Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
فقط دیگه خودتون باید حواستون باشه که زیاد به خودتون آوانس ندید که شرایطش براتون عادی بشه.
من فکر می‌کردم حواسم خیلی پرت بشه و نتونم تمرکز کنم، ولی وقتی چندین بار امتحانش کردم متوجه شدم که بعد از دو سه بار زل زدن به فرد توی مانیتور، خودم خجالت می‌کشم و میرم سر کار/درسم.
حالا اگه کسیو پیدا نکردیم که باهاش درس بخونیم چی کار کنیم؟
توی یوتوب کلی کانال استریم درس خواندن همگانی هست. اگر عبارت:
Study with me
رو توی‌ یوتوب سرچ بکنید، می‌تونید پیداشون کنید و بعد از امتحان چند نفرشون، دستتون میاد که کدوم استریمر و کدوم روش درس خوندن براتون بهتره و می‌تونید با همون پیش برید. هر وقت هم خسته شدید می‌تونید عوضش کنید.
ترجیح خودم روش pomodoro هست. اگر این لغت رو هم سرچ کنید می‌تونید به کانال‌های‌ مربوطه دست پیدا کنید.
دیگه گوشی محترمتون رو هم می‌دونید که با Forest یا marscraft یا tide یا هرچیز دیگه که ترجیحتونه بذارید کنار و تا تکنولوژی نیومده جامون درس بخونه، به یاری خدا و دوستاش درس خوندن رو شروع کنیم.
Stuff
من فکر می‌کردم حواسم خیلی پرت بشه و نتونم تمرکز کنم، ولی وقتی چندین بار امتحانش کردم متوجه شدم که بعد از دو سه بار زل زدن به فرد توی مانیتور، خودم خجالت می‌کشم و میرم سر کار/درسم.
خوبی این روش نسبت به استریمرا اینه که شما مستقیم تحت نظری و کمتر روت میشه درس نخونی یا وقتتو تلف کنی.
خوبی استریمرا اینه که همیشه هست و قابل تنظیم با تایم خودته و میزانش هم زیاده. مثلا اونی که من باهاش درس می‌خونم، روزی ۱۵ ساعت درس می‌خونه. از طرفی هم دونستن این که هم‌زمان ۷۰۰-۸۰۰ نفر دارن باهات درس می‌خونن قوت قلبیه واسه خودش.
توصیه‌م بهتون اینه که در کل بین تایم‌هاتون بیشتر از ده دقیقه استراحت نکنید. موقع استراحت هم سر گوشیتون نیاید مگر مواقع ضروری.
توی یکی از اپیزودهای هلی تاک، درمورد این ضروری بودن گفت که این رو خودتون تعیین می‌کنید که چه موقعیت‌هایی برای شما ضروری محسوب میشن، می‌تونید اون موقعیت‌ها رو به افرادی که باید در این موقعیت‌ها باهاتون تماس بگیرند یاد بدید و بهشون یک راه ارتباطی بدید که در تایم‌هایی که در حال درس خوندن یا کار کردن هستید فقط در اون مواقع باهاتون ارتباط بگیرن. و نوتیفیکیشن‌ بقیهٔ پیام‌رسان‌ها و حساب‌هاتون رو در اون اوقات خاموش کنید.
سمیرا میگه ماها مدیر زندگیمونیم، همونطور که میز یک مدیر سر راه آبدارخونه نیست که هرکس خواست چایی بریزه بهش دسترسی داشته باشه، ماها هم موقع تمرکزمون نباید سر راه باشیم که هرکس گذرش بتونه بیفته بهمون. همونطور که میز مدیر توی یک اتاق در بسته ست و کسی باهاش کار داشته باشه، یا باید وقت قبلی بگیره یا صبر کنه، ما هم مجبور نیستیم جواب پیام‌ها و تماس‌های‌ کاری و درسی همه رو همون وقت بدیم.
و عزیزانم، طبق تجربه خودم و اطرافیانم بهتون میگم که همکارها و همدرس‌هاتون کم‌کم این رو یاد می‌گیرند و خودشون رو با برنامه شما تنظیم می‌کنند و دیگه همیشه ازتون انتظار نمیره که آنلاین باشید و پاسخگو.
وقتی میخوام یه چیزی بنویسم که برام مهمه که به جز آدمای اطرافم که با طرز حرف زدنم آشنان بقیه هم متوجهش بشن، گردن‌درد می‌گیرم بسکه کلمه‌ها رو عوض می‌کنم.
دلم پیک عید میخواد که مثل اسب بشینم قبل از عید تمومش کنم.
Forwarded from آفرودیته
در حد پیک عید مشق دارم واسه نوشتن قبل عید ولی دریغ از یه جو غیرت اسب در من🤦🏻‍♀
آفرودیته
در حد پیک عید مشق دارم واسه نوشتن قبل عید ولی دریغ از یه جو غیرت اسب در من🤦🏻‍♀
اگر مشقاتو می‌شه با خودکار رنگی نوشت بیار با هم بنویسیم.
زندگی سخته عزیزم، ولی تو راحتش می‌کنی. قشنگش هم. و بوسیدنیش.
#farclose
It’ll be fine. You’ll see.
دوستش می‌دارم، بسیار و “به بانگ بلند” و مبارکمان است، به اندازهٔ همین دوستی که می‌دارمش و به همین بلندی و بانگ که آی دوستت می‌دارم دیوانهٔ عزیزم.
Stuff
امروز که قرار بود خیلی سخت و تنها باشد و نبود.
باد میومد و شکوفه‌های درخت توی پارکینگ رو پخش و پلا می‌کرد و من تقرییا مطمئنم که یک شکوفه رو نفس کشیدم. اون تو، توی ریه‌م، هوا خوبه، اکسیژن تمیز هست، آب هست، شکوفه‌هه اگه عرضه داشته باشه می‌تونه یه درخت به درختای بدنم اضافه کنه.
دنبال یک قاصدک دویدیم. دانشکده بهار پر از قاصدکه. می‌دونستین ما دیگه دانشکده نمی‌ریم؟ دویدیم دنبالش و وقتی گرفتیمش، گفتم: آرزو کن! گفت: واسه تو گرفتمش. آرزو کن فوتش کن.
آرزو کردم، فوتم توی باد گم شد، قاصدکه هم.
درجه تنبلی: قورت دادن هسته