Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
این بمونه یادگاری از کارگاه آشنایی با پژوهشمون، تا سر فرصت بیام تعریف کنم.
این روزها دائم از خودم می‌پرسم: من چه جایگاهی در زندگیِ آدم‌های اصلی زندگی‌م دارم؟
And I’m afraid of the answer!
Forwarded from آگوا
چرا انقدر برنامه ریزی لذت بخشه؟
شاید چون حداقل رو کاغذ اوضاع خوب و آروم میشه.
#تسلی‌بخش‌ها
این جهان قول داده که بعد از هر اتفاق خوبی، سی بار قلب آدمی رو بشکنه.
امنیتی که آدم‌ها برای هم ایجاد میکنن خیلی باارزشه.
یکی از بدترین حس‌ها، حس left out بودنه.
خدا رو شکر می‌کنم برای تموم شدن امروز.
بهش گفتم: از اونا انتظاری نداشتم، اما از تو که زخمامو دیده بودی انتظار داشتم که چاقو نزنی توشون.
دروغ میگم، بهش نگفتم. بهش نمیگم. مثل کار قبلی، مثل تمام اتفاقای قبلی، انقدر توی مغزم باهاشون دعوا میکنم که بشن یه تومور و شروع کنن به کشتنم.
I hate this life, this fucking shitty life.
حقیقتا اگر یه جای دیگه با غیبتم آب از آب تکون نخوره همهٔ درها رو می‌کوبم به هم و میرم از این جهان.
چقدر دل شکانه این جهان!
دستمو می‌گیره که نخورم توی تیر برق، که موبایلمو موتوری‌ها ندزدن، نرم توی اون آقاهه و گم نشم.
#مانیکاترینم
Parvaze Tehran Shiraz
Daal Band
به سپیده‌ی آسمان رسیدن از تو، در شب پروازم
#کیم
دلم میخواد عکسای امشبو به همهٔ جهان نشون بدم، برای همهٔ جهان تعریفش کنم و انقدر تکثیر بشه که تا ابد وجود داشته باشه!
دیروز به کیمیا گفتم که گاهی ما علاقهٔ مغزمون به دوپامین رو با عشق اشتباه می‌گیریم. امروز، چند دقیقه بین ساعت ۴ تا ۶، یک آن به این فکر کردم که اگه همه چیز تقصیر دوپامین نباشه چی؟
امروز مینا پیام داد، وسط کلاس آناتومی دیدمش، گوشیمو گذاشتم توی کیفم و تا ته کلاس بازش نکردم. تا ساعت ۲ پیامشو باز نکردم. با هم حرف زدیم. حرف زدن همیشه جوابه! بعد همو توی تئاتر دیدیم، ازش پرسیدم حالت خوبه؟ گفت: به این خاطر که داری حالمو می‌پرسی خوبم. راجع‌به اتفاقات هفتهٔ پیش حرف نزدیم؛ کلمه‌ای رد و بدل نشد؛ اما فکر کنم هم رو بخشیدیم. فکر کنم چرک زخمامونو جمع کردیم!
به مهسا گفتم که آدم‌هایی که به “نه”ی آدم احترام میذارن و با اصرار و زور، دنبال برنده شدن و بله گرفتن نیستن برام خیلی محترم و باارزشن!
دلم برای سگ‌های دانشگاه تنگ شده. امروز خواستم تا شب بمونم کتابخونه که ببینمشون، نبودن!
هوای امروز یک جور خوبی سرد بود.