Forwarded from برای چشمهایت...
به یاد روزی میافتم که بیرونم کردند.
یک روز همه کارها تمام شد و دست فشردنها، ابراز تاسفها، ابراز نگرانیها ابراز امیدها، امید به آینده و در ضمن، در پشت سر نگاههای پر از ترحم.
در یک آن رابطهیی که در طول سالها، سرگرفته بود بریده شد؛
گویی مسافری بودم که در قهوهخانهای، دمی درنگ کردهام و دیگر هیچ.
چیزی از نفرت در درونم میجوشید.
این نگاههای پر از مهری که در پس هریک نیشخندها نهفته است؛
این لبخندهای مهربانی که بوی استفراغ میدهد، بوسههایی که به هلاهلی چارهناپذیر آغشتهاند؛
دستهایی که در میان هریک خنجری کوچک نهفته است و دلهایی که تنها به فرومایگی میتپد.
#عباس_نعلبندیان
یک روز همه کارها تمام شد و دست فشردنها، ابراز تاسفها، ابراز نگرانیها ابراز امیدها، امید به آینده و در ضمن، در پشت سر نگاههای پر از ترحم.
در یک آن رابطهیی که در طول سالها، سرگرفته بود بریده شد؛
گویی مسافری بودم که در قهوهخانهای، دمی درنگ کردهام و دیگر هیچ.
چیزی از نفرت در درونم میجوشید.
این نگاههای پر از مهری که در پس هریک نیشخندها نهفته است؛
این لبخندهای مهربانی که بوی استفراغ میدهد، بوسههایی که به هلاهلی چارهناپذیر آغشتهاند؛
دستهایی که در میان هریک خنجری کوچک نهفته است و دلهایی که تنها به فرومایگی میتپد.
#عباس_نعلبندیان
روز جهانی منع خشونت علیه زنان مبارک :)
[گه بگیرن این مملکتو]
https://news.1rj.ru/str/Toberemembered/6196
[گه بگیرن این مملکتو]
https://news.1rj.ru/str/Toberemembered/6196
Telegram
هذیـــــــــــــون
مگه میشه یه نفر اینقدر عوضی باشه؟