انجمن علمی توسعه روستایی ایران – Telegram
انجمن علمی توسعه روستایی ایران
1.23K subscribers
6.14K photos
818 videos
252 files
1.57K links
بر اساس ماده 1اساسنامه، انجمن توسعه روستایی ایران با هدف گسترش و پیشبرد و ارتقای علمی جایگاه روستا، روستائیان و ارتقای کیفی نیروهای متخصص در زمینه های مرتبط فعالیت میکند
https://www.instagram.com/irda1399/
http://ruraldevelopment-a.ir/
@RuralDevelopment
Download Telegram
همچنین در این جلسه جناب آقای دکتر افتخاری نسبت به پیگیری نامه ارسالی انجمن به ریاست جمهوری نسبت به نگاه عدالت طلبانه در خصوص مناطق زلزله زده استان کرمانشاه و فراموش نشدن روستاهای زلزله زده اشاره و ایشان بر نگاه یکسان به شهرها و روستاهای زلزله زده تاکید نمودند.
همچنین در این جلسه سرکار خانم زهرا نقوى عضو هيات مديره و سرکار خانم لیلا طاهری مدیر عامل كانون توسعه كارآفرينى روستائى انديشه پويا حضور داشتند و در خصوص همکاری فی مابین این کانون و انجمن علمی توسعه روستایی ایران بحث و تبادل نظر شد.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
در این جلسه مقرر شد جناب آقای دکتر عادل سلیمانی به نمایندگی از انجمن گزارشی از مناطق روستایی زلزله زده استان کرمانشاه و اقدامات انجام شده در این مناطق را تهیه و برای انجمن ارسال تا در حد توان انجمن اقدامات و پیگیری های مقتضی صورت گیرد.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
انجمن علمی توسعه روستایی ایران
ریشه ها، هیمه ها و درمان های آنی
@karimipour_k

تحلیل دکتر یدالله کریمی پور استاد دانشگاه خوارزمی در باره ی، بسترها، عوامل پخش جغرافیایی و به ویژه راه های رسیدگی و بلکه درمان آنی و عملیاتی، شورش های دو روز اخیر، در برخی شهر های کشور👇👇👇
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
ریشه ها، هیمه ها و در مان های آنی
@karimipour_k

مثلث شوم، حکمروایی نادرست، سناریو های بیگانگان دشمن پر کینه و کج اندیشی و کم تجربگی گروهی کم شمار، دگر بار درهای دوزخ را به روی ایران و ایرانیان باز کرده است. در یادداشت پیشین گفتم که تنش های این دو سه روز اخیر، قطعا برای رهروانش بی فرجام است؛ ولی در ادامه می خواهم نگاهی بس کوتاه به ریشه های شکل گیری، بستر های گسترش و به ویژه راه های درمان آنی این تنش ها بپردازم.

جغرافیای آغاز گاه
چرا خراسان؟! چون خراسان ها(بیرجند و مشهد) خاستگاه و یا یکی از خاستگاه های تکوین موسسات مالی_ اعتباری ورشکسته شده بوده اند. به کاسپین و اعتراض های چند صد روزه ی مالباختگانش در سراسر ایران بنگرید، نیشابور و مشهد، پس از تهران بیشترین مالباخته های این موسسه را در خود دارند. مدیران بانک مرکزی و قوه ی قضاییه نیز به رغم فشار های مجلس، استراتژی «توجیه و تاخیر » را در پیش گرفتند و خراش را به زخم و زخم را به بریدگی عمیق تبدیل کردند. هیچ گمان ندارم، «یکی» از ریشه های آغاز تنش در همین زخم موسسات مالی_ اعتباری نهفته است.

حتی چنان چه به کانون های متعاقب خراسان در پخش نارضایتی خوب نگریسته شود، بیشترین نارضایتی ها در شهرهایی است، که بیشترین مالباختگان همین موسسات درآن هستند. چنان که در شمال غرب، اردبیل و ابهر و در جنوب، خوزستان، بیشترین آسیب ها را از همین ناحیه دیده اند.

فضای مجازی
دستکم 25 میلیون مشترک تلگرام و شمار فراوانی عضو اینستاگرام، توئیتر، سایت های پر شمار و ... جغرافیای مجازی گسترده ای را پوشش می دهند، که در آن عضو، برای خبر رسانی، تبادل اندیشه، هماهنگی و حتی هدایت عملیاتی، نیازی به رهبری ندارد. این جغرافیا، بیشتر طبقه ی متوسط و پایین تر را نشانه گرفته و همچون شمشیر داموکلس، دو لبه است.شور بختانه تا جایی که به کاربر ایرانی بر می گردد، هر دو لبه اش تنها برای انواع تخریب بکار گرفته می شوند.

من کمترین تردیدی نداشته و ندارم که تند روها در ایالات متحده، اسراییل(رژیم اشغالگر)، باکو و ترکیه، در پی فروپاشاندن «موجودیتی» به نام ایرانند. عربستان و برخی دیگر از شیخ نشین های جنوب خلیج فارس هم در این شرایط ، شکستن ایران را موهبت الهی می دانند. در واقع از 4 سال پیش، بارها و بارها گفته و نوشته ام که، پس از عراق و سوریه، در پی ویران سازی ایرانند. با این تفاوت که،امروزه روز، تیم ترامپ و باکو، شمشیر را از رو بسته اند

ادامه دارد
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
ریشه ها، هیمه ها و درمان های آنی(بخش دوم)
@krimipour_k

دهک های پایین
تورم رسمی 10 درصدی، در سبد خوراکی ها کمی بیش از 14 درصداست. برای سه دهک پایین، این سبد 40 تا 45 درصد هزینه ها است؛ در حالی که برای بالاترین دهک ها، سهم خوراک، زیر 10 درصد است. بنابر این افزایش حتی 1000 تومانی یک شانه تخم مرغ، برای دهک های پایین، کمی مانده به هولناکی و بالارفتن استرس نان آوران خانواده ها است.

نابرابری
در همه ی دنیا، بی عدالتی ریشه ی ادم را می سوزاند. جغرافیای نابرابری و چند گانگی اقتصادی منطقه ای و ناحیه ای، در جمهوری اسلامی جا افتاده است. این چند گانگی به حوزه ی بخشی و صنفی نیز رسیده و قوانین مصوب پارلمان، عملا مردم را گروه گروه کرده است. نمونه این که خانواده های ایثارگران از طریق همین قوانین، در جامعه ای که قرار بوده برابری و برادری در آن حاکم باشد، برابرتر و برادرترند.(من جانباز رسمی،با 44 ماه حضور واقعی در جبهه هستم) این بی عدالتی در بودجه بندی سالیانه کل کشور، نه تنها در تبعیض بین استان ها، که با تبعیض بین طبقه ها و صنف ها، آشکارتر از انکار است.

تمرکز اندک درونی
جمهوری اسلامی به هر روی و خواه و ناخواه، در فضاهای پیرامونی باز شده است. تمرکز بر این فضاها، به ویژه برای اقتصاد پایین تر از متوسط ایران، موجب شده که تنگناهای درونی کمتر در کانون توجه قرار گیرند. این چالشی است که می بایست از سوی استراتژ ها ی سیستم، بیدرنگ پر شود.

یکپارچگی ملی
تمرکز بر پایه ی تنها یک علت وجودی، هر کشوری را در مسیر فروپاشی قرار می دهد. بر جمهوری اسلامی است که، بیدرنگ میان ملی گرایی و مذهب اکثریت، پل و دروازه های ارتباطی بزند. هم چنین نخستین مسئولیت ماهوی دولت، توانمند کردن یکپارچگی ملی، از راه بکارگیری همه ی گروه های فرهنگی_ زبانی و نیز استان ها، در مدیریت مستمر سیاسی است. نمونه این که رسانه به اصطلاح ملی، در واقع برای قشر کوچک و خاصی است. به همین دلیل نیز صدا و سیما، آرام آرام از دو دهه پیش، بیشتر خانه ها و خانواده ها را به عنوان مخاطب رها کرده و در ساز خودش می نوازد.

حکمروایی نامناسب
فساد، ارتشاء،شکاف سترگ طبقاتی، سیستم کهنه ی بانکداری، صندوق های بازنشستگی رو به ورشکستگی، تداوم وابستگی بودجه ی عمومی به نفت فروشی، رکود، بازار نامناسب کسب و کار و اشتغال، محیط زیست رو به فاجعه، درونگرایی اقتصادی و مافیاهای برخاسته از آن و ...در مجموع کارد را به استخوان ایران و ایرانی رسانده است.

ولی با همه ی این ها، ایران را نباید به لیبی، سومالی، سوریه،عراق، یمن و افغانستان و پاکستان تبدیل کرد. چگونه می توان از این گدارها به سلامتی گذشت، بی آن که یکپارچگی و امنیت ملی هم به خطر نیفتد؟

ادامه دارد
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
تحلیل دکتر شروین وکیلی از حوادث اخیر
چند نکته درباره‌ی آشوب و سامان
دوستانم طی روزهای گذشته سخت مرا درباره‌ی تحلیلی که از اوضاع امروز کشور دارم به پرسش گرفته بودند. همچنان فکر می‌کنم برای اظهار نظر در این مورد زود باشد، و وزن نادانسته‌ها همچنان بر دانسته‌ها می‌چربد. با این همه در پاسخ به یاران آنچه در ذهن دارم را می‌نویسم:
نخست: چیزهایی که تغییر نکرده است:
۱) ماشین سیاسی استیلاگر و نظام اقتدار همچنان دو طیف رقیب اصلاح‌طلب و محافظه‌کار دارد که سخت با هم درگیر شده‌اند. در حدی که یکی‌شان از برگهایی خطرناک برای به هم زدن بازی سیاسی بهره جست و این آغازگر ماجرای کنونی بود. در میان این دو طیف همچنان جناح اصلاح‌طلب از نظر رفتار سیاسی و محتوای شعارها به مردم‌سالاری و شفافیت نزدیکتر هستند. در عین حال هردو جناح از نظر اقتصادی فاسد و چپاولگر و از نظر سیاسی وفادار به خط قرمزهایی عافیت‌طلبانه هستند.
۲) انسداد سیاسی همچنان پا برجاست. این انسداد امری حقوقی است که در زیربنای ساخت حاکمیت کنونی تنیده شده و با آزمندی‌ها و کوته‌بینی‌های طرفهای درگیر به کلاف ناگشودنی تبدیل شده و در نتیجه مدیریت کارآمد کشور عملا ناممکن شده است. هردو طیف در سرنوشتی که برای کشور و خودشان رقم زده‌اند مسئولیتی دارند و گویی که به سوی سرنوشتی مشترک پیش می‌تازند.
۳) بحران اقتصادی وخیمی که دولت احمدی‌نژاد به بار آورد همچنان بر سر جای خود است و طی سالهای گذشته تشدید هم شده است. این بحران ریشه‌دار و قدیمی است و تبارنامه‌اش را تا اصلاحات ارضی و انقلاب سپید می‌توان عقب برد. بنابراین با بحرانی مزمن و نهادینه شده و ساختاری سر و کار داریم که تعطیلی صنعت و فساد اداری و چپاول سازمان یافته‌ی اموال عمومی طی چهار دهه‌ی گذشته پیامدهای عملیاتی آن است. بحران در سطح زیستی، یعنی ناکارآیی سیستم حکمرانی در برآورده کردن معیشت عادی مردم نقطه‌ی بحرانی و برگشت‌ناپذیری است که به آن نزدیک شده‌ایم.
۴) رفتار معترضان همچنان بسیار متمدنانه است و بی‌شک از رفتار ضدمعترضان متمدنانه‌تر است. ظاهرا دعوت به خشونت و غارتگری در میانشان توسط گروهی کوچک از نفوذی‌ها انجام می‌شود که مزدبگیر جایی –در داخل یا خارج- هستند و این دعوتشان هم خوشبختانه اغلب نادیده انگاشته شده است. بر خلاف اعتراضهای مشابهی که در همه جای دنیا می‌بینیم، مردم خشمگین و معترض نه کشتاری کرده‌اند و نه اموالی را تخریب کرده‌اند و نه خانه‌ها و مغازه‌ها را غارت کرده‌اند. کشته شدگان بیشتر مردمِ قربانی هستند تا قربانیان مردم. با توجه به خاستگاه‌های اجتماعی متنوع و پایگاه فرهنگی متفاوت معترضان پختگی و عاقلانه بودن رفتارشان (گذشته از رفتارهایی استثنایی و احتمالا هدایت‌شده) چشمگیر است.
۵) در همه‌ی جناح‌های سیاسی و نزد همه‌ی بازیگران سردرگمی و آشفتگی نمایان است. یعنی به طور خاص آشکار است که این موج از اعتراضها از جایی فرمان نمی‌گیرد و سر نخ‌اش به جایی بند نیست. تردیدی نیست که آغازگاه ماجرا در مشهد تلنگری بوده که نابخردی به سودای سودی به جایی زده است، همچنین آشکار است که کشورهای خارجی (به طور خاص آمریکا و رسانه‌های غربی) می‌کوشند بر آتش اعتراضها بدمند. با این همه چنین می‌نماند که معترضان راه خود را می‌روند و گاهی انگار اصلا این تلاشها را لمس هم نمی‌کنند. در این هنگامه بیانیه‌های سران محافظه‌کار و اصلاح‌طلب به همان اندازه ندانم‌کارانه و نادرست است که تویت‌های ترامپ پرت می‌نماید و تحلیل‌های رسانه‌های تبعیدی ناقص می‌نماید. همه‌ی این سخنگویان بیشتر بر مبنای توهم از آرزوهایشان سخن می‌گویند، تا بر مبنای داده‌ها از موضع‌شان.
آنچه تغییر کرده است:
۱) طیفی نو از نیروهای سیاسی به میدان آمده‌اند. این طیف جوان، فرودست، حاشیه‌نشین و خشمگین هستند و با انگیزه‌هایی اقتصادی به نظم سیاسی موجود می‌تازند. جوانی‌شان بدان معناست که تجربه‌ی سال ۱۳۸۸ را دورادور لمس کرده‌اند و بر خلاف نسل معترض پیشین پایبندی‌ای به شعارهای خوش‌تراش و زیبای روشنفکرانه (مثلا تاکتیک عدم خشونت) ندارند. فرودست بودن‌شان هم یعنی که از رفتار رادیکال ابایی ندارند و بر خلاف معترضان طبقه‌ی متوسط خانه و زندگی دندان‌گیری ندارند که پس از سرخوردگی از جنبش اجتماعی‌شان بدان بازگردند.
۲) الگوی مکانی و زمانی اعتراضها به کلی با آنچه پیشتر دیده بودیم تفاوت می‌کند. شهرهای کوچک و گاه بسیار کوچک مرکز آشوب هستند و اعتراضها الگوی شبانه‌ی مشخص و تکرار شونده‌ای دارد. یعنی جمعیتی بسیار بزرگتر، بسیار پراکنده‌تر در سپهری محلی و خُرد اعتراض خود را با قالبی شبیه به تفریح در اوقات فراغت نشان می‌دهند. این اعتراض البته به هیچ عنوان تفریحی نیست، چون مردم در آن به واقع تیر می‌خورند و به واقع کشته می‌شوند.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
۳) محتوای اعتراضها با آنچه پیشتر می‌دیدیم متفاوت است. تا به حال معترضانی از طبقه‌ی متوسط فرهنگی (که اغلب به طبقات فرودست اقتصادی سقوط کرده بودند) می‌کوشیدند تا پشتیبانی جناحی از حاکمیت را به دست بیاورند و با روشهایی حقوقی و کمابیش قانون‌مند و گام به گام آزادیهای مدنی خود را به دست بیاورند. معترضان کنونی –که در ضمن همان قدیمی‌ها را هم در بر می‌گیرند- اصلاح‌طلب و محافظه‌کار را کلیتی یکپارچه می‌بینند و هردو را نالایق و ناکارآمد می‌شمرند و خواهان خلع هردو هستند.
۴) شکاف میان جناحهای سیاسی رقیب –احتمالا به خاطر نزدیکی به بحران جانشینی- به شکلی است که امکان همگرایی و سرکوب سازمان یافته را نمی‌دهد. بازیگران سیاسی در عین آن که از جریان جاری هراس دارند، می‌کوشند از این نیروی آزاد شده به سود دسته‌ی سیاسی خود استفاده کنند. این غیاب مرکزیت سرکوبگر در جبهه‌ی حاکمیت با غیاب رهبری در جبهه‌ی معترضان تکمیل شده است.
۵) با این همه روشن است که معترضان درباره‌ی چند موضوع توافقی دارند که نظام مستقر از آن بی‌بهره است. یعنی این جریان مانند جریانهای پیشین هویتی منسجم و روشن دارد، به شکلی که شعارهایی ملی می‌دهد و به ایرانی بودن خود می‌بالد و به تنفرپراکنان و اشموغان میدان نمی‌دهد، آشکارا به منافع ملی و به طور خاص به منابع اقتصادی نظر دارد و در این مورد صراحت و شفافیتی تند و برنده دارد، و به معنی دقیق کلمه برانداز است، یعنی زوال حاکمیت سیاسی موجود در کلیت‌اش را هدف گرفته است. غیاب شعارهای مذهبی با توجه به سنتی بودن بسیاری از شهرهای معترض بسیار اهمیت دارد و باید در تحلیل‌ها در نظر گرفته شود.
تهدیدها و فرصتها:
۱) اگر دولت روحانی موفق شود بدون بگیر و ببند این جریان را به تظاهراتهایی قانون‌مند در زیر چتر قوانین رسمی بدل کند، برنده‌ی اصلی بازی خواهد بود. این کار البته جسارت و درایتی می‌طلبد که انگار غایب باشد. راهبرد درست برای انجام این کار آن است که: الف) رسانه‌هایی که مردم را به هم متصل می‌کند (تلگرام، فیسبوک، اینستاگرام) رفع فیلتر شود تا مردم بتوانند بین خودشان سازماندهی کنند و با هم بیندیشند، و هسته‌ی فکری درونزادی پیدا کنند. تنها در این حالت تاثیر جهت‌دهنده‌ی رسانه‌های بیرونی که اغلب نابخردانه و خطرساز هم هستند، خنثی می‌شود؛ ب) وزارت کشور برای راهپیمایی‌ها مجوز بدهد و شرطهایی برای حفظ نظم آن قایل شود. در این حالت اعتراضها مجرایی رسمی و قانونی پیدا می‌کنند و از این وضعیت لگام گسیخته خارج می‌شوند. احتمالا در این حالت مطالبات مردم به خواستهایی روشن و شفاف تجزیه می‌شود و از شورش کور بر ضد همه چیز فاصله می‌گیرد؛ پ) به همتی و نیرویی برنده و کمابیش انقلابی (هم‌وزن نیروی مردم معترض) نیاز است که خواستهای معترضان به واقع برآورده شود، و این جز با دستگیری دولتمردان فاسد، قطع شریانهای تغذیه کننده‌ی نهادهای فاسد، و نمایاندن پیامدهای این قاطعیت ممکن نیست. تنها راه حل همین است، اما احتمالا دولت و نیروهای اصلاح‌طلب توانایی انجام آن را ندارد.
۲) هنوز برخی از رهبران اصلاح‌طلب (به طور خاص آقای خاتمی) همچنان محبوبیت و مرجعیتی دارند که می‌تواند به آرام شدن اوضاع کمک کند. هرچند روشن است که اگر ایشان هم از خواستهای مردم فاصله بگیرند، این موقعیت بسیار مهم و ارزشمند را از دست خواهند داد. درهم‌تنیدگی روابط افراد در نظام حاکم به شکلی است که متاسفانه انگار این سناریوی اخیر دارد اجرا می‌شود و این گرانیگاه‌های وفاق به سوزاندن خود سرگرم شده‌اند.
۳) بی‌شک خطر مداخله‌ی نیروهای ایران‌ستیز بیرونی جدی است. عربستان و آمریکا آشکارا و نیروهای قوم‌گرا و تندروهای مذهبی از همه‌سو برای دریدن ایران زمین آمادگی دارند. این خطر جدی است و نابخردی دولتمردان و سودجویی مخالفان خارج‌نشین ممکن است به لطمه‌ها و تنش‌هایی پردامنه منتهی شود. هرچند به تجربه چنین می‌نماید که همگرایی و انسجام ملی مردم بیش از آن است که گمان می‌شود و احتمالا چنین مداخله‌هایی با واکنشی –شاید پرهزینه- دفع شدنی است.
۴) پراکندگی و بی‌رهبر بودن این جریان بدان معناست که سرکوب خشن آن توسط نیروهای امنیتی ممکن است. اما چنین کاری خطایی مهلک است. سیستم اجتماعی ایران آشکارا از شورشهای پیاپی و رفتارهای پیچیده‌ی اعتراضی‌اش درس می‌گیرد و حافظه‌ی خوبی هم در ثبت راهبردها و پند گرفتن از تجربه‌های پیشین دارد. سرکوب این جریان به سادگی آن را رادیکال‌تر، پنهان‌تر و گسترده‌تر خواهد ساخت. نهادهای امنیتی با مردمی سر و کار دارند که چیزی برای از دست دادن برایشان باقی نمانده و بر خلاف دانشجویان نسل ۸۸ پس از سرخوردگی از اعتراض کنونی‌شان راه کشورهای دیگر را در پیش نخواهند گرفت.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
۴) برخی از تحلیل‌گران این جنبش را ادامه‌ی بهار عربی یا نتیجه‌ی دستکاری نیروهای خارجی قلمداد می‌کنند. به نظرم این برداشتها نادرست است. بدیهی است که در شرایط آشوب همه‌ی نیروها می‌کوشند از آب گل‌آلود ماهی بگیرند. اما این که آلودگی آب تقصیر آنها باشد جای تردید دارد. واژگونه‌ی آنچه که گفته می‌شود، گمان می‌کنم این جریان کاملا درونزاد و خودجوش باشد و حدس می‌زنم به زودی رفتارهای جمعی مشابهی را در کشورهای دیگرِ قلمرو ایران زمین (به طور خاص ترکیه و عربستان) ببینیم.
موضع شخصی من:
۱) حق، مفهومی است که از مردم بر می‌آید و از این رو مردم همواره در طلب کردن حقِ خود حق دارند. نکوهش مردمی که از پایگاه اقتصادی و فرهنگی پایینی برخوردارند، سرزنش قربانی است و گذشته از نامنصفانه بودن، ستمگرانه هم هست. مردمی که در کشوری نفتی زندگی می‌کنند و خبر غارت اموال عمومی توسط نهادهای انگل را می‌شنوند و چپاول منافع عمومی و اختلاسهای پیاپی را می‌بینند و در معیشت روزانه‌شان با تنگنا دست به گریبان‌اند، حق دارند اعتراض کنند. نادیده گرفتن یا سرزنش کردن نارضایتی‌شان مبنای عقلانی یا اخلاقی ندارد.
۲) در عینِ احترام به حق اعتراض، من با آشوب سیاسی و انقلاب به هر شکلی مخالفم. انقلاب چنان که جامعه‌ی ما به تازگی تجربه‌اش را از سر گذرانده به ویرانی‌ها و لطمه‌هایی برگشت‌ناپذیر می‌انجامد. نهادها را باید بازسازی و نوسازی کرد و من‌ها را باید توانمند ساخت و سازمانهای بد مدیریت شده را باید خوب مدیریت کرد. یعنی هر شکلی از ویرانگری و هر حرکتی در راستای آشوب (چه کور باشد و چه بینا) نادرست است. هرچند به عدم خشونت به مثابه اصلی اخلاقی باور ندارم و گفتمان گاندی‌وارِ آن را ایدئولوژی‌ای با ریشه‌های مشکوک و میوه‌های نامطلوب می‌دانم، اما معتقدم کنش مدنی به هر میزانی که از خشونت فاصله‌دارتر باشد، کامیاب‌تر است. باید راههایی پیشاروی مردم گشود که بدون تحمل کردن خشونت و برانگیخته شدن به خشونت اعتراض خود را اعلام کرده و بر مبنای آن به اصلاح وضعیت مغشوش کنونی یاری رسانند.
۳) من از هشتگ‌زنان و پیروان موج‌های سیاسی نیستم. یعنی نه از انتخابهایی که پیشتر کرده‌ام #پشیمانم و نه تصوری غیرواقعی از افق آینده را انتظار می‌کشم. مردم باید بنگرند که در میان نیروهای بازیگر موجود کدامها چه هدفهایی را بهتر برآورده می‌کنند. علم سیاست فن بازی با قدرت است و از تنزه‌طلبی و تعصب و خلوص بهره‌ای نبرده است. همدستی با این و آن، موضع‌گیری در برابر این و آن، و کوشش برای به جریان انداختن قدرت در فلان یا بهمان نهاد به هیچ گوهره‌ی ذاتی یا غایتی استعلایی باز نمی‌گردد. باید دید که کدام بازیگر در کدام مقطع با چه ابزاری بهتر از بقیه منافع ملی را برآورده می‌کند و این به کلی بی‌ربط است با این که او چقدر پارسا و درستکار، چقدر قابل اعتماد و راستگو، یا چقدر باسواد و هنرمند باشد. اگر امروز هم انتخاباتی برگزار شود و روحانی در برابر رئیسی قرار بگیرد من به روحانی رای خواهم داد، هرچند خاستگاهش برایم نقدپذیر و بسیاری از سوگیری‌هایش برایم ناپذیرفتنی است. به همین ترتیب مردمی که دست به کنش سیاسی می‌زنند باید یاد بگیرند که در این مسیر رهبران نیرومند ومنعطف و هوشمندی را بیابند که کارشان را پیش ببرند، و دل از جستجوی قدیسان و معصومان بکنند.
۴) ماندن در کنار مردم و حل نشدن در میانه‌شان، و ایستادن در کنار کسی که حق دارد، و زنهار دادن‌اش تا از حد خود تجاوز نکند، کاری دشوار است. ترکیب کردن شجاعت و خردمندی، و تمیز دادن حق‌طلبی از انتقامجویی مهارتی است که دشوار به دست می‌آید و آسان از دست می‌رود. این فنی است که همه‌ی ما باید آن را بیاموزیم.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
اپ های متفرقه تلگرام رو نصب نکنید !!
@cyberguards
@cyberguards
🔹تا جایی که ممکن است برنامه‌ها رو فقط از پلی‌استور، یا مارکت‌های مجاز و معتبر دانلود کنید!

@cyberguards
@cyberguards
سامانه «کارا» به منظور ثبت طرحهای توجیهی اشتغال زا توسط وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی ساعاتی قبل رونمایی شد.

در حاشیه نشست مطبوعاتی معاون توسعه کارافرینی و اشتغال از سامانه کارا رونمایی شد.

بر این اساس متقاضیان راه اندازی کسب و کار که کارافرینان و سرمایه گذاران (اعم از خرد و کلان) هستند می توانند طرح توجیهی خود را ثبت کنند. 

طرح های ثبت شده در کمتر از یکماه مورد بررسی قرار می گیرند و به متقاضیان سه ماه فرصت داده می شود تا مدارک مورد نیاز برای دریافت تسهیلات را تکمیل کنند.

متقاضیان می توانند از طریق سامانه Kara.mcls.gov.ir طرح های خود را ثبت کنند.

در مناطق روستایی و عشایری با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی، پرداخت تسهیلات اشتغال زا به سرمایه گذاران، کارآفرینان و متقاضیان بخش خصوصی و تعاونی از محل تلفیق منابع صندوق توسعه ملی با موسسات عامل، با لحاظ نکات ذیل انجام می شود: 
1. متقاضیان بر اساس چارچوب و ضوابط تعریف شده، باید طرحهای خود را از طریق سامانه کارا به ثبت برسانند. 
2. طرحها باید در ذیل رسته های اولویت دار اعلام شده باشد که این رسته ها در قسمت مربوطه این سامانه در دسترس قرار دارد. 
3. برای اعطای تسهیلات، طرحها به ترتیب به تأیید دستگاه اجرایی ذیربط، کارگروه اشتغال (کمیته فنی) استان و موسسه عامل می رسند. 
4. موسسات عامل پرداخت تسهیلات عبارتند از: بانک های کشاورزی، توسعه تعاون، پست بانک و صندوق کارآفرینی امید. 
5. نرخ سود تسهیلات عبارتند از 
الف- نرخ 4 درصد برای مناطق روستایی و عشایری مرزی. 
ب- نرخ 6 درصد برای مناطق روستایی و عشایری غیر مرزی.
ج- نرخ 10 درصد برای تأمین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی مستقر در نواحی صنعتی و شهرهای زیر 10 هزار نفر جمعیت
6. بررسی توجیه نهایی طرح از بعد فنی، اقتصادی، مالی و بازار بر عهده موسسه عامل خواهد بود.
7. تمامی طرح های سرمایه گذاری در چارچوب نظام نظارت، مدیریت و کنترل طرح های سرمایه گذاری و با ابزارهای مختلف نظارت می شوند.
8. در صورت همراستا نبودن طرح با اولویت های اعلام شده و یا انحراف در استفاده از منابع در زمان اجرا، نرخ سود مورد محاسبه 18 درصد خواهد بود.
9. از کلیه متقاضیان درخواست می شود قبل از درخواست تسهیلات و تصمیم گیری برای ارائه طرح، پیوست های ضمیمه بویژه دستورالعمل اجرایی توسعه و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق روستایی و عشایری مطالعه نمایند.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
حادثه غرق شدن نفتکش کشورمان و از دست دادن جمعی از دریانوردان دریا دل میهن را به ملت شریف ایران تسلیت می گوییم.
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید
@RuralDevelopment
به انجمن علمی توسعه روستایی ایران بپیوندید