آزمایشات متعددی از سوی استنلی میلر در رابطه با "منشا حیات" انجام شد که اسیدهای امینه مختلفی را تولید کرد اما این آزمایشات نتوانست پروتئین لازمه جهت حیات را تولید کند. استدلال این دیدگاه که بیشتر به معجزه شبیه است تا علم این گونه است که انرژی مداوم بر مواد شیمیایی موجود باعث تشویق رشد مولکولهای بیولوژیک و در نهایت موجود زنده می شود. در اینجا سؤال این است که چرا و چگونه مواد شیمیایی بی جان از این انرژی مداوم میتوانند جرقه حیات را تولید کند ؟ این ادعایی بیش نیست و هیچ گونه پایگاه علمی ندارد . چرا و به چه دلیل کربن ،اکسیژن ، نیتروژن بیجان و فاقد حیات باید بدانند چگونه از انرژی مداوم خود را به حیات برسانند ؟ اگر انسان باهوش تاکنون نتوانسته از مواد شیمایی بی جان به حیات برسد ( بیجان زایی یا abiogenesis ) چرا و چگونه این مواد ناخودآگاه تصادفی به حیات می رسند ؟ جهت تحقیقات بیشتر خوانندگان میتوانند به بررسیهای علمی زیر رجوع کنند:
(Fox, Molecular Evolution and the Origin of Life, p37).(Shapiro 1995 and 1999; Miller 1995 and 1998; Joyce 1984 and 1989; Nissenbaum 1975; Ferris 1987; Joyce and Orgel 1999; Thaxton:1984).
سایت علمی و معروف ساینس دیلی (Science Daily) در مقالهای که 12 ژانویه ی 2017 منتشر کرد نیز نحوهی شروع حیات از آمینو اسید و پروتوئین را به طور کامل توضیح داده اما در انتها به صراحت اعتراف میکند با وجود اینکه دانشمندان ناامید نشده و همیشه روی مسئلهی منشا حیات کار خواهند کرد ، اما به احتمال بسیار زیاد هیچگاه نخواهند توانست پاسخی برای منشا حیات بیابند.
Most likely we will never manage to find the answer to how life began.
ترجمه:
به احتمال بسیار زیاد ما هرگز موفق به یافتن پاسخی به اینکه چگونه حیات آغاز شد ، نخواهیم شد.
Simple fats, amino acids to explain how life began.
https://www.sciencedaily.com/releases/2017/01/170112083719.htm
@ReligionandScience2021
(Fox, Molecular Evolution and the Origin of Life, p37).(Shapiro 1995 and 1999; Miller 1995 and 1998; Joyce 1984 and 1989; Nissenbaum 1975; Ferris 1987; Joyce and Orgel 1999; Thaxton:1984).
سایت علمی و معروف ساینس دیلی (Science Daily) در مقالهای که 12 ژانویه ی 2017 منتشر کرد نیز نحوهی شروع حیات از آمینو اسید و پروتوئین را به طور کامل توضیح داده اما در انتها به صراحت اعتراف میکند با وجود اینکه دانشمندان ناامید نشده و همیشه روی مسئلهی منشا حیات کار خواهند کرد ، اما به احتمال بسیار زیاد هیچگاه نخواهند توانست پاسخی برای منشا حیات بیابند.
Most likely we will never manage to find the answer to how life began.
ترجمه:
به احتمال بسیار زیاد ما هرگز موفق به یافتن پاسخی به اینکه چگونه حیات آغاز شد ، نخواهیم شد.
Simple fats, amino acids to explain how life began.
https://www.sciencedaily.com/releases/2017/01/170112083719.htm
@ReligionandScience2021
ScienceDaily
Simple fats, amino acids to explain how life began
A research group has explored how the chemical molecules that could have given rise to life were assembled.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تجربه ی (NDE) خانم پم رینولدز از دیدگاه پزشکان او.
تلگرافی جالب راجع به تجربه نزدیک به مرگ خانم پم رینولدز.
@ReligionandScience2021
تلگرافی جالب راجع به تجربه نزدیک به مرگ خانم پم رینولدز.
@ReligionandScience2021
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تحقیقات پروفسور پیم ون لومل «Pim Van Lommel» (پزشک متخصص قلب و عروق از دانشگاه اوترخت هلند) راجع به تجربیات نزدیک به مرگ.
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
در باره علیت
علیت یکی از مفاهیم مهم در فلسفه است که تقریبا بدیهی به نظر میرسد. مفهوم علیت، معمولا به صورت موجبیت یا ایجاد یک واقعه (معلول) توسط یک یا چند واقعه دیگر (علل) فهمیده میشود.
اصل علیت نیز به این صورت فهمیده میشود که هیچ واقعهای تصادفی رخ نمیدهد و حتما وقایع خاصی موجب بروز آن شدهاند. وظیفه علم نیز یافتن علل رخ دادن وقایع است. همچنین گفته میشود که برای داشتن علم باید اصل علیت را بپذیریم زیرا در غیر این صورت باید بپذیریم همه چیز تصادفی است و علم معنایی نخواهد داشت.
اگر در همین محدوده باقی بمانیم، تبیین دقیق مفهوم علیت چندان مشکل نیست. کافیست ببینیم علوم چگونه کار میکنند و روش علوم در تبیین پدیدهها چگونه است. در هر علمی، مدلی ریاضی برای تبیین پدیدههای یک حوزه معین، ارائه میشود. در این مدل مفروضاتی وجود دارند که میتوانیم آنها را اصول یا قوانین آن مدل بنامیم. هر واقعهای، متناظر یک گزاره در این مدل است که در صورت صادق شدن، آن واقعه رخ داده است. زمان رخ دادن هر واقعهای در گزاره بیان کننده آن واقعه است. اینکه چند واقعه (علل) موجب رخ دادن واقعه خاصی (معلول) شود به معنای آن است که گزاره های بیان کننده وقایع علل، به همراه اصول یا قوانین مدل، به طور منطقی، گزاره بیان کننده واقعه معلول را نتیجه میدهند. بنابراین، رابطه علیت به آن شکل که در علوم به کار میرود همان رابطه استنتاج منطقی در منطق است.
بنابراین، علیت مفهوم جدیدی نیست و همان رابطه استنتاج منطقی بین گزاره هاست که در زبان با لفظ علیت بیان میشود.
اگر مفهوم علیت را به این صورت بفهمیم، اصل علیت به معنای آن است که ما در هر حوزهای میتوانیم مدلی ریاضی بیابیم که رابطه بین پدیدهها را توضیح دهد. این مطلب را به عنوان قانونمند بودن پدیدهها نیز میتوانیم بیان کنیم.
اما، این ادعا چندان بدیهی نیست و اینطور نیست که پیشاپیش باید بپذیریم که هر حوزهای در این جهان، قانونمند است. نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم آن است قانونمند بودن یک حوزه به معنای آن است که توسط دستگاه شناختی ما و منطق ما قابل تجزیه و تحلیل است و نقیض آن فقط به معنای آن است که تواناییهای منطقی ما قدرت فهم آن را ندارد. بنابراین، نقیض اصل علیت به معنای آن نیست که همه چیز تصادفی است، بلکه به معنای آن است که حوزههایی ممکن است وجود داشته باشند که توسط منطق ما قابل فهم نباشد. چنین وضعیتی بسیار هم محتمل است.
به این ترتیب، ما نیازی به اصل علیت نداریم. هر حوزهای که با آن روبرو هستیم ممکن در دامنه منطق ما قرار داشته باشد یا نداشته باشد. در حالت اول، ما میتوانیم پدیدههای آنرا تجزیه و تحلیل کنیم و برای آن مدل بسازیم و علمی را در آن حوزه بنا کنیم. در حالت دوم، نمیتوانیم علم دقیقی را در آن بنا کنیم و پدیدههای آن برای ما تصادفی ظاهر میشوند. البته در این حالت، ممکن است روی احتمالات وقوع حوادث، علمی را بنا کنیم که علمی دقیق محسوب نمیشود. حوزههایی که در حالت اول قرار میگیرند، حوزههای قابل شناخت و حوزههای حالت دوم را غیرقابل شناخت مینامیم. (ادامه👇👇)
@ReligionandScience2021
علیت یکی از مفاهیم مهم در فلسفه است که تقریبا بدیهی به نظر میرسد. مفهوم علیت، معمولا به صورت موجبیت یا ایجاد یک واقعه (معلول) توسط یک یا چند واقعه دیگر (علل) فهمیده میشود.
اصل علیت نیز به این صورت فهمیده میشود که هیچ واقعهای تصادفی رخ نمیدهد و حتما وقایع خاصی موجب بروز آن شدهاند. وظیفه علم نیز یافتن علل رخ دادن وقایع است. همچنین گفته میشود که برای داشتن علم باید اصل علیت را بپذیریم زیرا در غیر این صورت باید بپذیریم همه چیز تصادفی است و علم معنایی نخواهد داشت.
اگر در همین محدوده باقی بمانیم، تبیین دقیق مفهوم علیت چندان مشکل نیست. کافیست ببینیم علوم چگونه کار میکنند و روش علوم در تبیین پدیدهها چگونه است. در هر علمی، مدلی ریاضی برای تبیین پدیدههای یک حوزه معین، ارائه میشود. در این مدل مفروضاتی وجود دارند که میتوانیم آنها را اصول یا قوانین آن مدل بنامیم. هر واقعهای، متناظر یک گزاره در این مدل است که در صورت صادق شدن، آن واقعه رخ داده است. زمان رخ دادن هر واقعهای در گزاره بیان کننده آن واقعه است. اینکه چند واقعه (علل) موجب رخ دادن واقعه خاصی (معلول) شود به معنای آن است که گزاره های بیان کننده وقایع علل، به همراه اصول یا قوانین مدل، به طور منطقی، گزاره بیان کننده واقعه معلول را نتیجه میدهند. بنابراین، رابطه علیت به آن شکل که در علوم به کار میرود همان رابطه استنتاج منطقی در منطق است.
بنابراین، علیت مفهوم جدیدی نیست و همان رابطه استنتاج منطقی بین گزاره هاست که در زبان با لفظ علیت بیان میشود.
اگر مفهوم علیت را به این صورت بفهمیم، اصل علیت به معنای آن است که ما در هر حوزهای میتوانیم مدلی ریاضی بیابیم که رابطه بین پدیدهها را توضیح دهد. این مطلب را به عنوان قانونمند بودن پدیدهها نیز میتوانیم بیان کنیم.
اما، این ادعا چندان بدیهی نیست و اینطور نیست که پیشاپیش باید بپذیریم که هر حوزهای در این جهان، قانونمند است. نکته مهم دیگری که باید به آن توجه کنیم آن است قانونمند بودن یک حوزه به معنای آن است که توسط دستگاه شناختی ما و منطق ما قابل تجزیه و تحلیل است و نقیض آن فقط به معنای آن است که تواناییهای منطقی ما قدرت فهم آن را ندارد. بنابراین، نقیض اصل علیت به معنای آن نیست که همه چیز تصادفی است، بلکه به معنای آن است که حوزههایی ممکن است وجود داشته باشند که توسط منطق ما قابل فهم نباشد. چنین وضعیتی بسیار هم محتمل است.
به این ترتیب، ما نیازی به اصل علیت نداریم. هر حوزهای که با آن روبرو هستیم ممکن در دامنه منطق ما قرار داشته باشد یا نداشته باشد. در حالت اول، ما میتوانیم پدیدههای آنرا تجزیه و تحلیل کنیم و برای آن مدل بسازیم و علمی را در آن حوزه بنا کنیم. در حالت دوم، نمیتوانیم علم دقیقی را در آن بنا کنیم و پدیدههای آن برای ما تصادفی ظاهر میشوند. البته در این حالت، ممکن است روی احتمالات وقوع حوادث، علمی را بنا کنیم که علمی دقیق محسوب نمیشود. حوزههایی که در حالت اول قرار میگیرند، حوزههای قابل شناخت و حوزههای حالت دوم را غیرقابل شناخت مینامیم. (ادامه👇👇)
@ReligionandScience2021
با این نگاه به علیت، دیگر نباید بی دروپیکر به دنبال برقراری ارتباط بین هر چیزی باشیم. ابتدا باید مشخص کنیم حوزه مورد بررسی چیست؟ وقایع این حوزهها چه چیزهایی هستند؟ چه مدلی برای توصیف آن حوزه میتوانیم بنویسیم؟ چه قوانینی میتوانیم برای آن در نظر بگیریم؟ سپس، مشاهداتی را که از این حوزه داریم با نتایج حاصل از مدل مقایسه میکنیم. این، روش کلی درک و فهم جهان است و حرفهای بی در و پیکر نسبت به جهان، به سادگی دچار انواع پارداکسها خواهند شد. این روش، فقط در حوزههایی کارآیی دارد که در حیطه قابل شناخت انسان باشند. در حیطه های غیرقابل شناخت، این روش، نتیجهای به دست نخواهد آمد.
حداقل سه حوزه غیرقابل شناخت را مستقیما میتوان مشاهده کرد.
اولین حوزه، اختیار انسان است. هر گونه تجزیه و تحلیل منطقی اختیار، موجب نابودی اختیار است. اما اختیار یک مشاهده مستقیم درونی است و قابل انکار نیست. بنابراین، اختیار از حوزههای غیرقابل شناخت است.
دومین حوزه، خودآگاهی انسان است. هر گونه تحلیل منطقی از خودآگاهی، معادل عمل یک سیستم منطقی روی خود است که برای ما قابل فهم نیست. هر سیستم منطقی میتواند چیز دیگری غیر از خود را بیان و توصیف کند و نمیتواند خودش را در خودش بیان کند.
سومین حوزه، همین جهان فیزیکی خودمان است. این جمله مشهور فاینمن که هیچکس نمیتواند مدعی فهمیدن کوانتوم مکانیک شود، حاکی از آن است که در فیزیک کوانتوم هیچ توصیفی از واقعیت فیزیکی داده نمیشود و حداکثر در سطح محاسبات احتمالاتی، قوانینی وجود دارد. این وضعیت، دقیقا به معنای آن است که ما نتوانسته ایم درک مشخصی از جهان فیزیکی به دست آوریم. البته ممکن است برخی مدعی ناقص بودن فیزیک کوانتومی باشند ولی شاهدی برای برون رفت از این وضعیت دیده نمیشود.
حوزه دیگر مربوط به خداوند جهان است که پیشاپیش همگان (خداباوران) به غیرقابل شناخت بودن او اذعان دارند و آیات الهی نیز مشخصا بر این موضوع تاکید دارند.
👤ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
حداقل سه حوزه غیرقابل شناخت را مستقیما میتوان مشاهده کرد.
اولین حوزه، اختیار انسان است. هر گونه تجزیه و تحلیل منطقی اختیار، موجب نابودی اختیار است. اما اختیار یک مشاهده مستقیم درونی است و قابل انکار نیست. بنابراین، اختیار از حوزههای غیرقابل شناخت است.
دومین حوزه، خودآگاهی انسان است. هر گونه تحلیل منطقی از خودآگاهی، معادل عمل یک سیستم منطقی روی خود است که برای ما قابل فهم نیست. هر سیستم منطقی میتواند چیز دیگری غیر از خود را بیان و توصیف کند و نمیتواند خودش را در خودش بیان کند.
سومین حوزه، همین جهان فیزیکی خودمان است. این جمله مشهور فاینمن که هیچکس نمیتواند مدعی فهمیدن کوانتوم مکانیک شود، حاکی از آن است که در فیزیک کوانتوم هیچ توصیفی از واقعیت فیزیکی داده نمیشود و حداکثر در سطح محاسبات احتمالاتی، قوانینی وجود دارد. این وضعیت، دقیقا به معنای آن است که ما نتوانسته ایم درک مشخصی از جهان فیزیکی به دست آوریم. البته ممکن است برخی مدعی ناقص بودن فیزیک کوانتومی باشند ولی شاهدی برای برون رفت از این وضعیت دیده نمیشود.
حوزه دیگر مربوط به خداوند جهان است که پیشاپیش همگان (خداباوران) به غیرقابل شناخت بودن او اذعان دارند و آیات الهی نیز مشخصا بر این موضوع تاکید دارند.
👤ناصر بروجردیان
@ReligionandScience2021
آیا جمله ی ( وجود اگاهی کیهانی قبل از بیگ بنگ محتمل است ) احمقانه است ؟
جواب را از زبان "ریاضیدان ، فیزیکدان و کیهان شناس آکسفوردی و برنده ی جایزه نوبل ، راجر پنروز" می شویم:
ما مطالب پنروز را میفرستیم ، فعلاً قبل از اینکه دیدگاه جدید ایدئالیسم علمی (Scientific Idealism) در غرب از پروفسور برناردو کستروپ را توضیح دهیم ، ارزش این مطالب فقط در سطح این است که طرز تفکر پنروز را بدانیم ، ایشان آگنوستیک و بیخدا است ولی حرفهایی میزند که با جهان بینی خودش نمیخواند. دلیلش هم مشخص است ، اگاهی به عنوان یک مفهوم متافیزیکی وارد مُعادلات فیزیک تئوریک شده و فیزیکدانان دیگر نمیتواند جلوی ورود آن را بگیرند. لینک اول پنروز میگوید:
یک جورهایی دلیل اینکه جهان ( Universe) وجود دارد به خاطر اگاهی است.
Roger Penrose: Somehow, Our Consciousness Is The Reason The Universe Is Here.
Posted on May 5, 2017.
https://uncommondescent.com/philosophy/roger-penrose-somehow-our-consciousness-is-the-reason-the-universe-is-here/
در مقاله دوم که توسط استوارت همروف و پنروز نوشته شده این دو مینویسند که:
اگاهی ممکن است قبل از مِهبانگ (Big bang) بوده باشد. ما عکس آن قسمت و خود pdf مقاله را هم در اختیار شما قرار میدهیم.
Consciousness in the universe: A review of the ‘Orch OR’ theory.
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S1571064513001188
@ReligionandScience2021
ادامه:👇🏼
جواب را از زبان "ریاضیدان ، فیزیکدان و کیهان شناس آکسفوردی و برنده ی جایزه نوبل ، راجر پنروز" می شویم:
ما مطالب پنروز را میفرستیم ، فعلاً قبل از اینکه دیدگاه جدید ایدئالیسم علمی (Scientific Idealism) در غرب از پروفسور برناردو کستروپ را توضیح دهیم ، ارزش این مطالب فقط در سطح این است که طرز تفکر پنروز را بدانیم ، ایشان آگنوستیک و بیخدا است ولی حرفهایی میزند که با جهان بینی خودش نمیخواند. دلیلش هم مشخص است ، اگاهی به عنوان یک مفهوم متافیزیکی وارد مُعادلات فیزیک تئوریک شده و فیزیکدانان دیگر نمیتواند جلوی ورود آن را بگیرند. لینک اول پنروز میگوید:
یک جورهایی دلیل اینکه جهان ( Universe) وجود دارد به خاطر اگاهی است.
Roger Penrose: Somehow, Our Consciousness Is The Reason The Universe Is Here.
Posted on May 5, 2017.
https://uncommondescent.com/philosophy/roger-penrose-somehow-our-consciousness-is-the-reason-the-universe-is-here/
در مقاله دوم که توسط استوارت همروف و پنروز نوشته شده این دو مینویسند که:
اگاهی ممکن است قبل از مِهبانگ (Big bang) بوده باشد. ما عکس آن قسمت و خود pdf مقاله را هم در اختیار شما قرار میدهیم.
Consciousness in the universe: A review of the ‘Orch OR’ theory.
https://www.sciencedirect.com/science/article/pii/S1571064513001188
@ReligionandScience2021
ادامه:👇🏼
Penrose Hamerof consciousness.pdf
198.3 KB
Reply to seven commentaries on "Consciousness in the universe: Review of the ‘Orch OR ’ theory ”
Stuart Hameroff MD
Roger Penrose FRS
@ReligionandScience2021
Stuart Hameroff MD
Roger Penrose FRS
@ReligionandScience2021
1_ Was Consciousness There Before the Big Bang? – Fahrenheit
https://popsciencebookclub.com/2019/02/08/was-consciousness-there-before-the-big-bang/
2_ Why Explorer Cosmos and Consciousness ?
https://www.closertotruth.com/series/why-explore-cosmos-and-consciousness
3_ Is Consciousness a Fundamental Quality of the Universe? | Neuroscience, Psychology | Sci-News.com
http://www.sci-news.com/othersciences/psychology/consciousness-fundamental-quality-universe-07291.html
مقاله ای جدید که امسال ( 2021 ) منتشر شد:
4_ The primordial quantum language.
https://www.essentiafoundation.org/reading/the-primordial-quantum-language/?fbclid=IwAR26YJkhSiq0693jSXnrRu-v9JSLbCAjTsErm2rR-zHQojnPmOWRZxhfulQ
نوشته اگاهی بنیادی است و کوانتم فیزیک مکانیزم آن است. نویسنده ی مقاله یک فیزیکدان و مخترع به نام است که اولین مایکرو پروسسور micro processor را در INTEL اختراع کرد و الان بزرگترین موسسه تحقیقاتی اگاهی را رهبری میکند.
5_ « Menas Kafatos - Does Consciousness Cause the Cosmos? »
https://youtu.be/gZ2BBVyn4nk
@ReligionandScience2021
https://popsciencebookclub.com/2019/02/08/was-consciousness-there-before-the-big-bang/
2_ Why Explorer Cosmos and Consciousness ?
https://www.closertotruth.com/series/why-explore-cosmos-and-consciousness
3_ Is Consciousness a Fundamental Quality of the Universe? | Neuroscience, Psychology | Sci-News.com
http://www.sci-news.com/othersciences/psychology/consciousness-fundamental-quality-universe-07291.html
مقاله ای جدید که امسال ( 2021 ) منتشر شد:
4_ The primordial quantum language.
https://www.essentiafoundation.org/reading/the-primordial-quantum-language/?fbclid=IwAR26YJkhSiq0693jSXnrRu-v9JSLbCAjTsErm2rR-zHQojnPmOWRZxhfulQ
نوشته اگاهی بنیادی است و کوانتم فیزیک مکانیزم آن است. نویسنده ی مقاله یک فیزیکدان و مخترع به نام است که اولین مایکرو پروسسور micro processor را در INTEL اختراع کرد و الان بزرگترین موسسه تحقیقاتی اگاهی را رهبری میکند.
5_ « Menas Kafatos - Does Consciousness Cause the Cosmos? »
https://youtu.be/gZ2BBVyn4nk
@ReligionandScience2021
Fahrenheit
Was Consciousness There Before the Big Bang?
I waited years before I finally had the opportunity to see Tom Stoppard’s play that tackles the hard problem of consciousness, and when I did see it this year, I was disappointed that there w…
کتاب ( سایههای ذهن ) اثری از فیزیکدان و ریاضیدان بزرگ پروفسور راجر پنروز که در آن این ایده را مطرح میکند که آگاهی انسان، الگوریتمپذیر نیست و در هیچ "دستگاه کامپیوتری" قابل شبیهسازی نیست، همچنین ذهن انسان قابلیتهایی دارد که هیچ کامپیوتری آن را ندارد زیرا مکانیسمذهن انسان بر اساس محاسبات فیزیکی نیست.
Shadows of the Mind: A Search for the Missing Science of Consciousness is a 1994 book by mathematical physicist Roger Penrose, Penrose hypothesizes that: Human consciousness is non-algorithmic, and thus is not capable of being modelled by a conventional Turing machine-type of digital computer. The human mind has abilities that no Turing machine could possess because of this mechanism of non-computable physics.
پنروز استدلال میکند که آگاهی و ذهن انسان فراتر از محاسبات است و در علم امروزی بیپاسخ مانده است.
Instead, he provides powerful arguments to support his conclusion that there is something in the conscious activity of the brain that transcends computation--and will find no explanation in terms of present-day science.
نتیجهگیری پنروز این است که ذهن انسان قادر به انجام فعالیتهای خاصی است که دستگاههای مصنوعی از جمله کامپیوترها نمیتوانند انجام دهند. این سؤال مطرح نیست که آیا ذهن انسان از همه جوانب نسبت به یک کامپیوتر برتر است ! به عنوان مثال در سرعت محاسبه ، کامپیوتر امروزی از ظرفیت انسان بسیار فراتر است. نکته قابل توجه این است که انسان میتواند کاری انجام دهد، مثلاً "درک" و "فهم" یک حقیقت ریاضی که یک دستگاه هرگز نمیتواند انجام دهد.
Penrose conclusion is that the human mind is able to carry out certain activities that artificial devices, including the Turing machine, can not. It is not the question whether the human mind is superior in all aspects to the Turing machine, for example in computing speed even present-day computers exceed by far human capacity. The remarkable is that man can do something, for example grasping the meaning of a mathematical truth, a machine never can do.
جناب پرفسور «Penrose» مینویسد:
حقیقت ریاضی چیزی نیست که ما فقط با استفاده از الگوریتم تشخیص دهیم. من همچنین معتقدم که آگاهی ما یک عنصر اساسی در درک ما از حقیقت ریاضی است. ما باید حقیقت یک استدلال ریاضی را "ببینیم" تا از اعتبار آن مطمئن شویم. این "دیدن" ذات آگاهی است. این باید هر زمان که مستقیماً حقیقتریاضی را درک کنیم حضور داشته باشد. وقتی خود را از اعتبار ( قضیه کورت گودل ) متقاعد کنیم ، نه تنها آن را "مشاهده" میکنیم ، بلکه با این کار ماهیت بسیار غیرالگوریتمی فرآیند "دیدن" را آشکار میکنیم.
Penrose writes:
Mathematical truth is not something that we ascertain merely by use of an algorithm. I believe, also, that our consciousness is a crucial ingredient in our comprehension of mathematical truth. We must 'see' the truth of a mathematical argument to be convinced of its validity. This 'seeing' is the very essence of consciousness. It must be present whenever we directly perceive mathematical truth. When we convince ourselves of the validity of Gödel's theorem we not only 'see' it, but by so doing we reveal the very non-algorithmic nature of the 'seeing' process itself.
@ReligionandScience2021
Shadows of the Mind: A Search for the Missing Science of Consciousness is a 1994 book by mathematical physicist Roger Penrose, Penrose hypothesizes that: Human consciousness is non-algorithmic, and thus is not capable of being modelled by a conventional Turing machine-type of digital computer. The human mind has abilities that no Turing machine could possess because of this mechanism of non-computable physics.
پنروز استدلال میکند که آگاهی و ذهن انسان فراتر از محاسبات است و در علم امروزی بیپاسخ مانده است.
Instead, he provides powerful arguments to support his conclusion that there is something in the conscious activity of the brain that transcends computation--and will find no explanation in terms of present-day science.
نتیجهگیری پنروز این است که ذهن انسان قادر به انجام فعالیتهای خاصی است که دستگاههای مصنوعی از جمله کامپیوترها نمیتوانند انجام دهند. این سؤال مطرح نیست که آیا ذهن انسان از همه جوانب نسبت به یک کامپیوتر برتر است ! به عنوان مثال در سرعت محاسبه ، کامپیوتر امروزی از ظرفیت انسان بسیار فراتر است. نکته قابل توجه این است که انسان میتواند کاری انجام دهد، مثلاً "درک" و "فهم" یک حقیقت ریاضی که یک دستگاه هرگز نمیتواند انجام دهد.
Penrose conclusion is that the human mind is able to carry out certain activities that artificial devices, including the Turing machine, can not. It is not the question whether the human mind is superior in all aspects to the Turing machine, for example in computing speed even present-day computers exceed by far human capacity. The remarkable is that man can do something, for example grasping the meaning of a mathematical truth, a machine never can do.
جناب پرفسور «Penrose» مینویسد:
حقیقت ریاضی چیزی نیست که ما فقط با استفاده از الگوریتم تشخیص دهیم. من همچنین معتقدم که آگاهی ما یک عنصر اساسی در درک ما از حقیقت ریاضی است. ما باید حقیقت یک استدلال ریاضی را "ببینیم" تا از اعتبار آن مطمئن شویم. این "دیدن" ذات آگاهی است. این باید هر زمان که مستقیماً حقیقتریاضی را درک کنیم حضور داشته باشد. وقتی خود را از اعتبار ( قضیه کورت گودل ) متقاعد کنیم ، نه تنها آن را "مشاهده" میکنیم ، بلکه با این کار ماهیت بسیار غیرالگوریتمی فرآیند "دیدن" را آشکار میکنیم.
Penrose writes:
Mathematical truth is not something that we ascertain merely by use of an algorithm. I believe, also, that our consciousness is a crucial ingredient in our comprehension of mathematical truth. We must 'see' the truth of a mathematical argument to be convinced of its validity. This 'seeing' is the very essence of consciousness. It must be present whenever we directly perceive mathematical truth. When we convince ourselves of the validity of Gödel's theorem we not only 'see' it, but by so doing we reveal the very non-algorithmic nature of the 'seeing' process itself.
@ReligionandScience2021
Shadows_of_the_Mind_A_Search_for_the_Missing_Science_of_Consciousness.pdf
5.3 MB
Shadows of the Mind. A Search for the Missing Science of Consciousness_Roger Penrose
پیدیاف (PDF) ضمیمهشده، کتاب《سایه های ذهن》 اثر ریاضیفیزیکدان و کیهانشناس ، راجر پنروز میباشد.
@ReligionandScience2021
پیدیاف (PDF) ضمیمهشده، کتاب《سایه های ذهن》 اثر ریاضیفیزیکدان و کیهانشناس ، راجر پنروز میباشد.
@ReligionandScience2021
The_Emperors_New_Mind_Concerning_Computers,_Minds,_and_the_Laws.pdf
5 MB
The Emperors New mind. Concerning Computers, Minds and the Laws of Physics_ Roger Penrose.
این [PDF] نیز کتاب《ذهن جدید امپراتور》از پنروز است.
@ReligionandScience2021
این [PDF] نیز کتاب《ذهن جدید امپراتور》از پنروز است.
@ReligionandScience2021