ببینید، وضعیت دریاچه وان ترکیه، دریاچه سوان ارمنستان و ارومیه را که فاصله زیادی از یکدیگر ندارند، برداشت بیرویه منابع آبی، ارومیه را نابود کرده
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD_oyoZ74sl1m_Onpw
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAD_oyoZ74sl1m_Onpw
واژه لوت در بیابان لوت همان واژه لوت(لخت)لکی به معنای بدون پوشش وبرهنه میباشد
پس بیابان لوت یعنی دشت بی پوشش گیاهی
بابا طاهر میگه:
"ندانم لوت وعریونم که کرده" اثبات این مدعاست.
@RuralDevelopment
پس بیابان لوت یعنی دشت بی پوشش گیاهی
بابا طاهر میگه:
"ندانم لوت وعریونم که کرده" اثبات این مدعاست.
@RuralDevelopment
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به عنوان یک دانشگاهی که هر روز باید با تعداد مقالات خود حضورش را در دانشگاه ثابت کند، رفتم و سری به پروفایل حرفهای خانم میرزاخانی زدم. در سایت webofknowledge (جایی که در آن مقالات آی اس آی فهرست میشوند) اگر فقط نام Mirzakhani M را جستجو کنید 20 مورد مییابید. با چک کردن عنوان مقالات به زودی در مییابید که اینها بیش از دو نفرند. یکی محمود است که مقالات فیزیک دارد و دیگری مریم. به ناچار جستجو را فقط با نام Mirzakhani Maryam ادامه میدهم. با کمال تعجب فقط 10 مقاله بیشتر دیده نمیشد. از این ده مقاله 5 مقاله قبل از پروفسوری ایشان تا سال 2008 است و 5 مقاله هم در 9 سالی است که به درجه استادی رسیده است. البته خانم میرزاخانی مقالاتی هم در مجلات غیر آی اس آی دارد. چون در سیستم خودمان به چنین مقالاتی بهای چندانی داده نمیشود به آن نپرداختم. نام او حتی در لیست دانشمندان آی اس آی هم نیست. سپس گزارش ارجاع ((citation report را انتخاب میکنم، با کمال تعجب پروفایلی را که میبینم در حد یک استادیار معمولی در دانشگاههای ایران است. حتی دانشجویان بسیاری هم در ایران هستند که خیلی بالاتر از مریم میرزاخانی هستند. دانشجویان و استادان بعضی رشتهها (بخصوص شیمی) در کشور کم نداریم که در یک ماه میتوانند چنین پروفایلی را پر کنند. اینجاست که شک میکنم. نکند توطئهای در کار است که این دخترک جوان با این تعداد کم مقاله را چنان جایزه مهمی دادهاند و در استنفورد استخدامش کردهاند؟ چگونه شده است که دانش آموخته هاروارد که در 31 سالگی به بالاترین درجه دانشگاهی در معتبرترین دانشگاه جهان رسیده فقط با 5 مقاله آی اس آی استاد تمام شده است؟ با این تعداد اندک مقاله و ارجاع میگویند یک نابغه ریاضی؟ چه اتفاقی افتاده است؟ حتما اشکالی در کار است.
تردید ندارم اگر خانم میرزاخانی با این تعداد مقاله به دانشگاههای معتبر خودمان میآمد، اول معلوم نبود که با استخدامش موافقت کنند. اگر هم با پیگیری و سفارش هم استخدامش میکردند باید در همان سالهای اول حجم بالایی از تدریس را پر میکرد و برای گذراندن از مرحله پیمانی به رسمی آزمایشی هر بار حداقل دو مقاله میداد. کل پولی هم که به او در این چند سال تا مرحله دانشیاری میدادند شاید در بهترین حالت از 10 میلیون تومان تجاوز نمیکرد و با آن میتوانست شاید یک کامپیوتر بخرد و در یک کنفرانس شرکت کند. بعد باز اگر شانس یاریش میکرد و به اندازه کافی اخلاقش خوب بود و مدیر و دانشجویی هم از او آزرده نمیشد در بهترین حالت در 40 سالگی با این تعداد مقاله شاید میتوانست یک دانشیار شود و اگر مشکل گزینشی نداشت استخدام رسمی شود.
اینها را برای این ننوشتم که در رزومه مریم میرزاخانی شک کنید. من نیک میدانم آنهایی که به او جایزه فیلدز دادهاند بسیار سخت گیرند و خود را بد نام نمیکنند. رشته من ریاضی نیست و اصلا سر در نمیآورم که او چه گفته است. اینها را گفتم تا تلنگری بشود به مسئولین وزارت علوم و دانشگاههای خودمان. بساطی داریم در ایران: برای ارزیابی آثار علمی اتفاقا با کمک علم اعداد چنان شما را درگیر میکنند و اگر بخواهند به شما پژوهانهای، جایزهای بدهند، شما راهی ندارید جز تا میتوانی به هر روش راست و غلطی تعداد مقالات را بالا ببری. کمیتههای ارزیابی - اگر چه به تازگی هم معیارهای جدی تر مانند ضریب تاثیر و H-Index را وارد ارزیابیهای خود کردهاند (که اینها هم پایه عددی دارند) - همچنان تعداد مقالات شما را میشمارند و بر اساس آن به افراد پژوهانه و جایزه میدهند. نتیجه این میشود که استاد نمونه کشوری کسی انتخاب میشود که در رشته گیاهشناسی اسفناجی را پیدا میکند و مدعی است کشف جدیدی کرده است و مقاله مینویسد! کسی در آن کمیته انتخاب برگزیدگان استادان نمونه کشوری نیست سری به مقالات ایشان بیاندازد که اینها به کار علم نمیآید و این بنده خدا بهتر است برود در جایی که استعدادش را دارد زندگی بگذارند. به زور که نباید ردای استادی به تن گیاهشناسی کرد که اسفناج را هم نمی شناسد، او را زحمت ندهید تا هم به خودش ظلم کند و هم به بچههای ما.
وزارت علوم و دانشگاههای ما نیاز جدی به بازنگری دارند، در همه چیز، در هیئتهای ممیزه (بخصوص)، در انتخاب مدیران، در نوشتن آییننامهها و در گزینش دانشجویان و اعضای هیئت علمی. نمیگویم انقلاب کنید، نمیگویم همه چیز را دور بریزید. فقط میگویم در نظام شما مریمها جایی ندارند. چه بسیارند مریمهایی که بلد نیستند مقاله سازی کنند و در زیر چرخ بروکراسی دانشگاهی ایران له میشوند. آنها به گوشهای کز میکنند، اشک میریزند و حتی ممکن است بمیرند و کسی هم نیست برایشان اشک بریزد. خوش شانس هایشان هم میروند تا افتخار مراکز علمی غربیها شوند.
#دکتر آخانی
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
تردید ندارم اگر خانم میرزاخانی با این تعداد مقاله به دانشگاههای معتبر خودمان میآمد، اول معلوم نبود که با استخدامش موافقت کنند. اگر هم با پیگیری و سفارش هم استخدامش میکردند باید در همان سالهای اول حجم بالایی از تدریس را پر میکرد و برای گذراندن از مرحله پیمانی به رسمی آزمایشی هر بار حداقل دو مقاله میداد. کل پولی هم که به او در این چند سال تا مرحله دانشیاری میدادند شاید در بهترین حالت از 10 میلیون تومان تجاوز نمیکرد و با آن میتوانست شاید یک کامپیوتر بخرد و در یک کنفرانس شرکت کند. بعد باز اگر شانس یاریش میکرد و به اندازه کافی اخلاقش خوب بود و مدیر و دانشجویی هم از او آزرده نمیشد در بهترین حالت در 40 سالگی با این تعداد مقاله شاید میتوانست یک دانشیار شود و اگر مشکل گزینشی نداشت استخدام رسمی شود.
اینها را برای این ننوشتم که در رزومه مریم میرزاخانی شک کنید. من نیک میدانم آنهایی که به او جایزه فیلدز دادهاند بسیار سخت گیرند و خود را بد نام نمیکنند. رشته من ریاضی نیست و اصلا سر در نمیآورم که او چه گفته است. اینها را گفتم تا تلنگری بشود به مسئولین وزارت علوم و دانشگاههای خودمان. بساطی داریم در ایران: برای ارزیابی آثار علمی اتفاقا با کمک علم اعداد چنان شما را درگیر میکنند و اگر بخواهند به شما پژوهانهای، جایزهای بدهند، شما راهی ندارید جز تا میتوانی به هر روش راست و غلطی تعداد مقالات را بالا ببری. کمیتههای ارزیابی - اگر چه به تازگی هم معیارهای جدی تر مانند ضریب تاثیر و H-Index را وارد ارزیابیهای خود کردهاند (که اینها هم پایه عددی دارند) - همچنان تعداد مقالات شما را میشمارند و بر اساس آن به افراد پژوهانه و جایزه میدهند. نتیجه این میشود که استاد نمونه کشوری کسی انتخاب میشود که در رشته گیاهشناسی اسفناجی را پیدا میکند و مدعی است کشف جدیدی کرده است و مقاله مینویسد! کسی در آن کمیته انتخاب برگزیدگان استادان نمونه کشوری نیست سری به مقالات ایشان بیاندازد که اینها به کار علم نمیآید و این بنده خدا بهتر است برود در جایی که استعدادش را دارد زندگی بگذارند. به زور که نباید ردای استادی به تن گیاهشناسی کرد که اسفناج را هم نمی شناسد، او را زحمت ندهید تا هم به خودش ظلم کند و هم به بچههای ما.
وزارت علوم و دانشگاههای ما نیاز جدی به بازنگری دارند، در همه چیز، در هیئتهای ممیزه (بخصوص)، در انتخاب مدیران، در نوشتن آییننامهها و در گزینش دانشجویان و اعضای هیئت علمی. نمیگویم انقلاب کنید، نمیگویم همه چیز را دور بریزید. فقط میگویم در نظام شما مریمها جایی ندارند. چه بسیارند مریمهایی که بلد نیستند مقاله سازی کنند و در زیر چرخ بروکراسی دانشگاهی ایران له میشوند. آنها به گوشهای کز میکنند، اشک میریزند و حتی ممکن است بمیرند و کسی هم نیست برایشان اشک بریزد. خوش شانس هایشان هم میروند تا افتخار مراکز علمی غربیها شوند.
#دکتر آخانی
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
🔹عبدی: پرسش 10- شما به عنوان كسي كه كرسي استادي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران را در اختيار داريد، برخلاف برخي اصحاب علوم اجتماعي كمتر در رسانهها و نشريههاي عمومي ديده شدهايد و به همين دليل با وجود تلاشهاي علمي متعدد در حوزه جامعهشناسي تاريخي و علوم ارتباطات كمتر براي دانشجويان خارج از دانشكده علوم اجتماعي شناخته شده هستيد، حداقل تا پيش از انتشار ترجمه فارسي كتاب نظام ارباب غايب نيز بسياري از محققين اين حوزه كمتر شما را ميشناختند، حتي من خودم قبل از مواجه با ترجمه فارسي اين اثر شما را نميشناختم. دليل اين مساله چيست؟
🎙استاد عبداللهیان: به نظر من علم سه دشمن مخرب دارد: پوپوليزم، بوروكراتيزم و فرماليزم. آنچه در ايران معيار فعاليت علمي شده است تبليغاتي است كه بعضا انجام ميشود تا افراد، دانشمند قلمداد بشوند و حتي از القابي نظير پروفسور استفاده ميكنند كه اساس در فارسي بهكار بردنش غلط است چرا كه هر كس كه استاد دانشگاه باشد پروفسور است. به نظر من اين يك شيوه پوپوليستي است و مذموم و مطرود است. به نظر من هيچكس نبايد براي خودش تبليغ كند و در عوض اگر حرفي براي گفتن دارد بايد آن را بنويسد و اگر آن حرف يا ايده مخاطب خود را پيدا كند خودش وارد جريان توليد علم و وارد گفتمان جماعت علمي ايران يا حتي خارج از ايران ميشود. من اين راه را پيش گرفتهام و هرگز براي كارهاي خودم تبليغ نميكنم.
منظور از بوروكراتيزم در نهاد علم، همانا حاكميت قواعد، آييننامهها و نيروهاي بوروكرات در فرآيند توليد علم و ارزشيابي پيشرفت علمي و ارزيابي و ارتقاي اساتيد است. باز هم تكرار ميكنم كه منظور از پوپوليزم اشاره به رفتاري عامهپسند است كه نخبگان آكادميك از آن براي كسب شهرت علمي استفاده ميكنند و توليد دانش را از درجه اهميت بنيادين و اوليه نهاد علم دور كردهاند. فردي كه در كلاسها و مجامع علمي از ريتوريك و روش خطابهگويي استفاده ميكند، يك پوپوليست است و در عوض شخصي كه تحقيقي مستند انجام داده اما نتايج آن را از روي متن ميخواند اصالت دارد. در چنين فرهنگ پوپوليستي، شيوه ارزيابي پيشرفت دانشجو بر اساس معيارهاي آكادميك صورت نميپذيرد بلكه بر اساس معيارهاي كسب محبوبيت و مقبوليت در بين دانشجويان صورت ميپذيرد كه ملاحظه ميفرماييد چقدر با رفتار پوپوليستي تطبيق دارد. در اين شكل از فعاليت پوپوليستي توليد علم اهميت ممكن را ندارد. همچنين منظور از فرماليزم عبارت از قالبگذاري استاندارد براي فعاليتهاي پژوهشي و آموزشي است و مردود كردن يافتههاي غيرفرماليستي است. در حالي كه دستورالعمل علم كسب شناخت درباره جهان اطراف است، اين سه عنصر در مقام ضد علم عمل ميكنند و جريان توسعه علم را از توليد دانش ناب به سمت برآوردن نيازهايي همچون شهرت فردي و دانشگاهي، ارتقا و سرمايه نمادين و موقعيت اجتماعي هدايت ميكنند. همچنين بايد اشاره كنم كه در حالي كه بوروكراتيزم از بيرون از دانشگاه به نهاد دانشگاه رسوخ كرده و بر آن حاكم شده است، پوپوليزم و فرماليزم عمدتا توسط نيروهاي دانشگاهي توسعهيافته است. به لحاظ نظري اين سه عنصر، اكنون سهگانه ضدعلم را در دانشگاههاي ايران تشكيل ميدهند و مانع توليد دانش ناب كاربردي هستند. به نظر من عملكرد همسان و هماهنگ سهگانه ضد علم، علت اصلي توسعه خرده فرهنگ جعل و تقلب در دانشگاهها و افت علمي در آنها قلمداد ميشود. به نظر من براي رهايي از چنبره سهگانه ضد علم لازم است اصلاحاتي در مديريت آكادميك صورت بگيرد. از جمله ميتوان به تشكيل جماعتهاي آكادميك اشاره داشت كه فاقد مقام رسمياند اما از طريق اجماع تصميمگيري درباره نحوه نظام ارتقا را محقق ميكنند.
___________________
📌بريده ای از گفتگوی مصطفی عبدی با استاد حمید عبداللهیان
📰روزنامه اعتماد 21فروردین 96 پیرامون نظریه نظام ارباب غایب در ایران پیشا سرمایه داری
لینک مطلب در روزنامه اعتماد: صفحه 7 سیاستنامه
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=683&PageNO=7
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
🎙استاد عبداللهیان: به نظر من علم سه دشمن مخرب دارد: پوپوليزم، بوروكراتيزم و فرماليزم. آنچه در ايران معيار فعاليت علمي شده است تبليغاتي است كه بعضا انجام ميشود تا افراد، دانشمند قلمداد بشوند و حتي از القابي نظير پروفسور استفاده ميكنند كه اساس در فارسي بهكار بردنش غلط است چرا كه هر كس كه استاد دانشگاه باشد پروفسور است. به نظر من اين يك شيوه پوپوليستي است و مذموم و مطرود است. به نظر من هيچكس نبايد براي خودش تبليغ كند و در عوض اگر حرفي براي گفتن دارد بايد آن را بنويسد و اگر آن حرف يا ايده مخاطب خود را پيدا كند خودش وارد جريان توليد علم و وارد گفتمان جماعت علمي ايران يا حتي خارج از ايران ميشود. من اين راه را پيش گرفتهام و هرگز براي كارهاي خودم تبليغ نميكنم.
منظور از بوروكراتيزم در نهاد علم، همانا حاكميت قواعد، آييننامهها و نيروهاي بوروكرات در فرآيند توليد علم و ارزشيابي پيشرفت علمي و ارزيابي و ارتقاي اساتيد است. باز هم تكرار ميكنم كه منظور از پوپوليزم اشاره به رفتاري عامهپسند است كه نخبگان آكادميك از آن براي كسب شهرت علمي استفاده ميكنند و توليد دانش را از درجه اهميت بنيادين و اوليه نهاد علم دور كردهاند. فردي كه در كلاسها و مجامع علمي از ريتوريك و روش خطابهگويي استفاده ميكند، يك پوپوليست است و در عوض شخصي كه تحقيقي مستند انجام داده اما نتايج آن را از روي متن ميخواند اصالت دارد. در چنين فرهنگ پوپوليستي، شيوه ارزيابي پيشرفت دانشجو بر اساس معيارهاي آكادميك صورت نميپذيرد بلكه بر اساس معيارهاي كسب محبوبيت و مقبوليت در بين دانشجويان صورت ميپذيرد كه ملاحظه ميفرماييد چقدر با رفتار پوپوليستي تطبيق دارد. در اين شكل از فعاليت پوپوليستي توليد علم اهميت ممكن را ندارد. همچنين منظور از فرماليزم عبارت از قالبگذاري استاندارد براي فعاليتهاي پژوهشي و آموزشي است و مردود كردن يافتههاي غيرفرماليستي است. در حالي كه دستورالعمل علم كسب شناخت درباره جهان اطراف است، اين سه عنصر در مقام ضد علم عمل ميكنند و جريان توسعه علم را از توليد دانش ناب به سمت برآوردن نيازهايي همچون شهرت فردي و دانشگاهي، ارتقا و سرمايه نمادين و موقعيت اجتماعي هدايت ميكنند. همچنين بايد اشاره كنم كه در حالي كه بوروكراتيزم از بيرون از دانشگاه به نهاد دانشگاه رسوخ كرده و بر آن حاكم شده است، پوپوليزم و فرماليزم عمدتا توسط نيروهاي دانشگاهي توسعهيافته است. به لحاظ نظري اين سه عنصر، اكنون سهگانه ضدعلم را در دانشگاههاي ايران تشكيل ميدهند و مانع توليد دانش ناب كاربردي هستند. به نظر من عملكرد همسان و هماهنگ سهگانه ضد علم، علت اصلي توسعه خرده فرهنگ جعل و تقلب در دانشگاهها و افت علمي در آنها قلمداد ميشود. به نظر من براي رهايي از چنبره سهگانه ضد علم لازم است اصلاحاتي در مديريت آكادميك صورت بگيرد. از جمله ميتوان به تشكيل جماعتهاي آكادميك اشاره داشت كه فاقد مقام رسمياند اما از طريق اجماع تصميمگيري درباره نحوه نظام ارتقا را محقق ميكنند.
___________________
📌بريده ای از گفتگوی مصطفی عبدی با استاد حمید عبداللهیان
📰روزنامه اعتماد 21فروردین 96 پیرامون نظریه نظام ارباب غایب در ایران پیشا سرمایه داری
لینک مطلب در روزنامه اعتماد: صفحه 7 سیاستنامه
http://www.etemadnewspaper.ir/Default.aspx?NPN_Id=683&PageNO=7
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
www.etemadnewspaper.ir
روزنامه اعتماد
روزنامه اعتماد,اعتماد, Etemad
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید