Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
گمونم که امشب همون شبیه که بیست و دو سال پیش خدا داشته آخرین بررسی‌های لازم قبل از پرت کردنم توی این دنیا رو انجام می‌داده و چک لیستش رو خط می‌زده که یهو می‌گه می‌دونی چی کم داری بچه؟ دو میلی‌لیتر دراماتیک بودن! احتمالا هم سرش خیلی شلوغ بوده و کار اضافه کردنش رو سپرده دست یکی از فرشته‌های سربه هواش. اونم جای دو میلی‌لیتر دو لیتر اضافه کرده!
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Just keep swimming, just keep swimming, just keep swimming swimming swiming.
-We’re gonna die here waiting.
-Ugh, finally!
هر چی به منبع استرس نزدیک‌تر میشیم، مغزم بیشتر تلاش می‌کنه برای فرار از فکر کردن بهش. حالا این تلاش می‌تونه به صورت تعریف کردن خاطرات مهد کودک ظاهر بشه، یا خندیدن به هر چیز ممکن، یا خوردن تمام محیط اطراف.
دیشب خواب دیدم جیمی لنیستر توسط نایت کینگ لعنت الله کشته شده و در نتیجه صبح اولین کاری که کردم چک کردن وضعیت سلامتی جیمی بود. امیدوارم گوگل باهام شوخی‌ش نگرفته باشه.
پ.ن: بله من خواب‌هام یکشنبه‌ها با تِم گاته.
دست‌ها خیلی مهمن.
هر لحظه با اسلامی یعنی درد گرفتن کل عضلات صورت از شدت خنده.
خداوندا مرسی که اسلامیو آفریدی.
-زمان امتحان ۲۲ دقیقه‌ست.
-دیگه اون دو دقیقه‌ش چیه؟!
-می‌خوان جا بیفته.
از زیبایی‌های ورودی‌مون :)))
امروز کلاس آناتومی عملی خلوت بود و خیلی خوش گذشت، همه چیزو و دیدم و فهمیدم و مثل همیشه از دیوار آویزون نشدم به‌خاطرش. در مورد چهار ساعتِ بعدش هیچی نمی‌گم. بعدش رفتم ناهار، انقدر با ناهید خنده‌ی عصبی کردیم که تبدیل شد به خنده‌ی واقعی. بعد رفتیم انگل عملی که فقط حاضری زدیم و از دستمون حرص خوردن و نظر به این که سه هفته‌ست دارن ما رو دق‌ میدن، خیلی چسبید. بعدش رفتیم با اسلامی کلی حرف زدیم و خندیدیم و بازی‌کردیم. کاغذ بازی رو تا کردم گذاشتم توی جیبم که یادم بمونه امروزو.

پ.ن: استاد آناتومی عملی‌مون خیلی انسان جالبیه. وقتی یه observation انجام میده و بیانش می‌کنه،به طرز مودبانه و دلپذیری این کارو انجام میده. برای همین وقتی از آدم تعریف می‌کنه، تعریفاش واقعیه. امروز بهمون گفت توی این دنیای بی‌رحم شما خیلی دل رحمید.

[اینو از فائزه یاد گرفتم، ریویو کردن روز‌های خوب!]
https://news.1rj.ru/str/Toberemembered/3907
سرسی اگر پنجه‌ی پاش هم به تخت آهنین برسه من برای یک سال HBO رو تحریم می‌کنم. همچنین دنی و جان! همشون برن بپیوندن به نایت کینگ، may they burn in hell.
امروز معلم ادبیات سال دوم و سوممو دیدم و انقدر بغلش کردم که خنده‌ش گرفته بود. می‌گفت من خدا رو شکر می‌کنم که شما توی مسیر عاقبت به‌خیری قرار گرفتید، انشالله که سختی‌های راهو طی کنید و برسید به شیرینی‌های زندگی.
-از خودم بدم میاد.
-تو همیشه از خودت بدت میاد.
-آره ولی این دفعه یه جور دیگه از خودم بدم میاد؛ انگار که احتراممو برای خودم از دست دادم، ناامید شدم ازم.
تد موزبی ته همه‌ی تیکه تیکه شدن‌های دلش و ناکامی‌هاش چی می‌گفت؟ می‌گفت که من ناراضی نیستم، اکه بازم به دنیا بیام این راهو میام و این انتخاب‌ها رو می‌کنم، چون نتیجه‌ی همه‌ی دل‌های شکسته‌م، همه‌ی زمین افتادنام، شخصیتی از من ساخته شد که منو برسونه به اینجایی که هستم، به اینجایی ختم میشه به تو.

You make me thank god for every mistake I ever made because each one led me to the path that brought me to you.
در جهانی که اغلبمون فکر می‌کنیم درست‌ترینیم، بحثمونو با “نه! ببین تو داری اشتباه می‌کنی، حرف من درسته!” شروع می‌کنیم و با “تو اصلا نمی‌فهمی.” تموم، در جهانی که دائم هی میگم چقدر فلانی اشتباهه، چقدر فلانی غلطه، پرنیان میاد بهمون تمرین ذهنی میده، مغزم بارفیکس میزنه برای فهمیدن این نکته که: کی گفته همیشه فقط یه درست وجود داره؟ و کی گفته که اون “درست”ه رو من تعیین می‌کنم؟

https://news.1rj.ru/str/Nefelibata_i_am/2050
Stuff
در جهانی که اغلبمون فکر می‌کنیم درست‌ترینیم، بحثمونو با “نه! ببین تو داری اشتباه می‌کنی، حرف من درسته!” شروع می‌کنیم و با “تو اصلا نمی‌فهمی.” تموم، در جهانی که دائم هی میگم چقدر فلانی اشتباهه، چقدر فلانی غلطه، پرنیان میاد بهمون تمرین ذهنی میده، مغزم بارفیکس…
و یه چیزی اضافه کنم، اکثر دوستای من، اکثر آدم‌هایی که از تجربیاتشون استفاده می‌کنم و از معاشرت باهاشون لذت می‌برم شخصیت‌هایی دقیقا برعکس خودم دارن! ظاهرهایی متفاوت و اهداف مختلف و اپروچ‌های مختلف برای رسیدن بهشون. و امروز داشتم به یکی می‌گفتم که چقدر این دایورسیتی‌هه زیباعه و چقدر ازش لذت می‌برم و اگر نبود، چقدر همه چیز خسته‌کننده و تکراری میشد. پذیرفتنش اما، پذیرفتن این غلط و درست بودنه انگار یه کار دیگه‌ست!
هنوز انسان‌های جالبی هستن که آدم از کشفشون هیجان‌زده بشه و قلبش توی قفسه‌ی سینه‌ش لی‌لی بازی کنه.
Forwarded from Coraline Jones 💙 (Narges)
برای ستاره .
برای ماه رمضون و این بحث‌های روزه بگیریم و نگیریم رو توی چشم بقیه کردن و توهین‌ها و احترام خودتو نگه دارهاش خسته ام. کاش همشون امسال خفه شن و اظهار نظر نکنند و کسی رو مجبور به دروغ گفتن.
از این نظر که واقعا به هیچکس ربطی نداره که اون یکی چیزیو وارد دهانش می‌کنه یا نه؛ اما خروجی‌ها روی مغز و روان بقیه‌ست.
و امسال تصمیم گرفتم در جواب تمام روزه ای؟ ها بگم به تو چه و دهانشونو ببندم که دیگه کثیف شدن سرامیکاشون تقصیر روزه بودن/نبودن من نباشه.
امروز یک کلمه جنین خواندم و یک خاطره برای ناهید تعریف کردم از آن هفت سال! یک کلمه خواندم و هزار خاطره آمد در ذهنم از آن هفت سال. هفت سالی که به سه قسمت تقسیم می‌شوند: راهنمایی- سه سال اول دبیرستان- سال کنکور
(سال کنکور را می‌گذاریم کنار. اصلا حیف از کنار! می‌اندازیم در پر عنکبوت‌ترین و کثیف‌ترین جای مغز و بهش فکر نمی‌کنیم. می‌ماند سال‌های قشنگ راهنمایی و سال‌های دبیرستان.) اگر حوصله داشتم می‌آیم برایتان تعریف می‌کنم اما فقط همین را داشته باشید که سمپاد بهترین و بدترین اتفاق زندگیم است. امروز به مامان گفتم روزمونه! تبریک بگو! مامان گفت تو که دیگه سمپادی نیستی! و من واقعا، واقعا واقعا خلاف این را حس می‌کنم.
Once a sampadi, always a sampadi.
روزمان مبارک، بدون کیک و آهنگ و تعطیلی کلاس‌ها و کادوهای مسخره؛ در کنار جزوات نورو و کتاب جنین‌شناسی، روزمان مبارک!
#سمپاد