اگه یه شغلی باشه که برای سوتی دادن به آدم پول بدن و کسی هم به آدم نخنده و گریمای ترسناک و مسخره هم نداشته باشه چی؟
خب ذکر #لعنتبهبیوشیمی رو از الان شروع میکنیم چون موقع امتحانات وقت کافی نداریم.
همونطور که میدونید به جز الهام حمیدی که بهش عدم تعلق خاطر خاصی دارم، بقیهی متولدین مهر مشکلی ندارن، ادعایی هم ندارن.
لازم دونستم ذکر کنم.
لازم دونستم ذکر کنم.
سوتیهامو براتون تعریف نمیکنم تا فضای اینجا زننده و غمگین باقی بمونه.
اگر خیلی اصرار دارید بخندید یه جوک برای خودتون بگید و بخندید. به زور بخندید. مغز نمیفهمه که.
اگر خیلی اصرار دارید بخندید یه جوک برای خودتون بگید و بخندید. به زور بخندید. مغز نمیفهمه که.
خاله وقتی در دههی سوم زندگیش بود دائم بزرگترها را مسخره میکرد؛ دائم میرساند که احمقند و هیچ چیز نمیدانند و هیچ چیز نمیفهمند و همهی کارهای جهان باید به دست بیست تا سی سالهها سپرده شود تا به گلستان برسیم.
خاله الان در دههی چهارم زندگیش است و دائم بیست سالگی ما را مسخره میکند؛ دائم میرساند که احمقیم و خامیم و دنیا را ندیدهایم و هیچ چیز نمیفهمیم و اگر یک لیوان آب هم دستمان بدهند نمیتوانیم تا دهانمان برسانیمش و همهی جهان باید توسط سی سال به بالاها گردانده شود.
من از خاله متنفرم؛ برای تمام سالهای زندگیم که سنم اشتباه بود و نفهم بودم و هیچکاری نمیتوانستم بکنم چون همسن خاله نبودم.
خاله الان در دههی چهارم زندگیش است و دائم بیست سالگی ما را مسخره میکند؛ دائم میرساند که احمقیم و خامیم و دنیا را ندیدهایم و هیچ چیز نمیفهمیم و اگر یک لیوان آب هم دستمان بدهند نمیتوانیم تا دهانمان برسانیمش و همهی جهان باید توسط سی سال به بالاها گردانده شود.
من از خاله متنفرم؛ برای تمام سالهای زندگیم که سنم اشتباه بود و نفهم بودم و هیچکاری نمیتوانستم بکنم چون همسن خاله نبودم.
سه هفتهست که این موقع به خودم میگم: فقط تا دوشنبه دووم بیار و بعد همه چیــز تمومه.
Nobody wants me anywhere, a sentiment I generally agree with. I’m more than happy to stay home.
[James Breakwell]
[James Breakwell]
امروز از هشت صبح تا شش بعد از ظهر دانشگاه بودیم.
این مهم نیست.
مهم اینه که بچهها ۱۶ صفحه آناتومی رو توی این ده ساعت، حدود سی و هفت بار خوندن و هنوزم بس نیست.
آقا!!! خب یواشتر یه ذره😐
این مهم نیست.
مهم اینه که بچهها ۱۶ صفحه آناتومی رو توی این ده ساعت، حدود سی و هفت بار خوندن و هنوزم بس نیست.
آقا!!! خب یواشتر یه ذره😐
شاید اگه منو نشناسید فکر کنید این که بعد از دو هفته هنوز این جمله آزارم میده و شب امتحان (🙄 they made me call it that. ) نشستم باز بهش فکر میکنم عجیب باشه؛ ولی اگه منو بشناسید میدونین که that is sooo me.
وقتی آدم مورد علاقهی یه نفرید، هی راجعبه مرگتون باهاش حرف نزنید.
هی آتیش به جیگرش نکنید.
یه جا بشینید مثل آدم دلبریتونو بکنید دیگه عح!
هی آتیش به جیگرش نکنید.
یه جا بشینید مثل آدم دلبریتونو بکنید دیگه عح!
وقتی غذا میاد و نمیذارید آدم بخوره تا عکس بگیرید بذارید استوری، دقیقا همون وقت که یک ربع طولش میدید و غذای آدم یخ میکنه، میفهمم که اشتباهی وارد دایرهی آدمهام شدید.
همهی بدیهای چاقی یه طرف، این که نمیتونم جای استخونا رو از روی خودم حفظ کنم و هی باید روی بغل دستیم یاد بگیرم یه طرف.
در حدی که دیروز استاده دلش سوخت گفت بیا روی من یاد بگیر اشکالی نداره. :))
پ.ن: روزی چند بار دست میزنم روی آناتومیکال اسنف باکسم و وقتی نمیبینمش دلم میشکنه؛ ولی باز دفعهی بعد به امید معجزه دستمو نگاه میکنم و دنبال استخونام میگردم و این چرخه تا نمیدونم کی ادامه داره.
در حدی که دیروز استاده دلش سوخت گفت بیا روی من یاد بگیر اشکالی نداره. :))
پ.ن: روزی چند بار دست میزنم روی آناتومیکال اسنف باکسم و وقتی نمیبینمش دلم میشکنه؛ ولی باز دفعهی بعد به امید معجزه دستمو نگاه میکنم و دنبال استخونام میگردم و این چرخه تا نمیدونم کی ادامه داره.
امسال که سرما خوردم فهمیدم دلیل دکتر رفتنم در سالهای پیشینْ بیماری نبوده، فقط مجوز غیبت بوده.