Tehran Waltz
Mehrdad Mehdi
نوشته بود:
أيحق لي أن أزعجك عندما أشتاق اليک؟
آیا حق اینو دارم که وقتی دلم برات تنگ میشه؛ مزاحمت بشم؟
#instrumental
#گوش
@bendilsiz
أيحق لي أن أزعجك عندما أشتاق اليک؟
آیا حق اینو دارم که وقتی دلم برات تنگ میشه؛ مزاحمت بشم؟
#instrumental
#گوش
@bendilsiz
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
تمام اینا برای فرار از فکر کردنه.
چرا نمیریم بیرون؟ چرا انقدر نمیریم بیرون که من وقت میکنم گایتون بخونم؟ چرا فاکینگ نمیریم بیرون؟؟
Stuff
چون که این آدما (و دو تای دیگهشون که بعدتر رسیدن و عکاس دلبندم)، دلگرمی این روزهای سرد شروع ترم پنج اند و خدا رو شکر برای بودنشون.
اما این یازده نفر، آخ از این یازده نفر که اگر ویروس کرونا نبود هر روز بغلشون میکردم. (البته بعید میدونم یکیشون اجازه میداد، بس که خجالتیه! اونو هفتهای یه بار، بقیهشونو هر روز!)
خدا رو شکر که هستن، خدا رو شکر که با همیم.
#twelve
خدا رو شکر که هستن، خدا رو شکر که با همیم.
#twelve
سوالم اینه که چرا آدما کمک بقیه رو نمیپذیرن؟ چرا فکر میکنن کمک، لطفه؟ چرا اجازه نمیدن میزو با هم بلند کنیم و دیسک هیشکی بیرون نزنه و دست هیشکی درد نگیره؟
دلم یه کادوی هری پاتری میخواد، حیف که برای هر نوع کادوی هری پاتری زیادی پیرم.
پ.ن: پرنیان و سمیرا ماگ، تیشرت، هودی و سایر مواردو پیشنهاد دادن و اطمینان دادن که پیر نیستم. لذا نیستم. مرسی.
پ.ن: پرنیان و سمیرا ماگ، تیشرت، هودی و سایر مواردو پیشنهاد دادن و اطمینان دادن که پیر نیستم. لذا نیستم. مرسی.
Forwarded from Wow . (Zahra)
کاش زندگی ولی میذاشت یه نفس راحت بکشیم بعد دوباره زانوهاشو فشار میداد روی قفسه سینهمون که نفس کشیدن سخت بشه دوباره .
اجازه بدید از همین الان اعلام کنم که امروز روز بدیه و پتو رو بکشم روی سرم و کاری انجام ندم.
وقتی دیفالتم به هم میخوره نمیتونم فانکشن داشته باشم. دیفالتترین دیفالتمم اینه که مامان حالش خوبه و خندونه و هر وقت جیغ میزنم میدوه سمت اتاقم.
کاش واتساپ آتیش بگیره. یا این که دکمهٔ وویسش بسوزه و دیگه نشه وویس داد. چقدر بده این اپلیکیشن. چقدر بده!
گفت: این مسئله از نظر درونی حل شد برات؟
گفتم: مجبور شدم خیلی خودمو هل بدم که حل بشه و خیلی اذیت شدم، چون به این قسمت از مغزم که درگیر این مسئله ست نیاز دارم.
گفتم: مجبور شدم خیلی خودمو هل بدم که حل بشه و خیلی اذیت شدم، چون به این قسمت از مغزم که درگیر این مسئله ست نیاز دارم.
اما از شروع این ترم، با وجود ترم چهاری که گذروندیم، حجم استرسی رو دارم تحمل میکنم که نمیفهمم چرا قلبم الردی گیو اپ نمیکنه و خلاصمون کنه.
میدونید که گفتنِ “استرس نداشته باش/عصبانی نباش” به آدمی که روی ویبره ست باعث بهتر شدن حالش نمیشه؟
Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
عجیب برام میدونید چیه؟ که رئیسم هنوز حاضر نشده بگه اشتباه کرده و معذرت میخواد از رفتارش با این که میدونه اشتباه کرده و معلوم شده اتفاقی که افتاده تقصیر من نبوده. به جاش رفته غذای موردعلاقهی من رو سفارش داده میگه امروز ناهار مهمون منید. رفته قهوهی موردعلاقهی من رو سفارش داده گذاشته روی میزم. ولی اون جملهی معذرت میخوام یا اشتباه کردم رو به زبون نمیاره. اینقدر حرف زدن سخته واقعا؟
Forwarded from . آن دیگری .
ما فقط، شاید هممون، نیاز داریم که باهم بشینیم گریه کنیم.
من با این که بهم ایرادامو بگن بدم نمیاد، اما با این که سه ساعت از وقتمو بذارم برم جلسه و ۹۰٪ وقت جلسه صرف دیس کردن من بشه و دلایل نفرتشون از منو بگن هم خیلی احساس رضایت نمیکنم.
لیدرلی سه ساعت!
لیدرلی سه ساعت!