This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ترجمه: 👤دکتر مهدی همازاده ابیانه.
دکترای تخصصی فلسفه ذهن، پژوهشکده علوم شناختی و دستیار پژوهش دانشکده فلسفه دانشگاه راتگرز آمریکا (2015_2016)
@ReligionandScience2021
دکترای تخصصی فلسفه ذهن، پژوهشکده علوم شناختی و دستیار پژوهش دانشکده فلسفه دانشگاه راتگرز آمریکا (2015_2016)
@ReligionandScience2021
UniversalConsciousnesspart1.pdf
1.6 MB
Universal Consciousness: Collective Evidence on the Basis of Current Physics and Philosophy of Mind. Part 1
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
فرار جدید یک فیریکدان نظری برجسته از جهان بینی خداناباوری و آتئیسم:
مقاله زیر در ژورنال (Scientific American) در مصاحبه با پروفسور فیزیک (Christopher) در رد آتئیسم چاپ شد.
وی میگویید:
با گذشت سالها ، دیدگاه من در مورد فیزیک به طور چشمگیری تکامل یافته است. من دیگر اعتقاد ندارم که فیزیک همه ی پاسخ ها را ارائه می دهد. این که نمی تواند توضیح دهد که چرا جهان وجود دارد یا چرا ما حتی اینجا هستیم. این در حالی است که تصویری بسیار زیبا و پیچیده از چگونگی عملکرد جهان را ترسیم می کند. من در واقع برای افرادی که قوانین فیزیک را در جلال کامل ریاضی خود درک نمی کنند ، متاسفم ، زیرا آنها از چیزی که واقعاً الهی است بی خبرند. قوانین فیزیک به من نشان می دهد که جهان چقدر ریز و مرتب است ، و این برای من ثابت می کند که جهان بیش از یک شانس و تصادفی است زیرا فیزیک آنقدر کامل و هماهنگ است که باید از چیزی ناشی می شد. پس از سالها تأمل ، من به سادگی نتوانستم بپذیرم که جهان شانسی و تصادفی است و من دیگر آتئیست نیستم.
What’s Wrong with Physics.
A physicist slams hype about multiverses, string theory, and quantum computers and calls for more diversity in his field. By John Horgan on January 27, 2020. (Scientific American)
@ReligionandScience2021
مقاله زیر در ژورنال (Scientific American) در مصاحبه با پروفسور فیزیک (Christopher) در رد آتئیسم چاپ شد.
وی میگویید:
با گذشت سالها ، دیدگاه من در مورد فیزیک به طور چشمگیری تکامل یافته است. من دیگر اعتقاد ندارم که فیزیک همه ی پاسخ ها را ارائه می دهد. این که نمی تواند توضیح دهد که چرا جهان وجود دارد یا چرا ما حتی اینجا هستیم. این در حالی است که تصویری بسیار زیبا و پیچیده از چگونگی عملکرد جهان را ترسیم می کند. من در واقع برای افرادی که قوانین فیزیک را در جلال کامل ریاضی خود درک نمی کنند ، متاسفم ، زیرا آنها از چیزی که واقعاً الهی است بی خبرند. قوانین فیزیک به من نشان می دهد که جهان چقدر ریز و مرتب است ، و این برای من ثابت می کند که جهان بیش از یک شانس و تصادفی است زیرا فیزیک آنقدر کامل و هماهنگ است که باید از چیزی ناشی می شد. پس از سالها تأمل ، من به سادگی نتوانستم بپذیرم که جهان شانسی و تصادفی است و من دیگر آتئیست نیستم.
What’s Wrong with Physics.
A physicist slams hype about multiverses, string theory, and quantum computers and calls for more diversity in his field. By John Horgan on January 27, 2020. (Scientific American)
@ReligionandScience2021
Scientific American Blog Network
What’s Wrong with Physics
A physicist slams hype about multiverses, string theory, and quantum computers and calls for more diversity in his field
👍1
آیا علم در نهایت به پاسخ همهچیز میرسد ؟ آیا علم به تنهایی میتواند همهی واقعیتهای جهان را برای ما
آشکار کند ؟
راجر پنروز، ریاضیدان و فیزیکدان برجستهی دانشگاه آکسفورد که به همراه استیون هاوکینگ مشترکا برندهی جایزهی فیزیک «ولف پرایز» شدهاند، در مورد این موضوع که آیا علم فیزیک و به ویژه رسیدن به " نظریهی همهچیز" که فیزیکدانان مدتهاست به دنبال آن هستند، میتواند همهی واقعیات جهان را برای ما روشن کند یا حتی با وجود رسیدن به «نظریهی همهچیز» باز هم علم توانایی بیان همهی واقعیات جهان را ندارد در کتابی که منتشر کرده است میگوید:
Ultimately, physics only describes the part of reality that is susceptible to mathematics. Efforts such as the push to a quantum theory of gravity may bring us to a more complete understanding, but it is likely our vista will remain blurred. No doubt physics is important, but it could be there is much that is important about reality that is not physics.
ترجمه:
در نهایت، فیزیک تنها میتواند بخشهایی از واقعییت را توصیف کند که مستعد پذیرش ریاضیات باشد. تلاشهایی مانند کوشیدن برای رسیدن به یک نظریهی کوانتومی از گرانش (یا همان نظریهی همهچیز) برای ما فهم و درک کاملتری میآورد، اما احتمال دارد که چشمانداز ما همچنان تیره و تاریک بماند. شکی نیست که فیزیک مهم است، اما چیزهای مهم زیادی دربارهی واقعیت (جهان) میتوانند وجود داشته باشند که فیزیک نیستند (از فیزیک فراتر هستند).
این سخنان راجر پنروز که به وضوح اعلام میکند علم به تنهایی نمیتواند همهی واقعیات جهان را آشکار کند و چیزهای فراتر از علم نیز وجود دارد را میتوانید در سایت علمی (New Scientist) مشاهده کنید:
Physics may be a small but crucial fraction of our reality.
@ReligionandScience2021
آشکار کند ؟
راجر پنروز، ریاضیدان و فیزیکدان برجستهی دانشگاه آکسفورد که به همراه استیون هاوکینگ مشترکا برندهی جایزهی فیزیک «ولف پرایز» شدهاند، در مورد این موضوع که آیا علم فیزیک و به ویژه رسیدن به " نظریهی همهچیز" که فیزیکدانان مدتهاست به دنبال آن هستند، میتواند همهی واقعیات جهان را برای ما روشن کند یا حتی با وجود رسیدن به «نظریهی همهچیز» باز هم علم توانایی بیان همهی واقعیات جهان را ندارد در کتابی که منتشر کرده است میگوید:
Ultimately, physics only describes the part of reality that is susceptible to mathematics. Efforts such as the push to a quantum theory of gravity may bring us to a more complete understanding, but it is likely our vista will remain blurred. No doubt physics is important, but it could be there is much that is important about reality that is not physics.
ترجمه:
در نهایت، فیزیک تنها میتواند بخشهایی از واقعییت را توصیف کند که مستعد پذیرش ریاضیات باشد. تلاشهایی مانند کوشیدن برای رسیدن به یک نظریهی کوانتومی از گرانش (یا همان نظریهی همهچیز) برای ما فهم و درک کاملتری میآورد، اما احتمال دارد که چشمانداز ما همچنان تیره و تاریک بماند. شکی نیست که فیزیک مهم است، اما چیزهای مهم زیادی دربارهی واقعیت (جهان) میتوانند وجود داشته باشند که فیزیک نیستند (از فیزیک فراتر هستند).
این سخنان راجر پنروز که به وضوح اعلام میکند علم به تنهایی نمیتواند همهی واقعیات جهان را آشکار کند و چیزهای فراتر از علم نیز وجود دارد را میتوانید در سایت علمی (New Scientist) مشاهده کنید:
Physics may be a small but crucial fraction of our reality.
@ReligionandScience2021
New Scientist
Physics may be a small but crucial fraction of our reality
Just how much of physics is real, and how much of reality is physics? That’s a theme uniting four major new books in the field
From_Science_to_God_A_Physicist’s_Journey_into_the_Mystery_of_Consciousness.pdf
13.4 MB
From Science to God.
A Physicist’s Journey into the Mystery of Consciousness by Peter Russell (z-lib.org).pdf
از علم تا خدا.
نویسنده:
👤دکتر پیتر راسل (Peter Russell) فیزیکدان نظری از دانشگاه کمبریج انگلستان.
@ReligionandScience2021
A Physicist’s Journey into the Mystery of Consciousness by Peter Russell (z-lib.org).pdf
از علم تا خدا.
نویسنده:
👤دکتر پیتر راسل (Peter Russell) فیزیکدان نظری از دانشگاه کمبریج انگلستان.
@ReligionandScience2021
Science and Religion
From_Science_to_God_A_Physicist’s_Journey_into_the_Mystery_of_Consciousness.pdf
🔺ویدئوهایی جالب در یوتیوب از کنفرانسهای دانشمندان برجسته فیزیک نظری دربارهی آگاهی🔺
⬅️ آیا آگاهی میدان یکپارچه است؟ دیدگاه نظریه پردازان میدان:
«Is Consciousness the Unified Field? A Field Theorist's Perspective - Prof.John Hagelin, SAND11» YouTube.
ResearchGate, semanticscholar.
👤پروفسور جان هاگلین (John Hagelin) فیزیکداننظری و دانشمند برجسته مکانیککوآنتومی از دانشگاههاروارد آمریکا.
⬅️واقعیّت آگاهی ، تقدم آگاهی:
«The Reality of Consciousness, Dr Peter Russell»
YouTube.
«The Primacy of Consciousness, Dr Peter Russell»
YouTube.
👤دکتر پیتر راسل (Peter Russell) فیزیکداننظری از دانشگاه کمبریجِ بریتانیا در انگلستان.
⬅️ آیا آگاهی (هوشیاریفاندامنتال و جهانشمول) باعث ایجاد کیهان میشود؟
«Does Consciousness Cause the Cosmos? Dr Menas C. Kafatos» YouTube.
آگاهی بنیادین؛ چارچوبی برای ادغام علم، فلسفه و متافیزیک:
Fundamental awareness: A framework for integrating science, philosophy and metaphysics. Neil D. Theise and Menas C. Kafatos.
👤دکتر مناس کافاتوس (Menas Kafatos) فیزیکداننظری و دانشمند حوزه مکانیککوآنتومی از دانشگاه إمآیتی [MIT] آمریکا.
@ReligionandScience2021
⬅️ آیا آگاهی میدان یکپارچه است؟ دیدگاه نظریه پردازان میدان:
«Is Consciousness the Unified Field? A Field Theorist's Perspective - Prof.John Hagelin, SAND11» YouTube.
ResearchGate, semanticscholar.
👤پروفسور جان هاگلین (John Hagelin) فیزیکداننظری و دانشمند برجسته مکانیککوآنتومی از دانشگاههاروارد آمریکا.
⬅️واقعیّت آگاهی ، تقدم آگاهی:
«The Reality of Consciousness, Dr Peter Russell»
YouTube.
«The Primacy of Consciousness, Dr Peter Russell»
YouTube.
👤دکتر پیتر راسل (Peter Russell) فیزیکداننظری از دانشگاه کمبریجِ بریتانیا در انگلستان.
⬅️ آیا آگاهی (هوشیاریفاندامنتال و جهانشمول) باعث ایجاد کیهان میشود؟
«Does Consciousness Cause the Cosmos? Dr Menas C. Kafatos» YouTube.
آگاهی بنیادین؛ چارچوبی برای ادغام علم، فلسفه و متافیزیک:
Fundamental awareness: A framework for integrating science, philosophy and metaphysics. Neil D. Theise and Menas C. Kafatos.
👤دکتر مناس کافاتوس (Menas Kafatos) فیزیکداننظری و دانشمند حوزه مکانیککوآنتومی از دانشگاه إمآیتی [MIT] آمریکا.
@ReligionandScience2021
YouTube
Is Consciousness the Unified Field? A Field Theorist's Perspective - John Hagelin, SAND11
http://www.scienceandnonduality.com
John Hagelin, Director of the Institute of Science, Technology and Public Policy Director of the Board of Advisors for the David Lynch Foundation
Progress in theoretical physics during the past decade has led to a…
John Hagelin, Director of the Institute of Science, Technology and Public Policy Director of the Board of Advisors for the David Lynch Foundation
Progress in theoretical physics during the past decade has led to a…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا حیاتپسازمرگ، به معنای بقاء یا تداوم آگاهی (روح) وجود دارد؟ بر اساس نظریهای که پروفسور «راجر پنروز» (ریاضیفیزیکدان برجسته از دانشگاه آکسفورد) و دکتر «استوارت هامروف» (روانشناس و متخصص بیهوشی) مطرح نمودهاند، پاسخ این پرسش مثبت است.
همراه با زیرنویس فارسی.
ترجمه و زیرنویس:
👤دکتر احمد حکیم. (دکترای فیزیکذرات)
@ReligionandScience2021
همراه با زیرنویس فارسی.
ترجمه و زیرنویس:
👤دکتر احمد حکیم. (دکترای فیزیکذرات)
@ReligionandScience2021
Consciousness in the universe .pdf
2.7 MB
مقالهای که در آن دکتر «استوارت هامروف» و پروفسور «راجر پنروز» به شرح مفصل نظریۀ خود پرداختهاند.
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ریاضی فیزیکدان آکسفوردی «راجر پن رز» در مورد موضوع آگاهی و همکاریهای خود با «استوارت هامروف» توضیح می دهد.
همراه با زیرنویس فارسی.
@ReligionandScience2021
همراه با زیرنویس فارسی.
@ReligionandScience2021
《آگاهی و فیزیک مغز》
سخنرانی مشترک راجر پن رز و استوارت همروف.
لینک ویدیو: https://bit.ly/2X2e8MO
《فیزیک آگاهی و جهان نامتناهی》
مصاحبه ای با راجر پنرز. لینک ویدیو: https://bit.ly/2WXRbvD
مصاحبه ای با راجر پن رز با عنوان:《ذهن جدید امپراطور-آگاهی و کامپیوترها》
لینک خبر: http://bit.ly/2TDtQht
ترجمۀ مصاحبۀ راجر پن رز با عنوان《منطق ، آگاهی و کوانتم》 توسط دکتر احمد حکیم انجام شده که آن را در اختیار دوستان قرار میدهیم. این مصاحبه را می توان مکمل گفتگوی پن رز با کریگ تلقی کرد. پن رز در این مصاحبه در بارۀ نظرات و فعالیت هایش در زمینۀ آگاهی ، هوش مصنوعی ، قضیۀ گودل ، منطق و مکانیک کوانتمی و همینطور ابتکارش در زمینۀ نقوش کاشی کاری ( گره چینی ) سخن می گوید. در لینک زیر می توانید این مصاحبه را مشاهده کنید: http://bit.ly/2Oe65rR
سخنرانی راجر پن رز با عنوان:《هوش مصنوعی ، آگاهی ، محاسبه و قانون فیزیکی》که اخیراً دانشگاه آکسفورد ایراد گردیده است: لینک ویدیو: http://bit.ly/35MCPAq
@ReligionandScience2021
سخنرانی مشترک راجر پن رز و استوارت همروف.
لینک ویدیو: https://bit.ly/2X2e8MO
《فیزیک آگاهی و جهان نامتناهی》
مصاحبه ای با راجر پنرز. لینک ویدیو: https://bit.ly/2WXRbvD
مصاحبه ای با راجر پن رز با عنوان:《ذهن جدید امپراطور-آگاهی و کامپیوترها》
لینک خبر: http://bit.ly/2TDtQht
ترجمۀ مصاحبۀ راجر پن رز با عنوان《منطق ، آگاهی و کوانتم》 توسط دکتر احمد حکیم انجام شده که آن را در اختیار دوستان قرار میدهیم. این مصاحبه را می توان مکمل گفتگوی پن رز با کریگ تلقی کرد. پن رز در این مصاحبه در بارۀ نظرات و فعالیت هایش در زمینۀ آگاهی ، هوش مصنوعی ، قضیۀ گودل ، منطق و مکانیک کوانتمی و همینطور ابتکارش در زمینۀ نقوش کاشی کاری ( گره چینی ) سخن می گوید. در لینک زیر می توانید این مصاحبه را مشاهده کنید: http://bit.ly/2Oe65rR
سخنرانی راجر پن رز با عنوان:《هوش مصنوعی ، آگاهی ، محاسبه و قانون فیزیکی》که اخیراً دانشگاه آکسفورد ایراد گردیده است: لینک ویدیو: http://bit.ly/35MCPAq
@ReligionandScience2021
YouTube
Sir Roger Penrose & Dr. Stuart Hameroff: CONSCIOUSNESS AND THE PHYSICS OF THE BRAIN
January 10, 2020
Roth Auditorium - Sanford Consortium for Regenerative Medicine
La Jolla, CA
An intimate lecture with renowned mathematical physicist Sir Roger Penrose and anesthesiologist Dr. Stuart Hameroff, followed by a conversation with The Science…
Roth Auditorium - Sanford Consortium for Regenerative Medicine
La Jolla, CA
An intimate lecture with renowned mathematical physicist Sir Roger Penrose and anesthesiologist Dr. Stuart Hameroff, followed by a conversation with The Science…
راجب آگاهی در علوم اعصاب شناختی یا «نوروساینس» 2 نظریه ی معروف وجود دارد:
1_ تئوری اطلاعات یکپارچه《Integrated Information Theory》یا (IIT): این تئوری از مدل های پن سایکیستی جولیو تونونی است و طبق این نظریه ، هر شبکه ای که اطلاعات را پردازش کند و ویژگی های خاص دیگری را نیز دارا باشد ، میتواند درجه ای از اگاهی را داشته باشد. یعنی طبق این تئوری حتی موجودات ساده و تک سلولی همچون آمیبها ، باکتری ها و حتی شاید کامپیوترها نیز میتوانند درجهای از آگاهی را داشته باشند. مهم این است که اجزای شبکه بتوانند یک مکانیزم و ساختاری تشکیل بدهند و در آن ساختار مدام بر یکدیگر تاثیر بگذارند ؛ نوعی شبکه که اجزایش بطور رفت و برگشتی با یکدیگر رابطه ی علت و معلولی دارند. ولیکن پردازش اطلاعات و «هوش» در انسانها ، مساوی و معادل با «آگاهی» و خوداگاهی نیست و این میتواند یکی از مشکلات این نظریه باشد.
2_ تئوری فضای کار عمومی (GWT) یا《Global Workspace Theory》: این نظریه از برنارد بارس ، بیان میکند آگاهی به خاطر عملکرد یک شبکه عصبی و احتمالا در «پرهفرونتال کورتکس» است که بطور پشت سر هم و متوالی نواحی مختلف مغز را وارد عمل میکند تا کار خاصی و ویژه ای را به انجام برساند. بنابراین آن بخش هایی از مغز انسان که با این شبکه متصل نیستند ، نظیر مخچه ووو... ، هیچ نقشی در تولید آگاهی ندارند. مغز کارهای زیادی را انجام میدهد که برای بقای انسان لازم هستند ولی نیازی نیست که همراه با آگاهی باشند. پس موجودات ساده هم میتوانند حیات و بقای خود را تضمین کنند بدون آنکه نیازی به آگاهی داشته باشند. اگر شما این تئوری را ترجیح بدهید، آنگاه به گمانم باید قبول کنیم که موجودات ساده و تک سلولی آگاهی ندارند چون لازمه آگاهی طبق این تئوری این است که مغز جانور به قدری پیشرفته باشد که به چنین شبکه خاصی نیاز پیدا کند.
ولی طبق تحقیقات آخیر در بیولوژی و بیوفیزیک ، آگاهی در موجودات تک سلولی، باکتری ها و «Physarum polycephalum» هم موجود است.
مقاله ای جامع و کامل جهت مطالعهی نظریات معروف علوم عصب شناختی در مورد آگاهی:
Neuroscience Readies for a Showdown Over Consciousness Ideas.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
1_ تئوری اطلاعات یکپارچه《Integrated Information Theory》یا (IIT): این تئوری از مدل های پن سایکیستی جولیو تونونی است و طبق این نظریه ، هر شبکه ای که اطلاعات را پردازش کند و ویژگی های خاص دیگری را نیز دارا باشد ، میتواند درجه ای از اگاهی را داشته باشد. یعنی طبق این تئوری حتی موجودات ساده و تک سلولی همچون آمیبها ، باکتری ها و حتی شاید کامپیوترها نیز میتوانند درجهای از آگاهی را داشته باشند. مهم این است که اجزای شبکه بتوانند یک مکانیزم و ساختاری تشکیل بدهند و در آن ساختار مدام بر یکدیگر تاثیر بگذارند ؛ نوعی شبکه که اجزایش بطور رفت و برگشتی با یکدیگر رابطه ی علت و معلولی دارند. ولیکن پردازش اطلاعات و «هوش» در انسانها ، مساوی و معادل با «آگاهی» و خوداگاهی نیست و این میتواند یکی از مشکلات این نظریه باشد.
2_ تئوری فضای کار عمومی (GWT) یا《Global Workspace Theory》: این نظریه از برنارد بارس ، بیان میکند آگاهی به خاطر عملکرد یک شبکه عصبی و احتمالا در «پرهفرونتال کورتکس» است که بطور پشت سر هم و متوالی نواحی مختلف مغز را وارد عمل میکند تا کار خاصی و ویژه ای را به انجام برساند. بنابراین آن بخش هایی از مغز انسان که با این شبکه متصل نیستند ، نظیر مخچه ووو... ، هیچ نقشی در تولید آگاهی ندارند. مغز کارهای زیادی را انجام میدهد که برای بقای انسان لازم هستند ولی نیازی نیست که همراه با آگاهی باشند. پس موجودات ساده هم میتوانند حیات و بقای خود را تضمین کنند بدون آنکه نیازی به آگاهی داشته باشند. اگر شما این تئوری را ترجیح بدهید، آنگاه به گمانم باید قبول کنیم که موجودات ساده و تک سلولی آگاهی ندارند چون لازمه آگاهی طبق این تئوری این است که مغز جانور به قدری پیشرفته باشد که به چنین شبکه خاصی نیاز پیدا کند.
ولی طبق تحقیقات آخیر در بیولوژی و بیوفیزیک ، آگاهی در موجودات تک سلولی، باکتری ها و «Physarum polycephalum» هم موجود است.
مقاله ای جامع و کامل جهت مطالعهی نظریات معروف علوم عصب شناختی در مورد آگاهی:
Neuroscience Readies for a Showdown Over Consciousness Ideas.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
Quanta Magazine
Neuroscience Readies for a Showdown Over Consciousness Ideas
To make headway on the mystery of consciousness, some researchers are trying a rigorous new way to test competing theories.
Science and Religion
راجب آگاهی در علوم اعصاب شناختی یا «نوروساینس» 2 نظریه ی معروف وجود دارد: 1_ تئوری اطلاعات یکپارچه《Integrated Information Theory》یا (IIT): این تئوری از مدل های پن سایکیستی جولیو تونونی است و طبق این نظریه ، هر شبکه ای که اطلاعات را پردازش کند و ویژگی های خاص…
جهت مطالعه ای این مباحث کتاب بالا تحت عنوان (Theories of consciousness) توصیه میشود.
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
ادامه:👇🏼👇🏼
@ReligionandScience2021
از بهترین کتابها راجب مبحث آگاهی «Consciousness» دو تا را گلچین کرده و معرفی میکنیم، در حیطه «نوروساینس» کتاب《The Feeling of Life Itself》اثر پروفسور کریستوف کوخ، عصب شناس معروف و در حیطه ی «فیزیک» هم کتاب های پروفسور پن رز از جمله کتاب سایه های ذهن《Shadows of the Mind》اثر راجر پنروز، فیزیکدان آکسفوردی و برنده جایزه نوبل ، توصیه میشود.
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
Science and Religion
علم از "امکانات" یا (possibility) صحبت میکند ، ولی فلسفه ی علمی از "ضروریات" یا (necessity) صحبت میکند. بین «امکانات» تا «ضروریات» یک خلأ است که آن را منطق مودال《Modal Logic》پر میکند یا به عبارتی، برای پل زدن و رسیدن به ضروریات از امکانات احتیاج به دانش…
جبر، اختیار و فیزیک
دو دیدگاه وجود دارد:
1_ در دیدگاه اول اختیار یک مفهوم انتالوژیک است و هیچ ربطی به فیزیک چه کوانتم چه کلاسیک ندارد. طرفداران این دیدگاه برای مثال ( O’Leary-Hawthrone and Pettit , 1996) میگویند حتی اگر فیزیک تماماً دترمینیستیک باشد باز هم نمی توان بین آن و اختیار پلی زد و استنتاج منطقی کرد.
2_ در دیدگاه دوم فیزیک نقش مهمی را بازی میکند و فتوای دترمینیزم و عدم آن تعیین کننده تکلیف جبر و یا اختیار در انسان می باشد برای مثال ( Jordan, 1932, pp. 819–820, on via Margenau, 1967, van Inwagen, 1983, Chapter 6.2, )
خوب کدام یک از این دو دیدگاه سخت باورتر یا (Parsimonious) می باشند ؟
اول باید توضیح داد که پل زدن بین علم و پیامدهای علمی و انتالوژیک خود احتیاج به تخصص و دانش《logical and plausible Reasoning》 دارد. این تخصص خود بر پایه (Propositional Logic) و منطق مودال (Modal Logic) استوار است. متاسفانه بسیاری از متخصصان تک رشته ای بخصوص فیزیکدانان دخالت در حوزه ای میکنند که در آن هیچ تبحری ندارند. گره پل زدن و استنتاج های صحیح به دست فلاسفه علم باز میشود. برای مثال (Kurt Godal) با استفاده از منطق ریاضی و ریاضیات توانست یک ترسیم مِتاریاضی از هستی بدهد که در آن وجود خدا ضروری و منطقی میشود.
فیزیک کلاسیک یک فیزیک دترمینیستیک است. ادعای انتالوژیک و پیامدهای این فیزیک این است انسان پاره ای از طبیعت است ، طبیعت دترمینیستیک است پس انسان هم دترمینیستیک است، بنابراین انسان مجبور است و از خود اختیاری ندارد و اراده ی آزاد معنی بی اعتبار است.
خوب آیا دوستان در این نظریه خطای استدلالی را متوجه میشوند ؟
اولین خطای فکری فرض بر این است که دترمینیزم مترادف جبر در انسان میباشد. و دومین اشتباه در جمله " انسان پاره ای از طبیعت است " میباشد. رفتار انسان با رفتار الکترون فرق دارد اگرچه هر دو پاره ای از طبیعت هستند.
اینجا خداباوران با ارائه غیر دترمینیستیک بودن فیزیک کوانتوم همان اشتباه را دوباره تکرار میکنند منتها نتیجه میگیرند که انسان مختار است. خوب پس نقش علم چیست ؟ و آیا نمی توان هیچ نتیجه ای از علم گرفت ؟
جواب این است که مدلهای علمی صلاحیت گرفتن نتایج انتالوژیک و هستی شناسی را ندارند اما میتوان یک مدل فلسفی علمی ارائه داد که با علم در تضاد نباشد. این جمله کلیدی است . به عبارت دیگر نمی توان توسط علم و ریاضیات اثبات وجود خداوند را آورد اما میتوان نشان داد که وجود خدا یک ضرورت منطقی است ( نه ضرورت تجربی ) . فلسفه علمی از ضروریات یا (necessity) وجود صحبت میکند. تفاوت بسیار است بین اثبات وجود خداوند و ضرورت منطقی وجود خداوند. اختیار در انسان استوار بر شهود انسان است، بسیاری از آتئیستها پای علم را وسط می کشند و با ارائه آزمایش (libet) بدون فهم و نتیجه ی این آزمایش، انسان را مجبور می خوانند غافل از اینکه لیبت خود به اختیار اعتقاد داشت.
انسان مختار است اما افسار هستی دست او نیست. انسان یک اختیار موضعی و لوکال دارد و بس. او حاکم بر سرنوشت خویش میباشد اگرچه متغیرهائی مثل فرهنگ ، تاریخ و جامعه در رفتار او دخیل میباشند.
به قول استیون هوکینگ:
I have noticed even people who claim everything is predestined and that we can do nothing to change it look before they cross the road."
کسانی که فکر میکنند همه چیز از پیش تعیین شده است و ما اختیاری در تغییر آن نداریم به جاده قبل از عبور از ان نگاه کنند.
👤Dr Rahman Hosseinzade
دو دیدگاه وجود دارد:
1_ در دیدگاه اول اختیار یک مفهوم انتالوژیک است و هیچ ربطی به فیزیک چه کوانتم چه کلاسیک ندارد. طرفداران این دیدگاه برای مثال ( O’Leary-Hawthrone and Pettit , 1996) میگویند حتی اگر فیزیک تماماً دترمینیستیک باشد باز هم نمی توان بین آن و اختیار پلی زد و استنتاج منطقی کرد.
2_ در دیدگاه دوم فیزیک نقش مهمی را بازی میکند و فتوای دترمینیزم و عدم آن تعیین کننده تکلیف جبر و یا اختیار در انسان می باشد برای مثال ( Jordan, 1932, pp. 819–820, on via Margenau, 1967, van Inwagen, 1983, Chapter 6.2, )
خوب کدام یک از این دو دیدگاه سخت باورتر یا (Parsimonious) می باشند ؟
اول باید توضیح داد که پل زدن بین علم و پیامدهای علمی و انتالوژیک خود احتیاج به تخصص و دانش《logical and plausible Reasoning》 دارد. این تخصص خود بر پایه (Propositional Logic) و منطق مودال (Modal Logic) استوار است. متاسفانه بسیاری از متخصصان تک رشته ای بخصوص فیزیکدانان دخالت در حوزه ای میکنند که در آن هیچ تبحری ندارند. گره پل زدن و استنتاج های صحیح به دست فلاسفه علم باز میشود. برای مثال (Kurt Godal) با استفاده از منطق ریاضی و ریاضیات توانست یک ترسیم مِتاریاضی از هستی بدهد که در آن وجود خدا ضروری و منطقی میشود.
فیزیک کلاسیک یک فیزیک دترمینیستیک است. ادعای انتالوژیک و پیامدهای این فیزیک این است انسان پاره ای از طبیعت است ، طبیعت دترمینیستیک است پس انسان هم دترمینیستیک است، بنابراین انسان مجبور است و از خود اختیاری ندارد و اراده ی آزاد معنی بی اعتبار است.
خوب آیا دوستان در این نظریه خطای استدلالی را متوجه میشوند ؟
اولین خطای فکری فرض بر این است که دترمینیزم مترادف جبر در انسان میباشد. و دومین اشتباه در جمله " انسان پاره ای از طبیعت است " میباشد. رفتار انسان با رفتار الکترون فرق دارد اگرچه هر دو پاره ای از طبیعت هستند.
اینجا خداباوران با ارائه غیر دترمینیستیک بودن فیزیک کوانتوم همان اشتباه را دوباره تکرار میکنند منتها نتیجه میگیرند که انسان مختار است. خوب پس نقش علم چیست ؟ و آیا نمی توان هیچ نتیجه ای از علم گرفت ؟
جواب این است که مدلهای علمی صلاحیت گرفتن نتایج انتالوژیک و هستی شناسی را ندارند اما میتوان یک مدل فلسفی علمی ارائه داد که با علم در تضاد نباشد. این جمله کلیدی است . به عبارت دیگر نمی توان توسط علم و ریاضیات اثبات وجود خداوند را آورد اما میتوان نشان داد که وجود خدا یک ضرورت منطقی است ( نه ضرورت تجربی ) . فلسفه علمی از ضروریات یا (necessity) وجود صحبت میکند. تفاوت بسیار است بین اثبات وجود خداوند و ضرورت منطقی وجود خداوند. اختیار در انسان استوار بر شهود انسان است، بسیاری از آتئیستها پای علم را وسط می کشند و با ارائه آزمایش (libet) بدون فهم و نتیجه ی این آزمایش، انسان را مجبور می خوانند غافل از اینکه لیبت خود به اختیار اعتقاد داشت.
انسان مختار است اما افسار هستی دست او نیست. انسان یک اختیار موضعی و لوکال دارد و بس. او حاکم بر سرنوشت خویش میباشد اگرچه متغیرهائی مثل فرهنگ ، تاریخ و جامعه در رفتار او دخیل میباشند.
به قول استیون هوکینگ:
I have noticed even people who claim everything is predestined and that we can do nothing to change it look before they cross the road."
کسانی که فکر میکنند همه چیز از پیش تعیین شده است و ما اختیاری در تغییر آن نداریم به جاده قبل از عبور از ان نگاه کنند.
👤Dr Rahman Hosseinzade