Nefelibata 🍃🐳🦦
یه اصطلاحی داریم ب اسم Medical student’s Syndrome :))) این یعنی دانشجوهای پزشکی، بعد از یاد گرفتن علائم بیماریها، همشو توی خودشون احساس میکنن و تشخیص بیماری میدن :))))))) حالا این یکی دو روزه به نظرم یه چیز جدید اضافه شده به اسم مدیکال استیودنتز «کرونا»…
به همین صورت هر چی به مامان میگم سرما خوردم، میگه هیچیت نیست! :)))
هر کاری باید یه حامی عاطفی داشته باشه، یه human resource، یه “حواسم هست که چقدر دویدی، اشکالی نداره اگه نرسیدی.”.
از این که از استادمون داره کمکم خوشم نمیاد عذاب وجدان دارم.
هدف هیچ وقت، هیچ وقت هّیچ وقت وسیله رو توجیه نمیکنه.
به هر قیمتی به هدف رسیدن و کار رو انجام دادن رو نمیتونم قبول کنم.
هدف هیچ وقت، هیچ وقت هّیچ وقت وسیله رو توجیه نمیکنه.
به هر قیمتی به هدف رسیدن و کار رو انجام دادن رو نمیتونم قبول کنم.
اون روز توی رزانا سر امیر داد زدم که: تو حق نداری از بقیه انتظار داشته باشی که کار براشون به اندازهٔ تو مهم باشه. اگر مهم بود خوشحال بشو و بپذیر و با خودت همراهشون کن، اما اگر نبود نمیتونی مجازاتشون کنی، زورشون کنی و با قلدری بخوای مجبورشون کنی به اندازهٔ تو اهمیت بدن.
هنوز از نمرهٔ آناتومیم دلخورم، نمیتونم درس بخونم و فکر میکنم که اگر بعضیها مستحق یه چیزهایی اند، من هم مستحقشان هستم اما هیچ چیز عادلانه نیست.
تف
تف
اما ته فینفینهام و آبریزش چشمهام، اون وقت که هیچ کس نمیبینه و نمیشنوه، به این فکر میکنم که اگه
امروز یک کتاب تموم کردم.
آناتومی نخوندم، جواب پیامهامو ندادم، اما یک کتاب تموم کردم.
آناتومی نخوندم، جواب پیامهامو ندادم، اما یک کتاب تموم کردم.
اما آیا آدمها عکس دوست صمیمیشان را میگذارند یا عکسی که با آدم غریبهتر است اما در آن خوب افتاده اند؟
Forwarded from March rain 🦓 (مهسا)
یکی از کابوسهام، بعد از پنجم دبستان و انفولانزای خوکی، درس خوندن از راه دوره، درس خوندن بدون معلم، بدون کلاس، بدون حداقل ده تا آدم اطرافم.
لعنت بهت مهشاد با این زر زرای مزخرفت. لعنت بهت که بقیه برات فدا بشن تا تو سالم باشی. بقیه برات وویس بگیرن که تو حالت خوب باشه.
پ.ن: این اون مهشاد نیست ولی مزخرفی در مهشادها موج میزنه گویا.
لعنت بهت مهشاد با این زر زرای مزخرفت. لعنت بهت که بقیه برات فدا بشن تا تو سالم باشی. بقیه برات وویس بگیرن که تو حالت خوب باشه.
پ.ن: این اون مهشاد نیست ولی مزخرفی در مهشادها موج میزنه گویا.
هرزگاهی یادم میفته که با استاد تنفس ترم پیشمون این ترم غدد نداریم و خدا رو شکر میکنم.
Cuz Neptune was a true nightmare
Cuz Neptune was a true nightmare
احساس میکنم شکل کاپیتان هادوک توی تنتن شدم که همهش پیپ میکشید و اخم میکرد و میگفت: “نفرین خدا بر شیطون!”
اما واقعا
نفرین خدا به این زندگی که هیچ جاش به ما آوانس نداد، نه حتا یک عبور آب خوش از گلو.
نفرین
نفرین خدا به این زندگی که هیچ جاش به ما آوانس نداد، نه حتا یک عبور آب خوش از گلو.
نفرین