وقتی سر چیزی که حقمونه، تعارف میکنیم، خودمون داریم به تبدیل کردن اون “حق” به “لطف” کمک میکنیم. و واسه دفعات بعد این اپشنو به طرف میدیم که اون حق رو بهمون نده.
تا میام از لحاظ روانی آماده بشم که درسو شروع کنم، یا ناهار شده یا شام یا خواب یا الارم زنگ میزنه باید بیدار بشیم.
من میمیرم، انسانهای جهان تموم میشن، همه چیز تموم میشه، خورشید خاموش میشه و میره تعطیلات، ولی مباحث تیروئید تموم نمیشن.
غذاها خوشمزه اند ولی عالی نه.
آهنگها خوبند ولی محشر نه.
خندهها هستند ولی از ته دل نه.
هیچ چیز تا تهش نیست. من یه چیز میخوام تا آخرش. ته ته تهش. نهایتش.
آهنگها خوبند ولی محشر نه.
خندهها هستند ولی از ته دل نه.
هیچ چیز تا تهش نیست. من یه چیز میخوام تا آخرش. ته ته تهش. نهایتش.