انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران – Telegram
انجمن‌ علمی مدیریت دانشگاه تهران
9.23K subscribers
2.9K photos
122 videos
154 files
2.13K links
• به کانال ‌انجمن‌های‌علمی‌دانشجویی
‌دانشکدگان مدیریت‌دانشگاه‌تهران خوش آمدید.
@sam_ut
💬 @Sam_ut1

🌐 https://samut.sendpulse.academy/

📸 instagram.com/sam.ut

🎬 https://www.aparat.com/SAM.UT

🏅تقدیرشده در دوازدهمین جشنواره ملی #حرکت
Download Telegram
یکی از آفت هایی که پژوهش های مدیریت دچار آن شده اند, گرایش به کمی شدن تمام پژوهش ها و دخیل کردن آمار هرچند بی ربط در آن است, به قول یکی از اساتید گرانقدر مدیریت, هر مقاله ی بدردنخوری با رگرسیون و واریانس آرایش می شود تا باطن بی محتوای آن ظاهرا زیبا گردد و عوام پسندانه به بازار جهل مرکب عرضه می شود بی آنکه مشکلی از مشکلات را حل کند؛ حال آنکه در این شرایط پژوهش های بنیادین محکوم به حذف شدن در این بازار هستند.
پی یر بوردیو در مقاله «افکار عمومی وجود ندارد»، نظر سنجی ازافکار عمومی را به سه دلیل فاقد صلاحیت‌های لازم برای سنجش نگرش‌ها می‌داند: اول اینکه باید بدانیم که بر خلاف پیشفرض همیشگی تمام نظر سنجی‌ها مردم درباره یک موضوع حتما «نظر» ندارند و احتمال دارد در مورد موضوع مورد پرسش پیش از آن اصلا فکر نکرده باشند. بنابراین پاسخ‌هایشان لزوما قابل اعتنا نیست. دوم اینکه ما به اشتباه در نظر سنجی از افکار عمومی برای همه نظرات ارزش برابری قائل هستیم . و سوم اینکه فرض ما همواره این است که افراد رابطه یکسانی با پرسش‌ها برقرار می‌کنند در صورتی که فهم افراد مختلف درباره یک پرسش شبیه هم نیست.
در غياب يك دغدغه (امر پروبلماتيك) و يك فرضيه نظرى، آمار چيزى نيست جز تكثير داده‌هاى فاقد معنا كه به تعبير «سوروكين» نوعى رواج «جنون كميت» و «عددشناسى» است. يكى از آن عوارض جدى تكيه غيرپروبلماتيك بر آمار، گرايش به كمى كردن عموم داده‌هاى كيفى است. نكته در اينجاست كه علل مسائل اجتماعى انضمامى جامعه را نمى‌توان با رگرسيون و جداول چند وجهى كشف كرد. روشهاى آمارى ابزار توصيف وضعيت موجوداند و نه تحليل. آنها به ما نمى‌گويند چرا؟ آنها فقط اين امكان را فراهم مى‌سازند كه وضعيت را بشناسيم.
البته مخالفت با تسلط روشهاى كمى به معناى نفى جنبه‌هاى مفيد آمار نيست. بورديو خود جامعه شناسى است كه به بهترين نحو ممكن از روشهاى كمى و آمارى در تحقيقات جامعه شناسانه بهره برده است. هنگامى كه روشهاى آمار به نوعى تقليد شبه رياضى تبديل مى‌شود و در مورد پديده‌هايى به كار گرفته مى‌شود كه مطلقآ تن به مقدارى شدن نمی‌دهند، اين روش به كلى از هدف خود دور می‌افتد.
.
.
@anjomanelmimodiriatut
ممکن است از نظر شما بین مدیر بودن یا رهبری کردن در سازمان تفاوت زیادی وجود نداشته باشد اما برای پرسنل شما تفاوت این دو واژه بسیار زیاد است و این تفاوت در عملکرد و کارآیی آنها بی‌اندازه نقش دارد و تاثیرگذاری هر یک از این نقش‌ها بسیار متفاوت است.

مدیر بودن الزاما به معنی رهبری کردن نیست. فهرست 10 تفاوت شاخص بین این دو مفهوم را در زیر می‌توانید مشاهده کنید:

1. مدیر همه چیز را می‌داند، رهبر تیم دائما در حال یادگیری است.

2. مدیر جواب می‌دهد، رهبر سازمان دنبال راه‌حل می‌گردد.

3. مدیر بیشتر از آنچه می‌شنود حرف می‌زند، رهبر سازمان بیشتر از آنچه حرف می‌زند می‌شنود.

4. مدیر هدایت می‌کند، رهبر تربیت می‌کند.

5. مدیر انتقاد می‌کند، رهبر تشویق می‌کند.

6. مدیر نقاط ضعف را شناسایی می‌کند، رهبر تیم استعدادها را شناسایی می‌کند.

7. مدیر می‌گوید «من »، رهبر می‌گوید «ما».

8. مدیر دیگران را سرزنش می‌کند، رهبر سازمانی به دیگران اعتماد می‌کند.

9. مدیر از شخصیت خودش محافظت می‌کند، رهبر نقاط آسیب پذیرش را افشا می‌کند.

10. مدیر نتیجه را می‌خواهد؛ رهبر سازمان به عملکرد اهمیت می‌دهد.

هر گروه به یک مدیر احتیاج دارد اما در واقع وجود رهبر برای آنها ضروری است. بنابراین اگر به دنبال حداکثر بهره‌وری و اثرگذاری در کسب‌وکار خود هستید، سعی کنید برای تیمتان یک رهبر داشته باشید

ارسال شده از:شراره جلیل پور
@anjomanelmimodiriatut