@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
عدم تعادل بودجه دولت چه هزینههایی به اقتصاد وارد کرده است؟
هادی چاوشی دبیر تحریریه تجارت فردا در تشریح پرونده ویژه این هفته نوشته است : 👇
دو هفته دیگر در چنین روزی حسن روحانی به مجلس شورای اسلامی خواهد رفت تا برای آغاز چهارساله دوم ریاستجمهوریاش سوگند یاد کند؛ چهار سالی که به اعتقاد بسیاری از ناظران اقتصادی و سیاسی، سرنوشتسازترین دوره ریاست بر قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. از نظر آنان رویارویی با شش ابرچالش بزرگ پیش روی اقتصاد ایران، مهمترین دلیل بر این مدعاست. از زاویه نگاه اجتماعی-سیاسی شاید «بیکاری» مهمترین چالش برای دولت دوازدهم به حساب آید اما اگر تاکیدات روزهای اخیر رئیس مجلس را معیار قضاوت قرار دهیم، به نظر میرسد «عدم تعادل بودجه» هم دست کمی از آن ندارد. علی لاریجانی اخیراً دستکم در دو نوبت نسبت به این معضل ابراز نگرانی کرده است. اولین بار در همایش مسوولان سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور در قم: «90 درصد بودجه مربوط به بودجه جاری و تنها 10 درصد برای عمران است. همین 10 درصد هم تبصره اوراق مشارکت دارد و منابع واقعی نیست... برای حرکت جهنده در مسیر عمران باید بودجه این بخش افزایش یابد اما این مساله محقق نشده که آنهم به دلیل کمبود توان بودجهای است... منابع حاصل از نفت، گاز و مالیات کفاف سنگینی هزینهها را نمیدهد و من از رئیسجمهور و مسوولان کشور میخواهم با مردم صریح صحبت کنند تا مردم شرایط را بدانند.» بار دوم هم در هشتمین کنفرانس بینالمللی بودجهریزی بر مبنای عملکرد در تهران: «حجم زیادی از درآمد نفت به بودجه جاری اختصاص مییابد. نفت، سرمایه ملی کشور است که باید صرف امور زیربنایی و توسعه کشور شود اما به دلیل حجم بالای امور دیوانی مجبوریم نفت را صرف امور جاری کنیم. بنابراین خلل جدی در نظام بودجهریزی و دیوانی کشور وجود دارد... امور دیوانی مفصل در کشور نهتنها مانع پیشرفت شده بلکه سبب ازدیاد هزینهها نیز شده است.»
بر اساس قانون بودجه سال 96 کل کشور، تراز عملیاتی بودجه نزدیک به 80 هزار میلیارد تومان کسری دارد یعنی اگر قرار باشد دولت بدون درآمد حاصل از فروش نفت و اوراق مشارکت اداره شود، 80 هزار میلیارد تومان (معادل 23 درصد از کل منابع عمومی دولت) کم خواهد آورد. این در حالی است که کل بودجه عمرانی کشور در سال جاری کمتر از 72 هزار میلیارد تومان است -که بخش مهمی از آن هم با احتمال جدی عدم تحقق روبهرو است. سهم بودجه جاری (اعتبارات هزینهای) حدود 254 هزار میلیارد تومان (معادل 73 درصد از کل منابع عمومی دولت) است.
مسعود نیلی، مشاور اقتصادی رئیسجمهور که شش ابرچالش اقتصاد ایران را تئوریزه کرده، در ریشهیابی معضل عدم تعادل بودجه میگوید: «بودجه دولت دچار کسری پایدار و فزاینده است. علت آن هم رشد پایدار مخارج در دوره وفور نفتی با اتکا به منابع ناپایدار بوده است.» در نتیجه «شرایط بودجه -به خصوص پدیده افزایش هزینههای جاری و ناکافی بودن مخارج سرمایهگذاری- محدودیتهایی را بر رشد اقتصادی وارد خواهد کرد» و عملا چرخه رشد پایین در اقتصاد ایران تداوم پیدا میکند. اما آیا میتوان راهی برای تراز کردن دخلوخرج دولت پیدا کرد؟
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
هادی چاوشی دبیر تحریریه تجارت فردا در تشریح پرونده ویژه این هفته نوشته است : 👇
دو هفته دیگر در چنین روزی حسن روحانی به مجلس شورای اسلامی خواهد رفت تا برای آغاز چهارساله دوم ریاستجمهوریاش سوگند یاد کند؛ چهار سالی که به اعتقاد بسیاری از ناظران اقتصادی و سیاسی، سرنوشتسازترین دوره ریاست بر قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. از نظر آنان رویارویی با شش ابرچالش بزرگ پیش روی اقتصاد ایران، مهمترین دلیل بر این مدعاست. از زاویه نگاه اجتماعی-سیاسی شاید «بیکاری» مهمترین چالش برای دولت دوازدهم به حساب آید اما اگر تاکیدات روزهای اخیر رئیس مجلس را معیار قضاوت قرار دهیم، به نظر میرسد «عدم تعادل بودجه» هم دست کمی از آن ندارد. علی لاریجانی اخیراً دستکم در دو نوبت نسبت به این معضل ابراز نگرانی کرده است. اولین بار در همایش مسوولان سازمان آموزش فنی و حرفهای کشور در قم: «90 درصد بودجه مربوط به بودجه جاری و تنها 10 درصد برای عمران است. همین 10 درصد هم تبصره اوراق مشارکت دارد و منابع واقعی نیست... برای حرکت جهنده در مسیر عمران باید بودجه این بخش افزایش یابد اما این مساله محقق نشده که آنهم به دلیل کمبود توان بودجهای است... منابع حاصل از نفت، گاز و مالیات کفاف سنگینی هزینهها را نمیدهد و من از رئیسجمهور و مسوولان کشور میخواهم با مردم صریح صحبت کنند تا مردم شرایط را بدانند.» بار دوم هم در هشتمین کنفرانس بینالمللی بودجهریزی بر مبنای عملکرد در تهران: «حجم زیادی از درآمد نفت به بودجه جاری اختصاص مییابد. نفت، سرمایه ملی کشور است که باید صرف امور زیربنایی و توسعه کشور شود اما به دلیل حجم بالای امور دیوانی مجبوریم نفت را صرف امور جاری کنیم. بنابراین خلل جدی در نظام بودجهریزی و دیوانی کشور وجود دارد... امور دیوانی مفصل در کشور نهتنها مانع پیشرفت شده بلکه سبب ازدیاد هزینهها نیز شده است.»
بر اساس قانون بودجه سال 96 کل کشور، تراز عملیاتی بودجه نزدیک به 80 هزار میلیارد تومان کسری دارد یعنی اگر قرار باشد دولت بدون درآمد حاصل از فروش نفت و اوراق مشارکت اداره شود، 80 هزار میلیارد تومان (معادل 23 درصد از کل منابع عمومی دولت) کم خواهد آورد. این در حالی است که کل بودجه عمرانی کشور در سال جاری کمتر از 72 هزار میلیارد تومان است -که بخش مهمی از آن هم با احتمال جدی عدم تحقق روبهرو است. سهم بودجه جاری (اعتبارات هزینهای) حدود 254 هزار میلیارد تومان (معادل 73 درصد از کل منابع عمومی دولت) است.
مسعود نیلی، مشاور اقتصادی رئیسجمهور که شش ابرچالش اقتصاد ایران را تئوریزه کرده، در ریشهیابی معضل عدم تعادل بودجه میگوید: «بودجه دولت دچار کسری پایدار و فزاینده است. علت آن هم رشد پایدار مخارج در دوره وفور نفتی با اتکا به منابع ناپایدار بوده است.» در نتیجه «شرایط بودجه -به خصوص پدیده افزایش هزینههای جاری و ناکافی بودن مخارج سرمایهگذاری- محدودیتهایی را بر رشد اقتصادی وارد خواهد کرد» و عملا چرخه رشد پایین در اقتصاد ایران تداوم پیدا میکند. اما آیا میتوان راهی برای تراز کردن دخلوخرج دولت پیدا کرد؟
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
رئیس سازمان مدیریت بحران کشور: هفت و نیم میلیون هکتار نهال کاری و بوته کاری برای مبارزه با پدیده گرد و غبار در سراسر کشور انجام می شود
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@PayameTabiat
لینک بولتن منابع طبیعی در رسانه ها مورخ 96.4.28
http://www.newswire.ir/bulletin/c5b35db4d9
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
لینک بولتن منابع طبیعی در رسانه ها مورخ 96.4.28
http://www.newswire.ir/bulletin/c5b35db4d9
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
ببینید، وضعیت دریاچه وان ترکیه، دریاچه سوان ارمنستان و ارومیه را که فاصله زیادی از یکدیگر ندارند، برداشت بیرویه منابع آبی، ارومیه را نابود کرده
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD_oyoZ74sl1m_Onpw
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD_oyoZ74sl1m_Onpw
واژه لوت در بیابان لوت همان واژه لوت(لخت)لکی به معنای بدون پوشش وبرهنه میباشد
پس بیابان لوت یعنی دشت بی پوشش گیاهی
بابا طاهر میگه:
"ندانم لوت وعریونم که کرده" اثبات این مدعاست.
@RuralDevelopment
پس بیابان لوت یعنی دشت بی پوشش گیاهی
بابا طاهر میگه:
"ندانم لوت وعریونم که کرده" اثبات این مدعاست.
@RuralDevelopment
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به عنوان یک دانشگاهی که هر روز باید با تعداد مقالات خود حضورش را در دانشگاه ثابت کند، رفتم و سری به پروفایل حرفهای خانم میرزاخانی زدم. در سایت webofknowledge (جایی که در آن مقالات آی اس آی فهرست میشوند) اگر فقط نام Mirzakhani M را جستجو کنید 20 مورد مییابید. با چک کردن عنوان مقالات به زودی در مییابید که اینها بیش از دو نفرند. یکی محمود است که مقالات فیزیک دارد و دیگری مریم. به ناچار جستجو را فقط با نام Mirzakhani Maryam ادامه میدهم. با کمال تعجب فقط 10 مقاله بیشتر دیده نمیشد. از این ده مقاله 5 مقاله قبل از پروفسوری ایشان تا سال 2008 است و 5 مقاله هم در 9 سالی است که به درجه استادی رسیده است. البته خانم میرزاخانی مقالاتی هم در مجلات غیر آی اس آی دارد. چون در سیستم خودمان به چنین مقالاتی بهای چندانی داده نمیشود به آن نپرداختم. نام او حتی در لیست دانشمندان آی اس آی هم نیست. سپس گزارش ارجاع ((citation report را انتخاب میکنم، با کمال تعجب پروفایلی را که میبینم در حد یک استادیار معمولی در دانشگاههای ایران است. حتی دانشجویان بسیاری هم در ایران هستند که خیلی بالاتر از مریم میرزاخانی هستند. دانشجویان و استادان بعضی رشتهها (بخصوص شیمی) در کشور کم نداریم که در یک ماه میتوانند چنین پروفایلی را پر کنند. اینجاست که شک میکنم. نکند توطئهای در کار است که این دخترک جوان با این تعداد کم مقاله را چنان جایزه مهمی دادهاند و در استنفورد استخدامش کردهاند؟ چگونه شده است که دانش آموخته هاروارد که در 31 سالگی به بالاترین درجه دانشگاهی در معتبرترین دانشگاه جهان رسیده فقط با 5 مقاله آی اس آی استاد تمام شده است؟ با این تعداد اندک مقاله و ارجاع میگویند یک نابغه ریاضی؟ چه اتفاقی افتاده است؟ حتما اشکالی در کار است.
تردید ندارم اگر خانم میرزاخانی با این تعداد مقاله به دانشگاههای معتبر خودمان میآمد، اول معلوم نبود که با استخدامش موافقت کنند. اگر هم با پیگیری و سفارش هم استخدامش میکردند باید در همان سالهای اول حجم بالایی از تدریس را پر میکرد و برای گذراندن از مرحله پیمانی به رسمی آزمایشی هر بار حداقل دو مقاله میداد. کل پولی هم که به او در این چند سال تا مرحله دانشیاری میدادند شاید در بهترین حالت از 10 میلیون تومان تجاوز نمیکرد و با آن میتوانست شاید یک کامپیوتر بخرد و در یک کنفرانس شرکت کند. بعد باز اگر شانس یاریش میکرد و به اندازه کافی اخلاقش خوب بود و مدیر و دانشجویی هم از او آزرده نمیشد در بهترین حالت در 40 سالگی با این تعداد مقاله شاید میتوانست یک دانشیار شود و اگر مشکل گزینشی نداشت استخدام رسمی شود.
اینها را برای این ننوشتم که در رزومه مریم میرزاخانی شک کنید. من نیک میدانم آنهایی که به او جایزه فیلدز دادهاند بسیار سخت گیرند و خود را بد نام نمیکنند. رشته من ریاضی نیست و اصلا سر در نمیآورم که او چه گفته است. اینها را گفتم تا تلنگری بشود به مسئولین وزارت علوم و دانشگاههای خودمان. بساطی داریم در ایران: برای ارزیابی آثار علمی اتفاقا با کمک علم اعداد چنان شما را درگیر میکنند و اگر بخواهند به شما پژوهانهای، جایزهای بدهند، شما راهی ندارید جز تا میتوانی به هر روش راست و غلطی تعداد مقالات را بالا ببری. کمیتههای ارزیابی - اگر چه به تازگی هم معیارهای جدی تر مانند ضریب تاثیر و H-Index را وارد ارزیابیهای خود کردهاند (که اینها هم پایه عددی دارند) - همچنان تعداد مقالات شما را میشمارند و بر اساس آن به افراد پژوهانه و جایزه میدهند. نتیجه این میشود که استاد نمونه کشوری کسی انتخاب میشود که در رشته گیاهشناسی اسفناجی را پیدا میکند و مدعی است کشف جدیدی کرده است و مقاله مینویسد! کسی در آن کمیته انتخاب برگزیدگان استادان نمونه کشوری نیست سری به مقالات ایشان بیاندازد که اینها به کار علم نمیآید و این بنده خدا بهتر است برود در جایی که استعدادش را دارد زندگی بگذارند. به زور که نباید ردای استادی به تن گیاهشناسی کرد که اسفناج را هم نمی شناسد، او را زحمت ندهید تا هم به خودش ظلم کند و هم به بچههای ما.
وزارت علوم و دانشگاههای ما نیاز جدی به بازنگری دارند، در همه چیز، در هیئتهای ممیزه (بخصوص)، در انتخاب مدیران، در نوشتن آییننامهها و در گزینش دانشجویان و اعضای هیئت علمی. نمیگویم انقلاب کنید، نمیگویم همه چیز را دور بریزید. فقط میگویم در نظام شما مریمها جایی ندارند. چه بسیارند مریمهایی که بلد نیستند مقاله سازی کنند و در زیر چرخ بروکراسی دانشگاهی ایران له میشوند. آنها به گوشهای کز میکنند، اشک میریزند و حتی ممکن است بمیرند و کسی هم نیست برایشان اشک بریزد. خوش شانس هایشان هم میروند تا افتخار مراکز علمی غربیها شوند.
#دکتر آخانی
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
تردید ندارم اگر خانم میرزاخانی با این تعداد مقاله به دانشگاههای معتبر خودمان میآمد، اول معلوم نبود که با استخدامش موافقت کنند. اگر هم با پیگیری و سفارش هم استخدامش میکردند باید در همان سالهای اول حجم بالایی از تدریس را پر میکرد و برای گذراندن از مرحله پیمانی به رسمی آزمایشی هر بار حداقل دو مقاله میداد. کل پولی هم که به او در این چند سال تا مرحله دانشیاری میدادند شاید در بهترین حالت از 10 میلیون تومان تجاوز نمیکرد و با آن میتوانست شاید یک کامپیوتر بخرد و در یک کنفرانس شرکت کند. بعد باز اگر شانس یاریش میکرد و به اندازه کافی اخلاقش خوب بود و مدیر و دانشجویی هم از او آزرده نمیشد در بهترین حالت در 40 سالگی با این تعداد مقاله شاید میتوانست یک دانشیار شود و اگر مشکل گزینشی نداشت استخدام رسمی شود.
اینها را برای این ننوشتم که در رزومه مریم میرزاخانی شک کنید. من نیک میدانم آنهایی که به او جایزه فیلدز دادهاند بسیار سخت گیرند و خود را بد نام نمیکنند. رشته من ریاضی نیست و اصلا سر در نمیآورم که او چه گفته است. اینها را گفتم تا تلنگری بشود به مسئولین وزارت علوم و دانشگاههای خودمان. بساطی داریم در ایران: برای ارزیابی آثار علمی اتفاقا با کمک علم اعداد چنان شما را درگیر میکنند و اگر بخواهند به شما پژوهانهای، جایزهای بدهند، شما راهی ندارید جز تا میتوانی به هر روش راست و غلطی تعداد مقالات را بالا ببری. کمیتههای ارزیابی - اگر چه به تازگی هم معیارهای جدی تر مانند ضریب تاثیر و H-Index را وارد ارزیابیهای خود کردهاند (که اینها هم پایه عددی دارند) - همچنان تعداد مقالات شما را میشمارند و بر اساس آن به افراد پژوهانه و جایزه میدهند. نتیجه این میشود که استاد نمونه کشوری کسی انتخاب میشود که در رشته گیاهشناسی اسفناجی را پیدا میکند و مدعی است کشف جدیدی کرده است و مقاله مینویسد! کسی در آن کمیته انتخاب برگزیدگان استادان نمونه کشوری نیست سری به مقالات ایشان بیاندازد که اینها به کار علم نمیآید و این بنده خدا بهتر است برود در جایی که استعدادش را دارد زندگی بگذارند. به زور که نباید ردای استادی به تن گیاهشناسی کرد که اسفناج را هم نمی شناسد، او را زحمت ندهید تا هم به خودش ظلم کند و هم به بچههای ما.
وزارت علوم و دانشگاههای ما نیاز جدی به بازنگری دارند، در همه چیز، در هیئتهای ممیزه (بخصوص)، در انتخاب مدیران، در نوشتن آییننامهها و در گزینش دانشجویان و اعضای هیئت علمی. نمیگویم انقلاب کنید، نمیگویم همه چیز را دور بریزید. فقط میگویم در نظام شما مریمها جایی ندارند. چه بسیارند مریمهایی که بلد نیستند مقاله سازی کنند و در زیر چرخ بروکراسی دانشگاهی ایران له میشوند. آنها به گوشهای کز میکنند، اشک میریزند و حتی ممکن است بمیرند و کسی هم نیست برایشان اشک بریزد. خوش شانس هایشان هم میروند تا افتخار مراکز علمی غربیها شوند.
#دکتر آخانی
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید