میخوام بگم لعنت به فیزیک؛ ولی فیزیک تقصیری نداره. پس لعنت به استادی که ۱۸ جلسه میاد سر کلاس هیچ درسی نمیده و کتابشم غیرقابلفهمه. لعنت بهش!
همهی خوشحالیها و وطنپرستی ها به کنار، منِ بدبینِ سیهفکر توی بُردِ اینطوری ایرانْ ، نماد زندگی توی ایرانو میبینم؛ این ۱۹ سالی که از عمرم گذشته و دیده نشدن همهی زحماتی که کشیدم و کشیدن رو میبینم؛ مهم بودن نتیجه فارق از وسیله و راهی که طی شده،
سخت بودن همهچیز برای همهی کارها، غیر عادی بودن سادهترین مسائل رو میبینم.
بله ما بُردیم و من خوشحال شدم مثل همه؛ ولی زشت بُردیم! با زحمت یکی دیگه بردیم! با “خواست خدا” و “دست سرنوشت” و “جبر زمانه” بردیم.
من همونقدر که به جبر جغرافیایی و جبر فکری معترضم، به جبر سرنوشت هم معترضم، حتا اگه به نفعم باشه.
سخت بودن همهچیز برای همهی کارها، غیر عادی بودن سادهترین مسائل رو میبینم.
بله ما بُردیم و من خوشحال شدم مثل همه؛ ولی زشت بُردیم! با زحمت یکی دیگه بردیم! با “خواست خدا” و “دست سرنوشت” و “جبر زمانه” بردیم.
من همونقدر که به جبر جغرافیایی و جبر فکری معترضم، به جبر سرنوشت هم معترضم، حتا اگه به نفعم باشه.
Stuff
همهی خوشحالیها و وطنپرستی ها به کنار، منِ بدبینِ سیهفکر توی بُردِ اینطوری ایرانْ ، نماد زندگی توی ایرانو میبینم؛ این ۱۹ سالی که از عمرم گذشته و دیده نشدن همهی زحماتی که کشیدم و کشیدن رو میبینم؛ مهم بودن نتیجه فارق از وسیله و راهی که طی شده، سخت بودن…
بعد همشو پاک میکنم و یه جمله تایپ میکنم: غمگینم.
Stuff
همهی خوشحالیها و وطنپرستی ها به کنار، منِ بدبینِ سیهفکر توی بُردِ اینطوری ایرانْ ، نماد زندگی توی ایرانو میبینم؛ این ۱۹ سالی که از عمرم گذشته و دیده نشدن همهی زحماتی که کشیدم و کشیدن رو میبینم؛ مهم بودن نتیجه فارق از وسیله و راهی که طی شده، سخت بودن…
غصهی اصلیم سر این شوخیاس که میکنن؛ که میگن ما بیهیچ زحمتی برنده شدیم؛ که میگن باید اون بازیکن مراکشی باید بیاد تو تیم ما.
از این ناراحت میشم که به بازیکنامون بد و بیراه میگن. غصهی اصلیم اینه که وقتی یه نتیجهای حاصل میشه، هیچکس به زحمات کشیده شده توجهی نمیکنه. هیچی دیگه مهم نیست بهجز نتیجه.
من هیچی از فوتبال نمیدونم؛ این فقط برداشت من بود از این قسمت از زندگی.
از این ناراحت میشم که به بازیکنامون بد و بیراه میگن. غصهی اصلیم اینه که وقتی یه نتیجهای حاصل میشه، هیچکس به زحمات کشیده شده توجهی نمیکنه. هیچی دیگه مهم نیست بهجز نتیجه.
من هیچی از فوتبال نمیدونم؛ این فقط برداشت من بود از این قسمت از زندگی.
Forwarded from . آن دیگری .
مینویسیم نباید توقعی داشته باشیم، میگیم انتظاری از فلانی ندارم. میگیم میدونم، اون که مسئولیتی نداره در مقابل من.
اما راستش توقع داریم. انتظار داریم که هرکسی حواسش لااقل به ساده ترین چیزها باشه. راست ترش اینکه فقط دلخور نمیشیم. ناراحت میشیم. غصه میخوریم. کیه که ناراحت نشه وقتی آدم های دورش حواس پرت شدن.. کیه که غمگین نشه، نترسه وقتى قرار باشه که تنهایی از پس یه چیزهایی بربیاد.. هرچقدرم قوی.. هرچقدر هم قوی..
اما راستش توقع داریم. انتظار داریم که هرکسی حواسش لااقل به ساده ترین چیزها باشه. راست ترش اینکه فقط دلخور نمیشیم. ناراحت میشیم. غصه میخوریم. کیه که ناراحت نشه وقتی آدم های دورش حواس پرت شدن.. کیه که غمگین نشه، نترسه وقتى قرار باشه که تنهایی از پس یه چیزهایی بربیاد.. هرچقدرم قوی.. هرچقدر هم قوی..
امتحان ادبیات داریم و سفر در درون؛ هرچه شد؛ از کشته شدن اسفندیار تا عاشق شدن شیخ صنعان و راهنماییهای مولانا برای پیدا کردن راه و رسیدن به صلح.
امتحان ادبیات داریم و وقت نداریم حتا برای خواندن مطالب، چه برسد به سفر در درون و باقی مسائل.
امتحان ادبیات داریم و وقت نداریم حتا برای خواندن مطالب، چه برسد به سفر در درون و باقی مسائل.
اگر یک روزی دیدین که کانال رو بستم بدونید که بچههای دانشگاه عضوش شدن و نتونستم به موقع بلاکشون کنم.
امروز امتحان داشتیم، فردا جمعهست، هشت صبحش امتحان داریم، امتحان حفظیه، من از سر امتحان امروز زود پا شدم که برسم امتحان بعدیو بخونم، من چند وقته نخوابیدم.
جای دردآورش اینجاست که اینا هیچکدوم غیر عادی نیست واسهی دانشجوها.
#مگهداریممگهمیشه
جای دردآورش اینجاست که اینا هیچکدوم غیر عادی نیست واسهی دانشجوها.
#مگهداریممگهمیشه
Stuff
خیلی خوشحالم. مرسی تیمملیمون فقط. مرسی واقعا. دستشون درد نکنه.
ولی هنوز روی ابرام بخاطرشون.
خدا کاش خیلی شادشون کنه؛ کاش یه شادی بکاره توی دلشون که فقط رشد کنه و بزرگ شه و حالشونو هی خوبتر کنه.
خدا کاش خیلی شادشون کنه؛ کاش یه شادی بکاره توی دلشون که فقط رشد کنه و بزرگ شه و حالشونو هی خوبتر کنه.
Stuff
امروز امتحان داشتیم، فردا جمعهست، هشت صبحش امتحان داریم، امتحان حفظیه، من از سر امتحان امروز زود پا شدم که برسم امتحان بعدیو بخونم، من چند وقته نخوابیدم. جای دردآورش اینجاست که اینا هیچکدوم غیر عادی نیست واسهی دانشجوها. #مگهداریممگهمیشه
هیشکی بهم افتخار نمیکنه که هنوز زندهام؛ چیز عادیایه گویا در این جهان؛
زنده موندن بعد از سختیهایی که فکرشو نمیکردیم بتونیم از پسشون بربیایم.
زنده موندن بعد از سختیهایی که فکرشو نمیکردیم بتونیم از پسشون بربیایم.
Stuff
هیشکی بهم افتخار نمیکنه که هنوز زندهام؛ چیز عادیایه گویا در این جهان؛ زنده موندن بعد از سختیهایی که فکرشو نمیکردیم بتونیم از پسشون بربیایم.
من ولی خوشحالم؛ دو ماه و نیم بود استرسشو داشتم و تموم شد.
پارسال برام تولد نگرفتن و بهجای یه معذرتخواهی هزارتا دلیل آوردن که “حقمه” و کارشون اشتباه نیست.
این قضیه میتونست همون فرداش حل بشه با یه معذرتخواهی؛ ولی وای به این غرور و تکبر نفرتانگیز.
بله! امتحان بیوشیمی داریم و مغز من برای فرار از این مخمصه به هرچیزی پناه میبره.
این قضیه میتونست همون فرداش حل بشه با یه معذرتخواهی؛ ولی وای به این غرور و تکبر نفرتانگیز.
بله! امتحان بیوشیمی داریم و مغز من برای فرار از این مخمصه به هرچیزی پناه میبره.