ایا اصل بر عدم است مگر انکه وجود اثبات شود؟ (۱ )
در واقع ایا موضع من نسبت به (الف وجود ندارد ) یا (الف وجود دارد ) چگونه باید باشد؟ ایا می توانم به هر کدام از این دو گزاره بدون ارائه دلایل باور داشته باشم؟ ایا هر یک از این دو گزاره نقیض (یا گویا به تعبیر منطقدانانی دو گزاره متضاد ) می تواند جزئی از "معرفت" من باشد؟
تعریف کلاسیک "معرفت" (knowledge ) باور صادق موجه است که به ان تعریف سه جزئی معرفت میگویند ( JTB )؛ بنابراین تعریف هر باوری اگر بخواهد جزئی از معرفت من قرار گیرد لازم است موجه باشد یعنی بتوانم نشان دهم به چه دلیل به درستی ان اعتقاد دارم! باور هم یک حالت ذهنی گرایش به صدق گزاره تعریف شده است.
پس هر گرایش به صدق "گزاره" ای که صادق و موجه باشد معرفت است.
حال سوال اینجاست که "گزاره" ای که در اینجا از ان یاد شده است گزاره های موجبه است یا سالبه؟
در واقع هر دو!
باور به (الف ب است ) یا (الف ب نیست ) یا (الف وجود دارد ) یا (الف وجود ندارد ) تنها زمانی که صادق و موجه باشد می تواند جزئی از معرفت من تلقی شود . در غیر اینصورت وظیفه معرفتی من ان است که نسبت به وجود و عدم ان سکوت کنم.
گفته می شود : (بار اثبات بر عهده مدعی است ). بسیار خوب اما این جمله یک کلمه کم دارد! بار اثبات چه بر عهده مدعی است؟ بار اثبات "ادعا" بر عهده مدعی است نه فقط بار اثبات "وجود". ادعا اعم از وجود است یعنی هم ادعای وجود و هم ادعای عدم وجود نیازمند اثبات است.
بنابراین ایا
رد قوری فضایی راسل هم نیازمند دلیل است؟
رد خدای زندانی در گاراژ خانه نیازمند دلیل است؟
رد وجود مرغ تخم طلا هم نیازمند دلیل است؟
پاسخ به لحاظ معرفتی مثبت است! عدم باور به هر یک از انها یا دقیق تر بگوییم باور به عدم هر یک از انها بدون ارائه توجیه مناسب معرفت محسوب نمی شود!
در واقع ما برای باور به عدم انها دلیل داشته و این باور ما باوری موجه است اما از انجا که توجیه ان اغلب کاملا واضح است به ان توجه نمی شود.
ما در واقع بنا بر یک استدلال استقرایی می دانیم که محل قوری در مدار زمین نیست و بنابر یک استدلال استقرایی می دانیم هیچ مرغی تخم طلا نمی گذارد و بنا بر یک استدلال عقلی میدانیم خالق یک کل نمیتواند جزئی از ان کل باشد.
یک نکته مهم در این خصوص فرق گذاشتن بین وجوه معرفتی و منطقی و وجوه عملی و پراگماتیستی است.
به لحاظ معرفتی در سوال از قوری فضایی راسل ایا استقرا یقین اور است؟ ایا ممکن نیست کشوری با صرف هزینه های هنگفت یک قوری به فضا فرستاده انرا در مدار زمین به گردش در اورده باشد ! در واقع چنین حالتی از نظر منطقی در حیطه امکان قرار دارد اما به لحاظ عملی و پراگماتیستی چنین واقعه نامحتملی ارزش عملیای نخواهد داشت که مورد توجه قرار گیرد.
@ReligionandScience2021
در واقع ایا موضع من نسبت به (الف وجود ندارد ) یا (الف وجود دارد ) چگونه باید باشد؟ ایا می توانم به هر کدام از این دو گزاره بدون ارائه دلایل باور داشته باشم؟ ایا هر یک از این دو گزاره نقیض (یا گویا به تعبیر منطقدانانی دو گزاره متضاد ) می تواند جزئی از "معرفت" من باشد؟
تعریف کلاسیک "معرفت" (knowledge ) باور صادق موجه است که به ان تعریف سه جزئی معرفت میگویند ( JTB )؛ بنابراین تعریف هر باوری اگر بخواهد جزئی از معرفت من قرار گیرد لازم است موجه باشد یعنی بتوانم نشان دهم به چه دلیل به درستی ان اعتقاد دارم! باور هم یک حالت ذهنی گرایش به صدق گزاره تعریف شده است.
پس هر گرایش به صدق "گزاره" ای که صادق و موجه باشد معرفت است.
حال سوال اینجاست که "گزاره" ای که در اینجا از ان یاد شده است گزاره های موجبه است یا سالبه؟
در واقع هر دو!
باور به (الف ب است ) یا (الف ب نیست ) یا (الف وجود دارد ) یا (الف وجود ندارد ) تنها زمانی که صادق و موجه باشد می تواند جزئی از معرفت من تلقی شود . در غیر اینصورت وظیفه معرفتی من ان است که نسبت به وجود و عدم ان سکوت کنم.
گفته می شود : (بار اثبات بر عهده مدعی است ). بسیار خوب اما این جمله یک کلمه کم دارد! بار اثبات چه بر عهده مدعی است؟ بار اثبات "ادعا" بر عهده مدعی است نه فقط بار اثبات "وجود". ادعا اعم از وجود است یعنی هم ادعای وجود و هم ادعای عدم وجود نیازمند اثبات است.
بنابراین ایا
رد قوری فضایی راسل هم نیازمند دلیل است؟
رد خدای زندانی در گاراژ خانه نیازمند دلیل است؟
رد وجود مرغ تخم طلا هم نیازمند دلیل است؟
پاسخ به لحاظ معرفتی مثبت است! عدم باور به هر یک از انها یا دقیق تر بگوییم باور به عدم هر یک از انها بدون ارائه توجیه مناسب معرفت محسوب نمی شود!
در واقع ما برای باور به عدم انها دلیل داشته و این باور ما باوری موجه است اما از انجا که توجیه ان اغلب کاملا واضح است به ان توجه نمی شود.
ما در واقع بنا بر یک استدلال استقرایی می دانیم که محل قوری در مدار زمین نیست و بنابر یک استدلال استقرایی می دانیم هیچ مرغی تخم طلا نمی گذارد و بنا بر یک استدلال عقلی میدانیم خالق یک کل نمیتواند جزئی از ان کل باشد.
یک نکته مهم در این خصوص فرق گذاشتن بین وجوه معرفتی و منطقی و وجوه عملی و پراگماتیستی است.
به لحاظ معرفتی در سوال از قوری فضایی راسل ایا استقرا یقین اور است؟ ایا ممکن نیست کشوری با صرف هزینه های هنگفت یک قوری به فضا فرستاده انرا در مدار زمین به گردش در اورده باشد ! در واقع چنین حالتی از نظر منطقی در حیطه امکان قرار دارد اما به لحاظ عملی و پراگماتیستی چنین واقعه نامحتملی ارزش عملیای نخواهد داشت که مورد توجه قرار گیرد.
@ReligionandScience2021
👍9🔥1
ایا اصل بر عدم است مگر انکه وجود اثبات شود؟ (۲)
به همین شکل به لحاظ معرفتی باور به (خدا وجود دارد ) یا باور به (خدا وجود ندارد ) تنها زمانی جزئی از معرفت محسوب می شود که موجه باشد و برای باور به ان دلایل مناسب ارائه شود. در غیر اینصورت موضع فرد باید موضع توقف یا نمی دانم یا اگنوستیک باشد.
مسلما میدانیم که وجود یا عدم وجود خدا به لحاظ پراگماتیستی با قوری راسل یا مرغ تخم طلا یکی نیست.
نکته مهم دیگر عبارت "اثبات" است که فراوان میشنویم که از طرف مقابل اثبات درستی ادعایش درخواست میشود.
"اثبات" یگ گزاره یعنی نشان دادن ضرورت، دوام و کلیت ان.
اگر دلایل وجود یا عدم وجود چیزی یک طیف از صفر تا صد در نظر گرفته شود انگاه اثبات عدم وجود یعنی یکی دو درصد اول و اثبات وجود چیزی یعنی یکی دو درصد انتهای طیف .
وقتی گفته شود : "چیزی که مدعیِ وجودش هستید، تا وقتی که اثبات نکنید مشمولِ عدم میشه." یعنی این طیف معرفتی از نقطه صفر تا ۹۹ همه یک ارزش و نتیجه دارند و ان باور به عدم وجود است و فقط ان نقطه ۱۰۰ منجر به باور به وجود می شود!
این تلقی در معرفت شناسی امروزین کاملا خطاست. هر نقطه واقع بر روی این طیف کاملا ارزش خاص خود را داراست، اگر دلایل به نفع گزاره (الف ب است ) احتمال درستی ۸۰ درصد را برای من بوجود اورند من نسبت به درستی (الف ب است ) ظن خواهم داشت و این ظن ارزشمند است.
الزامی نیست که (الف ب است )بنا به تعریف منطقیاش است "اثبات" شود تا به ان باور داشته باشم بلکه نشان دادن برتری معرفت شناسی ان یا نشان دادن محتمل تر بودن صدق ان نسبت به صدق گزاره نقیضش ارزشمند است.
و ایا بنا به تعریف چند درصد از گزارههایی که به ان باور داریم به معنی دقیق کلمه اثبات شده اند؟ ایا در ساینس چه میزان از گزاره ها به معنی واقعی کلمه اثبات شده اند؟
در واقع اگر بپذیریم که حداقل، وظیفه موجهسازی به میزان بیشتری بر عهده آن کسی است که مدعی وجود چیزی است، دیگر ملحق کردن ان نگاه صفر و صدی به توجیه معرفتی به این قاعده، در واقع روش کسانی خواهد بود که تمایل دارند بسان کبک سر در زیر برف فرو کنند!
گاهی در این موضوع به قاعدهای فقهی و قضائی استناد میشود که "البینه علی المدعی". در چنین استنادی از یک تفاوت عمده غفلت شده است؛ در موضوعات قضایی با قاعدهای اخلاقی روبرو هستیم که بر اساس ان عدم مجازات گناهکار بدلیل در دسترس نبودن دلایل اخلاقیتر از مجازات بیگناه به همان دلیل است. در حالی که در موضوعات معرفتی با چنین محدودیتی روبرو نخواهیم بود.
👤Dr Soheil Davari
@ReligionandScience2021
به همین شکل به لحاظ معرفتی باور به (خدا وجود دارد ) یا باور به (خدا وجود ندارد ) تنها زمانی جزئی از معرفت محسوب می شود که موجه باشد و برای باور به ان دلایل مناسب ارائه شود. در غیر اینصورت موضع فرد باید موضع توقف یا نمی دانم یا اگنوستیک باشد.
مسلما میدانیم که وجود یا عدم وجود خدا به لحاظ پراگماتیستی با قوری راسل یا مرغ تخم طلا یکی نیست.
نکته مهم دیگر عبارت "اثبات" است که فراوان میشنویم که از طرف مقابل اثبات درستی ادعایش درخواست میشود.
"اثبات" یگ گزاره یعنی نشان دادن ضرورت، دوام و کلیت ان.
اگر دلایل وجود یا عدم وجود چیزی یک طیف از صفر تا صد در نظر گرفته شود انگاه اثبات عدم وجود یعنی یکی دو درصد اول و اثبات وجود چیزی یعنی یکی دو درصد انتهای طیف .
وقتی گفته شود : "چیزی که مدعیِ وجودش هستید، تا وقتی که اثبات نکنید مشمولِ عدم میشه." یعنی این طیف معرفتی از نقطه صفر تا ۹۹ همه یک ارزش و نتیجه دارند و ان باور به عدم وجود است و فقط ان نقطه ۱۰۰ منجر به باور به وجود می شود!
این تلقی در معرفت شناسی امروزین کاملا خطاست. هر نقطه واقع بر روی این طیف کاملا ارزش خاص خود را داراست، اگر دلایل به نفع گزاره (الف ب است ) احتمال درستی ۸۰ درصد را برای من بوجود اورند من نسبت به درستی (الف ب است ) ظن خواهم داشت و این ظن ارزشمند است.
الزامی نیست که (الف ب است )بنا به تعریف منطقیاش است "اثبات" شود تا به ان باور داشته باشم بلکه نشان دادن برتری معرفت شناسی ان یا نشان دادن محتمل تر بودن صدق ان نسبت به صدق گزاره نقیضش ارزشمند است.
و ایا بنا به تعریف چند درصد از گزارههایی که به ان باور داریم به معنی دقیق کلمه اثبات شده اند؟ ایا در ساینس چه میزان از گزاره ها به معنی واقعی کلمه اثبات شده اند؟
در واقع اگر بپذیریم که حداقل، وظیفه موجهسازی به میزان بیشتری بر عهده آن کسی است که مدعی وجود چیزی است، دیگر ملحق کردن ان نگاه صفر و صدی به توجیه معرفتی به این قاعده، در واقع روش کسانی خواهد بود که تمایل دارند بسان کبک سر در زیر برف فرو کنند!
گاهی در این موضوع به قاعدهای فقهی و قضائی استناد میشود که "البینه علی المدعی". در چنین استنادی از یک تفاوت عمده غفلت شده است؛ در موضوعات قضایی با قاعدهای اخلاقی روبرو هستیم که بر اساس ان عدم مجازات گناهکار بدلیل در دسترس نبودن دلایل اخلاقیتر از مجازات بیگناه به همان دلیل است. در حالی که در موضوعات معرفتی با چنین محدودیتی روبرو نخواهیم بود.
👤Dr Soheil Davari
@ReligionandScience2021
👍7🔥1
🔺تحقیقات «سی-آی-إی» در مورد «#تله_پاتی» ، «#دور_بینی» و #توانایی_های_فرامغزی (سایکیک)🔺
⬅️سازماناطلاعاتمرکزیآمریکا/«سیا» (CIA) در موردِ پدیدههای فرابدنی، فراذهنی و فرافیزیکی یا پدیدههایفراروانی《PSI》گرایش إدراکِفراحسی (ESP) در علم فراروانشناسی یا پیراروانشناسی، مثلاً «تلهپاتی»، «دور-بینی=Remote Viewing» و امثالهم، آزمایشها و تحقیقات زیاد و دقیقی انجامداده و از این تواناییها به صورت مُکرر در موارد مختلف استفاده و حتی سوءاستفاده کرده است؛ بخشی از گزارشهای این تحقیقات را به صورت عمومی در سایت «سیا» (cia.gov) منتشر کرده است.
البته خیلی از افراد دخیل در این تحقیقات گفتهاند که:
گزارشی که سازمان «سیا» منتشر کرده ، تنها نوک قلهی کوه یَخ است؛ همچنین وسعت این تحقیقات به مراتب بیشتر از چیزی هست که در دسترس عموم قرار گرفته است!
توصیه میشود "این ویدئو" ترجمه و زيرنويسشده را در آپارات ببینید.
▪️تواناییهایفرامغزی مانند تلهپاتی و دور-بینی [ادراک فراحسی {ESP} یا «Extra-sensory perception»]، مدرکی است بر اِستقلال ذهن از مغز به طوری که فراتر از مغز، جسم و زمانمکان حرکت کرده و وقایع گوناگون را ادراک میکند.
▪️دانشمندان «سیا» میگویند:
این تواناییها در همهی افراد وجود دارد، اما برای رشد و تقویت آن، به تمرینات درست نیاز داریم.
همچنین در "این ویدئو" پروفسور راسل تارگ «Russell Targ» [فیزیکدان تجربی و پاراسایکولوژیست] در (TED) دربارهی توانمندیهای فرابدنی سخنرانی میکند. {ترجمه و زیرنویس هم شده}
دکتر راسل تارگ در ویدئوی بالا که هایپرلینک کردیم، دربارهی تحقیقات و آزمایشات خودش در (CIA) , مؤسسهی تحقیقاتی استنفورد (SRI) , ناسا و .... راجع به توانائیهای سایکیک (فرامغزی) صحبت میکند. موضوعی که به طور خاص دکتر تارگ روی آن کار کرده «دور-بینی روحی» (remote-viewing) میباشد. «دور-بینی» تواناییای است که در آن شخص میتواند در مکانزمان حرکت کرده و جزئیات اشیاء، اشخاص، مکانها، موجودات، اتفاقات و رویدادهاییفیزیکی در دوردستها و خارج از محدودهی ادراک فیزیکی بدناش را به درستی ببیند و بشنود [مشاهده و إدراکواقعی شنیداریدیداری یا سمعی/بصری]، یا همان دسترسی به إطلاعاتی صحیح از مکانزمانهای خارج از دسترس حواس پنجگانهیفیزیکی؛
برای مثال شخصی از تهران در منزل مینشیند و ایضاً چشماناش را نیز میبندد ولی اتفاقاتی که کیلومترها آن طرفتر، در داخل منزل دوستاش در مشهد در حال وقوع میباشد را میبیند یا مثلاً شیئی که در جیب فرد دیگری است را تشخیص میدهد.
⬅️ «دور-بینی» با «تجربهی خروج از بدن» (OBE) متفاوت میباشد, هرچند همانطور که دکتر تارگ اشاره میکند, می تواند مقدمهی خوبی برای تجربهٔ خروج از بدن «Out-of-Body Experiences» نیز باشد.
بخشی از صحبتهای دکتر راسل تارگ:
"شما «آگاهی» ای هستید که به شما اجازه میدهد «تجربه» , «اِدراک» و «هوشیاری» خودتان را به هرجایی از جهان که میخواهید حرکت بدهید؛ کاملاً مستقل از زمان و مکان «Space-time»"
مقالاتی از آزمایشهای پروفسور راسل تارگ (فیزیکدانبرجسته و فراروانشناس) و همکاران ایشان در ژورنال بسیارمعتبر نيچر یا طبیعت (Journal of #nature):⬇️⬇️
انتقال اطلاعات در آزمایشهای مُشاهده از راه دور (دور-بینی):
Published: 13 March 1980
Information transmission in remote viewing experiments. (PDF)
CHARLES T. TART, HAROLD E. PUTHOFF & RUSSELL TARG.
رَد انتقادات از آزمایش های دور-بینی روحی (ریموت ویوینگ):
Published: 23 July 1981
Rebuttal of criticisms of remote viewing experiments. (PDF)
H. PUTHOFF & R. TARG.
مقالهای جالب از دکتر استیو تیلور (استاد دانشگاه لیدزبکت انگلستان) در «psychology today» دربارهی《Psi》:
علم و تواناییهای فرامغزی؛
اگر شواهد تواناییهایفراذهنی قانعکننده است, پس چرا به طور وسیع مورد قبول نیستند؟
Open-Minded Science.
If the evidence for psi is convincing, why isn't it more widely accepted ?
Posted January 14, 2019.
⬅️ (تحلیل و ترجمهی کامل 2 مقاله؛ مقالهی آزمایشات و رد انتقادات به آزمایشاتِ فیزیکدانان و سایکولوژیستهای متخصص -پروفسور راسل تارگ، دکتر چارلز تارت و دکتر هارولد پوتوف- دربارهی اعتبارعلمی پدیدهی #دوربینی_روحی در #پاراسایکولوژی، منتشرشده در ژورنال بسیار معتبر Q1 آیإسآی پییر-ریویود #نیچر «NATURE» )
⬅️ البته نخست تحلیل خودمان و خلاصهی خودمان را ارائه دادیم به زبان روان و ساده که عوام پسند باشد، بعد به ترجمه متون تخصصی مقاله پرداختیم:👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
http://telegra.ph/ژورنال-نیچر-تأیید-آزمایشات-پدیده-دوربینی-روحی-در-پاراسایکولوژی-12-19-2
@ReligionandScience2021
⬅️سازماناطلاعاتمرکزیآمریکا/«سیا» (CIA) در موردِ پدیدههای فرابدنی، فراذهنی و فرافیزیکی یا پدیدههایفراروانی《PSI》گرایش إدراکِفراحسی (ESP) در علم فراروانشناسی یا پیراروانشناسی، مثلاً «تلهپاتی»، «دور-بینی=Remote Viewing» و امثالهم، آزمایشها و تحقیقات زیاد و دقیقی انجامداده و از این تواناییها به صورت مُکرر در موارد مختلف استفاده و حتی سوءاستفاده کرده است؛ بخشی از گزارشهای این تحقیقات را به صورت عمومی در سایت «سیا» (cia.gov) منتشر کرده است.
البته خیلی از افراد دخیل در این تحقیقات گفتهاند که:
گزارشی که سازمان «سیا» منتشر کرده ، تنها نوک قلهی کوه یَخ است؛ همچنین وسعت این تحقیقات به مراتب بیشتر از چیزی هست که در دسترس عموم قرار گرفته است!
توصیه میشود "این ویدئو" ترجمه و زيرنويسشده را در آپارات ببینید.
▪️تواناییهایفرامغزی مانند تلهپاتی و دور-بینی [ادراک فراحسی {ESP} یا «Extra-sensory perception»]، مدرکی است بر اِستقلال ذهن از مغز به طوری که فراتر از مغز، جسم و زمانمکان حرکت کرده و وقایع گوناگون را ادراک میکند.
▪️دانشمندان «سیا» میگویند:
این تواناییها در همهی افراد وجود دارد، اما برای رشد و تقویت آن، به تمرینات درست نیاز داریم.
همچنین در "این ویدئو" پروفسور راسل تارگ «Russell Targ» [فیزیکدان تجربی و پاراسایکولوژیست] در (TED) دربارهی توانمندیهای فرابدنی سخنرانی میکند. {ترجمه و زیرنویس هم شده}
دکتر راسل تارگ در ویدئوی بالا که هایپرلینک کردیم، دربارهی تحقیقات و آزمایشات خودش در (CIA) , مؤسسهی تحقیقاتی استنفورد (SRI) , ناسا و .... راجع به توانائیهای سایکیک (فرامغزی) صحبت میکند. موضوعی که به طور خاص دکتر تارگ روی آن کار کرده «دور-بینی روحی» (remote-viewing) میباشد. «دور-بینی» تواناییای است که در آن شخص میتواند در مکانزمان حرکت کرده و جزئیات اشیاء، اشخاص، مکانها، موجودات، اتفاقات و رویدادهاییفیزیکی در دوردستها و خارج از محدودهی ادراک فیزیکی بدناش را به درستی ببیند و بشنود [مشاهده و إدراکواقعی شنیداریدیداری یا سمعی/بصری]، یا همان دسترسی به إطلاعاتی صحیح از مکانزمانهای خارج از دسترس حواس پنجگانهیفیزیکی؛
برای مثال شخصی از تهران در منزل مینشیند و ایضاً چشماناش را نیز میبندد ولی اتفاقاتی که کیلومترها آن طرفتر، در داخل منزل دوستاش در مشهد در حال وقوع میباشد را میبیند یا مثلاً شیئی که در جیب فرد دیگری است را تشخیص میدهد.
⬅️ «دور-بینی» با «تجربهی خروج از بدن» (OBE) متفاوت میباشد, هرچند همانطور که دکتر تارگ اشاره میکند, می تواند مقدمهی خوبی برای تجربهٔ خروج از بدن «Out-of-Body Experiences» نیز باشد.
بخشی از صحبتهای دکتر راسل تارگ:
"شما «آگاهی» ای هستید که به شما اجازه میدهد «تجربه» , «اِدراک» و «هوشیاری» خودتان را به هرجایی از جهان که میخواهید حرکت بدهید؛ کاملاً مستقل از زمان و مکان «Space-time»"
مقالاتی از آزمایشهای پروفسور راسل تارگ (فیزیکدانبرجسته و فراروانشناس) و همکاران ایشان در ژورنال بسیارمعتبر نيچر یا طبیعت (Journal of #nature):⬇️⬇️
انتقال اطلاعات در آزمایشهای مُشاهده از راه دور (دور-بینی):
Published: 13 March 1980
Information transmission in remote viewing experiments. (PDF)
CHARLES T. TART, HAROLD E. PUTHOFF & RUSSELL TARG.
رَد انتقادات از آزمایش های دور-بینی روحی (ریموت ویوینگ):
Published: 23 July 1981
Rebuttal of criticisms of remote viewing experiments. (PDF)
H. PUTHOFF & R. TARG.
مقالهای جالب از دکتر استیو تیلور (استاد دانشگاه لیدزبکت انگلستان) در «psychology today» دربارهی《Psi》:
علم و تواناییهای فرامغزی؛
اگر شواهد تواناییهایفراذهنی قانعکننده است, پس چرا به طور وسیع مورد قبول نیستند؟
Open-Minded Science.
If the evidence for psi is convincing, why isn't it more widely accepted ?
Posted January 14, 2019.
⬅️ (تحلیل و ترجمهی کامل 2 مقاله؛ مقالهی آزمایشات و رد انتقادات به آزمایشاتِ فیزیکدانان و سایکولوژیستهای متخصص -پروفسور راسل تارگ، دکتر چارلز تارت و دکتر هارولد پوتوف- دربارهی اعتبارعلمی پدیدهی #دوربینی_روحی در #پاراسایکولوژی، منتشرشده در ژورنال بسیار معتبر Q1 آیإسآی پییر-ریویود #نیچر «NATURE» )
⬅️ البته نخست تحلیل خودمان و خلاصهی خودمان را ارائه دادیم به زبان روان و ساده که عوام پسند باشد، بعد به ترجمه متون تخصصی مقاله پرداختیم:👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
http://telegra.ph/ژورنال-نیچر-تأیید-آزمایشات-پدیده-دوربینی-روحی-در-پاراسایکولوژی-12-19-2
@ReligionandScience2021
Telegraph
ژورنال نیچر: تأیید آزمایشات پدیدهٔ دوربینی-روحی در پاراسایکولوژی!
1.انتقال اطلاعات در آزمایشهای مُشاهده از راه دور (دور-بینی): Information transmission in remote viewing experiments. Charles T Tart, Harold E Puthoff, Russell TARG. Nature 284 (5752), 191-191, 1980. (PDF) https://www.nature.com/articles/284191a0 2. رَد انتقادات…
👍4❤1🔥1👏1
Forwarded from نورومدیتیشن
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
«پرسش های فلسفی درباره ذهن» - بخش اول - دکتر احمدرضا همتی مقدم - 1398
دکتر احمدرضا همتی مقدم، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم شناختی در این سخنرانی که در سال 1398 و در کارگاه آموزشی فلسفه ذهن ارائه نموده اند، مباحثی پیرامون پرسش های فلسفی در باب ذهن ارائه می نمایند. www.mofidu.ac.ir
👍7
Forwarded from نورومدیتیشن
https://www.aparat.com/v/mnFBA
کارگاه فلسفه ذهن-پرسش های فلسفی درباره ذهن-بخش دوم
کارگاه فلسفه ذهن-پرسش های فلسفی درباره ذهن-بخش دوم
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
«پرسش های فلسفی درباره ذهن» - بخش دوم - دکتر احمدرضا همتی مقدم - 1398
دکتر احمدرضا همتی مقدم، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم شناختی در این سخنرانی که در سال 1398 و در کارگاه آموزشی فلسفه ذهن ارائه نموده اند، مباحثی پیرامون پرسش های فلسفی در باب ذهن ارائه می نمایند. www.mofidu.ac.ir
👍4
Forwarded from سوفار | وحید حلّاج
🔻شنبه سوم اردیبهشت ماه ۱۴۰۱ در صفحه اینستاگرام صدانت میزبان دکتر حامد صفاییپور خواهم بود تا درباره برهانهای نوین نظم صحبت کنیم.
🔻حامد صفاییپور، فارغ التحصیل دکتری فلسفه علم از دانشگاه تربیت مدرس، در سال ۱۳۹۴ از رساله دکتری خود با عنوان «پیامدهای قبول اصل آنتروپیک در دو مسئله وجود خداوند و هدفمندی جهان» دفاع کرد. هم رسالهی دکتری او و هم برخی زمینههای پژوهشیاش در ارتباط با تقریرهای نوین برهان نظم ذیل موضوعاتی چون تنظیم ظریف کیهانی، و چالش آنتروپیک است.
🔻برای آشنایی با زمینه بحث، خواندن دو مقاله منتشر شده از ایشان با عناوین:
۱) در دفاع از برهان غایتانگارانه تنظیم ظریف کیهانی
۲) اصل آنتروپیک و نقش آن در برهان تنظیم ظریف کیهانی
پیشنهاد میشود.
@soofar_channel
🔻حامد صفاییپور، فارغ التحصیل دکتری فلسفه علم از دانشگاه تربیت مدرس، در سال ۱۳۹۴ از رساله دکتری خود با عنوان «پیامدهای قبول اصل آنتروپیک در دو مسئله وجود خداوند و هدفمندی جهان» دفاع کرد. هم رسالهی دکتری او و هم برخی زمینههای پژوهشیاش در ارتباط با تقریرهای نوین برهان نظم ذیل موضوعاتی چون تنظیم ظریف کیهانی، و چالش آنتروپیک است.
🔻برای آشنایی با زمینه بحث، خواندن دو مقاله منتشر شده از ایشان با عناوین:
۱) در دفاع از برهان غایتانگارانه تنظیم ظریف کیهانی
۲) اصل آنتروپیک و نقش آن در برهان تنظیم ظریف کیهانی
پیشنهاد میشود.
@soofar_channel
👍3❤1👏1
Forwarded from صدانت تیوی
🎥 برهانهای نوین نظم
آیا کیهانشناسی میتواند گزارشی درباره هدفمندی جهان ارائه کند؟
👤 در گفتگوی #وحید_حلاج با #حامد_صفاییپور
به همت موسسهی فرهنگی صدانت
شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
مشاهده در آپارات
مشاهده در یوتیوب
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedanettv
آیا کیهانشناسی میتواند گزارشی درباره هدفمندی جهان ارائه کند؟
👤 در گفتگوی #وحید_حلاج با #حامد_صفاییپور
به همت موسسهی فرهنگی صدانت
شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
مشاهده در آپارات
مشاهده در یوتیوب
🌾 @Sedanet
🌾 @Sedanettv
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
برهانهای نوین نظم در گفتگو با حامد صفاییپور
برهانهای نوین نظم
آیا کیهانشناسی میتواند گزارشی درباره هدفمندی جهان ارائه کند؟
در گفتگوی وحید حلاج با حامد صفاییپور
به همت موسسهی فرهنگی صدانت
زمان: شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
آیا کیهانشناسی میتواند گزارشی درباره هدفمندی جهان ارائه کند؟
در گفتگوی وحید حلاج با حامد صفاییپور
به همت موسسهی فرهنگی صدانت
زمان: شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۱
👍4
Forwarded from Science and Religion (Roger Penrose)
🔷 نقش علوم تجربی (Science) کشف قوانین هستی یا «laws of nature»
است. علم می گوید که انرژی متراکم در زمان t=o و ابتدای پیدایش زمان-مکان، چگونه "مُنبسط" شد و به هستی کنونی رسید اما آنچه از توانایی علم خارج است این است که منشأ این انرژی اولیه از کجا است. علم کاشف قوانین حاکم بر طبیعت است و کار دیگری از او ساخته نیست.
از کجا آمدیم و به کجا میرویم را نمیتوان از علم بیرون کشید. علوم تجربی توانایی جواب به اینگونه حقایق را ندارند ولی افراد ناآگاه ، ناشیانه مسئولیت جواب به اینگونه سؤالات را بر گردن علم نهاده و توقع بی جا از علم دارند.
نقش فلسفه دقیقا پیدا کردن جواب به آنچه علم به آن دسترسی ندارد ، می باشد. درواقع فیلسوفان با روش های مختلف سعی در حل معماهای پیچیده دارند. فیلسوف های علم با کمک فلسفه یک تبیین کم تضاد از هستی میدهند یا همان《A parsimonious world view》. دقت کنید که واژه کم تضاد کلیدی است ! نه اثبات است و نه ابطال بلکه فقط کم تضاد است. یک جهان بینی کم تضاد با توجه به 4 مؤلفه ی زیر شکل میگیرد:
1_ علوم تجربی "Science"
2_ ریاضیات "Mathematics"
3_ شهود "Intuition"
4_ منطق "Logic"
(منطق کلاسیک، منطق ریاضیات و... )
این تبیین فلسفی علمی ما از هستی که منطبق با چهار مورد بالا باشد، به لرزه نمی افتد، از پا در نمی آید و ایضاً قابل استدلال و دفاع است.
اگر تبیین فقط از شهود ، منطق و قوانین حاکم بر ذهن، "مثلاً قاعده ی امتناعِ اجتماع و ارتفاعِ نقیضین" استفاده کند در طبقه فلسفه کلاسیک قرار می گیرد. ولی اگر ریاضیات و علم کنونی را هم به تبیین خود اضافه کنید ، فلسفه علمی (و نه فلسفه علم ) یا «Scientific Philosophy» به آن گفته می شود. فلسفه علم و فلسفه علمی دو حوزه مختلف از فلسفه را بررسی می کنند.
پس در واقع در «فلسفه علمی» یا همان "Scientific Philosophy" صحبت از ارائه و تبیین یک مدل فکری از هستی می باشد که در آن مدل، تضادی با ۴ معیار بالا بخصوص علم و ریاضیات نباشد.
حال، اگر این مدل ما از هستی مُنسجم با 4 شرط بالا منطبق باشد و ایضاً هیچ گونه پارادوکس کذایی در میان نباشد، این مدل با (parsimonious) یا "حداقل درجه ی ناسازگاری" می باشد که به آن فلسفه ی علمی از هستی گفته می شود.
ولی دقت بفرمایید ، «فلسفه علم» با «فلسفه ی علمی» تفاوت بارز دارد.
فلسفه علم «Philosophy of science»:
در فلسفه علم، صحبت از تاریخ
علوم تجربی و ایضاً «حد و حدود علم» ، همچنین روش های مختلف شناخت می باشد . از جمله روش های استقرائی یا "inductive" و "deductive" برای تعیین اینکه چه ادعایی علمی است و چه ادعایی در حوزه و قلعه ی علم قرار نمیگیرد. ریاضیدان و فیلسوف علم، کارل پوپر، اصرار بر 3 مؤلفه داشت:
1_ تکرار پذیری
2_ تجربه پذیری
3_ ابطال پذیری
آنچه از سه سَرند و فیلتر بالا بگذرد علمی می شود و تا اَبَد غیرقابل تغییر است، البته دو شرط دارد:
دانشمند «شرایط اولیه» یا "initial condition"و «چهارچوب های ادعا» یا "Boundary condition" را در ارائه ادعا کاملا مشخص کند. به طور مثال:
آب در فشار 1atm کنار سطح دریا در 100 درجه سلسیوس به جوش می آید.
یک ادعا است و اگر دانشمند شرایط اولیه (initial condition) و همچنین چهار چوب های ادعا (boundary condition) را دقیق مشخص نکند ادعای او علمی نیست.
در اینجا چهار چوب های إدعا یا همان «boundary condition» ، سطح دریا و فشار یک اتمسفر در کره ی زمین است و شرایط اولیه یا «initial condition» خصوصیات شیمیایی آب یا H₂O است، مثلاً آب خالص نه آب شور دریا.
👤M.M.J
@ReligionandScience2021
است. علم می گوید که انرژی متراکم در زمان t=o و ابتدای پیدایش زمان-مکان، چگونه "مُنبسط" شد و به هستی کنونی رسید اما آنچه از توانایی علم خارج است این است که منشأ این انرژی اولیه از کجا است. علم کاشف قوانین حاکم بر طبیعت است و کار دیگری از او ساخته نیست.
از کجا آمدیم و به کجا میرویم را نمیتوان از علم بیرون کشید. علوم تجربی توانایی جواب به اینگونه حقایق را ندارند ولی افراد ناآگاه ، ناشیانه مسئولیت جواب به اینگونه سؤالات را بر گردن علم نهاده و توقع بی جا از علم دارند.
نقش فلسفه دقیقا پیدا کردن جواب به آنچه علم به آن دسترسی ندارد ، می باشد. درواقع فیلسوفان با روش های مختلف سعی در حل معماهای پیچیده دارند. فیلسوف های علم با کمک فلسفه یک تبیین کم تضاد از هستی میدهند یا همان《A parsimonious world view》. دقت کنید که واژه کم تضاد کلیدی است ! نه اثبات است و نه ابطال بلکه فقط کم تضاد است. یک جهان بینی کم تضاد با توجه به 4 مؤلفه ی زیر شکل میگیرد:
1_ علوم تجربی "Science"
2_ ریاضیات "Mathematics"
3_ شهود "Intuition"
4_ منطق "Logic"
(منطق کلاسیک، منطق ریاضیات و... )
این تبیین فلسفی علمی ما از هستی که منطبق با چهار مورد بالا باشد، به لرزه نمی افتد، از پا در نمی آید و ایضاً قابل استدلال و دفاع است.
اگر تبیین فقط از شهود ، منطق و قوانین حاکم بر ذهن، "مثلاً قاعده ی امتناعِ اجتماع و ارتفاعِ نقیضین" استفاده کند در طبقه فلسفه کلاسیک قرار می گیرد. ولی اگر ریاضیات و علم کنونی را هم به تبیین خود اضافه کنید ، فلسفه علمی (و نه فلسفه علم ) یا «Scientific Philosophy» به آن گفته می شود. فلسفه علم و فلسفه علمی دو حوزه مختلف از فلسفه را بررسی می کنند.
پس در واقع در «فلسفه علمی» یا همان "Scientific Philosophy" صحبت از ارائه و تبیین یک مدل فکری از هستی می باشد که در آن مدل، تضادی با ۴ معیار بالا بخصوص علم و ریاضیات نباشد.
حال، اگر این مدل ما از هستی مُنسجم با 4 شرط بالا منطبق باشد و ایضاً هیچ گونه پارادوکس کذایی در میان نباشد، این مدل با (parsimonious) یا "حداقل درجه ی ناسازگاری" می باشد که به آن فلسفه ی علمی از هستی گفته می شود.
ولی دقت بفرمایید ، «فلسفه علم» با «فلسفه ی علمی» تفاوت بارز دارد.
فلسفه علم «Philosophy of science»:
در فلسفه علم، صحبت از تاریخ
علوم تجربی و ایضاً «حد و حدود علم» ، همچنین روش های مختلف شناخت می باشد . از جمله روش های استقرائی یا "inductive" و "deductive" برای تعیین اینکه چه ادعایی علمی است و چه ادعایی در حوزه و قلعه ی علم قرار نمیگیرد. ریاضیدان و فیلسوف علم، کارل پوپر، اصرار بر 3 مؤلفه داشت:
1_ تکرار پذیری
2_ تجربه پذیری
3_ ابطال پذیری
آنچه از سه سَرند و فیلتر بالا بگذرد علمی می شود و تا اَبَد غیرقابل تغییر است، البته دو شرط دارد:
دانشمند «شرایط اولیه» یا "initial condition"و «چهارچوب های ادعا» یا "Boundary condition" را در ارائه ادعا کاملا مشخص کند. به طور مثال:
آب در فشار 1atm کنار سطح دریا در 100 درجه سلسیوس به جوش می آید.
یک ادعا است و اگر دانشمند شرایط اولیه (initial condition) و همچنین چهار چوب های ادعا (boundary condition) را دقیق مشخص نکند ادعای او علمی نیست.
در اینجا چهار چوب های إدعا یا همان «boundary condition» ، سطح دریا و فشار یک اتمسفر در کره ی زمین است و شرایط اولیه یا «initial condition» خصوصیات شیمیایی آب یا H₂O است، مثلاً آب خالص نه آب شور دریا.
👤M.M.J
@ReligionandScience2021
👍15
Forwarded from دکتر مهدی گلشنی
🔺فیلم جلسات کیهان شناسی
جلسه اول - مقدمات نسبیت عام
جلسه دوم - مقدمات نسبیت عام
جلسه سوم - معادله انیستین
جلسه چهارم - اصل کیهان شناختی
جلسه پنجم - مقدمات کیهان شناسی
جلسه ششم - معادلات فریدمان
جلسه هفتم - معادلات فریدمان ، مروری بر مدلهای کیهان شناسی منسوخ
جلسه هشتم - ثابت کیهان شناختی ، پارامترهای مشاهده ای
جلسه نهم - تخمین عمر جهان
جلسه دهم - پیش بینی اشعه ی کیهانی
جلسه یازدهم - پتانسیل شیمیایی ذرات بنیادی
جلسه دوازدهم - ترمودینامیک کیهان شناسی و مسائل نوترینوها
جلسه سیزدهم - ورای مدل استاندارد کیهان شناسی
جلسه چهاردهم - تورم
جلسه پانزدهم - مشکلات کیهان شناسی استاندارد و مدل های تورمی - استاد ابوالحسنی
جلسه شانزدهم - مدل های تورمی - استاد ابوالحسنی
جلسه هفدهم - سیاهچالها
جلسه هجدهم - سطوح نورگونه - استاد منصوری
جلسه نوزدهم - مسائل بنیادی کیهان شناسی
جلسه بیستم - فلسفه و کیهان شناسی
جلسه بیست یکم - تورم
جلسه بیست دوم - کیهان شناسی نیوتونی
جلسه بیست سوم - گرانش ، کیهان شناسی کوانتومی
جلسه بیست چهارم - ادامه کیهان شناسی کوانتومی
🌐 مشاهده جلسات 👉
🎤دکتر #مهدی_گلشنی
#کیهان_شناسی
🔴 @prof_golshani
جلسه اول - مقدمات نسبیت عام
جلسه دوم - مقدمات نسبیت عام
جلسه سوم - معادله انیستین
جلسه چهارم - اصل کیهان شناختی
جلسه پنجم - مقدمات کیهان شناسی
جلسه ششم - معادلات فریدمان
جلسه هفتم - معادلات فریدمان ، مروری بر مدلهای کیهان شناسی منسوخ
جلسه هشتم - ثابت کیهان شناختی ، پارامترهای مشاهده ای
جلسه نهم - تخمین عمر جهان
جلسه دهم - پیش بینی اشعه ی کیهانی
جلسه یازدهم - پتانسیل شیمیایی ذرات بنیادی
جلسه دوازدهم - ترمودینامیک کیهان شناسی و مسائل نوترینوها
جلسه سیزدهم - ورای مدل استاندارد کیهان شناسی
جلسه چهاردهم - تورم
جلسه پانزدهم - مشکلات کیهان شناسی استاندارد و مدل های تورمی - استاد ابوالحسنی
جلسه شانزدهم - مدل های تورمی - استاد ابوالحسنی
جلسه هفدهم - سیاهچالها
جلسه هجدهم - سطوح نورگونه - استاد منصوری
جلسه نوزدهم - مسائل بنیادی کیهان شناسی
جلسه بیستم - فلسفه و کیهان شناسی
جلسه بیست یکم - تورم
جلسه بیست دوم - کیهان شناسی نیوتونی
جلسه بیست سوم - گرانش ، کیهان شناسی کوانتومی
جلسه بیست چهارم - ادامه کیهان شناسی کوانتومی
🌐 مشاهده جلسات 👉
🎤دکتر #مهدی_گلشنی
#کیهان_شناسی
🔴 @prof_golshani
👍10🔥3❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه با دکتر نیل دگراس تایسون «Neil deGrasse Tyson» (فیزیکدان خداناباور) راجع به پدیده تجربیات نزدیک به مرگ (NDE).
《در انتهای کلیپ ایشان گزارش ناقص و غلطی از تحقیق و آزمایش اصلی پروفسور سام پرنیا «Sam Parnia» ارائه میدهند》
نقد:👇👇👇
قبل از ورود به موضوع اصلی باید بگوییم که بله، "تجاربشخصیافراد" در إندیإی و امثالهم، اگر تعدادشان بسیار ناچیز و همچنین صحتشان غیرقابلراستیآزماییعلمی باشند، نمیتوان آنها را سند استدلال قرار داد و فاقد ارزش علمی هستند. ولی اگر:
1_تعداد شواهد و تجارب مربوطه بسیارزیاد و حدوداً از 85% بیشتر شد.
2_میزان صحتشان با معیارهایسختگیرانهعلمی مورد تحقیقات، آزمایشات و راستیآزماییهایدقیق قرار گرفت.
3_بین تجاربشخصیمتعدد، پارامترهای بنیادی "مشترک" پیدا شد،
درجه اطمینان «Confidence Level» شان نیز بسیار بالا خواهد رفت به طوری که این تجارب تکرارشونده از حالت شبهعلم به علممُحتمل بر شواهد زیاد تبدیل خواهد شد. در این حالت با مکانیزم روشاستقرایی «Inductive» میتوان از آنان نتایج جهانشمول «Statement Universal» یا «Generalisation» گرفت.
@ReligionandScience2021
《در انتهای کلیپ ایشان گزارش ناقص و غلطی از تحقیق و آزمایش اصلی پروفسور سام پرنیا «Sam Parnia» ارائه میدهند》
نقد:👇👇👇
قبل از ورود به موضوع اصلی باید بگوییم که بله، "تجاربشخصیافراد" در إندیإی و امثالهم، اگر تعدادشان بسیار ناچیز و همچنین صحتشان غیرقابلراستیآزماییعلمی باشند، نمیتوان آنها را سند استدلال قرار داد و فاقد ارزش علمی هستند. ولی اگر:
1_تعداد شواهد و تجارب مربوطه بسیارزیاد و حدوداً از 85% بیشتر شد.
2_میزان صحتشان با معیارهایسختگیرانهعلمی مورد تحقیقات، آزمایشات و راستیآزماییهایدقیق قرار گرفت.
3_بین تجاربشخصیمتعدد، پارامترهای بنیادی "مشترک" پیدا شد،
درجه اطمینان «Confidence Level» شان نیز بسیار بالا خواهد رفت به طوری که این تجارب تکرارشونده از حالت شبهعلم به علممُحتمل بر شواهد زیاد تبدیل خواهد شد. در این حالت با مکانیزم روشاستقرایی «Inductive» میتوان از آنان نتایج جهانشمول «Statement Universal» یا «Generalisation» گرفت.
@ReligionandScience2021
👍9👎1
Science and Religion
مصاحبه با دکتر نیل دگراس تایسون «Neil deGrasse Tyson» (فیزیکدان خداناباور) راجع به پدیده تجربیات نزدیک به مرگ (NDE). 《در انتهای کلیپ ایشان گزارش ناقص و غلطی از تحقیق و آزمایش اصلی پروفسور سام پرنیا «Sam Parnia» ارائه میدهند》 نقد:👇👇👇 قبل از ورود به موضوع…
طبق تحقیقات و آزمایشهای مُعتبر و مُستند اخیر تحت عنوان《AWARE》( مخفف «AWAreness during REsuscitation» یا هوشیاری حین احیا ) که در مقیاس عظیم توسط دکتر سام پرنیا «Sam Parnia» (پزشکمتخصص و زیستشناسسلولی) و همکاران پزشک، نوروساینستیست، نورولوژیست، روانپزشک و..... ایشان همچون پروفسور پیتر فنویک «Peter Fenwick» (نوروسایکولوژیست و عَصَبروانپزشک از دانشگاه کمبریج انگلستان)، پروفسور بروسگریسون «Bruce Greyson» (استاد برجسته روانپزشکی و علومعصبشناسیرفتاری دانشگاه ویرجینیا آمریکا) و غیره ، با همکاری 15 بیمارستان از ایالاتمتحدهآمریکا، انگلستان و اُتریش روی 2060 نفر بیمار انجام شد، به طور کلی و خیلی خلاصه بخواهیم بگوییم از بین کسانی که نجات پیدا کردند 101 نفر بررسی شدند که 👈 از این 101 بیمار، فقط و فقط و فقط 2 نفر تجربهی خروج از بدن (OBE) داشتند و ایضاً دقیقاً همین 2 نفر یا 2% توانستند 🤏 آگاهی شنیداری و دیداری از وقایع اتفاقافتاده در زمان احیاء داشته باشند. ضمناً مُشاهدات و ادراکات خارج از بدن و دورتر از جسم «OBE observations» یکی از بیماران توسط اسناد و مدارک پزشکی «Medical Records» یا «Medical Documents» مورد صحتسنجیعلمی قرار گرفت و به طور کامل تأیید شد. (متأسفانه امکان مصاحبات تکمیلی با بیمار دیگر فراهم نمیشود). به علاوه، دقت بفرمایید مُشاهدات بیمار تا « سه دقیقه (3min) بعد از ایست قلبی و حین عملیات احیاء» را پوشش میدهد.《در حالی که 20 الی 30 ثانیه بعد از ایستقلبی، فعالیت #کورتکس_مغز «Cerebral cortex» و #ساقه_مغزی «Brainstem» به کلی متوقف میشود》
⬅️ درواقع در صفحهی 4 پیدیاف کامل مقاله مربوط به تحقیقات《AWARE》سمت چپ، خط 15أُم آمده است که:
👈🏼این بیمار به درستی افراد (=شکلظاهریاشخاص)، صداها و وقایع اتفاقافتاده (=رویدادهایمادی یا اتفاقاتفیزیکی اتاقعمل) بعد از ایستقلبی و حین عملیاتاحیاء را گزارش کرد و اسنادپزشکی گزارشات او را تأیید میکنند.
👈🏼 ضمناً مشاهدات بیمار تا «سهدقیقه 3min بعد از ایستقلبی CA و حین عملیات احیاء CPR» را پوشش میدهد! (بر اساس شواهد فعلی که از الگوریتمهای دستگاهشوکالکتریکیخودکار [AED] بدست آوردند)
«این لینک» مقالهی مربوط به تحقیقات (AWARE) در ژورنال معتبر ریساسیتیشن است که هم لینک مخصوص با پسوند (DOI) دارد و هم دارای ضریبتأثیر (IF) یا «Imapct Factor» است. همچنین چون اینجا متن کامل این مقاله در دسترس نیست (خریدنی میباشد آن هم به دلار) لذا از «این لینک» میتوانید پیدیإف (PDF) کامل و بیعیب و نقص آن در سایت دانشگاه ویرجینیا را به صورت جامع و اَکمل دانلود کرده و مطالعه کنید.
@ReligionandScience2021
⬅️ درواقع در صفحهی 4 پیدیاف کامل مقاله مربوط به تحقیقات《AWARE》سمت چپ، خط 15أُم آمده است که:
👈🏼این بیمار به درستی افراد (=شکلظاهریاشخاص)، صداها و وقایع اتفاقافتاده (=رویدادهایمادی یا اتفاقاتفیزیکی اتاقعمل) بعد از ایستقلبی و حین عملیاتاحیاء را گزارش کرد و اسنادپزشکی گزارشات او را تأیید میکنند.
👈🏼 ضمناً مشاهدات بیمار تا «سهدقیقه 3min بعد از ایستقلبی CA و حین عملیات احیاء CPR» را پوشش میدهد! (بر اساس شواهد فعلی که از الگوریتمهای دستگاهشوکالکتریکیخودکار [AED] بدست آوردند)
«این لینک» مقالهی مربوط به تحقیقات (AWARE) در ژورنال معتبر ریساسیتیشن است که هم لینک مخصوص با پسوند (DOI) دارد و هم دارای ضریبتأثیر (IF) یا «Imapct Factor» است. همچنین چون اینجا متن کامل این مقاله در دسترس نیست (خریدنی میباشد آن هم به دلار) لذا از «این لینک» میتوانید پیدیإف (PDF) کامل و بیعیب و نقص آن در سایت دانشگاه ویرجینیا را به صورت جامع و اَکمل دانلود کرده و مطالعه کنید.
@ReligionandScience2021
Resuscitation
AWARE—AWAreness during REsuscitation—A prospective study
Cardiac arrest (CA) survivors experience cognitive deficits including post-traumatic
stress disorder (PTSD). It is unclear whether these are related to cognitive/mental
experiences and awareness during CPR. Despite anecdotal reports the broad range of
cognitive/mental…
stress disorder (PTSD). It is unclear whether these are related to cognitive/mental
experiences and awareness during CPR. Despite anecdotal reports the broad range of
cognitive/mental…
👍6
👉🏼 The other two patients (2%) experienced specific auditory/visual awareness (category 5). Both patients had suffered ventricular fibrillation (VF) in non-acuteareas where shelves had not been placed.
👉🏼 👉🏼"He accurately described people ,sounds, and activities from his resuscitation. His "medical records" corroborated his accounts and specifically supported his denoscriptions and the use of an automated external defibrillator (AED). Based on current AED algorithms, this likely corresponded with up to 3 min of conscious awareness during CA and CPR."
As both CA events had occurred in non-acute areas without shelves further analysis of the accuracy of VA based on the ability to visualize the images above or below the shelf was not possible.
@ReligionandScience2021
👉🏼 👉🏼"He accurately described people ,sounds, and activities from his resuscitation. His "medical records" corroborated his accounts and specifically supported his denoscriptions and the use of an automated external defibrillator (AED). Based on current AED algorithms, this likely corresponded with up to 3 min of conscious awareness during CA and CPR."
As both CA events had occurred in non-acute areas without shelves further analysis of the accuracy of VA based on the ability to visualize the images above or below the shelf was not possible.
@ReligionandScience2021
👍4
Science and Religion
👉🏼 The other two patients (2%) experienced specific auditory/visual awareness (category 5). Both patients had suffered ventricular fibrillation (VF) in non-acuteareas where shelves had not been placed. 👉🏼 👉🏼"He accurately described people ,sounds, and activities…
خیلی جالب است که هر 2 بیمار و تجربهگری که تجربه خروج از بدن (OBE) داشتند ، در اتاقهایی قرار داشتند که اصلاً قفسههای حاوی تصاویر آنجا نبودند که بخواهند آنها را ببینند یا نبینند《اینجا به مغالطه و گزارش ناقصی که دکتر «Tim Newman» و دکتر «Neil deGrasse Tyson» از تحقیق و آزمایش اصلی پرفسور سام پرنیا «Sam Parnia» ارائه داده بودند هم پیبردید》. ولی با این حال این 2 نفر یا 2% توانستند در حالی که چشمهایشان بسته بود،
👈🏼 مشاهدات یا ادراکات خارج از کالبد جسمانی و دورتر از بدن یا به عبارتی، آگاهی شنیداریدیداری یا سمعی_بصری «Auditory/Visual Awareness» داشته باشند. ولی فقط با یک نفر از آنان امکان مصاحبات تکمیلی فراهم میشود.
👈🏼 این شواهد اگرچه کم است ولی ناچیز و بی اهمیت نیست چرا که بسیار دقیق با معیارهایسختگیرانهیعلمی و مُنطبق با مدارک و #اسناد_پزشکی «Medical Records» یا «Medical Documents» راستیآزمایی شدند.
👈🏼 همانطور که اشاره شد، در مقالهی تحقیقات《AWARE》آمده است که: این بیمار افراد، صداها و وقایع اتفاقافتاده بعد از ایستقلبی و حین عملیاتاحیاء را به درستی و دقت تمام توصیف کرده است و اسناد پزشکی توصیفات او را تأیید میکنند.
👈🏼 ضمناً مشاهدات بیمار تا «سه دقیقه 3min بعد از ایستقلبی و حین عملیات احیاء» را پوشش میدهد!
👈🏼 لازم به توضیح است که همهی تجربهگراننزدیکبهمرگ (Near Death Experiences) , تجربهی خروج از بدن (Out of Body Experiences) یا مشاهدات خارج از بدن «OBE Observations» ندارند. بسیاری از تجربهگران بدون داشتن تجربهی خروج از بدن، قلمرویی ماورائی و مشاهدات سابجکتیو محض آنجهانی را تجربه میکنند نه مشاهدات آبجکتیو اینجهانی. (لذا طبیعی است و چیز عجیبی هم نیست که بسیاری از افراد که در تحقیق «AWARE» تجربه إندیإی محض و صرفاً مشاهدات سابجکتیو دگر-دنیایی داشتهاند نه ایندنیایی، گزارش تصاویر نصبشده در قفسههای اتاقشان را ندادند! چون اکثر افراد اصلاً تجربه «OBE» نداشتند )
در این تحقیق و آزمایشات مربوطه، سی و نه درصد 39% بیمارانی که از ایست قلبی جان سالم به در برده و قادر بودند مصاحبههای ساختارمند را پشت سر بگذارند ، احساس هوشیاری را گزارش کردهاند اما درصد قابل توجهی هیچگونه تصویر روشنی از وقایع را به خاطر نمیآوردند. پروفسور سام پرنیا، که در آغاز پروژه《AWARE》 پژوهشگر افتخاری دانشگاه ساوت همپتون انگلستان «University of Southampton» بوده است، توضیح می دهد: "این حقیقت نشان میدهد تعداد افرادی که ابتدائاً فعالیتذهنی داشتهاند بیشتر بوده اما پس از بازیابی (ریکاوری) یا به علت تأثیرات آسیبمغزی روی حافظه یا به علت اثر داروهای آرامشبخش روی حافظه ، خاطرات آن را از دست میدهند."
میان افرادی که احساس هوشیاری داشتند و مصاحبههای بیشتری را پشت سر گذاشتند، چهل و شش درصد 46% طیف گستردهای از خاطرات مربوط به مرگ را تجربه کردند که با مفهوم رایج (NDE) همخوانی ندارد. این تجربیات شامل تجربیات ترسناک و آزار دهنده بودهاند. تنها نُه درصد 9% تجربیاتی داشتهاند که با مفهوم (NDE) همخوانی دارد و دو درصد 2% هوشیاری کاملی تجربه کرده بودند که با یادآوری واضح وقایع "سمعی" و "بصری" (OBE) همخوانی دارد.
👈 دقت کنید که همهی 2060 بیمار تجربهی (NDE) نداشتند بلکه این تعداد افراد زیاد ، غربال شده و تقلیل پیدا کردند به 9 نفر ! از اول پاراگراف مطالعه کنید، توضیح میدهد که 9 نفر تجربهای قابل مقایسه با تجربیاتنزدیکبهمرگ داشتند که درواقع 7 نفرشان خاطرهای را از وقایع رُخ داده هنگام ایستقلبی به یاد نمیآوردند اما دو نفر دیگر یا (2%) آنها به یاد میآوردند. هفت نفرشان خاطرهای را از وقایع ایستقلبی به یاد نمیآوردند (یعنی عملا تجربه «OBE» نداشتند) دو نفر خاطرات را به یاد میآوردند یعنی تجربهی (OBE) داشتند. درواقع در این تحقیق پروفسور سام پرنیا «Sam Parnia» و همکاران پزشک، نوروساینستیست و روانپزشکشان، کل کسایی که دچار ایستقلبی شدند 2060 نفر بودند. حالا از بین کسانی که نجات پیدا کردند 101 نفر بررسی شدند ، از این 101 نفر ، صرفاً و صرفاً 2 نفر تجربهی خروج از بدن (OBE) داشتند. تمام کسانی که نجات پیدا کردند هم 330 نفر بودند که به دلایل مختلف با همهٔ این افراد نتوانستند مصاحبه کنند. نهایتاً 9 نفر فقط تجربهی إندیئی داشتند. حالا در این تحقیق و آزمایشاتاش، فقط و فقط و فقط 2 نفر یا 2%شان تجربهی خروج از بدن یا «Out-of-Body-Experiences» داشتند. باز این 2 نفر که تجربهی (OBE) داشتند، تصاویری در قفسههای اتاق شان نصب نشده بود ولی با این حال اتفاقات آبجکتیو رُخ داده در اطراف جسمشان در اتاق عمل را دقیق و به درستی گزارش کردند.
@ReligionandScience2021
👈🏼 مشاهدات یا ادراکات خارج از کالبد جسمانی و دورتر از بدن یا به عبارتی، آگاهی شنیداریدیداری یا سمعی_بصری «Auditory/Visual Awareness» داشته باشند. ولی فقط با یک نفر از آنان امکان مصاحبات تکمیلی فراهم میشود.
👈🏼 این شواهد اگرچه کم است ولی ناچیز و بی اهمیت نیست چرا که بسیار دقیق با معیارهایسختگیرانهیعلمی و مُنطبق با مدارک و #اسناد_پزشکی «Medical Records» یا «Medical Documents» راستیآزمایی شدند.
👈🏼 همانطور که اشاره شد، در مقالهی تحقیقات《AWARE》آمده است که: این بیمار افراد، صداها و وقایع اتفاقافتاده بعد از ایستقلبی و حین عملیاتاحیاء را به درستی و دقت تمام توصیف کرده است و اسناد پزشکی توصیفات او را تأیید میکنند.
👈🏼 ضمناً مشاهدات بیمار تا «سه دقیقه 3min بعد از ایستقلبی و حین عملیات احیاء» را پوشش میدهد!
👈🏼 لازم به توضیح است که همهی تجربهگراننزدیکبهمرگ (Near Death Experiences) , تجربهی خروج از بدن (Out of Body Experiences) یا مشاهدات خارج از بدن «OBE Observations» ندارند. بسیاری از تجربهگران بدون داشتن تجربهی خروج از بدن، قلمرویی ماورائی و مشاهدات سابجکتیو محض آنجهانی را تجربه میکنند نه مشاهدات آبجکتیو اینجهانی. (لذا طبیعی است و چیز عجیبی هم نیست که بسیاری از افراد که در تحقیق «AWARE» تجربه إندیإی محض و صرفاً مشاهدات سابجکتیو دگر-دنیایی داشتهاند نه ایندنیایی، گزارش تصاویر نصبشده در قفسههای اتاقشان را ندادند! چون اکثر افراد اصلاً تجربه «OBE» نداشتند )
در این تحقیق و آزمایشات مربوطه، سی و نه درصد 39% بیمارانی که از ایست قلبی جان سالم به در برده و قادر بودند مصاحبههای ساختارمند را پشت سر بگذارند ، احساس هوشیاری را گزارش کردهاند اما درصد قابل توجهی هیچگونه تصویر روشنی از وقایع را به خاطر نمیآوردند. پروفسور سام پرنیا، که در آغاز پروژه《AWARE》 پژوهشگر افتخاری دانشگاه ساوت همپتون انگلستان «University of Southampton» بوده است، توضیح می دهد: "این حقیقت نشان میدهد تعداد افرادی که ابتدائاً فعالیتذهنی داشتهاند بیشتر بوده اما پس از بازیابی (ریکاوری) یا به علت تأثیرات آسیبمغزی روی حافظه یا به علت اثر داروهای آرامشبخش روی حافظه ، خاطرات آن را از دست میدهند."
میان افرادی که احساس هوشیاری داشتند و مصاحبههای بیشتری را پشت سر گذاشتند، چهل و شش درصد 46% طیف گستردهای از خاطرات مربوط به مرگ را تجربه کردند که با مفهوم رایج (NDE) همخوانی ندارد. این تجربیات شامل تجربیات ترسناک و آزار دهنده بودهاند. تنها نُه درصد 9% تجربیاتی داشتهاند که با مفهوم (NDE) همخوانی دارد و دو درصد 2% هوشیاری کاملی تجربه کرده بودند که با یادآوری واضح وقایع "سمعی" و "بصری" (OBE) همخوانی دارد.
👈 دقت کنید که همهی 2060 بیمار تجربهی (NDE) نداشتند بلکه این تعداد افراد زیاد ، غربال شده و تقلیل پیدا کردند به 9 نفر ! از اول پاراگراف مطالعه کنید، توضیح میدهد که 9 نفر تجربهای قابل مقایسه با تجربیاتنزدیکبهمرگ داشتند که درواقع 7 نفرشان خاطرهای را از وقایع رُخ داده هنگام ایستقلبی به یاد نمیآوردند اما دو نفر دیگر یا (2%) آنها به یاد میآوردند. هفت نفرشان خاطرهای را از وقایع ایستقلبی به یاد نمیآوردند (یعنی عملا تجربه «OBE» نداشتند) دو نفر خاطرات را به یاد میآوردند یعنی تجربهی (OBE) داشتند. درواقع در این تحقیق پروفسور سام پرنیا «Sam Parnia» و همکاران پزشک، نوروساینستیست و روانپزشکشان، کل کسایی که دچار ایستقلبی شدند 2060 نفر بودند. حالا از بین کسانی که نجات پیدا کردند 101 نفر بررسی شدند ، از این 101 نفر ، صرفاً و صرفاً 2 نفر تجربهی خروج از بدن (OBE) داشتند. تمام کسانی که نجات پیدا کردند هم 330 نفر بودند که به دلایل مختلف با همهٔ این افراد نتوانستند مصاحبه کنند. نهایتاً 9 نفر فقط تجربهی إندیئی داشتند. حالا در این تحقیق و آزمایشاتاش، فقط و فقط و فقط 2 نفر یا 2%شان تجربهی خروج از بدن یا «Out-of-Body-Experiences» داشتند. باز این 2 نفر که تجربهی (OBE) داشتند، تصاویری در قفسههای اتاق شان نصب نشده بود ولی با این حال اتفاقات آبجکتیو رُخ داده در اطراف جسمشان در اتاق عمل را دقیق و به درستی گزارش کردند.
@ReligionandScience2021
Medical News Today
Out-of-body experiences: Neuroscience or the paranormal?
Out-of-body experiences have historically been the domain of pseudoscience. However, neuroscience researchers are slowly unraveling their mystery.
👍7
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک ویدئوی جالب درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) دکتر ایبن الکساندر «Eben Alexander»《یکی از بزرگترین جراحان مغز-اعصاب در آمریکا، استاد 15 ساله دانشگاه هاروارد که قبلاً هیچ تمایلی به دیدگاهای فرامغزمحور پدیدهٔ إن-دی-ئی نداشت، بلافاصله بعد از قرار گرفتن در تجارب مرگ تقریبی مُتحول و مُتنبه شد》و همچنین توضیحات پزشکان، متخصصان و پژوهشگران این حوزه از جمله دکتر سام پرنیا «Sam Parnia» (استادیار «associate professor» پزشکی دانشگاه نیویورک آمریکا، پزشک مراقبت های ویژه و بیولوژیست سلولی) دربارهٔ تجربهی إن-دی-إی.
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
👍9
علم و معنویت - شواهد علمی زندگی پس از مرگ:
✅ سی ثانیه فعالیت مغزی بعد از ایست قلبی چه ارتباطی با تجارب نزدیک به مرگ دارد؟
✍️ احمد بهزادی
اخیرا مقالهای دربارهی آخرین فعالیتهای مغز بعد از ایست قلبی منتشر شده که بسیار هم سر و صدا کرده است. در این مطلب, ارتباط این یافتهی جدید با تجارب نزدیک به مرگ را بررسی میکنیم:
این مطلب را میتوانید از وبلاگ من یا از این لینک در سایت ویرگول بخوانید.
همینطور میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view این مقاله را در تلگرام بخوانید.
✅ تحقیقات روحی؛ علم یا شبه علم؟
✍️ احمد بهزادی
در این مطلب به این دو سوال شایع پاسخ میدهیم:
▪️آیا علم میتواند زندگی پس از مرگ را بررسی کند؟
▪️ آیا تحقیقات صورت گرفته در مورد حیات پس از مرگ, شبه علم هستند؟
(رفرنسها به صورت هایپرلینک در متن موجودند.)
⏰ زمان تقریبی مطالعه: 17 دقیقه
🔹مطالعهی این مطلب از وبلاگ
🔹مطالعهی این مطلب از سایت ویرگول
همینطور میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view این مقاله را در تلگرام بخوانید.
#مقالات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✅ سی ثانیه فعالیت مغزی بعد از ایست قلبی چه ارتباطی با تجارب نزدیک به مرگ دارد؟
✍️ احمد بهزادی
اخیرا مقالهای دربارهی آخرین فعالیتهای مغز بعد از ایست قلبی منتشر شده که بسیار هم سر و صدا کرده است. در این مطلب, ارتباط این یافتهی جدید با تجارب نزدیک به مرگ را بررسی میکنیم:
این مطلب را میتوانید از وبلاگ من یا از این لینک در سایت ویرگول بخوانید.
همینطور میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view این مقاله را در تلگرام بخوانید.
✅ تحقیقات روحی؛ علم یا شبه علم؟
✍️ احمد بهزادی
در این مطلب به این دو سوال شایع پاسخ میدهیم:
▪️آیا علم میتواند زندگی پس از مرگ را بررسی کند؟
▪️ آیا تحقیقات صورت گرفته در مورد حیات پس از مرگ, شبه علم هستند؟
(رفرنسها به صورت هایپرلینک در متن موجودند.)
⏰ زمان تقریبی مطالعه: 17 دقیقه
🔹مطالعهی این مطلب از وبلاگ
🔹مطالعهی این مطلب از سایت ویرگول
همینطور میتوانید با فشار دادن دکمهی instant view این مقاله را در تلگرام بخوانید.
#مقالات
➖➖➖➖
🆔 @near_death
ویرگول
سی ثانیه فعالیت مغزی بعد از ایست قلبی چه ارتباطی با تجارب نزدیک به مرگ دارد؟
چرا فعالیتهای مغزی قادر به توضیح تجارب نزدیک به مرگ نیستند؟
👍8
Forwarded from علم و معنویت
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⬜️ دختری که از بدن خود خارج شد و دکتر بروس گریسون را دید!
✅ زیرنویس فارسی
در این ویدئو ابتدا مصاحبهکننده, دکتر گریسون را معرفی میکند و سپس از او میخواهد که نقطهی آغاز علاقهی خود به تجارب نزدیک به مرگ را تعریف کند...
لینک ویدئوی اصلی/انگلیسی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
✅ زیرنویس فارسی
در این ویدئو ابتدا مصاحبهکننده, دکتر گریسون را معرفی میکند و سپس از او میخواهد که نقطهی آغاز علاقهی خود به تجارب نزدیک به مرگ را تعریف کند...
لینک ویدئوی اصلی/انگلیسی
➖➖➖➖
🆔 @near_death
❤6👍3
Forwarded from Science and Religion (ناصر بروجردیان)
4_5843748235402808686.mp4
6 MB
توضیحات فریمن دایسون، فیزیکدان نظری برجسته در زمینه الکترودینامیک کوانتومی در رابطه با جبر و اختیار و مکانیک کوانتومی
@ReligionandScience2021
@ReligionandScience2021
👍6