سرخط
Video
🔴 چرا سرمایهداری شیطانیتر و شرورتر از پیش شدهاست؛ از زبان واروفاکیس.
این ویدیو یک نقد اخلاقیِ ساده به سرمایهداری نیست. واروفاکیس تلاش میکند نشان دهد ما بیسروصدا وارد مرحلهای تازه شدهایم؛ مرحلهای که در آن قدرت اقتصادی دیگر فقط از تولید و رقابت نمیآید، بلکه از کنترل زیرساختهایی میآید که زندگی روزمرهمان به آنها گره خورده است. این خلاصه، چکیدهی استدلال اوست:
واروفاکیس میگوید سرمایهداری نهتنها بدتر و هارتر شده، بلکه سازوکار اصلیاش هم دارد عوض میشود. در سرمایهداریِ کلاسیک، قدرت دستِ کسی بود که کارخانه و ماشین داشت و ثروت از سودی میآمد که در بازار و رقابت بهدست میآمد. اما در اقتصاد دیجیتال، قدرت دارد میرود سمتِ کسانی که زیرساخت را در اختیار دارند: پلتفرمها، الگوریتمها و شبکههایی که مسیر خرید، فروش، ارتباط و حتی دسترسی ما به اطلاعات را کنترل میکنند. اینجا بازار دیگر واسطه نیست؛ خودِ پلتفرم شده تصمیمگیر اصلی.
در این وضعیت، پلتفرمها الزاماً چیزی تولید نمیکنند؛ آنها از «حق عبور» پول درمیآورند: از هر کلیک، هر سفارش و هر لحظه توجه. کاربر نه فقط مصرفکننده است و نه کارگرِ معمولی، بلکه کسی است که رفتار و سلیقهاش مدام شکل داده میشود و توسط پلتفرم تغییر میکند. واروفاکیس اسم این تغییر را میگذارد «تکنوفئودالیسم»؛ چون در بخشهای مهمی از اقتصاد، سودِ رقابتی جایش را به رانتِ انحصاری داده و قدرت از کارخانهها به دروازههای دیجیتال زندگی روزمره منتقل شده است.
✔️ سرخط به زودی دربارهی مفهوم «تکنوفئودالیسم»، دستاوردها و ایراداتش در فهم سرمایهداری خواهد نوشت.
#سرمایهداری
#تکنوفئودالیسم
#اقتصاد_سیاسی
#قدرت_دیجیتال
#سرمایه
#پلتفرمها
#الگوریتم
#آمازون
#اقتصاد_دیجیتال
#نقد_سرمایهداری
#یانیس_واروفاکیس
@SarKhatism
این ویدیو یک نقد اخلاقیِ ساده به سرمایهداری نیست. واروفاکیس تلاش میکند نشان دهد ما بیسروصدا وارد مرحلهای تازه شدهایم؛ مرحلهای که در آن قدرت اقتصادی دیگر فقط از تولید و رقابت نمیآید، بلکه از کنترل زیرساختهایی میآید که زندگی روزمرهمان به آنها گره خورده است. این خلاصه، چکیدهی استدلال اوست:
واروفاکیس میگوید سرمایهداری نهتنها بدتر و هارتر شده، بلکه سازوکار اصلیاش هم دارد عوض میشود. در سرمایهداریِ کلاسیک، قدرت دستِ کسی بود که کارخانه و ماشین داشت و ثروت از سودی میآمد که در بازار و رقابت بهدست میآمد. اما در اقتصاد دیجیتال، قدرت دارد میرود سمتِ کسانی که زیرساخت را در اختیار دارند: پلتفرمها، الگوریتمها و شبکههایی که مسیر خرید، فروش، ارتباط و حتی دسترسی ما به اطلاعات را کنترل میکنند. اینجا بازار دیگر واسطه نیست؛ خودِ پلتفرم شده تصمیمگیر اصلی.
در این وضعیت، پلتفرمها الزاماً چیزی تولید نمیکنند؛ آنها از «حق عبور» پول درمیآورند: از هر کلیک، هر سفارش و هر لحظه توجه. کاربر نه فقط مصرفکننده است و نه کارگرِ معمولی، بلکه کسی است که رفتار و سلیقهاش مدام شکل داده میشود و توسط پلتفرم تغییر میکند. واروفاکیس اسم این تغییر را میگذارد «تکنوفئودالیسم»؛ چون در بخشهای مهمی از اقتصاد، سودِ رقابتی جایش را به رانتِ انحصاری داده و قدرت از کارخانهها به دروازههای دیجیتال زندگی روزمره منتقل شده است.
✔️ سرخط به زودی دربارهی مفهوم «تکنوفئودالیسم»، دستاوردها و ایراداتش در فهم سرمایهداری خواهد نوشت.
#سرمایهداری
#تکنوفئودالیسم
#اقتصاد_سیاسی
#قدرت_دیجیتال
#سرمایه
#پلتفرمها
#الگوریتم
#آمازون
#اقتصاد_دیجیتال
#نقد_سرمایهداری
#یانیس_واروفاکیس
@SarKhatism
🔴 #توییتخوان
جان حسین و نرگس یک روز در میان در خطر است اما آنکه جان میبازد زندانی گمنام در بلوچستان، اهواز، سقز و چنین مناطقی است، آنکه جان میبازد کارگر معدن است، کارگر ساختمانی که از بالای داربست سقوط میکند و هیچ جذابیتی برای حقوقبشر سلبریتیپرست ندارد.
✍️ #سهیل_عربی
@SarKhatism
جان حسین و نرگس یک روز در میان در خطر است اما آنکه جان میبازد زندانی گمنام در بلوچستان، اهواز، سقز و چنین مناطقی است، آنکه جان میبازد کارگر معدن است، کارگر ساختمانی که از بالای داربست سقوط میکند و هیچ جذابیتی برای حقوقبشر سلبریتیپرست ندارد.
✍️ #سهیل_عربی
@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 افشای بهرهکشی و ستم در شرکت رادیاتور ایران ادامه دارد
بعد از انتشار چند پست اخیر در مورد شرکت رادیاتور ایران چند کارگر دیگر این شرکت با ما تماس گرفتهاند و اطلاعات دیگری از بهرهکشی و غارت در این شرکت در اختیار ما گذاشتهاند. از کارگران این شرکت به سهم خودمان ممنونیم که با اعتماد به سرخط مسائل خودشان را با ما در میان گذاشتهاند و امیدواریم انتشار این اخبار و گزارشها بتواند به کارگران این شرکت در جهت مطالبهی حقوقشان کمکی بکند.
یکی از کارگران شرکت رادیاتور ایران برای ما نوشته: «بخش اداری هر روز به کارگران الکی میگن که قراره برای روز مادر ۴۰ درصد سود سالانه رو بده و برای شب یلدا هم ۴۰ درصد. با این خبرهای الکی که میدن دارن کارگرها رو تشویق به کار میکنن. ولی همهش الکیه. یادمه سالهای قبل برای مناسبتها ۳ میلیون میدادن ولی الان الکی میگن که کارگرها تشویق بشن. متاسفانه همکاران که میبینن نمیتونن کاری کنند و از دستشون کاری بر نمیاد مجبور به استعفا میشن. تا جایی که خبر دارم در روزهای گذشته ۶ نفر تسویه کردن و رفتن. جالبیش اینجاست که شرکت راضی شده آدمهایی با سن بیش از ۴۸ سال رو استخدام کنه. البته با این وجود که از نیروهای بعضی بخشها کم کرده و به بخشهایی که نیروهاش استعفا دادن اضافه کردن. با این مشکلاتی که داریم متاسفانه رییسهای تولید خیلی سختگیر شدن، جوری که میخوایم بریم سرویس یا برای چند دقیقه سیگار بکشیم با ترس باید بریم وقتی هم که میان میبینن نیستیم ساعت میگیرن و وقتی برگشتیم سر ما غر میزنن و میگن تو کار نمیکنی. لطفا این موضوع رو اطلاع بدید بلکه اینا بفهمن به کارگر سخت نگیرن شاید بشه حداقل یکم از استرس ما کم بشه. از طرفی هم بخاطر اینکه غذای اداری یک دقیقه دیر نرسه غذای کارگران رو سر ساعت ۱۲:۱۵ دقیقه میدن. در صورتی که قبلاً اینجوری نبود. ما نیمساعت وقت خوردن غذا داریم و بعد استراحت و نماز و سرویس بهداشتی که آخرشم دیر برسیم سر کار غر میشنویم. این فشار رو روی کارگر میزارن تا خودشون تشویقی بگیرن.»
و کارگر دیگری از همین شرکت نوشته است:«این تیم جدید فقط به فکر دزدی خودشونن و شرکت رو به فنا دادن. فقط وعده و وعید الکی دادن. حتی سختی و زیانآور خیلی از قسمتها مثل فنی و انبار رو حذف کردن. کاملا کارگرستیزن. مدیر تولید جدید گذاشتن آقای مهدی بخشیزاده که بسیار کارگرها رو اذیت میکنه و به همین دلیل هم مدیر تولید شده. در هفتههای گذشته حداقل ۱۰ نفر کارگر خط تولید به دلیل همین ظلم و کوتاهی و توهین مدیر تولید، یعنی آقای بخشیزاده استعفا دادن و رفتن واین روند ناامیدی و نهایتا رفتن کارگر ادامه داره. چند روز پیش مدیرعامل به صورت نمایشی جلسهای اضطراری بابت رفتن کارگرها گذاشت. اما خروجی جلسهی مدیرعامل این بوده که گفته شرایط همینه که هست و هر کارگری که دوست نداره از شرکت بره. من کارگرهایی رو سراغ دارم که بچهشون توی تب و لرز میسوخته اما از برکت تیم جدید مدیریت جیبشون خالی بوده. بچه رو بردن بیمارستان تأمین اجتماعی کد ملی رو زده گفته بیمه نداری. اومدن شرکت پیگیر شدن بهشون گفتن پول بیمه پرداخت نکردیم و بیمه رو قطع کردن.»
کارگران شرکت رادیاتور ایران سالهاست درگیر انواع مشکلات هستند و طی سالهای گذشته چند بار نیز در اعتراض به وضعیت خودشان دست به اعتصاب و اعتراض زدهاند اما در نهایت مدیرانی به جای مدیران قبلی آمدهاند که نه تنها اوضاع را بهتر نکردهاند بلکه انواع دیگری از ستم و بهرهکشی را جایگزین قبلیها کردهاند. سوال اصلی را باید در همین لحظه پرسید: چه کسانی صلاحیت ادارهی شرکت را دارند؟ مدیران و مالکانی که در هر صورت سودهای کلان را به جیب میزنند یا کارگرانی که بقای شرکت و ادامهی کار آن به معنای تأمین زندگیهایشان و علاج بیماری فرزندانشان است؟
ارسالی از یاران #همراه_سرخط
#رادیاتورایران #استثمار #ادارهشورایی
@SarKhatism
بعد از انتشار چند پست اخیر در مورد شرکت رادیاتور ایران چند کارگر دیگر این شرکت با ما تماس گرفتهاند و اطلاعات دیگری از بهرهکشی و غارت در این شرکت در اختیار ما گذاشتهاند. از کارگران این شرکت به سهم خودمان ممنونیم که با اعتماد به سرخط مسائل خودشان را با ما در میان گذاشتهاند و امیدواریم انتشار این اخبار و گزارشها بتواند به کارگران این شرکت در جهت مطالبهی حقوقشان کمکی بکند.
یکی از کارگران شرکت رادیاتور ایران برای ما نوشته: «بخش اداری هر روز به کارگران الکی میگن که قراره برای روز مادر ۴۰ درصد سود سالانه رو بده و برای شب یلدا هم ۴۰ درصد. با این خبرهای الکی که میدن دارن کارگرها رو تشویق به کار میکنن. ولی همهش الکیه. یادمه سالهای قبل برای مناسبتها ۳ میلیون میدادن ولی الان الکی میگن که کارگرها تشویق بشن. متاسفانه همکاران که میبینن نمیتونن کاری کنند و از دستشون کاری بر نمیاد مجبور به استعفا میشن. تا جایی که خبر دارم در روزهای گذشته ۶ نفر تسویه کردن و رفتن. جالبیش اینجاست که شرکت راضی شده آدمهایی با سن بیش از ۴۸ سال رو استخدام کنه. البته با این وجود که از نیروهای بعضی بخشها کم کرده و به بخشهایی که نیروهاش استعفا دادن اضافه کردن. با این مشکلاتی که داریم متاسفانه رییسهای تولید خیلی سختگیر شدن، جوری که میخوایم بریم سرویس یا برای چند دقیقه سیگار بکشیم با ترس باید بریم وقتی هم که میان میبینن نیستیم ساعت میگیرن و وقتی برگشتیم سر ما غر میزنن و میگن تو کار نمیکنی. لطفا این موضوع رو اطلاع بدید بلکه اینا بفهمن به کارگر سخت نگیرن شاید بشه حداقل یکم از استرس ما کم بشه. از طرفی هم بخاطر اینکه غذای اداری یک دقیقه دیر نرسه غذای کارگران رو سر ساعت ۱۲:۱۵ دقیقه میدن. در صورتی که قبلاً اینجوری نبود. ما نیمساعت وقت خوردن غذا داریم و بعد استراحت و نماز و سرویس بهداشتی که آخرشم دیر برسیم سر کار غر میشنویم. این فشار رو روی کارگر میزارن تا خودشون تشویقی بگیرن.»
و کارگر دیگری از همین شرکت نوشته است:«این تیم جدید فقط به فکر دزدی خودشونن و شرکت رو به فنا دادن. فقط وعده و وعید الکی دادن. حتی سختی و زیانآور خیلی از قسمتها مثل فنی و انبار رو حذف کردن. کاملا کارگرستیزن. مدیر تولید جدید گذاشتن آقای مهدی بخشیزاده که بسیار کارگرها رو اذیت میکنه و به همین دلیل هم مدیر تولید شده. در هفتههای گذشته حداقل ۱۰ نفر کارگر خط تولید به دلیل همین ظلم و کوتاهی و توهین مدیر تولید، یعنی آقای بخشیزاده استعفا دادن و رفتن واین روند ناامیدی و نهایتا رفتن کارگر ادامه داره. چند روز پیش مدیرعامل به صورت نمایشی جلسهای اضطراری بابت رفتن کارگرها گذاشت. اما خروجی جلسهی مدیرعامل این بوده که گفته شرایط همینه که هست و هر کارگری که دوست نداره از شرکت بره. من کارگرهایی رو سراغ دارم که بچهشون توی تب و لرز میسوخته اما از برکت تیم جدید مدیریت جیبشون خالی بوده. بچه رو بردن بیمارستان تأمین اجتماعی کد ملی رو زده گفته بیمه نداری. اومدن شرکت پیگیر شدن بهشون گفتن پول بیمه پرداخت نکردیم و بیمه رو قطع کردن.»
کارگران شرکت رادیاتور ایران سالهاست درگیر انواع مشکلات هستند و طی سالهای گذشته چند بار نیز در اعتراض به وضعیت خودشان دست به اعتصاب و اعتراض زدهاند اما در نهایت مدیرانی به جای مدیران قبلی آمدهاند که نه تنها اوضاع را بهتر نکردهاند بلکه انواع دیگری از ستم و بهرهکشی را جایگزین قبلیها کردهاند. سوال اصلی را باید در همین لحظه پرسید: چه کسانی صلاحیت ادارهی شرکت را دارند؟ مدیران و مالکانی که در هر صورت سودهای کلان را به جیب میزنند یا کارگرانی که بقای شرکت و ادامهی کار آن به معنای تأمین زندگیهایشان و علاج بیماری فرزندانشان است؟
ارسالی از یاران #همراه_سرخط
#رادیاتورایران #استثمار #ادارهشورایی
@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 افشای پروندهی حقوقی شرکت رادیاتور ایران
دربارهی یک پرونده حقوقی مختومه شرکت میخوام اطلاعاتی بدهم؛ شرکت رادیاتور ایران در دهه ۹۰ از یک شرکت چینی مواد اولیه خریداری میکرد تا اینکه اواسط آن دهه به اختلاف خوردند و شرکت چینی طلبی بیش از ۱ میلیون دلار داشت و این قضیه باز مانده بود تا سال ۱۴۰۳ که پس از طی مراحل قانونی و شکایت شرکت چینی باعث شد حساب های شرکت رادیاتور ایران مسدود شود و در چند مرحله بخشی از آن بدهی از محل مطالبات شرکت رادیاتور ایران از مشتریانش با طی مراحل قضایی کسر شد و بخشی دیگر هم رسید به مرحلهای که بین مدیرعامل وقت (علی بابایی) و نماینده شرکت چینی توافقی شود تا ماندهی بدهی بهصورت اقساطی پرداخت شود. اما به طرز مشکوکی علی بابایی در روز موعود برای اجرای این تفاهم حاضر نشد و رقم توافقی حدودی ۱۶۰ تا ۱۸۰ میلیارد تومان (معادل مانده بدهی دلاری با قیمت ارز روز) با ادامه شکایت با صدور حکم، شرکت به پرداخت بیش از ۲۲۰ میلیارد محکوم شد و این شبهه به وجود آمده که پشت پرده علی بابایی با ایجاد رابطه با وکیل شرکت چینی برای دریافت مبلغی از محکومیت ۲۲۰ میلیاردی، چنین اقدامی کرده باشد. سؤال بعدی اینجا بهوجود میآید که وقتی این اطلاعات تا این حد فاش میشود، حراست شرکت که مستقیم زیرنظر حراست گروه سایپا فعالیت میکند، چرا تاحالا هیچ اقدامی نکرده؟ آیا تیمی از افراد مختلف زمان مدیریت علی بابایی دست به دست دادهاند تا چنین حکم سنگینی علیه شرکت صادر شود و عدهای از اب گلآلود ماهی بگیرند ولی آسیبش به تولید شرکت و حقوق و مزایای کارگر برسد؟ بعد از آن حکم سنگین، شرکت بهشدت آسیب دید. تولید به کمترین حد خودش شاید در تاریخ این شرکت رسیده باشد؛ طوری که شده حدود یک ماه بیش از ۵۰ کارگر بیکار بودند و مجبورشان کردند در و دیوار رنگ کنند و یا کارهایی که صرفا وقتشان را پر کند انجام دهند. از همان موقع بسیاری از مزایای کارگران قطع یا کاسته شد و این روند ادامه دارد. حقوقها اغلب با تاخیر پرداخت شد و میشود. مدیرعامل فعلی هم یعنی سیداکبر هاشمی توجه چندانی به حقوق پایمال شده کارگران از دوره مدیریت علی بابایی ندارد و شخص خودش و مدیرانی که با خودش به شرکت آورده مخصوصاً در حوزه منابع انسانی با چنین شیوه ای پیش میروند:«سال قبل چه تصمیمی گرفته شده بود، همون کار رو کنید.» و یا حتی بدتر اگر مدیریت های قبلی امتیازاتی به کارگران و پرسنل داده بودند، مدیر و رییس جدید اداری سعی در لغو امتیازها به بهانه واهیِ غیرقانونی بودنشان دارن. در حالیکه امتیازها غیرقانونی نیستند و از جمله اختیارات مدیرعامل است که این امتیازها را بهعنوان مزایا میتاوند به پرسنل اعطا کند. خلاصه هرچی که هست سعی در سلاخی حداقل دریافتی های کارگران دارند. در حالیکه خودشان حقوق و مزایایشان را از گروه سایپا دریافت میکنند، نه از اِشل نازل شرکت رادیاتور ایران. در پایان تیم جدید توجهی ندارند که تصمیمات قبل چقدر ممکن است غلط و به ضرر کارگران و پرسنل بوده باشد. کسی هم کوچکترین اعتراضی کند، میگویند:«همینه که هست، نمیخوای به سلامت!»
#رادیاتورایران #استثمار #طبقه_کارگر
ارسالی از یاران #همراه_سرخط
@SarKhatism
دربارهی یک پرونده حقوقی مختومه شرکت میخوام اطلاعاتی بدهم؛ شرکت رادیاتور ایران در دهه ۹۰ از یک شرکت چینی مواد اولیه خریداری میکرد تا اینکه اواسط آن دهه به اختلاف خوردند و شرکت چینی طلبی بیش از ۱ میلیون دلار داشت و این قضیه باز مانده بود تا سال ۱۴۰۳ که پس از طی مراحل قانونی و شکایت شرکت چینی باعث شد حساب های شرکت رادیاتور ایران مسدود شود و در چند مرحله بخشی از آن بدهی از محل مطالبات شرکت رادیاتور ایران از مشتریانش با طی مراحل قضایی کسر شد و بخشی دیگر هم رسید به مرحلهای که بین مدیرعامل وقت (علی بابایی) و نماینده شرکت چینی توافقی شود تا ماندهی بدهی بهصورت اقساطی پرداخت شود. اما به طرز مشکوکی علی بابایی در روز موعود برای اجرای این تفاهم حاضر نشد و رقم توافقی حدودی ۱۶۰ تا ۱۸۰ میلیارد تومان (معادل مانده بدهی دلاری با قیمت ارز روز) با ادامه شکایت با صدور حکم، شرکت به پرداخت بیش از ۲۲۰ میلیارد محکوم شد و این شبهه به وجود آمده که پشت پرده علی بابایی با ایجاد رابطه با وکیل شرکت چینی برای دریافت مبلغی از محکومیت ۲۲۰ میلیاردی، چنین اقدامی کرده باشد. سؤال بعدی اینجا بهوجود میآید که وقتی این اطلاعات تا این حد فاش میشود، حراست شرکت که مستقیم زیرنظر حراست گروه سایپا فعالیت میکند، چرا تاحالا هیچ اقدامی نکرده؟ آیا تیمی از افراد مختلف زمان مدیریت علی بابایی دست به دست دادهاند تا چنین حکم سنگینی علیه شرکت صادر شود و عدهای از اب گلآلود ماهی بگیرند ولی آسیبش به تولید شرکت و حقوق و مزایای کارگر برسد؟ بعد از آن حکم سنگین، شرکت بهشدت آسیب دید. تولید به کمترین حد خودش شاید در تاریخ این شرکت رسیده باشد؛ طوری که شده حدود یک ماه بیش از ۵۰ کارگر بیکار بودند و مجبورشان کردند در و دیوار رنگ کنند و یا کارهایی که صرفا وقتشان را پر کند انجام دهند. از همان موقع بسیاری از مزایای کارگران قطع یا کاسته شد و این روند ادامه دارد. حقوقها اغلب با تاخیر پرداخت شد و میشود. مدیرعامل فعلی هم یعنی سیداکبر هاشمی توجه چندانی به حقوق پایمال شده کارگران از دوره مدیریت علی بابایی ندارد و شخص خودش و مدیرانی که با خودش به شرکت آورده مخصوصاً در حوزه منابع انسانی با چنین شیوه ای پیش میروند:«سال قبل چه تصمیمی گرفته شده بود، همون کار رو کنید.» و یا حتی بدتر اگر مدیریت های قبلی امتیازاتی به کارگران و پرسنل داده بودند، مدیر و رییس جدید اداری سعی در لغو امتیازها به بهانه واهیِ غیرقانونی بودنشان دارن. در حالیکه امتیازها غیرقانونی نیستند و از جمله اختیارات مدیرعامل است که این امتیازها را بهعنوان مزایا میتاوند به پرسنل اعطا کند. خلاصه هرچی که هست سعی در سلاخی حداقل دریافتی های کارگران دارند. در حالیکه خودشان حقوق و مزایایشان را از گروه سایپا دریافت میکنند، نه از اِشل نازل شرکت رادیاتور ایران. در پایان تیم جدید توجهی ندارند که تصمیمات قبل چقدر ممکن است غلط و به ضرر کارگران و پرسنل بوده باشد. کسی هم کوچکترین اعتراضی کند، میگویند:«همینه که هست، نمیخوای به سلامت!»
#رادیاتورایران #استثمار #طبقه_کارگر
ارسالی از یاران #همراه_سرخط
@SarKhatism
🔴 #تاریخخوان | ۱
فساد مالی در ایران کاملاً عادی است. اختلاس و رشوهخواری آنقدر گسترده و جاافتاده است که بسیاری از مقامات هم برای تکمیل حقوقهای غیرمکفی خود به آن متکی هستند. املاک را معمولاً به نفع رضاشاه و با پرداخت کسری از ارزش ملک از دست مالکش بیرون میآورند. مردم از ترفندهای تجاوزکارانهٔ او در تصاحب بخش عظیمی از سرزمین و ثروت کشور شدیداً منزجرند. هر چند از پیشبینی کردن خوشم نمیآید، ولی تعجب نخواهم کرد اگر روزهای رژیم پهلوی به شماره افتاده باشد.
از گزارش شمارهٔ ۱۰۹ هرولد جی. ماینور؛ ۱۲ اوت ۱۹۴۱
#رضاخان #رضاشاه #پهلوی #رضاخان_چکمهپوش
@SarKhatism
فساد مالی در ایران کاملاً عادی است. اختلاس و رشوهخواری آنقدر گسترده و جاافتاده است که بسیاری از مقامات هم برای تکمیل حقوقهای غیرمکفی خود به آن متکی هستند. املاک را معمولاً به نفع رضاشاه و با پرداخت کسری از ارزش ملک از دست مالکش بیرون میآورند. مردم از ترفندهای تجاوزکارانهٔ او در تصاحب بخش عظیمی از سرزمین و ثروت کشور شدیداً منزجرند. هر چند از پیشبینی کردن خوشم نمیآید، ولی تعجب نخواهم کرد اگر روزهای رژیم پهلوی به شماره افتاده باشد.
از گزارش شمارهٔ ۱۰۹ هرولد جی. ماینور؛ ۱۲ اوت ۱۹۴۱
#رضاخان #رضاشاه #پهلوی #رضاخان_چکمهپوش
@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 معنای فاجعهی پروندهی جفری اپستین چیست؟
🖋 نسبت «ما»ی ساکن در ایران با ماجرا را چطور باید فهمید؟
جِفری اپستین، سرمایهدار و دلال مالی آمریکایی بود که بهخاطر پروندههای بزرگ سوءاستفاده و قاچاق جنسی شناخته میشود، نه فعالیتهای مالیاش.
او نماد تاریک طلاقی سرمایه، قدرت و فساد است؛ پشت لبخند این سرمایهدار، شبکهای از روابط پنهان با نخبگان سیاسی و اقتصادی، سوءاستفاده، مصونیت قضایی و انحراف جنسی پنهان است. پروندهاش نشان داد چگونه سرمایه میتواند عدالت را در هم بشکند، صدای قربانیان را خفه کند و حقیقت را تا مرز نابودی ببرد؛ اما حقیقت همیشه راه خود را خواهد یافت؛ همانطور که حتی مرگ اپستین هم نتوانست سایهی پرسشها را از سر این رسوایی جهانی بردارد.
سرمایه هیولا میسازد
فقط انقلاب میتواند طبقهی جفری اپستین را نابود کند.
در این یادداشت، از نسبت ما ایرانیان با پروندهی جفری اپستین میخوانیم.
🖋 برای خواندن متن، به لینک زیر بروید:
🔗 https://tinyurl.com/3zv5ch4c
#سرمایهداری #سرمایه_داری #سوسیالیسم #طبقه_کارگر #جفری_اپستین #سرمایه #میل #فاشیسم #اقتصادسیاسی_میل
@SarKhatism
🖋 نسبت «ما»ی ساکن در ایران با ماجرا را چطور باید فهمید؟
جِفری اپستین، سرمایهدار و دلال مالی آمریکایی بود که بهخاطر پروندههای بزرگ سوءاستفاده و قاچاق جنسی شناخته میشود، نه فعالیتهای مالیاش.
او نماد تاریک طلاقی سرمایه، قدرت و فساد است؛ پشت لبخند این سرمایهدار، شبکهای از روابط پنهان با نخبگان سیاسی و اقتصادی، سوءاستفاده، مصونیت قضایی و انحراف جنسی پنهان است. پروندهاش نشان داد چگونه سرمایه میتواند عدالت را در هم بشکند، صدای قربانیان را خفه کند و حقیقت را تا مرز نابودی ببرد؛ اما حقیقت همیشه راه خود را خواهد یافت؛ همانطور که حتی مرگ اپستین هم نتوانست سایهی پرسشها را از سر این رسوایی جهانی بردارد.
سرمایه هیولا میسازد
فقط انقلاب میتواند طبقهی جفری اپستین را نابود کند.
در این یادداشت، از نسبت ما ایرانیان با پروندهی جفری اپستین میخوانیم.
🖋 برای خواندن متن، به لینک زیر بروید:
🔗 https://tinyurl.com/3zv5ch4c
#سرمایهداری #سرمایه_داری #سوسیالیسم #طبقه_کارگر #جفری_اپستین #سرمایه #میل #فاشیسم #اقتصادسیاسی_میل
@SarKhatism
Telegraph
🔴 معنای فاجعهی پروندهی جفری اپستین چیست؟ نسبت «ما»ی ساکن در ایران با ماجرا را چطور باید فهمید؟
اپستین در «جامعهی شفافیت»: وقتی افشاگری دیگر چیزی را افشا نمیکند پروندهی جفری اپستین با شبکهی روابطش در میان ثروتمندان، سیاستمداران و سلبریتیها، سالهاست به چیزی شبیه «دانش عمومی» بدل شدهاست: یک رسوایی عظیم که مرتب بازتولید میشود، اسناد و روایتها…
سرخط
Photo
🔴 امروز هشتم دیماه ۱۴۰۴، کارگران شرکت رادیاتور ایران و تیناصنعت که زیرمجموعهی این شرکت است، به علت عدم پرداخت حقوق و تعویق در دریافت مطالبات دست به اعتصاب زدند.
دربارهی شرکت تیناصنعت که کارگران آن مظلوم تر هستند و هیچ صدایی از آنها تا کنون منعکس نشده است: در این شرکت رادیاتور خودورهای شاهین، انواع کوئیک، ساینا، تیبا و پراید(وانت) بهصورت اختصاصی برای سایپا تولید می شود و بهرهکشی از کارگران در این شرکت به شکلی دیگر اتفاق میافتد. بهطوریکه روزهای پنجشنبه و جمعه نیز گروهی از کارگران مجبور به حضور برای تولید میشوند. در شرکت رادیاتور ایران نیز چنین موضوعی اما کمرنگتر اتفاق میافتد. این در حالی است که محیط کاری کارگران، جزء مشاغل زیانآور محسوب می شود و سالهای زیادی است که به علت تغییرات پی در پی در سطح مدیریت ارشد و حوزهی منابع انسانی و بی کفایتی همهی این مدیرانی که رفت و آمد داشتهاند، علاوه بر ابتر ماندن طرح طبقهبندی مشاغل، بسیاری از کارگران با وجود مشمول بودن، زیانآوری شغل در سنوات آنها لحاظ نشده و یا آن طور که باید، نشدهاست.
در سال های اخیر در دورههای مدیریتی مهدی حسیننژاد، علی بابایی و اکنون اکبر هاشمی هر یک به سهم خود لگدی و آسیبی به اندک منبع مزایا و پاداشهای کارگران و پرسنل زدهاند و در حال حاضر میتوان گفت تقریباً هیچ پاداشی وجود ندارد. پاداش ۶۰ ساعت اضافه کار به ۳ میلیون تومان در دورهی بابایی رسید. اکبر هاشمی با منت به ۴ میلیون افزایش داد. اما مدیر مالی بی کفایت و بیتدبیر و بیدانش شرکت، رحیم فرضی با انتقال این پاداش به فیش حقوقی که برخلاف سالهای گذشته بود، با کسر مالیات همان ۳ میلیون تومان شد. رحیم فرضی در دو دوره، مدیرمالی شرکت رادیاتور ایران بوده و هست و در دورهی مدیریت این فرد بی دانش و محافظهکار، حداکثرمالیات در فیشهای حقوقی اعمال شدهاست. درحالیکه در مدیریتهای دیگر، بخشی از پاداشها با واریز به بن کارت باعث میشد میزان ناخالص حقوق در فیش به حداقل مقدار ممکن برسد.
اکنون سال رو به اتمام است، از پاداش عملکرد سال ۱۴۰۳، فقط ۲۰ درصد آن پرداخت شدهاست، پاداش های مناسبتی قطع شده است، اقلام و ارزاقی که بر اساس آیین نامه جزء مزایای پرسنل است مطابق آن انجام نمیشود.
حوزهی منابع انسانی بلاتکلیفترین واحد شرکت شده است، صرفاً افرادی به این واحد اضافه میشوند، بدون شرح وظایفی مشخص و معلوم! که از قضا از نزدیکان مدیر یا رییس منابع انسانی هستند. مدیر و رییس منابع انسانی افرادی فحاش و هتاک هستند و از هیچ رفتار غیراخلاقی ابایی ندارند، چون ارتباط نزدیک با مدیرعامل یعنی اکبرهاشمی دارند.
شرکت رادیاتور ایران نمونه کوچک شده جمهوری اسلامی ایران است. افراد در رأس، عاشق تملق و چاپلوسی، نالایق و بی توجه به افراد کف سازمان. انتساب ها از روی روابط؛ میزان حقوق و مزایای افراد نزدیک به تیم مدیریتی جدید بالاتر از افراد عادی و قدیمی است و اندک عدالت در پرداخت حقوق مزایا نیز از بین رفته است. مهدی بلوطی عضو پیشین هیئت مدیره به رعایت عدالت در شرکت حساس بود که مدیرعامل او را عزل کرد و شخصی به نام نظری را جایگزین کرد که همرنگ تیم و افرادش است.
کارگران صبوری بسیاری به خرج دادند، اما کاسه صبرشان لبریز شد و در حرکتی هماهنگ شده، در ۵ سالن تولید، حدود ۲۵۰ کارگر دست به اعتصاب زدند.
#طبقه_کارگر #اعتراض_سیاسی #اعتصاب #سرمایه_داری #سرمایهداری #رادیاتورایران #تیناصنعت
@SarKhatism
دربارهی شرکت تیناصنعت که کارگران آن مظلوم تر هستند و هیچ صدایی از آنها تا کنون منعکس نشده است: در این شرکت رادیاتور خودورهای شاهین، انواع کوئیک، ساینا، تیبا و پراید(وانت) بهصورت اختصاصی برای سایپا تولید می شود و بهرهکشی از کارگران در این شرکت به شکلی دیگر اتفاق میافتد. بهطوریکه روزهای پنجشنبه و جمعه نیز گروهی از کارگران مجبور به حضور برای تولید میشوند. در شرکت رادیاتور ایران نیز چنین موضوعی اما کمرنگتر اتفاق میافتد. این در حالی است که محیط کاری کارگران، جزء مشاغل زیانآور محسوب می شود و سالهای زیادی است که به علت تغییرات پی در پی در سطح مدیریت ارشد و حوزهی منابع انسانی و بی کفایتی همهی این مدیرانی که رفت و آمد داشتهاند، علاوه بر ابتر ماندن طرح طبقهبندی مشاغل، بسیاری از کارگران با وجود مشمول بودن، زیانآوری شغل در سنوات آنها لحاظ نشده و یا آن طور که باید، نشدهاست.
در سال های اخیر در دورههای مدیریتی مهدی حسیننژاد، علی بابایی و اکنون اکبر هاشمی هر یک به سهم خود لگدی و آسیبی به اندک منبع مزایا و پاداشهای کارگران و پرسنل زدهاند و در حال حاضر میتوان گفت تقریباً هیچ پاداشی وجود ندارد. پاداش ۶۰ ساعت اضافه کار به ۳ میلیون تومان در دورهی بابایی رسید. اکبر هاشمی با منت به ۴ میلیون افزایش داد. اما مدیر مالی بی کفایت و بیتدبیر و بیدانش شرکت، رحیم فرضی با انتقال این پاداش به فیش حقوقی که برخلاف سالهای گذشته بود، با کسر مالیات همان ۳ میلیون تومان شد. رحیم فرضی در دو دوره، مدیرمالی شرکت رادیاتور ایران بوده و هست و در دورهی مدیریت این فرد بی دانش و محافظهکار، حداکثرمالیات در فیشهای حقوقی اعمال شدهاست. درحالیکه در مدیریتهای دیگر، بخشی از پاداشها با واریز به بن کارت باعث میشد میزان ناخالص حقوق در فیش به حداقل مقدار ممکن برسد.
اکنون سال رو به اتمام است، از پاداش عملکرد سال ۱۴۰۳، فقط ۲۰ درصد آن پرداخت شدهاست، پاداش های مناسبتی قطع شده است، اقلام و ارزاقی که بر اساس آیین نامه جزء مزایای پرسنل است مطابق آن انجام نمیشود.
حوزهی منابع انسانی بلاتکلیفترین واحد شرکت شده است، صرفاً افرادی به این واحد اضافه میشوند، بدون شرح وظایفی مشخص و معلوم! که از قضا از نزدیکان مدیر یا رییس منابع انسانی هستند. مدیر و رییس منابع انسانی افرادی فحاش و هتاک هستند و از هیچ رفتار غیراخلاقی ابایی ندارند، چون ارتباط نزدیک با مدیرعامل یعنی اکبرهاشمی دارند.
شرکت رادیاتور ایران نمونه کوچک شده جمهوری اسلامی ایران است. افراد در رأس، عاشق تملق و چاپلوسی، نالایق و بی توجه به افراد کف سازمان. انتساب ها از روی روابط؛ میزان حقوق و مزایای افراد نزدیک به تیم مدیریتی جدید بالاتر از افراد عادی و قدیمی است و اندک عدالت در پرداخت حقوق مزایا نیز از بین رفته است. مهدی بلوطی عضو پیشین هیئت مدیره به رعایت عدالت در شرکت حساس بود که مدیرعامل او را عزل کرد و شخصی به نام نظری را جایگزین کرد که همرنگ تیم و افرادش است.
کارگران صبوری بسیاری به خرج دادند، اما کاسه صبرشان لبریز شد و در حرکتی هماهنگ شده، در ۵ سالن تولید، حدود ۲۵۰ کارگر دست به اعتصاب زدند.
#طبقه_کارگر #اعتراض_سیاسی #اعتصاب #سرمایه_داری #سرمایهداری #رادیاتورایران #تیناصنعت
@SarKhatism
🔴 اعتصاب در شرکت رادیاتور ایران ادامه خواهد داشت
کارگران شرکت رادیاتور ایران از ما خواستهاند برای اطلاع همکارانشان در بخشهای می و برنج و آلمینیوم و شرکت تینا صنعت این خبر را منتشر کنیم که اعتصاب در روزهای سهشنبه و چهارشنبه نیز ادامه خواهد داشت.
این کارگران نوشتهاند: اعتصاب را ادامه خواهیم داد «تا زمانی که مدیر عامل بفهمه و مجمع سالانه و دیگر اقلامی که شرکت هایی مثل سایپا و زامیاد پرداخت کردن رو بهمون بده. ما برای مزایا و پاداش روز پدر و مادر علیالخصوص مجمع سالانه یا همان سود سالانه اعتراض کردیم و امیدواریم با همبستگی به حقمان برسیم.»
#رادیاتورایران #تیناصنعت #سرمایهداری #سرمایه_داری #اعتصاب #اعتراض_سیاسی #طبقه_کارگر
@SarKhatism
کارگران شرکت رادیاتور ایران از ما خواستهاند برای اطلاع همکارانشان در بخشهای می و برنج و آلمینیوم و شرکت تینا صنعت این خبر را منتشر کنیم که اعتصاب در روزهای سهشنبه و چهارشنبه نیز ادامه خواهد داشت.
این کارگران نوشتهاند: اعتصاب را ادامه خواهیم داد «تا زمانی که مدیر عامل بفهمه و مجمع سالانه و دیگر اقلامی که شرکت هایی مثل سایپا و زامیاد پرداخت کردن رو بهمون بده. ما برای مزایا و پاداش روز پدر و مادر علیالخصوص مجمع سالانه یا همان سود سالانه اعتراض کردیم و امیدواریم با همبستگی به حقمان برسیم.»
#رادیاتورایران #تیناصنعت #سرمایهداری #سرمایه_داری #اعتصاب #اعتراض_سیاسی #طبقه_کارگر
@SarKhatism
🔴 اعتراضات کسبه و گروههایی از مردم به محوریت گرانی و قیمت ارز را چگونه باید فهمید؟
تحلیل اعتراضات را از کجا باید شروع کرد؟
آیا مسئله فقط تثبیت نرخ ارز است؟
آیا این قیامی خردهبورژوایی است و باید از آن احتراز کرد؟
با شعارهای متناقض چه باید کرد؟
آیا باید با اعتراضات همراهی کرد یا مانند چپهای محور مقاومتی به انکار و تقبیح آن پرداخت؟
وظیفهی نیروهای چپ چیست؟
🖋 برای خواندن مطلب به لینک زیر بروید:
🔗 https://tinyurl.com/yrraka66
#اعتراضات #اعتصاب #اعتراض #دی #اعتراضات_دی #اعتراضات_۱۴۰۴ #دی_۱۴۰۴ #طبقه_کارگر #سرمایهداری #سوسیالیسم #کمونیسم #سرمایه_داری
تحلیل اعتراضات را از کجا باید شروع کرد؟
آیا مسئله فقط تثبیت نرخ ارز است؟
آیا این قیامی خردهبورژوایی است و باید از آن احتراز کرد؟
با شعارهای متناقض چه باید کرد؟
آیا باید با اعتراضات همراهی کرد یا مانند چپهای محور مقاومتی به انکار و تقبیح آن پرداخت؟
وظیفهی نیروهای چپ چیست؟
🖋 برای خواندن مطلب به لینک زیر بروید:
🔗 https://tinyurl.com/yrraka66
#اعتراضات #اعتصاب #اعتراض #دی #اعتراضات_دی #اعتراضات_۱۴۰۴ #دی_۱۴۰۴ #طبقه_کارگر #سرمایهداری #سوسیالیسم #کمونیسم #سرمایه_داری
Telegraph
🔴 اعتراضات کسبه و گروههایی از مردم به محوریت گرانی و قیمت ارز را چگونه باید فهمید؟
☑️ از کجا باید شروع کرد؟ «بحران مصرف نامُکفی» نقطهی عزیمت است اعتراضات اخیر بازاریان را اگر بخواهیم از سطح خبر عبور دهیم، باید از بحران مصرف نامُکفی شروع کنیم: نه فقط مردم نمیتوانند بخرند، بلکه عرضهکنندگان خرد کالا هم دیگر نمیتوانند بفروشند. در این معنا،…
سرخط
Photo
🔴 «همه با هم»: ترمز انقلاب
چهار نمونه از انقلابهای «همه باهمی» را مرور میکنیم:
۱. انقلاب ۱۳۵۷ ایران: وقتی قرار بود «انقلاب» تمام شود
در ماههای پایانی حکومت شاه، جامعه فقط در حال اعتراض نبود؛ در حال سازمانیابی بود. اعتصابهای سراسری، کارخانهها را خوابانده بود. در محلهها، دانشگاهها و محیطهای کار، شوراها و کمیتهها شکل میگرفتند. برای اولین بار بعد از دههها، این تصور واقعی شده بود که مردم فقط «فریاد» نزنند، بلکه خودشان امور را اداره کنند. بازار سنتی و نیروهای مذهبی در این مرحله نقش مهمی داشتند. اعتصاب کردند، هزینه دادند و در سرنگونی سلطنت سهم داشتند. اما با سقوط شاه، سؤال اصلی عوض شد. دیگر مسئله «شاه برود یا بماند» نبود؛ مسئله این بود که قدرت به کجا منتقل شود. اینجا بود که شکاف طبقاتی خودش را نشان داد. شوراهای کارگری و قدرتهای برآمده از پایین، به معنای دستکاری واقعی در مالکیت، مدیریت و سود بودند. این دقیقاً همانجایی بود که بورژوازی با زبان نظم، قانون و ادارهی کشور وارد شد. دولت موقت مأمور این کار شد که اعلام کند «انقلاب تمام شده» و جامعه باید به خانهها برگردد تا «کشور اداره شود». این فقط یک دستور ساده نبود؛ یک تصمیم طبقاتی بود. قدرتهای مردمی یا نادیده گرفته شدند، یا یکییکی خلعقدرت شدند. اعتصابها باید «کنترل» میشدند. شوراها نباید «بینظمی» ایجاد میکردند. بازار و بورژوازی مذهبی، که تا دیروز علیه شاه بودند، حالا برای حفظ ثبات و مالکیت، به ائتلافی تن دادند که دولت مرکزیِ مقتدر میساخت. نتیجه این شد که انقلاب اجتماعی عمیق متوقف شد، و نظمی جدید شکل گرفت که بسیاری از مناسبات قدیم را حفظ کرد. اینجا «خیانت اخلاقی» در کار نبود؛ دفاع از موقعیت طبقاتی مسئله بود. درسش ساده است: ضد دیکتاتوری بودن، لزوماً مترقی بودن نیست.
۲. شیلی ۱۹۷۰–۱۹۷۳: دموکراسی تا جایی که سود آسیب نبیند
شیلی کشوری بود با سنتهای دموکراتیک. آلنده با رأی مردم سر کار آمد. برنامهاش هم خیلی تند به نظر نمیرسید: ملیسازی صنایع کلیدی، بهبود شرایط زندگی کارگران، و کمی مهار قدرت سرمایهداران بزرگ. اما همین «کمی» کافی بود که بعضیها بیایند و کل برنامهی بهبود کشور را بر هم بزنند. تا وقتی اصلاحات در حد حرف و نماد بود، تحمل شد. اما وقتی به سود و مالکیت رسید، واکنش شروع شد. سرمایهداران کارخانهها را تعطیل کردند، توزیع کالا را مختل کردند و کمبود مصنوعی ساختند. اقتصاد عمداً فلج شد تا این پیام داده شود: بدون رضایت ما، زندگی عادی ممکن نیست. خردهبورژوازی شهری هم با ترس از بیثباتی و هرجومرج بسیج شد. نظم، حتی اگر به قیمت از بین رفتن دموکراسی باشد، ترجیح داده شد. نتیجه روشن بود: همان طبقهای که از رأی مردم حرف میزد، عملاً راه را برای سرنگونی دولت منتخب زحمتشکان باز کرد. اینجا هم مسئله شخصی نبود. وقتی پای منافع طبقاتی وسط باشد، دموکراسی هم میتواند کنار گذاشته شود.
۳. انقلابهای ۱۸۴۸ اروپا: آزادی سیاسی، اما نه بیشتر از این
در میانهی قرن نوزدهم، اروپا تحت سلطهی سلطنتها و اشرافیت بود. بورژوازی علیه این نظم قیام کرد و آزادیهای سیاسی خواست: پارلمان، قانون اساسی، حقوق مدنی. این انقلابی واقعی بود، اما فقط تا یک نقطهی مشخص. مشکل از جایی شروع شد که کارگران وارد صحنه شدند و گفتند آزادی بدون نان یعنی چه؟ حق رأی بدون حق زندگی چه ارزشی دارد؟ وقتی پای دستمزد، مالکیت و توزیع ثروت وسط آمد، همان بورژوازی که تا دیروز انقلابی بود، عقب نشست. با ارتش و بقایای نظم قدیم سازش کرد و جنبش کارگری را سرکوب کرد. نتیجه این شد که سلطنتها تضعیف شدند، اما نظم سرمایهداری تثبیت شد. مارکس دقیقاً این لحظه را ثبت میکند: بورژوازی انقلابی است، اما فقط تا وقتی انقلاب به درِ کارخانه نرسیده.
۴. روسیه ۱۹۱۷ (فوریه): وقتی وسط راه ایستادن ممکن نبود
در روسیه، جنگ، گرسنگی و سرکوب باعث شد تزار سرنگون شود. بعد از سقوط او، دو قدرت همزمان شکل گرفت: دولت موقت بورژوایی و شوراهای کارگری و سربازی. این یک وضعیت استثنایی بود؛ قدرت از پایین واقعاً وجود داشت؛ قدرت در دست مردم بود. دولت موقت وعدهی «آزادی» داد، اما جنگ را ادامه داد. وعدهی «اصلاحات» داد، اما زمین را به دهقانان نداد. شوراها را تحمل کرد، اما سعی کرد مهارشان کند. همهچیز به نام ثبات و نظم به تعویق افتاد. اما این تعلیق ممکن نبود. یا انقلاب باید متوقف میشد و نظم سرمایهداری حفظ میشد، یا باید جلوتر میرفت و قدرت واقعاً به دست تودهها میافتاد. تاریخ مسیر اول را انتخاب کرد.
✔️ الگو را میبینی؟
#سرمایهداری #سوسیالیسم #طبقات_اجتماعی #بورژوازی #پرولتاریا #بازار #طبقه #مبارزه_طبقاتی #دموکراسی #اعتراضات #اعتصابات #اعتراض #اعتصاب
@SarKhatism
چهار نمونه از انقلابهای «همه باهمی» را مرور میکنیم:
۱. انقلاب ۱۳۵۷ ایران: وقتی قرار بود «انقلاب» تمام شود
در ماههای پایانی حکومت شاه، جامعه فقط در حال اعتراض نبود؛ در حال سازمانیابی بود. اعتصابهای سراسری، کارخانهها را خوابانده بود. در محلهها، دانشگاهها و محیطهای کار، شوراها و کمیتهها شکل میگرفتند. برای اولین بار بعد از دههها، این تصور واقعی شده بود که مردم فقط «فریاد» نزنند، بلکه خودشان امور را اداره کنند. بازار سنتی و نیروهای مذهبی در این مرحله نقش مهمی داشتند. اعتصاب کردند، هزینه دادند و در سرنگونی سلطنت سهم داشتند. اما با سقوط شاه، سؤال اصلی عوض شد. دیگر مسئله «شاه برود یا بماند» نبود؛ مسئله این بود که قدرت به کجا منتقل شود. اینجا بود که شکاف طبقاتی خودش را نشان داد. شوراهای کارگری و قدرتهای برآمده از پایین، به معنای دستکاری واقعی در مالکیت، مدیریت و سود بودند. این دقیقاً همانجایی بود که بورژوازی با زبان نظم، قانون و ادارهی کشور وارد شد. دولت موقت مأمور این کار شد که اعلام کند «انقلاب تمام شده» و جامعه باید به خانهها برگردد تا «کشور اداره شود». این فقط یک دستور ساده نبود؛ یک تصمیم طبقاتی بود. قدرتهای مردمی یا نادیده گرفته شدند، یا یکییکی خلعقدرت شدند. اعتصابها باید «کنترل» میشدند. شوراها نباید «بینظمی» ایجاد میکردند. بازار و بورژوازی مذهبی، که تا دیروز علیه شاه بودند، حالا برای حفظ ثبات و مالکیت، به ائتلافی تن دادند که دولت مرکزیِ مقتدر میساخت. نتیجه این شد که انقلاب اجتماعی عمیق متوقف شد، و نظمی جدید شکل گرفت که بسیاری از مناسبات قدیم را حفظ کرد. اینجا «خیانت اخلاقی» در کار نبود؛ دفاع از موقعیت طبقاتی مسئله بود. درسش ساده است: ضد دیکتاتوری بودن، لزوماً مترقی بودن نیست.
۲. شیلی ۱۹۷۰–۱۹۷۳: دموکراسی تا جایی که سود آسیب نبیند
شیلی کشوری بود با سنتهای دموکراتیک. آلنده با رأی مردم سر کار آمد. برنامهاش هم خیلی تند به نظر نمیرسید: ملیسازی صنایع کلیدی، بهبود شرایط زندگی کارگران، و کمی مهار قدرت سرمایهداران بزرگ. اما همین «کمی» کافی بود که بعضیها بیایند و کل برنامهی بهبود کشور را بر هم بزنند. تا وقتی اصلاحات در حد حرف و نماد بود، تحمل شد. اما وقتی به سود و مالکیت رسید، واکنش شروع شد. سرمایهداران کارخانهها را تعطیل کردند، توزیع کالا را مختل کردند و کمبود مصنوعی ساختند. اقتصاد عمداً فلج شد تا این پیام داده شود: بدون رضایت ما، زندگی عادی ممکن نیست. خردهبورژوازی شهری هم با ترس از بیثباتی و هرجومرج بسیج شد. نظم، حتی اگر به قیمت از بین رفتن دموکراسی باشد، ترجیح داده شد. نتیجه روشن بود: همان طبقهای که از رأی مردم حرف میزد، عملاً راه را برای سرنگونی دولت منتخب زحمتشکان باز کرد. اینجا هم مسئله شخصی نبود. وقتی پای منافع طبقاتی وسط باشد، دموکراسی هم میتواند کنار گذاشته شود.
۳. انقلابهای ۱۸۴۸ اروپا: آزادی سیاسی، اما نه بیشتر از این
در میانهی قرن نوزدهم، اروپا تحت سلطهی سلطنتها و اشرافیت بود. بورژوازی علیه این نظم قیام کرد و آزادیهای سیاسی خواست: پارلمان، قانون اساسی، حقوق مدنی. این انقلابی واقعی بود، اما فقط تا یک نقطهی مشخص. مشکل از جایی شروع شد که کارگران وارد صحنه شدند و گفتند آزادی بدون نان یعنی چه؟ حق رأی بدون حق زندگی چه ارزشی دارد؟ وقتی پای دستمزد، مالکیت و توزیع ثروت وسط آمد، همان بورژوازی که تا دیروز انقلابی بود، عقب نشست. با ارتش و بقایای نظم قدیم سازش کرد و جنبش کارگری را سرکوب کرد. نتیجه این شد که سلطنتها تضعیف شدند، اما نظم سرمایهداری تثبیت شد. مارکس دقیقاً این لحظه را ثبت میکند: بورژوازی انقلابی است، اما فقط تا وقتی انقلاب به درِ کارخانه نرسیده.
۴. روسیه ۱۹۱۷ (فوریه): وقتی وسط راه ایستادن ممکن نبود
در روسیه، جنگ، گرسنگی و سرکوب باعث شد تزار سرنگون شود. بعد از سقوط او، دو قدرت همزمان شکل گرفت: دولت موقت بورژوایی و شوراهای کارگری و سربازی. این یک وضعیت استثنایی بود؛ قدرت از پایین واقعاً وجود داشت؛ قدرت در دست مردم بود. دولت موقت وعدهی «آزادی» داد، اما جنگ را ادامه داد. وعدهی «اصلاحات» داد، اما زمین را به دهقانان نداد. شوراها را تحمل کرد، اما سعی کرد مهارشان کند. همهچیز به نام ثبات و نظم به تعویق افتاد. اما این تعلیق ممکن نبود. یا انقلاب باید متوقف میشد و نظم سرمایهداری حفظ میشد، یا باید جلوتر میرفت و قدرت واقعاً به دست تودهها میافتاد. تاریخ مسیر اول را انتخاب کرد.
✔️ الگو را میبینی؟
#سرمایهداری #سوسیالیسم #طبقات_اجتماعی #بورژوازی #پرولتاریا #بازار #طبقه #مبارزه_طبقاتی #دموکراسی #اعتراضات #اعتصابات #اعتراض #اعتصاب
@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 خطر پیش رو چیست؟
دستاوردهای اعتراضات و خطرات پیش رو
ما در آینهی افزایش نرخ ارز چه میبینیم؟ کاهش قدرت خریدمان را.
بازاری چه میبیند؟ برای بازاری، مسئله «تثبیت» نرخ ارز است. حال میخواهد ۱۷۰ هزار تومان هم بشود، مهم نیست.
برای مردم کارگر و فرودست مهم است که نرخ ارز پایین بیاید و دستمزدها نیز بالا برود.
آیا میخواهیم بگذاریم بار دیگر سواری گرفتن بورژوازی از کارگران انقلابی تکرار شود؟
در اعتراضات اخیر، با هوشمندی کارگران و مردم فرودست، مسئله از «تثبیت نرخ ارز» به «گرانی و کاهش نرخ ارز» تبدیل شد.
اما خطر پیشِ رو چیست؟
❌ خطر پیشِ رو این است که بچههای کارگران و فرودستان بهخاطر تواناییشان در مبارزهی خیابانی، در صف اول قیام قرار میگیرند، یحتمل کُشته و دستگیر میشوند و دست آخر سخنگوی خودخواندهی مبارزاتشان میشود امثال شاهزاده که مطالبات واقعی این مبارزان را تحریف میکند و عملاً همان وعدههای اقتصادی امثال «همتی» رئیس بانک مرکزی را میدهد.
❌ خطر پیشِ رو این است که با سرکوب احتمالی حرکت، مجدد افسرده شویم و به کُنجهای خودمان بخزیم و از ادامهی ارتباطگیری و سازماندهی دست بشوبیم.
❌ خطر پیشِ رو این است که با فروکِش کردن صوری و موقت تورم یا انواعی از تزریق پول به جامعه، نگذارند ما خواستههایمان را با اعتصاب و راهپیمایی و توسل مشروع به خشونت رادیکالتر کنیم.
خواستههایی مثلِ
- افزایش دستمزد
- لغو پیمانکاری و برخورداری از امنیت شغلی
- کاهش اجارهی خانهها
- مصادرهی اموال بابک زنجانیها و علی انصاریها
مسئله مطلقاً این نیست که بهخاطر خطرهای برشمرده، از خیابان عقبنشینی کنیم و به خانههایمان برگردیم؛ اما باید هشیار و آگاه باشیم تا پیادهنظام کسانی که خواستههای ما را تحریف میکنند و تحقق این خواستهها برای منافعشان خطرناک است، نشویم.
#اعتراضات #اعتصاب #اعتراض #دی #اعتراضات_دی #اعتراضات_۱۴۰۴ #دی_۱۴۰۴ #طبقه_کارگر #سرمایهداری #سوسیالیسم #کمونیسم #سرمایه_داری
@SarKhatism
دستاوردهای اعتراضات و خطرات پیش رو
ما در آینهی افزایش نرخ ارز چه میبینیم؟ کاهش قدرت خریدمان را.
بازاری چه میبیند؟ برای بازاری، مسئله «تثبیت» نرخ ارز است. حال میخواهد ۱۷۰ هزار تومان هم بشود، مهم نیست.
برای مردم کارگر و فرودست مهم است که نرخ ارز پایین بیاید و دستمزدها نیز بالا برود.
آیا میخواهیم بگذاریم بار دیگر سواری گرفتن بورژوازی از کارگران انقلابی تکرار شود؟
در اعتراضات اخیر، با هوشمندی کارگران و مردم فرودست، مسئله از «تثبیت نرخ ارز» به «گرانی و کاهش نرخ ارز» تبدیل شد.
اما خطر پیشِ رو چیست؟
❌ خطر پیشِ رو این است که بچههای کارگران و فرودستان بهخاطر تواناییشان در مبارزهی خیابانی، در صف اول قیام قرار میگیرند، یحتمل کُشته و دستگیر میشوند و دست آخر سخنگوی خودخواندهی مبارزاتشان میشود امثال شاهزاده که مطالبات واقعی این مبارزان را تحریف میکند و عملاً همان وعدههای اقتصادی امثال «همتی» رئیس بانک مرکزی را میدهد.
❌ خطر پیشِ رو این است که با سرکوب احتمالی حرکت، مجدد افسرده شویم و به کُنجهای خودمان بخزیم و از ادامهی ارتباطگیری و سازماندهی دست بشوبیم.
❌ خطر پیشِ رو این است که با فروکِش کردن صوری و موقت تورم یا انواعی از تزریق پول به جامعه، نگذارند ما خواستههایمان را با اعتصاب و راهپیمایی و توسل مشروع به خشونت رادیکالتر کنیم.
خواستههایی مثلِ
- افزایش دستمزد
- لغو پیمانکاری و برخورداری از امنیت شغلی
- کاهش اجارهی خانهها
- مصادرهی اموال بابک زنجانیها و علی انصاریها
مسئله مطلقاً این نیست که بهخاطر خطرهای برشمرده، از خیابان عقبنشینی کنیم و به خانههایمان برگردیم؛ اما باید هشیار و آگاه باشیم تا پیادهنظام کسانی که خواستههای ما را تحریف میکنند و تحقق این خواستهها برای منافعشان خطرناک است، نشویم.
#اعتراضات #اعتصاب #اعتراض #دی #اعتراضات_دی #اعتراضات_۱۴۰۴ #دی_۱۴۰۴ #طبقه_کارگر #سرمایهداری #سوسیالیسم #کمونیسم #سرمایه_داری
@SarKhatism
سرخط
Photo
🔴 تفاوت را پیدا کنید: روحالله خمینی و رضا پهلوی
✔️ روحالله خمینی:
1️⃣ «در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجرهٔ تدریس خود در قم برخواهم گشت.»
- ۵ آبان ۱۳۵۷ / ۲۷ اکتبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با خبرگزاری رویترز در نوفللوشاتو)
2️⃣ «دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل این حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت.»
- ۲۰ آبان ۱۳۵۷ / ۱۱ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با شبکهٔ انبیسی در نوفللوشاتو)
3️⃣ «من نمیخواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمیخواهم حکومت یا قدرت را به دست بگیرم.»
- ۲۵ آبان ۱۳۵۷ / ۱۶ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با تلویزیون اتریش در نوفللوشاتو)
4️⃣ «نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمیدهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در ادارهٔ امور مملکت داشته باشم.»
- ۲۶ آبان ۱۳۵۷ / ۱۷ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس در نوفللوشاتو)
5️⃣ «پس از رفتن شاه، من نه رئیسجمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت.»
- ۱۹ دی ۱۳۵۷ / ۹ ژانویه ۱۹۷۹ (مصاحبه با روزنامهٔ لوموند در نوفللوشاتو)
✔️ رضا پهلوی:
1️⃣ شاهزاده [رضا] پهلوی در مصاحبه با وبسایت العربیه تأکید کرد «حکومت دغدغه امروز من نیست... در فردای آزادی باید دید که مردم چه نوع حکومتی را انتخاب میکنند، من به انتخاب آنها احترام میگذارم و تسلیم اراده هممیهنانم هستم»
العربیه (بهنقل از تایمز اسرائیل) – ۴ مه ۲۰۱۷
2️⃣ «من به هیچ وجه دنبال هیچ پست و مقامی نیستم، برای اینکه میخواهم آزادی داشته باشم و در قفسی چپانده نشوم»
ایران اینترنشنال – ۲۷ اسفند ۱۳۹۹ (۱۷ مارس ۲۰۲۱)
3️⃣ رضا پهلوی در جریان یک نشست خبری در پاریس بار دیگر عدم تمایل خود به کسب قدرت را تصریح کرد. او در حضور رسانههای بینالمللی گفت:«I do not seek political power, but rather to help our great nation navigate through this critical hour toward stability, freedom, and (ترجمه: «من در پی قدرت سیاسی نیستم، بلکه میخواهم به ملت بزرگمان کمک کنم تا این برهه حساس را به سوی ثبات، آزادی و عدالت طی کند.»)
کنفرانس مطبوعاتی در پاریس – ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ (فاکس نیوز)
🖋 در دوران انقلاب ۵۷، روحالله خمینی بارها و در مصاحبههای متعدد با رسانههای معتبر غربی تأکید کرد که هیچ تمایلی به قدرت ندارد، حکومت اسلامیاش دموکراتیک خواهد بود و خودش پس از پیروزی به قم برمیگردد و فقط نقش ناظر و هادی خواهد داشت؛ وعدههایی که دقیقاً برای جلب اعتماد طبقهی متوسط، کارگران و روشنفکران خسته از دیکتاتوری شاه داده شد. اما همین که قدرت را به دست گرفت، همهی آن قولها را زیر پا گذاشت و حکومتی استبدادی و تمامیتخواه بنا کرد که تا امروز طبقهی کارگر را زیر فشار فقر و سرکوب له کردهاست. حالا دقیقاً همین الگو را در حرفهای رضا پهلوی میبینیم: او هم میگوید دنبال هیچ پست و مقامی نیست، فقط میخواهد به مردم کمک کند تا به آزادی و ثبات برسند و به انتخاب ملت احترام میگذارد. این شباهت تصادفی نیست؛ هر دو میدانند که در لحظهی بحران، طبقهی کارگر و جوانان به کسی که ادعا میکند «قدرت نمیخواهم» بیشتر اعتماد میکنند، چون خاطرهی دیکتاتوری شاه و استبداد ولایی هنوز تازه است. اما تجربهی تاریخی به ما میگوید این نوع وعدهها اغلب پوششی برای نشستن بر صدر قدرت است. برای شما که از طبقهی کارگرید و به خاطر خاطرهی معاشِ بهترِ دوران پهلوی یا نفرت از جمهوری اسلامی به این شعارها امید بستهاید، سؤال اصلی این است: آیا بازگشت یک خانوادهی سلطنتی که سالها در تبعید زندگی لوکس داشته، واقعاً میتواند درد فقر، بیکاری و نابرابری امروزتان را حل کند؟ یا دوباره سرمایهداری و شبکههای پولدارش قدرت را قبضه خواهند کرد و شما باز هم در حاشیه میمانید؟ آلترناتیو واقعی نه در اعتماد به این وعدههای تکراری، بلکه در سازمانیابی مستقل خودتان و ساختن آلترناتیوی است که از همین حالا، از دل اعتراضات و زندگی روزمرهتان برآید.
#خمینی #پهلوی #رضا_پهلوی #اعتراضات #دی۱۴۰۴ #کمونیسم #سوسیالیسم #سلطنت #طبقه_کارگر #طبقه #سیاست #اعتراضات_دی
@SarKhatism
✔️ روحالله خمینی:
1️⃣ «در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجرهٔ تدریس خود در قم برخواهم گشت.»
- ۵ آبان ۱۳۵۷ / ۲۷ اکتبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با خبرگزاری رویترز در نوفللوشاتو)
2️⃣ «دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل این حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت.»
- ۲۰ آبان ۱۳۵۷ / ۱۱ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با شبکهٔ انبیسی در نوفللوشاتو)
3️⃣ «من نمیخواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمیخواهم حکومت یا قدرت را به دست بگیرم.»
- ۲۵ آبان ۱۳۵۷ / ۱۶ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با تلویزیون اتریش در نوفللوشاتو)
4️⃣ «نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمیدهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در ادارهٔ امور مملکت داشته باشم.»
- ۲۶ آبان ۱۳۵۷ / ۱۷ نوامبر ۱۹۷۸ (مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس در نوفللوشاتو)
5️⃣ «پس از رفتن شاه، من نه رئیسجمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت.»
- ۱۹ دی ۱۳۵۷ / ۹ ژانویه ۱۹۷۹ (مصاحبه با روزنامهٔ لوموند در نوفللوشاتو)
✔️ رضا پهلوی:
1️⃣ شاهزاده [رضا] پهلوی در مصاحبه با وبسایت العربیه تأکید کرد «حکومت دغدغه امروز من نیست... در فردای آزادی باید دید که مردم چه نوع حکومتی را انتخاب میکنند، من به انتخاب آنها احترام میگذارم و تسلیم اراده هممیهنانم هستم»
العربیه (بهنقل از تایمز اسرائیل) – ۴ مه ۲۰۱۷
2️⃣ «من به هیچ وجه دنبال هیچ پست و مقامی نیستم، برای اینکه میخواهم آزادی داشته باشم و در قفسی چپانده نشوم»
ایران اینترنشنال – ۲۷ اسفند ۱۳۹۹ (۱۷ مارس ۲۰۲۱)
3️⃣ رضا پهلوی در جریان یک نشست خبری در پاریس بار دیگر عدم تمایل خود به کسب قدرت را تصریح کرد. او در حضور رسانههای بینالمللی گفت:«I do not seek political power, but rather to help our great nation navigate through this critical hour toward stability, freedom, and (ترجمه: «من در پی قدرت سیاسی نیستم، بلکه میخواهم به ملت بزرگمان کمک کنم تا این برهه حساس را به سوی ثبات، آزادی و عدالت طی کند.»)
کنفرانس مطبوعاتی در پاریس – ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ (فاکس نیوز)
🖋 در دوران انقلاب ۵۷، روحالله خمینی بارها و در مصاحبههای متعدد با رسانههای معتبر غربی تأکید کرد که هیچ تمایلی به قدرت ندارد، حکومت اسلامیاش دموکراتیک خواهد بود و خودش پس از پیروزی به قم برمیگردد و فقط نقش ناظر و هادی خواهد داشت؛ وعدههایی که دقیقاً برای جلب اعتماد طبقهی متوسط، کارگران و روشنفکران خسته از دیکتاتوری شاه داده شد. اما همین که قدرت را به دست گرفت، همهی آن قولها را زیر پا گذاشت و حکومتی استبدادی و تمامیتخواه بنا کرد که تا امروز طبقهی کارگر را زیر فشار فقر و سرکوب له کردهاست. حالا دقیقاً همین الگو را در حرفهای رضا پهلوی میبینیم: او هم میگوید دنبال هیچ پست و مقامی نیست، فقط میخواهد به مردم کمک کند تا به آزادی و ثبات برسند و به انتخاب ملت احترام میگذارد. این شباهت تصادفی نیست؛ هر دو میدانند که در لحظهی بحران، طبقهی کارگر و جوانان به کسی که ادعا میکند «قدرت نمیخواهم» بیشتر اعتماد میکنند، چون خاطرهی دیکتاتوری شاه و استبداد ولایی هنوز تازه است. اما تجربهی تاریخی به ما میگوید این نوع وعدهها اغلب پوششی برای نشستن بر صدر قدرت است. برای شما که از طبقهی کارگرید و به خاطر خاطرهی معاشِ بهترِ دوران پهلوی یا نفرت از جمهوری اسلامی به این شعارها امید بستهاید، سؤال اصلی این است: آیا بازگشت یک خانوادهی سلطنتی که سالها در تبعید زندگی لوکس داشته، واقعاً میتواند درد فقر، بیکاری و نابرابری امروزتان را حل کند؟ یا دوباره سرمایهداری و شبکههای پولدارش قدرت را قبضه خواهند کرد و شما باز هم در حاشیه میمانید؟ آلترناتیو واقعی نه در اعتماد به این وعدههای تکراری، بلکه در سازمانیابی مستقل خودتان و ساختن آلترناتیوی است که از همین حالا، از دل اعتراضات و زندگی روزمرهتان برآید.
#خمینی #پهلوی #رضا_پهلوی #اعتراضات #دی۱۴۰۴ #کمونیسم #سوسیالیسم #سلطنت #طبقه_کارگر #طبقه #سیاست #اعتراضات_دی
@SarKhatism