انجمن علمی توسعه روستایی ایران – Telegram
انجمن علمی توسعه روستایی ایران
1.23K subscribers
6.14K photos
818 videos
252 files
1.57K links
بر اساس ماده 1اساسنامه، انجمن توسعه روستایی ایران با هدف گسترش و پیشبرد و ارتقای علمی جایگاه روستا، روستائیان و ارتقای کیفی نیروهای متخصص در زمینه های مرتبط فعالیت میکند
https://www.instagram.com/irda1399/
http://ruraldevelopment-a.ir/
@RuralDevelopment
Download Telegram
لینک کانال انجمن علمی توسعه روستایی را به دوستان خود معرفی کنید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
پیرو اطلاعیه قبلی مبنی بر برگزاری جلسه هیئت رئیسه انجمن علمی توسعه روستایی ایران. امروز جلسه مورخه ۹۶/۱۰/۴ راس ساعت ۱۶ در محل دبیرخانه انجمن برگزار شد.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
در این جلسه جناب آقایان دکتر افتخاری، پالوج، حاصلی، عفتی و مهندس شهرستانی حضور داشتند.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
در این جلسه که به ریاست جناب آقای دکتر افتخاری برگزار شد نسبت به پیگیری مصوبات هیئت رئیسه در خصوص برگزاری همایش توسعه روستایی بحث و تبادل نظر شد
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
همچنین در این جلسه جناب آقای دکتر افتخاری نسبت به پیگیری نامه ارسالی انجمن به ریاست جمهوری نسبت به نگاه عدالت طلبانه در خصوص مناطق زلزله زده استان کرمانشاه و فراموش نشدن روستاهای زلزله زده اشاره و ایشان بر نگاه یکسان به شهرها و روستاهای زلزله زده تاکید نمودند.
همچنین در این جلسه سرکار خانم زهرا نقوى عضو هيات مديره و سرکار خانم لیلا طاهری مدیر عامل كانون توسعه كارآفرينى روستائى انديشه پويا حضور داشتند و در خصوص همکاری فی مابین این کانون و انجمن علمی توسعه روستایی ایران بحث و تبادل نظر شد.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
در این جلسه مقرر شد جناب آقای دکتر عادل سلیمانی به نمایندگی از انجمن گزارشی از مناطق روستایی زلزله زده استان کرمانشاه و اقدامات انجام شده در این مناطق را تهیه و برای انجمن ارسال تا در حد توان انجمن اقدامات و پیگیری های مقتضی صورت گیرد.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
انجمن علمی توسعه روستایی ایران
ریشه ها، هیمه ها و درمان های آنی
@karimipour_k

تحلیل دکتر یدالله کریمی پور استاد دانشگاه خوارزمی در باره ی، بسترها، عوامل پخش جغرافیایی و به ویژه راه های رسیدگی و بلکه درمان آنی و عملیاتی، شورش های دو روز اخیر، در برخی شهر های کشور👇👇👇
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
ریشه ها، هیمه ها و در مان های آنی
@karimipour_k

مثلث شوم، حکمروایی نادرست، سناریو های بیگانگان دشمن پر کینه و کج اندیشی و کم تجربگی گروهی کم شمار، دگر بار درهای دوزخ را به روی ایران و ایرانیان باز کرده است. در یادداشت پیشین گفتم که تنش های این دو سه روز اخیر، قطعا برای رهروانش بی فرجام است؛ ولی در ادامه می خواهم نگاهی بس کوتاه به ریشه های شکل گیری، بستر های گسترش و به ویژه راه های درمان آنی این تنش ها بپردازم.

جغرافیای آغاز گاه
چرا خراسان؟! چون خراسان ها(بیرجند و مشهد) خاستگاه و یا یکی از خاستگاه های تکوین موسسات مالی_ اعتباری ورشکسته شده بوده اند. به کاسپین و اعتراض های چند صد روزه ی مالباختگانش در سراسر ایران بنگرید، نیشابور و مشهد، پس از تهران بیشترین مالباخته های این موسسه را در خود دارند. مدیران بانک مرکزی و قوه ی قضاییه نیز به رغم فشار های مجلس، استراتژی «توجیه و تاخیر » را در پیش گرفتند و خراش را به زخم و زخم را به بریدگی عمیق تبدیل کردند. هیچ گمان ندارم، «یکی» از ریشه های آغاز تنش در همین زخم موسسات مالی_ اعتباری نهفته است.

حتی چنان چه به کانون های متعاقب خراسان در پخش نارضایتی خوب نگریسته شود، بیشترین نارضایتی ها در شهرهایی است، که بیشترین مالباختگان همین موسسات درآن هستند. چنان که در شمال غرب، اردبیل و ابهر و در جنوب، خوزستان، بیشترین آسیب ها را از همین ناحیه دیده اند.

فضای مجازی
دستکم 25 میلیون مشترک تلگرام و شمار فراوانی عضو اینستاگرام، توئیتر، سایت های پر شمار و ... جغرافیای مجازی گسترده ای را پوشش می دهند، که در آن عضو، برای خبر رسانی، تبادل اندیشه، هماهنگی و حتی هدایت عملیاتی، نیازی به رهبری ندارد. این جغرافیا، بیشتر طبقه ی متوسط و پایین تر را نشانه گرفته و همچون شمشیر داموکلس، دو لبه است.شور بختانه تا جایی که به کاربر ایرانی بر می گردد، هر دو لبه اش تنها برای انواع تخریب بکار گرفته می شوند.

من کمترین تردیدی نداشته و ندارم که تند روها در ایالات متحده، اسراییل(رژیم اشغالگر)، باکو و ترکیه، در پی فروپاشاندن «موجودیتی» به نام ایرانند. عربستان و برخی دیگر از شیخ نشین های جنوب خلیج فارس هم در این شرایط ، شکستن ایران را موهبت الهی می دانند. در واقع از 4 سال پیش، بارها و بارها گفته و نوشته ام که، پس از عراق و سوریه، در پی ویران سازی ایرانند. با این تفاوت که،امروزه روز، تیم ترامپ و باکو، شمشیر را از رو بسته اند

ادامه دارد
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
ریشه ها، هیمه ها و درمان های آنی(بخش دوم)
@krimipour_k

دهک های پایین
تورم رسمی 10 درصدی، در سبد خوراکی ها کمی بیش از 14 درصداست. برای سه دهک پایین، این سبد 40 تا 45 درصد هزینه ها است؛ در حالی که برای بالاترین دهک ها، سهم خوراک، زیر 10 درصد است. بنابر این افزایش حتی 1000 تومانی یک شانه تخم مرغ، برای دهک های پایین، کمی مانده به هولناکی و بالارفتن استرس نان آوران خانواده ها است.

نابرابری
در همه ی دنیا، بی عدالتی ریشه ی ادم را می سوزاند. جغرافیای نابرابری و چند گانگی اقتصادی منطقه ای و ناحیه ای، در جمهوری اسلامی جا افتاده است. این چند گانگی به حوزه ی بخشی و صنفی نیز رسیده و قوانین مصوب پارلمان، عملا مردم را گروه گروه کرده است. نمونه این که خانواده های ایثارگران از طریق همین قوانین، در جامعه ای که قرار بوده برابری و برادری در آن حاکم باشد، برابرتر و برادرترند.(من جانباز رسمی،با 44 ماه حضور واقعی در جبهه هستم) این بی عدالتی در بودجه بندی سالیانه کل کشور، نه تنها در تبعیض بین استان ها، که با تبعیض بین طبقه ها و صنف ها، آشکارتر از انکار است.

تمرکز اندک درونی
جمهوری اسلامی به هر روی و خواه و ناخواه، در فضاهای پیرامونی باز شده است. تمرکز بر این فضاها، به ویژه برای اقتصاد پایین تر از متوسط ایران، موجب شده که تنگناهای درونی کمتر در کانون توجه قرار گیرند. این چالشی است که می بایست از سوی استراتژ ها ی سیستم، بیدرنگ پر شود.

یکپارچگی ملی
تمرکز بر پایه ی تنها یک علت وجودی، هر کشوری را در مسیر فروپاشی قرار می دهد. بر جمهوری اسلامی است که، بیدرنگ میان ملی گرایی و مذهب اکثریت، پل و دروازه های ارتباطی بزند. هم چنین نخستین مسئولیت ماهوی دولت، توانمند کردن یکپارچگی ملی، از راه بکارگیری همه ی گروه های فرهنگی_ زبانی و نیز استان ها، در مدیریت مستمر سیاسی است. نمونه این که رسانه به اصطلاح ملی، در واقع برای قشر کوچک و خاصی است. به همین دلیل نیز صدا و سیما، آرام آرام از دو دهه پیش، بیشتر خانه ها و خانواده ها را به عنوان مخاطب رها کرده و در ساز خودش می نوازد.

حکمروایی نامناسب
فساد، ارتشاء،شکاف سترگ طبقاتی، سیستم کهنه ی بانکداری، صندوق های بازنشستگی رو به ورشکستگی، تداوم وابستگی بودجه ی عمومی به نفت فروشی، رکود، بازار نامناسب کسب و کار و اشتغال، محیط زیست رو به فاجعه، درونگرایی اقتصادی و مافیاهای برخاسته از آن و ...در مجموع کارد را به استخوان ایران و ایرانی رسانده است.

ولی با همه ی این ها، ایران را نباید به لیبی، سومالی، سوریه،عراق، یمن و افغانستان و پاکستان تبدیل کرد. چگونه می توان از این گدارها به سلامتی گذشت، بی آن که یکپارچگی و امنیت ملی هم به خطر نیفتد؟

ادامه دارد
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
تحلیل دکتر شروین وکیلی از حوادث اخیر
چند نکته درباره‌ی آشوب و سامان
دوستانم طی روزهای گذشته سخت مرا درباره‌ی تحلیلی که از اوضاع امروز کشور دارم به پرسش گرفته بودند. همچنان فکر می‌کنم برای اظهار نظر در این مورد زود باشد، و وزن نادانسته‌ها همچنان بر دانسته‌ها می‌چربد. با این همه در پاسخ به یاران آنچه در ذهن دارم را می‌نویسم:
نخست: چیزهایی که تغییر نکرده است:
۱) ماشین سیاسی استیلاگر و نظام اقتدار همچنان دو طیف رقیب اصلاح‌طلب و محافظه‌کار دارد که سخت با هم درگیر شده‌اند. در حدی که یکی‌شان از برگهایی خطرناک برای به هم زدن بازی سیاسی بهره جست و این آغازگر ماجرای کنونی بود. در میان این دو طیف همچنان جناح اصلاح‌طلب از نظر رفتار سیاسی و محتوای شعارها به مردم‌سالاری و شفافیت نزدیکتر هستند. در عین حال هردو جناح از نظر اقتصادی فاسد و چپاولگر و از نظر سیاسی وفادار به خط قرمزهایی عافیت‌طلبانه هستند.
۲) انسداد سیاسی همچنان پا برجاست. این انسداد امری حقوقی است که در زیربنای ساخت حاکمیت کنونی تنیده شده و با آزمندی‌ها و کوته‌بینی‌های طرفهای درگیر به کلاف ناگشودنی تبدیل شده و در نتیجه مدیریت کارآمد کشور عملا ناممکن شده است. هردو طیف در سرنوشتی که برای کشور و خودشان رقم زده‌اند مسئولیتی دارند و گویی که به سوی سرنوشتی مشترک پیش می‌تازند.
۳) بحران اقتصادی وخیمی که دولت احمدی‌نژاد به بار آورد همچنان بر سر جای خود است و طی سالهای گذشته تشدید هم شده است. این بحران ریشه‌دار و قدیمی است و تبارنامه‌اش را تا اصلاحات ارضی و انقلاب سپید می‌توان عقب برد. بنابراین با بحرانی مزمن و نهادینه شده و ساختاری سر و کار داریم که تعطیلی صنعت و فساد اداری و چپاول سازمان یافته‌ی اموال عمومی طی چهار دهه‌ی گذشته پیامدهای عملیاتی آن است. بحران در سطح زیستی، یعنی ناکارآیی سیستم حکمرانی در برآورده کردن معیشت عادی مردم نقطه‌ی بحرانی و برگشت‌ناپذیری است که به آن نزدیک شده‌ایم.
۴) رفتار معترضان همچنان بسیار متمدنانه است و بی‌شک از رفتار ضدمعترضان متمدنانه‌تر است. ظاهرا دعوت به خشونت و غارتگری در میانشان توسط گروهی کوچک از نفوذی‌ها انجام می‌شود که مزدبگیر جایی –در داخل یا خارج- هستند و این دعوتشان هم خوشبختانه اغلب نادیده انگاشته شده است. بر خلاف اعتراضهای مشابهی که در همه جای دنیا می‌بینیم، مردم خشمگین و معترض نه کشتاری کرده‌اند و نه اموالی را تخریب کرده‌اند و نه خانه‌ها و مغازه‌ها را غارت کرده‌اند. کشته شدگان بیشتر مردمِ قربانی هستند تا قربانیان مردم. با توجه به خاستگاه‌های اجتماعی متنوع و پایگاه فرهنگی متفاوت معترضان پختگی و عاقلانه بودن رفتارشان (گذشته از رفتارهایی استثنایی و احتمالا هدایت‌شده) چشمگیر است.
۵) در همه‌ی جناح‌های سیاسی و نزد همه‌ی بازیگران سردرگمی و آشفتگی نمایان است. یعنی به طور خاص آشکار است که این موج از اعتراضها از جایی فرمان نمی‌گیرد و سر نخ‌اش به جایی بند نیست. تردیدی نیست که آغازگاه ماجرا در مشهد تلنگری بوده که نابخردی به سودای سودی به جایی زده است، همچنین آشکار است که کشورهای خارجی (به طور خاص آمریکا و رسانه‌های غربی) می‌کوشند بر آتش اعتراضها بدمند. با این همه چنین می‌نماند که معترضان راه خود را می‌روند و گاهی انگار اصلا این تلاشها را لمس هم نمی‌کنند. در این هنگامه بیانیه‌های سران محافظه‌کار و اصلاح‌طلب به همان اندازه ندانم‌کارانه و نادرست است که تویت‌های ترامپ پرت می‌نماید و تحلیل‌های رسانه‌های تبعیدی ناقص می‌نماید. همه‌ی این سخنگویان بیشتر بر مبنای توهم از آرزوهایشان سخن می‌گویند، تا بر مبنای داده‌ها از موضع‌شان.
آنچه تغییر کرده است:
۱) طیفی نو از نیروهای سیاسی به میدان آمده‌اند. این طیف جوان، فرودست، حاشیه‌نشین و خشمگین هستند و با انگیزه‌هایی اقتصادی به نظم سیاسی موجود می‌تازند. جوانی‌شان بدان معناست که تجربه‌ی سال ۱۳۸۸ را دورادور لمس کرده‌اند و بر خلاف نسل معترض پیشین پایبندی‌ای به شعارهای خوش‌تراش و زیبای روشنفکرانه (مثلا تاکتیک عدم خشونت) ندارند. فرودست بودن‌شان هم یعنی که از رفتار رادیکال ابایی ندارند و بر خلاف معترضان طبقه‌ی متوسط خانه و زندگی دندان‌گیری ندارند که پس از سرخوردگی از جنبش اجتماعی‌شان بدان بازگردند.
۲) الگوی مکانی و زمانی اعتراضها به کلی با آنچه پیشتر دیده بودیم تفاوت می‌کند. شهرهای کوچک و گاه بسیار کوچک مرکز آشوب هستند و اعتراضها الگوی شبانه‌ی مشخص و تکرار شونده‌ای دارد. یعنی جمعیتی بسیار بزرگتر، بسیار پراکنده‌تر در سپهری محلی و خُرد اعتراض خود را با قالبی شبیه به تفریح در اوقات فراغت نشان می‌دهند. این اعتراض البته به هیچ عنوان تفریحی نیست، چون مردم در آن به واقع تیر می‌خورند و به واقع کشته می‌شوند.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید