یک وقتی هست که تو میگی من سختی یک چیزیو به جان میخرم چون اون رابطه برام مهمه. ولی این سختیه هربار اینقدر گرون و گرون و گرون تر میشه که دیگه از پس هزینهش برنمیای، و تو، حتا اگر به قیمت از دست دادن اون رابطه تموم بشه، مجبور میشی که رها کنی، با این که اون رابطه هنوز برات مهمه؛ چون دیگه چیزی نداری که خرج بکنی.
Forwarded from رابین شرباتسکی
هرجا که هستم دلم میخواد فریاد بزنم دست از سرم بردارین.
من همیشه ازت متنفرم، اما گاهی این تنفر جلوی نفسم رو میگیره و گاهی هم فکر می کنم که می تونم باهاش زندگی کنم و اجازه ندم که محور زندگیم بشه نفرت از تو. ولی همیشه ازت متنفرم. یادت نره.
اگه اون دنیایی وجود داشته باشه، دم در جهنم وقتی اون ملائکه گفتند چرا در زمین وسیع خدا مهاجرت نکردید؟، میزنم توی دهنشون که خون الهی رو بالا بیارن و دندانهای الهیشون بریزه تو دهان الهیشون.