7_ هاوکینگ نیز ارائه مدل《No Boundary solution》 و پنروز با مدل (Conformal cyclic cosmology) سعی بر تبیین مدل بهتری از هستی ارائه دادهاند که هر دو متاسفانه مشکلات و مفروضات خود را دارند. این دو نابغه مدون مدل بیگ بنگ بوده اند. مشکلات تئوری بیگ بنگ زیاد است که در آینده آن را بیشتر بسط خواهم داد. نامه ای توسط بسیاری از اساتید دانشگاه و فیریکدانان در مورد مشکل بیگ بنگ:
Open Letter on Cosmology / Cosmology Statement
An Open Letter to the Scientific Community, published by E. Lerner,
New Scientist, May 22, 2004.
http://cosmology.info/open-letter/index.html
Bucking the big bang.
| COMMENT 22 May 2004.
By Eric Lerner.
👤Dr.R.H
@ReligionandScience2021
Open Letter on Cosmology / Cosmology Statement
An Open Letter to the Scientific Community, published by E. Lerner,
New Scientist, May 22, 2004.
http://cosmology.info/open-letter/index.html
Bucking the big bang.
| COMMENT 22 May 2004.
By Eric Lerner.
👤Dr.R.H
@ReligionandScience2021
تئوری تورم و مشکلات آن و چرا پروفسور پنروز آن را فانتزی خواند:
قبل از شروع باید توضیح بدهم که تورم یک «conjecture» است. کانجکشر یعنی عقیده و یا نتیجه بر اساس اطلاعات ناقص. مفهوم تورم کهکشانی سعی در حل مشکلات و ایرادات وارده به مدل استاندارد «BigBang» است.
تورم کهکشانی و یا ( cosmic Inflation ) با مشاهده و حرکت (Spectral line Shift) و رابطه آن با فاصله نشان میدهد که هستی منبسط شد و نه منفجر. سایز نقطه انبساط کوچکتر از یک الکترون بود اما صفر نبود. این مفهوم استوار بر 2 کانجکشر و دو «Hypothesis» می باشد. دوستان باید معنای دقیق "Hypothesis" را بدانند و گرنه نتایج خام از مدلهای موجود خواهند گرفت:
اولین «Hypothesis»: بین فاصله و (Spectral line Shift) یک رابطه دقیق وجود دارد. مشکل این ادعا وجود مقدار خطا بسیار زیاد میباشد. دانشمندان در این رابطه ابدا متفق القول نیستند.
دومین «Hypothesis»: تورم (Red Shift) را معادل پس رفتگی سرعت یا «Recession Velocity» میگیرد. علاقه مندان تفاوت بین این دو را می توانند خارج از این بحث مطرح کنند و ما ریاضیات ات را نشان میدهیم.
اولین «Conjecture»: تورم کهکشانی انبساط هستی را با اثر نسبی داپلر یا《Relavestic Doppler Effect》 تشریح میکند که قابل آزمایش نیست.
دومین «Conjecture»: هر 3.3 میلیون سال نوری فضا 72 کیلومتر در هر ثانیه منبسط میشود . این ادعایی بیش نیست. شواهد این را قبول ندارد.
مشکلات مشاهدات در «cosmic inflation» به حدی زیاد است که دو سال پیش در ژورنال معتبر (Scientific American) فوریه 2017 این مدل را به چالش کشید متاسفانه هنوز هم در دانشگاه تدریس میشود.
Cosmic inflation is dead, long live cosmic inflation!
SPACE 25 September 2014.
By Michael Slezak.
https://www.newscientist.com/article/dn26272-cosmic-inflation-is-dead-long-live-cosmic-inflation/
Cosmic Inflation Theory Faces Challenges.
The latest astrophysical measurements, combined with theoretical problems, cast doubt on the long-cherished inflationary theory of the early cosmos and suggest we need new ideas.
By Anna Ijjas, Paul J. Steinhardt, Abraham Loeb on February 1, 2017.
https://www.scientificamerican.com/article/cosmic-inflation-theory-faces-challenges/
Paul Steinhardt Disowns Inflation, the Theory He Helped Create.
Is the theory at the heart of modern cosmology deeply flawed?
By Paul J. Steinhardt on August 1, 2014.
https://www.scientificamerican.com/article/paul-steinhardt-disowns-inflation-the-theory-he-helped-create/
قابل توجه است که 14000 مقاله توسط 9000 تا از فیریکدانان جهانی مدل تورم را بسط و گسترش داده اند که با مدل اولیه آلن گوث "Alen Guth" ( بنیان گذار تورم ) تفاوت بارز دارد و اخرین مدل که «single-field slow-roll Models » معروف است با تنظیم پارامترهای مختلف یک تبیین بهتری از انبساط و تورم بعد از «BigBang»
می دهد که به نظر ما معقول تر است ( مشاهدات با تئوری تا حدود زیادی مطابقت دارد ). البته دانشمندان هنوز آن را به عنوان مدل ناقص تلقی میکنند. شان کارول (Sean Carrol) فیزیکدان برجسته و از دوستان نزدیک آلن گوث یکی از آنها است و او مشکل تورم را به شرح زیر توضیح داده است:
Is Inflationary Cosmology Science?
25 Comments / Philosophy, Science.
http://www.preposterousuniverse.com/blog/2017/05/10/is-inflationary-cosmology-science/
مشکل شون کارول به مدل جدید تورم در «fine tunning» در مدل تورم میباشد که او آن را در لینک زیر توضیح داده است:
In What Sense Is the Early Universe Fine-Tuned?
Sean M. Carroll.
https://arxiv.org/abs/1406.3057
راجر پنروز مفهوم تورم کهکشانی را در کتاب جدید خود:
Fashion Falth Fantasy Oxford press 2016.
یک فانتزی نامید و آن را غیرعلمی نامید. ما ادعای او را از کتاب وی برای دوستان ارائه میکنیم.
نتیجه: دوستان ایرانی قبل از اینکه فکت فکت فکت بکنند بهتر است در لیوان آب، هم نصفه خالی را ببینند و هم پر. بی احترامی به فیزیک شاخ و دم ندارد.
👤Dr Rahman Hosseinzade
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
قبل از شروع باید توضیح بدهم که تورم یک «conjecture» است. کانجکشر یعنی عقیده و یا نتیجه بر اساس اطلاعات ناقص. مفهوم تورم کهکشانی سعی در حل مشکلات و ایرادات وارده به مدل استاندارد «BigBang» است.
تورم کهکشانی و یا ( cosmic Inflation ) با مشاهده و حرکت (Spectral line Shift) و رابطه آن با فاصله نشان میدهد که هستی منبسط شد و نه منفجر. سایز نقطه انبساط کوچکتر از یک الکترون بود اما صفر نبود. این مفهوم استوار بر 2 کانجکشر و دو «Hypothesis» می باشد. دوستان باید معنای دقیق "Hypothesis" را بدانند و گرنه نتایج خام از مدلهای موجود خواهند گرفت:
اولین «Hypothesis»: بین فاصله و (Spectral line Shift) یک رابطه دقیق وجود دارد. مشکل این ادعا وجود مقدار خطا بسیار زیاد میباشد. دانشمندان در این رابطه ابدا متفق القول نیستند.
دومین «Hypothesis»: تورم (Red Shift) را معادل پس رفتگی سرعت یا «Recession Velocity» میگیرد. علاقه مندان تفاوت بین این دو را می توانند خارج از این بحث مطرح کنند و ما ریاضیات ات را نشان میدهیم.
اولین «Conjecture»: تورم کهکشانی انبساط هستی را با اثر نسبی داپلر یا《Relavestic Doppler Effect》 تشریح میکند که قابل آزمایش نیست.
دومین «Conjecture»: هر 3.3 میلیون سال نوری فضا 72 کیلومتر در هر ثانیه منبسط میشود . این ادعایی بیش نیست. شواهد این را قبول ندارد.
مشکلات مشاهدات در «cosmic inflation» به حدی زیاد است که دو سال پیش در ژورنال معتبر (Scientific American) فوریه 2017 این مدل را به چالش کشید متاسفانه هنوز هم در دانشگاه تدریس میشود.
Cosmic inflation is dead, long live cosmic inflation!
SPACE 25 September 2014.
By Michael Slezak.
https://www.newscientist.com/article/dn26272-cosmic-inflation-is-dead-long-live-cosmic-inflation/
Cosmic Inflation Theory Faces Challenges.
The latest astrophysical measurements, combined with theoretical problems, cast doubt on the long-cherished inflationary theory of the early cosmos and suggest we need new ideas.
By Anna Ijjas, Paul J. Steinhardt, Abraham Loeb on February 1, 2017.
https://www.scientificamerican.com/article/cosmic-inflation-theory-faces-challenges/
Paul Steinhardt Disowns Inflation, the Theory He Helped Create.
Is the theory at the heart of modern cosmology deeply flawed?
By Paul J. Steinhardt on August 1, 2014.
https://www.scientificamerican.com/article/paul-steinhardt-disowns-inflation-the-theory-he-helped-create/
قابل توجه است که 14000 مقاله توسط 9000 تا از فیریکدانان جهانی مدل تورم را بسط و گسترش داده اند که با مدل اولیه آلن گوث "Alen Guth" ( بنیان گذار تورم ) تفاوت بارز دارد و اخرین مدل که «single-field slow-roll Models » معروف است با تنظیم پارامترهای مختلف یک تبیین بهتری از انبساط و تورم بعد از «BigBang»
می دهد که به نظر ما معقول تر است ( مشاهدات با تئوری تا حدود زیادی مطابقت دارد ). البته دانشمندان هنوز آن را به عنوان مدل ناقص تلقی میکنند. شان کارول (Sean Carrol) فیزیکدان برجسته و از دوستان نزدیک آلن گوث یکی از آنها است و او مشکل تورم را به شرح زیر توضیح داده است:
Is Inflationary Cosmology Science?
25 Comments / Philosophy, Science.
http://www.preposterousuniverse.com/blog/2017/05/10/is-inflationary-cosmology-science/
مشکل شون کارول به مدل جدید تورم در «fine tunning» در مدل تورم میباشد که او آن را در لینک زیر توضیح داده است:
In What Sense Is the Early Universe Fine-Tuned?
Sean M. Carroll.
https://arxiv.org/abs/1406.3057
راجر پنروز مفهوم تورم کهکشانی را در کتاب جدید خود:
Fashion Falth Fantasy Oxford press 2016.
یک فانتزی نامید و آن را غیرعلمی نامید. ما ادعای او را از کتاب وی برای دوستان ارائه میکنیم.
نتیجه: دوستان ایرانی قبل از اینکه فکت فکت فکت بکنند بهتر است در لیوان آب، هم نصفه خالی را ببینند و هم پر. بی احترامی به فیزیک شاخ و دم ندارد.
👤Dr Rahman Hosseinzade
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
New Scientist
Cosmic inflation is dead, long live cosmic inflation!
The BICEP2 results hailed as demonstrating inflation in the early universe now seem to do the exact opposite, if they can be trusted at all
《Conformal Cyclic Cosmology》
کیهان شناسی چرخه ای تطبیقی
یا مدل CCC:
امروز در مورد یکی از جالب ترین مدلهای کیهان شناختی (Cosmology) که پروفسور سر راجر پنروز آن را ارائه داده است مینویسیم اما قبل از نوشتار یک زمینه سازی در مورد آغاز جهان را ارائه می دهیم و بعد در مورد کیهان شناسی چرخه ای تطبیقی توضیح خواهم داد
بعضی دوستان میگویند که: مِهبانگ "Big Bang" را که جهان به صورت انبساط از یک انرژی متراکم به وجود آمده است را قبول دارند اما این مدل جواب اینکه این انرژی متراکم از کجا آمده را نمیدهد. بله حق هم دارند.
حالا این انرژی متراکم از کجا آمده است؟
پاسخ: ما نمی دانیم که تمام انرژی و ماده موجود در آغاز هستی از کجا ناشی می شود. وقتی میگوییم نمیدانیم منظور فیزیک کنونی است. فیزیک نمیداند و به نظر این حقیر هیچ موقع نخواهد دانست چون اصلا در حیطه علم نیست و یک معجزه است اما امروز ما پای معجزه را کنار می کشیم و آن را به موسی و عصایش محول میکنیم.
خوب چرا فیزیک نمیداند ؟
شرایط نخستین لحظه های هستی چنان شدید گرم و متراکم بوده که فیزیک نمی تواند ان را توصیف کند. در ان لحظه چهار نیروی اساسی طبیعت - گرانش ، الکترومغناطیس ، نیروی هسته ای ضعیف و نیروی هسته ای قوی - باید به عنوان یک واحد متحد شوند اما ما هم اکنون فیزیکی نداریم که توضیح دهد که وقتی این چهار نیرو با هم متحد باشند چه اتفاقی می افتد ، زیرا جاذبه و سه تای دیگر با هم توجیه دقیق ندارند. به عبارت دیگر همه چیز بعد از آن با فیزیکی که داریم به خوبی کار می کند و با مشاهدات تایید می شود. اما اولین لحظات فعلاً فراتر از افق علم است.
امروز در مورد آخرین مدل که یک جوابی معقول اما فعلاً با شواهد کم در اختیار قضیه اغاز هستی در اختیار دانشمندان میگذارد صحبت میکنیم
اسم این مدل CCC یا کیهانشناسی چرخه ای تطبیقی (conformal cyclic cosmology) از پروفسور راجر پنروز است.
The Big Bang was not the beginning,
Roger Penrose.
ترجمه: بیگ بنگ آغاز هستی نیست.
راجر پنروز و استیون هاوکینگ دو غول فیزیک عصر معاصر با حل (field equation) یا معادله میدانی انیشتین مدل (Big Bang cosmology) را طراحی کردند که در آن هستی ظهور یک واقعه به نام مهبانگ است.
مشکل اینجا است که پنروز هم اکنون میگوید که آغاز هستی در نقطه مهبانگ نبوده و قبل از مهبانگ فعالیتهای فیزیکی بوده، همچنین مدل جدیدی را به نام (conformal cyclic cosmology) و یا کیهانشناسی چرخه ای تطبیقی را ارائه میدهد. علت ارائه این مدل مربوط به مشکلاتی است که هم اکنون گریبان گیر مدل تورم (Inflation theory) می باشد که در اینجا مورد بررسی قرار نمیگیرد. محققان می توانند به کتاب《Fashion, Faith, and Fantasy in the New Physics of the Universe》اثر راجر پنروز رجوع کنند.
تعریف:
هندسه کانفرمال چیست ؟
به زبان ساده ، در این هندسه اشکال هم شکل و هم زاویه هستند اما سایز آنها با هم متفاوت است مثلا دو مثلث که هر دو زوایای متشابه دارند اما یکی می تواند 10 برابر بزرگتر از دیگری باشد.
آئیون Aeon چیست؟ پنروز هر هستی را Aeon نامگذاری کرده است.
خلاصه مدل CCC به شرح زیر است:
هستی کنونی از یک انرژی با حرارت زیاد و متراکم اما بسیار (uniform) آغاز شد. تکه های ماده کم کم تبدیل به ستاره ها، سیاه چاله ها و کهکشانها شد. وجود ماده تاریک و انبساط هستی در طول زمان طولانی کهکشانها را ایزوله می کند و سیاه چاله ای عظیم این کهکشانها را بسوی خود کشیده و اینها نابود میشوند. پس از آن سیاهچاله ها توسط تابش هاوکینگ بخار شده و دریایی از (Radiation) نتیجه این عملکرد است که در نهایت ما به یک هستی (uniform) خواهیم رسید . حالا ، عاقبت این (uniformity) اول و آغاز یک هستی جدید می شود و این (cycle) بارها و بارها اتفاق افتاده و هر بار یک جهان جدید تولید میشود.
جزئیات این مدل و هندسه ان به شرح زیر است:
راجر پنروز جزئیات مدل conformal cyclic cosmology خویش را در مقاله زیر:
BEFORE THE BIG BANG:
AN OUTRAGEOUS NEW PERSPECTIVE AND ITS IMPLICATIONS FOR
PARTICLE PHYSICS
Roger Penrose.
https://accelconf.web.cern.ch/e06/PAPERS/THESPA01.PDF
تحت عنوان:
BEFORE THE BIG BANG:
AN OUTRAGEOUS NEW PERSPECTIVE AND ITS IMPLICATIONS FOR PARTICLE PHYSICS
همچنین او در کتاب:
Cycles of Time: An Extraordinary New View of the Universe
تماما توضیح میدهد که ما به شرح جزئیات ان میپردازیم:
1_ اگر معادل جرم انرژی انیشتین یا《 Energy -Mass equivalence》و معادل فرکانس انرژی پلانک (Energy - Frequency equivalence) را بپذیریم ، بلافاصله معادل بودن جرم و فرکانس را بدست می آوریم. به عبارت دیگر جرم و فرکانس معادل هم دیگر هستند.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
کیهان شناسی چرخه ای تطبیقی
یا مدل CCC:
امروز در مورد یکی از جالب ترین مدلهای کیهان شناختی (Cosmology) که پروفسور سر راجر پنروز آن را ارائه داده است مینویسیم اما قبل از نوشتار یک زمینه سازی در مورد آغاز جهان را ارائه می دهیم و بعد در مورد کیهان شناسی چرخه ای تطبیقی توضیح خواهم داد
بعضی دوستان میگویند که: مِهبانگ "Big Bang" را که جهان به صورت انبساط از یک انرژی متراکم به وجود آمده است را قبول دارند اما این مدل جواب اینکه این انرژی متراکم از کجا آمده را نمیدهد. بله حق هم دارند.
حالا این انرژی متراکم از کجا آمده است؟
پاسخ: ما نمی دانیم که تمام انرژی و ماده موجود در آغاز هستی از کجا ناشی می شود. وقتی میگوییم نمیدانیم منظور فیزیک کنونی است. فیزیک نمیداند و به نظر این حقیر هیچ موقع نخواهد دانست چون اصلا در حیطه علم نیست و یک معجزه است اما امروز ما پای معجزه را کنار می کشیم و آن را به موسی و عصایش محول میکنیم.
خوب چرا فیزیک نمیداند ؟
شرایط نخستین لحظه های هستی چنان شدید گرم و متراکم بوده که فیزیک نمی تواند ان را توصیف کند. در ان لحظه چهار نیروی اساسی طبیعت - گرانش ، الکترومغناطیس ، نیروی هسته ای ضعیف و نیروی هسته ای قوی - باید به عنوان یک واحد متحد شوند اما ما هم اکنون فیزیکی نداریم که توضیح دهد که وقتی این چهار نیرو با هم متحد باشند چه اتفاقی می افتد ، زیرا جاذبه و سه تای دیگر با هم توجیه دقیق ندارند. به عبارت دیگر همه چیز بعد از آن با فیزیکی که داریم به خوبی کار می کند و با مشاهدات تایید می شود. اما اولین لحظات فعلاً فراتر از افق علم است.
امروز در مورد آخرین مدل که یک جوابی معقول اما فعلاً با شواهد کم در اختیار قضیه اغاز هستی در اختیار دانشمندان میگذارد صحبت میکنیم
اسم این مدل CCC یا کیهانشناسی چرخه ای تطبیقی (conformal cyclic cosmology) از پروفسور راجر پنروز است.
The Big Bang was not the beginning,
Roger Penrose.
ترجمه: بیگ بنگ آغاز هستی نیست.
راجر پنروز و استیون هاوکینگ دو غول فیزیک عصر معاصر با حل (field equation) یا معادله میدانی انیشتین مدل (Big Bang cosmology) را طراحی کردند که در آن هستی ظهور یک واقعه به نام مهبانگ است.
مشکل اینجا است که پنروز هم اکنون میگوید که آغاز هستی در نقطه مهبانگ نبوده و قبل از مهبانگ فعالیتهای فیزیکی بوده، همچنین مدل جدیدی را به نام (conformal cyclic cosmology) و یا کیهانشناسی چرخه ای تطبیقی را ارائه میدهد. علت ارائه این مدل مربوط به مشکلاتی است که هم اکنون گریبان گیر مدل تورم (Inflation theory) می باشد که در اینجا مورد بررسی قرار نمیگیرد. محققان می توانند به کتاب《Fashion, Faith, and Fantasy in the New Physics of the Universe》اثر راجر پنروز رجوع کنند.
تعریف:
هندسه کانفرمال چیست ؟
به زبان ساده ، در این هندسه اشکال هم شکل و هم زاویه هستند اما سایز آنها با هم متفاوت است مثلا دو مثلث که هر دو زوایای متشابه دارند اما یکی می تواند 10 برابر بزرگتر از دیگری باشد.
آئیون Aeon چیست؟ پنروز هر هستی را Aeon نامگذاری کرده است.
خلاصه مدل CCC به شرح زیر است:
هستی کنونی از یک انرژی با حرارت زیاد و متراکم اما بسیار (uniform) آغاز شد. تکه های ماده کم کم تبدیل به ستاره ها، سیاه چاله ها و کهکشانها شد. وجود ماده تاریک و انبساط هستی در طول زمان طولانی کهکشانها را ایزوله می کند و سیاه چاله ای عظیم این کهکشانها را بسوی خود کشیده و اینها نابود میشوند. پس از آن سیاهچاله ها توسط تابش هاوکینگ بخار شده و دریایی از (Radiation) نتیجه این عملکرد است که در نهایت ما به یک هستی (uniform) خواهیم رسید . حالا ، عاقبت این (uniformity) اول و آغاز یک هستی جدید می شود و این (cycle) بارها و بارها اتفاق افتاده و هر بار یک جهان جدید تولید میشود.
جزئیات این مدل و هندسه ان به شرح زیر است:
راجر پنروز جزئیات مدل conformal cyclic cosmology خویش را در مقاله زیر:
BEFORE THE BIG BANG:
AN OUTRAGEOUS NEW PERSPECTIVE AND ITS IMPLICATIONS FOR
PARTICLE PHYSICS
Roger Penrose.
https://accelconf.web.cern.ch/e06/PAPERS/THESPA01.PDF
تحت عنوان:
BEFORE THE BIG BANG:
AN OUTRAGEOUS NEW PERSPECTIVE AND ITS IMPLICATIONS FOR PARTICLE PHYSICS
همچنین او در کتاب:
Cycles of Time: An Extraordinary New View of the Universe
تماما توضیح میدهد که ما به شرح جزئیات ان میپردازیم:
1_ اگر معادل جرم انرژی انیشتین یا《 Energy -Mass equivalence》و معادل فرکانس انرژی پلانک (Energy - Frequency equivalence) را بپذیریم ، بلافاصله معادل بودن جرم و فرکانس را بدست می آوریم. به عبارت دیگر جرم و فرکانس معادل هم دیگر هستند.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
2_ سیاهچاله ها واقعاً بسیار سرد هستند و در نهایت تمام آنچه درونشان است را توسط اثر کوانتومی در (event horizon) از دست داده پس از یک دوران دراز مدت کلیه جرم آنها به انرژی تبدیل شده و حامل آنها که فوتون باشد میشود و جرمی بکار نخواهد بود. به عبارت دیگر یک هستی نورانی و فاقد جرم.
3_ در فضا مکان (spacetime) اگر جرم نباشد "هیچ ساعتی یا دستگاه اندازه گیری زمان وجود ندارد" بنابراین اندازه گیری فاصله و زمان در چنین وضعیتی کاملاً غیرممکن و بی معنی می شود ، به ویژه اگر بوزون های بدون جرم مانند فوتون ها و گراویتون ها با سرعت نور به طور یکنواخت حرکت کنند.
4_ این حالت تعادل یا (equilibrium) آغاز هستی جدید با (Aeon) جدید و حاوی شرایط اولیه یا (boundary condition) جهت هستی جدید است.( ما قبلا در گفتار پیشین موضوع تضاد اصل دوم و سوم ترمودینامیک را مطرح کردیم و اشکالات مدل تورم را هم مورد بررسی قرار دادیم. پنروز با طرح 4 اصول بالا این مشکل را معقولانه حل میکند ).
پنروز با استفاده از هندسه کانفرمال و تئوری فضا مکان:
Friedmann–Lemaître–Robertson–Walker metric.(FLRW)
هستی های مختلف را به صورت (cyclic) ترسیم و متصل میکند و نشان میدهد که هر هستی میتواند بیگ بنگ خودش را داشته باشد و هستی کنونی ما یکی از بیگ بنگهای مدل اوست.
لینک پایین اولین شاهد علمی در تایید تئوری پنروز است:
arXiv:1011.3706.
👤Dr Rahman Hosseinzade
@ReligionandScience2021
3_ در فضا مکان (spacetime) اگر جرم نباشد "هیچ ساعتی یا دستگاه اندازه گیری زمان وجود ندارد" بنابراین اندازه گیری فاصله و زمان در چنین وضعیتی کاملاً غیرممکن و بی معنی می شود ، به ویژه اگر بوزون های بدون جرم مانند فوتون ها و گراویتون ها با سرعت نور به طور یکنواخت حرکت کنند.
4_ این حالت تعادل یا (equilibrium) آغاز هستی جدید با (Aeon) جدید و حاوی شرایط اولیه یا (boundary condition) جهت هستی جدید است.( ما قبلا در گفتار پیشین موضوع تضاد اصل دوم و سوم ترمودینامیک را مطرح کردیم و اشکالات مدل تورم را هم مورد بررسی قرار دادیم. پنروز با طرح 4 اصول بالا این مشکل را معقولانه حل میکند ).
پنروز با استفاده از هندسه کانفرمال و تئوری فضا مکان:
Friedmann–Lemaître–Robertson–Walker metric.(FLRW)
هستی های مختلف را به صورت (cyclic) ترسیم و متصل میکند و نشان میدهد که هر هستی میتواند بیگ بنگ خودش را داشته باشد و هستی کنونی ما یکی از بیگ بنگهای مدل اوست.
لینک پایین اولین شاهد علمی در تایید تئوری پنروز است:
arXiv:1011.3706.
👤Dr Rahman Hosseinzade
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در این TED talk در 2003 ، دنیل دنت فیلسوف معاصر «آتئیست» به توضیح یکی از برجسته ترین ایده هایش درباره ی خودآگاهی یعنی توهم انگاری یا «Illusionism» می پردازد. دنیل دنت که جزو طرفداران فیزیکالیسم و شاگرد خلف گیلبرت رایل ، فیلسوف رفتارگرا انگلیسی است ، «Consciousness» را توضیح داده شده یافته و آن را در اصل یک توهم کاربری (User Illusion) می داند که در طول فرآیند تکامل و فرگشت «Evolution» برای مغز ایجاد شده تا بهتر بتواند بدن را مدیریت کند. به نظر او چیزی واقعی به عنوان حس و تجربه درونی یا کیفیات ذهنی (Qualia) وجود ندارد.
⬅️ دقت کنید که ما دیدگاه دنیل دنت را قبول نداریم و صرفاً جهت اطلاع دوستان و آوردن نظرات مخالفان ، سخنان دنیل دنت (Daniel Dennett) را گذاشتیم. در جلسات آینده به نقد دیدگاه ایشان خواهیم پرداخت.
⬅️ در کلیپ بالا بخشی از این سخنرانی جذاب را میتوانید ببینید.
مشاهده ویدیو کامل
@ReligionandScience2021
⬅️ دقت کنید که ما دیدگاه دنیل دنت را قبول نداریم و صرفاً جهت اطلاع دوستان و آوردن نظرات مخالفان ، سخنان دنیل دنت (Daniel Dennett) را گذاشتیم. در جلسات آینده به نقد دیدگاه ایشان خواهیم پرداخت.
⬅️ در کلیپ بالا بخشی از این سخنرانی جذاب را میتوانید ببینید.
مشاهده ویدیو کامل
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در این مصاحبه دیوید چالمرز از پدیده ای به نام «Consciousness» حرف میزند که در تاریخ فلسفه همواره مورد مناقشه بوده است و جزء سوالات اصلی بین فلاسفه بوده و هست. او به تأسّی از رنه دکارت، این پدیده را بدیهی ترین و بنیانیترین دانستهی یک فرد میداند. معرفی گسترده این پدیده در دهه 1990 توسط خود او در شاخه فلسفه ذهن از فلسفه تحلیلی انجام شد. برخلاف بسیاری از فلاسفه معاصر، چالمرز بر تمایز امر ذهنی از فیزیکی تاکید دارد و مخالف فیزیکالیسم میباشد. استدلال "زامبی فلسفی" او که در کلیپ به آن اشاره شده بسیار محل شهرت و مورد بحث و اختلاف بین سردمداران این حوزه میباشد.
⬅️ همچنین او مسائل خودآگاهی «Self reflective consciousness» را به دو دسته مشکلات آسان و سخت تقسیم میکند که در کلیپ توضیح میدهد و ادعا میکند《نوروساینس》 و علوم رفتاری صرفاً به مسائل آسان خودآگاهی میتوانند پاسخ دهند.
منبع زیر نویس کلیپ
@ReligionandScience2021
⬅️ همچنین او مسائل خودآگاهی «Self reflective consciousness» را به دو دسته مشکلات آسان و سخت تقسیم میکند که در کلیپ توضیح میدهد و ادعا میکند《نوروساینس》 و علوم رفتاری صرفاً به مسائل آسان خودآگاهی میتوانند پاسخ دهند.
منبع زیر نویس کلیپ
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در این قسمت، دیوید چالمرز در یک تِد تاک اولین ایدهاش برای تبیین آگاهی را توضیح میدهد. ایده ای که او مطرح میکند بسیار ساده است:
آگاهی را یک مقوم اساسی واقعیت در نظر بگیریم؛ دقیقا مانند جرم، زمان و فضا.
توضیح مختصر این ایده را در ویدیو بالا ببینید.
@ReligionandScience2021
آگاهی را یک مقوم اساسی واقعیت در نظر بگیریم؛ دقیقا مانند جرم، زمان و فضا.
توضیح مختصر این ایده را در ویدیو بالا ببینید.
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دیوید چالمرز مقدمات فکری لازم برای رسیدن به ایده های رادیکال اش برای علم آگاهی را بیان میکند. او در ابتدا سعی میکند مفهوم تجربه درونی《Subjective Experience》 و اول شخص سابجکتیو را برای مخاطب تشریح کند. برای این کار مثالهایی از حضور یک سوژه در قلب اتفاقات روزمرهی زندگی یک انسان را ذکر میکند. در مرحله بعد مسأله دشوار آگاهی را بیان میکند: از 20 سال پیش که فرانسیس کریکِ زیستشناس و رابرت پنروزِ فیزیکدان عنوان کردند که اکنون زمان آن است که علم به «Consciousness» حمله کند ، مطالعات متعددی در این زمینه انجام شده است. اما این مطالعات بیشتر درباره ارتباطهای رخ دادن یک تجربه آگاهانه با فعالیت مغزی بوده اند. اینها علم ارتباط دادن است و علم توضیحی و چرایی نیست. این علم نمی تواند بگوید چرا این ارتباط یا «Correlation» وجود دارد. به اعتقاد چالمرز «عصب شناسان» نهایتاً میتوانند به سوالات آسان آگاهی که مربوط به ارتباط دادن و یافتن جایگاه فرایندهاست، پاسخ دهند. سوال دشوار این است که "چرا همهی این فرایند های فیزیکی درون مغز باید با تجربه آگاهانه همراه باشند؟". ما هیچ سرنخی برای پاسخ به این سوال نداریم.
ویدیوی کامل
ویدیوی کامل
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«لئونارد ساسکایند»، فیزیکدان و تئوریسین نظریه ریسمان: تنظیم ظریف نمی تواند تصادفی باشد.
همراه با زیرنویس فارسی.
بازنشر شده از کانال فیزیک بنیادی دکتر احمد حکیم «Ahmad Hakim» (مدرس دانشگاه در زمینه ی فیزیک ذرات بنیادی )
@ReligionandScience2021
همراه با زیرنویس فارسی.
بازنشر شده از کانال فیزیک بنیادی دکتر احمد حکیم «Ahmad Hakim» (مدرس دانشگاه در زمینه ی فیزیک ذرات بنیادی )
@ReligionandScience2021
«تجارب نزدیک به مرگ»
یکی از عجیب ترین تجارب إن-دی-إی در مورد اشخاصی است که نابینا و کورمادرزادی هستند ولی در حالت (NDE) تجربه ی بینائی پیدا میکنند. به لینک زیر در ژورنال (IANDS) که مجلهای «Peer-reviewed Open-access Academic Journal» در حوزه إن-دی-إی است رجوع بفرمایید:
People Born Blind Can See During a Near-Death Experience. BY KEVIN WILLIAMS POSTED ON SEPTEMBER 21, 2019.
همچنین در لینک پایین (مقاله ای معتبر از تحقیقات دپارتمان نوروساینس دانشگاه پادووا ایتالیا در ژورنال «Frontiers, In Human Neuroscience») استدلالهای موجود در مورد تجارب إن-دی-إی (NDE) را مورد تحلیل علمی قرار میدهد و برخی تبیینهای سادهانگارانه تقلیل گرایانهٔ مادی إِنگارانه تجربیات نزدیک به مرگ را به چالش میکشد:
“Reality” of near-death-experience memories: evidence from a psychodynamic and electrophysiological integrated study.
The Near-Death Experience Argument Against Physicalism: A Critique.
لینک بالا در ژورنال《Journal of Consciousness Studies, Volume 21, Numbers 7-8》 استدلال میکند که تجارب نزدیک به مرگ (NDE) فیزیکی نیستند.
@ReligionandScience2021
یکی از عجیب ترین تجارب إن-دی-إی در مورد اشخاصی است که نابینا و کورمادرزادی هستند ولی در حالت (NDE) تجربه ی بینائی پیدا میکنند. به لینک زیر در ژورنال (IANDS) که مجلهای «Peer-reviewed Open-access Academic Journal» در حوزه إن-دی-إی است رجوع بفرمایید:
People Born Blind Can See During a Near-Death Experience. BY KEVIN WILLIAMS POSTED ON SEPTEMBER 21, 2019.
همچنین در لینک پایین (مقاله ای معتبر از تحقیقات دپارتمان نوروساینس دانشگاه پادووا ایتالیا در ژورنال «Frontiers, In Human Neuroscience») استدلالهای موجود در مورد تجارب إن-دی-إی (NDE) را مورد تحلیل علمی قرار میدهد و برخی تبیینهای سادهانگارانه تقلیل گرایانهٔ مادی إِنگارانه تجربیات نزدیک به مرگ را به چالش میکشد:
“Reality” of near-death-experience memories: evidence from a psychodynamic and electrophysiological integrated study.
The Near-Death Experience Argument Against Physicalism: A Critique.
لینک بالا در ژورنال《Journal of Consciousness Studies, Volume 21, Numbers 7-8》 استدلال میکند که تجارب نزدیک به مرگ (NDE) فیزیکی نیستند.
@ReligionandScience2021
Near-Death Experiences and the Afterlife
People Born Blind Can See During a Near-Death Experience - Near-Death Experiences and the Afterlife
Near-Death Experiences and the Afterlife profiles how People Born Blind Can See During a Near-Death Experience . Did you enjoy reading this post, we have more!
Forwarded from Science and Religion (Amirhossein_Em)
Return_of_the_God_Hypothesis_Three_Scientific_Discoveries_That_Reveal.pdf
12.4 MB
Return of the God Hypothesis: Three Scientific Discoveries That Reveal the Mind Behind the Universe.
(بازگشت فرضیه خدا : سه اکتشاف علمی که یک ذهن را پشت جهان نشان میدهد.)
کتابی از پروفسور «Stephen C Meyer» که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. پروفسور (Meyer) در این کتاب استدلال میکند که کشفیات جدید علمی از دیدگاه تئیسم پشتیبانی میکنند.
@ReligionandScience2021
(بازگشت فرضیه خدا : سه اکتشاف علمی که یک ذهن را پشت جهان نشان میدهد.)
کتابی از پروفسور «Stephen C Meyer» که در سال ۲۰۲۱ منتشر شد. پروفسور (Meyer) در این کتاب استدلال میکند که کشفیات جدید علمی از دیدگاه تئیسم پشتیبانی میکنند.
@ReligionandScience2021
Forwarded from Science and Religion (Amirhossein_Em)
https://stephencmeyer.org/2021/04/02/three-major-scientific-discoveries/
سه کشف مهم علمی در قرن گذشته که به وجود خدا اشاره دارند.
👤Stephen C Meyer
@ReligionandScience2021
سه کشف مهم علمی در قرن گذشته که به وجود خدا اشاره دارند.
👤Stephen C Meyer
@ReligionandScience2021
Stephen C. Meyer
Three Major Scientific Discoveries In The Past Century That Point To God
Three major scientific discoveries during the last century contradict the expectations of scientific atheists (or materialists) and point instead in a distinctly theistic direction.
👍1
stapp1972.pdf
3 MB
مقاله مفهومی کلاسیک: تعبیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی به قلم هنری استپ ( شاید در کنار کتاب درسی دوره کارشناسی، مکمل خوبی باشد برای توضیح دیدگاهای کپنهاگی ها ) ( در ضمیمه انتهای مقاله مقداری از نامه نگاری های خود با هایزنبرگ و روزنفلد را آورده است )
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
ballentine1974.pdf
679.5 KB
مقاله مفهومی کلاسیک: کامنت لسلی بالنتاین در مورد مقاله "تعبیر کپنهاگی مکانیک کوانتومی" هنری استپ
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
مباحثه بین فیزیکدانان نظری: محمد عبدالسلام (برنده نوبل فیزیک) ، دنیس سیاما ، ادوارد ویتن و پائولو بوندینیچ. در این ویدئو بحث هایی در ارتباط با فیزیک نظری بین این افراد صورت می گیرد.
(سال 1986 ایتالیا ، تریست)
https://www.youtube.com/watch?v=AmUI2qf9uyo&t=35s
@ReligionandScience2021
(سال 1986 ایتالیا ، تریست)
https://www.youtube.com/watch?v=AmUI2qf9uyo&t=35s
@ReligionandScience2021
YouTube
Conversation: Salam, Sciama, Witten and Budinich
The conversation is sparkling! Historical footage of Abdus Salam, Dennis Sciama, Edward Witten and Paolo Budinich talking about physics. Note that the conversation took place in 1986, not 1990 as stated in the caption.
Forwarded from Science and Religion (ناصر بروجردیان)
نقد برهان شر2.pdf
389.9 KB
منشأ حیات چگونه است ؟ آیا از مواد بیجان، املاح شیمیایی، اسیدهای آمینه ووو... میتوان موجودات جاندار، زنده و آگاه خلق کرد و آزمایشی وجود دارد که بتواند از صفر صفر تا صد ، یک سلول زنده و آگاه بسازد؟
بخشی از جواب را اینجا مشاهده کنید درباره ی «آزمایش استنلی میلر». برخی از فرگشتیان و نئوداروینیستها ادعا دارند که "منشا حیات" ریشه در معجونی به نام سوپ اولیه (Primordial Soup) دارد که از موارد اولیه اکسیژن، هیدروژن و نیتروژن ساخته شده است. این ادعا به نظریه سوپ معروف است و حدود 80 سال قدمت دارد. البته صحیح تر می بود اگر به این ادعا نظریه ی آبکی می گفتند زیرا هیچ پایگاه علمی ندارد و فقط و فقط یک نظریه ی مُبهم می باشد. مدلهای بی شمار دیگری هم ارائه داده شده که هیچ کدام نتوانسته منشا حیات را توضیح دهد اما برخی افراد ناآگاه و شاید نادان، هنوز هم چپ و راست از علمی بودن این حدسیات دفاع میکنند. جهت اطلاعات بیشتر در مورد بی ارزش بودن نظریه سوپ اولیه به این لینک در «YouTube» رجوع بفرمایید.
@ReligionandScience2021
بخشی از جواب را اینجا مشاهده کنید درباره ی «آزمایش استنلی میلر». برخی از فرگشتیان و نئوداروینیستها ادعا دارند که "منشا حیات" ریشه در معجونی به نام سوپ اولیه (Primordial Soup) دارد که از موارد اولیه اکسیژن، هیدروژن و نیتروژن ساخته شده است. این ادعا به نظریه سوپ معروف است و حدود 80 سال قدمت دارد. البته صحیح تر می بود اگر به این ادعا نظریه ی آبکی می گفتند زیرا هیچ پایگاه علمی ندارد و فقط و فقط یک نظریه ی مُبهم می باشد. مدلهای بی شمار دیگری هم ارائه داده شده که هیچ کدام نتوانسته منشا حیات را توضیح دهد اما برخی افراد ناآگاه و شاید نادان، هنوز هم چپ و راست از علمی بودن این حدسیات دفاع میکنند. جهت اطلاعات بیشتر در مورد بی ارزش بودن نظریه سوپ اولیه به این لینک در «YouTube» رجوع بفرمایید.
@ReligionandScience2021
Telegram
Science and Religion
منشا حیات و آزمایش میلر:
در دسامبر ۱۹۵۲ در دانشگاه شیکاگو، استنلی میلر اولین آزمایش برای سنجش فرضیه آبیوژنز را ارائه داد. میلر دانشجوی تحصیلات تکمیلی بود و در آزمایشگاه پروفسور هارولد اوری(برنده جایزه نوبل) مشغول فعالیت بود.
او یک آزمایش برای شبیه سازی شکل…
در دسامبر ۱۹۵۲ در دانشگاه شیکاگو، استنلی میلر اولین آزمایش برای سنجش فرضیه آبیوژنز را ارائه داد. میلر دانشجوی تحصیلات تکمیلی بود و در آزمایشگاه پروفسور هارولد اوری(برنده جایزه نوبل) مشغول فعالیت بود.
او یک آزمایش برای شبیه سازی شکل…
تحقیقات دانشمندان و رابطهی تجارب نزدیک به مرگ (NDE) با مدلهای مدرن کوآنتوم فیزیک:
همانطور که قبل توضیح دادهایم کسانی که تجربه نزدیک به مرگ را داشته اند ، گذشتهی خود را به وضوح میبینند. با توجه به این تجربه پروفسور «Metod Saniga» یک فیزیکدان به نام نتایج تحقیقات (NDE) را مورد بررسی قرار داده و یک مدل ریاضی از زمان را ارائه میدهد که در آن زمان متوقف میشود ( در تجارب إن-دی-إی ). در این مدل گذشته، حال و آینده همه در یک جا و همزمان وجود دارند.
PHYSICIST USES NDES TO CLARIFY THE NATURE OF TIME. IANDS. org
I simply believe that some part of the human Self or Soul is not subject to the laws of space and time. --Carl Jung.
من اعتقاد دارم که یک قسمت از وجود انسان یا روح او از قوانین فیزیک تبعیت نمی کند.
این دو دانشمند با طرح مدل《Synchronicity》 و استفاده از کوآنتوم فیزیک پلی بین آبجکتیویتی علم و سابجکتیویتی تجارب شخصی میزنند. در کوآنتوم مکانیک زمان "مُتقارن" است یعنی هم جلو میرود و هم عقب. در این مدل (Non Locality) در فیزیک کوآنتومی شبکه اتصالی بین اشیاء می باشد. به عبارت دیگر تمام اجسام از قبیل انسان و اجزاء طبیعت به هم متصل هستند. در مدل《Synchronicity》شبکه هستی آگاه است و با اجزاء خویش که واقعیت باشند ، در تماس و کنش-واکنشها یا فعل-انفعالات می باشد. این مسئله بسیاری از مشکلات کنونی فیزیک کوآنتومی و فیزیک کلاسیکی را حل میکند. البته لازم به توجه است که این مدلها مثل بیگ بنگ قابلیت ابطال پذیری بالقوه «Falsifiability» را ندارند و خواننده باید اعتبار و صحت آن را خودش مورد مطالعه قرار بدهد. شبکه اتصالی ارائه شده در متون بالا مورد توجه بسیاری از نوابغ غرب و فیزیکدانهایی همچون دیوید بوهم (David Bohm) هم قرار گرفته است. او یک مدل ریاضی ارائه کرده است که در آن جدائی اجسام از قبیل گل، بلبل، انسان، کرات و سیارات همه توهمی بیش نیست و کل هستی یک وجود وابسته به یکدیگر است دقیقاً مثل یک شبکه اینترنتی که با هم (Network) شدهاند و بر روی هم تاثیر میگذارند (به تئوری درهمتنیدگی کوانتومی یا انتنگلمنت در کوآنتوم فیزیک مراجعه کنید) توجه کنید که تئوری دیوید بوهم به اصل هولوگرافیک《Holographic Principle》معروف است. این مدل یک《Super Symmetry》 در هستی می بیند و نشان میدهد که اتمها، سلولها ، مولکولها، گیاهان، حیوانات و انسانها در یک شبکه متصل به هم هستند و در این شبکه کنش-واکنشهای اطلاعاتی به مانند یک (Web) از اطلاعات می باشد. یعنی تمام هستی از یک «web» اطلاعاتی درست شده است. در این مدل گذشته ، آینده و حال همزمان وجود دارند. ( به مفهوم "Block universe" رجوع کنید ) این تئوری راه را برای محققان (NDE) باز کرده زیرا میتوان ادعا کرد که نه تنها اجزای این شبکه، بلکه کل شبکه هم آگاه است و در زمان (NDE) آگاهی جز به آگاهی کل میرسد.
all consciousness exists as a part of a single Whole and a single Whole within all consciousness.
در مدل هولوگرفیک《holographic universe》هستی یک شبکه منسجم، متحد و یگانه میباشد.
از نظر دیوید بوهم ، بینش مکانیک کوآنتومی و نظریه نسبیت انیشتین به جهانی اشاره دارد که تقسیم نشده است و در آن همه قسمتها ⇐"در یک کلیت ادغام و متحد می شوند".⇒
For Bohm, the insights of quantum mechanics and relativity theory point to a universe that is undivided and in which all parts "merge and unite in one totality."
این دیدگاه هماکنون مورد تحقیقات علمی توسط فیزیکدانان و محققان (NDE) میباشد. فیزیکدانان متعدد دیگری از قبیل (Fred Alan Wolf) هم میگویند که (NDE) را میتوان با《holographic model》که در بالا توضیح دادیم تبیین کرد که در آن: مرگ ارتقاء آگاهی موضعی او از یک بُعد به بُعد دیگر است.
According to physicist Fred Alan Wolf, NDEs can be explained using a holographic model where death is merely a shifting of a person's consciousness from one dimension of the hologram to another.
پروفسور (Craig Hogan) یکی از بزرگترین فیزیکدانان مرکز تحقیقاتی فیزیک (Fermi Lab) با کشف شواهد جدیدی از امواج گرانشی《gravitational wave detector》در تأیید هستی هولوگرفیک میگوید این کشف پاسخگوی بسیاری از معماهای موجود می باشد. در چند دههی اخیر فیزیک کوآنتوم دیدگاه فیزیکدانان را در مورد هستی و نقش آن در (NDE) بسیار عوض کرده است. دیدگاه ماتریالیستی و فیزیکالیستی از هستی پایگاه خود را روز به روز از دست میدهد.
@ReligionandScience2021
همانطور که قبل توضیح دادهایم کسانی که تجربه نزدیک به مرگ را داشته اند ، گذشتهی خود را به وضوح میبینند. با توجه به این تجربه پروفسور «Metod Saniga» یک فیزیکدان به نام نتایج تحقیقات (NDE) را مورد بررسی قرار داده و یک مدل ریاضی از زمان را ارائه میدهد که در آن زمان متوقف میشود ( در تجارب إن-دی-إی ). در این مدل گذشته، حال و آینده همه در یک جا و همزمان وجود دارند.
PHYSICIST USES NDES TO CLARIFY THE NATURE OF TIME. IANDS. org
I simply believe that some part of the human Self or Soul is not subject to the laws of space and time. --Carl Jung.
من اعتقاد دارم که یک قسمت از وجود انسان یا روح او از قوانین فیزیک تبعیت نمی کند.
این دو دانشمند با طرح مدل《Synchronicity》 و استفاده از کوآنتوم فیزیک پلی بین آبجکتیویتی علم و سابجکتیویتی تجارب شخصی میزنند. در کوآنتوم مکانیک زمان "مُتقارن" است یعنی هم جلو میرود و هم عقب. در این مدل (Non Locality) در فیزیک کوآنتومی شبکه اتصالی بین اشیاء می باشد. به عبارت دیگر تمام اجسام از قبیل انسان و اجزاء طبیعت به هم متصل هستند. در مدل《Synchronicity》شبکه هستی آگاه است و با اجزاء خویش که واقعیت باشند ، در تماس و کنش-واکنشها یا فعل-انفعالات می باشد. این مسئله بسیاری از مشکلات کنونی فیزیک کوآنتومی و فیزیک کلاسیکی را حل میکند. البته لازم به توجه است که این مدلها مثل بیگ بنگ قابلیت ابطال پذیری بالقوه «Falsifiability» را ندارند و خواننده باید اعتبار و صحت آن را خودش مورد مطالعه قرار بدهد. شبکه اتصالی ارائه شده در متون بالا مورد توجه بسیاری از نوابغ غرب و فیزیکدانهایی همچون دیوید بوهم (David Bohm) هم قرار گرفته است. او یک مدل ریاضی ارائه کرده است که در آن جدائی اجسام از قبیل گل، بلبل، انسان، کرات و سیارات همه توهمی بیش نیست و کل هستی یک وجود وابسته به یکدیگر است دقیقاً مثل یک شبکه اینترنتی که با هم (Network) شدهاند و بر روی هم تاثیر میگذارند (به تئوری درهمتنیدگی کوانتومی یا انتنگلمنت در کوآنتوم فیزیک مراجعه کنید) توجه کنید که تئوری دیوید بوهم به اصل هولوگرافیک《Holographic Principle》معروف است. این مدل یک《Super Symmetry》 در هستی می بیند و نشان میدهد که اتمها، سلولها ، مولکولها، گیاهان، حیوانات و انسانها در یک شبکه متصل به هم هستند و در این شبکه کنش-واکنشهای اطلاعاتی به مانند یک (Web) از اطلاعات می باشد. یعنی تمام هستی از یک «web» اطلاعاتی درست شده است. در این مدل گذشته ، آینده و حال همزمان وجود دارند. ( به مفهوم "Block universe" رجوع کنید ) این تئوری راه را برای محققان (NDE) باز کرده زیرا میتوان ادعا کرد که نه تنها اجزای این شبکه، بلکه کل شبکه هم آگاه است و در زمان (NDE) آگاهی جز به آگاهی کل میرسد.
all consciousness exists as a part of a single Whole and a single Whole within all consciousness.
در مدل هولوگرفیک《holographic universe》هستی یک شبکه منسجم، متحد و یگانه میباشد.
از نظر دیوید بوهم ، بینش مکانیک کوآنتومی و نظریه نسبیت انیشتین به جهانی اشاره دارد که تقسیم نشده است و در آن همه قسمتها ⇐"در یک کلیت ادغام و متحد می شوند".⇒
For Bohm, the insights of quantum mechanics and relativity theory point to a universe that is undivided and in which all parts "merge and unite in one totality."
این دیدگاه هماکنون مورد تحقیقات علمی توسط فیزیکدانان و محققان (NDE) میباشد. فیزیکدانان متعدد دیگری از قبیل (Fred Alan Wolf) هم میگویند که (NDE) را میتوان با《holographic model》که در بالا توضیح دادیم تبیین کرد که در آن: مرگ ارتقاء آگاهی موضعی او از یک بُعد به بُعد دیگر است.
According to physicist Fred Alan Wolf, NDEs can be explained using a holographic model where death is merely a shifting of a person's consciousness from one dimension of the hologram to another.
پروفسور (Craig Hogan) یکی از بزرگترین فیزیکدانان مرکز تحقیقاتی فیزیک (Fermi Lab) با کشف شواهد جدیدی از امواج گرانشی《gravitational wave detector》در تأیید هستی هولوگرفیک میگوید این کشف پاسخگوی بسیاری از معماهای موجود می باشد. در چند دههی اخیر فیزیک کوآنتوم دیدگاه فیزیکدانان را در مورد هستی و نقش آن در (NDE) بسیار عوض کرده است. دیدگاه ماتریالیستی و فیزیکالیستی از هستی پایگاه خود را روز به روز از دست میدهد.
@ReligionandScience2021
TheExplanatoryPowerofNDEDKFMnew.pdf
2.8 MB
The Anticipation of Afterlife as Based on Current Physics of Information October 2019 Project: The Information Universe. On the Missing Link in Concepts on the Architecture of Reality. By Professor Dirk K F Meijer «University of Groningen». October 2019.
ResearchGate.
@ReligionandScience2021
ResearchGate.
@ReligionandScience2021