Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
به عنوان راه حل آخر
بزرگ شدی ولی هنوز اونقدر که باید قوی نشدی.
بلاخره یه روز یهویی می‌رم مسافرت.
امروز وسط روان وقتی استاد وایساده بود بالای سرمون تا حرف نزنیم و با چنان اخمی نگاهمون می‌کرد که گوشیو کنار گذاشتم مریم گفت پریا بیا فرار کنیم!
گفتم کجا بریم؟ گفت مهم نیست! بیا فقط بریم.
و قرار شد بریم فرودگاه به مقصد کیش و واقعا داشتیم می‌رفتیم چون انقدر خسته بودیم که یادمون رفته بود به این باید فکر کنیم که اگه بریم دیگه خونه راهمون نمیدن و باید جواب پس بدیم و هتل بهمون نمیدن و هزار تا چیز دیگه که باید بهش فکر کنیم چون در این جغرافیا به دنیا اومدیم.
لذا الان استراحت رو به خودم زهر کردم و نشستم غصه‌ی کیش نرفتنمونو می‌خورم و اصلا خوشمزه نیست.
یادتونه یه زمانی انقدر به خودم مطمئن بودم که بعد از امتحان احساس سبکی می‌کردم؟
من عاشق اینم که انسان‌ها رو متعجب کنم. برای همین شاید اژدها، کودکی خودم، دنریس تارگرین، مردیت گری و تد موزبی همه با هم توی یه خاطره از دیروزم باشند.
پس سعی کنید متعجب بشید و داستان به اژدها ختم بشه.
حرف عادی می‌دونید چند وقته نزدم؟
اونقدر که نمی‌دونم حرف عادی چیه و از چی می‌تونه باشه.
شما هم وقتی یه چیزی‌تون میشه علائمتونو گوگل می‌کنید و اول از همه تومور میاد براتون و مغزتونو به فلان میده؟
جدیدا بیماری‌هایی که این دو ترم خوندیم رو هم بهش اضافه می‌کنم.
تا الان مننژیت و بیماری شربت افرا رد شدن ولی هنوز بقیه رو مطمئن نیستم.
من هنوزم منتظرم یه کاریو انجام بدم و به طور شگفت‌انگیزی توش خوب باشم؛ کاری که مشخص بشه من برای اون ساخته شدم و باعث بشه تمام این کار‌های الکی و به درد نخور رو رهاااا کنم.
I gotta keep looking until i find you.
تقریبا مطمئنه که از این جریان سالم بیرون نخواهد آمد.
Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
امروز رو آفیشالی روز آخر دنیا اعلام کنم یا چی؟
آبان تمام توانشو گذاشت برای نابودی ما و خب موفق هم شد.
خبری از جملات قوی و الهام‌بخش نیست، صدای ما رو از راک باتِم می‌شنوید.
هی چشمامو می‌بندم آرزو می‌کنم وقتی بازشون کردم از خواب بیدار شم و ببینم این اتفاقا نیفتادن.
خداجان لطفا راه‌های دیگه‌ای رو هم برای اثبات اینکه این زندگی برای ما نیست امتحان کن.
It’s not okay, it’s never gonna be ok, and its never gonna hurt less. But i can promise I’m gonna get used to the pain, and I’m gonna get better at pretending that it’s okay.
Forwarded from ردپای آبی
I always feel like I'm not enough. I'm tired of feeling not enough.
هیچی انگار توانایی خوشحال نگه داشتن منو نداره.
یه روزی از “فهمیدن” و “درک کردن” و “می‌فهمه ته دلم چیزی نیست.” خسته میشه.
نفرین خدا بر همه‌ی اون‌هایی که با بالا بردن دستشون وقتی استاد می‌پرسه “کیا موافقن با امتحان؟” تعطیلات رو به همه زهر می‌کنند.
امیدوارم بیفتین، به بدبختی و خفت بیفتین و بسوزین و به اجزای تشکیل دهنده‌تون تبدیل بشید. امیدوارم هیچ تعطیلاتی بهتون خوش نگذره و هیچ خوابی باعث دررفتن خستگی‌تون نشه.
بیشترین شخصیت گریز آناتومی که باهاش ارتباط برقرار کردم.