Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
Forwarded from ژوزفین
من دیگر بیمارستان را نمی‌توانم.
… اما زندگی با تو “چیز”ی نبود که بخوام تموم بشه. تو اون آسودگی بعد از خستگی‌ها بودی، هستی. تو اون نفس راحت بعد از دویدن‌ها بودی، هستی. تو اون “نمی‌تونم صبر کنم تا بهت برسم” بودی، هستی.
خانواده رونقی نور چشم همهٔ ایرانه. یه مو از سرشون کم بشه همه‌مون دق‌مرگ میشیم. بشکنه دستت ج ا. بشکنی. بشکنی هزار بار. می‌شکنی. می‌شکونیمت.
دل قلبم رو پروانه‌ای می‌کنه.
Forwarded from بَغّال ♡
آیندگان احتمالا فقط تو کتاب میخونن "مردان و زنان دلیر ایرانی بر علیه حکومت فاسد قیام کردند" و این جمله یک هزارم اشک و اندوه و اضطراب و خفقان و زجری که اون مردان و زنان کشیدن نیست
و وای از تموم خطای تاریخ که خوندیم و حتی نفهمیدیم پشت اون یه خط نوشته چه احساسات و روز و شب‌هایی گذشته
Forwarded from بَغّال ♡
اگر شانس منه سوال شب اول قبرم مسیر عصب فیشیاله
دیگه این آخرین زوریه که می‌زنم.
به من نگید چرا مقنعه‌ت فلانه. مقنعه‌م به فلانم هم نیست.
امروز، من و اون نقاشی کذایی:
… نه، تو بهترین من نبودی؛ که اگر بودی، روی تنم این همه زخم به نامت نبود.
“همینه آبرو…”
Forwarded from وینستون سیلور
من امیدوار نیستم. من مطمئنم.
اورژانس اینطوریه که بیمارستان به توانِ بیمارستان.
آموزش‌هامون اینطوری شدن که ببینید کتابی و گایدلاینیش اینه، توی بیمارستان ما این کارو می‌کنیم، ولی حالا گوشه ذهنتون داشته باشید که توی جنگ باید این کارو بکنید.
حالا این که لیست تحریم رو وایرال می‌کنیم خوبه ولی من با این که یه سری برندها هم مجانی تبلیغ میشن (برندهای جایگزین) زیاد دلم صاف نیست.
امروز توی راه برگشت هرچی چشم انداختم ببینم کسی اندیکاسیون شکلات مُشتی داشته باشه؟ نبود که نبود. جدی چرا ما در این شهر غریبیم؟
ولی من اینجا نمی‌مونم؛ توی این شهر یا این کشور یا این قاره یا این سیاره، تا هرجا نفسم بیاد و زورم برسه میرم.
میدونم که ناامیدی و خستگی هم یکی از بخش‌های مبارزه ست و نباید بیشتر از اون چه که باید بهشون بها بدم. خسته هستیم. چیزهایی رو می‌بینیم و می‌شنویم که مطابق میلمون نیست یا حتا انتظارش رو نداریم “بعد از ۵۰ روز”.
ولی خب این پنجاه روز در مقابل ۱۴۰۰ سال زورش بازم خیلی زیاد بوده.
سعی می‌کنم دائم به خودم یادآوری بکنم که این‌ها فقط “بخشی” از مبارزه ست.
سعی می‌کنم همیشه یک چشمم به بیگ پیکچر باشه.
امروز توی اتاق گچ به تکنسین گفتم من زورم نمیرسه مچش رو صاف کنم. گفت طوری نیست، تو برو تا هرجا زورت رسید، بعدش من زورم میرسه.
تو برو تا هرجا زورت رسید، بعدش من زورم میرسه.
تو برو تا هرجا زورت رسید، بعدش من زورم میرسه.
تو برو تا هرجا زورت رسید، بعدش من زورم میرسه.