به قول زهرا: الان فقط حسرت کارهایی که نکردیم، جاهایی که نرفتیم، آدمهایی که بغل نکردیم مونده برامون.
امروز ۷۰٪ راه رو پیاده اومدم، دو تا پادکست گوش دادم، یک فصل کتاب محبوبم رو خوندم، غذای محبوبم رو خوردم و برنامهٔ مناسبی داشتم، اما هیچ کدومشون حالم رو خوب نکرد.
فکر نکنم حالا حالاها حالمون از این روزها خوب بشه.
فکر نکنم حالا حالاها حالمون از این روزها خوب بشه.
Forwarded from متَّکی به خود
به انتخابها احترام میذارم و تلاش میکنم در راستای پذیرفتن و کنار اومدن و راه خودمو رفتن، فقط سوالِ "چرا من هیچوقت اولویت هیچکس نبودم؟" خیلی اذیتم میکنه!
برای فرار از فکر کردن، به کار پناه میبریم، به فکر کردن به کار، به کار کردن و فکر کردن، برای فکر نکردن...
یه تومور توی مغزم درست شد، به اسم ۲۱ دی ۹۸. یه تومور با غدد اشکی فراوان، به همراه بغض و نفرین و به قول نیایش بیپناهی.
عصر زنگ زدم به نیایش، یک دقیقه حرف زدیم، گفت: خودمون باید مراقب خودمون باشیم.
امروز ظهر اگر هاشمی، عصر و شب اگر زهرا و مریم دستمو نمیگرفتن احتمالا دق میکردم. دست همو بگیرین. تو این روزا دست همو بیشتر بگیرین!
امروز ظهر اگر هاشمی، عصر و شب اگر زهرا و مریم دستمو نمیگرفتن احتمالا دق میکردم. دست همو بگیرین. تو این روزا دست همو بیشتر بگیرین!
Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
میدونی از شر اين همه مشكل چه جوری میشه خلاص بشیم مامان؟ يه شب، يه شام درست و حسابی بپزی بخوريم، بعد سرفرصت تمام درزهای در و پنجرهها رو بگيريم، يكيمون شير گازو باز كنه، بريم بخوابيم، صبح نشده تمام مشكلاتمون پريده...!
[اینجا بدون من]
[اینجا بدون من]
شما رو نمیدونم، ما مثل زنجیره، یکی میاد از یکی میپرسه حالت چطوره و اون شروع میکنه به تایپ کردن، وویس گرفتن، اشک ریختن، گفتن! وقتی خالی شد، نوبت خودشه که بره از بعدی بپرسه.
شما رو نمیدونم، ما حالمون خیلی بده، رفتیم دانشگاه، با اشک شمعا اشک ریختیم، با هم گریه کردیم، اشک شمعها ریختن روی دستمون و با اشکامون قاطی شدن.
شما رو نمیدونم، یه سریتون گوشیاتون آنتن نمیده و دارم میمیرم از بیخبریتون، یه سریتونم نمیشناسم، امیدوارم همهتون سالم برگردید خونههاتون. امیدوارم دیگه داغ نبینیم، هیچکدوممون!
#conversations
شما رو نمیدونم، ما حالمون خیلی بده، رفتیم دانشگاه، با اشک شمعا اشک ریختیم، با هم گریه کردیم، اشک شمعها ریختن روی دستمون و با اشکامون قاطی شدن.
شما رو نمیدونم، یه سریتون گوشیاتون آنتن نمیده و دارم میمیرم از بیخبریتون، یه سریتونم نمیشناسم، امیدوارم همهتون سالم برگردید خونههاتون. امیدوارم دیگه داغ نبینیم، هیچکدوممون!
#conversations
شما هم توی گوشتون صدای ناله ست؟ صدای گریه؟ شما هم توی سکوت کتابخونه یهو صدای جیغ میشنوین؟ خنده رو با گریه اشتباه میشنوین و دلتون هُرّی میریزه پایین؟