از حیا، شأن، معصومیت، خانومی و هر چیزی که باهاش حقمو بخورن متنفرم. حقم رو بخوری سرتو میزنم، there is no mercy.
هرکی جای خدا بود و اینقدر بهش غر میزدم و پررو بازی در میآوردم تا الان به فلفلپاش تبدیلم کرده بود.
Forwarded from . آن دیگری .
همه ی هم گروهی هام توی کامنت های این سریشون نوشتن که برای استرس فلان کار رو کن، استرس که داشتی سعی کن فلان، کیمیا این iteration آخر که نزدیک به فاینال ها بود استرسش بیشتر بود. و خب همه شون واقعا متعجب بودن چون من هیچ سری ای این شکلی نشده بودم.
و خب این چیزیه که من از راهنمایی داشتم و خب کی قراره تموم شه، کی قراره درست شم، کی قراره یاد بگیرم به این شدت به این وضعیت در نیارم، نمیدونم واقعا.
و خب این چیزیه که من از راهنمایی داشتم و خب کی قراره تموم شه، کی قراره درست شم، کی قراره یاد بگیرم به این شدت به این وضعیت در نیارم، نمیدونم واقعا.