گاهی هم تو تمام تلاشت رو میکنی و نمیشه و تو باید بعدش بازم زنده بمونی و زندگی بکنی.
کتابخونهٔ بیمارستان رو عاشقانه دوست میدارم. یعنی حتا وقتی قصد مطالعه ندارم هم 🏃🏻♀️ کتابخونه
محوریت زندگیم شده خواب.
برم بیمارستان، هرچی رسیدم بخونم که وقتی رسیدم خونه بتونم بخوابم. زود ناهار بخورم که زود سیر بشم که بیشتر بتونم بخوابم. زود برم توی تخت و عوامل حواسپرتی رو حذف کنم که زودتر خوابم ببره. قهوه نخورم که خوابم نپره. آهنگ شدید گوش ندم که خوابم نپره. با کسی حرف نزنم که خوابم ناآروم نشه. فکرای چرت نکنم که خواب بد نبینم. همیشه هم خسته ام و خوابم کم بوده.
برم بیمارستان، هرچی رسیدم بخونم که وقتی رسیدم خونه بتونم بخوابم. زود ناهار بخورم که زود سیر بشم که بیشتر بتونم بخوابم. زود برم توی تخت و عوامل حواسپرتی رو حذف کنم که زودتر خوابم ببره. قهوه نخورم که خوابم نپره. آهنگ شدید گوش ندم که خوابم نپره. با کسی حرف نزنم که خوابم ناآروم نشه. فکرای چرت نکنم که خواب بد نبینم. همیشه هم خسته ام و خوابم کم بوده.
Forwarded from .. (masoumeh)
من الان از لحاظ روحی نیاز دارم پستچی بیاد دم خونمون برام بسته بیاره و توش چیزای خوب باشه
اونجای مکالمههای غیرصمیمی، مخصوصا توی اینستا، که یهو میزنه روی وویس ریکورد 🏃🏻♀️🏃🏻♀️🏃🏻♀️🏃🏻♀️
من وویس دو ایکس تلگرام هم سختمه گوش بدم بعد طرف میاد وویس اینستا میده. من خود اینستامم به زور باز میکنم. اخه چته.
حس میکنم این وویس و ویدیومسجهای زوری از آدمای غیر نزدیک نوعی ابیوزه. واقعا باهاش اذیتم و نمت.
بعد وقتی جواب آره/نه عه و طرف شروع میکنه یه داستان تعریف کنه و اواسط وویس جوابتو قایم کرده و بعدم میگه ممکنه در ادامه نظرم عوض بشه 🏃🏻♀️🏃🏻♀️🏃🏻♀️🏃🏻♀️
قرارم با خودم برای نگه داشتن آشنایانم در اینجا اینه که هروقت حرفی رو به خاطر حضور کسی نزدم یا سانسور کردم، با احترام ازش بخوام ترک کنه.
حالا یکی میاد میگه شما تیلر سوییفت هم باشید یکی پیدا میشه بهتون توهین کنه. نو آفنس بابا من عاشق چسنالههاشم.
وقتی فکر میکنی موو آن کردی و یهو به خودت میای میبینی یه آهنگ 10 دقیقهای براش خوندی.
وقتی میگی برم از کار کردن لذت ببرم و هی میم به ذهنت میرسه That no one would laugh at