من حاضرم بمیرم اما پوریا مریض نشه، حاضرم بمیرم اما چشمام طوریشون نشه، حاضرم بمیرم اما لوزر نباشم، حاضرم بمیرم اما مامان بیشتر از یه روز ازم ناراحت نباشه.
من حاضر بودم قبل از خیلی از اتفاقا بمیرم اما نمردم. اون اتفاقا افتادن و رد شدن و من، حالا در هر تعداد قطعهای که بود، موندم.
من حاضر بودم قبل از خیلی از اتفاقا بمیرم اما نمردم. اون اتفاقا افتادن و رد شدن و من، حالا در هر تعداد قطعهای که بود، موندم.
اما ته همهٔ اینا، لوزرترین آدمی که میشناختم الان خودشو میگیره و میگه وقت ندارم و من دائم نشستم غصهٔ هیچ رو میخورم.
به این نتیجه رسیدم که آدمها گاهی نمیخوان خوب باشی، فقط میخوان هر چی گفتن بگی باشه.
به این نتیجه رسیدم که آدمها گاهی نمیخوان خوب باشی، فقط میخوان هر چی گفتن بگی باشه.
این فکرا رو راهنمایی هم داشتم.
حالا نه دقیقا اینها، ولی دائم میگفتم که برای خواستهم میجنگم، برای خودم میجنگم، اما انقدر خستهم کردن که گیواپ کردم و گذاشتم جریان منو ببره و بعد از مدتی هم یادم رفت که اینها، نه این شادیها نه این غمها، هیچ کدوم خواستهٔ من نیست.
حالا نه دقیقا اینها، ولی دائم میگفتم که برای خواستهم میجنگم، برای خودم میجنگم، اما انقدر خستهم کردن که گیواپ کردم و گذاشتم جریان منو ببره و بعد از مدتی هم یادم رفت که اینها، نه این شادیها نه این غمها، هیچ کدوم خواستهٔ من نیست.
حالا از من چی مونده؟ قطعاتی که باهاشون خوشحال نیستم و نمیدونمهایی که تمام ابعاد مهم زندگیمو احاطه کرده.
پریا جون چرا به جای این که ده تا آهنگو در روز گوش بدی و ده روز ازش لذت ببری، یه آهنگو صد بار در روز گوش میدی که فرداش حالت ازش بهم بخوره؟
خانم سیب سبز گفت که آخر ماه بستهم میرسه و من هیچ وقت بیشتر از الان دلم نخواسته که آخر ماه نرسه.
یکی از ترسام اینه که دوستام به خاطر جایگاهشون به این نتیجه برسن که دلشون نمیخواد باهام دوست باشن.
دو نفرشون از یک اتفاقی به بعد باهام سر و سنگین شدن و حتا وقتی حرف میزنیم هم لحنشون دستوریه و این فکر که ممکنه به این دلیل باشه واقعا ناراحتم میکنه؛ در حدی که تا مجبور مجبور نباشم دلم نمیخواد باهاشون حرف بزنم.
اگر میخواین ازم بدتون بیاد از خودم بدتون بیاد لطفا.
دو نفرشون از یک اتفاقی به بعد باهام سر و سنگین شدن و حتا وقتی حرف میزنیم هم لحنشون دستوریه و این فکر که ممکنه به این دلیل باشه واقعا ناراحتم میکنه؛ در حدی که تا مجبور مجبور نباشم دلم نمیخواد باهاشون حرف بزنم.
اگر میخواین ازم بدتون بیاد از خودم بدتون بیاد لطفا.
Sometimes the whole world tells you that you’re not good enough, and you agree with it.
برای ما هم جشن فارغ التحصیلی نگرفتن ولی اپرا نیومد دلداریمون بده. چون ما خار داریم و اهمیت نه!