ایران‌نامه – Telegram
ایران‌نامه
1.6K subscribers
58 photos
70 videos
8 files
376 links
من سجّاد فتّاحی، ايران پژوه و دارای درجهٔ دکتری در جامعه‌شناسی هستم. ایران‌نامه، مکانی است برای انتشار یادداشتهای من دربارهٔ ایران.
ارسال پیام
@Sjdfattahi
صفحهٔ اینستاگرام
https://instagram.com/sajjad_fattahi_official?utm_medium=copy_link
Download Telegram
مکانیزم انتخاب استانداران و کیفیت نازل حکمرانی
(سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)
@governancesystems

به دلیل قانون منع به کارگیری بازنشستگان، 14 استاندار کشور باید برکنار شده و افراد جدیدی جایگزین آنها شوند. همین موضوع مجدداً بحث انتخاب استانداران را در محافل سیاسی داغ کرده است. گروه‌ها و جریان‌های مختلف با منافع گوناگون تلاش می‌کنند گزینه‌های مدنظر خود را از طریق لابی با لایه‌های گوناگون قدرت به استانداری نزدیک کنند؛ اما این فرایند به بهبود پایداری استانی و ملی منجر نخواهد شد.
عدم وجود مکانیزمی شفاف برای انتخاب استانداران که با بهره‌گیری از آن، بهترین و شایسته‌ترین گزینه‌های ممکن وارد فرایند انتخاب استانداران شده و از آن بین مناسب‌ترین فرد به عنوان گزینه نهایی انتخاب شود، یکی از نواقص نظام حکمرانی در ایران است که به شدت کیفیت حکمرانی را در سطوح استانی کاهش داده است.
فرایند کنونی حتی اگر به انتخاب افرادی مناسب منتهی شود، استانداران برآمده از آن را از این جهت که برای دست‌یابی به این موقعیت وام‌دار جریان‌ها و افرادی هستند که آنها را معرفی نموده و برای انتخاب شدن‌شان لابی کرده‌اند به شدت در معرض فساد و جانب‌داری از منافع فردی و گروهی قرار می‌دهد.
اعتبار و توانایی استانداران انتخاب شده به شدت وابسته به مکانیزم انتخاب آنهاست؛ تصور نمی کنم دولت در شرایط کنونی تن به مکانیزمی کارآمد و شفاف برای انتخاب استانداران بدهد، اما یادمان باشد که اگر خواهان بهبود پایداری در سطوح استانی و ملی هستیم طراحی و پیاده‌سازی مکانیزمی شفاف و کارآمد برای انتخاب استانداران یکی از ضرورت‌های اساسی است.
⭕️ در سال 96 در روزنامه ایران مطلبی در این زمینه نوشتم که طرح مجدد آن در شرایط کنونی خالی از لطف نیست.
http://www.iran-newspaper.com/newspaper/BlockPrint/201277

⚠️ این متن را اگر می‌پسندید برای دیگران هم ارسال کنید.
@governancesystems
✳️طرح‌های انتقال آب و تضعیف انسجام ملی ✳️
🖌 (سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)
@governancesystems
تاریخچه طرح‌های انتقال آب در ایران مدرن به تونل کوهرنگ یک باز می‌گردد؛ تونلی که تصور می‌شد با احداث آن مشکل کم آبی زاینده‌رود برای همیشه حل خواهد شد؛ اما نه تنها این مشکل حل نشد که این طرح و طرح‌های دیگر با ایجاد توهم فراوانی آب بر شکاف بین مصارف و منابع آبی این حوضه افزودند.
طرح‌های انتقال آب مشکل کم آبی را هیچگاه حل نخواهند کرد چرا که رسیدن یک حوضه یا منطقه به مرحله‌ای که در آن به منابع آبی حوضه‌ها یا نقاط دیگر محتاج باشد به معنای آن است که نظام حکمرانی آب در آن حوضه یا منطقه دچار ناکارآمدی شده است؛ و این ناکارآمدی با تزریق منابع آبی بیشتر بواسطه افزایش شکاف بین منابع و مصارف آبی حوضه، بیشتر و بیشتر خواهد شد. تصور می‌کنم داستان پراشک زاینده‌رود باید برای کل تاریخ ایران کافی باشد تا ایرانیان بیاموزند که مساله کم‌آبی با انتقال آب حل نخواهد شد.
در شرایط کنونی منابع آب در ایران طرح‌های انتقال آب نه تنها مشکلی را حل نخواهند کرد؛ بلکه بواسطه افزایش تنش بین مناطق مبدا و مقصد این طرح‌ها موجبات تضعیف انسجام ملی را فراهم می‌کنند.
از این منظر هنگامی که رئیس‌جمهور از طرح انتقال آب خزر به سمنان سخن می‌گوید یا نمایندگان اصفهان در مجلس در صدد وارد آوردن فشار هرچه بیشتر به دولت برای تامین هزینه‌های طرح‌های انتقال آب به حوضه زاینده‌رود هستند، باید بدانند که خواسته یا ناخواسته انسجام ملی را نشانه رفته‌اند.
اصفهان، سمنان، یزد، قم و سایر نقاط ایران هنگامی به پایداری خواهند رسید که راز زیستن در چارچوب محدودیت‌های محیط‌زیستی را بیاموزند.
به هوش باشیم که نظام حکمرانی آب ناکارآمد در ایران انسجام ملی ایرانیان را نشانه رفته است؛ نگذاریم رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس، وزرا و ... برای حفظ محبوبیت خود در کوتاه مدت با وعده طرح‌های انتقال آب بر نقصان‌های این نظام حکمرانی و البته خطاهای مدیریتی خود سرپوش بگذارند.

⚠️ این متن را اگر می‌پسندید برای دیگران هم ارسال کنید.
@governancesystems
✳️اقتصاد سیاسی هجوم ✳️
توضیح: گزیده سخنرانی محسن رنانی به تاریخ 28 آذر ماه 1397 در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری
@governancesystems
بزرگترین اشتباه نظام کارشناسی کشور آن است که تلاش می کند به نظام سیاسی نشان دهد که چگونه می تواند خود را با تحریم تطبیق دهد، در حالی که باید تمام تلاش نظام کارشناسی بر این باشد که به نظام سیاسی نشان دهد که چگونه باید از تحریم خارج شود. این به آن معناست که نظام کارشناسی در همان زمینی بازی می کند که توسط مقامات سیاسی طراحی شده است.
ابزار های اقتصاد کلان تنها در شرایطی که عقلانیت بازیگران کلیدی کار کند موثر است در شرایط عدم اطمینان دیگر اصول اقتصاد کلان جواب نمی دهد.
علم اقتصاد در جامعه ای کاربرد دارد که توزیع روانی آن نرمال باشد.
تنها نسخه اطمینان بخش در شرایط کنونی آن است که جامعه را از فاز رفتارهای روان شناختی جدا کنیم. برای خارج شدن از این فاز باید به جامعه اعتماد تزریق کرد و تزریق اعتماد در شرایط کنونی تنها از طریق پارادایم شیفت ممکن است.
آزاد سازی حجاب، اعلام عفو عمومی، پذیرش درخواست برای مذاکره از مصادیق پارادایم شیفت است.
چون اقتصاد وارد فاز بی افقی شده است ابزار های مرسوم اقتصاد کلان از کار افتاده است.
مدیریت بحران نیازمند خارج شدن از فاز بی افقی است.
مذاکره با آمریکا می تواند نوعی افق کاذب ایجاد کند. حتی اگر نخواهیم واقعاً مذاکره کنیم باید ژست مذاکره بگیریم.
تنها جوامع مدرن قدرت عقب نشینی و گفتگو دارند.
جامعه روشنفکری باید این را جا بیاندازد که عقب نشینی نظام سیاسی به معنای شکست نیست.
پارادایم شیفت به دو عامل باورپذیری و اقتدار نیاز دارد که اگر نبود پارادایم شیفت از سوی جامعه باور نمی شود.
خاتمی و روحانی فرصت پارادایم شیفت را از دست داده اند چون در شرایط موجود دیگر نه اقتدار دارند و نه باورپذیرند؛ اما نظام سیاسی هنوز برای پارادایم شیفت فرصت دارد.
موضع استراتژیک ما با اسرائیل تعیین کننده موضع نهایی غرب در برابر ماست که فعلاً در پستوخانه نظام جمع بندی ای در این زمینه نداریم.

⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️ یلدا شادباش✳️
@governancesystems

میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
می خواری و مستی ره و رسم دگری داشت 

پیمانه نمی داد به پیمان شکنان باز
ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت

بیدادگری شیوه مرضیه نمی شد
این شهر اگر دادرس و دادگری داشت

یک لحظه بر این بام بلاخیز نمی ماند
مرغ دل غم دیده اگر بال و پری داشت

در معرکه عشق که پیکار حیات است
مغلوب ٬ حریفی که بجز سر سپری داشت

سرمد، سر پیمانه نبود این همه غوغا
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت
(صادق سرمد)

@governancesystems
✳️ستاد احیا، یار یا بار زاینده‌رود ✳️
🖌 ( سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)
توضیح: این یادداشت در روزنامه شرق به تاریخ 3 دی‌ماه 1397 منتشر شده است.
@governancesystems

پیرو درخواست نمایندگان اصفهان به رییس‌جمهور مبنی بر ایجاد ستاد احیای رودخانه زاینده‌رود، حسن روحانی به معاون اول خود دستور بررسی این درخواست را داده است و به احتمال فراوان چنین ستادی ایجاد خواهد شد؛ اما برای آنکه این ستاد یار زاینده‌رود باشد و نه بار آن باید نکاتی در نظر گرفته شود که در ادامه به برخی از آنها اشاره خواهد شد.
1️⃣ در صورتی که قرار بر این باشد که ستادی همانند ستاد احیای دریاچه ارومیه برای احیای رودخانه زاینده‌رود تشکیل شود از آن رو که علیرغم صرف هزینه هایی قابل توجه تردیدهایی جدی در ارتباط با موفقیت ستاد احیای دریاچه ارومیه وجود دارد، که می توان آن را نشانه‌ای از وجود نواقصی جدی در طراحی ساختار این ستاد دانست، تشکیل ستادی مشابه برای احیای رودخانه زاینده‌رود باید مبتنی بر یک آسیب‌شناسی ساختاری دقیق از ستاد احیای دریاچه ارومیه باشد؛ تا از تکرار اشتباهات در طراحی ساختار ستاد احیای رودخانه زاینده‌رود پرهیز شود.
2️⃣ احیای زاینده‌رود بدون طراحی و پیاده سازی سیستم تطبیقی حکمرانی آب در این حوضه میسر نیست؛ امری که تا کنون مغفول بوده و اصلی‌ترین علت ناپایداری حوضه و حرکت آن به سمت ناپایداری‌های اجتماعی و سیاسی -امنیتی بیشتر در آینده است. بر این اساس اگر بناست ستادی برای احیای زاینده‌رود ایجاد شود باید طراحی این سیستم را در اولویت کاری خود قرار دهد. طراحی این نظام نیز نیازمند مشارکت تمامی ذی‌نفعان و متخصصینی از رشته‌های مختلف جامعه‌شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، محیط‌زیست و آب است که حذف هر یک از آنها یا اولویت بخشی بدون استدلال به هر یک می‌تواند طراحی نهایی این نظام و احیای رودخانه زاینده‌رود را با شکست روبرو نماید.
3️⃣ بررسی‌ های تاریخی انجام شده نشان دهنده آن است که طرح‌های انتقال و مدیریت منابع آب در حوضه زاینده‌رود از قبیل تونل‌های کوهرنگ یک، دو، چشمه لنگان و سد زاینده‌رود نه تنها مشکل دیرین کم آبی در حوضه را برطرف نکرده بلکه بواسطه عدم توجه به عوامل اصلی موثر بر افزایش شکاف بین منابع و مصارف آبی حوضه و ایجاد توهم فراوانی آب، بر شدت این شکاف، وابستگی زاینده‌رود به حوضه های مجاور و ناپایداری‌های آن افزوده است. بر این اساس بر خلاف تصور رایج که با طرح‌های انتقال آب مساله زاینده‌رود حل می‌شود، حرکت معکوس در این زمینه طی یک بازه زمانی مشخص و کاهش و قطع وابستگی حوضه به حوضه کارون و کاهش و قطع وابستگی سایر حوضه های آبریز به این حوضه راهگشا خواهد بود.
4️⃣ حل مساله زاینده‌رود در گرو اولویت بخشی به محیط زیست و تامین حق آبه مورد نیاز تالاب گاوخونی است؛ که نظام نوین حکمرانی آب در حوضه باید آن را به عنوان یکی از اصول اساسی خود به رسمیت شناخته و طی یک بازه زمانی معین محقق نماید.
5️⃣ با توجه به آنکه دولت ها در 5 دهه گذشته بیش از 3 برابر توان آبی حوضه در آن آب تخصیص داده اند مساله دیگری که باید تکلیف آن در ارتباط با زاینده‌رود مشخص شود تعیین اولویت حق هر یک از ذی نفعان در ارتباط با منابع آبی حوضه است. به نظر می‌رسد اولویت بخشی به ذی نفعان در ارتباط با منابع آبی بر اساس حق تقدم تاریخی تا رسیدن به توان آبی حوضه، قابل دفاع ترین موضع باشد که باید تکلیف آن در طراحی نظام حکمرانی نوین آب در زاینده‌رود مشخص شود.
6️⃣ رودخانه زاینده‌رود بخشی از یک سیستم جغرافیایی - سیاسی کلان تر است که احیای این رودخانه بدون توجه به روابط بین اجزای این سیستم کلان تر امکان پذیر نخواهد بود و هرگونه ستادی برای احیای این رودخانه برای آنکه در نهایت در دام طرح ها و پروژه های فانتزی و بی اثر نیافتد باید این واقعیت را در نظر داشته باشد.
به نظر می‌رسد تشکیل ستاد احیای رودخانه زاینده رود اگر با در نظر داشتن موارد فوق و البته نکات دیگری که می توان بر آن افزود صورت پذیرد یار زاینده‌رود و البته ایران خواهد بود و در غیر اینصورت بار زاینده‌رود.

⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️مقایسه های کودکانه صدا و سیما! ✳️
🖌 ( سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)
@governancesystems

با برادرم برای مشورت در مورد موضوعی پزشکی با پزشک برای ساعت 8 شب قرار داشتیم. وارد اتاق انتظار مطب که شدیم، اتاق پر از جمعیت بود. دلیل شلوغی مطب را پرسیدیم، ظاهراً عمل پزشک طولانی شده بود و ساعت 10 شب به مطب می آمد، این یعنی احتمالاً ساعت 2 شب نوبت ما می شد.
در گوشه‌ای از اتاق به انتظار نشستیم، شبکه 2 صدا و سیما برنامه ای را پخش می کرد که از قضا موضوعی پزشکی داشت: مقایسه دستاوردهای پزشکی جمهوری اسلامی با دوران پهلوی.
اول اینکه همین موضوع را اگر واکاوی کنیم به معنای آن است که صدا و سیما نیز پذیرفته که مردم مرتب نظام های پیش و پس از انقلاب را با هم مقایسه می کنند و از قضا در این مقایسه ها ظاهرا اوضاع نظام پس از انقلاب چندان مناسب نیست و از این رو صدا و سیما ماموریت دارد به مردم ناآگاه اطلاع رسانی کند تا از خواب غفلت بیدار شوند و واقعیت را در یابند.
اما مهمتر از نکته فوق شاخص هایی بود که مقایسه بر اساس آن انجام می شد؛ شاخص هایی که از دیدن آنها هر مرغ پر کنده ای نیز به خنده می افتاد و درد کنده شدن پرهای خود را فراموش می کرد؛ بیمارانی که تن نازنین شان به ناز طبیب نیاز افتاده بود که جای خود داشتند.
⭕️ مرگ و میر نوزادان: پهلوی در سال 1356 اینقدر، جمهوری اسلامی در سال 1395 اینقدر
⭕️ مرگ و میر مادران: پهلوی در سال 1355 اینقدر، جمهوری اسلامی در سال 1396 اینقدر
⭕️ تعداد پزشکان کشور: پهلوی در سال 1356 اینقدر، جمهوری اسلامی در سال 1396 اینقدر از
⭕️تعداد دانشکده های پزشکی، تعداد چشم پزشک، ظرفیت بیمارستان: پهلوی در سال 1355 اینقدر، جمهوری اسلامی در سال 1396 اینقدر
⭕️ واردات دارو (که با این آخری در یادداشت بعدی مفصل کار دارم و خواهم گفت که ناکارآمدی نظام حکمرانی سلامت ایران در این زمینه با سلامت ایرانیان و بودجه کشور برای ارتقای این شاخص چه کارها کرده است و پس از آغاز تحریم ها چه کارها که نمی کند): پهلوی در سال 1355 اینقدر، جمهوری اسلامی در سال 1396 اینقدر
آقای صدا و سیما و البته مسئولین محترم کشور، اگر واقعاً نمی دانید که مقایسه وضعیت چنین شاخص هایی در نظام پهلویِ به تاریخ پیوسته در 40 سال پیش با وضعیت این شاخص ها در نظام سیاسی کنونی، مقایسه‌ای از اساس اشتباه است؛ که بدا به حال ایران و ایرانیان و اگر می دانید و مردم را چیز دیگری فرض کرده اید بدا به حال خودتان که تغییرات و رشد آگاهی ایجاد شده در جامعه ایرانی را درک نکرده اید و عدم درک این موضوع از سوی سیاست مدار و سیاست گذارِ عالی مرتبه تبعاتی بس خطرناک دارد.
اگر دوست دار مقایسه اید شاید بهترین راه، مقایسه وضعیت ایران در ارتباط با کشورهای هم رده دیروز و جلو افتاده امروز با شاخص هایی مناسب باشد، ایرانیان نیز از چنین مقایسه‌ای استقبال خواهند کرد چرا که این مقایسه آغاز آگاهی نسبت به علت اصلی چرایی پیدایش وضعیت کنونی و راه برون رفت از آن است.
چندی پیش با چنین دغدغه هایی به همراه تنی چند از دوستان گزارشی را با عنوان "پایداری ملی و سیستم های حکمرانی" منتشر کردیم، اگر دوست دار آگاهی از مختصات وضعیت کنونی ایران و علت ریشه ای موثر بر پیدایش این وضعیت هستید می توانید آن را از طریق لینک زیر مطالعه کرده و اگر نقد و نظری داشتید برایمان ارسال کنید تا در ویرایش های بعدی اعمال شود.
https://news.1rj.ru/str/governancesystems/179
راستی اگر می‌خواهید بدانید آخر داستان مطب پزشک چه شد، عطای دیدار او را به لقای او بخشیدیم.

⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️ایران و خطر غرق شدن در بحران زایند‌ه‌رود!

🖌 ( سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)

توضیح: این یادداشت برای نخستین بار در 27 آذر 1395 منتشر شد. همزمان با شدت یافتن اعتراضات کشاورزان شرق اصفهان بازنشر دوباره آن خالی از لطف نیست. به نظرم تشکیل ستاد احیای زاینده‌رود و البته کارون از آن نوع که باید باشد و نه آنگونه که در ذهن سیاست مداران است، می تواند گام اول برای حرکت در مسیر حل مساله زاینده‌رود و کارون باشد، نظرم را در زمینه ستاد احیای زاینده‌رود در یادداشتی که 3 دی ماه 97 در روزنامه شرق چاپ شد نوشته ام؛ آن یادداشت را می توانید در پیوند زیر بخوانید
https://news.1rj.ru/str/governancesystems/207
به زودی مطلبی را نیز در زمینه ستاد احیای کارون خواهم نوشت.
به نظرم می توان این دو رودخانه استراتژیک ایران را در چارچوب پارادایم پایداری ملی دوباره احیا کرد؛ پارادایمی که در شرایط بی اعتباری پارادایم هایی که وضعیت کنونی را در ایران پدید آورده اند، دوست داشته باشند یا خیر تبدیل به پارادایم غالب در آینده ایران خواهد شد.
@governancesystems


حسن روحانی در سخنرانی خود در جمع مردم اصفهان در بهمن ماه 1393، بیان نمود که «.. زاینده‌رود اگر آب کافی نداشته باشد، نباید خشک شود...». این سخن روحانی، نمایانگر بی اطلاعی دستگاه دولت در ارتباط با عمق و شدت بحران آب در سراسر کشور و البته در قلب فلات مرکزی ایران بود؛ که خنده‌ای تلخ را بر لبان افرادی که اندکی آگاهی نسبت به وضعیت آبی  این حوضه داشتند نشاند؛ چرا که در همان زمان نیز با جمع‌ و تفریقی بسیار ساده می‌شد حدس زد که آب ذخیره شده در پشت سد زاینده رود، در همان سال آبی نیز برای عملی نمودن قول رئیس جمهور کافی نیست و تنها چند ماه بعد از این سخنان، اگرچه تلاش‌های گوناگونی نیز برای عملی شدن آن صورت پذیرفت، زاینده‌رود بار دیگر و البته این بار با شدتی بیشتر خشک شد.
پس از آن سخنان، هر سال بر شدت بحران آب در حوضه زاینده‌رود افزوده شد؛ به گونه‌ای که هم‌اکنون آب پشت سد زاینده‌رود به گونه‌ای کاهش یافته که تامین آب شرب مردم استان اصفهان نیز با مشکل مواجه شده است. 
در جلسه‌ای که چند روز پیش در استان اصفهان و با حضور جمعی از نخبگان این استان برگزار شد، استاد عزیزم محسن رنانی جمله‌ای را گفتند که با عنوان این متن ارتباط می‌یابد او گفت: «اگر تدبیری اندیشده نشود، اصفهان در بحران آب زاینده‌رود غرق خواهد شد» و کیست که نداند غرق شدن اصفهان در بحران آب زاینده‌رود، به معنای غرق شدن ایران است.
برای تمامی آنانی که نسبت به آینده این سرزمین و ساکنان آن دل‌نگرانند، زاینده‌رود و هدیه آن، اصفهان، به همان اندازه ارزشمند و دوست داشتنی است که خوزستان، چهارمحال و بختیاری، یزد و البته جای جای این سرزمین کهن. اما بحران آب کنونی در حوضه زاینده‌رود به گونه‌ای طرح و مدیریت می‌گردد و آگاهانه و یا ناآگاهانه بر آتش آن دمیده می‌شود که ابعاد نگران کننده‌ای یافته است.
تمامی هموطنان عزیزمان در اصفهان، چهارمحال و بختیاری، خوزستان و یزد به صورت عام و نخبگان این استان‌ها در حوزه‌های گوناگون به صورت خاص، باید بدانند که در این بحران یا همه ایران پیروز خواهد شد و یا همه با هم شکست خواهیم خورد و تصور پیروزی یک استان بر استان دیگر تصوری کودکانه و خام اندیشانه است. از این رو فروکاستن مساله‌ای ملی که می‌بایست گفتگویی ملی نیز بر سر آن صورت گیرد، به مساله‌ای استانی، بزرگترین خطایی است که می‌توان در شرایط کنونی مرتکب شد.
راه حل تخفیف این بحران و رهایی از آن به هیچ عنوان راه حلی ساده نیست و جز با گفتگو نمی‌توان به آن دست یافت. نظام سیاسی و دولت نیز باید بداند که با تصویب مصوباتی محرمانه و یا ممنوع نمودن سخن گفتن از این بحران و ابعاد گوناگون آن، نه تنها مساله حل نمی شود ، بلکه بر شدت و عمق آن نیز افزوده خواهد شد. راه حل نهایی این بحران، اگر هنوز برای رسیدن به آن دیر نشده باشد، تنها از طریق گفتگو بین تمامی ذی‌نفعان امکان‌پذیر است و شروع این گفتگو نیازمند نهاد واسطی است که ذی‌نفعان، به بی طرفی آن در این بحران ایمان داشته باشند. دولت می‌بایست مسئولیت یافتن راه حل بهینه مواجهه با این بحران را به این نهاد واسط واگذار نماید تا در گام اول با گفتگویی جداگانه با تمامی ذی‌نفعان و نخبگان و نمایندگان آنها و در گام بعد تلاش در جهت برقراری دیالوگی بین آنها امکان دست یافتن به راه حلی میانه و پایدار را بررسی و آزمون نماید.
باید بدانیم که فرصت بسیار کمتر از آن است که می‌پنداریم و خطر غرق شدن ایران در بحران زاینده رود نزدیک‌تر از آنچه که تصور می‌کنیم. 

⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️بوشهر، استان فرصت ها✳️
🖋( سجاد فتاحی - جامعه شناس)

@governancesystems
بواسطه شرایط کاری فرصتی فراهم شده است که در دو سال گذشته تعداد قابل توجهی از استان های کشور را دیده و از طریق مطالعه اسنادتوسعه‌ای، گفتگو با نخبگان و مسئولین استان ها (به همراه تیمی) در جریان مسائل و آسیب های آنها در حوزه های گوناگون اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی قرار گیرم.
آخرین تجربه ام در این زمینه استان بوشهر است. استانی که قرار است در این هفته سه روز مستقیم بر آن تمرکز و در آن زندگی کنم. نگویید فرصت کوتاهی است که می دانم؛ اما شاملو به درستی گفته است که سفر می تواند کوتاه و جانفرسا باشد اما یگانه و هیچ کم نداشته باشد؛ زندگی برای همه ما و این سفر برای من اینگونه باد.
با در نظر گرفتن فرصت ها و چالش های پیش روی استان های کشور، شاید نتوان با قطعیت نام استان فرصت ها را به بیش از 5 استان کشور داد؛ استان فرصت ها، استانی است که فرصت های پیش روی آن به صورت قابل توجهی بسیار بیشتر از چالش های آن است؛ بخش جنوبی استان بوشهر (کنگان و عسلویه) را اگر نادیده بگیریم که پرداختن به آن منطقه و تحلیلش موضوعی دیگر است؛ که حتی چالش های آنجا نیز به نظرم در مقایسه با مسائل و چالش های بسیاری استان های دیگر هنوز بدخیم و غیر قابل حل نشده است؛ می توان با قطعیت گفت که بوشهر استان فرصت های ایران است.
استانی که اگر همین دولت کنونی به درستی و با درس آموزی از اشتباهات گذشته بر آن تمرکز کند می تواند به دستاوردهای بزرگی در آن، حتی در کوتاه مدت دست یابد.
⭕️ شما هم اگر دوست داشتید می توانید در تجربه این سفر از طریق عکس ها و مطالبی که در کانال می گذارم همراه باشید.
@governancesystems
✳️سفرنامه تصویری بوشهر (پرده اول)✳️
سفر به بوشهر با یک ساعت تاخیر آغاز شد؛ نه کسی اعتراضی کرد و نه کسی عذرخواهی؛ گویی همه به بی نظمی عادت کرده ایم.
در دقایق اولیه پرواز با دیدن منظره تهران از ارتفاع 2160 متری با خود فکر می‌کردم که آیا بی نظمی شهر و بی نظمی پروازهای خطوط هوایی که دیگر از یک استثناء به یک قاعده تبدیل شده است علل مشترکی دارند؟
به گمان من دارند؛ شما چه فکر می‌کنید؟
قرار است در این سفرنامه تصویری از فرصت‌های بوشهر بگویم؛ هواپیما که بر زمین نشست اولین فرصت بوشهر گونه‌ام را نوازش داد؛ هوایی بهاری در میانه دی‌ماه، هوایی که می‌توان با ساماندهی تعطیلات در کشور، و حذف موانع پیش روی گردشگری داخلی و خارجی آن را به فرصتی بی‌نظیر برای توسعه پایدار بوشهر و تمامی استان‌های جنوبی کشور تبدیل کرد.
https://news.1rj.ru/str/governancesystems
✳️درس‌های کیروش برای روحانی✳️
🖋(سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)
@governancesystems
توضیح: این یادداشت پس از حذف تیم ملی فوتبال از رقابت های جام جهانی منتشر شد؛ امشب پس از پیروزی شیرین ایران در مقابل چین، بازنشر آن خالی از لطف نیست.

میدان فوتبال با میدان سیاست، مشابهت‌های ساختاری فراوانی دارد؛ که همین مشابهت‌ها می‌تواند نحوه کنشگری کیروش در میدان فوتبال را تبدیل به آموزه‌هایی ارزشمند برای سیاست‌مداران عالی‌رتبه ایرانی و در شرایط کنونی مهم‌تر از همه حسن روحانی کند. اینکه در این نوشتار از درس‌های او برای حسن روحانی سخن می‌گویم صرفا از این‌روست که تغییر نحوه بازی روحانی در شرایط موجود، می‌تواند سبب تغییر نحوه بازی سایر سیاست‌مداران اثرگذار کشور شده و پیامدهای مثبت فراوانی در پی داشته باشد.
کیروش پیش از هر چیز به روحانی آموخت که برگزیدن تیمی شایسته، فارغ از روابط و سابقه آشنایی بازیکنان با مربی تیم، نه تنها دست‌یابی به نتایج بزرگ را امکان‌پذیر می‌کند، بلکه بواسطه عملکرد مناسب آن تیم، بر اعتبار مربی نیز می افزاید.
کیروش می‌تواند با اطمینان بالای 90 % به ما بگوید که تیمش، از بهترین بازیکنان کنونی ایران تشکیل شده است و از آن دفاع کند؛ اما آیا روحانی نیز می‌تواند با چنین اطمینانی بگوید که تیم دولت او نیز از بهترین بازیکنان ممکن تشکیل شده است؟ گرچه ممکن است تصور کنیم که اندکی دیر شده است اما هنوز روحانی می‌تواند با انتخاب شایسته‌ترین تیم ممکن برای این شرایط در میدان سیاست، بازی‌های بهتری را صورت دهد.
کیروش به روحانی آموخت که می‌توان با بازیکن تیمت دوست بود و به او علاقه قلبی داشت، اما از آنرو که بار امیدهای یک ملت بر دوش توست و اعتبار خودت نیز برایت مهم است، اگر آن بازیکن، بنا به هر دلیلی از توانایی‌های لازم برخوردار نباشد، همچنان او را دوست‌بداری اما از لیست تیمت او را حذف کنی تا جایش را به بازیکن دیگری دهی که به او علاقه کمتری داری؛ اما توانمندتر بودنش هم برای تو، هم برای تیمت و هم برای ملتی که بار امیدهای او را بر دوش می‌کشی مفیدتر است.
کیروش و تیم ملی در نهایت از عرصه رقابت‌های جام جهانی حذف شدند؛ اما او و تیمش به حسن روحانی آموخت که می‌توان باخت و حذف شد اما در عین حال، مردم این سرزمین برای تو و تیمت بایستند و حتی بعد از حذف در حمایت از آن تیم و شادی برای نحوه بازی کردن آن به خیابان‌ها بیایند و پای‌کوبی کنند. روحانی باید باور کند که برای این ملت، بیش از برد و باخت در میدان سیاست، نحوه بازی سیاست‌مداران مهم است. انتقادات کنونی مردم و فعالین سیاسی و مدنی به روحانی و کاهش امید آنها به او هیچ ارتباطی به نتیجه بازی روحانی و تیمش ندارد، بلکه بیش از هر چیز معطوف به نحوه بازیگری اوست؛ که البته نتیجه را نیز تعیین می‌کند.
کیروش به روحانی آموخت که علیرغم ناراحتی برخی، باید با مردم و با رسانه‌ها شفاف از موانع پیش‌روی موفقیت تیم ملی سخن گفت؛ تا در فردای شکست، تو به تنهایی مسئول موانعی نباشی که دیگران در پس پرده ایجاد کرده‌اند؛ اما در عین حال مسئولیت نهایی ناکامی‌های تیم ملی از آنرو که او مربیگری آن را پذیرفته است بر عهده اوست و باید برای حذف از رقابت‌های جام جهانی از مردم عذرخواهی کند؛ گرچه مردم دیگر او را مسئول این ناکامی ندانند. این را مقایسه کنید با نحوه عملکرد دولت در موضوع فیلتر تلگرام، در نهایت هنوز برای بخش قابل توجهی از مردم مشخص نیست که این دولت با فیلتر تلگرام موافق بود؟ مخالف بود؟ یا اهمیتی برایش نداشت. در حالی که روحانی و دولت می‌توانست با بازیگری بهتر و شفاف‌تری نشان دهد که با فیلتر تلگرام مخالف است، برای عدم فیلتر آن جنگیده است، اما در نهایت در برابر رقبا شکست خورد و البته باید برای این شکست از مردمی که بار امیدهای آنها را بر دوش می‌کشد عذرخواهی کند.
کیروش احتمالا درس‌هایی نیز در آینده به روحانی خواهد آموخت و آن این است که اکنون که موانع پیش‌روی تیم ملی را برای ایجاد تیمی قوی‌تر شناخته است، دیگر بدون گرفتن تضمین‌های لازم برای رفع آن موانع، در منصب مربی‌گری تیم ملی ایران باقی نخواهد ماند.
تمامی این موارد و بسیاری موارد دیگر است که کیروش را علیرغم پرتغالی بودن، دست کم در شرایط کنونی تبدیل به قهرمانی ملی برای ایرانیان کرده است. او با نحوه بازیگری خود، علیرغم شکست، حس غرور ملی را در مردم این سرزمین برانگیخت و شایسته تبدیل شدن به قهرمانی ملی در عرصه ورزش این کشور است.
تصور می‌کنم روحانی اگر به این درس‌ها و درس‌های بسیار دیگر توجه کند، هنوز می‌تواند سرمایه اجتماعی از دست رفته را ترمیم کرده و آینده بهتری را برای ایران و ایرانیانی که بار سنگین امیدهای آنها را بر دوش می‌کشد رقم زند.

⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️اقدامی ظریف در دفاع از استقلال نهادی ✳️

🖌 (سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)
@governancesystems
نقض استقلال نهادهای نظام حکمرانی یکی از مهمترین آسیب های نظام سیاسی در ایران و یکی از مهمترین دلایل پیدایش وضعیت کنونی است.
از منظر فوق، استعفای ظریف در دفاع از استقلال و جایگاه وزارت امور خارجه اقدامی صحیح و در خور ستایش است و نباید دولت مردان یا اصلاح طلبان او را برای تجدید نظر در این تصمیم صحیح تحت فشار قرار دهند.
ما دهه ها نقض استقلال نهادهای اجرایی کشور را با توجیهات گوناگون به نظاره نشسته ایم و نتیجه آن پیدایش شرایط کنونی است، شرایطی که در آن نهادهای گوناگون اجرایی حتی تا بلندپایه ترین مقام اجرایی یعنی رئیس جمهور تدارکاتچی و بی اعتبار شده اند.
به نظرم محمد جواد ظریف نه پس از برجام که پس از استعفای شب گذشته تبدیل به شخصیتی ملی شده است، او اکنون سرمایه ای نمادین برای دفاع از استقلال نهادی در ایران است.
امیدوارم او فشارها برای تجدید نظر در این استعفا را تاب بیاورد که آنگاه ایران در عرصه داخلی از قحطی حضور سیاست مدارانی که خط قرمزی دارند که در دفاع از آن حاضرند از مسند رسمی کناره‌گیری کنند و مردم می توانند در فردای بحرانی ایران به آنها امید و اعتماد داشته باشند رهایی خواهد یافت.
ظریف می تواند در زمینه دفاع از استقلال نهادی، الگویی برای سایر وزیران و حتی رئیس جمهور باشد.
⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️«رویایِ ملّی» و «راهبردِ نوروز» ✳️
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
واقع‌گرایانه که بنگریم، ناامیدی نسبت به آینده، بخش‌های مهم و گوناگونی از جامعه ایران را دربر گرفته است؛ حتی آنانی که هر روز قصیده امید می‌سرایند چون در خلوت هم‌کلامشان می‌شوی بناگاه می‌بینی که نجوا می‌کنند:

نفس‌ها ابر، دل‌ها خسته و غمگین
درختان اسکلت‌های بلور آجین
زمین دلمرده، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است (مهدی اخوان ثالث)
برای تحلیل این وضعیت و یافتن راهی جهت برون رفت از آن پاسخ به این پرسش مهم است:
ایرانیان از چه ناامیدند و باید به چه چیز امیدوار باشند؟
اینکه از آنان بخواهیم به سازوکارهای مولد ناامیدی امید ببندند و آنچه را باید بدان امیدوار باشند از نظرشان دور بداریم بی گمان خطایی بزرگ و جفا بر امید و آینده ایران است.
ایرانیان و تاکید می‌شود ایرانیان، نه انیرانیان (که وجه تمایزشان آن است که یکی به پایداری ایران در ابعاد گوناگون می‌اندیشید و دیگری به پایداری هرچیز به جز ایران) در ناخودآگاه جمعی خود رویایی دارند از آنچه ایران باید باشد و نیست؛ این رویا را می‌توانیم «رویایِ ملّی » بنامیم؛ رویایی که ایرانیان سازوکاری برای عینیت بخشیدن به آن در جهان واقع ندارند و همین حسرت، ناامیدی و یاس کنونی را پدید آورده است. پیش از هرچیز باید کوشید تا غبار را از پنجره‌ای که به این رویا می‌نگریم بزداییم تا تصویری شفاف از آنچه ایران باید باشد و تمامی ایرانیان آرزو دارند پیش‌رویمان باشد.
طبیعی است که تحقق رویای ملی از مسیری می‌گذرد و نیازمند راهبردی است؛ بیایید با اتکا به نوروز کهن ایرانی آن را «راهبرد نوروز» بنامیم؛ راهبردی که وظیفه‌ آن احیای امید به تحقق رویای مشترک ملی ایرانیان است.
تحقق #رویای_ملی ایرانیان نیازمند سازوکاری است که یا از دل اصلاح سازوکارهای موجود بیرون خواهد آمد یا از درانداختن طرحی نو؛ در هر دو حال پیروزی از آن تمامی ایرانیان است؛ تنها باید مراقب بود که اختلافِ در راهبرد تبدیل نشود به شکافی پرناشدنی که تنها به سود انیرانیان است.
هر یک از ما ایرانیان نیز سهمی داریم در ساختن آن رویای ملی مشترک؛ تفاوتی نمی‌کند که مرام و مسلک سیاسیت چیست یا مذهب و قومیتت؛ راهبرد نوروز تمامی این مرزهای کاذب بین ایران‌گرایان، که آنها را تبدیل کرده است به راحت‌الحلقوم‌هایی که به راحتی بلعیده شوند درخواهد نوردید؛ در این مسیر تنها یک اصل وجود دارد:
✳️تحقق رویای ملی از مسیرهایی که نقض آن رویاست نمی‌گذرد؛ این را اگر بپذیریم خودِ راه بگوید که چون باید رفت و روزِ نو نرم نرمک فرا خواهد رسید. ✳️

بیایید در آستانه نوروز گام نخست را با یکدیگر برداریم و در مورد رویای ملی‌مان سخن بگوییم؛ بگوییم که ایران رویاهای ما چگونه است؟ پس از چندی سخن پیرامون رویا یا رویاهای ملی، به گفت و شنود درباره راهبرد یا راهبردهای نوروزی تحقق رویای ملی خواهیم نشست.

نوروز بمانید که ایّام شمایید
آغاز شمایید و سرانجام شمایید

هم آینه‌ی مهر و هم آتشکده‌ی عشق،
هم صاعقه‌ی خشم ِ بهنگام شمایید

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
در کوچه‌ی خاموش زمان، گام شمایید

ایّام به دیدار شمایند مبارک
نوروز بمانید که ایّام شمایید (پیرایه یغمایی)
#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز


⭕️ برای به تصویر کشیدن رویای ملی ایرانیان و تحقق آن رویا با راهبرد نوروز به کانال زیر بپیوندید:
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
تماس با تسهیل‌گران کانال
@Sjdfattahi
@Hajizadegan
@Jchaghazardi
✳️چیستی رویای ملی (1)✳️
🖋عبدالله گیویان

https://news.1rj.ru/str/royayemelli
قصه رويای ملی، قصه سی مرغی است كه سيمرغ را می خوانند؛ قصه سيمرغی است كه «سی مرغ»ها با هم آن را از بر می خوانند؛ قصه ای كه نيست ولي همه در هوشياری، (يا مستی؟)، آن را تصور می كنند و درمی يابند كه از وجود آن آگاهند؛ قصه ای كه بخشی از آن را تو می خوانی، بخشی را من از روی دست پدرانم می خوانم و آن را بازمی سازم، بخشی ازآن را در ذهن تو خيال می كنم و از رفيقي ديگر می شنوم. رويای ملی شعری است كه ما هريك هجاهايی از آن هستيم، ساده ای در اوج پيچيدگی.

رويای ملی به گمان من در قاب واقعيت ها نيست (و از جنس اسطوره است) بلكه چارچوبی براي تفسير واقعيت هاست. از جنس شعر است و نماد. رويای ملی، انديشه ی بهار است و وقتی به آن می انديشی مهم نيست در تابستان باشی يا خزان.

رويای ملی مثل نوروز است. هزاران سال است كه مردم ما نوروز را جشن می گيرند. نوروز، روز تولد آدم و زندگی است. اين تولد و اين آغاز، به رغم سردی زمستان و بادهای گزنده ی آن، هزاران سال است كه گرامی داشته شده است. ما آمدن اين بهار عينی و واقعی را بمنزله دليلی برای رسيدن و نمادی از آن بهار غيرعينی تلقی كرده ايم. آيين نوروز جلوه ای تام از رويای ملی ما بوده است.

رويای ملی را می توان فراموش كرد، همانطور كه ما از ياد رفته ايم! رويای ملی را می توان باز ساخت و مصاديق آن را در هر دوره ای مشخصتر كرد اما به گمان من نمی توان رويای ملی را اختراع كرد. رويای ملی را بايد كشفی تفهمی تلقی كرد، چيزی شبيه يک «نمونه آرمانی» وبری.

رويای ملی را می توان از منظر ایدئولوژی های سیاسی روز، نقد و واكاوی كرد؛ می شود آن را بمنزله ی يك ایدئولوژی سیاسی، يا يكی از مولفه های سیاسی ايدئولوژی قدرت های حاكم يا اپوزيسيون تحليل كرد اما به نظر من در عين حال می توان آن را انگاره بنيادين (root paradaigm)
فرهنگ ملی و قدر مشترك آحاد يك واحد تاريخمند فرهنگی تلقی كرد.
رويای ملی يك اتوپيا هم هست، تاریخی فرهنگی كه در هيات حافظه جمعی می توان آن را متجلی كرد.
ادامه دارد...

#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
⭕️ برای به تصویر کشیدن رویای ملی ایرانیان و تحقق آن رویا با راهبرد نوروز به کانال زیر بپیوندید:
https://news.1rj.ru/str/royayemelli
امروز 29 اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت در ایران است. این روز بیش از هر شخصیت تاریخی دیگری با نام محمد مصدق پیوند خورده است.
بی گمان 29 اسفندی فراخواهد رسید که در این سرزمین دولتی باشد که محدودیتی برای برآوردن خواسته های زیر نداشته باشد و اگر هم داشت جسارت تلاش برای برآوردن آنها را به حکم پشتوانه مردمی خود داشته باشد:

گشودن درب قلعه احمد آباد و بازسازی آن به عنوان اثری ملی که مکان حصر و درگذشت یکی از کلیدی ترین شخصیت های تاریخ معاصر ایران بوده است.
راه اندازی موزه ملی دکتر محمد مصدق در احمد آباد
حضور رئیس دولت در احمد آباد و ادای احترام به محمد مصدق به عنوان یکی از کلیدی ترین شخصیت های تاریخ معاصر در پیگیری رویای ملی استقلال ایران
انتقال پیکر محمد مصدق از احمد آباد به قبرستان ابن بابویه به حکم وصیت وی
@governancesystems
✳️فایده‌ی داشتن ِرویای ملی مشترک برای یک ملت (۱) ✳️

🖋 نرگس آذری

https://news.1rj.ru/str/royayemelli

⭕️ ساختن رویای ملی اهمیت دارد، نه از این رو که از فرط دشواریِ مواجهه با واقعیت به رویا پناه ببریم؛ بلکه از آن حیث که تجربه‌هایی را در ارتباط بدون خشونت با یکدیگر خلق کنیم که برای ساختن آینده به کار ِیک ملت آید. رویای ملی قرار نیست واقعیت‌زدوده باشد بلکه قرار است با ابزار خلاقیت و تخیل در شکل‌دادن ِجمعی به واقعیت موثر باشد. ساختن ِیک فانتزی(که نسبتی با واقعیت ندارد) دغدغه‌ی ایران ِامروز نیست و اگرچه ممکن است کارکردهای روان‌شناختی داشته باشد اما در ساخت ِواقعیت اجتماعی و سیاسی ایران امروز و فردا تاثیر زیادی ندارد. نیروهای شر توسط نیروی عظیمی که از تخیلات یک ملت بر می‌آید نابود نمی‌شود(فانتزی) اما رویاپردازی می‌تواند یک ملت را برای رسیدن به روزگاری بهتر هم‌مسیر کند. آنچه در ادامه آمده است، کارکردهای گفتگو درباره‌ی رویای ملی را ترسیم می‌کند:
رویای ملی موضوعی مشترک برای گفتگویی همگانی و ملی است. ایران بودن ِموضوع گفتگو سابقه‌ی زیادی ندارد، گفتگو درباره‌ی ایران، گستره‌ی افراد ِمورد مصاحبت را تا سرزمین‌های دیگر و پهنه‌ی فرهنگی ایران هم گسترش می‌دهد، بدیهی است که یار و اغیار این گفتگو مشخص می‌شوند. رویای ملی، یاران ایران را برای گفتگو در مورد ایران گردهم می‌آورد.
رویای ملی درباره‌ی شدن است. ما همواره در نفی ِبودنمان گفتیم و شنیده‌ایم، سوءتفاهم ساخته‌ایم و مسئولیت ِ اینگونه بودن را به دوشِ گذشته‌ی یکدیگر انداخته‌ایم، رویای ملی درباره‌ی این است که اگر من را، ما را و وطن را اینگونه نمی‌پسندی، بیا و تصویر کن که چگونه رویایی داشته‌ای تا فاصله را ببینیم و شاید باهم برای ساختنش همراه شویم.
رویای ملی قدردانی از تلاش‌ها و گام‌هایی است که برای تحقق ِآن برداشته می‌شود. بدون ِتجسم رویای ملی، همه‌ی تلاش‌هایی که از سوی ایران‌مداران صورت می‌گیرد، فاقد کانونی است که آن‌ها را فارغ از سیاسی، محیط‌زیستی، فرهنگی و مدنی بودن نوع فعالیت‌ها و نحوه‌ی آن به صورت یکپارچه ببیند، به تلاش‌هایشان دل ببندند و برای پیوستن به این خیلِ عظیم و پنهان از نظر تلاش کند.
رویای ملی ابهام‌زدا است، فضای بدون گفتگو ابهام خلق می‌کند؛ می‌گویند فلانی‌ها به دنبال تجزیه‌ی ایران هستند! می‌گویند فلانی‌ها می‌خواهند مذهبی‌ها را سرکوب کنند! و از این دست ذهن‌خوانی‌هایی که در فضای گفتگوی ملی، شفاف شده و از میان خواهد رفت.
رویای ملی تکثرگراست. صدای آن‌هایی که صدایی ندارند یا صدایشان شنیده نمی‌شود نیز در گفتگو درباره‌ی رویای ملی و فراگیر شدن این گفتگو نمایندگانی خواهد یافت؛ طردشدگان دوباره جذب می‌شوند زیرا گفتگوی بی قید و شرط امکان حضور برابر آن‌ها در پشت میزهای مذاکره را خواهد داد.
رویای ملی خشونت زداست. گفتگو به معنای ارتباط ِبدون خشونت را باید تمرین کنیم. در هر رویایی برای ایران، باید روی نقاط خشونت‌زا حساس شویم، در هر گفتگویی، بی‌خشونت ارتباط برقرار کردن را تمرین کنیم و این مهارت‌ها را در توشه بیاویزیم و برای گذراندن روزمرگی‌ها نیز در دست داشته باشیم.
ادامه دارد...

#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
اگر این متن را می پسندید برای دیگران ارسال کنید.
⭕️️ برای به تصویر کشیدن رویای ملی ایرانیان و برساخت راهبردی نو برای تحقق آن به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️بزرگترین اشتباه راهبردی روحانی!✳️
🖋(سجاد فتاحی - جامعه‌شناس)
@governancesystems
شاه‌بیت پیام‌های نوروزی رهبری و رئیس‌جمهوری را می‌توان در جملات زیر خلاصه کرد:

رهبری: « مشکل اساسی کشور، همچنان مشکل اقتصادی است؛ بخصوص در این ماه‌های اخیر، مشکلات معیشتی مردم زیاد شد. بخشی از اینها مربوط است به مدیریت‌های نارسا در زمینه‌ی مسائل اقتصادی ...»

رئیس جمهوری: «اساس نابسامانی‌‌ها و مشکلات ما، از سوی بدخواهان، از بیرون مرز ایران وارد سرزمین ما شده است».

۲ خطر راهبردی بزرگ در پیام‌های نوروزی رهبری و رئیس‌جمهوری نهفته است:

نخست عدم توجه به علل اصلی پیدایش وضعیت کنونی و دیگری که برآمده از خطر نخست است عدم توجه به ضرورت ایجاد تغییر در رویکردها و روش‌ها؛ آن هم در جامعه‌ای که حتی در و دیوارش نیز ضرورت ایجاد تغییر را فریاد می‌زند.    

پیام کوتاه‌تر رهبری (علیرغم آنکه به نظر من در لایه دوم زنجیره علی تبین شرایط کنونی باقی مانده، و تجویز راهکار در این سطح بدون پرداختن به علل ریشه‌ای‌تر اگر موجب بحرانی‌تر شدن شرایط نشود کمکی نیز به حل مسائل نخواهد کرد)، در مقایسه با پیام روحانی حاوی نکته‌ای در زمینه تغییر بود و آن این است که می‌توان با تغییر مدیران و مدیریت‌های نارسا شرایط را بهبود داد. از این منظر اگر شرایط اقتصادی در ماه‌های آینده بهبود نیابد یا بدتر شود (که برآوردهای اقتصادی گویای این وضعیت است) ایجاد تغییر در مدیران و مدیریت‌های نارسا لازم و ضروری است؛ این هشداری کلیدی و راهبردی است که مهمترین مخاطب آن نیز شخص رئیس‌جمهور و دولت است.

به نظرم نوروز امسال تقریبا آخرین فرصتِ روحانی جهت درک ضرورت ایجاد تغییر بود؛ فرصتی که او با بیان این جمله که «اساس نابسامانی‌‌ها و مشکلات ما، از سوی بدخواهان، از بیرون مرز ایران وارد سرزمین ما شده است» آگاهانه از دست داد؛ حال اوست و پیامدهای ناگوار تبیینِ اشتباه و عدم پذیرش ضرورت ایجاد تغییر در رویکردها.  

روحانی راست گفت «اصل را فرع کردن و فرع را اصل کردن، بزرگترین اشتباه راهبردی در زندگی است» و او این اشتباه بزرگ را مرتکب شد.

⚠️ این متن را اگر می پسندید برای دیگران نیز ارسال کنید.
برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رویای ملی بهرام بیضایی

@royayemelli

رویای ایرانی بیضایی، ایرانی است که در آن خرد، هنر، آزادگی و آزادی معیار و سامان بخش امور است. زیست و نوشتار و مقاومت بیضایی نشان می دهد که چگونه در برهه ها و تنگناهای تاریخی مختلف، فرزندانی از ایران پیدا می شوند که آرش گون، نان و نام خود را برای پاسبانی از مرزهای فرهنگی و معنایی ایران می نهند.

صحنه ی کتابخوانی در فیلم باشو غریبه ی کوچک به کارگردانی و نویسندگی بهرام بیضایی( 1364)به خوبی بخشی از رویای ایرانی بیضایی را نشان می دهد. رویایی که در آن فرزندان ایران از اقوام و مذاهب و زبان های مختلف به جای هم ستیزی و واگرایی، به گفت و گوی با یکدیگر می نشینند، هم ریشگی شان را یاد آوری می کنند و ایران را امر معنی و وحدت بخش کلی خود می دانند...

ایران سرزمین ماست

ما همه از یک آب و خاک هستیم

ما فرزندان ایران هستیم...
#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
اگر این متن را می پسندید برای دیگران ارسال کنید.
⭕️️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان و برساخت راهبردی نو برای تحقق آن به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
رویایِ ملّیِ تقدسِ دوباره آب در فرهنگ ایرانی
🖋سجاد فتاحی - جامعه شناس

https://news.1rj.ru/str/royayemelli

امروز 2 فرودین ماه مصادف با 22 مارس روز جهانی آب است؛ روزی برای برجسته کردن اهمیت آب در زندگی بشر؛ روزی که شاید بتوان معادل آن را در فرهنگ ایرانی 4 آبان‌ماه و جشن آبانگان دانست که البته هر دو روز را باید گرامی داشت.  

در تاریخ ایران تا چند دهه پیش که هنوز توهم غلبه بر محدودیت‌های طبیعی با ابزار تکنولوژی بر ما غلبه نکرده بود، آب از تقدسی خداگونه برخوردار بود؛ چرا که از گذشته‌های دور، نخبگان این سرزمین دریافته بودند که تحقق هر رویایی در آن تنها در سایه استفاده بهینه از آب ممکن است؛ و این درک را با ابزارهای گوناگون فرهنگی به واقعیتی قابل احترام برای همگان تبدیل کرده‌ بودند. ایزدبانوی آناهیتا که نیرومندترین و محبوب‌ترین خدای‌بانو در گذشته‌های دور ایران است را می‌توان بارزترین نمود امر قدسی آب در این سرزمین دانست.  

رویای ملی من برای این روز آن است که در این سرزمین، آب، جایگاه قدسی خود را بازیابد.

تصور می‌کنم تحقق این رویا جز در سایه استقرار یک نظام حکمرانی آب کارآمد امکان‌پذیر نیست.

نظامی که زیستن در چارچوب محدودیت‌های محیطی و استفاده بهینه از منابع موجود را پاس بدارد.

نظامی که فروتنانه پیچیدگی‌های جهان طبیعی را بپذیرد و بداند که هر تغییر، هر چند کوچک می‌تواند تبعات ویرانگر بزرگی را در پی داشته باشد.

نظامی که به این سطح از خرد رسیده باشد که بداند اولویت‌‌دهی به حق‌آبه محیط زیست نه موضوعی فانتزی که ضرورتی است که تنها در سایه آن پایداری اجتماعی و اقتصادی بلند مدت حاصل خواهد شد.

نظامی که به این سطح از درک رسیده باشد که بداند افزایش منابع آبی با ابزارهای گوناگون تکنولوژیک لزوما به حل یا تخفیف مساله کمبود آب منجر نمی‌شود.

نظامی که وزارت‌خانه متولی موضوع آب در آن تنها نقش تسهیل‌گری را برای خود قائل باشد؛ وزارت‌خانه‌ای که برآیند نظام‌های حکمرانی آب کوچک اما کارآمدی باشد که در سراسر این سرزمین متناسب با محیط خود و با مشارکت تمامی ‌ذینفعان شکل گرفته‌اند و نه وزارت‌خانه‌ای که قرار است متوهمانه از بالا مدیریت منابع آبی این زیست‌بوم گسترده و متنوع را سامان دهد؛ و موارد بسیار دیگری که می‌توان در بیان ویژگی‌های یک نظام حکمرانی آب کارآمد در ایران بر شمرد.

یقینا در آن روز آناهیتا در پیکری نو دوباره بازخواهد گشت و یکی از رویاهای ملی محقق خواهد شد: 

رویای ملی تقدس دوباره آب در فرهنگ ایرانی

#رویای_ملی
#راهبرد_نوروز
اگر این متن را می پسندید برای دیگران ارسال کنید.
⭕️️ برای آفرینش رویای ملی ایرانیان و برساخت راهبردی نو برای تحقق آن به کانال زیر بپیوندید:
@royayemelli
✳️گزارش ملی سیل مازندران و گلستان یا گزارش ملی چرایی ناتوانی ما در اصلاح ✳️
@governancesystems

استاد و دوست عزیزم محمد فاضلی در متنی تحت عنوان «گزارش ملی سیل مازندران و گلستان را مطالبه کنیم» به حادثه ی سیل مازندران و گلستان واکنش نشان داده است. او معتقد است که این حادثه سوالات بسیاری در اذهان مردم درباره علل، زمینه سازان و مسببان حادثه و نقش نهادهای مسئول در این زمینه، ایجاد کرده و خواستار تهیه ی گزارشی در این زمینه شده است. فاضلی معتقد است عدم پاسخگویی به این سوالات و ابهام های عمومی، حاصلی جز فرسایش اعتماد عمومی نخواهد داشت.
نکته ای که در ارتباط با این خواسته می توان بیان کرد آن است که به نظر می‌رسد مساله اساسی تر از تولید چنین گزارش هایی است که نمونه هایی از آنها در سال ها و حتی دهه های پیش تولید شده است؛ مساله ما ندانستن تمامی آنچه که این گزارش در صدد پاسخگویی به آن است نیست، مساله ناتوانی ما در اصلاح سازوکارهای معیوب حکمرانی کنونی است. امری که در تمامی سال های گذشته در آن ناتوان بوده ایم و فروماندگی دولت در برابر چنین رخدادهایی حاصل آن است.
از این روست که شاید به گزارش ملی چرایی ناتوانی در اصلاح سازوکارهای موجود بیش از گزارش های موردی چون گزارش ملی سیل مازندران و گلستان نیازمند باشیم.

متن کامل مطلب محمد فاضلی را می‌توانید در لینک زیر مطالعه کنید
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad/1524


⚠️ این متن را اگر می پسندید برای دیگران نیز ارسال کنید.
برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️در ضرورت ارزیابی عملکرد استانداران و شفافیت در مکانیزم انتخاب آنها✳️
(بازنشر)
🖌(سجاد فتاحی)
@governancesystems
توضیح: در اوایل شروع به کار دولت دوم آقای روحانی پیشنهادی در جهت ارزیابی عملکرد استانداران و شفافیت در مکانیزم انتخاب آنها ارائه شد که شنیده نشد؛ تصور می کنم اگر امروز دولت هزینه رفتار استاندار گلستان را با از دست دادن سرمایه اجتماعی خود می بپردازد نتیجه بی توجهی به چنین پیشنهادهایی است.

استانداران یکی از مهمترین کنشگران در عرصه دولت هستند. این افراد اگرچه از نظر نظام اداری در مقامی فروتر از وزرا قرار گرفته‌اند اما از حیث نقشی که می‌توانند در بهبود وضعیت استان‌های کشور ایفا کنند از اهمیت بیشتری برخوردارند.
در دو سال گذشته فرصتی فراهم شد تا در نشست‌هایی شنونده صحبت‌های تعدادی از نخبگان استان‌های کشور در حوزه‌های مختلف باشم؛ از قضا دیدم که در بخش قابل توجهی از استان‌ها، یکی از مهمترین اعتراض‌ها و دغدغه‌های بسیاری از نخبگان آنها، عدم تناسب توانمندی‌ها و انگیزه استانداران استان‌های خود، با حجم و پیچیدگی مسائل پیش‌روی استان‌هایشان است؛ این داده احتمال صحت این گزاره را به شدت افزایش می‌دهد که: «در نظام حکمرانی ایران، توانایی‌ها و انگیزه‌های افراد انتخاب شده برای ایفای این نقش‌، تناسبی با اهمیت آن ندارد»
علت این عدم همخوانی را باید در مکانیزم ناکارآمد و غیر شفاف انتخاب استانداران در کشور جستجو کرد. اصولا به نظر می‌رسد در دولت‌های پس از انقلاب، مکانیزم و ضوابط کارآمدی برای انتخاب این کنشگران کلیدی وجود نداشته و انتخاب یا عدم انتخاب آنها بیش از هر چیز به قدرتمندی شبکه روابط آنها با سیاست‌مداران کشور و توانایی آنها و یا حامیان‌شان برای لابی‌های سیاسی در سطوح بالای قدرت وابسته بوده است. نتیجه این امر آن است که اگرچه استانداران انتخاب شده از شبکه روابط سیاسی قدرتمندی با بخش‌ها و لایه‌های مختلف نظام سیاسی برخوردار بوده‌اند اما لزوما توانمندترین و کارآمدترین گزینه‌های ممکن برای تصدی این نقش‌ها نبوده و همین امر سبب شده است که کشور و نظام سیاسی عموما از حضور کنشگران و افرادی توانمند و کارا برای ایفای نقش در نقش‌هایی کلیدی همچون استانداری استان‌های کشور بی بهره شوند.
با توجه به اخبار منتشر شده به نظر می‌رسد در دولت دوازدهم نیز همچنان در بر همان پاشنه سابق می‌چرخد، یعنی افرادی شانس بیشتری برای تصدی مناصب استانداری استان‌های کشور را دارند که از روابط و لابی‌های سیاسی قدرتمندتری برخوردارند و لزوما توانمندترین و کارآمدترین افراد ممکن نیستند.
یکی از اقدامات کلیدی که شخص رئیس جمهوری باید مطالبه آن را از وزرارت کشور و شخص وزیر داشته باشد آن است که مکانیزم کارآمد و شفافی را برای انتخاب استانداران در دولت دوازدهم طراحی و اعلام نماید به گونه‌ای که بتوان ادعا کرد که گزینه‌های انتخاب شده توانمندترین و کارآمدترین افراد ممکن برای تصدی این نقش‌ها بوده‌اند.
نقطه ضعف دیگری که در ارتباط با موضوع استانداران در نظام حکمرانی کنونی کشور قابل شناسایی است آن است که پس از انتخاب این افراد تقریبا هیچگونه ارزیابی سیستماتیکی از نحوه عملکرد آنها صورت نمی‌گیرد و دولت هنگامی به ضعف یک استاندار پی می‌برد که یا صداهای منتقدان آن بسیار بلند شده و یا نتایج نامناسب اقدامات وی، خود را به وضوح نشان داده باشد؛ در صورتی که با طراحی نظامی برای ارزیابی عملکرد شش ماهه و یا یکساله استانداران توسط تیم‌هایی از کارشناسان مستقل، می‌توان بسیار سریعتر نسبت به ضعف یک استاندار پی برد و نسبت به کمک به او برای اصلاح این ضعف و یا جایگزینی او با فردی توانمندتر پیش از آنکه وقت و هزینه‌های بیشتری تلف شود، اقدام کرد.
باید توجه داشت که
❇️انتخاب استانداران بر اساس روش‌ها و معیارهای سابق، تناسبی با وضعیت بحرانی کنونی کشور و بویژه برخی استان‌های آن که رفته رفته به نقطه بی بازگشت می‌رسند نداشته و نمی‌تواند گرهی از کار کشور باز نماید.
❇️منافع مکانیزم غیر شفاف و ناکارآمد کنونی انتخاب استانداران تنها برای برخی گروه‌های قدرت است و منافع استانی، ملی و مجموعه دولت را در کل تامین نخواهد کرد.
❇️اعلام شفاف فرایند ارزیابی استانداران و مکانیزم انتخاب آنها، فشار گروه‌های ذینفع مختلف را بر دولت در زمینه انتخاب استانداران به شدت کاهش داده و احتمال انتخاب توانمندترین گزینه‌های ممکن را که در شرایط کنونی می‌توانند به دولت در جهت مواجهه بهینه با مشکلات در سطوح استانی کمک کنند افزایش می‌دهد.
رئیس جمهوری در صورت توجه به دو پیشنهاد فوق بی گمان گامی اساسی در اصلاح نظام حکمرانی کشور و کارآمدسازی دولت برداشته‌ است.

⚠️ برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems
✳️ ایران، سیل و دوره احتضار نظام حکمرانی ✳️
🖋 سجاد فتاحی - جامعه‌شناس

t.me/governancesystems

رصد واکنش‌های اجتماعی صورت گرفته به سیلاب‌های اخیر در نقاط مختلف کشور که بسیاری از هموطنان‌مان را با دشواری های فراوانی روبرو نموده و امیدوارم هرچه سریعتر با کمترین خسارت به پایان برسد، نشان‌دهنده برجسته شدن بیش از پیش خطری مهم برای نظام حکمرانی در ایران است: خطر ورود به دوره احتضار.  

نظام‌های حکمرانی نیز همانند سایر سیستم‌های موجود در جهان زمانی متولد می‌شوند، دوره‌ای زندگی می‌کنند و سرانجام زمانی می‌میرند. این نظام‌ها نیز پیش از مرگ به مانند آدمیان و سایر جانداران دوره‌ای دارند که می‌توان آن را دوره احتضار نامید؛ دوره‌ای که در آن انرژی نظام نه آنقدر زیاد است که برپا بایستد و نه آنقدر کم که چشم از جهان فروبسته و بمیرد. نظام‌های حکمرانی باید مراقب باشند تا به این مرحله نرسند چرا که اگر رسیدند دیگر کاری برای حفظ‌شان نمی‌توان کرد و ترغیب مردم به امیدوار بودن به آنها بیهوده است و حتی سرمایه سوز.

یکی از مهمترین انرژی‌های حیاتی در نظام‌‌های حکمرانی نوین سرمایه اجتماعی آنهاست؛ که شاید بتوان مهمترین نمود و شاخص آن را میزان اعتماد به آن نظام از سوی آدمیانی دانست که ذیل آن مشغول زندگی و فعالیت‌اند؛ اعتماد به توانایی نظام برای حل مشکلات جامعه؛ اعتماد به توانایی نظام برای حفاظت از جامعه در برابر رخدادهای ناگهانی طبیعی و غیر طبیعی؛ اعتماد به توانایی نظام برای رقم زدن آینده‌ای بهتر برای جامعه و در یک کلام اعتماد به توانایی نظام برای حفظ پایداری جامعه در ابعاد گوناگون.

به هر اندازه که سرمایه اجتماعی یک سیستم حکمرانی و اعتماد به آن کاهش یابد، آن نظام به دوره احتضار نزدیک تر شده و باید هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بیشتری را برای ماندگاری خود پرداخت کند. سرمایه اجتماعی یک نظام اگر از مقداری کمتر شد دیگر نه تنها اشتباهات آن برجسته‌تر از آنی می‌شود که در واقعیت است، بلکه خدمات آن نیز با دیده تردید نگریسته شده و حتی در برخی موارد بسان خیانت دیده و تفسیر می‌شود. اینجاست که سیاست مدارانی که نقش های بلند پایه را در نظام بر عهده دارند با دیدن قدرناشناسی مردم در برابر خدماتشان متحیر می شوند؛ نقل است که آخرین پادشاه ایران به هنگامی که مردم در خیابان بر علیه او شعار می دادند سرگشته بود که چرا در برابر خدماتش مردم اینچنین ناسپاسی می کنند؛ چرا که ظاهراً نمی دانست که در دوره احتضار نظام خدمت با خیانت در نزد مردم یکی می شود.

ارزیابی و رصد اولیه واکنش‌های اجتماعی به سیلاب‌های اخیر در کشور نشانه‌هایی قابل توجه از خطر ورود نظام حکمرانی به دوره احتضار را برجسته می‌کنند؛ دوره‌ای که در آن سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی به حداقل مقدار ممکن کاهش خواهد یافت.این سیلاب‌ها اگر به درستی مدیریت نشوند گویا قرار است تتمه سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی را نیز با خود برده و این نظام را در آستانه ورود به دوره احتضار قرار دهند.

ناگفته پیداست که رسیدن به چنین وضعیتی نتیجه سال‌ها کوتاهی در اصلاح نواقص نظام حکمرانی در حوزه‌های گوناگون است؛ نواقصی که مجال مسندنشینی برخی مدیران و اخذ تصمیماتی را از سوی آنها داده است که یکی از آنها بر مسیل جاده ساخته، یکی جریان خروج سیلاب‌های شهری را مسدود کرده، یکی جنگل‌ها و مراتع کاهش دهنده سیلاب‌ها را از بین برده، یکی در بستر و در حریم رودخانه‌ها ساخت و ساز کرده، یکی باغستان قزوین را که یکی از هوشمندانه‌ترین ابداعات بشر برای مدیریت سیل و تبدیل کردن آن از تهدید به فرصت است در معرض خطر نابودی قرار داده، یکی ستاد بحرانی را پدید آورده که خود در بحران است و هزاران تصمیم دیگر که در نتیجه آنها اثرات مخرب وقوع سیلاب‌ها صد چندان شده و سبب می‌شود که بخش قابل توجهی از سرمایه اجتماعی نظام حکمرانی با یک سیلاب از بین برود؛ نظام حکمرانی اگر اندوخته مناسبی از سرمایه اجتماعی داشته باشد، قصورهای موردیش نیز در برابر رخدادهای طبیعی از سوی مردم با دیده اغماض دیده می‌شود اما اگر کف گیر سرمایه اجتماعی به ته دیگ خورده باشد خدمت هایش نیز موضوع نقدها و طنزهای اجتماعی می‌شود؛ و گویا ما در چنین وضعیتی هستیم.
#سیستم_حکمرانی


⚠️ این مطلب را اگر می پسندید به اشتراک بگذارید.
برای دریافت تحلیل‌هایی در زمینه سیستم‌های حکمرانی به کانال زیر بپیوندید:
@governancesystems