Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
امروز کمتر از هر روزِ یک هفته‌ی گذشته (بهش) فکر کردم و به عنوان جایزه اجازه میخوام که تا فردا منو با تفکراتم تنها بذارید.
امروز روز خوبی بود.
پنجشنبه‌ی دو هفته‌ی پیش هم روز خوبی بود و برای این که خوبیش از بین نره شب زود خوابیدم و نیمه شب بیدار شدم و با چند نفر مورد علاقه‌م صحبت کردم و هی لبخند شدم و قلبم تپید.
امروز روز خیلی خوبی بود؛ قلبم تپید، چشمام برق زد، صدام لرزید، اشتباه کردم و به خاطرش قرار نیست بریم سلاخ‌خونه‌ی پریا.
احساس می‌کنم دارم کم‌کم یاد می‌گیرم که برای خودم امن باشم. سخته‌ و کار داره ولی فکر می‌کنم شدنیه.
Forwarded from Stuff
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Just keep swimming, just keep swimming, just keep swimming swimming swiming.
I’m tired of looking for you in the crowd, and I’m tired of finding you not looking for me.
Stuff
Coldplay – Fix You
When you’re too in love to let it go
-and I’m finally letting it go.
https://news.1rj.ru/str/Nefelibata_i_am/2532
ایشون عضو جدید دانشکده ست، که شده مسئول تامین ۸۰٪ دوپامین بچه‌ها! (اون ۲۰٪ هم از صدقه سر لبخندها و بغل‌های گاه‌گاه تامین میشه.) و امروز وقتی دیدم ۴ نفر از همکلاسی‌ها داشتن باهاش بازی می‌کردن و می‌خندیدن لبخند شدم که خدا برای بهتر کردن حالمون فرستادش!

پ.ن: من فوبیای گربه دارم! خودم ازش عکسی ندارم و به فاصله‌ی کمتر از یک شیشه و متریش هم نمی‌تونم برم، اما دلیل نمیشه کیف نکنم!
به این دلیل که امروز نکته‌ی مثبت یا منفی‌ای نداشت، اختصاصش میدم به قدردانی از آدم‌هایی که وقتی حالشونو می‌پرسم جواب میدن، مخصوصا اون‌هایی که میگن خوبن یا بد یا چگونه اند ز کل.
ماچ به همه‌شون.
هر چی می‌گردم می‌بینم هیچ، لیدرلی هیــچ اتفاق خوبی تا تابستون ۹۹ قرار نیست بیفته. پس آدمی به چی زنده باشه؟
Stuff
هر چی می‌گردم می‌بینم هیچ، لیدرلی هیــچ اتفاق خوبی تا تابستون ۹۹ قرار نیست بیفته. پس آدمی به چی زنده باشه؟
از اتاق فرمان اشاره می‌کنن رفیقت قراره آذر بیاد ایران، اون یکی رفیقتم قراره عید بیاد ایران و الکی غر نزن که همین دو تا برای زنده موندن کافیه!
انگار که تمام گیرنده‌های چشایی‌م، گیرنده‌های بویاییم، تمام گیرنده‌های مخروطی شبکیه‌م، گیرنده‌های گرما و سرما و لمس و فشار پوستم و اجسام مژک‌دار گوش‌هام خسته شده باشن و تعطیل کرده باشن چند روزی، چیزی حس نمی‌کنم، هیچ چیز رنگ نداره، طعم و بو و ماهیت نداره. همه چیز هست، حتا خیلی‌شون در بهترین وضعیت هم هستن و من فقط می‌تونم از پشت شیشه سایه‌شونو ببینم. انگار که از دنیا اخراجم کرده باشن، هستند ولی من نمی‌تونم بهشون دست بزنم!
everything is gray!
Stuff
برای این پاییز (های) سخت
این پاییز (های) سخت...
• یه پرونده آورده، توش نوشته درجه درد:۳
میگه: سه؟ آخه سه؟ من همین الان پنج تا درد می‌کنم! همین الان که هیچی‌م نیست!

• داشتیم میومدیم سمت در دانشگاه، نیلوفر یهو گفت: آخ قلبم! گفتم: چی شد؟ گفت: قلبم شکست، خیلی شکست!

•احساس می‌کنم کم‌لطفی عظیمی بود که ترم پیش این همه راجع‌به درد کم خوندیم. مگه قرار نیست دردا رو خوب کنیم؟ چرا اصلا واحد درد نداریم؟
Forwarded from Stuff
Just fine is all enough.
می‌دونم که قوی نیستم، اما دارم ضعیف‌تر هم میشم و ببخش منو از این بابت.
سخت می‌گذره و حتا گاهی نمی‌گذره اما هر مربعی که پر میشه یکی از مربعای این جونمه که پر میشه و امیدوارم آخر این سوز بهاری باشد.
دوستایی که میتونی جلوشون مجبور نباشی تظاهر کنی همه چیز خوبه نعمتن!
این ناتواناییِ آزاردهنده آخرش منو می‌کشه.
استاد تنفسمون باهامون مثل قاتلا رفتار می‌کنه و هر جلسه با حرف‌ها و رفتارهاش دلمو می‌شکونه.
امیدوارم بقیه‌ی آدما وقتی دستشون به مقصر اصلی دردهاشون نمی‌رسه نخوان از دانشجوهای هم‌رشته‌ش انتقام بگیرند.