارد و هم در جامعه ملحدین. این یک مشکل در روش فهمیدن است و کاری به آنچه که فرد انتخاب کرده است ندارد. فقط بیچاره، انسان بسته‌ای است که انتخاب غلطی هم کرده باشد.

اما در مقابل انسانهای بسته، انسانهای باز قرار دارند، که باورهای پایه‌ای خود را می‌شناسند و می‌دانند که به چه دلیل این باورها را انتخاب کرده‌اند و میزان اعتبار این باورها چقدر است. این انسانها توانایی آن را دارند با تجربیات جدید روبرو شوند و باورهای خود را با محک تجربه بیازمایند و در هر لحظه کل باورهای خود را مجددا ارزیابی کنند. اینگونه افراد اگر انتخاب غلطی هم کرده باشند، به خاطر روش درستی که دارند، می‌توانند خود را اصلاح کنند.

بهتر است هر کس، یک ارزیابی از خودش داشته باشد و ببیند در کجای راه ایستاده است. اگر باورهای خود و میزان اعتبار آنها را به درستی می‌شناسد و صادقانه به دنبال یافتن حقیقت هست، خیلی خوب است.

البته، قرار نیست ما کسی را به باز یا بسته بودن متهم کنیم، چون تشخیص آن در بسیاری موارد مشکل است و بیشتر به حالت درونی انسانها مربوط است ، این فقط هشداری است که هر کس به خودش توجه کند.

👤ناصر بروجردیان

@ReligionandScience2021
"مبنای کار علمی این اعتقاد است که جهان یک هویت منظم و قابل درک است، (چیزی) که یک احساس مذهبی است."

👤آلبرت اینشتین

Ref. Cosmic Relegion, p98


@ReligionandScience2021
2👍1
🔷مفهوم اسلامی علم
در روایات اسلامی از رسول اکرم(ص) روایت شده است که:
"طلب العلم فریضه علی کل مسلم" طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.

در اینکه علم مورد نظر در این حدیث چیست، برداشتهای متفاوتی در جهان اسلام شده است. بعضی منظور از علم را معارف خاص اسلامی گرفته اند و بعضی آن را بسیار عام تلقی کرده اند.

نگارنده در کتاب قرآن و علوم طبیعت استدلال کرده ام که علم اسلامی طیف وسیعی از دانشها را در بر میگیرد. در واقع هر علمی که ما را به خدا نزدیک کند علم مورد نظر اسلام است و الا علم مفید نیست.

در واقع از احادیثی نظیر
"اطلبوا العلم ولو بالصین" علم را بجویید گرچه در چین باشد که از پیامبر اکرم روایت شده است.

"العلم ضاله المومن فخذوه و لو من ایدی المشرکین" علم گمشده مومن است. پس آن را کسب کنید اگرچه از دست مشرکان باشد. که از امام علی علیه السلام نقل شده،

از این احادیث برمی آید که علم مورد نظر اسلام نمیتواند فقط معارف خاص اسلامی باشد، زیرا واضح است که منظور پیامبر اعظم این نبوده است که ما معارف دینی را در چین بیاموزیم. بلکه منظور این بوده که علم را از هرجا و هرکس فرا بگیرید(البته در چهارچوب جهان بینی اسلامی)

📚 برگرفته از کتاب علم و دین در افق جهان بینی توحیدی
👤نویسنده کتاب. دکتر مهدی گلشنی


@ReligionandScience2021
1
🔷کاربست پذیری ریاضیات

از جمله موضوعاتی که می تواند یک چالش عمیق در افکار خداناباوران ایجاد کند، این است که چرا اذهان انسان ها به جهان ریاضیات دسترسی دارد؟!

ریاضیات همواره یک ابزار قدرتمند برای شناخت و "formulation "کردن قوانین طبیعت بوده است. نتایج منطقی حاصل از آن توانسته مارا به حقایقی از طبیعت برساند که گاهی حواس ما در برخورد با آن موضوعات دچار خطا شده اند و یا حتی بررسی حسی برای ما وجود نداشته است.

به عنوان مثال:

سال گذشتۀ میلادی برای اولین بار یک سیاهچاله توسط تلسکوپ افق رویداد مشاهده گردید و اکنون تئوری هایی که دهها سال پژوهشگران در مورد سیاهچاله ها به شکل ریاضی وار مطرح کرده بودند، یکی یکی قابلیت بررسی تجربی پیدا کرده است!
طول تاریخ علم پر است از مثال های مشابه که اهمیت و ضرورت ریاضیات را همیشه به ما یادآور می شود.

اما سوال اینجاست چه چیزی باعث شده که مغز های ما قبل از برخورد تجربی با پدیده ها و بررسی آن ها توسط حواس، درکی ریاضی از آنها پیدا کنند و حتی این ریاضیات بتواند آن پدیده ها را به دقت توصیف کند؟!

کاربست پذیری ریاضیات و دسترسی اذهان انسان ها به جهان ریاضیات همواره ما را به وجود یک سیستم هدفمند و یک اراده راهنمایی می کند.
بد نیست خداناباوران در این موضوع به دقت نظر کنند تا ببینند آیا این موضوعات با علم و منطق و پیشفرض های تصادفی خودشان قابل توصیف است یا خیر؟!

👤 عارف حویزی

@ReligionandScience2021
ما باید به یاد داشته باشیم، آنچه که مشاهده می کنیم ذات طبیعت نیست، [ذات] طبیعت با شیوۀ پرسیدن ما آشکار می شود.

👤ورنر هیزنبرگ

@ReligionandScience2021
🔷رابطه علم و اختیار

اعتبار علم انسان از کجاست و آیا ارتباطی با اختیار انسان دارد؟ علم انسان، نتیجه‌ای از اطلاعات حاصل از محیط پیرامونی و فرآیند پردازش منطقی این اطلاعات و نظریه سازی بر اساس این اطلاعات است. ظاهراً در هیچ کجای این فرآیند، مفهوم اختیار انسان دخالتی ندارند و نمی‌توانیم مختار بودن یا مجبور بودن انسان را در اعتبار علم انسانی دخیل بدانیم.

اما، در فرآیند تولید علم، تصمیمات انسانها در قسمت نظریه سازی و اعتبار سنجی نظریه‌ها دخالت دارد. به ویژه، باورهای ابتدایی که در ذهن انسانها نسبت به جهان وجود دارد نقش تعیین کننده‌ای در چگونگی ساختن نظریات علمی و سپس اعتبار سنجی آنها دارد. حتی در تشخیص اینکه شواهد تجربی تا چه حد با نظریات ارائه شده سازگار یا ناسازگارند به باورهای ابتدایی انسانها وابسته‌اند.

رشد علم و باورهای انسانها از طریق مواجه دانش فرد با شواهد تجربی انجام می‌شود. انسان در هر مرحله از دانش که قرار داشته باشد، با تجربیاتی برخورد می‌کند که قادر به توضیح آن نیست و دانش او قدرت تبیین آنها را ندارد و حتی در تضاد با دانش او قرار دارند. این گونه تجربیات باعث می‌شوند که انسان برای رفع این ناسازگاری و تبیین تجربه پیش آمده، باورهای فردی و علمی خود را تغییر بدهد و نهایتا مجموعه‌ای از باورها و دانش سازگار با تجربیات ایجاد کند و دانش نوینی را به دست آورد. این مراحل به کرات رخ می‌دهند تا نهایتا دانش فرد کامل شود.

نکتة مهم در این فرآیند آن است که در هر مرحله، ایجاد دانش نوین وابسته به رفع ناسازگاری و ایجاد نظریات جدید است که کاملا وابسته به تصمیمات انسانی است. مشکل ناسازگاری به وجود آمده در کجاست؟ کدام قسمت از دانش قبلی را باید تغییر داد؟ نظریه جدید را چگونه باید ساخت؟ راه‌های گوناگونی برای انجام این کارها روبروی انسان قرار دارد. کدام راه را یک انسان یا جامعه انسانی طی خواهد کرد؟ اینجاست که جبر یا اختیار رفتار انسانها بر اعتبار علم تاثیرگذار می‌شود.

اگر بر رفتار انسانها جبر حاکم باشد، هر باور یا دانشی که انسانها برای خود می سازند، به طور جبری برای آنها ساخته و پرداخته شده است. آیا این دانش واقعا اعتباری دارد؟ اگر همگان به یک دانش می رسیدند، می‌توانستیم به آن اعتماد کنیم. اما باورهای انسانها با هم متفاوت و حتی مقابل هم است. در آشکارترین موضوع که باور به خدا یا عدم باور به خدا است، کدام دسته به حقیقت رسیده‌اند؟ انسان باورمند به جبر باورمند شده است و انسان ناباور هم به جبر ناباور شده است، چه کسی درست می گوید؟ همین نکته ساده نشان می‌دهد که باور به جبر دقیقاً نابود کننده اعتبار هر علمی است. در جبرگرایی، همگان فقط در توهمات خود غوطه‌ورند و هیچکس به حقیقت جهان نزدیک نیست.

اما، در اختیار هر کس ممکن است راه خودش را برود و انتخاب خودش را داشته باشد. به همین دلیل است که انواع باورها در ذهن افراد ساخته می‌شود. در خود علم نیز لزوما توافق همگانی ایجاد نخواهد شد و اینطور نیست که همگان از لحاظ علمی به مطلب واحدی رسیده باشند. در تفسیر نتایج حاصل از علوم که تعدد تفسیرها بسیار بیشتر است. واقعیت آن است که در این حالت ما باورهای خودمان را (بیشتر تحت تاثیر عوامل روانشناختی درونی) انتخاب می‌کنیم. البته، اینکه چه کسی به حقیقت نزدیک است فقط از دیدگاه یک مرجع مطلق قابل تشخیص است، یا آنکه وقایع جهان نهایتا نشان خواهند داد چه کسی به حقیقت نزدیکتر بوده است.

نتیجه: در جبرگرایی، مطمئنا انسانها در توهمات خود غرق هستند. اما در اختیارگرایی، چون باورها توسط خود فرد انتخاب می شوند، ممکن است حداقل برخی انسانها به حقیقتی رسیده باشند.

👤ناصر بروجردیان

@ReligionandScience2021
🔷فقط نامگذاری

"توصیف‌هایی که فیزیک درباره قوانین فیزیکی ارائه می‌دهد، به آسانی می‌تواند به این پندار نادرست منجر شود که این توصیف‌ها، عملکرد آن قوانین را به معنایی دقیق توضیح می‌دهند، در حالی که در واقع، آنها برای آنچه که رخ می‌دهد، نوعی تسمیه یا نامگذاری‌اند. این نامگذاری در درک و مدل‌سازی آنچه رخ می‌دهد سودمند است، اما اساس چگونگی کارکرد واقعی قوانین را به دست نمی‌دهد. (نامگذاری یک برهم‌کنش به "نیروی گرانش" به ما کمک می‌کند تا آنچه را که رخ خواهد داد، پیش‌بینی کنیم اما واقعا درباره اینکه چگونه ماده قادر به اعمال نیروی جاذبه بر ماده دیگری در دور دست است، چیزی به ما نمی‌گوید، نامگذاری مجدد آن به "اثر میدان گرانشی" نیز این موقعیت را تغییر نمی‌دهد).

👤جرج الیس
Ref. Ellis, George FR. "Before the beginning. Cosmology explained." . p100


@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📌 تشریح دقیق نظریه‌ی علمی پیدایش جهان از "هیچ" و نتایج شگفت‌انگیز این نظریه از جمله وجود خالق و زندگی پس از مرگ با ارائه‌ی سخنان دانشمندان در فستیوال جهانی علم، مراسم سالانه‌ی "ایزاک آزیموف" به میزبانی نیل‌دگرس‌تایسون و همچنین مصاحبه‌ی لاورنس کراوس (فیزیکدان آمریکایی) با رادیو ملی آمریکا.

@ReligionandScience2021
👍1