اصلا زندگی عادی رو نمیتونم. وقتی گرسنه یا تشنه میشم عصبانی میشم. وقتی میخوام لباس بپوشم لجم میگیره. اصلا انسان بودن و نفس کشیدن و اینها رو نمیتونم.
امروز ۱۴ جفت چشم معاینه کردم، ولی چشمای تو هیچ وقت یادم نمیره. اسمت رو هم. تاریخ تولدت. رنگ عنبیهت، رد رفلکست، و لبخند تلخت.
یادم نمیره امشب رو. وویس دادنم با گریه رو. اون هشتصد باری که به یگانه گفتم “باورم نمیشه”، اون خندههای عصبیم رو. یادم نمیره چی کار کردی. یادم نمیره که من همهٔ تلاشم رو کردم و تو همهشونو آتیش زدی.
Forwarded from زوربای سیاه
بحث اینجاست که رزیدنتهای جراحی عمومی اکثرا یا خودکشی میکنن یا انصراف میدن، بس که این تخصص سخت و طاقتفرساست. بس که استرسزاست. تقریبا روزی چند عمل انجام میدی و توی هر عمل جراحی مسئولیت مستقیم جون مریض با توئه. هرروز باید از ۴-۵ صبح بیدار شی بری سر کار که اگر کشیک باشی ممکنه تا پس فرداش بیمارستان بمونی و یکسره ایستاده باشی. برای رزیدنتای جراحی خیلی این مسئله نرماله که توی دههی سوم زندگی جوراب واریس بخرن یا بخاطر فشار کاری به انواع بیماریها مبتلا بشن. این آدم اینقدر سختی کشیده بود تا به این تخصص برسه، چه شبهایی رو بیدار مونده بود و به امید رسیدن به این جایگاه علمیای که درش قرار داشت درس خونده بود. با این حال، جونش رو گذاشت کف دستش و رفت برای آزادی مردمش مبارزه کرد. مثل همهی قهرمانای دیگهای که هرروز بین ما راه میرن یا توی اتوبوس کنار ما میشینن.
زوربای سیاه
بحث اینجاست که رزیدنتهای جراحی عمومی اکثرا یا خودکشی میکنن یا انصراف میدن، بس که این تخصص سخت و طاقتفرساست. بس که استرسزاست. تقریبا روزی چند عمل انجام میدی و توی هر عمل جراحی مسئولیت مستقیم جون مریض با توئه. هرروز باید از ۴-۵ صبح بیدار شی بری سر کار که…
به این قضیه نظام و لولینگ مردسالارانهی رشتهٔ جراحی رو هم اضافه کنید. ما که دانشجوییم کم نشنیدیم از رزیدنتهای مرد که “یه کاری میکنیم خانوما تا آخر سال انصراف بدن.”
حالا یکی همهٔ این جهنمها رو رد کرده و وقتی اومده به وضعیت موجود جلوی ساختمونی که قرار بوده حامیش باشه و هر ساله بابتش بهش حق عضویت پرداخت میکرده اعتراض بکنه، کشتنش.
میدونستید توی بعضی دانشگاهها رزیدنتهای جراحی سال یک حق خروج از بیمارستان رو ندارند تا سال بالاییشون اجازه بده؟ تصور کنید یک هفته میمونن توی بیمارستان و اگر بخوان خارج بشن نگهبان به سال بالاییشون خبر میده.
میدونستید رزیدنتهای سال پایینتر نمیتونن روی صندلی بشینن تا وقتی سال بالاییشون اجازه بده؟
Forwarded from زوربای سیاه
از چهارشنبه به اینور، هرجارو که نگاه میکنی خون ریخته. قراره بدتر هم بشه. اما صبح و شب با خودتون تکرار کنید، راه برگشتی وجود نداره. یا به صبح میرسیم یا برای همیشه شب میمونه.