Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
Tough times don’t last, tough people do.
نکنه دروغ گفته‌باشن بهمون؟
نکنه درست نشه و غمگین بمیریم؟
از اتفاقات اخیر به‌قدری عصبانی‌ام که نمیتونم چیزی بگم؛ حتا با صدای بلند.
یکی بیاد روزی پنج‌بار بهم یادآوری کنه که بر‌اساس ظاهر آدما و خصوصیاتیشون که دست خودشون نیست باهاشون رفتار نکنم.
کاش یه شغلی بود آدم همش داشت کاردستی درست می‌کرد.
اشکالی نداره اگه بعضی وقتا نشه.
باشه؟
خواسته‌هام به یه نوشیدنی خنک و زیاد و نا‌شیرین و خوشمزه تقلیل یافته؛ اینم ولی موجود نیست.
لابد شانس آوردم که پارسال قبل از اینکه وقت کنم از اطلاعاتم بک‌اپ بگیرم گوشی‌مو دزدیدن و الان هیچ عکسی ندارم که باهاش بغض کنم.
هوم؟
امروز بعد از چند هفته یکی از همکلاسیای شمالی‌مو دیدم و اولین چیزی که بش گفتم این بود که یه‌ذره حرف بزن دلم باز شه؛ یه ذره فقط شمالی حرف بزن!😩😭
چرا انقدر شمالیا دلبرانه حرف میزنن آخه؟
هوا گرمه و من از موهام، مقنعه‌م، شالم، مانتوم، و همه‌ی کسایی که با یه تیشرت آستین کوتاه نازک میشینن این تصمیماتو برام میگیرن متنفرم.
امیدوارم به ذلیل‌ترین صورت بمیرین.
رفتن به کمپینْ الان بیشترین کاریه که دلم نمیخواد انجامش بدم و یونیورس باید یه جایزه‌ی خوب برام در‌نظر بگیره بخاطر انجام‌دادنش.
خدا خدا میکنم تا قبل از ساعت ۷ پیام بدن بگن کنسل شد.
نفرین خدا بر همه‌ی جوگیر شدگان.
نفرین خدا بر من.
چی میشه که آدمی مثل من یادش میره غذا بخوره؟
واقعا نمیدونم.
:))))))
#jon
سر‌و‌کله زدن با بچه‌ها با تمام طاقت‌فرساییش لذت‌بخش بود؛ مخصوصا وقتی که حرفام روشون تاثیر میذاشت؛ وقتی که چشماشون برق میزد وقتی میگفتم بابات دوستت داره و به حرفات گوش میده؛ و وقتی میگفتم تو کم نیستی واسه تغییر.
ولی دیگه تَکرار نخواهم کرد این تجربه‌ی شیرینِ سختو.
Forwarded from . آن دیگری .
میخوابیم و صبح به صبح، تو یه دنیای دیگه بیدار میشیم.
فهمیدم؛ به بدترین و دردآور‌ترین روش نظر واقعی‌شو در مورد همه‌چی فهمیدم.
و آخخ چقدر که درد داره و چقدر که باید گریه کنم و اشک کافی ندارم.
فردا آخرین جلسه‌ی کلاس ادبیاته و این حقیقت قلب من رو به درد میاره.
Stuff
فردا آخرین جلسه‌ی کلاس ادبیاته و این حقیقت قلب من رو به درد میاره.
تموم شد؛
با نیم ساعت کش دادنش و تا دم در دانشگاه دنبال استاد راه رفتن و به حرفاش گوش دادن آخرش تموم شد.
بهترین کلاس عمرم تموم شد و من تازه فهمیدم هیچ کدومو ضبط نکردم.
الان به بغل نیازمندم و هیچ‌کس تو این شهر نیست که بتونه بغلم کنه و حالمو خوب.
بنویسم اینجا که یادم نره؛ چه زنده اومدم بیرون از این روزا و چه نتونستم طاقت بیارم ؛ بنویسم که یادم نره این روزا.