وقتی از یکی میخواین یه کاریو انجام نده، اینطور نیست که دیگه انجامش نده. فقط یه طوری انجامش میده که شما نفهمید.
Forwarded from . آن دیگری .
نمیدونم به کی باید برم بگم که
I don't know who I am anymore.
که بعدش بشنوم
I'll help you to find yourself again.
I don't know who I am anymore.
که بعدش بشنوم
I'll help you to find yourself again.
توی قرنطینه فهمیدم که دلیل نفرتم از ورزش، باشگاه و بوش و هواش و آدما و نگاههاشونه، نه تنبلیم!
Forwarded from آن
ماراتن مدرن فمیلی دارم و میبینم که میچ و کم تقریبا هر فصل به این مشکل برمیخورن که به خاطر حرف نزدن با هم، به خاطر مطرح نکردن دغدغههاشون، رو میارن به بازیهای اعصابخردکن و آخرای یکی از اپیزودا به این نتیجه میرسن که باید بیشتر با هم حرف بزنن و همو بپذیرن. و هر بار با این اتفاق به هم نزدیکتر میشن.
اما اینا باعث تعجبم نمیشن؛ این که هنوز هم دست از تلاش برنمیدارن، این که رها نمیکنن، این که دلشون میخواد باز هم برای هم انرژی بذارن، دو تا شاخ روی کلهم میاره.
اما اینا باعث تعجبم نمیشن؛ این که هنوز هم دست از تلاش برنمیدارن، این که رها نمیکنن، این که دلشون میخواد باز هم برای هم انرژی بذارن، دو تا شاخ روی کلهم میاره.