Forwarded from انجمن علمی اقتصاد دانشگاه تهران
💣دو بمب ساعتی اقتصاد ایران به روایت نیلی
💣مشاور اقتصادی رئیس جمهور تحلیل کرد:
◾️اقتصاد ما روی دو بمب ساعتی بزرگ قرار گرفته. بمب اول، حجم بالای جمعیت غیرفعال کشور در مقایسه با حجم جمعیت فعال است که نسبت آن کاملا غیر طبیعی است و بمب دوم، حجم بالای نقدینگی است.
◾️در 10 سال گذشته هر چقدر به جمعیت در سن کار کشور اضافه شده، تقریبا به همان اندازه به جمعیت غیرفعال کشور افزوده شده است. یعنی نیروی کار وارد بازار کار نشده است. به عبارتی، نرخ مشارکت اقتصادی پایین آمده است.
◾️این دو بمب ساعتی هنوز فعال نشدهاند و زمان انفجار را نشان نمیدهند. جمعیت غیرفعال ایرانی با عطف به جمعیت شاغلان زندگی میكنند و برای اینكه صبر آنها لبریز نشود باید اقدامهای كوتاهمدت انجام داد». اما نقدینگی كه بمب دوم است و اگر فعال شود فاجعه درست میكند نیازمند اتخاذ سیاستهای بلندمدتتر است.
◾️ابعاد فنی مسائل اقتصاد کلان ایران در حال حاضر، واقعا پیچیده است و به همان میزان هم که بر این پیچیدگی افزوده شده، از توان کارشناسی دولت کاسته شده است.
💡منبع: ماهنامه «صنعت و توسعه»
💣مشاور اقتصادی رئیس جمهور تحلیل کرد:
◾️اقتصاد ما روی دو بمب ساعتی بزرگ قرار گرفته. بمب اول، حجم بالای جمعیت غیرفعال کشور در مقایسه با حجم جمعیت فعال است که نسبت آن کاملا غیر طبیعی است و بمب دوم، حجم بالای نقدینگی است.
◾️در 10 سال گذشته هر چقدر به جمعیت در سن کار کشور اضافه شده، تقریبا به همان اندازه به جمعیت غیرفعال کشور افزوده شده است. یعنی نیروی کار وارد بازار کار نشده است. به عبارتی، نرخ مشارکت اقتصادی پایین آمده است.
◾️این دو بمب ساعتی هنوز فعال نشدهاند و زمان انفجار را نشان نمیدهند. جمعیت غیرفعال ایرانی با عطف به جمعیت شاغلان زندگی میكنند و برای اینكه صبر آنها لبریز نشود باید اقدامهای كوتاهمدت انجام داد». اما نقدینگی كه بمب دوم است و اگر فعال شود فاجعه درست میكند نیازمند اتخاذ سیاستهای بلندمدتتر است.
◾️ابعاد فنی مسائل اقتصاد کلان ایران در حال حاضر، واقعا پیچیده است و به همان میزان هم که بر این پیچیدگی افزوده شده، از توان کارشناسی دولت کاسته شده است.
💡منبع: ماهنامه «صنعت و توسعه»
نگاهی بر افزایش شمار افراد ناقل ویروس ایدز در ایران
به گفته وزیر بهداشت رشد انتقال ویروس ایدز در کشور سالانه ۱۰ درصد است. عامل اصلی انتقال این ویروس «ارتباطات جنسی و ارتباطات پر خطر جنسی» اعلام شده است. دستکم هفت هزار نفر در ایران از ایدز درگذشتهاند.
حال با وجود این آمار این پرسش مطرح می شود که سیاست گذاران حوزه ی آموزش و بهداشت, با حذف سرفصل های مرتبط با این موارد و درس تنظیم خانواده از برنامه آموزشی دانشگاه ها, چه اقدامات جایگزینی را تدارک دیده اند و مسؤلیت های ناشی از این خط مشی و حساب پس دهی آن بر عهده ی چه کسی یا گروهی خواهد بود!؟
متاسفانه آنچه به نظر می رسد, حذف تنها آموزش های رسمی و اصولی در مورد روابط جنسی اثر نامطلوب در بلند مدت خواهد داشت که چه بسا در آینده به یک بحران تبدیل شود.
📢 بحث در مورد آثار و تحلیل این خط مشی را در آینده بیشتر پی خواهیم گرفت.
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
به گفته وزیر بهداشت رشد انتقال ویروس ایدز در کشور سالانه ۱۰ درصد است. عامل اصلی انتقال این ویروس «ارتباطات جنسی و ارتباطات پر خطر جنسی» اعلام شده است. دستکم هفت هزار نفر در ایران از ایدز درگذشتهاند.
حال با وجود این آمار این پرسش مطرح می شود که سیاست گذاران حوزه ی آموزش و بهداشت, با حذف سرفصل های مرتبط با این موارد و درس تنظیم خانواده از برنامه آموزشی دانشگاه ها, چه اقدامات جایگزینی را تدارک دیده اند و مسؤلیت های ناشی از این خط مشی و حساب پس دهی آن بر عهده ی چه کسی یا گروهی خواهد بود!؟
متاسفانه آنچه به نظر می رسد, حذف تنها آموزش های رسمی و اصولی در مورد روابط جنسی اثر نامطلوب در بلند مدت خواهد داشت که چه بسا در آینده به یک بحران تبدیل شود.
📢 بحث در مورد آثار و تحلیل این خط مشی را در آینده بیشتر پی خواهیم گرفت.
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
ایمیل انجمن علمی به نشانی management.sam.ut@gmail.com
آماده دریافت هرگونه انتقاد وپیشنهاد برای انجمن و مطالب شما برای کانال است.
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
آماده دریافت هرگونه انتقاد وپیشنهاد برای انجمن و مطالب شما برای کانال است.
Telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from کانال خبری ارانیکو
⭕️ خرید لوازم خانگی با کارت اعتباری آغاز شد؛ فرصت ثبت نام تا پایان اردیبهشت
eranico.com/fa/content/54081
====
🔖 @eranico_com
eranico.com/fa/content/54081
====
🔖 @eranico_com
آشنایی با #استراتژی (3)
نظر به اینکه مدیریت یک فعالیت کاربردی و هدفجوست، این سوال مطرح می شود که آیا یک مفهوم ذهنی مانند استراتژی می تواند در عملکرد موسسه تاثیر مثبت داشته باشد؟
استراتژی گاهی یک مفهوم شخصی در ذهن مدیران اصلی ؛ گاهی نیز مفهومی مبهم و کلی به زبان نیامده بوده که مقصود مشترک کارکنان موسسه است.
گاهی مدیران بدین دلیل چنین مفهومی را مبهم می گذارند که ممکن است استراتژی ، یکتا مزیت رقابتی موسسه باشد ولی به تدریج با چنین دیدگاهی در سال های بعد مخالفت و بر صراحت و روشنی استراتژی طراحی شده تأکید شد.
ادامه دارد...
از کتاب استقرار مدیریت استراتژیک ؛ نوشته مک دانل و ایگورانسف ؛ ترجمه دکتر زندیه
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
نظر به اینکه مدیریت یک فعالیت کاربردی و هدفجوست، این سوال مطرح می شود که آیا یک مفهوم ذهنی مانند استراتژی می تواند در عملکرد موسسه تاثیر مثبت داشته باشد؟
استراتژی گاهی یک مفهوم شخصی در ذهن مدیران اصلی ؛ گاهی نیز مفهومی مبهم و کلی به زبان نیامده بوده که مقصود مشترک کارکنان موسسه است.
گاهی مدیران بدین دلیل چنین مفهومی را مبهم می گذارند که ممکن است استراتژی ، یکتا مزیت رقابتی موسسه باشد ولی به تدریج با چنین دیدگاهی در سال های بعد مخالفت و بر صراحت و روشنی استراتژی طراحی شده تأکید شد.
ادامه دارد...
از کتاب استقرار مدیریت استراتژیک ؛ نوشته مک دانل و ایگورانسف ؛ ترجمه دکتر زندیه
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
جلسه عمومی #انجمن_علمی_دانشکده_مدیریت_دانشگاه_تهران روز دوشنبه ساعت ۱۲:۵۰ در کلاس ۱۷ جنوبی • حضور دوستانی که فرم پر کرده اند الزامی است • سرفصل های جلسه : مسائل انجمن ، همکاری با مراکز خارج از دانشگاه ، مسائل اجرایی جشن پایان سال و...
نشست سوم انجمن علمی دانشکده مدیریت و انجمن مدیریت دولتی ایران
تعامل با سازمان های بین المللی
👇👇👇
تعامل با سازمان های بین المللی
👇👇👇
Forwarded from انجمن علمی مدیریت دولتی ایران (ISAPA)
جلسه عمومی #انجمن_علمی_دانشکده_مدیریت_دانشگاه_تهران فردا ساعت ۱۲:۵۰ در کلاس ۱۷ جنوبی • حضور دوستانی که فرم پر کرده اند الزامی است • سرفصل های جلسه : مسائل انجمن ، همکاری با مراکز خارج از دانشگاه ، مسائل اجرایی جشن پایان سال و...
درسی از اقتصاد رفتاری برای استراتژی توسعه محصول
در یک آزمایش کلاسیک در یک فروشگاه در حالت نخست 6 نوع و درحالت دیگر 24 نوع مربا را برای مشتریان به نمایش گذاشتند، در حالی که افراد بیشتری در حالت دوم از قفسه مرباها بازدید کردند، میزان خرید به شکل شگفت آوری متفاوت بود: 3 درصد (24 نوع مربا) در برابر 30 درصد (6 نوع مربا).
دلیل آن را به دشواری تصمیم گیری نسبت داده اند، هرچقدر تصمیم گیری پیچیده تر شود، بیشتر احتمال دارد کسانی به کلی از خیر خرید بگذرند.
آیا این بدان معناست که تنوع محصول به کلی مطلوب نیست؟ خیر، ولی باید این ملاحظه را داشت که اگر محصولات شما آنقدر نزدیک به هم هستند که به دشواری بتوان مزیت های آنها نسبت به هم را تشخیص داد، تنوع محصول برای شما چندان سودآور نیست. به بیان دیگر، هزینه بالاتری برای تنوع صرف می کنید، ولی این در تصمیم خرید مشتریان چندان اثری ندارد.
یک نکته دیگر را هم باید در اینجا مد نظر قرار داد، معدود بنگاه هایی که در طی زمان طولانی مزیت رقابتی خود را تنوع حداکثری و "جنس جور بودن" تعریف کرده اند، در این قاعده نمی گنجند. البته جای نگرانی نیست، تعداد این قبیل بنگاه ها بسیار اندک است و بیشتر در سطح خرده فروشی فعال هستند.
کانال رهیافت را دنبال کنید
مطالب مدیریتی ناب
@RahiaftChannel
در یک آزمایش کلاسیک در یک فروشگاه در حالت نخست 6 نوع و درحالت دیگر 24 نوع مربا را برای مشتریان به نمایش گذاشتند، در حالی که افراد بیشتری در حالت دوم از قفسه مرباها بازدید کردند، میزان خرید به شکل شگفت آوری متفاوت بود: 3 درصد (24 نوع مربا) در برابر 30 درصد (6 نوع مربا).
دلیل آن را به دشواری تصمیم گیری نسبت داده اند، هرچقدر تصمیم گیری پیچیده تر شود، بیشتر احتمال دارد کسانی به کلی از خیر خرید بگذرند.
آیا این بدان معناست که تنوع محصول به کلی مطلوب نیست؟ خیر، ولی باید این ملاحظه را داشت که اگر محصولات شما آنقدر نزدیک به هم هستند که به دشواری بتوان مزیت های آنها نسبت به هم را تشخیص داد، تنوع محصول برای شما چندان سودآور نیست. به بیان دیگر، هزینه بالاتری برای تنوع صرف می کنید، ولی این در تصمیم خرید مشتریان چندان اثری ندارد.
یک نکته دیگر را هم باید در اینجا مد نظر قرار داد، معدود بنگاه هایی که در طی زمان طولانی مزیت رقابتی خود را تنوع حداکثری و "جنس جور بودن" تعریف کرده اند، در این قاعده نمی گنجند. البته جای نگرانی نیست، تعداد این قبیل بنگاه ها بسیار اندک است و بیشتر در سطح خرده فروشی فعال هستند.
کانال رهیافت را دنبال کنید
مطالب مدیریتی ناب
@RahiaftChannel
آیا بازار آزاد بهره کشی از فقرا و کارگران است ؟؟
بسیار میشنویم که در اقتصاد سرمایهداری فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر میشوند، شاید کسانی این را باور کنند، ولی واقعیت چیز دیگری است. این اقتصاددانان کلاسیک بودند که باورشان این بود که پول بیش از همه به جیب صاحبان زمین و سرمایه میرود. گرگوری کلارک، تاریخدان اقتصاد، در کتابش «وداع با صدقه» نشان میدهد که اگر بازده واقعی زمین (نرخ اجاره) را در طی زمان رصد کنیم، میبینیم که گرچه بالا و پایین زیاد داشته، کموبیش بدون تغییر مانده است. همین قضیه برای بازده واقعی سرمایه (نرخ بهره) هم برقرار است، ولی از آن سو دستمزد واقعی برای کارگران غیرماهر افزایش چشمگیری نشان میدهد. چیزهایی که پیشترها برای انسانها مرگ آفرین بودند، اکنون دیگر هراسی بر نمیانگیزند. مرگ و میر نوزادان و مادران بسیار بسیار کمتر از آن چیزی شده است که در گذشته بود و امید به زندگی (طول عمر متوسط) هم رشدی بیسابقه داشته است، در دوران امپراتوری رم، امید به زندگی 24 سال بود، در پایان قرن 15 میلادی در بریتانیا در حدود 30 سال، در ایالات متحده در آغاز قرن 20 چیزی نزدیک به 45 سال و اکنون بسیار امید دارند که به 80 سال برسند. ژورف شومپیتر زمانی نوشت که پیشرفت سرمایهداری این نیست که اکنون ملکه انگلستان جورابهای ابریشمی بیشتری دارد، بلکه بدان معناست که حتی کارگران فقیر هم در ازای زحمت کمتر و کمتر میتوانند از پاپوش مناسبتری برخوردار باشند. او فراتر میرود و استدلال میکند که فقرا در واقع برنده اصلی بهبود استانداردهای مادی زندگی خواهند بود، بهبودی که هزینه اش را ثروتمندان میپردازند. برای فقرا، سیستم روشنایی برق ارزان همچون هدیهای از آسمان بود که در خیال آنها هم نمیگنجید، در حالی که ثروتمندان حتی بدون آن هم میتوانستند گماشتگان (یا حتی گاهی بردگانی) داشته باشند که این و سو بایستند و با مشعل همه جا را روشن کنند.
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
لینک منبع برای مطالعه بیشتر
http://goo.gl/cpgxa6
بسیار میشنویم که در اقتصاد سرمایهداری فقرا فقیرتر و ثروتمندان ثروتمندتر میشوند، شاید کسانی این را باور کنند، ولی واقعیت چیز دیگری است. این اقتصاددانان کلاسیک بودند که باورشان این بود که پول بیش از همه به جیب صاحبان زمین و سرمایه میرود. گرگوری کلارک، تاریخدان اقتصاد، در کتابش «وداع با صدقه» نشان میدهد که اگر بازده واقعی زمین (نرخ اجاره) را در طی زمان رصد کنیم، میبینیم که گرچه بالا و پایین زیاد داشته، کموبیش بدون تغییر مانده است. همین قضیه برای بازده واقعی سرمایه (نرخ بهره) هم برقرار است، ولی از آن سو دستمزد واقعی برای کارگران غیرماهر افزایش چشمگیری نشان میدهد. چیزهایی که پیشترها برای انسانها مرگ آفرین بودند، اکنون دیگر هراسی بر نمیانگیزند. مرگ و میر نوزادان و مادران بسیار بسیار کمتر از آن چیزی شده است که در گذشته بود و امید به زندگی (طول عمر متوسط) هم رشدی بیسابقه داشته است، در دوران امپراتوری رم، امید به زندگی 24 سال بود، در پایان قرن 15 میلادی در بریتانیا در حدود 30 سال، در ایالات متحده در آغاز قرن 20 چیزی نزدیک به 45 سال و اکنون بسیار امید دارند که به 80 سال برسند. ژورف شومپیتر زمانی نوشت که پیشرفت سرمایهداری این نیست که اکنون ملکه انگلستان جورابهای ابریشمی بیشتری دارد، بلکه بدان معناست که حتی کارگران فقیر هم در ازای زحمت کمتر و کمتر میتوانند از پاپوش مناسبتری برخوردار باشند. او فراتر میرود و استدلال میکند که فقرا در واقع برنده اصلی بهبود استانداردهای مادی زندگی خواهند بود، بهبودی که هزینه اش را ثروتمندان میپردازند. برای فقرا، سیستم روشنایی برق ارزان همچون هدیهای از آسمان بود که در خیال آنها هم نمیگنجید، در حالی که ثروتمندان حتی بدون آن هم میتوانستند گماشتگان (یا حتی گاهی بردگانی) داشته باشند که این و سو بایستند و با مشعل همه جا را روشن کنند.
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
لینک منبع برای مطالعه بیشتر
http://goo.gl/cpgxa6
Forwarded from آنالیڪا
فوربس تحلیل میکند: چرا ایران میتواند به مرکزی برای فعالیت های کارآفرینانه تبدیل شود؟
Channel: @Modiraan
#کارآفرینی #اقتصاد
الیزابت مک براید در فوربس مینویسد: گرچه تیترهای خبری در مورد اقتصاد ایران کمرنگ شده است ولی مومنتوم اقتصادی که ایجاد شده است ادامه دارد. اقتصاد 400 میلیارد دلاری ایران، دومین اقتصاد بزرگ پس از عربستان در خاورمیانه است و بنا به آمار بانک جهانی انتظار می رود در سال آتی 7 درصد رشد داشته باشد.
تصور کنید اگر شما بتوانید این رشد اقتصادی را با یک سیستم دانشگاهی که سالی 230 هزار مهندس و متخصص تربیت می کند هماهنگ کنید آنهم در محیطی که تازه به اقتصاد جهانی متصل شده است. خروجی میتواند هزاران استارتاپ و کسب و کار کوچک باشد!
چند ماه پیش با فریدون قاسم زاده، بنیانگذار شرکت اپاتان در حوزه پردازش ابری صحبت کردم. او به من میگفت در سه سال گذشته بیش از 200 استارت آپ در ایران شکل گرفته و این حرکت تازه آغاز شده و رو به شتاب است.
محیط کسب و کار ایران البته هنوز با موانع بزرگی مواجه است. این که کسب و کارها رشد کنند یا نه به این بستگی دارد که سیاستهای حاکمیتی تا چه حد آنها را پشتیبانی کنند و چقدر شرایط ژئوپلتیک منطقه با این رشد تداخل داشته باشد. در بسیاری موارد آزادیهای اقتصادی با آزادی ها فردی همراه هستند.
🎯اما دلایل من برای این که ایران می تواند نسلی از شرکتهای با رشد سریع را ایجاد کند به این شرح است:
🚩اندازه اقتصاد و برداشته شدن تحریمها: ایران جمعیتی حدود 80 میلیون دارد و ظرفیت صنعتی آن در منطقه قابل رقابت نیست. نفت و گاز عامل تنها 10 درصد GDP کشور است و این بدان معنی است که کشور پایه متنوعی برای رشد اقتصادی دارد. اگرچه تحریمهای آمریکا باقی است ولی سرمایهگذاری ها از سمت اروپا و آسیا رو به سرازیر شدن به ایران است.
🚩جمعیت تحصیلکرده ایران: نزدیک به 9.4 درصد جمعیت ایران معادل 7.5 میلیون نفر تحصیلات دانشگاهی دارند و این به اندازه کل جمعیت اردن و یا اسرائیل است.
🚩ایران در حوزههای فن آوری دارای قدرت است: کشور دارای دانشگاهی است که به MIT ایران مشهور است (منظور دانشگاه صنعتی شریف است). چندماه پیش در قاهره، کامران الیاهیان، یک فعال کسب و کار، برروی حوزه نانو تکنولوژی به عنوان یک حوزه در حال رشد در ایران تاکید می کرد.
🚩باوجود تحریمهای آمریکا، بین جوامع کارآفرین ایران و آمریکا ارتباطات در حال شکل گرفتن است: در جلسه شورای آتلانتیک، لیلی صرافان، یک ایرانی آمریکایی و هم بنیانگذار Home Care Assistance، درباره کنفرانس iBrdige و تدکس کیش صحبت کرد؛ مجامعی که در آن فعالان حوزه فن آوری دورهم جمع می شوند. صرافان گفت: "آمریکایی ها قانونا نمی توانند منتور ایرانی ها باشند ولی می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند." جوامع ایرانی-آمریکایی ها با وجود موانع موجود، در توسعه ارتباط بین دو کشور موثر هستند. صرافان می گوید: "حال که گروهی از شرکتهای سازمان یافته و متشکل وجود دارند، گام بعدی حمایت و تلاش برای کاهش تحریم هاست."
🚩زیرساختهای کشور در حال بازسازی است: در جلسه شورای آتلانتیک بعضی افراد فعال در صنعت تلکام به ما گفتند که چگونه فضای این صنعت به شکل بنیادی در حال تغییر است.
🚩تغییر سریع تر از آنچه که مردم فکر می کنند در حال رخ دادن است: کریستوفر شرودر، سرمایه گذار آمریکایی و نویسنده کتاب" انقلاب استارت آپ ها در خاورمیانه" درباره دو سفرش به ایران به من گفت: "در سفر اول من دسترسی محدودی به 3G و 4G وجود داشت. مردم به من می گفتند به زودی دسترسی ها برقرار می شود. اما الیگارش ها می گفتند هرگز این اتفاق رخ نخواهد داد. یک سال بعد وقتی به ایران برگشتم، 20 میلیون نفر به این امکانات دسترسی داشتند." در یک اقتصاد کارآفرینانه سرعت تغییرات و رشد تغییرات در طول زمان به شدت افزایش مییابد.
🚩فعالیتهای کارآفرینانه هنوز به اوجشان نرسیده اند: در آمریکا بسیاری از صنایع بوسیله تکنولوژی های جدید زیر و رو شدند. کارآفرینان با ایده های جدیدی می آیند به امید اینکه بازاری پیدا کنند و یا مشکلی را حل کنند. صرافان می گوید در ایران جوانان کارآفرین با مسائل و چالش های واقعی زیادی روبرو هستند از آلودگی و مسائل محیط زیستی گرفته تا تحولات سیاسی اجتماعی. صرافان می گوید : "در تدکس کیش ایده های زیادی می آمد، مهم نیست که آنها ارزشی برای شرکت من ایجاد کنند یا نه، مهم این است که من چطور می توانم نقشی برای پیشرفت کشورم بازی کنم."
Channel: @Modiraan
این مقاله در 30 آوریل 2016 در Forbes منتشر شده: http://www.forbes.com/sites/elizabethmacbride/2016/04/30/seven-reasons-iran-is-likely-to-be-an-entrepreneurial-powerhouse/#7999907a6391
Channel: @Modiraan
#کارآفرینی #اقتصاد
الیزابت مک براید در فوربس مینویسد: گرچه تیترهای خبری در مورد اقتصاد ایران کمرنگ شده است ولی مومنتوم اقتصادی که ایجاد شده است ادامه دارد. اقتصاد 400 میلیارد دلاری ایران، دومین اقتصاد بزرگ پس از عربستان در خاورمیانه است و بنا به آمار بانک جهانی انتظار می رود در سال آتی 7 درصد رشد داشته باشد.
تصور کنید اگر شما بتوانید این رشد اقتصادی را با یک سیستم دانشگاهی که سالی 230 هزار مهندس و متخصص تربیت می کند هماهنگ کنید آنهم در محیطی که تازه به اقتصاد جهانی متصل شده است. خروجی میتواند هزاران استارتاپ و کسب و کار کوچک باشد!
چند ماه پیش با فریدون قاسم زاده، بنیانگذار شرکت اپاتان در حوزه پردازش ابری صحبت کردم. او به من میگفت در سه سال گذشته بیش از 200 استارت آپ در ایران شکل گرفته و این حرکت تازه آغاز شده و رو به شتاب است.
محیط کسب و کار ایران البته هنوز با موانع بزرگی مواجه است. این که کسب و کارها رشد کنند یا نه به این بستگی دارد که سیاستهای حاکمیتی تا چه حد آنها را پشتیبانی کنند و چقدر شرایط ژئوپلتیک منطقه با این رشد تداخل داشته باشد. در بسیاری موارد آزادیهای اقتصادی با آزادی ها فردی همراه هستند.
🎯اما دلایل من برای این که ایران می تواند نسلی از شرکتهای با رشد سریع را ایجاد کند به این شرح است:
🚩اندازه اقتصاد و برداشته شدن تحریمها: ایران جمعیتی حدود 80 میلیون دارد و ظرفیت صنعتی آن در منطقه قابل رقابت نیست. نفت و گاز عامل تنها 10 درصد GDP کشور است و این بدان معنی است که کشور پایه متنوعی برای رشد اقتصادی دارد. اگرچه تحریمهای آمریکا باقی است ولی سرمایهگذاری ها از سمت اروپا و آسیا رو به سرازیر شدن به ایران است.
🚩جمعیت تحصیلکرده ایران: نزدیک به 9.4 درصد جمعیت ایران معادل 7.5 میلیون نفر تحصیلات دانشگاهی دارند و این به اندازه کل جمعیت اردن و یا اسرائیل است.
🚩ایران در حوزههای فن آوری دارای قدرت است: کشور دارای دانشگاهی است که به MIT ایران مشهور است (منظور دانشگاه صنعتی شریف است). چندماه پیش در قاهره، کامران الیاهیان، یک فعال کسب و کار، برروی حوزه نانو تکنولوژی به عنوان یک حوزه در حال رشد در ایران تاکید می کرد.
🚩باوجود تحریمهای آمریکا، بین جوامع کارآفرین ایران و آمریکا ارتباطات در حال شکل گرفتن است: در جلسه شورای آتلانتیک، لیلی صرافان، یک ایرانی آمریکایی و هم بنیانگذار Home Care Assistance، درباره کنفرانس iBrdige و تدکس کیش صحبت کرد؛ مجامعی که در آن فعالان حوزه فن آوری دورهم جمع می شوند. صرافان گفت: "آمریکایی ها قانونا نمی توانند منتور ایرانی ها باشند ولی می توانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند." جوامع ایرانی-آمریکایی ها با وجود موانع موجود، در توسعه ارتباط بین دو کشور موثر هستند. صرافان می گوید: "حال که گروهی از شرکتهای سازمان یافته و متشکل وجود دارند، گام بعدی حمایت و تلاش برای کاهش تحریم هاست."
🚩زیرساختهای کشور در حال بازسازی است: در جلسه شورای آتلانتیک بعضی افراد فعال در صنعت تلکام به ما گفتند که چگونه فضای این صنعت به شکل بنیادی در حال تغییر است.
🚩تغییر سریع تر از آنچه که مردم فکر می کنند در حال رخ دادن است: کریستوفر شرودر، سرمایه گذار آمریکایی و نویسنده کتاب" انقلاب استارت آپ ها در خاورمیانه" درباره دو سفرش به ایران به من گفت: "در سفر اول من دسترسی محدودی به 3G و 4G وجود داشت. مردم به من می گفتند به زودی دسترسی ها برقرار می شود. اما الیگارش ها می گفتند هرگز این اتفاق رخ نخواهد داد. یک سال بعد وقتی به ایران برگشتم، 20 میلیون نفر به این امکانات دسترسی داشتند." در یک اقتصاد کارآفرینانه سرعت تغییرات و رشد تغییرات در طول زمان به شدت افزایش مییابد.
🚩فعالیتهای کارآفرینانه هنوز به اوجشان نرسیده اند: در آمریکا بسیاری از صنایع بوسیله تکنولوژی های جدید زیر و رو شدند. کارآفرینان با ایده های جدیدی می آیند به امید اینکه بازاری پیدا کنند و یا مشکلی را حل کنند. صرافان می گوید در ایران جوانان کارآفرین با مسائل و چالش های واقعی زیادی روبرو هستند از آلودگی و مسائل محیط زیستی گرفته تا تحولات سیاسی اجتماعی. صرافان می گوید : "در تدکس کیش ایده های زیادی می آمد، مهم نیست که آنها ارزشی برای شرکت من ایجاد کنند یا نه، مهم این است که من چطور می توانم نقشی برای پیشرفت کشورم بازی کنم."
Channel: @Modiraan
این مقاله در 30 آوریل 2016 در Forbes منتشر شده: http://www.forbes.com/sites/elizabethmacbride/2016/04/30/seven-reasons-iran-is-likely-to-be-an-entrepreneurial-powerhouse/#7999907a6391
Forbes
Seven Reasons Iran Could Become An Entrepreneurial Powerhouse
Iran's innovation economy is larger than most Westerners know.
ضرورت حفظ وحدت ایران
بحثهای «پستمدرن» که در مخالفت با ایدهآلیسمآلمانی مطرح شده و وارد ایران نیز شده است، مانند تیشهای به ریشهی وحدت ایران -که تاکنون توانستهایم آن را حفظ کنیم- وارد میآید. ما آگاهی تاریخی خود را تا حد زیادی در اثر ورود ایدئولوژیهایی که نمیدانیم از کجا آمده اند، چه می گویند، و چه تالیهای فاسدی دارند، از دست دادهایم.
روشنفکران ما این ایدئولوژیها را از راه علوماجتماعیجدید وارد کردهاند. آنها با جهل به مواد تاریخی غرب و برداشتی نادرست از مبانی غربی، فکر میکنند که ما باید به «کثرتها» دامن بزنیم و بگوییم «چهلتکه» هستیم! یعنی اینکه اگر ما تا کنون ملت واحدی بودیم، از نظر تکثرگرایی، امر بدی بوده و ما باید به این کثرتها که ادعاهای خطرناکی دارند دامن بزنیم.
به بیان هگل، جاییکه کثرتها ادعای «مطلق» بودن بکنند، بسیار خطرناک است. هگل این توضیحات را داده بود، اما ما متوجه نشدیم که چقدر مهم است. افرادی از سنخ فوکو که این سخنان هگل را کنار گذاشتند، متوجه نشدند که چه تالیهای فاسدی بهبار می آورند. البته در غرب این امر مسئله نیست چون در برابر حرفهای بیربط فوکو، افرادی هستند که حرفهای دیگری میزنند و بیربط بودن حرفهای فوکو و امثال او را نشان میدهند. اما ما افرادی داریم که با سواد پایین، مرعوب فوکو میشوند.
در قرن ١٩ آلمان حدود ٢٠٠٠ دولت کوچک و بزرگ داشت. هگل با اشاره به چنین وضعیت ازهمگسیختهای که سفر از یک حاکمیت محلی به حاکمیت محلی دیگر به مثابهی سفر به یک کشور خارجی با قوانین و دستگاه اخلاقی متفاوتی بود گفت که: «آلمان دیگر دولت نیست.»
در شرایطی که هر «تکه»ای از یک «چل تکه» ادعای مطلق بودن بکند چنین وضعیتی پیش میآید که در آلمان بهوجود آمده بود. اما هگل نکته مهم دیگری میگوید، او می گوید:
«در برابر امر عامی (Universals) که وحدت آلمان را درست می کرد، هر کدام از جزءها (Particulars) ادعایی یافتهاند در حد کل، و در واقع خود را کل و مطلق کرده اند.»
مطلق از نظر هگل یک چیز بود، و آن ملت/دولت آلمانی بود که همه کثرتها را در خود حفظ می کرد. اما اگر هر کس ادعا کند که دولت منم، این مجموعه دچار فروپاشی میشود. حرف دیگر هگل این است که «زور و اقتدار دولت، میتواند از بالا آلمان را متحد کند»، که در زمان بیسمارک رخ داد و آلمان کنونی ساخته شد.
اما روشنفکری ما خلاف جهت آنچه که در اروپا رخ داده است، حرف می زند. البته وقتی تمام «خاص»ها ادعای «عام» بودن بکنند و تنها در روزنامه ها منتشر شود، خطری نیست، اما اگر این امر را به یک ایدئولوژی مترقی تبدیل کنند، کما اینکه الان کرده اند، خطرناک می شوند.
خاص بودن تنها درون این عام معنا می یابد. انواع «چهل تکه» بودن و انواع تکثر قومی و زبانی در جاهایی مدنظر قرار گرفته شده است، که ما شرایط تاریخی آنها را نمی دانیم و ندانسته از آنها تقلید میکنیم. از بین رفتن کثرتها در اروپا تاریخی دارد که ما آن را نمی دانیم. وقتی روشنفکران آنجا میگویند زبانهای محلی در حال از بین رفتن هستند، ناظر به شرایطی صحبت می کنند که آن شرایط در ایران نبوده است و در نتیجه ما نمیتوانیم حرف آنها را عیناً تکرار کنیم.
در انقلاب فرانسه و قبل از آن هم لویی چهاردهم، هر نوع تکثّری،از جمله تکثّر زبانی را که در فرانسه بود از بین بردند. لویی چهاردهم گفت: «دولت یعنی من، و وحدت منم». لویی با این کار همه کثرتها از جمله زبانهایی را که در جنوب فرانسه بود، تا حد زیادی از بین برد. اما زبان آذری ما هرگز به خطر نیفتاده و همیشه تلویزیون و رادیو در اختیار داشته است.
اینها که با مثنوی آشنا هستند حداقل از داستان اژدها پند بگیرند که: مردی مارگیر در کوهستانی سرد، اژدهای بزرگ و بیحالی را پیدا می کند. مرد به تصور آنکه اژدها مُرده است، آن را به شهر می آورد تا با معرکهگیری پول خوبی به دست آورد، و به آرزوهای دور و دراز خود دست یابد؛ اما در میدان معرکه با تابش گرمای آفتاب، اژدها جان می گیرد و به مردم حمله می کند و با به خاک و خون کشیدن مردم، نقشههای وی را بههم می زند و خود به کوهستان باز می گردد.
عدهای نمیدانند که اژدها چیست و حرفهایی که می زنند چه پیامدی دارد! و بیشتر از این، برخی از روشنفکران به متولی دشمنان تاریخی ما در بیرون مرزها تبدیل شدهاند و حرف آنها را می زنند.
ما باید خودمان فوکوی خود باشیم، فوکو حرفهای بیربط زیادی زده که الان کسی در اروپا برای آنها ارزشی قائل نیست.اما روشنفکران ما بهدلیل اینکه حرفهای اساسی فوکو در خصوص نظام دانش را نمیفهمند بنابراین حرفهای بسیار پایین و ایدئولوژیکی او را تکرار میکنند تا بهواسطه آن حرفهای مشوش، به یک آشوب ذهنی دامن بزنند که اساس تاریخی وحدت یک کشور را متلاشی می کند.
از دکتر سید جوادطباطبایی
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
بحثهای «پستمدرن» که در مخالفت با ایدهآلیسمآلمانی مطرح شده و وارد ایران نیز شده است، مانند تیشهای به ریشهی وحدت ایران -که تاکنون توانستهایم آن را حفظ کنیم- وارد میآید. ما آگاهی تاریخی خود را تا حد زیادی در اثر ورود ایدئولوژیهایی که نمیدانیم از کجا آمده اند، چه می گویند، و چه تالیهای فاسدی دارند، از دست دادهایم.
روشنفکران ما این ایدئولوژیها را از راه علوماجتماعیجدید وارد کردهاند. آنها با جهل به مواد تاریخی غرب و برداشتی نادرست از مبانی غربی، فکر میکنند که ما باید به «کثرتها» دامن بزنیم و بگوییم «چهلتکه» هستیم! یعنی اینکه اگر ما تا کنون ملت واحدی بودیم، از نظر تکثرگرایی، امر بدی بوده و ما باید به این کثرتها که ادعاهای خطرناکی دارند دامن بزنیم.
به بیان هگل، جاییکه کثرتها ادعای «مطلق» بودن بکنند، بسیار خطرناک است. هگل این توضیحات را داده بود، اما ما متوجه نشدیم که چقدر مهم است. افرادی از سنخ فوکو که این سخنان هگل را کنار گذاشتند، متوجه نشدند که چه تالیهای فاسدی بهبار می آورند. البته در غرب این امر مسئله نیست چون در برابر حرفهای بیربط فوکو، افرادی هستند که حرفهای دیگری میزنند و بیربط بودن حرفهای فوکو و امثال او را نشان میدهند. اما ما افرادی داریم که با سواد پایین، مرعوب فوکو میشوند.
در قرن ١٩ آلمان حدود ٢٠٠٠ دولت کوچک و بزرگ داشت. هگل با اشاره به چنین وضعیت ازهمگسیختهای که سفر از یک حاکمیت محلی به حاکمیت محلی دیگر به مثابهی سفر به یک کشور خارجی با قوانین و دستگاه اخلاقی متفاوتی بود گفت که: «آلمان دیگر دولت نیست.»
در شرایطی که هر «تکه»ای از یک «چل تکه» ادعای مطلق بودن بکند چنین وضعیتی پیش میآید که در آلمان بهوجود آمده بود. اما هگل نکته مهم دیگری میگوید، او می گوید:
«در برابر امر عامی (Universals) که وحدت آلمان را درست می کرد، هر کدام از جزءها (Particulars) ادعایی یافتهاند در حد کل، و در واقع خود را کل و مطلق کرده اند.»
مطلق از نظر هگل یک چیز بود، و آن ملت/دولت آلمانی بود که همه کثرتها را در خود حفظ می کرد. اما اگر هر کس ادعا کند که دولت منم، این مجموعه دچار فروپاشی میشود. حرف دیگر هگل این است که «زور و اقتدار دولت، میتواند از بالا آلمان را متحد کند»، که در زمان بیسمارک رخ داد و آلمان کنونی ساخته شد.
اما روشنفکری ما خلاف جهت آنچه که در اروپا رخ داده است، حرف می زند. البته وقتی تمام «خاص»ها ادعای «عام» بودن بکنند و تنها در روزنامه ها منتشر شود، خطری نیست، اما اگر این امر را به یک ایدئولوژی مترقی تبدیل کنند، کما اینکه الان کرده اند، خطرناک می شوند.
خاص بودن تنها درون این عام معنا می یابد. انواع «چهل تکه» بودن و انواع تکثر قومی و زبانی در جاهایی مدنظر قرار گرفته شده است، که ما شرایط تاریخی آنها را نمی دانیم و ندانسته از آنها تقلید میکنیم. از بین رفتن کثرتها در اروپا تاریخی دارد که ما آن را نمی دانیم. وقتی روشنفکران آنجا میگویند زبانهای محلی در حال از بین رفتن هستند، ناظر به شرایطی صحبت می کنند که آن شرایط در ایران نبوده است و در نتیجه ما نمیتوانیم حرف آنها را عیناً تکرار کنیم.
در انقلاب فرانسه و قبل از آن هم لویی چهاردهم، هر نوع تکثّری،از جمله تکثّر زبانی را که در فرانسه بود از بین بردند. لویی چهاردهم گفت: «دولت یعنی من، و وحدت منم». لویی با این کار همه کثرتها از جمله زبانهایی را که در جنوب فرانسه بود، تا حد زیادی از بین برد. اما زبان آذری ما هرگز به خطر نیفتاده و همیشه تلویزیون و رادیو در اختیار داشته است.
اینها که با مثنوی آشنا هستند حداقل از داستان اژدها پند بگیرند که: مردی مارگیر در کوهستانی سرد، اژدهای بزرگ و بیحالی را پیدا می کند. مرد به تصور آنکه اژدها مُرده است، آن را به شهر می آورد تا با معرکهگیری پول خوبی به دست آورد، و به آرزوهای دور و دراز خود دست یابد؛ اما در میدان معرکه با تابش گرمای آفتاب، اژدها جان می گیرد و به مردم حمله می کند و با به خاک و خون کشیدن مردم، نقشههای وی را بههم می زند و خود به کوهستان باز می گردد.
عدهای نمیدانند که اژدها چیست و حرفهایی که می زنند چه پیامدی دارد! و بیشتر از این، برخی از روشنفکران به متولی دشمنان تاریخی ما در بیرون مرزها تبدیل شدهاند و حرف آنها را می زنند.
ما باید خودمان فوکوی خود باشیم، فوکو حرفهای بیربط زیادی زده که الان کسی در اروپا برای آنها ارزشی قائل نیست.اما روشنفکران ما بهدلیل اینکه حرفهای اساسی فوکو در خصوص نظام دانش را نمیفهمند بنابراین حرفهای بسیار پایین و ایدئولوژیکی او را تکرار میکنند تا بهواسطه آن حرفهای مشوش، به یک آشوب ذهنی دامن بزنند که اساس تاریخی وحدت یک کشور را متلاشی می کند.
از دکتر سید جوادطباطبایی
✅✅ به ما بپیوندید
📲 telegram.me/anjomanelmimodiriatut
هنر #فروشندگی
فروشندگان معمولی میگویند: «نمیدانم»
فروشندگان نابغه میگویند: «متشکرم، پرسش خوبی است. اجازه بدهید پاسخ آن را برای شما پیدا کنم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «جنس فروختهشده پس گرفته نمیشود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست، چطور میتوانیم رضایت شما را جلب کنیم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «خونسرد باشید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من از شما عذرخواهی میکنم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «این که تمام شده؛ چرا این یکی را نمیبرید؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «شاید از این جنس هنوز در انبار داشته باشیم، اجازه بدهید نگاهی بکنم. اگر نبود، پیشنهادهای دیگری هم برایتان دارم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «ساعت کار ما تمام شده.»
فروشندگان نابغه میگویند: «تعطیلی فروشگاه ساعت … و شروع به کار آن ساعت …. است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «خرید شما همین است؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «آیا این محصول را هم دیدهاید که همراه با کالایی که شما خریدهاید استفاده میشود؟» یا: «آیا تا به حال از فلان کالای ما استفاده کردهاید؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «چیزی که میخواهید آن طرف است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا با من بیایید؛ به شما نشان میدهم که کجاست.»
فروشندگان معمولی میگویند: «من نمیتوانم این کار را انجام بدهم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که…»
فروشندگان معمولی میگویند: «این بخش به من مربوط نمیشود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.»
فروشندگان معمولی میگویند: «ما الان این کالا را تمام کردهایم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «الان از این کالا در فروشگاه نداریم، اما … روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «این برخلاف سیاست فروشگاه ماست.»
فروشندگان نابغه میگویند: «سیاست مغازه ما این است؛ اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من میتوانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که…»
فروشندگان معمولی میگویند: «من اینجا تازهکار هستم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.
(هنگام مکالمۀ تلفنی) فروشندگان معمولی میگویند: «گوشی…»
فروشندگان نابغه میگویند: «ممکن است خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید.»
فروشندگان معمولی میگویند: «الان سرم شلوغ است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «خوشحال میشوم بتوانم به شما کمک کنم.» یا: «هماکنون چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «شما اشتباه میکنید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «فکر میکنم سوء تفاهمی پیش آمده است. اجازه بدهید در موردش صحبت کنیم و حلش کنیم.»
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
فروشندگان معمولی میگویند: «نمیدانم»
فروشندگان نابغه میگویند: «متشکرم، پرسش خوبی است. اجازه بدهید پاسخ آن را برای شما پیدا کنم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «جنس فروختهشده پس گرفته نمیشود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست، چطور میتوانیم رضایت شما را جلب کنیم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «خونسرد باشید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من از شما عذرخواهی میکنم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «این که تمام شده؛ چرا این یکی را نمیبرید؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «شاید از این جنس هنوز در انبار داشته باشیم، اجازه بدهید نگاهی بکنم. اگر نبود، پیشنهادهای دیگری هم برایتان دارم.»
فروشندگان معمولی میگویند: «ساعت کار ما تمام شده.»
فروشندگان نابغه میگویند: «تعطیلی فروشگاه ساعت … و شروع به کار آن ساعت …. است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «خرید شما همین است؟»
فروشندگان نابغه میگویند: «آیا این محصول را هم دیدهاید که همراه با کالایی که شما خریدهاید استفاده میشود؟» یا: «آیا تا به حال از فلان کالای ما استفاده کردهاید؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «چیزی که میخواهید آن طرف است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا با من بیایید؛ به شما نشان میدهم که کجاست.»
فروشندگان معمولی میگویند: «من نمیتوانم این کار را انجام بدهم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «کاری که میتوانم انجام بدهم این است که…»
فروشندگان معمولی میگویند: «این بخش به من مربوط نمیشود.»
فروشندگان نابغه میگویند: «من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.»
فروشندگان معمولی میگویند: «ما الان این کالا را تمام کردهایم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «الان از این کالا در فروشگاه نداریم، اما … روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «این برخلاف سیاست فروشگاه ماست.»
فروشندگان نابغه میگویند: «سیاست مغازه ما این است؛ اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من میتوانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که…»
فروشندگان معمولی میگویند: «من اینجا تازهکار هستم.»
فروشندگان نابغه میگویند: «لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.
(هنگام مکالمۀ تلفنی) فروشندگان معمولی میگویند: «گوشی…»
فروشندگان نابغه میگویند: «ممکن است خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید.»
فروشندگان معمولی میگویند: «الان سرم شلوغ است.»
فروشندگان نابغه میگویند: «خوشحال میشوم بتوانم به شما کمک کنم.» یا: «هماکنون چه کمکی میتوانم به شما بکنم؟»
فروشندگان معمولی میگویند: «شما اشتباه میکنید.»
فروشندگان نابغه میگویند: «فکر میکنم سوء تفاهمی پیش آمده است. اجازه بدهید در موردش صحبت کنیم و حلش کنیم.»
telegram.me/anjomanelmimodiriatut
Forwarded from Management.ch
💢 مبعث پیامبر اکرم (ص) تهنیت باد 💢
مکه پر است از جلواتی که داشتی
از آن همه جلال و صفاتی که داشتی
نام پیمبری به تو می آمد از ازل
معلوم بود از حسناتی، که داشتی
@managementut
مکه پر است از جلواتی که داشتی
از آن همه جلال و صفاتی که داشتی
نام پیمبری به تو می آمد از ازل
معلوم بود از حسناتی، که داشتی
@managementut