نشسته ام زیر آفتاب و منتظرم فرابنفش خورشید کارش را بکند و ویتامین دی هفتهٔ پیش رو فراهم شود. نور آفتاب سردردم داده و چشمم میسوزد و با تمام این اوصاف تقریبا مطمئنم که دیشب، هنوز صبح نشده.
اما همون روزا کیم هست که زنگ بزنه از هزاران کیلومتر اون طرفتر بغلم کنه و غلظت شب رو کمتر.
حالا دلیلش هرچی باشه، و با تموم دردی که داره، من بابت بعضی نبودنها خوشحالم.
درسی که این چند ماه گرفتم این بوده که ما بلد میشیم به هر سختیای عااادت بکنیم.
Forwarded from Arabic Music (FatemehZahra☄)
و نَحنُ لَم نَحلُم بأكثَر مِن حَياةٍ كَالحَياة
و ما «رويايی» بيشتر از يک زندگی که شبيه «زندگی» باشد نداشتيم... 🌌
#محمود_درویش
و ما «رويايی» بيشتر از يک زندگی که شبيه «زندگی» باشد نداشتيم... 🌌
#محمود_درویش