بهش میگم یه چیزی بگو حواسم پرت بشه.
میگه خوابم میاد.
•اگر ازتون خواستم یه چیزی بگید حواسم پرت بشه، بگید! حتما این کارو بکنید و از مرگ من جلوگیری کنید.
میگه خوابم میاد.
•اگر ازتون خواستم یه چیزی بگید حواسم پرت بشه، بگید! حتما این کارو بکنید و از مرگ من جلوگیری کنید.
هی میگم این ساعت/روز/کار رو که رد کنم دیگه تا عید میتونم نفس بکشم و باز یه غول دیگه میاد وسط. میشه لطفا تا سال جدید بسه دیگه؟
Emily's Room "Sweet and Bitter" - Re-Recorded Version
Ezio Bosso
🎵 Emily's Room "Sweet and Bitter" - Re-Recorded Version
🗣 Ezio Bosso
⏱ 04:47
💾 11 MB
🎧Telegram: @ShareTheJoy
📻 Spotify: spoti.fi/2m2ELiz
🗣 Ezio Bosso
⏱ 04:47
💾 11 MB
🎧Telegram: @ShareTheJoy
📻 Spotify: spoti.fi/2m2ELiz
اول هفته به یگانه گفتم که اوضاع بسیار خوبی دارم و حالم بسیار بسیار خوب است و از آن موقع حال بد به من حمله کرده و رها نمیکند. جهان اینطوری شده؟ تشکر کنی با مشت میزند توی صورتت؟
تراپزیوسم درد میکند و چه حرکاتی به انقباض تراپزیوس نیازمندند و نمیدانستم.
تراپزیوسم درد میکند و چه حرکاتی به انقباض تراپزیوس نیازمندند و نمیدانستم.
امروز استاد آداب میگفت که بعد از هر کلاس، بعد از هر روز و در کل بعد از به پایان رسوندن هر تجربهای سعی کنید بازخوردتونو نسبت بهش ثبت کنید و من برای اولین بار از اینجا خوشم اومد.
آدمهای جهانم از ایمپکتشون بر زندگیم آگاه نیستن و این هم خوشحالم میکنه و هم ناراحت.
توی کاتالوگم باید مینوشتن خیلی سوال میکنه ولی واقعا به جواب همهی سوالاش نیاز داره.
دارم کارهایی رو که باید تا قبل از پایان امسال انجام بدم مینویسم و مغزم قفل کرده. یاری کنید که سال جدید رو با عذاب وجدان شروع نکنم.
توضیح بدم؟
سر کلاس آداب داشتیم برنامه مینوشتیم برای خوندن آناتومی و شرط نوشتن برنامه این بود که ایدهآل نباشه و حداقل دو نفر از اعضای گروه واقعا انجامش داده باشن. حدود ده دقیقه روی پیشخوانی بحث کردیم و مهسا از من پرسید تو که انقدر پافشاری میکنی روی پیشخوانی، خودت انجامش میدی؟ بهش گفتم من عذاب وجدان انجام ندادنش رو دارم. حتا شبهای قبل از کلاس آناتومی خواب پیشخوانی میبینم اما هیچوقت نمیرسم کامل پیشخوانی کنم. و مهسا گفت که عذاب وجدان انجام ندادن کاری از انجام ندادنش بدتر و مغز نابودکنندهتره.
من حالا این مرض را یک لول بالاتر دارم، یعنی اگر کاری رو انجام ندم و ندونم دارم انجامش نمیدم و بعدا بفهمم که باید انجامش میدادم هم عذاب وجدان میگیرم. دائم با خودم فکر میکنم که مسیر فکریم چطور پیش رفته که نفهمیدم باید انجامش بدم. حالا اون کار ممکنه خوندن یه کتاب یا گوش دادن به یه آهنگ باشه که مسئولیتی هم در قبال انجامش نداشته باشما.
توضیح بدم؟
سر کلاس آداب داشتیم برنامه مینوشتیم برای خوندن آناتومی و شرط نوشتن برنامه این بود که ایدهآل نباشه و حداقل دو نفر از اعضای گروه واقعا انجامش داده باشن. حدود ده دقیقه روی پیشخوانی بحث کردیم و مهسا از من پرسید تو که انقدر پافشاری میکنی روی پیشخوانی، خودت انجامش میدی؟ بهش گفتم من عذاب وجدان انجام ندادنش رو دارم. حتا شبهای قبل از کلاس آناتومی خواب پیشخوانی میبینم اما هیچوقت نمیرسم کامل پیشخوانی کنم. و مهسا گفت که عذاب وجدان انجام ندادن کاری از انجام ندادنش بدتر و مغز نابودکنندهتره.
من حالا این مرض را یک لول بالاتر دارم، یعنی اگر کاری رو انجام ندم و ندونم دارم انجامش نمیدم و بعدا بفهمم که باید انجامش میدادم هم عذاب وجدان میگیرم. دائم با خودم فکر میکنم که مسیر فکریم چطور پیش رفته که نفهمیدم باید انجامش بدم. حالا اون کار ممکنه خوندن یه کتاب یا گوش دادن به یه آهنگ باشه که مسئولیتی هم در قبال انجامش نداشته باشما.
یه خوشحالی درونم شکل گرفته که دلیلش مشخصه اما وجود نداره. مثل این که خوشحال باشی غذا لازانیا داری، بدونی که لازانیا نداری اما همچنان به خاطرش خوشحال باشی.
شایدم البته اینا تاثیر مسکنهای درد تراپزیوس باشه!
شایدم البته اینا تاثیر مسکنهای درد تراپزیوس باشه!
Forwarded from آن
روز رو با اخلاق بد، بیخوابی و درد شروع کنید و با پنج تا کتاب هدیه، کلی خنده و اتفاقای جدید به پایان برسونید.
این دو هفتهی آخر رو اختصاص دادم به آخرینهای مهم زندگیم.
امسال سال عجیب و مهمی بود. کلی چیز راجعبه خودم یاد گرفتم و فهمیدم چیا نمیدونم؛ الان فقط مونده دونستنشون که احتمالا تمام عمرم طول بکشه.
چرا امسال برام مهمه؟ چون امسال اولین سالی بود که دعای سر سال تحویلم برآورده شد. پس باید خوب تموم بشه. باید درست تمومش کنم.
امسال سال عجیب و مهمی بود. کلی چیز راجعبه خودم یاد گرفتم و فهمیدم چیا نمیدونم؛ الان فقط مونده دونستنشون که احتمالا تمام عمرم طول بکشه.
چرا امسال برام مهمه؟ چون امسال اولین سالی بود که دعای سر سال تحویلم برآورده شد. پس باید خوب تموم بشه. باید درست تمومش کنم.