✳ شورش محیط زیست بر سیستم حکمرانی ایران ✳
🖋 (سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅ شاید بتوان مردمی را که بواسطه نارضایتی های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست به اعتراض و شورش می زنند برای چند صباحی با ابزارهای گوناگون قدرت، از قبیل پلیس ضد شورش، ماشین های آبپاش و... پراکنده و ساکت کرد، اما بحران های محیط زیستی را که به همان اندازه بحران های اقتصادی و اجتماعی برآمده از ضعف نظام های حکمرانی در تنظیم گری سرزمین هستند نمی توان با هیچ یک از این ابزارها کنترل و موقتاً خاموش کرد.
✅ امروز سطح آلودگی هوا در برخی نقاط شهر تهران از مرز خطر هم عبور کرد تا یک بار دیگر محیط زیست ناکارآمدی نظام حکمرانی ایران را فریاد زده باشد.
✅ فجایع محیط زیستی را نمی توان با هیچ یک از ابزارهای قدرت پنهان و سرکوب کرد، آنها تا علت اصلی بر هم خوردن تعادل زیست بوم در این سرزمین را در خود حل نکنند، کوتاه نخواهند آمد.
✅ این بحران ها درس های بزرگی برای ما اگر باقی بمانیم و البته برای کل بشر خواهند داشت، درس هایی از قبیل اینکه وضعیت محیط زیست، همانند وضعیت اقتصاد، فرهنگ و همانند وضعیت تمامی مسائل و بحرانهای اجتماعی، ارتباطی تنگاتنگ با نوع و طراحی نظام های حکمرانی دارد.
✅ یک سیستم حکمرانی اگر به گونه ای طراحی نشده باشد که حساس به شاخص های محیط زیستی باشد ره به جایی نخواهد برد.
✅ راه اصلاح وضعیت موجود و رهایی از بحران های کنونی، اصلاح سیستم حکمرانی است.
✅ نباید چندان به وعده و شعار و نامه دلخوش بود و مسئولان و دغدغه واقعی شان را تنها با محک عزمشان در اصلاح سیستم های حکمرانی تحت رهبری شان باید آزمود.
✅ کنشگران کلیدی ای که عزم و یا توان اصلاح ساختاری نداشته باشند و نظام های حکمرانی ای که راه طراحی دوباره و اصلاح ضعف های سیستمی را بر خود ببندند، ناکارآمدتر از آنند که در برابر شورش های گوناگون و از جمله شورش محیط زیست بر خود بایستند.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
🖋 (سجاد فتاحی)
@governancesystems
✅ شاید بتوان مردمی را که بواسطه نارضایتی های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دست به اعتراض و شورش می زنند برای چند صباحی با ابزارهای گوناگون قدرت، از قبیل پلیس ضد شورش، ماشین های آبپاش و... پراکنده و ساکت کرد، اما بحران های محیط زیستی را که به همان اندازه بحران های اقتصادی و اجتماعی برآمده از ضعف نظام های حکمرانی در تنظیم گری سرزمین هستند نمی توان با هیچ یک از این ابزارها کنترل و موقتاً خاموش کرد.
✅ امروز سطح آلودگی هوا در برخی نقاط شهر تهران از مرز خطر هم عبور کرد تا یک بار دیگر محیط زیست ناکارآمدی نظام حکمرانی ایران را فریاد زده باشد.
✅ فجایع محیط زیستی را نمی توان با هیچ یک از ابزارهای قدرت پنهان و سرکوب کرد، آنها تا علت اصلی بر هم خوردن تعادل زیست بوم در این سرزمین را در خود حل نکنند، کوتاه نخواهند آمد.
✅ این بحران ها درس های بزرگی برای ما اگر باقی بمانیم و البته برای کل بشر خواهند داشت، درس هایی از قبیل اینکه وضعیت محیط زیست، همانند وضعیت اقتصاد، فرهنگ و همانند وضعیت تمامی مسائل و بحرانهای اجتماعی، ارتباطی تنگاتنگ با نوع و طراحی نظام های حکمرانی دارد.
✅ یک سیستم حکمرانی اگر به گونه ای طراحی نشده باشد که حساس به شاخص های محیط زیستی باشد ره به جایی نخواهد برد.
✅ راه اصلاح وضعیت موجود و رهایی از بحران های کنونی، اصلاح سیستم حکمرانی است.
✅ نباید چندان به وعده و شعار و نامه دلخوش بود و مسئولان و دغدغه واقعی شان را تنها با محک عزمشان در اصلاح سیستم های حکمرانی تحت رهبری شان باید آزمود.
✅ کنشگران کلیدی ای که عزم و یا توان اصلاح ساختاری نداشته باشند و نظام های حکمرانی ای که راه طراحی دوباره و اصلاح ضعف های سیستمی را بر خود ببندند، ناکارآمدتر از آنند که در برابر شورش های گوناگون و از جمله شورش محیط زیست بر خود بایستند.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
✳️رئیس جمهور و ارزیابی وضعیت کشور با مدل چانگ ✳️
🖋(سجاد فتاحی- جامعهشناس)
@governancesystems
✅ دوستی تعریف میکرد که در دوران دانشجویی در دانشکده حقوق دانشگاهشان، دانشجویی کرهای به نام چانگ تحصیل میکرده است؛ روزی در آغاز ترم جدید، چانگ را در حیاط دانشکده میبیند و از او میپرسد:
چانگ، وضعیت نمرات درسهای ترم گذشته چگونه بود؟
چانگ میگوید: اوضاع خوب بود. و شروع میکند به گفتن نمراتی که در درسهای ترم پیش گرفته است.
3، 5، 7 و تقریبا هیچ درسی را در آن ترم بالای 10 نگرفته بود.
آن دوست، با تعجب به چانگ نگاه میکند و میگوید با این نمرات، میگویی وضعیت خوب بوده است؟
و چانگ پاسخ میدهد: بله، چون ترم پیش از آن، برای آنکه زبان فارسی را خوب بلد نبودم، تقریبا همه درسها را صفر و یا نمراتی نزدیک به صفر گرفتهام؛ و این ترم در مقایسه با ترم پیش، بسیار پیشرفت کردهام و از این بابت میگویم که وضعیت خوب است.
✅ با دیدن مصاحبه تلویزیونی اخیر رئیس جمهور و نشست دیشب او با خبرنگاران، به یاد مدل ارزیابی چانگ افتادم و پاسخ این پرسش که «چرا به نظر میرسد بین ارزیابی رئیسجمهور از وضعیت کشور در چنین نشستهایی، با آنچه که عموم مردم احساس میکنند فاصله است؟» برایم مشخص شد.
✅ حسن روحانی وضعیت کنونی شاخصهای کشور را که با تسامح میتوانیم آنها را نمرات دولتهای یازدهم و دوازدهم در حوزههای گوناگون در نظر بگیریم با نمرات نزدیک به صفر و زیر صفر دولت دهم مقایسه میکند و طبیعی است که ارزیابی او از وضعیت کنونی کشور و روند طی شده با این روش، ارزیابی مثبتی است. اما مردمی که برخی اثرات آن نمرات صفر و زیر صفر، تازه به زندگی آنها رسیده است و هنوز طعم نمرات بین 5 تا 10 دولت روحانی را نچشیدهاند و بواسطه رشد ابزارهای ارتباطی از نمرات 15 تا 20 برخی دولتها در کشورهایی که تا چند دهه پیش وضعیتی برابر و حتی فروتر از ایران داشتند آگاه میشوند، طبیعی است که نتوانند با ارزیابیهای روحانی از وضعیت کنونی کشور احساس همدلی کنند.
✅ نکته دیگر آن است که گرچه ارزیابی کلی از اقدامات دولت، در مقایسه با نمرات دولت دهم که البته چندان رقیب قدرتمندی در این زمینه نیست مثبت است، اما این به آن معنا نیست که نتایج اقدامات دولت حسن روحانی برای بهبود وضعیت کلی کشور و شاخصهای گوناگون آن به صورت عادلانه نیز در جامعه توزیع شده و همه، طعم این موفقیتها را چشیدهاند؛ چه بسا نتایج این موفقیتها، تنها اقلیتی از دهکهای بالای جامعه را به صورت ملموس تحت تاثیر قرار داده و در زندگی اکثریتی از جامعه ایرانی و دهکهای میانه و پایین این جامعه تاثیر قابل توجهی نگذاشته و یا هنوز اثرات آن به زندگی این افراد نرسیده است.
✅ نتایج راهبردی از مطالب بالا این است که
❇️همانطور که مدل ارزیابی چانگ از نمراتش ممکن است برای ما غیر قابل فهم و حتی خندهدار باشد؛ مدل ارزیابی رئیسجمهور از وضعیت کنونی کشور و شاخصهای گوناگون آن نیز نمیتواند همدلی چندانی را در بین اکثریتی از جامعه ایرانی برانگیزد و همین ممکن است روز به روز بر شکاف بین رئیسجمهور و بخشهای قابل توجهی از مردم افزوده و پایگاه اجتماعی او را به شدت تضعیف کند؛ از اینرو حسن روحانی باید به گونهای همدلانهتر با مردم و رسانهها سخن بگوید.
❇️ اگرچه دولت حسن روحانی در مقایسه با دولت دهم بی شک نمرات بهتری را کسب کرده، اما برای جبران برخی نمرات زیر صفر دولت نهم و دهم و حتی دولتهای قبل از آن در برخی حوزهها، که انباشت اثرات همه آنها در این زمان به دولت روحانی رسیده است، باید بر توانایی و کارآمدی خود بیافزاید. بخش قابل توجهی از کابینه کنونی و نمایندگان دولت در استانها، که بواسطه مکانیزم ناکارآمد انتخاب وزرا و استانداران امکان حضور در دولت دوازدهم را یافتهاند (ن.ک به http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/438771) از توانایی لازم برای افزایش کارآمدی دولت برخوردار نیستند و این دولت با ظرفیتهای کنونی، نمراتی بهتر از نمرات چانگ نخواهد گرفت؛ در حالی که این نمرات برای رهایی دادن به موقع کشور از بحرانهای پیشرو و افزایش امید مردم به آینده کافی نیست.
✅ تحولخواهان ایرانگرا، اصلاحطلبان و حامیان دولت، باید استراتژی نقد و یاری رسانی همزمان به حسن روحانی را در پیش بگیرند، چرا که او برای ایفای نقش مهم خود که روز به روز بر اهمیت آن نیز افزوده می شود، هم به نقد و هم به یاری نیاز دارد. سکوت کنونی اصلاح طلبان و حامیان دولت در برابر برخی نقاط ضعف دولت و حسن روحانی نه تنها منافع ملی را تامین نخواهد کرد بلکه به پایگاه اجتماعی آنان و روحانی نیز آسیب خواهد رساند.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
🖋(سجاد فتاحی- جامعهشناس)
@governancesystems
✅ دوستی تعریف میکرد که در دوران دانشجویی در دانشکده حقوق دانشگاهشان، دانشجویی کرهای به نام چانگ تحصیل میکرده است؛ روزی در آغاز ترم جدید، چانگ را در حیاط دانشکده میبیند و از او میپرسد:
چانگ، وضعیت نمرات درسهای ترم گذشته چگونه بود؟
چانگ میگوید: اوضاع خوب بود. و شروع میکند به گفتن نمراتی که در درسهای ترم پیش گرفته است.
3، 5، 7 و تقریبا هیچ درسی را در آن ترم بالای 10 نگرفته بود.
آن دوست، با تعجب به چانگ نگاه میکند و میگوید با این نمرات، میگویی وضعیت خوب بوده است؟
و چانگ پاسخ میدهد: بله، چون ترم پیش از آن، برای آنکه زبان فارسی را خوب بلد نبودم، تقریبا همه درسها را صفر و یا نمراتی نزدیک به صفر گرفتهام؛ و این ترم در مقایسه با ترم پیش، بسیار پیشرفت کردهام و از این بابت میگویم که وضعیت خوب است.
✅ با دیدن مصاحبه تلویزیونی اخیر رئیس جمهور و نشست دیشب او با خبرنگاران، به یاد مدل ارزیابی چانگ افتادم و پاسخ این پرسش که «چرا به نظر میرسد بین ارزیابی رئیسجمهور از وضعیت کشور در چنین نشستهایی، با آنچه که عموم مردم احساس میکنند فاصله است؟» برایم مشخص شد.
✅ حسن روحانی وضعیت کنونی شاخصهای کشور را که با تسامح میتوانیم آنها را نمرات دولتهای یازدهم و دوازدهم در حوزههای گوناگون در نظر بگیریم با نمرات نزدیک به صفر و زیر صفر دولت دهم مقایسه میکند و طبیعی است که ارزیابی او از وضعیت کنونی کشور و روند طی شده با این روش، ارزیابی مثبتی است. اما مردمی که برخی اثرات آن نمرات صفر و زیر صفر، تازه به زندگی آنها رسیده است و هنوز طعم نمرات بین 5 تا 10 دولت روحانی را نچشیدهاند و بواسطه رشد ابزارهای ارتباطی از نمرات 15 تا 20 برخی دولتها در کشورهایی که تا چند دهه پیش وضعیتی برابر و حتی فروتر از ایران داشتند آگاه میشوند، طبیعی است که نتوانند با ارزیابیهای روحانی از وضعیت کنونی کشور احساس همدلی کنند.
✅ نکته دیگر آن است که گرچه ارزیابی کلی از اقدامات دولت، در مقایسه با نمرات دولت دهم که البته چندان رقیب قدرتمندی در این زمینه نیست مثبت است، اما این به آن معنا نیست که نتایج اقدامات دولت حسن روحانی برای بهبود وضعیت کلی کشور و شاخصهای گوناگون آن به صورت عادلانه نیز در جامعه توزیع شده و همه، طعم این موفقیتها را چشیدهاند؛ چه بسا نتایج این موفقیتها، تنها اقلیتی از دهکهای بالای جامعه را به صورت ملموس تحت تاثیر قرار داده و در زندگی اکثریتی از جامعه ایرانی و دهکهای میانه و پایین این جامعه تاثیر قابل توجهی نگذاشته و یا هنوز اثرات آن به زندگی این افراد نرسیده است.
✅ نتایج راهبردی از مطالب بالا این است که
❇️همانطور که مدل ارزیابی چانگ از نمراتش ممکن است برای ما غیر قابل فهم و حتی خندهدار باشد؛ مدل ارزیابی رئیسجمهور از وضعیت کنونی کشور و شاخصهای گوناگون آن نیز نمیتواند همدلی چندانی را در بین اکثریتی از جامعه ایرانی برانگیزد و همین ممکن است روز به روز بر شکاف بین رئیسجمهور و بخشهای قابل توجهی از مردم افزوده و پایگاه اجتماعی او را به شدت تضعیف کند؛ از اینرو حسن روحانی باید به گونهای همدلانهتر با مردم و رسانهها سخن بگوید.
❇️ اگرچه دولت حسن روحانی در مقایسه با دولت دهم بی شک نمرات بهتری را کسب کرده، اما برای جبران برخی نمرات زیر صفر دولت نهم و دهم و حتی دولتهای قبل از آن در برخی حوزهها، که انباشت اثرات همه آنها در این زمان به دولت روحانی رسیده است، باید بر توانایی و کارآمدی خود بیافزاید. بخش قابل توجهی از کابینه کنونی و نمایندگان دولت در استانها، که بواسطه مکانیزم ناکارآمد انتخاب وزرا و استانداران امکان حضور در دولت دوازدهم را یافتهاند (ن.ک به http://www.iran-newspaper.com/newspaper/item/438771) از توانایی لازم برای افزایش کارآمدی دولت برخوردار نیستند و این دولت با ظرفیتهای کنونی، نمراتی بهتر از نمرات چانگ نخواهد گرفت؛ در حالی که این نمرات برای رهایی دادن به موقع کشور از بحرانهای پیشرو و افزایش امید مردم به آینده کافی نیست.
✅ تحولخواهان ایرانگرا، اصلاحطلبان و حامیان دولت، باید استراتژی نقد و یاری رسانی همزمان به حسن روحانی را در پیش بگیرند، چرا که او برای ایفای نقش مهم خود که روز به روز بر اهمیت آن نیز افزوده می شود، هم به نقد و هم به یاری نیاز دارد. سکوت کنونی اصلاح طلبان و حامیان دولت در برابر برخی نقاط ضعف دولت و حسن روحانی نه تنها منافع ملی را تامین نخواهد کرد بلکه به پایگاه اجتماعی آنان و روحانی نیز آسیب خواهد رساند.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
✳️ 7 گزاره آشنا درباره تجمعات دیماه 1396 ✳️
(گزارههایی که از توکلی تا آمدنیوز با آن همدلی کردند)
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ یکشنبه گذشته، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، میزبان جمعی از جامعهشناسان، اقتصاددانان و تحلیلگران کشور از گرایشهای سیاسی گوناگون بود؛ تا ضمن ارائه گزارشی از نتایج برخی نظرسنجیهای انجام شده درباره اعتراضات دی ماه 1396، این نتایج مورد تحلیل، نقد و بررسی قرار گیرد.
✅ پس از ارائه گزارشهایی درباره سه نظرسنجی انجام شده توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، به سفارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، موسسه خرد و جامعه و مرکز مطالعات بین المللی و امنیت مریلند، حسامالدین آشنا جمعبندی این مرکز از دادههای نظرسنجیهای انجام شده درباره این اعتراضات را ذیل 7 گزاره زیر ارائه کرد:
❇️ از نظر بیش از نیمی از پاسخگویان، اعتراضات دیماه، اعتراضاتی اقتصادی و مشروع بوده است.
❇️ بواسطه ظهور شبکههای اجتماعی نوین، عرصه رسانه، شاهد ظهور بازیگرانی جدید است و فیلتر کردن شبکههای اجتماعی مشروعیتی در جامعه ندارد.
❇️ تحلیل شعارهای داده شده در تجمعات، گویای آن است که این اعتراضات، بیشتر اعتراضاتی سیاسی و اجتماعی بوده که بواسطه این امر که مهمترین مطالبه نزدیک به 80 درصد جامعه ایران، مطالباتی اقتصادی است، جامعه پاسخگویان مهر اعتراضاتی اقتصادی را بر آن زده است.
❇️ تنها پادزهر مقابله با تقویت پایگاه اجتماعی اندیشه قائل به براندازی، افزایش کارآمدی نظام حکمرانی است.
❇️ در صورت ادامه مسیر کنونی، همه بازنده خواهند بود.
❇️ در صورت ادامه روند موجود، بخش قابل توجهی از جامعه دچار سرخوردگی و یاس شده و اقلیتی نیز رادیکال خواهند شد.
❇️ اصلاحات اقتصادی بدون توجه به ضرورت تقویت سرمایه اجتماعی دولت و نظام سیاسی، اگر هم امکانپذیر باشد، مخاطره آمیز خواهد بود.
✅نکته قابل توجه در این نشست آن بود که علاوه بر آنکه نتایج کلی نظرسنجیها، علیرغم برخی تفاوتها، روندهایی نسبتا مشابه را نشان میدادند، شرکتکنندگان در این برنامه نیز، علیرغم گرایشهای سیاسی گوناگون، این 7 گزاره آشنا را آشنا یافته و با آن همدلی کردند.
✅ پس از انتشار خبر برگزاری مراسم، دیدم که کانال خبری صدای مردم (آمدنیوز) نیز این 7 گزاره آشنا و برخی سخنان طرح شده در این برنامه را پوشش داده است. گویا آمدنیوز نیز علیرغم گرایش سیاسی کاملا متفاوت، این گزارهها را آشنا یافته است.
✅بزرگترین دستاورد این برنامه برای من آن بود که هنوز میتوان به یافتن زبان مشترکی امیدوار بود که ایرانیانی از گرایشهای سیاسی گوناگون بتوانند با آن زبان با یکدیگر گفتگو کرده و بدون هرگونه پرخاشگری و اتهامزنی، بر سر تعریف مشترکی از منافع ملی به توافق برسند.
گزارش تفصیلی ایسنا از این نشست را میتوانید در لینک زیر مطالعه کنید.
https://goo.gl/9p4kke
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
(گزارههایی که از توکلی تا آمدنیوز با آن همدلی کردند)
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ یکشنبه گذشته، مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، میزبان جمعی از جامعهشناسان، اقتصاددانان و تحلیلگران کشور از گرایشهای سیاسی گوناگون بود؛ تا ضمن ارائه گزارشی از نتایج برخی نظرسنجیهای انجام شده درباره اعتراضات دی ماه 1396، این نتایج مورد تحلیل، نقد و بررسی قرار گیرد.
✅ پس از ارائه گزارشهایی درباره سه نظرسنجی انجام شده توسط مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران (ایسپا)، به سفارش مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری، موسسه خرد و جامعه و مرکز مطالعات بین المللی و امنیت مریلند، حسامالدین آشنا جمعبندی این مرکز از دادههای نظرسنجیهای انجام شده درباره این اعتراضات را ذیل 7 گزاره زیر ارائه کرد:
❇️ از نظر بیش از نیمی از پاسخگویان، اعتراضات دیماه، اعتراضاتی اقتصادی و مشروع بوده است.
❇️ بواسطه ظهور شبکههای اجتماعی نوین، عرصه رسانه، شاهد ظهور بازیگرانی جدید است و فیلتر کردن شبکههای اجتماعی مشروعیتی در جامعه ندارد.
❇️ تحلیل شعارهای داده شده در تجمعات، گویای آن است که این اعتراضات، بیشتر اعتراضاتی سیاسی و اجتماعی بوده که بواسطه این امر که مهمترین مطالبه نزدیک به 80 درصد جامعه ایران، مطالباتی اقتصادی است، جامعه پاسخگویان مهر اعتراضاتی اقتصادی را بر آن زده است.
❇️ تنها پادزهر مقابله با تقویت پایگاه اجتماعی اندیشه قائل به براندازی، افزایش کارآمدی نظام حکمرانی است.
❇️ در صورت ادامه مسیر کنونی، همه بازنده خواهند بود.
❇️ در صورت ادامه روند موجود، بخش قابل توجهی از جامعه دچار سرخوردگی و یاس شده و اقلیتی نیز رادیکال خواهند شد.
❇️ اصلاحات اقتصادی بدون توجه به ضرورت تقویت سرمایه اجتماعی دولت و نظام سیاسی، اگر هم امکانپذیر باشد، مخاطره آمیز خواهد بود.
✅نکته قابل توجه در این نشست آن بود که علاوه بر آنکه نتایج کلی نظرسنجیها، علیرغم برخی تفاوتها، روندهایی نسبتا مشابه را نشان میدادند، شرکتکنندگان در این برنامه نیز، علیرغم گرایشهای سیاسی گوناگون، این 7 گزاره آشنا را آشنا یافته و با آن همدلی کردند.
✅ پس از انتشار خبر برگزاری مراسم، دیدم که کانال خبری صدای مردم (آمدنیوز) نیز این 7 گزاره آشنا و برخی سخنان طرح شده در این برنامه را پوشش داده است. گویا آمدنیوز نیز علیرغم گرایش سیاسی کاملا متفاوت، این گزارهها را آشنا یافته است.
✅بزرگترین دستاورد این برنامه برای من آن بود که هنوز میتوان به یافتن زبان مشترکی امیدوار بود که ایرانیانی از گرایشهای سیاسی گوناگون بتوانند با آن زبان با یکدیگر گفتگو کرده و بدون هرگونه پرخاشگری و اتهامزنی، بر سر تعریف مشترکی از منافع ملی به توافق برسند.
گزارش تفصیلی ایسنا از این نشست را میتوانید در لینک زیر مطالعه کنید.
https://goo.gl/9p4kke
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
ایسنا
آشنا: در صورت ادامه وضع موجود احتمالا همه بازنده خواهند بود
نشست بررسی نتایج نظرسنجیهای اخیر درباره اعتراضات دی ماه ۹۶ با حضور جمعی از جامعهشناسان و اقتصاددانان و پژوهشگران در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری برگزار شد.
✳ وزارت بهداشت، وزارت نیرو و اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف ✳
🖋(سجاد فتاحی- جامعه شناس )
بازنشر
✅ نوع هدف گذاری نظام های حکمرانی، متغیری اساسی در تعیین رفتار و عملکرد آنهاست.
✅ در چند دهه گذشته هدف اصلی وزارت نیرو، تامین منابع برای مصارف آب و برق در حال رشد ایران، و هدف اصلی وزارت بهداشت، تامین منابع برای بیماران در حال رشد ایران بوده است. در حالی که تغییر اهداف این وزارتخانه ها به کاهش مصارف آب و برق و کاهش بیماری ها و هدایت سرمایهگذاری ها به این دو مسیر می تواند در منابع ملی به شدت صرفه جویی نموده و نتایج بسیار بهتری را در پی داشته باشد.
✅با این دو اقدام با قطعیت بالا میتوان گفت که سلامت ایرانیان به گونهای بهبود و مصرف آنها به گونهای کاهش خواهد یافت که همین امکانات و زیرساختهای درمانی و آب و برق موجود و شاید حتی نیمی از آن پاسخگوی نیازهای ایرانیان بوده و مجال و منابع لازم برای کنترل برخی از بحرانها فراهم میگردد.
✅برای توجیه مطالب فوق به دو مثال زیر توجه کنید:
در دهه 1990 دولت لهستان ضمن تغییری در سیاستهای تغذیهای خود، با حذف یارانه متعلق به فرآوردههای گوشتی و افزایش واردات میوه جات و افزایش مصرف روغنهای گیاهی، موجب کاهش 25 درصدی در میزان بیماریهای قلبی در کشور خود شد. این میزان کاهش بیماریهای قلبی تا آن زمان بی سابقه بوده است.
در جنگ جهانی اول نیز، کمبود غذا، دولت دانمارک را مجبور کرد، آسیاب کردن غلات را ممنوع سازد و دستور دهد که مردم غلات را به طور کامل یعنی تصفیه نشده و سبوسدار مصرف کنند، بر اثر این اقدام، تغذیه مردم دانمارک چنان بهبود یافت که در سالهای جنگ، میزان مرگ و میر 34٪ کاهش یافت و موارد سرطان، بیماری قند، فشار خون بالا و بیماریهای کلیوی به میزان قابل توجهی تنزل پیدا کرد و علائم تندرستی به میزان قابل ملاحظهای افزایش یافت ( مومنی، 1394: 52-67).
✅حال به این آمارها توجه کنید:
- سرانه مصرف نوشابههای گازدار در ایران 42 لیتر و در جهان 10 لیتر است
- سرانه مصرف روغن در ایران 4.5 کیلوگرم بالاتر از استانداردهای جهانی است
- سرانه مصرف نمک در ایران پنج برابر استانداردهای موجود است.
- سرانه مصرف شکر در ایران 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است ( مومنی، 1394: 52-67).
✳️اگر آمارهای فوق را در کنار مصرف زیاد مواد مخدر و چاقی و کم تحرکی ایرانیان قرار دهیم به این نتیجه خواهیم رسید که اصلاح الگوی تغذیه و سبک زندگی ایرانیان میتواند به میزان قابل توجهی سلامت آنها را بهبود داده و ضمن کاهش نیاز آنها به خدمات درمانی به میزان قابل توجهی در هزینههای درمانی کشور صرفهجویی کند. اما باید بدانیم قطعا چنین اقداماتی بسیار دشوارتر و پیچیده تر از ساختن بیمارستان برای بیمارانی است که بواسطه این الگوی تغذیه هر روز بر تعدادشان افزوده میشود.
✅وزارت نیرو نیز در چند دهه گذشته به جای اصلاح الگوی مصرف در حوزههای مختلف، بر گسترش زیرساختها برای پاسخگویی هر چه بیشتر به نیازهای در حال رشد تمرکز نموده و مرتبا با فشار بر منابع گوناگون کشور تنها بر ناپایداری ایران افزوده است. در حالی که با تمرکز بر اصلاح الگوی مصرف آب و برق در حوزه های گوناگون می توانست با نیمی از زیرساخت های موجود پاسخ گوی نیازهای کشور باشد.
✳️اگر وزرای دولت روحانی تا پایان دولت دوازدهم توانستند سرانه مصرف شکر، نمک، نوشابههای گازدار، آب و برق را کاهش دهند باید بدانیم که او در انتخاب های خود موفق بوده و در مسیر پایداری ایران گام برداشته؛ اما در غیر این صورت باور کنیم انتخاب وزرایی که تنها از طریق فشار بر منابع، تعداد بیمارستانها، سدها و نیروگاهها را زیاد میکنند در حالی که بر تعداد بیماران و سرانه های مصرف افزوده می شود تنها حرکت به سوی ناپایداری بیشتر ایران و ایجاد زمینه برای تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف است.
( این متن را اگر می پسندید برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋(سجاد فتاحی- جامعه شناس )
بازنشر
✅ نوع هدف گذاری نظام های حکمرانی، متغیری اساسی در تعیین رفتار و عملکرد آنهاست.
✅ در چند دهه گذشته هدف اصلی وزارت نیرو، تامین منابع برای مصارف آب و برق در حال رشد ایران، و هدف اصلی وزارت بهداشت، تامین منابع برای بیماران در حال رشد ایران بوده است. در حالی که تغییر اهداف این وزارتخانه ها به کاهش مصارف آب و برق و کاهش بیماری ها و هدایت سرمایهگذاری ها به این دو مسیر می تواند در منابع ملی به شدت صرفه جویی نموده و نتایج بسیار بهتری را در پی داشته باشد.
✅با این دو اقدام با قطعیت بالا میتوان گفت که سلامت ایرانیان به گونهای بهبود و مصرف آنها به گونهای کاهش خواهد یافت که همین امکانات و زیرساختهای درمانی و آب و برق موجود و شاید حتی نیمی از آن پاسخگوی نیازهای ایرانیان بوده و مجال و منابع لازم برای کنترل برخی از بحرانها فراهم میگردد.
✅برای توجیه مطالب فوق به دو مثال زیر توجه کنید:
در دهه 1990 دولت لهستان ضمن تغییری در سیاستهای تغذیهای خود، با حذف یارانه متعلق به فرآوردههای گوشتی و افزایش واردات میوه جات و افزایش مصرف روغنهای گیاهی، موجب کاهش 25 درصدی در میزان بیماریهای قلبی در کشور خود شد. این میزان کاهش بیماریهای قلبی تا آن زمان بی سابقه بوده است.
در جنگ جهانی اول نیز، کمبود غذا، دولت دانمارک را مجبور کرد، آسیاب کردن غلات را ممنوع سازد و دستور دهد که مردم غلات را به طور کامل یعنی تصفیه نشده و سبوسدار مصرف کنند، بر اثر این اقدام، تغذیه مردم دانمارک چنان بهبود یافت که در سالهای جنگ، میزان مرگ و میر 34٪ کاهش یافت و موارد سرطان، بیماری قند، فشار خون بالا و بیماریهای کلیوی به میزان قابل توجهی تنزل پیدا کرد و علائم تندرستی به میزان قابل ملاحظهای افزایش یافت ( مومنی، 1394: 52-67).
✅حال به این آمارها توجه کنید:
- سرانه مصرف نوشابههای گازدار در ایران 42 لیتر و در جهان 10 لیتر است
- سرانه مصرف روغن در ایران 4.5 کیلوگرم بالاتر از استانداردهای جهانی است
- سرانه مصرف نمک در ایران پنج برابر استانداردهای موجود است.
- سرانه مصرف شکر در ایران 3 کیلوگرم بالاتر از میانگین مصرف جهانی است ( مومنی، 1394: 52-67).
✳️اگر آمارهای فوق را در کنار مصرف زیاد مواد مخدر و چاقی و کم تحرکی ایرانیان قرار دهیم به این نتیجه خواهیم رسید که اصلاح الگوی تغذیه و سبک زندگی ایرانیان میتواند به میزان قابل توجهی سلامت آنها را بهبود داده و ضمن کاهش نیاز آنها به خدمات درمانی به میزان قابل توجهی در هزینههای درمانی کشور صرفهجویی کند. اما باید بدانیم قطعا چنین اقداماتی بسیار دشوارتر و پیچیده تر از ساختن بیمارستان برای بیمارانی است که بواسطه این الگوی تغذیه هر روز بر تعدادشان افزوده میشود.
✅وزارت نیرو نیز در چند دهه گذشته به جای اصلاح الگوی مصرف در حوزههای مختلف، بر گسترش زیرساختها برای پاسخگویی هر چه بیشتر به نیازهای در حال رشد تمرکز نموده و مرتبا با فشار بر منابع گوناگون کشور تنها بر ناپایداری ایران افزوده است. در حالی که با تمرکز بر اصلاح الگوی مصرف آب و برق در حوزه های گوناگون می توانست با نیمی از زیرساخت های موجود پاسخ گوی نیازهای کشور باشد.
✳️اگر وزرای دولت روحانی تا پایان دولت دوازدهم توانستند سرانه مصرف شکر، نمک، نوشابههای گازدار، آب و برق را کاهش دهند باید بدانیم که او در انتخاب های خود موفق بوده و در مسیر پایداری ایران گام برداشته؛ اما در غیر این صورت باور کنیم انتخاب وزرایی که تنها از طریق فشار بر منابع، تعداد بیمارستانها، سدها و نیروگاهها را زیاد میکنند در حالی که بر تعداد بیماران و سرانه های مصرف افزوده می شود تنها حرکت به سوی ناپایداری بیشتر ایران و ایجاد زمینه برای تقویت اقتصاد سیاسی بیماری و مصرف است.
( این متن را اگر می پسندید برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
Forwarded from انجمن جامعه شناسی ایران (S H Serajzadeh)
بازگشت همه به سوی خداست
از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش
خبر درگذشت استاد فرهیخته و گرانقدر دکتر کاووس سیدامامی، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع)، همه دوستان، همکاران و دانشجویان این فرزانه بزرگوار را در بهت و حیرت و اندوه عمیق فروبرده است و اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست را داغدار و ماتم زده کرده است.
شادروان سیدامامی از کنشگران فعال انجمن جامعه شناسی ایران، عضو کمیته روابط بین الملل و گروه جامعه شناسی دین بود و به شهادت همه کسانی که با این بزرگمرد سروکار داشته اند، علاوه بر دانش عمیق، اخلاقی نیکو و آرامشی مثال زدنی داشت. به همین دلیل، اخبار منتشرشده درباره وی در باور نمی گنجد و انتظار می رود مسئولان امر درباره این ضایعه دردناک پاسخگو باشند و به افکار عمومی توضیح دهند.
این ضایعه بزرگ را به خانواده محترم سیدامامی، اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست عمیقا تسلیت می گوییم و برای این روح بزرگ آرامش و مغفرت و برای خانواده و دوستان و همکارانش شکیبایی مسئلت داریم.
هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران
از شمار دو چشم یک تن کم وز شمار خرد هزاران بیش
خبر درگذشت استاد فرهیخته و گرانقدر دکتر کاووس سیدامامی، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع)، همه دوستان، همکاران و دانشجویان این فرزانه بزرگوار را در بهت و حیرت و اندوه عمیق فروبرده است و اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست را داغدار و ماتم زده کرده است.
شادروان سیدامامی از کنشگران فعال انجمن جامعه شناسی ایران، عضو کمیته روابط بین الملل و گروه جامعه شناسی دین بود و به شهادت همه کسانی که با این بزرگمرد سروکار داشته اند، علاوه بر دانش عمیق، اخلاقی نیکو و آرامشی مثال زدنی داشت. به همین دلیل، اخبار منتشرشده درباره وی در باور نمی گنجد و انتظار می رود مسئولان امر درباره این ضایعه دردناک پاسخگو باشند و به افکار عمومی توضیح دهند.
این ضایعه بزرگ را به خانواده محترم سیدامامی، اجتماع علمی علوم سیاسی و جامعه شناسی و فعالان محیط زیست عمیقا تسلیت می گوییم و برای این روح بزرگ آرامش و مغفرت و برای خانواده و دوستان و همکارانش شکیبایی مسئلت داریم.
هیات مدیره انجمن جامعه شناسی ایران
✳️ از سعید امامی تا سید امامی و داستان پرسشهای بیپاسخ جامعه ایرانی✳️
🖋 (سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ خبر کوتاه، اما تاثرانگیز و جانفرسا بود؛ کاووس سید امامی، فعال محیط زیست، دکترای جامعهشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق در زندان درگذشت. مسئولان زندان، علت مرگ او را خودکشی عنوان کردهاند.
✅ در ذهن نسل من، احتمالا نخستین مواجهه واقعی با داستان تکراری خودکشی بازداشت شدگان سیاسی و امنیتی در زندان، داستان خودکشی سعید امامی است؛ داستانی که پرسشهای بیشماری را برانگیخت؛ اما مسئولان امر هیچگاه تلاشی برای پاسخگویی شایسته به آنها نکردند و پرسشهای ناشی از این واقعه تلنبار شد بر بسیاری دیگر از پرسشهای بی پاسخ، در ذهن جامعه ایرانی.
✅ مسئولان باید بدانند که برای بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی و بویژه نسل جوان آن، که هنوز نمیداند خودکشی سعید امامی در زندان «کار واجبی بود» و یا کار «واجبی» بود و هزاران پرسش بی پاسخ دیگر از این دست در ذهن آنها تلنبار شده است؛ نباید انتظار داشته باشند که پاسخ کوتاه «سید امامی در زندان خودکشی کرده است» قانع کننده و کافی باشد.
✅ علت مرگ سید امامی چه خودکشی باشد و یا هر عامل دیگری، مسئولان سازمان زندانها و قوه قضائیه متهماند و باید پاسخگو باشند. چه اگر خودکشی کرده است، مسئول حفظ جان او در زندان آنها بودهاند و در توجه به شرایط روحی او قصور و کوتاهی داشتهاند و اگر خودکشی نکرده است که مسئولیت و اتهام آنها دو چندان خواهد شد.
✅ مسئولان سیاسی کشور که تبحری قابل توجه در انباشتن پرسشهای بیپاسخ در ذهن جامعه دارند، باید بدانند که تلنبار شدن پرسشهای بیپاسخ در ذهن جوامع به صورت عام و نسل جوان جامعه به صورت خاص، تبعات سیاسی و امنیتی قابل توجهی در آینده خواهد داشت و به شدت بر سرمایه اجتماعی نظام سیاسی اثرگذار خواهد بود.
✅ بیایید داستان غمانگیز درگذشت سید امامی را به نقطه عطفی برای پاسخگویی شفاف به پرسشهای ایجاد شده در پی چنین وقایعی و آغاز اصلاحات در جهت جلوگیری از تکرار دوباره آنها تبدیل کنیم.
✅ تعیین کمیتهای بیطرف برای بررسی موضوع درگذشت سید امامی و ارائه گزارشی شفاف به جامعه از سوی رئیس جمهور حسن روحانی، ابتداییترین و سادهترین مطالبهای است که جامعه دانشگاهی و انجمنهای علمی، بویژه انجمن جامعهشناسی میتوانند داشته باشند.
(این متن را اگر می پسندید برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
🖋 (سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ خبر کوتاه، اما تاثرانگیز و جانفرسا بود؛ کاووس سید امامی، فعال محیط زیست، دکترای جامعهشناسی و عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق در زندان درگذشت. مسئولان زندان، علت مرگ او را خودکشی عنوان کردهاند.
✅ در ذهن نسل من، احتمالا نخستین مواجهه واقعی با داستان تکراری خودکشی بازداشت شدگان سیاسی و امنیتی در زندان، داستان خودکشی سعید امامی است؛ داستانی که پرسشهای بیشماری را برانگیخت؛ اما مسئولان امر هیچگاه تلاشی برای پاسخگویی شایسته به آنها نکردند و پرسشهای ناشی از این واقعه تلنبار شد بر بسیاری دیگر از پرسشهای بی پاسخ، در ذهن جامعه ایرانی.
✅ مسئولان باید بدانند که برای بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی و بویژه نسل جوان آن، که هنوز نمیداند خودکشی سعید امامی در زندان «کار واجبی بود» و یا کار «واجبی» بود و هزاران پرسش بی پاسخ دیگر از این دست در ذهن آنها تلنبار شده است؛ نباید انتظار داشته باشند که پاسخ کوتاه «سید امامی در زندان خودکشی کرده است» قانع کننده و کافی باشد.
✅ علت مرگ سید امامی چه خودکشی باشد و یا هر عامل دیگری، مسئولان سازمان زندانها و قوه قضائیه متهماند و باید پاسخگو باشند. چه اگر خودکشی کرده است، مسئول حفظ جان او در زندان آنها بودهاند و در توجه به شرایط روحی او قصور و کوتاهی داشتهاند و اگر خودکشی نکرده است که مسئولیت و اتهام آنها دو چندان خواهد شد.
✅ مسئولان سیاسی کشور که تبحری قابل توجه در انباشتن پرسشهای بیپاسخ در ذهن جامعه دارند، باید بدانند که تلنبار شدن پرسشهای بیپاسخ در ذهن جوامع به صورت عام و نسل جوان جامعه به صورت خاص، تبعات سیاسی و امنیتی قابل توجهی در آینده خواهد داشت و به شدت بر سرمایه اجتماعی نظام سیاسی اثرگذار خواهد بود.
✅ بیایید داستان غمانگیز درگذشت سید امامی را به نقطه عطفی برای پاسخگویی شفاف به پرسشهای ایجاد شده در پی چنین وقایعی و آغاز اصلاحات در جهت جلوگیری از تکرار دوباره آنها تبدیل کنیم.
✅ تعیین کمیتهای بیطرف برای بررسی موضوع درگذشت سید امامی و ارائه گزارشی شفاف به جامعه از سوی رئیس جمهور حسن روحانی، ابتداییترین و سادهترین مطالبهای است که جامعه دانشگاهی و انجمنهای علمی، بویژه انجمن جامعهشناسی میتوانند داشته باشند.
(این متن را اگر می پسندید برای دیگران نیز ارسال کنید.)
@governancesystems
www.apathtoliberation.blog.ir
www.socialsystems.blog.ir
✳️ دلار 4800 تومانی، تهدید و فرصتی برای حسن روحانی ✳️
🖋(سجاد فتاحی - جامعهشناس)
@governancesystems
✅ بر خلاف اعلام موضع قاطعانه رئیسجمهور در گفتگوی ویژه تلویزیونی، دلار مدتی است که از مرز 4800 تومان نیز عبور کرده است.
✅ اصول ابتدایی سیاست حکم میکند که یک سیاستمدار در صورتی که نسبت به موضوعی ابهام و یا تردید داشته باشد به صورت قاطعانه در مورد آن سخن نگوید و حسن روحانی کارکشتهتر از آن است که این اصل بدیهی سیاست را نداند.
✅ از این منظر اعلام موضع قاطعانه حسن روحانی در رابطه با نرخ دلار، تنها میتواند یک علت داشته باشد و آن این است که بخشی از تیم اقتصادی دولت که از قضا مورد اعتماد رئیسجمهور نیز هستند، بواسطه تحلیل نامناسبی که از فضای اقتصادی کشور و رابطه متقابل آن با حوزههای سیاسی و اجتماعی دارند، مشاورههایی نادرست به ایشان ارائه نموده و روحانی بر اساس این مشاورهها به صورت قاطعانه در ارتباط با نرخ دلار اعلام نظر کرده است.
✅ طبیعتا یک مشاور قوی در حوزه اقتصادی، نمیتواند اثر عوامل گوناگون سیاسی و اجتماعی را در تحلیلهای اقتصادی خود نادیده گرفته و صرفا از لنز اقتصادی به موضوعات نگریسته و به رئیسجمهور مشورت دهد. مشورتهایی که بواسطه این امر که بنیان سخنان رئیسجمهور بر آن قرار میگیرد میتواند بر سرمایه اجتماعی او به شدت اثرگذار باشد.
✅ گذر قیمت دلار از 4800 تومان، از اینرو که بر سرمایه اجتماعی حسن روحانی اثرات مخربی را بر جا خواهد گذاشت، بی شک تهدیدی مهم برای دولت و شخص رئیسجمهور است؛ اما این تهدید در صورت مواجهه مناسب با آن میتواند به فرصتی برای بازنگری در تیم اقتصادی دولت و کارآمدسازی آن منجر شود.
✅در شرایط کنونی روحانی برای ترمیم سرمایه اجتماعی خود تنها یک راه پیشرو دارد:
عذرخواهی از مردم بواسطه بیان سخنی که در مدتی کوتاه خلاف آن رخ داده است و کارآمدسازی تیم اقتصادی دولت از طریق ایجاد زمینه برای ورود افرادی توانمند که لزوما حرف هایی دلچسب نخواهند زد.
✅ روحانی باید بداند که در شرایط پیچیده کنونی، مشاورانی که حرفهای شیرین میزنند و راهحلهایی ساده میدهند، ناتوانتر از آن هستند که ایران، دولت و رئیسجمهور را در عبور از شرایط بحرانی کنونی یاری کنند.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
🖋(سجاد فتاحی - جامعهشناس)
@governancesystems
✅ بر خلاف اعلام موضع قاطعانه رئیسجمهور در گفتگوی ویژه تلویزیونی، دلار مدتی است که از مرز 4800 تومان نیز عبور کرده است.
✅ اصول ابتدایی سیاست حکم میکند که یک سیاستمدار در صورتی که نسبت به موضوعی ابهام و یا تردید داشته باشد به صورت قاطعانه در مورد آن سخن نگوید و حسن روحانی کارکشتهتر از آن است که این اصل بدیهی سیاست را نداند.
✅ از این منظر اعلام موضع قاطعانه حسن روحانی در رابطه با نرخ دلار، تنها میتواند یک علت داشته باشد و آن این است که بخشی از تیم اقتصادی دولت که از قضا مورد اعتماد رئیسجمهور نیز هستند، بواسطه تحلیل نامناسبی که از فضای اقتصادی کشور و رابطه متقابل آن با حوزههای سیاسی و اجتماعی دارند، مشاورههایی نادرست به ایشان ارائه نموده و روحانی بر اساس این مشاورهها به صورت قاطعانه در ارتباط با نرخ دلار اعلام نظر کرده است.
✅ طبیعتا یک مشاور قوی در حوزه اقتصادی، نمیتواند اثر عوامل گوناگون سیاسی و اجتماعی را در تحلیلهای اقتصادی خود نادیده گرفته و صرفا از لنز اقتصادی به موضوعات نگریسته و به رئیسجمهور مشورت دهد. مشورتهایی که بواسطه این امر که بنیان سخنان رئیسجمهور بر آن قرار میگیرد میتواند بر سرمایه اجتماعی او به شدت اثرگذار باشد.
✅ گذر قیمت دلار از 4800 تومان، از اینرو که بر سرمایه اجتماعی حسن روحانی اثرات مخربی را بر جا خواهد گذاشت، بی شک تهدیدی مهم برای دولت و شخص رئیسجمهور است؛ اما این تهدید در صورت مواجهه مناسب با آن میتواند به فرصتی برای بازنگری در تیم اقتصادی دولت و کارآمدسازی آن منجر شود.
✅در شرایط کنونی روحانی برای ترمیم سرمایه اجتماعی خود تنها یک راه پیشرو دارد:
عذرخواهی از مردم بواسطه بیان سخنی که در مدتی کوتاه خلاف آن رخ داده است و کارآمدسازی تیم اقتصادی دولت از طریق ایجاد زمینه برای ورود افرادی توانمند که لزوما حرف هایی دلچسب نخواهند زد.
✅ روحانی باید بداند که در شرایط پیچیده کنونی، مشاورانی که حرفهای شیرین میزنند و راهحلهایی ساده میدهند، ناتوانتر از آن هستند که ایران، دولت و رئیسجمهور را در عبور از شرایط بحرانی کنونی یاری کنند.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
✳️ علی آقا دلال می داند و آقای نوبخت نمی داند! ✳️
🖋 (سجاد فتاحی - جامعهشناس)
@governancesystems
✅ روز بعد از گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور که در آن قاطعانه افزایش قیمت دلار تا 4800 تومان را رد کرد، برای کاری به یکی از بنگاه های معاملات ملکی رفتم، در آنجا فردی بود به نام علی آقا که دوستانش او را «علی آقا دلال» صدا میزدند. در بین صحبت ها، صحبت به سخن شب گذشته رییس جمهور مبنی بر عدم افزایش قیمت دلار رسید و علی آقا قاطعانه گفت: «بر خلاف سخن حسن آقا روحانی بر اساس نظر و تحلیل من دلار پیش از عید رقم 5000 تومان را هم خواهد دید.»
✅ دیروز آقای نوبخت، سخنگوی دولت، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، در واکنش به افزایش قیمت دلار سخنی را گفتند که با توجه به جایگاه ایشان میتواند نشان دهنده آن باشد که یکی از مسئولان و مشاورانی که در یادداشت قبلی به آنها اشاره شد ( https://news.1rj.ru/str/governancesystems/111) همین آقای نوبخت است. ایشان گفتهاند که: «با محاسبات ما قیمت دلار زیر چهار هزار تومان است و در حال حاضر قیمت دلار حباب است و باید بترکد. مگر چه اتفاقی افتاده که قیمت دلار این همه بالا رفته؟ فقط در بازار تقاضای کاذب به وجود آمده است.»
✅این سخن نشان دهنده عدم توجه ایشان به پیوستگی سیستم های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که نتیجه آن ارائه مشاورههایی اشتباه به رییسجمهور و با توجه به جایگاه ایشان به عنوان رئیسسازمان برنامه و بودجه، احتمالا اقداماتی اشتباه شده است که در آینده پیامدهای خود را نشان خواهد داد؛ مشاورهها و اقداماتی که بواسطه مبتنی بودن برخی از سخنان حسن روحانی بر آنها، بر سرمایه اجتماعی دولت و رییس جمهور اثرات مخربی بر جای میگذارد.
✅ باید توجه داشت جدا از فاکتورهای اقتصادی که به نظر میرسد، حتی آنها نیز گویای روند صعودی قیمت دلار است، در جامعهای که روند سطح سرمایه اجتماعی دولت و البته نظام سیاسی، روندی نزولی است و سطح امید جامعه به آینده نیز روندی رو به کاهش است، نمی تواند روند قیمت دلار روندی افزایشی نباشد.
✅ رئیسجمهوری محترم باید بدانند که بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی در انتخابات 1396، ایشان را به عنوان یکی از آخرین امیدهای خود برای بهبود وضعیت کشور در ساختار کنونی انتخاب کردهاند؛ و پاسخگویی مناسب به این امیدها که شوربختانه رو به نامیدی است، جز با حضور مشاوران، وزرا و استاندارانی که علت رخدادهای اجتماعی را بدانند و برای اثرگذاری مثبت بر آنها برنامه داشته باشند امکانپذیر نیست؛ تا دیر نشده است باید با انتخاب مکانیزمی کارآمد، مشاوران، وزرا و استاندارانی را برگزید که دستکم سطح دانش آنها از واقعیتهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی ایران، از سطح دانش عامه مردم بیشتر باشد؛ چرا که این علامت مثبتی نیست که پیشبینی و محاسبات علی آقا دلال، از پیشبینیها و محاسبات معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور دقیقتر باشد.
✅بیایید درها و گوشها را برای شنیدن سخنان تلخ افرادی چون محسن رنانی که سالها پیش روند کنونی را پیشبینی کردهاند و برای بزرگان کشور از خاتمی تا روحانی در ارتباط با مخاطرات گوناگون این سرزمین نامه نوشتهاند؛ اما پاسخی نگرفتهاند؛ باز کنیم؛ پیش از آنکه پیچیدگیها، درها و گوشها را باز کنند؛ که ممکن است آن زمان دیر باشد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
🖋 (سجاد فتاحی - جامعهشناس)
@governancesystems
✅ روز بعد از گفتگوی تلویزیونی رئیس جمهور که در آن قاطعانه افزایش قیمت دلار تا 4800 تومان را رد کرد، برای کاری به یکی از بنگاه های معاملات ملکی رفتم، در آنجا فردی بود به نام علی آقا که دوستانش او را «علی آقا دلال» صدا میزدند. در بین صحبت ها، صحبت به سخن شب گذشته رییس جمهور مبنی بر عدم افزایش قیمت دلار رسید و علی آقا قاطعانه گفت: «بر خلاف سخن حسن آقا روحانی بر اساس نظر و تحلیل من دلار پیش از عید رقم 5000 تومان را هم خواهد دید.»
✅ دیروز آقای نوبخت، سخنگوی دولت، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، در واکنش به افزایش قیمت دلار سخنی را گفتند که با توجه به جایگاه ایشان میتواند نشان دهنده آن باشد که یکی از مسئولان و مشاورانی که در یادداشت قبلی به آنها اشاره شد ( https://news.1rj.ru/str/governancesystems/111) همین آقای نوبخت است. ایشان گفتهاند که: «با محاسبات ما قیمت دلار زیر چهار هزار تومان است و در حال حاضر قیمت دلار حباب است و باید بترکد. مگر چه اتفاقی افتاده که قیمت دلار این همه بالا رفته؟ فقط در بازار تقاضای کاذب به وجود آمده است.»
✅این سخن نشان دهنده عدم توجه ایشان به پیوستگی سیستم های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که نتیجه آن ارائه مشاورههایی اشتباه به رییسجمهور و با توجه به جایگاه ایشان به عنوان رئیسسازمان برنامه و بودجه، احتمالا اقداماتی اشتباه شده است که در آینده پیامدهای خود را نشان خواهد داد؛ مشاورهها و اقداماتی که بواسطه مبتنی بودن برخی از سخنان حسن روحانی بر آنها، بر سرمایه اجتماعی دولت و رییس جمهور اثرات مخربی بر جای میگذارد.
✅ باید توجه داشت جدا از فاکتورهای اقتصادی که به نظر میرسد، حتی آنها نیز گویای روند صعودی قیمت دلار است، در جامعهای که روند سطح سرمایه اجتماعی دولت و البته نظام سیاسی، روندی نزولی است و سطح امید جامعه به آینده نیز روندی رو به کاهش است، نمی تواند روند قیمت دلار روندی افزایشی نباشد.
✅ رئیسجمهوری محترم باید بدانند که بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی در انتخابات 1396، ایشان را به عنوان یکی از آخرین امیدهای خود برای بهبود وضعیت کشور در ساختار کنونی انتخاب کردهاند؛ و پاسخگویی مناسب به این امیدها که شوربختانه رو به نامیدی است، جز با حضور مشاوران، وزرا و استاندارانی که علت رخدادهای اجتماعی را بدانند و برای اثرگذاری مثبت بر آنها برنامه داشته باشند امکانپذیر نیست؛ تا دیر نشده است باید با انتخاب مکانیزمی کارآمد، مشاوران، وزرا و استاندارانی را برگزید که دستکم سطح دانش آنها از واقعیتهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و محیط زیستی ایران، از سطح دانش عامه مردم بیشتر باشد؛ چرا که این علامت مثبتی نیست که پیشبینی و محاسبات علی آقا دلال، از پیشبینیها و محاسبات معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان برنامه و بودجه کشور دقیقتر باشد.
✅بیایید درها و گوشها را برای شنیدن سخنان تلخ افرادی چون محسن رنانی که سالها پیش روند کنونی را پیشبینی کردهاند و برای بزرگان کشور از خاتمی تا روحانی در ارتباط با مخاطرات گوناگون این سرزمین نامه نوشتهاند؛ اما پاسخی نگرفتهاند؛ باز کنیم؛ پیش از آنکه پیچیدگیها، درها و گوشها را باز کنند؛ که ممکن است آن زمان دیر باشد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
Telegram
Governance systems
✳️ دلار 4800 تومانی، تهدید و فرصتی برای حسن روحانی ✳️
🖋(سجاد فتاحی - جامعهشناس)
@governancesystems
✅ بر خلاف اعلام موضع قاطعانه رئیسجمهور در گفتگوی ویژه تلویزیونی، دلار مدتی است که از مرز 4800 تومان نیز عبور کرده است.
✅ اصول ابتدایی سیاست حکم میکند که…
🖋(سجاد فتاحی - جامعهشناس)
@governancesystems
✅ بر خلاف اعلام موضع قاطعانه رئیسجمهور در گفتگوی ویژه تلویزیونی، دلار مدتی است که از مرز 4800 تومان نیز عبور کرده است.
✅ اصول ابتدایی سیاست حکم میکند که…
✳️ مدل گشودن گره پرونده سید امامی، مدلی برای گشودن گره مسائل ایران✳️
🖋 (سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ بعد از آنکه 4 انجمن علمی کشور (انجمن علوم سیاسی ایران، انجمن جامعه شناسی ایران، انجمن مطالعات صلح ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات)، یک حزب (حزب اتحاد ملت ایران) و بسیاری از کنشگران و فعالان جامعه مدنی ایران، نسبت به موضوع درگذشت دکتر کاووس سید امامی واکنش نشان دادند، رئیسجمهور نیز وارد عرصه شد و با صدور دستور پیگیری موضوع و تعیین کمیتهای 4 نفره از اعضای هیات دولت توسط او، کلیه اجزای لازم برای آغاز فرایندی که میتواند به الگویی موفق برای جلوگیری از تکرار چنین رخدادهای تلخی تبدیل شود در کنار هم قرار گرفت.
✅ این فرایند تا اینجا این درس را برای ما داشته است که با رشد کنونی وسایل ارتباطی، در صورت واکنش هماهنگ اجزای گوناگون جامعه مدنی در ایران به یک موضوع، دولت، ناگزیر از شنیدن صدای جامعه مدنی و پاسخ به آن خواهد بود. از سوی دیگر مطالبهگری هماهنگ جامعه مدنی، پشتوانه اجتماعی مناسبی نیز برای پیگیری موضوع و مواجهه با موانع بزرگ موجود در این مسیر برای رئیسجمهور فراهم خواهد کرد که در طی این مسیر دشوار به او کمک نموده و امکان موفقیت دولت را افزایش خواهد داد.
✅ برای تکمیل این فرایند باید
❇️ جامعه مدنی که شاخصترین اجزای آن در این موضوع همان 4 انجمن علمی و حزبی هستند که به رئیسجمهور نامه نوشتهاند، در بازههای زمانی مشخصی که میتواند هر دو هفته یکبار باشد با نگارش نامهای سرگشاده به رئیسجمهور، انتشار علنی نتایج بررسیها و گزارش کمیته دولت را مطالبه کند.
❇️ دولت برای جلب اعتماد جامعه مدنی و افزایش سرمایه اجتماعی خود، گزارشی دقیق و شفاف از موضوع تهیه کند؛ گزارشی که به 3 پرسش اصلی زیر پاسخی مناسب و قانع کننده دهد:
1️⃣ از لحظه بازداشت تا زمان درگذشت دکتر سید امامی بر او چه گذشته است؟
2️⃣ حادثه نهایی حاصل قصور چه افراد و ضعف چه قوانین و مقرراتی بوده است؟
3️⃣ پیشنهادها و لایحه دولت برای حذف اثر این عوامل در جهت جلوگیری از تکرار چینن رخدادهایی چیست؟
❇️ پس از ارائه این گزارش از سوی دولت، 4 نهاد مدنی فوق، با بررسی گزارش دولت، نظر خود را در رابطه با این گزارش و کیفیت آن به جامعه مدنی و دولت اعلام کنند.
✅ باور کنیم که اگر برای هر موضوع مهمی در کشور، جامعه مدنی و دولت چنین گامهایی را بردارند رفته رفته گره های ناگشوده مسائل ایران در حوزه های مختلف باز خواهد شد و امید جامعه به آینده افزایش خواهد یافت.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
🖋 (سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ بعد از آنکه 4 انجمن علمی کشور (انجمن علوم سیاسی ایران، انجمن جامعه شناسی ایران، انجمن مطالعات صلح ایران و انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات)، یک حزب (حزب اتحاد ملت ایران) و بسیاری از کنشگران و فعالان جامعه مدنی ایران، نسبت به موضوع درگذشت دکتر کاووس سید امامی واکنش نشان دادند، رئیسجمهور نیز وارد عرصه شد و با صدور دستور پیگیری موضوع و تعیین کمیتهای 4 نفره از اعضای هیات دولت توسط او، کلیه اجزای لازم برای آغاز فرایندی که میتواند به الگویی موفق برای جلوگیری از تکرار چنین رخدادهای تلخی تبدیل شود در کنار هم قرار گرفت.
✅ این فرایند تا اینجا این درس را برای ما داشته است که با رشد کنونی وسایل ارتباطی، در صورت واکنش هماهنگ اجزای گوناگون جامعه مدنی در ایران به یک موضوع، دولت، ناگزیر از شنیدن صدای جامعه مدنی و پاسخ به آن خواهد بود. از سوی دیگر مطالبهگری هماهنگ جامعه مدنی، پشتوانه اجتماعی مناسبی نیز برای پیگیری موضوع و مواجهه با موانع بزرگ موجود در این مسیر برای رئیسجمهور فراهم خواهد کرد که در طی این مسیر دشوار به او کمک نموده و امکان موفقیت دولت را افزایش خواهد داد.
✅ برای تکمیل این فرایند باید
❇️ جامعه مدنی که شاخصترین اجزای آن در این موضوع همان 4 انجمن علمی و حزبی هستند که به رئیسجمهور نامه نوشتهاند، در بازههای زمانی مشخصی که میتواند هر دو هفته یکبار باشد با نگارش نامهای سرگشاده به رئیسجمهور، انتشار علنی نتایج بررسیها و گزارش کمیته دولت را مطالبه کند.
❇️ دولت برای جلب اعتماد جامعه مدنی و افزایش سرمایه اجتماعی خود، گزارشی دقیق و شفاف از موضوع تهیه کند؛ گزارشی که به 3 پرسش اصلی زیر پاسخی مناسب و قانع کننده دهد:
1️⃣ از لحظه بازداشت تا زمان درگذشت دکتر سید امامی بر او چه گذشته است؟
2️⃣ حادثه نهایی حاصل قصور چه افراد و ضعف چه قوانین و مقرراتی بوده است؟
3️⃣ پیشنهادها و لایحه دولت برای حذف اثر این عوامل در جهت جلوگیری از تکرار چینن رخدادهایی چیست؟
❇️ پس از ارائه این گزارش از سوی دولت، 4 نهاد مدنی فوق، با بررسی گزارش دولت، نظر خود را در رابطه با این گزارش و کیفیت آن به جامعه مدنی و دولت اعلام کنند.
✅ باور کنیم که اگر برای هر موضوع مهمی در کشور، جامعه مدنی و دولت چنین گامهایی را بردارند رفته رفته گره های ناگشوده مسائل ایران در حوزه های مختلف باز خواهد شد و امید جامعه به آینده افزایش خواهد یافت.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این 32 ثانیه، گویاترین نمود استفاده از ابزار عریان قدرت، برای مواجهه با موضوعات اجتماعی است. سیاستی که ناکارآمدی و بحران زایی خود را بارها نشان داده است. ن. ب https://news.1rj.ru/str/governancesystems/99
✳️ سقوط پرواز یاسوج و سقوط ایران✳️
🖋 (سجاد فتاحی- جامعهشناس)
@governancesystems
✅ دوست و استاد گرامیم محمد فاضلیt برای ارجاع به وضعیت کنونی ایران از مفهوم «همآیندی بحرانها» استفاده میکند.
✅ همآیندی بحرانها در ایران به این اشاره دارد که تمامی بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و سیاسی که بواسطه نقاط ضعفمان در طول دههها یک به یک پدید آمده و رشد کردهاند به یکباره در شرایط کنونی از راه میرسند.
✅ در این شرایط، ایران، دیگر به تنهایی با یک بحران اقتصادی، محیطزیستی، اجتماعی و ... روبرو نیست؛ بلکه با مجموعه پیچیدهای از بحرانها روبروست که هر یک برای برانداختن یک کشور و تمدن کافی است.
✅ بحران فرسودگی ناوگان هوایی کشور، که ناشی از اتخاذ سیاستهای خارجی نامناسب در چند دههی گذشته بوده است یکی از همین بحرانهاست؛ و سقوط امروز پرواز یاسوج و درگذشت تعدادی از هموطنانمان تنها نمودی از این بحران است.
✅ باور کنیم که فرونشست دشتهای کشور، سقوط پلاسکو، غرق شدن سانچی و اکنون سقوط پرواز یاسوج تنها فرونشست دشت، سقوط یک ساختمان، غرق شدن یک کشتی و سقوط یک هواپیما نیست؛ این رخدادها نوک کوه یخ بحرانهای گوناگونی است که با سیاستگذاریهای نامناسب خود پدید آوردهایم.
✅ بیایید درباره علت مشترک تمامی این بحرانها پیش از آنکه ناباورانه در تاریخ، به نظاره سقوط ایران بنشینیم گفتگو کنیم.
اگر آماده گفتگو هستیم
پس باید آمادگی شنیدن سخنهایی تلخ را نیز داشته باشیم؛
باید آمادگی نشستن بر سر میز گفتگو با تمامی ایرانیانی که آنها را راندهایم داشته باشیم
و مهمتر از همه
باید آنقدر بزرگ باشیم که جلوگیری از فروپاشی یک سرزمین کهن را بر منافع فردی، گروهی و غرور کاذب خود ترجیح دهیم.
اگرچه تاریخ، بواسطه محدودیتهای ساختاری موجود بر سر راه آغاز چنین گفتگوهایی، نمونه های اندکی از آنها را پیش از آنکه دیر شده باشد شاهد بوده است، اما
شاید ما بتوانیم یک استثا باشیم.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
🖋 (سجاد فتاحی- جامعهشناس)
@governancesystems
✅ دوست و استاد گرامیم محمد فاضلیt برای ارجاع به وضعیت کنونی ایران از مفهوم «همآیندی بحرانها» استفاده میکند.
✅ همآیندی بحرانها در ایران به این اشاره دارد که تمامی بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، زیستمحیطی و سیاسی که بواسطه نقاط ضعفمان در طول دههها یک به یک پدید آمده و رشد کردهاند به یکباره در شرایط کنونی از راه میرسند.
✅ در این شرایط، ایران، دیگر به تنهایی با یک بحران اقتصادی، محیطزیستی، اجتماعی و ... روبرو نیست؛ بلکه با مجموعه پیچیدهای از بحرانها روبروست که هر یک برای برانداختن یک کشور و تمدن کافی است.
✅ بحران فرسودگی ناوگان هوایی کشور، که ناشی از اتخاذ سیاستهای خارجی نامناسب در چند دههی گذشته بوده است یکی از همین بحرانهاست؛ و سقوط امروز پرواز یاسوج و درگذشت تعدادی از هموطنانمان تنها نمودی از این بحران است.
✅ باور کنیم که فرونشست دشتهای کشور، سقوط پلاسکو، غرق شدن سانچی و اکنون سقوط پرواز یاسوج تنها فرونشست دشت، سقوط یک ساختمان، غرق شدن یک کشتی و سقوط یک هواپیما نیست؛ این رخدادها نوک کوه یخ بحرانهای گوناگونی است که با سیاستگذاریهای نامناسب خود پدید آوردهایم.
✅ بیایید درباره علت مشترک تمامی این بحرانها پیش از آنکه ناباورانه در تاریخ، به نظاره سقوط ایران بنشینیم گفتگو کنیم.
اگر آماده گفتگو هستیم
پس باید آمادگی شنیدن سخنهایی تلخ را نیز داشته باشیم؛
باید آمادگی نشستن بر سر میز گفتگو با تمامی ایرانیانی که آنها را راندهایم داشته باشیم
و مهمتر از همه
باید آنقدر بزرگ باشیم که جلوگیری از فروپاشی یک سرزمین کهن را بر منافع فردی، گروهی و غرور کاذب خود ترجیح دهیم.
اگرچه تاریخ، بواسطه محدودیتهای ساختاری موجود بر سر راه آغاز چنین گفتگوهایی، نمونه های اندکی از آنها را پیش از آنکه دیر شده باشد شاهد بوده است، اما
شاید ما بتوانیم یک استثا باشیم.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
✳️ گاندی، چالشی پیشروی خاتمی و روحانی!✳️
(تاملی درباره ریشه خشونتهای خیابان پاسداران)
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ کرمانشاه را از نظر حضور گروههای مذهبی گوناگون، به هندوستان ایران تشبیه میکنند؛ قرنهاست گروههای مذهبی در این بخش از کشور، در کنار یکدیگر برادرانه زندگی میکنند و دست کم من چیزی در مورد شکلگیری تضادهای شدید بین این گروههای مذهبی نشنیدهام.
✅ در نخستین سالروز درگذشت دختر پیامبر اسلام بعد از پیروزی حسن روحانی در سال 1392، شاهد مراسمی که به همین مناسبت در یکی از خیابانهای شهر کرمانشاه برگزار میشد بودم و در آنجا شکلگیری هستههای اولیه وقایعی که در آینده میتواند به خشونتهای مذهبی در ایران بیانجامد را مشاهده کردم. گروهی با شعارهایی توهینآمیز به برخی شخصیتهای مورد احترام هموطنان اهل سنت، در خیابان سوگواری میکردند و عجیبتر آنکه مسیر آنها از روبروی مسجد اهل سنت کرمانشاه میگذشت و نیروی انتظامی نیز امنیت آنها را فراهم میکرد!
✅در نزدیکی کرمانشاه، روستایی قرار دارد به نام روستای گرهبان، این روستا، مکانی مقدس برای برخی پیروان آیین یارسان است که با تلاشهای خود آن را به جاذبهای دیدنی و کشت و صنعتی موفق تبدیل کردهاند؛ که شرح جزئیات آن حال و هوا و فرصت دیگری را میطلبد. برای نخستین بار که به این روستا رفتم، به هنگام ظهر، سفره گستردهای در ساختمان زیبای این روستا پهن شد و تمامی افرادی که در آن ساعت در آنجا بودند، به مصداق این سخن ابوالحسن خرقانی که « هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ...» میتوانستند بر این سفره بنشینند و ناهار میل کنند. در این فضا بود که احساس کردم که میتوان عقاید مذهبی متفاوتی داشت اما از صحبت و همنشینی با هموطنانی از دین و آیینی دیگر در مکانی مذهبی لذت برد. بار دوم که به گرهبان رفتم، این بار بر سر جاده ورودی روستا، 2 نفر جلوی خودرو را گرفتند و گفتند که گرهبان به دلیل برخی محدودیتهایی که برای آن ایجاد شده است فعلا از پذیرش بازدید کننده و میهمان معذور است.
✅ پیش از سفر استانی آقای روحانی به کرمانشاه، فرصتی فراهم شد تا با گروهی از برادران اهل سنت و اهل حق که بخشی از آنها از ساکنان و متولیان همین روستای گرهبان بودند صحبت کنم؛ از تبعیضها و محدودیتهایی که بر آنها در چند دهه گذشته اعمال شده بود گلایه داشتند و از امیدهایشان برای کاهش این محدودیتها و یا دستکم عدم افزایش آنها در دوران ریاستجمهوری آقای روحانی میگفتند.
✅ من در مورد اینکه چه گروهها و یا افرادی در خشونتهای دیروز خیابان پاسداران نقش داشتهاند نظری ندارم؛ اما میدانم مهمترین عامل اثرگذار بر شکلگیری این خشونتها، اقدامات و سیاستگذاریهای محدود کننده و تبعیض آمیز در قبال گروههای گوناگون مذهبی کشور است.
✅با اصولگرایان سخنی ندارم، چرا که آنها مدتهاست که گوشها و چشمهایشان برای دیدن واقعیتهای در حال تغییر جامعه ایرانی بسته شده است. اما هنوز به سخن گفتن با اصلاحطلبان و حامیان دولت که آقایان خاتمی و روحانی آنها را نمایندگی میکنند امیدوارم.
✅آقای خاتمی و آقای روحانی! شما در قبال خشونتهای خیابان پاسداران مسئولید و باید پاسخگو باشید که برای برطرف کردن محدودیتها و تبعیضهای ناروای اعمال شده بر هموطنانی از مذاهبی دیگر در دوران مسئولیت خود چه کردهاید؛ یک بار هم شده با شفافیت در مورد اقدامات خود و موانع پیشرویتان در مسیر کاهش و حذف این محدودیتها سخن بگویید؛ نمیشود 13 سال دولت در دست گروههای اصلاحطلب و اعتدالگرا باشد اما همچنان فعالیت عادی مکانهایی مذهبی چون گرهبان، یا یک مسجد جامع اهل سنت امکانناپذیر باشد و حتی هموطنانی از مذاهب دیگر، آرزوی عدم توهین به عقایدشان را در فضاهای عمومی و رسانههای رسمی دست نیافتنی بدانند و ما همچنان بگوییم که امیدوار باشید و به اصلاح بیاندیشید!
✅ گاندی برای وحدت میان مسلمانان و هندوهای کشورش یک ماه روزه گرفت؛ شما بر سر آرامگاه ساده این مرد رفتهاید و از اقدامات او با سخنانی زیبا تجلیل کردهاید، این بار شما بگویید برای کاهش محدودیتها و تبعیضهای ناروای مذهبی و عدم حرکت جامعه ایرانی به سمت خشونتهای مذهبی، در دوران مسئولیت خود چه کردهاید؟ و چه موانعی پیشرویتان بوده است؟
✅ اگر کاری نیز از دستتان ساخته نیست، دست کم به تبعیت از گاندی، در اعتراض به این محدودیتها و تبعیضها و نقشی که در حرکت جامعه ایرانی به سمت خشونت دارند اعلام کنید که یک ماه روزهدار خواهید بود!
ما نیز با شما روزه خواهیم گرفت ...
مطمئن باشید این اقدام، از بی عملی و سکوت، که ویران کننده امید است، اثرگذارتر خواهد بود.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
(تاملی درباره ریشه خشونتهای خیابان پاسداران)
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ کرمانشاه را از نظر حضور گروههای مذهبی گوناگون، به هندوستان ایران تشبیه میکنند؛ قرنهاست گروههای مذهبی در این بخش از کشور، در کنار یکدیگر برادرانه زندگی میکنند و دست کم من چیزی در مورد شکلگیری تضادهای شدید بین این گروههای مذهبی نشنیدهام.
✅ در نخستین سالروز درگذشت دختر پیامبر اسلام بعد از پیروزی حسن روحانی در سال 1392، شاهد مراسمی که به همین مناسبت در یکی از خیابانهای شهر کرمانشاه برگزار میشد بودم و در آنجا شکلگیری هستههای اولیه وقایعی که در آینده میتواند به خشونتهای مذهبی در ایران بیانجامد را مشاهده کردم. گروهی با شعارهایی توهینآمیز به برخی شخصیتهای مورد احترام هموطنان اهل سنت، در خیابان سوگواری میکردند و عجیبتر آنکه مسیر آنها از روبروی مسجد اهل سنت کرمانشاه میگذشت و نیروی انتظامی نیز امنیت آنها را فراهم میکرد!
✅در نزدیکی کرمانشاه، روستایی قرار دارد به نام روستای گرهبان، این روستا، مکانی مقدس برای برخی پیروان آیین یارسان است که با تلاشهای خود آن را به جاذبهای دیدنی و کشت و صنعتی موفق تبدیل کردهاند؛ که شرح جزئیات آن حال و هوا و فرصت دیگری را میطلبد. برای نخستین بار که به این روستا رفتم، به هنگام ظهر، سفره گستردهای در ساختمان زیبای این روستا پهن شد و تمامی افرادی که در آن ساعت در آنجا بودند، به مصداق این سخن ابوالحسن خرقانی که « هر که در این سرا درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ...» میتوانستند بر این سفره بنشینند و ناهار میل کنند. در این فضا بود که احساس کردم که میتوان عقاید مذهبی متفاوتی داشت اما از صحبت و همنشینی با هموطنانی از دین و آیینی دیگر در مکانی مذهبی لذت برد. بار دوم که به گرهبان رفتم، این بار بر سر جاده ورودی روستا، 2 نفر جلوی خودرو را گرفتند و گفتند که گرهبان به دلیل برخی محدودیتهایی که برای آن ایجاد شده است فعلا از پذیرش بازدید کننده و میهمان معذور است.
✅ پیش از سفر استانی آقای روحانی به کرمانشاه، فرصتی فراهم شد تا با گروهی از برادران اهل سنت و اهل حق که بخشی از آنها از ساکنان و متولیان همین روستای گرهبان بودند صحبت کنم؛ از تبعیضها و محدودیتهایی که بر آنها در چند دهه گذشته اعمال شده بود گلایه داشتند و از امیدهایشان برای کاهش این محدودیتها و یا دستکم عدم افزایش آنها در دوران ریاستجمهوری آقای روحانی میگفتند.
✅ من در مورد اینکه چه گروهها و یا افرادی در خشونتهای دیروز خیابان پاسداران نقش داشتهاند نظری ندارم؛ اما میدانم مهمترین عامل اثرگذار بر شکلگیری این خشونتها، اقدامات و سیاستگذاریهای محدود کننده و تبعیض آمیز در قبال گروههای گوناگون مذهبی کشور است.
✅با اصولگرایان سخنی ندارم، چرا که آنها مدتهاست که گوشها و چشمهایشان برای دیدن واقعیتهای در حال تغییر جامعه ایرانی بسته شده است. اما هنوز به سخن گفتن با اصلاحطلبان و حامیان دولت که آقایان خاتمی و روحانی آنها را نمایندگی میکنند امیدوارم.
✅آقای خاتمی و آقای روحانی! شما در قبال خشونتهای خیابان پاسداران مسئولید و باید پاسخگو باشید که برای برطرف کردن محدودیتها و تبعیضهای ناروای اعمال شده بر هموطنانی از مذاهبی دیگر در دوران مسئولیت خود چه کردهاید؛ یک بار هم شده با شفافیت در مورد اقدامات خود و موانع پیشرویتان در مسیر کاهش و حذف این محدودیتها سخن بگویید؛ نمیشود 13 سال دولت در دست گروههای اصلاحطلب و اعتدالگرا باشد اما همچنان فعالیت عادی مکانهایی مذهبی چون گرهبان، یا یک مسجد جامع اهل سنت امکانناپذیر باشد و حتی هموطنانی از مذاهب دیگر، آرزوی عدم توهین به عقایدشان را در فضاهای عمومی و رسانههای رسمی دست نیافتنی بدانند و ما همچنان بگوییم که امیدوار باشید و به اصلاح بیاندیشید!
✅ گاندی برای وحدت میان مسلمانان و هندوهای کشورش یک ماه روزه گرفت؛ شما بر سر آرامگاه ساده این مرد رفتهاید و از اقدامات او با سخنانی زیبا تجلیل کردهاید، این بار شما بگویید برای کاهش محدودیتها و تبعیضهای ناروای مذهبی و عدم حرکت جامعه ایرانی به سمت خشونتهای مذهبی، در دوران مسئولیت خود چه کردهاید؟ و چه موانعی پیشرویتان بوده است؟
✅ اگر کاری نیز از دستتان ساخته نیست، دست کم به تبعیت از گاندی، در اعتراض به این محدودیتها و تبعیضها و نقشی که در حرکت جامعه ایرانی به سمت خشونت دارند اعلام کنید که یک ماه روزهدار خواهید بود!
ما نیز با شما روزه خواهیم گرفت ...
مطمئن باشید این اقدام، از بی عملی و سکوت، که ویران کننده امید است، اثرگذارتر خواهد بود.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
Forwarded from اتچ بات
پرتاب دختر خیابان انقلاب از بلندی و امید به کاهش تاخیر زمانی روحانی
🖋 (سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
توضیح: متن زیر را بر اساس خبری نوشتم که از یک حساب توئیتری منتسب به خانم مولاوردی نقل شده بود، پس از انتشار آن در کانال، دوستی خبر از جعلی بودن این حساب داد. این متن را بدون تغییر منتشر میکنم به امید آنکه روزی این خبرهای خوب، خبرهایی واقعی باشد و از حسابهای رسمی مسئولان دولتی منتشر شود.
✅ شهیندخت مولاوردی دستیار ویژه رئیسجمهور در امور حقوق شهروندی، در ارتباط با برخورد غیر قانونی مامور نیروی انتظامی با یکی از دختران خیابان انقلاب، خبر از ماموریت روحانی به او برای پیگیری قضایی این پرونده داده است.
✅ در سیستمهای حکمرانی و نظامهای سیاسی، زمانی را که پس از وقوع یک رخداد سپری میشود تا واقعه دیگری رخ دهد تاخیر زمانی (Time Delay) سیستم حکمرانی مینامند و یکی از ویژگیهای سیستمهای حکمرانی و سیاسی کارآمد، اندک بودن تاخیر زمانی آنهاست.
✅ یکی از مهمترین ایرادهای دولتها در ایران به صورت عام و دولت حسن روحانی به صورت خاص، تاخیر زمانی زیاد آنها در واکنش مناسب به رخدادهای مهم در داخل و خارج ایران است؛ که این موضوع سبب میشود بازه زمانی مناسب برای انجام واکنش، که عموما کمتر از یک روز است، از دست رفته و دولت و رئیسجمهوری تنها به انجام واکنشهایی انفعالی نسبت به رخدادها اقدام کنند؛ واکنشهایی که دیگر اثرگذاری چندانی نخواهد داشت.
✅ مقایسه زمان واکنش روحانی به موضوعاتی از قبیل غرق شدن کشتی سانچی، موضوع درگذشت دکتر کاووس سید امامی، ناآرامیهای خیابان پاسداران و ... با زمان واکنش او به موضوع برخورد خشن و غیر قانونی مامور انتظامی با یکی از دختران خیابان انقلاب که کمتر از یک روز به طول انجامیده، نشان دهنده آن است که خوشبختانه تاخیر زمانی روحانی در واکنش به رخدادهای مهم اندکی کاهش یافته است.
✅ کاهش سیستماتیک و نه موردی تاخیر زمانی روحانی و دولت در برابر رخدادهای مهم که نیازمند طراحی نهادهای مشورتی چالاک است، میتواند یکی از عواملی باشد که رئیسجمهوری و دولت را از حالت انفعالی کنونی نسبت به رخدادهای مهم و جامعه را از ناامیدی نسبت به موفقیت روحانی در ایجاد تغییرات اساسی خارج کند.
✅ ضمن آرزوی سلامتی برای آن دختر خیابان انقلاب، امیدوارم هزینه سنگین برخورد نامناسب مامور نیروی انتظامی با او و پرتابش از بلندی، به قیمت کاهش سیستماتیک تاخیر زمانی روحانی و البته کاهش برخوردهای خشونت آمیز انتظامی با رفتارهای مدنی شهروندان باشد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
🖋 (سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
توضیح: متن زیر را بر اساس خبری نوشتم که از یک حساب توئیتری منتسب به خانم مولاوردی نقل شده بود، پس از انتشار آن در کانال، دوستی خبر از جعلی بودن این حساب داد. این متن را بدون تغییر منتشر میکنم به امید آنکه روزی این خبرهای خوب، خبرهایی واقعی باشد و از حسابهای رسمی مسئولان دولتی منتشر شود.
✅ شهیندخت مولاوردی دستیار ویژه رئیسجمهور در امور حقوق شهروندی، در ارتباط با برخورد غیر قانونی مامور نیروی انتظامی با یکی از دختران خیابان انقلاب، خبر از ماموریت روحانی به او برای پیگیری قضایی این پرونده داده است.
✅ در سیستمهای حکمرانی و نظامهای سیاسی، زمانی را که پس از وقوع یک رخداد سپری میشود تا واقعه دیگری رخ دهد تاخیر زمانی (Time Delay) سیستم حکمرانی مینامند و یکی از ویژگیهای سیستمهای حکمرانی و سیاسی کارآمد، اندک بودن تاخیر زمانی آنهاست.
✅ یکی از مهمترین ایرادهای دولتها در ایران به صورت عام و دولت حسن روحانی به صورت خاص، تاخیر زمانی زیاد آنها در واکنش مناسب به رخدادهای مهم در داخل و خارج ایران است؛ که این موضوع سبب میشود بازه زمانی مناسب برای انجام واکنش، که عموما کمتر از یک روز است، از دست رفته و دولت و رئیسجمهوری تنها به انجام واکنشهایی انفعالی نسبت به رخدادها اقدام کنند؛ واکنشهایی که دیگر اثرگذاری چندانی نخواهد داشت.
✅ مقایسه زمان واکنش روحانی به موضوعاتی از قبیل غرق شدن کشتی سانچی، موضوع درگذشت دکتر کاووس سید امامی، ناآرامیهای خیابان پاسداران و ... با زمان واکنش او به موضوع برخورد خشن و غیر قانونی مامور انتظامی با یکی از دختران خیابان انقلاب که کمتر از یک روز به طول انجامیده، نشان دهنده آن است که خوشبختانه تاخیر زمانی روحانی در واکنش به رخدادهای مهم اندکی کاهش یافته است.
✅ کاهش سیستماتیک و نه موردی تاخیر زمانی روحانی و دولت در برابر رخدادهای مهم که نیازمند طراحی نهادهای مشورتی چالاک است، میتواند یکی از عواملی باشد که رئیسجمهوری و دولت را از حالت انفعالی کنونی نسبت به رخدادهای مهم و جامعه را از ناامیدی نسبت به موفقیت روحانی در ایجاد تغییرات اساسی خارج کند.
✅ ضمن آرزوی سلامتی برای آن دختر خیابان انقلاب، امیدوارم هزینه سنگین برخورد نامناسب مامور نیروی انتظامی با او و پرتابش از بلندی، به قیمت کاهش سیستماتیک تاخیر زمانی روحانی و البته کاهش برخوردهای خشونت آمیز انتظامی با رفتارهای مدنی شهروندان باشد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
Telegram
attach 📎
در ضرورت حمایت احزاب اصلاحطلب از درخواست تجمع جبهه ملی ایران
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ پس از اعتراضات دیماه 96، تمامی مسئولان بلند پایه کشور، بر حق مردم جهت انجام تجمعها و اعتراضهای مسالمت آمیز تاکید کردند و به نظر میرسد پس از چند دهه دست کم در عرصه نظر، اجماعی نسبی بر ضرورت ایجاد امکان برای انجام تجمعات و اعتراضهای مسالمت آمیز به وجود آمده است.
✅ پس از این اظهار نظرها در 10 بهمن 1396، جبهه ملی ایران که یکی از کهنترین سازمانهای سیاسی کشور است، در نامهای به حسن روحانی درخواست برگزاری تجمعی را در یکی از میادین تهران در روز 14 اسفند (سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق) برای بیان نقطه نظرات خود در رابطه با اوضاع کشور داد.
✅ دولت در این مورد نیز همانند برخی موارد مشابه بدترین استراتژی را انتخاب کرده است: سکوت و نادیده گرفتن درخواست ارائه شده؛ در حالی که میتواند با برخوردی فعال با این درخواست، که لزوما پذیرش مطلق آن نیست؛ آن را تبدیل به فرصتی برای گشودن یکی از گرههای موجود در فضای سیاسی کشور نموده و بر سرمایه اجتماعی رو به افول خود بیافزاید.
✅ اما بدتر از سکوت دولت، سکوت شخصیتهای اثرگذار و احزاب اصلاحطلب کشور در این رابطه است؛ اگر بتوان سکوت دولت در رابطه با درخواست این تجمع از سوی جبهه ملی را با دلایلی نه چندان توجیهپذیر تا حدودی درک کرد، اما سکوت احزاب اصلاحطلب و عدم حمایت آنها از این درخواست و نه لزوما حضورشان در این تجمع، چندان قابل درک نیست.
✅ عمدهترین آسیب وارد بر جریان اصلاحطلب بویژه پس از انتخابات 1392 آن است که این جریان از آنرو که خود را یکی از حامیان اصلی دولت میداند به میزان زیادی دست از مطالبهگری از دولت و بیان انتقادات خود به برخی اقدامات غیر قابل دفاع آن برداشته و سرمایه اجتماعی خود را به سرمایه اجتماعی دولتی گره زده است که علیرغم برخی موفقیتهای قابل توجه، شیب سرمایه اجتماعی آن بواسطه عدم همخوانی انتظارات جامعه با موفقیتهای دولت رو به افول است. ادامه این مسیر طبیعتا این احزاب و البته شخصیتهای اثرگذار اصلاحطلب را در انتخاباتهای پیشرو در موقعیتی دشوار از نظر جلب حمایت و اعتماد جامعه قرار داده و پایگاه قائلان به عدم امکان اصلاح وضعیت موجود را تقویت خواهد کرد.
✅ از این منظر است که تصور میکنم اصلاحطلبان در مواردی همچون درخواست تجمع جبهه ملی و موارد مشابه باید فعال تر عمل کرده و از دولت مورد حمایت خود بخواهند که به صورت شفاف پاسخی مثبت و یا منفی با ذکر دلایلی متقن به چنین درخواستهایی ارائه دهد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ پس از اعتراضات دیماه 96، تمامی مسئولان بلند پایه کشور، بر حق مردم جهت انجام تجمعها و اعتراضهای مسالمت آمیز تاکید کردند و به نظر میرسد پس از چند دهه دست کم در عرصه نظر، اجماعی نسبی بر ضرورت ایجاد امکان برای انجام تجمعات و اعتراضهای مسالمت آمیز به وجود آمده است.
✅ پس از این اظهار نظرها در 10 بهمن 1396، جبهه ملی ایران که یکی از کهنترین سازمانهای سیاسی کشور است، در نامهای به حسن روحانی درخواست برگزاری تجمعی را در یکی از میادین تهران در روز 14 اسفند (سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق) برای بیان نقطه نظرات خود در رابطه با اوضاع کشور داد.
✅ دولت در این مورد نیز همانند برخی موارد مشابه بدترین استراتژی را انتخاب کرده است: سکوت و نادیده گرفتن درخواست ارائه شده؛ در حالی که میتواند با برخوردی فعال با این درخواست، که لزوما پذیرش مطلق آن نیست؛ آن را تبدیل به فرصتی برای گشودن یکی از گرههای موجود در فضای سیاسی کشور نموده و بر سرمایه اجتماعی رو به افول خود بیافزاید.
✅ اما بدتر از سکوت دولت، سکوت شخصیتهای اثرگذار و احزاب اصلاحطلب کشور در این رابطه است؛ اگر بتوان سکوت دولت در رابطه با درخواست این تجمع از سوی جبهه ملی را با دلایلی نه چندان توجیهپذیر تا حدودی درک کرد، اما سکوت احزاب اصلاحطلب و عدم حمایت آنها از این درخواست و نه لزوما حضورشان در این تجمع، چندان قابل درک نیست.
✅ عمدهترین آسیب وارد بر جریان اصلاحطلب بویژه پس از انتخابات 1392 آن است که این جریان از آنرو که خود را یکی از حامیان اصلی دولت میداند به میزان زیادی دست از مطالبهگری از دولت و بیان انتقادات خود به برخی اقدامات غیر قابل دفاع آن برداشته و سرمایه اجتماعی خود را به سرمایه اجتماعی دولتی گره زده است که علیرغم برخی موفقیتهای قابل توجه، شیب سرمایه اجتماعی آن بواسطه عدم همخوانی انتظارات جامعه با موفقیتهای دولت رو به افول است. ادامه این مسیر طبیعتا این احزاب و البته شخصیتهای اثرگذار اصلاحطلب را در انتخاباتهای پیشرو در موقعیتی دشوار از نظر جلب حمایت و اعتماد جامعه قرار داده و پایگاه قائلان به عدم امکان اصلاح وضعیت موجود را تقویت خواهد کرد.
✅ از این منظر است که تصور میکنم اصلاحطلبان در مواردی همچون درخواست تجمع جبهه ملی و موارد مشابه باید فعال تر عمل کرده و از دولت مورد حمایت خود بخواهند که به صورت شفاف پاسخی مثبت و یا منفی با ذکر دلایلی متقن به چنین درخواستهایی ارائه دهد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
اصلاح و توضیح: چند روز پیش مطلبی را در کانال منتشر کردم با عنوان «گاندی، چالشی پیش روی خاتمی و روحانی!» (https://news.1rj.ru/str/governancesystems/118) در بخشی از این متن با استناد به سخنان دو نفر بیان شده بود که روستای گرهبان به دلیل برخی محدودیتهایی که برای آن ایجاد شده است فعلا از پذیرش بازدید کننده و میهمان معذور است.» بعد از انتشار این متن دوستی گرانمایه و پاک دل از متولیان و ساکنان گره بان تماس گرفتند و بیان کردند که «علیرغم تمامی کم لطفی های اعمال شده بر گره بان، عدم پذیرش مهمان در این روستا، به دلیل تعمیرات ساختمان های آن است و نه این کم لطفی ها، و ما خوش نداریم که تهمتی ناروا به کسانی زده شود که نقشی در موضوع تعطیلی موقت گره بان نداشته اند». راست کرداری این دوست را ارج نهاده و به این وسیله مطلب طرح شده در متن فوق را اصلاح می کنم، به امید آنکه قدر این هموطنان راست گفتار و راست کردار را بیشتر بدانیم و موجبات آزردگی خاطرشان را فراهم نکنیم.
Telegram
Governance systems
✳️ گاندی، چالشی پیشروی خاتمی و روحانی!✳️
(تاملی درباره ریشه خشونتهای خیابان پاسداران)
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ کرمانشاه را از نظر حضور گروههای مذهبی گوناگون، به هندوستان ایران تشبیه میکنند؛ قرنهاست گروههای مذهبی در این بخش از…
(تاملی درباره ریشه خشونتهای خیابان پاسداران)
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ کرمانشاه را از نظر حضور گروههای مذهبی گوناگون، به هندوستان ایران تشبیه میکنند؛ قرنهاست گروههای مذهبی در این بخش از…
✳️دیباچهای بر گزارش ملی آب✳️
🖋(سجاد فتاحی- جامعهشناس)
@governancesystems
توضیح: بحران کنونی آب در ایران، حاصل در کنارهم قرارگیری مجموعه پیچیدهای از عوامل در سطوح و حوزههای گوناگون است؛ که بدون توجه به مجموعه این عوامل، اثراتی که هر یک بر پیدایش وضعیت کنونی داشتهاند، دستیابی به ریشههای اصلی پیدایش بحران و البته چارهاندیشی پیرامون آنها، تصور نمیکنم، بتوانیم راهکارهایی موثر برای غلبه بر آن ارائه دهیم. مطالبی که در ادامه میآید خلاصهای تیتروار از مقاله ارسالی به «اجلاس هماندیشی با متخصصان علوم آب و محیط زیست» است.
✅ با در نظر داشتن ایران به منزله یک سیستم جغرافیایی – سیاسی پیچیده، بحران کنونی آب در این کشور، حاصل در کنارهم قرارگیری مجموعهای از عوامل در سطوح و حوزههای گوناگون است که می توان آنها را در شش سطح ریشهیابی کرد.
1️⃣ سطح اول زنجیره علی
❇️ پیشی گرفتن مصارف از منابع آبی کشور در روندی حدودا 70 ساله
2️⃣ سطح دوم زنجیره علی
❇️ ناتوانی ایرانیان در کنترل اثر عوامل اخلالگر درونی و بیرونی موثر بر وضعیت منابع آبی کشور و ناتوانی آنها در تنظیم رفتار کنشگران فردی و جمعی به گونهای که پایداری منابع آبی ایران حفظ شود.
3️⃣ سطح سوم زنجیره علی
❇️ افزایش توانمندی ایرانیان برای بهرهبرداری هرچه بیشتر از منابع آب و مدیریت آن از طریق پیشرفتهای تکنولوژیک.
❇️ عدم توجه دولتها به اثرات شیوههای نوین بهرهبرداری از منابع آب بر منابع آبی کشور.
❇️ عدم تمایل شرکتهای بزرگ برای مشارکت در پروژههای کوچک، و ناتوانی بدنه اداری و اجرایی ایران برای انجام پروژههای کوچک در دهه 40 و 50 که محرکی قوی برای حرکت دولتها به سمت پروژههای بزرگ مدیریت منابع آب از قبیل سدسازی بود. پروژههایی که در دهه های بعد نیز به دلیل شکل دادن ساختاری از منافع، بدون توجه به راهکارهای مناسبتر، همچنان به عنوان اولویت اصلی مدیریت منابع آب در ایران باقی ماند.
❇️ عدم توجه به لزوم افزایش راندمان در بخشهای گوناگون کشاورزی، صنعت و شهری؛ و بی توجهی به سیاستگذاریهای متناسب با آن از قبیل قیمتگذاری مناسب آب و البته وجود برخی موانع فقهی و مذهبی در این زمینه در سالهای بعد از انقلاب.
❇️ نگرشهای محلی نمایندگان مجلس.
❇️ تاکید نظام سیاسی پس از انقلاب بر موضوع امنیت غذایی، بدون توجه به راندمان بخش کشاورزی و تواناییهای اقلیمی ایران و نادیده گرفتن روشهای دیگر تامین این نوع امنیت از قبیل برنامهریزی برای اصلاح و تغییر الگوی تغذیه ایرانیان.
❇️ عدم توجه به ضرورت سیاستگذاری محلی؛ در عین توجه به تبعات سیاستگذاریهای محلی در سطح ملی.
❇️ عادی سازی موضوع تجاوز به منابع زیرزمینی بواسطه ضعف دستگاه قضایی و قانونگذاریهای عادی کننده جرم (قانون تعیین تکلیف چاههای غیر مجاز).
❇️ تمرکز بر استراتژی جایگزینی واردات به جای استراتژی توسعه صادرات بویژه در بخش کشاورزی.
4️⃣ سطح چهارم زنجیره علی
❇️ وجود ضعفهایی اساسی در مکانیزم انتخاب کنشگران کلیدی نظام حکمرانی (مقامهای بلند پایه دولتی، نمایندگان مجلس و ...).
❇️ دنبال نمودن اهداف بخشی، توسط خرده سیستمهای گوناگون نظام حکمرانی، بدون توجه به این امر که مجموعه این اهداف و اقدامات باید پایداری سرزمینی به صورت عام وپایداری منابع آب به صورت خاص را تامین نموده و با آن تعارضی نداشته باشد.
❇️ عدم اجرای قانون مسئولیت مدنی.
5️⃣سطح پنجم زنجیره علی
❇️ ابهام در مجموعه اهداف نظام سیاسی و در بعضی موارد تناقض این اهداف با یکدیگر در سالهای پس از انقلاب.
❇️ افزایش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و کاهش نیاز به درآمدهای مالیاتی و مشارکتهای مردمی.
❇️ وجود نقصهایی اساسی در زمینه توازن و تفکیک قوا در نظام سیاسی.
6️⃣سطح ششم زنجیره علی
❇️ ضعف در زمینه طراحی سیستم حکمرانی در زمان بنیانگذاری
میتوان این سطوح را به لایههای عمیقتری نیز گسترش داد؛ اما به نظر میرسد برای یافتن نقطه شروع اصلاح، ریشهیابی علت بحران آب تا سطح ششم کافی باشد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
🖋(سجاد فتاحی- جامعهشناس)
@governancesystems
توضیح: بحران کنونی آب در ایران، حاصل در کنارهم قرارگیری مجموعه پیچیدهای از عوامل در سطوح و حوزههای گوناگون است؛ که بدون توجه به مجموعه این عوامل، اثراتی که هر یک بر پیدایش وضعیت کنونی داشتهاند، دستیابی به ریشههای اصلی پیدایش بحران و البته چارهاندیشی پیرامون آنها، تصور نمیکنم، بتوانیم راهکارهایی موثر برای غلبه بر آن ارائه دهیم. مطالبی که در ادامه میآید خلاصهای تیتروار از مقاله ارسالی به «اجلاس هماندیشی با متخصصان علوم آب و محیط زیست» است.
✅ با در نظر داشتن ایران به منزله یک سیستم جغرافیایی – سیاسی پیچیده، بحران کنونی آب در این کشور، حاصل در کنارهم قرارگیری مجموعهای از عوامل در سطوح و حوزههای گوناگون است که می توان آنها را در شش سطح ریشهیابی کرد.
1️⃣ سطح اول زنجیره علی
❇️ پیشی گرفتن مصارف از منابع آبی کشور در روندی حدودا 70 ساله
2️⃣ سطح دوم زنجیره علی
❇️ ناتوانی ایرانیان در کنترل اثر عوامل اخلالگر درونی و بیرونی موثر بر وضعیت منابع آبی کشور و ناتوانی آنها در تنظیم رفتار کنشگران فردی و جمعی به گونهای که پایداری منابع آبی ایران حفظ شود.
3️⃣ سطح سوم زنجیره علی
❇️ افزایش توانمندی ایرانیان برای بهرهبرداری هرچه بیشتر از منابع آب و مدیریت آن از طریق پیشرفتهای تکنولوژیک.
❇️ عدم توجه دولتها به اثرات شیوههای نوین بهرهبرداری از منابع آب بر منابع آبی کشور.
❇️ عدم تمایل شرکتهای بزرگ برای مشارکت در پروژههای کوچک، و ناتوانی بدنه اداری و اجرایی ایران برای انجام پروژههای کوچک در دهه 40 و 50 که محرکی قوی برای حرکت دولتها به سمت پروژههای بزرگ مدیریت منابع آب از قبیل سدسازی بود. پروژههایی که در دهه های بعد نیز به دلیل شکل دادن ساختاری از منافع، بدون توجه به راهکارهای مناسبتر، همچنان به عنوان اولویت اصلی مدیریت منابع آب در ایران باقی ماند.
❇️ عدم توجه به لزوم افزایش راندمان در بخشهای گوناگون کشاورزی، صنعت و شهری؛ و بی توجهی به سیاستگذاریهای متناسب با آن از قبیل قیمتگذاری مناسب آب و البته وجود برخی موانع فقهی و مذهبی در این زمینه در سالهای بعد از انقلاب.
❇️ نگرشهای محلی نمایندگان مجلس.
❇️ تاکید نظام سیاسی پس از انقلاب بر موضوع امنیت غذایی، بدون توجه به راندمان بخش کشاورزی و تواناییهای اقلیمی ایران و نادیده گرفتن روشهای دیگر تامین این نوع امنیت از قبیل برنامهریزی برای اصلاح و تغییر الگوی تغذیه ایرانیان.
❇️ عدم توجه به ضرورت سیاستگذاری محلی؛ در عین توجه به تبعات سیاستگذاریهای محلی در سطح ملی.
❇️ عادی سازی موضوع تجاوز به منابع زیرزمینی بواسطه ضعف دستگاه قضایی و قانونگذاریهای عادی کننده جرم (قانون تعیین تکلیف چاههای غیر مجاز).
❇️ تمرکز بر استراتژی جایگزینی واردات به جای استراتژی توسعه صادرات بویژه در بخش کشاورزی.
4️⃣ سطح چهارم زنجیره علی
❇️ وجود ضعفهایی اساسی در مکانیزم انتخاب کنشگران کلیدی نظام حکمرانی (مقامهای بلند پایه دولتی، نمایندگان مجلس و ...).
❇️ دنبال نمودن اهداف بخشی، توسط خرده سیستمهای گوناگون نظام حکمرانی، بدون توجه به این امر که مجموعه این اهداف و اقدامات باید پایداری سرزمینی به صورت عام وپایداری منابع آب به صورت خاص را تامین نموده و با آن تعارضی نداشته باشد.
❇️ عدم اجرای قانون مسئولیت مدنی.
5️⃣سطح پنجم زنجیره علی
❇️ ابهام در مجموعه اهداف نظام سیاسی و در بعضی موارد تناقض این اهداف با یکدیگر در سالهای پس از انقلاب.
❇️ افزایش وابستگی دولت به درآمدهای نفتی و کاهش نیاز به درآمدهای مالیاتی و مشارکتهای مردمی.
❇️ وجود نقصهایی اساسی در زمینه توازن و تفکیک قوا در نظام سیاسی.
6️⃣سطح ششم زنجیره علی
❇️ ضعف در زمینه طراحی سیستم حکمرانی در زمان بنیانگذاری
میتوان این سطوح را به لایههای عمیقتری نیز گسترش داد؛ اما به نظر میرسد برای یافتن نقطه شروع اصلاح، ریشهیابی علت بحران آب تا سطح ششم کافی باشد.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
http://apathtoliberation.blog.ir/
http://socialsystems.blog.ir/
⚠️ بیماری فوت کردن به ماست در نظام سیاستگذاری ایران!
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ شیرازیها ضربالمثلی دارند که میگوید «طرف دهانش را شیر سوزانده به ماست فوت میکند»؛ بر این اساس به نظرم یکی از مهمترین بیماریهای نظام سیاستگذاری و تصمیمگیری ایران، بیماری فوت کردن به ماست است؛ یعنی این نظام، سیاستگذاریها و اقداماتی را در رابطه با مسائل انجام میدهد که کمک چندانی به حل و یا تخفیف آنها نخواهد کرد.
✅ مجموعهای از عوامل سبب شده است که نظام سیاستگذاری ایران دچار بیماری فوت کردن به ماست شده و البته نظامی از منافع، مدیران و متخصصانی متناسب با این وضعیت بیمارگون را پرورش دهد.
✅ یکی از کلیترین و مهمترین این عوامل، قالب شدن این تصور در نظام سیاستگذاری به صورت عام و دولت به صورت خاص است که میتوان مسائل مهمی را که اساسا ریشهای سیاسی دارند، با راهکارهای عموما حقوقی حل کرد. همانطور که پزشکان در نظام سلامت ایران نقشی بیش از حد پررنگ یافتهاند و همین امر سبب ناکارآمدی این نظام شده است، در نظام سیاستگذای ایران نیز حقوقدانان، نقشی فراتر از جایگاه واقعی خود یافتهاند. این نقص سبب شده است که به عنوان مثال دولت کنونی، انرژی و منابع خود را صرف برخی راهکارهای حقوقی کند که کمک چندانی به حل مسائل کلیدی نکرده است. بارزترین نمونه از این دست اقدامات، «قانون حقوق شهروندی» است؛ که علیرغم هزینههای صرف شده برای تهیه و رونمایی از آن، بود و یا نبودش تفاوتی به حال حقوق شهروندی در این سرزمین نکرده است؛ و گویاترین مثالهای اخیر آن نیز نحوه برخورد با «دختران خیابان انقلاب» و «دراویش خیابان پاسداران» است. نمونهای دیگر از این دست نیز، تلاشها و اقداماتی است که برای تدوین قانون احزاب و تجمعات و ... انجام میشود.
✅ علت دیگر آن است که ساختار ناکارآمد دولت در ایران، مدیران دولتی را تبدیل به دلاکهای حمامهای عمومی سابق کرده است؛ با این تفاوت که آنها به جای رفتن از این حمام به آن حمام، از این جلسه به آن جلسه میروند؛ و اصولا فرصتی برای تفکر و تامل دقیق بر مسائلی که باید در مورد آن تصمیمگیری کنند ندارند. کارشناسانی هم که اندک تاملی بر مسائل میکنند یا در جلسات مهم تصمیمگیری حضور ندارند و یا اگر دارند صحبتهایشان در سلسله مراتب قدرت حاکم بر این جلسات، کمتر شنیده میشود.
✅ علت دیگر آن است که مدیران دولتی، اصولا در برابر تصمیمها و راهکارهای مصوب خود مسئولیتی ندارند و نهادی آنها را بواسطه تصمیمهای اشتباهشان بازخواست نمیکند؛ به همین دلیل، بخشی از آنها اولا نگران نتایج تصمیمهای خود و ارتباط آنها با حل مسائل نیستند و در ثانی چون هزینه این تصمیمها از جیب ملت ایران خرج میشود، دغدغهای هم ندارند که پولی که خرج میشود به بهترین وجه و برای اجرای راهکاری درست هزینه میشود و یا خیر. اطمینان دارم که اگر به این مدیران بگوییم، پول اجرای این راهکار برای خودتان و یکبار دیگر موضوع و راهکار طرح شده را بررسی کنید نتیجه چیز دیگری خواهد شد.
✅علت مهم دیگر این بیماری آن است که در بعضی مسائل کلیدی کشور، ارائه راهکار، نیازمند ورود به مسیرهایی است که طبیعتا ورود مدیران به آنها برایشان هزینهزا خواهد بود و مدیر ترجیح میدهد اصولا به سمت چنین راهکارهایی نرود؛ از سوی دیگر چون مدیر نمیتواند بیکار باشد، ترجیح میدهد به جای پرداختن به مساله اصلی، به ماست فوت کند که نه صدای کسی را در میآورد و نه هزینهای دارد؛ پول فوت کردن به ماست هم که از خزانه عمومی پرداخت میشود.
✅ ایرادهای فوق و موارد دیگری که میتوان با تامل بیشتر بر آنها افزود در چند دهه گذشته سبب شده است که مدیران و متخصصین متبحری در رشتههای گوناگون در زمینه فوت کردن به ماست تربیت شوند؛ مدیران و متخصصینی که به خوبی یاد گرفتهاند چگونه فوت کردن به ماست را تبدیل به اقدامات و پروژههایی پر سر و صدا و سودآور، اما بی اثر و یا کم اثر برای خیر عمومی کنند.
✅باید توجه داشت که چون ایرادهای فوق ایرادهایی سیستمی است، جابجایی کنشگران، کمک چندانی به حل مساله نمیکند و وارد کردن کنشگرانی توانمند به این سیستم ناکارآمد، بدون اینکه دارای اختیاراتی جهت انجام اصلاحاتی اساسی در این سیستم باشند، تنها ممکن است ضریب خطا را اندکی کاهش دهد.
✅ تمامی مطالب فوق به معنای نادیده گرفتن برخی اقدامات ارزشمند و کلیدی بعضی مدیران که تلاش میکنند بر خلاف مسیر اصلی رودخانه شنا کنند نیست؛ اما در این سیستم ناکارآمد، کنشگران کارآمد و توانمند نیز بعد از مدتی یا بواسطه فشار کاری فرسوده میشوند؛ یا از آنها اعتبارزدایی میشود و یا بواسطه فشارهای روانی و جسمی، عطای حضور در این نظام سیاستگذاری را به لقایش خواهند بخشید.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
🖋(سجاد فتاحی – جامعهشناس)
@governancesystems
✅ شیرازیها ضربالمثلی دارند که میگوید «طرف دهانش را شیر سوزانده به ماست فوت میکند»؛ بر این اساس به نظرم یکی از مهمترین بیماریهای نظام سیاستگذاری و تصمیمگیری ایران، بیماری فوت کردن به ماست است؛ یعنی این نظام، سیاستگذاریها و اقداماتی را در رابطه با مسائل انجام میدهد که کمک چندانی به حل و یا تخفیف آنها نخواهد کرد.
✅ مجموعهای از عوامل سبب شده است که نظام سیاستگذاری ایران دچار بیماری فوت کردن به ماست شده و البته نظامی از منافع، مدیران و متخصصانی متناسب با این وضعیت بیمارگون را پرورش دهد.
✅ یکی از کلیترین و مهمترین این عوامل، قالب شدن این تصور در نظام سیاستگذاری به صورت عام و دولت به صورت خاص است که میتوان مسائل مهمی را که اساسا ریشهای سیاسی دارند، با راهکارهای عموما حقوقی حل کرد. همانطور که پزشکان در نظام سلامت ایران نقشی بیش از حد پررنگ یافتهاند و همین امر سبب ناکارآمدی این نظام شده است، در نظام سیاستگذای ایران نیز حقوقدانان، نقشی فراتر از جایگاه واقعی خود یافتهاند. این نقص سبب شده است که به عنوان مثال دولت کنونی، انرژی و منابع خود را صرف برخی راهکارهای حقوقی کند که کمک چندانی به حل مسائل کلیدی نکرده است. بارزترین نمونه از این دست اقدامات، «قانون حقوق شهروندی» است؛ که علیرغم هزینههای صرف شده برای تهیه و رونمایی از آن، بود و یا نبودش تفاوتی به حال حقوق شهروندی در این سرزمین نکرده است؛ و گویاترین مثالهای اخیر آن نیز نحوه برخورد با «دختران خیابان انقلاب» و «دراویش خیابان پاسداران» است. نمونهای دیگر از این دست نیز، تلاشها و اقداماتی است که برای تدوین قانون احزاب و تجمعات و ... انجام میشود.
✅ علت دیگر آن است که ساختار ناکارآمد دولت در ایران، مدیران دولتی را تبدیل به دلاکهای حمامهای عمومی سابق کرده است؛ با این تفاوت که آنها به جای رفتن از این حمام به آن حمام، از این جلسه به آن جلسه میروند؛ و اصولا فرصتی برای تفکر و تامل دقیق بر مسائلی که باید در مورد آن تصمیمگیری کنند ندارند. کارشناسانی هم که اندک تاملی بر مسائل میکنند یا در جلسات مهم تصمیمگیری حضور ندارند و یا اگر دارند صحبتهایشان در سلسله مراتب قدرت حاکم بر این جلسات، کمتر شنیده میشود.
✅ علت دیگر آن است که مدیران دولتی، اصولا در برابر تصمیمها و راهکارهای مصوب خود مسئولیتی ندارند و نهادی آنها را بواسطه تصمیمهای اشتباهشان بازخواست نمیکند؛ به همین دلیل، بخشی از آنها اولا نگران نتایج تصمیمهای خود و ارتباط آنها با حل مسائل نیستند و در ثانی چون هزینه این تصمیمها از جیب ملت ایران خرج میشود، دغدغهای هم ندارند که پولی که خرج میشود به بهترین وجه و برای اجرای راهکاری درست هزینه میشود و یا خیر. اطمینان دارم که اگر به این مدیران بگوییم، پول اجرای این راهکار برای خودتان و یکبار دیگر موضوع و راهکار طرح شده را بررسی کنید نتیجه چیز دیگری خواهد شد.
✅علت مهم دیگر این بیماری آن است که در بعضی مسائل کلیدی کشور، ارائه راهکار، نیازمند ورود به مسیرهایی است که طبیعتا ورود مدیران به آنها برایشان هزینهزا خواهد بود و مدیر ترجیح میدهد اصولا به سمت چنین راهکارهایی نرود؛ از سوی دیگر چون مدیر نمیتواند بیکار باشد، ترجیح میدهد به جای پرداختن به مساله اصلی، به ماست فوت کند که نه صدای کسی را در میآورد و نه هزینهای دارد؛ پول فوت کردن به ماست هم که از خزانه عمومی پرداخت میشود.
✅ ایرادهای فوق و موارد دیگری که میتوان با تامل بیشتر بر آنها افزود در چند دهه گذشته سبب شده است که مدیران و متخصصین متبحری در رشتههای گوناگون در زمینه فوت کردن به ماست تربیت شوند؛ مدیران و متخصصینی که به خوبی یاد گرفتهاند چگونه فوت کردن به ماست را تبدیل به اقدامات و پروژههایی پر سر و صدا و سودآور، اما بی اثر و یا کم اثر برای خیر عمومی کنند.
✅باید توجه داشت که چون ایرادهای فوق ایرادهایی سیستمی است، جابجایی کنشگران، کمک چندانی به حل مساله نمیکند و وارد کردن کنشگرانی توانمند به این سیستم ناکارآمد، بدون اینکه دارای اختیاراتی جهت انجام اصلاحاتی اساسی در این سیستم باشند، تنها ممکن است ضریب خطا را اندکی کاهش دهد.
✅ تمامی مطالب فوق به معنای نادیده گرفتن برخی اقدامات ارزشمند و کلیدی بعضی مدیران که تلاش میکنند بر خلاف مسیر اصلی رودخانه شنا کنند نیست؛ اما در این سیستم ناکارآمد، کنشگران کارآمد و توانمند نیز بعد از مدتی یا بواسطه فشار کاری فرسوده میشوند؛ یا از آنها اعتبارزدایی میشود و یا بواسطه فشارهای روانی و جسمی، عطای حضور در این نظام سیاستگذاری را به لقایش خواهند بخشید.
(این متن را اگر میپسندید برای دیگران نیز ارسال کنید)
@governancesystems
چهره محمد رضا برای من، با عکس او در محکمهای که پس از وقایع سال 88 برگزار شد پیوند خورده است؛ هرگاه او را میبینم بی اختیار تصویر جوانی با لباس زندان و نشسته بر روی صندلی قرمز محکمه به یادم میآید؛ که با لبخندی دوست داشتنی به دوربین مینگرد. چند ماهی است که از نزدیک با او برخورد دارم؛ به اندازه همان عکس و حتی بیشتر دوستداشتنی است. مطمئنم اگر اصلاحطلبان به جوانانی چون او بیشتر میدان داده و پندهای ارزشمندشان را بیشتر بشنوند، میتوانند سرمایه اجتماعی خود را بهبود دهند؛ سرمایهای که بنا به دلایل گوناگون، که به برخی از آنها تقی رحمانی در نوشته اخیر خود اشاره کرده (http://yon.ir/c8mo4)، آسیبهایی جدی وارد شده است. متن زیر گویای قسمتی از دغدغههای ارزشمند اوست که از قضا با نوشته تقی رحمانی نیز ارتباط مییابد.
Telegraph
اصلاحطلب از خود شروع کن،
اعتراضات دیماه زمان انتقاد و انتقاد از خود اصلاح طلبان میتواند باشد. اصلاح ساختاری مورد اشاره کروبی به نوعی میتواند از اصلاح فساد و انحصار در درون اصلاح طلبان صاحب موقعیت و رانت شروع شود. اصلاح طلبان با دو مشکل روبرو هستند که هر کدام را اگر بزدایند گامی…