Stuff – Telegram
Stuff
1.25K subscribers
1.62K photos
57 videos
6 files
373 links
ارتباط: @sameRia_bot
Download Telegram
مثلا کاش من همیشه صدای قلبمو از گوش‌هام نمیشنیدم.
من از این آدم‌های مستقیم و چکشی بودم؛ از این‌ها که تا یک حرف را، خود خود حرف را، بهشان نگویی نمی‌فهمند؛ از این‌ها که باید داد بزنی توی گوششان تا منظورت را بگیرند.
من از این آدم‌های کنایه بگیر و لایه‌ی حرف را پیاز پوست بکن نبودم؛ یا یک چیزی را میدانستم یا نمیدانستم، یا صفر بودم یا یک.
من از این آدم‌ها بودم و بعد چه شد؟
نمی‌دانم چه شد که الان شده‌ام از این آدم‌های وسواسی؛ از این آدم‌های هر حرف را هزار بار در مغزشان تکرار می‌کنند و دائم دنبال معنای دوم و سوم و چهارم تویش میگردند؛ شدم از این آدم‌های حتما منظور بدی داره؛ شدم از آدم‌های “بد بین” به همه چیز و همه کس. شدم آدمی که حتا حرفی که با چکش توی گوشش هم بکوبند را هم نگیرد، نفهمد، نخواهد بپذیرد. من شدم از این آدم‌های از اینجا مانده از آنجا رانده؛ شدم مثبت تا منفی بی‌نهایت به جز بازه‌ی بسته‌ی یک تا صفر.
-من ندارم.
-من دارم بیا دست بزن.
-چقدر گنده‌ست! مال من اصن تو رفته! همینه؟
-آره دیگه!
-منم ندارم!
-این داره بیا دست بزن.
-چقدر مال تو گنده‌ست. مطمئنی این یه چیز دیگه نیست؟

[وویس آناتومی، مبحث استخوان، اسکفوئید مچ]
Forwarded from هذیـــــــــــــون (نــــ🌱ــــال)
در همین راستا عرض کنم که در همین لحظه داشتیم می‌گفتیم:« مال ما نداره! عقب افتادگی جسمی داشته. هیچی نداشت! بریده بودنش! می‌شه مال تو رو ببینم داره یا نه؟ ااا اینه؟ چه کوچیکه! می‌شه عکس بگیرم ازش؟!»

| نوروفیزیولوژی - تشریح مغز |
اگه یه شغلی باشه که برای سوتی دادن به آدم پول بدن و کسی هم به آدم نخنده و گریمای ترسناک و مسخره هم نداشته باشه چی؟
خب ذکر #لعنت‌به‌بیوشیمی رو از الان شروع می‌کنیم چون موقع امتحانات وقت کافی نداریم.
همونطور که می‌دونید به جز الهام حمیدی که بهش عدم تعلق‌ خاطر خاصی دارم، بقیه‌ی متولدین مهر مشکلی ندارن، ادعایی هم ندارن.
لازم دونستم ذکر کنم.
سوتی‌هامو براتون تعریف نمی‌کنم تا فضای اینجا زننده و غمگین باقی بمونه.
اگر خیلی اصرار دارید بخندید یه جوک برای خودتون بگید و بخندید. به زور بخندید. مغز نمی‌فهمه که.
خاله وقتی در دهه‌ی سوم زندگی‌ش بود دائم بزرگ‌تر‌ها را مسخره می‌کرد؛ دائم می‌رساند که احمقند و هیچ چیز نمی‌دانند و هیچ چیز نمی‌فهمند و همه‌ی کار‌های جهان باید به دست بیست تا سی ساله‌ها سپرده شود تا به گلستان برسیم.
خاله الان در دهه‌ی چهارم زندگی‌ش است و دائم بیست سالگی ما را مسخره می‌کند؛ دائم می‌رساند که احمقیم و خامیم و دنیا را ندیده‌ایم و هیچ چیز نمی‌فهمیم و اگر یک لیوان آب هم دستمان بدهند نمی‌توانیم تا دهانمان برسانیمش و همه‌ی جهان باید توسط سی سال به بالا‌ها گردانده شود.
من از خاله متنفرم؛ برای تمام سال‌های زندگی‌م که سنم اشتباه بود و نفهم بودم و هیچ‌کاری نمی‌توانستم بکنم چون همسن خاله نبودم.
امروز روز قشنگیه ولی؛ به همه‌ی کارامون رسیدیم و الان منتظریم زمان برسه به ما.
الان دلم می‌خواست توی یه شهر ساحلی زندگی می‌کردم و موسیقی متن جهانْ صدای دریا بود.
سه هفته‌ست که این موقع به خودم می‌گم: فقط تا دوشنبه دووم بیار و بعد همه چیــز تمومه.
Nobody wants me anywhere, a sentiment I generally agree with. I’m more than happy to stay home.
[James Breakwell]
امروز از هشت صبح تا شش بعد از ظهر دانشگاه بودیم.
این مهم نیست.
مهم اینه که بچه‌ها ۱۶ صفحه آناتومی رو توی این ده ساعت، حدود سی و هفت بار خوندن و هنوزم بس نیست.
آقا!!! خب یواش‌تر یه ذره😐
امروز از اون روزاست که باید زود خوابید تا زود تموم بشه.
به‌قول پرنیان اگه من “زندگی” داشتم اینقدر اُوِرتینکینگ نمی‌کردم.
شاید اگه منو نشناسید فکر کنید این که بعد از دو هفته هنوز این جمله آزارم میده و شب امتحان (🙄 they made me call it that. ) نشستم باز بهش فکر می‌کنم عجیب باشه؛ ولی اگه منو بشناسید میدونین که that is sooo me.
It’s scary how much i look like him.
وقتی آدم مورد علاقه‌ی یه نفرید، هی راجع‌به مرگتون باهاش حرف نزنید.
هی آتیش به جیگرش نکنید.
یه جا بشینید مثل آدم دلبری‌تونو بکنید دیگه عح!