دارم فکر میکنم که دستام بعد از غصههای عمیق، وقتی پیش عزیزانم هستم، قشنگتر میشن.
هر ماه خستگیهام روی هم جمع میشن تا یه روز ببُرم و اول شبش بیهوش بشم و کل ماه آینده رو در حال دویدن همچون اسب باشم که دوباره همون یک شب رو به دست بیارم.
بچهٔ جدید آوردیم. دختره این یکی. اسمش لیاست. هدیهٔ یگانه ست. سینره ست. عزیز ماست. تا آوردمش همه یکصدا گفتند تو این رو میخشکونی ظالم. نبرش توی اتاقت. بیار توی نور. بیار اینجا هوا داره. (انگار من مایعات تنفس میکنم توی اتاقم و با مادون قرمز در اتاق رفت و آمد میکنم. :/)
لیا، عزیز دل من، لطفا نمیر. لطفا نخشک. من سر وقت آب و دون و عشقت میدم، لطفا بشو نماد هواداری اتاق من. باشه لیا؟ باشه عزیز من؟
شکر خدا با این آهنگه یاد هیچ خری نیفتادم، ولی وسطهاش حس کردم که یک خری بوده که من را رفته و آره و حالا دارم برای یک خر فرضی اشک میریزم.
Forwarded from ufo
توی تاکسی به دستهام نگاه کردم و از آنها تشکر کردم که اشک پاک میکنند، مینویسند، ظرف میشورند، کاغذ مچاله میکنند، رژ به لبها میمالند، زیر کلمههای مهم جزوه خط میکشند، موهایش را نوازش میکنند، برای خدانگهدار بالا میروند و تکان میخورند، دوستت دارم را تایپ میکنند، قلقلک میدهند و سایر کارها
کتابخانه مجازی
اگر شما هم مثل من معتاد درس خوندن توی کتابخونه اید، میتونید شرایطشو برای خودتون توی خونه شبیهسازی بکنید.
اینطوری که شما با یک دیوایس غیر از دیوایسی که باهاش درس میخونید از طریق گوگلمیت یا واتسپ یا اسکایپ یا هر ابزار ویدیوکال دیگهای، به کس یا کسانی که میخواین باهاشون درس بخونید زنگ میزنید، وبکمتون رو روشن و میکروفونتون رو قطع میکنید و درس میخونید؛ مثل کتابخونه! هر وقت خواستید استراحت کنید به فرد مقابلتون تایم میدید که سر تایم چک کنه باهاتون که به درس برگشته باشید.
اگر شما هم مثل من معتاد درس خوندن توی کتابخونه اید، میتونید شرایطشو برای خودتون توی خونه شبیهسازی بکنید.
اینطوری که شما با یک دیوایس غیر از دیوایسی که باهاش درس میخونید از طریق گوگلمیت یا واتسپ یا اسکایپ یا هر ابزار ویدیوکال دیگهای، به کس یا کسانی که میخواین باهاشون درس بخونید زنگ میزنید، وبکمتون رو روشن و میکروفونتون رو قطع میکنید و درس میخونید؛ مثل کتابخونه! هر وقت خواستید استراحت کنید به فرد مقابلتون تایم میدید که سر تایم چک کنه باهاتون که به درس برگشته باشید.
فقط دیگه خودتون باید حواستون باشه که زیاد به خودتون آوانس ندید که شرایطش براتون عادی بشه.
من فکر میکردم حواسم خیلی پرت بشه و نتونم تمرکز کنم، ولی وقتی چندین بار امتحانش کردم متوجه شدم که بعد از دو سه بار زل زدن به فرد توی مانیتور، خودم خجالت میکشم و میرم سر کار/درسم.
توی یوتوب کلی کانال استریم درس خواندن همگانی هست. اگر عبارت:
Study with me
رو توی یوتوب سرچ بکنید، میتونید پیداشون کنید و بعد از امتحان چند نفرشون، دستتون میاد که کدوم استریمر و کدوم روش درس خوندن براتون بهتره و میتونید با همون پیش برید. هر وقت هم خسته شدید میتونید عوضش کنید.
Study with me
رو توی یوتوب سرچ بکنید، میتونید پیداشون کنید و بعد از امتحان چند نفرشون، دستتون میاد که کدوم استریمر و کدوم روش درس خوندن براتون بهتره و میتونید با همون پیش برید. هر وقت هم خسته شدید میتونید عوضش کنید.
ترجیح خودم روش pomodoro هست. اگر این لغت رو هم سرچ کنید میتونید به کانالهای مربوطه دست پیدا کنید.