Scientists Confirm the Incredible Existence of ‘Second Sound’
https://www.popularmechanics.com/science/a46756715/second-wave-superfluid/
https://www.popularmechanics.com/science/a46756715/second-wave-superfluid/
Popular Mechanics
Scientists Confirm the Incredible Existence of ‘Second Sound’
Here’s visible proof for the first time ever.
A single atom could drive a piston in a quantum engine | New Scientist
https://www.newscientist.com/article/2417644-a-single-atom-could-drive-a-piston-in-a-quantum-engine/
https://www.newscientist.com/article/2417644-a-single-atom-could-drive-a-piston-in-a-quantum-engine/
New Scientist
A single atom could drive a piston in a quantum engine
In a quantum engine, a single atom can emit radiation that bounces around a reflective cavity and creates enough pressure to push down a piston
❤1
Scientists reveal how first cells could have formed on Earth
https://phys.org/news/2024-02-scientists-reveal-cells-earth.html
https://phys.org/news/2024-02-scientists-reveal-cells-earth.html
phys.org
Scientists reveal how first cells could have formed on Earth
Roughly 4 billion years ago, Earth was developing conditions suitable for life. Origin-of-life scientists often wonder if the type of chemistry found on the early Earth was similar to what life requires ...
❤2
Basic Principle of Physics Is Wrong, Oxford Scientists Say
https://www.newsweek.com/basic-principle-physics-wrong-oxford-university-scientists-say-1874984
https://www.newsweek.com/basic-principle-physics-wrong-oxford-university-scientists-say-1874984
Newsweek
Basic principle of physics is wrong, Oxford scientists say
Researchers' findings have upended a long-held understanding of whether only opposites attract and like charges repel.
👍2❤1
Open quantum system shows universal behavior
https://phys.org/news/2024-03-quantum-universal-behavior.html
https://phys.org/news/2024-03-quantum-universal-behavior.html
phys.org
Open quantum system shows universal behavior
Universal behavior is a central property of phase transitions, which can be seen, for example, in magnets that are no longer magnetic above a certain temperature. A team of researchers from Kaiserslautern, ...
👍3❤1
'Light Speed' Electrons Discovered Moving in 4 Dimensions For The First Time : ScienceAlert
https://www.sciencealert.com/light-speed-electrons-discovered-moving-in-4-dimensions-for-the-first-time
https://www.sciencealert.com/light-speed-electrons-discovered-moving-in-4-dimensions-for-the-first-time
ScienceAlert
'Light Speed' Electrons Discovered Moving in 4 Dimensions For The First Time
When three just aren't enough.
❤4
2024 Abel prize: Michel Talagrand wins maths award for making sense of randomness | New Scientist
https://www.newscientist.com/article/2423192-mathematician-wins-2024-abel-prize-for-making-sense-of-randomness/
https://www.newscientist.com/article/2423192-mathematician-wins-2024-abel-prize-for-making-sense-of-randomness/
New Scientist
Mathematician wins 2024 Abel prize for making sense of randomness
Michel Talagrand has won the 2024 Abel prize for his work researching probability theory and the extremes of randomness
👍5
A Scientist Says He’s Found the Universal Melting Equation
https://www.popularmechanics.com/science/a60374061/melting-line-solved/
https://www.popularmechanics.com/science/a60374061/melting-line-solved/
Popular Mechanics
A Scientist Says He’s Found the Universal Melting Equation
His new study offers a path to predict matter's behavior under heat.
👍1
Discovery of the first fractal molecule in nature
https://phys.org/news/2024-04-discovery-fractal-molecule-nature.html
https://phys.org/news/2024-04-discovery-fractal-molecule-nature.html
phys.org
Discovery of the first fractal molecule in nature
An international team of researchers led by groups from the Max Planck Institute in Marburg and the Philipps University in Marburg has stumbled upon the first regular molecular fractal in nature. They ...
👍2❤1
Light-Matter Particle Breakthrough Could Change Displays Forever
https://scitechdaily.com/light-matter-particle-breakthrough-could-change-displays-forever/
https://scitechdaily.com/light-matter-particle-breakthrough-could-change-displays-forever/
SciTechDaily
Light-Matter Particle Breakthrough Could Change Displays Forever
POSTECH researchers have created a technique for controlling polaritons, which could lead to advancements in optical displays and various optoelectronic devices. A research team consisting of Professor Kyoung-Duck Park and Hyeongwoo Lee, an integrated PhD…
👍1
جهت اطلاع از خدمات و هزینه های مرتبط به صفحۀ زیر مراجعه فرمایید.
https://icfp.qom.ac.ir/Home/Content/2
وب سایت : https://icfp.qom.ac.ir/
شماره تماس : 025-32103074
ایمیل دبیرخانه : icfp@qom.ac.ir
آدرس پستی : دانشگاه قم، دانشکده علوم پایه، گروه فیزیک
https://icfp.qom.ac.ir/Home/Content/2
وب سایت : https://icfp.qom.ac.ir/
شماره تماس : 025-32103074
ایمیل دبیرخانه : icfp@qom.ac.ir
آدرس پستی : دانشگاه قم، دانشکده علوم پایه، گروه فیزیک
👍4
A Superconducting Device May Twist Heisenberg’s Uncertainty Principle
https://www.popularmechanics.com/science/a60465771/superconducting-device-heisenberg-uncertainty-principle/
https://www.popularmechanics.com/science/a60465771/superconducting-device-heisenberg-uncertainty-principle/
Popular Mechanics
A Superconducting Device May Twist Heisenberg’s Uncertainty Principle
Quantum mechanics’ most famous rule led these scientists to think bigger.
👍2
نوروساینس آگاهی
۱- یکی از رازهای بزرگ مغز، حتی شاید بزرگترین راز آن، اسمش آگاهی است، و در زبان علمی آن را onsciousness میگویند. مغز هنوز چندان چیزی از ماهیت این راز بزرگ خودش نمیداند. البته اکنون دیگر خیلی چیزها دربارهاش میداند، اما آن چیز اصلی را که آگاهی چگونه ایجاد میشود، و دقیقاً چه اتفاقی میافتد که ایجاد میشود، این را هنوز نمیداند. اینکه گفتم آگاهی شاید بزرگترین راز مغز است، به خاطر این است که بسیاری دیگر از تولیدات مهم مغز با آگاهی ارتباط دارند. قسمتی از به یاد آوردنها، بسیاری از احساسها، تفکرات، تصمیمات، بخشی از حرکتهایی که انجام میدهیم، حتی خوابهایی که میبینیم، هر کدامشان در واقع جزئی از آگاهیمان هستند.
از آنجا که هنوز ماهیت آگاهی مشخص نشده است، بدیهی است که تعریفش هم چندان امکانپذیر نخواهد بود. یا در هر حال تعریف دقیق آن ممکن نیست. اما میتوانیم تصوری از آن داشته باشیم. و همین برای مطالعهی علمی آن کافی خواهد بود. فیلسوفان هستند که همیشه دنبال تعریف دقیق از هر چیزی هستند. و هیچ وقت خدا هم موفق نمیشوند چیزی را به طور دقیق تعریف کنند. در هر حال، برای اینکه تصور نسبتاً دقیقی از آگاهی برایمان ایجاد شود، کافی است مثلاً این موارد را به خاطر داشته باشیم: هر وقت هر احساس یا فکری را تجربه میکنیم، آگاهی داریم. مثلاً آهنگی را گوش میکنیم و از آن لذت میبریم. یا مثلاً حرکتی میخواهیم انجام دهیم که احتیاج به «توجه» دارد. یا حتی وقتی خواب هستیم اما رویا میبینیم. در همهی این مواقع آگاهی هم داریم. اما وقتی بیهوش هستیم، یا خواب هستیم اما رویا نمیبینیم، آگاهیمان قطع میشود. یا مثلاً وقتی داریم رانندگی میکنیم اما حواسمان به ترمز، کلاچ، فرمان و عوض کردن دندهها نیست، بلکه با بغلدستیمان سرگرم صحبت هستیم، اینجا به آن صحبتمان با آن شخص آگاهی داریم، اما به رانندگیمان آگاهی نداریم. یا مثلاً در طی بیستوچهار ساعت که مدام در حال نفسکشیدن هستیم، این نفسکشیدنها معمولاً خودبهخود، بدون اینکه ما از آنها آگاه شویم، اتفاق میافتند. بسیاری از کارهای بدنمان همینطوراند. بدون آگاهی ما انجام میشوند. و از روی همین چند مثال میشود تصور نسبتاً دقیقی از آگاهی داشت. همچنین میتوان گفت آگاهی چیزی است که مداوم نیست، بلکه به صورتهای مختلف قطع و وصل میشود. کار در واقع کار فرگشت است! [ادامه دارد]
#عباس_پژمان
۳۰ فروردین ۱۴۰۳
۱- یکی از رازهای بزرگ مغز، حتی شاید بزرگترین راز آن، اسمش آگاهی است، و در زبان علمی آن را onsciousness میگویند. مغز هنوز چندان چیزی از ماهیت این راز بزرگ خودش نمیداند. البته اکنون دیگر خیلی چیزها دربارهاش میداند، اما آن چیز اصلی را که آگاهی چگونه ایجاد میشود، و دقیقاً چه اتفاقی میافتد که ایجاد میشود، این را هنوز نمیداند. اینکه گفتم آگاهی شاید بزرگترین راز مغز است، به خاطر این است که بسیاری دیگر از تولیدات مهم مغز با آگاهی ارتباط دارند. قسمتی از به یاد آوردنها، بسیاری از احساسها، تفکرات، تصمیمات، بخشی از حرکتهایی که انجام میدهیم، حتی خوابهایی که میبینیم، هر کدامشان در واقع جزئی از آگاهیمان هستند.
از آنجا که هنوز ماهیت آگاهی مشخص نشده است، بدیهی است که تعریفش هم چندان امکانپذیر نخواهد بود. یا در هر حال تعریف دقیق آن ممکن نیست. اما میتوانیم تصوری از آن داشته باشیم. و همین برای مطالعهی علمی آن کافی خواهد بود. فیلسوفان هستند که همیشه دنبال تعریف دقیق از هر چیزی هستند. و هیچ وقت خدا هم موفق نمیشوند چیزی را به طور دقیق تعریف کنند. در هر حال، برای اینکه تصور نسبتاً دقیقی از آگاهی برایمان ایجاد شود، کافی است مثلاً این موارد را به خاطر داشته باشیم: هر وقت هر احساس یا فکری را تجربه میکنیم، آگاهی داریم. مثلاً آهنگی را گوش میکنیم و از آن لذت میبریم. یا مثلاً حرکتی میخواهیم انجام دهیم که احتیاج به «توجه» دارد. یا حتی وقتی خواب هستیم اما رویا میبینیم. در همهی این مواقع آگاهی هم داریم. اما وقتی بیهوش هستیم، یا خواب هستیم اما رویا نمیبینیم، آگاهیمان قطع میشود. یا مثلاً وقتی داریم رانندگی میکنیم اما حواسمان به ترمز، کلاچ، فرمان و عوض کردن دندهها نیست، بلکه با بغلدستیمان سرگرم صحبت هستیم، اینجا به آن صحبتمان با آن شخص آگاهی داریم، اما به رانندگیمان آگاهی نداریم. یا مثلاً در طی بیستوچهار ساعت که مدام در حال نفسکشیدن هستیم، این نفسکشیدنها معمولاً خودبهخود، بدون اینکه ما از آنها آگاه شویم، اتفاق میافتند. بسیاری از کارهای بدنمان همینطوراند. بدون آگاهی ما انجام میشوند. و از روی همین چند مثال میشود تصور نسبتاً دقیقی از آگاهی داشت. همچنین میتوان گفت آگاهی چیزی است که مداوم نیست، بلکه به صورتهای مختلف قطع و وصل میشود. کار در واقع کار فرگشت است! [ادامه دارد]
#عباس_پژمان
۳۰ فروردین ۱۴۰۳
❤5👍2🙏1
نوروساینس آگاهی
۲- در هر ثانیهای میلیاردها اطلاعات بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، بویایی و لامسه از دنیای اطراف وارد مغز میشوند. اکثر اینها فقط کسری از ثانیه، یا حداکثر دو سه ثانیه در مغز میمانند و بعد برای همیشه از بین میروند. مغز مطلقاً آگاه نمیشود که اینها آمدند و رفتند. در واقع در هر ثانیهای فقط حدود ۵۰ تا از این اطلاعات هستند که مغز از آنها آگاه میشود. یا نسبت به آنها آگاهی پیدا میکند. گذشته از این، بسیاری از کارهای بدن هم هستند که بدون آگاهی مغز اتفاق میافتند. مثلاُ برای هر تپشی که قلبمان میکند اتفاقاتی باید بیفتند تا آن تپش بتواند اجرا شود. اما ما مطلقاً از اینها آگاه نمیشویم. این کارهایی که بدون آگاه شدن مغز ما در بدنمان اتفاق میافتند، همهشان کم و بیش اتفاقات حیاتی هستند. یعنی اینکه اگر اتفاق نیفتند دیر یا زود میمیریم، یا اینکه زندگیمان دچار اختلال میشود.
حالا اگر قرار میشد همهی این کارها با آگاهی مغزمان اتفاق بیفتند چه وضعی پیش میآمد؟ حقیقت این است که چنین چیزی اصلاً نمیتوانست ممکن شود! فقط کافی است در نظر بگیریم که در هر لحظهای چه کارهایی در بدن صورت میگیرند تا مثلاً قلب تپش کند، تنفس برقرار باشد، کلیهها مشغول تصفیهی خون باشند، دستگاه گوارش مشغول هضم غذا باشد، سلولهای پیر در بافتهای گوناگون در حال از بین رفتن باشند، سلولهای ایمنی در حال فعالیت باشند ... و آنوقت در نظر بگیرم که مغز هم در هر لحظهای از همهی اینها آگاه میشود! این حجم از آگاهی اصلاً وحشتناک خواهد بود! اما خوشبختانه هیچ ضرورتی ندارد مغز از حجم بسیار بزرگی از کارهایی که در بدن اتفاق میافتند آگاه باشد. این کارها معمولاً کارهایی هستند که همیشه به یک شکل ثابت و مشخص اتفاق میافتند، یا تکرار میشوند. مثلاً کارهایی که اتفاق میافتند تا یک تپش قلب را ایجاد کنند، و برای هر تپش عیناً تکرار میشوند. حالا واقعاً چه ضرورتی دارد هر بار که این کارها اتفاق میافتند، مغز از آنها آگاه بشود؟ بعد هم اصلاً برای مغزِ موجود ممکن نیست که بتواند در هر لحظهای از همهی کارهای بدن آگاه باشد. چون توانایی واقعاً فوقالعادهای میخواهد تا مغز بتواند در هر لحظهای به همهی اینها آگاه شود. به نظر نمیآید مغز موجود چنین تواناییای داشته باشد. بعد هم مسئلهی انرژی است. چنین تواناییای انرژی عظیمی لازم خواهد داشت، که تأمین آن شاید یک چیز ناممکنی برای دستگاههای بدن فعلی باشد. و در کنار این دو، باید یک چیز دیگر را هم در نظر داشته باشیم. در واقع هیچ بعید نیست که نورونهای مخصوصی در مغز باشند که آگاهی را ایجاد میکنند. آن وقت اگر قرار میشد مغز از همهی اتفاقات بدن آگاه شود تعداد نورونهای مغز هم سر به فلک میزد! چون میبایست تعداد خیلی بیشتری از آن نورونها در مغز باشند تا بتوانند چنان حجمی از آگاهی را ایجاد کنند. بنابراین، شاید همین مقدار آگاهی که الآن هر مغزی میتواند ایجاد کند، بهترین میزانی باشد که فرگشت مغز برایش انتخاب کرده است. [ادامه دارد]
#عباس_پژمان
اول اردیبهشت ۱۴۰۳
۲- در هر ثانیهای میلیاردها اطلاعات بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، بویایی و لامسه از دنیای اطراف وارد مغز میشوند. اکثر اینها فقط کسری از ثانیه، یا حداکثر دو سه ثانیه در مغز میمانند و بعد برای همیشه از بین میروند. مغز مطلقاً آگاه نمیشود که اینها آمدند و رفتند. در واقع در هر ثانیهای فقط حدود ۵۰ تا از این اطلاعات هستند که مغز از آنها آگاه میشود. یا نسبت به آنها آگاهی پیدا میکند. گذشته از این، بسیاری از کارهای بدن هم هستند که بدون آگاهی مغز اتفاق میافتند. مثلاُ برای هر تپشی که قلبمان میکند اتفاقاتی باید بیفتند تا آن تپش بتواند اجرا شود. اما ما مطلقاً از اینها آگاه نمیشویم. این کارهایی که بدون آگاه شدن مغز ما در بدنمان اتفاق میافتند، همهشان کم و بیش اتفاقات حیاتی هستند. یعنی اینکه اگر اتفاق نیفتند دیر یا زود میمیریم، یا اینکه زندگیمان دچار اختلال میشود.
حالا اگر قرار میشد همهی این کارها با آگاهی مغزمان اتفاق بیفتند چه وضعی پیش میآمد؟ حقیقت این است که چنین چیزی اصلاً نمیتوانست ممکن شود! فقط کافی است در نظر بگیریم که در هر لحظهای چه کارهایی در بدن صورت میگیرند تا مثلاً قلب تپش کند، تنفس برقرار باشد، کلیهها مشغول تصفیهی خون باشند، دستگاه گوارش مشغول هضم غذا باشد، سلولهای پیر در بافتهای گوناگون در حال از بین رفتن باشند، سلولهای ایمنی در حال فعالیت باشند ... و آنوقت در نظر بگیرم که مغز هم در هر لحظهای از همهی اینها آگاه میشود! این حجم از آگاهی اصلاً وحشتناک خواهد بود! اما خوشبختانه هیچ ضرورتی ندارد مغز از حجم بسیار بزرگی از کارهایی که در بدن اتفاق میافتند آگاه باشد. این کارها معمولاً کارهایی هستند که همیشه به یک شکل ثابت و مشخص اتفاق میافتند، یا تکرار میشوند. مثلاً کارهایی که اتفاق میافتند تا یک تپش قلب را ایجاد کنند، و برای هر تپش عیناً تکرار میشوند. حالا واقعاً چه ضرورتی دارد هر بار که این کارها اتفاق میافتند، مغز از آنها آگاه بشود؟ بعد هم اصلاً برای مغزِ موجود ممکن نیست که بتواند در هر لحظهای از همهی کارهای بدن آگاه باشد. چون توانایی واقعاً فوقالعادهای میخواهد تا مغز بتواند در هر لحظهای به همهی اینها آگاه شود. به نظر نمیآید مغز موجود چنین تواناییای داشته باشد. بعد هم مسئلهی انرژی است. چنین تواناییای انرژی عظیمی لازم خواهد داشت، که تأمین آن شاید یک چیز ناممکنی برای دستگاههای بدن فعلی باشد. و در کنار این دو، باید یک چیز دیگر را هم در نظر داشته باشیم. در واقع هیچ بعید نیست که نورونهای مخصوصی در مغز باشند که آگاهی را ایجاد میکنند. آن وقت اگر قرار میشد مغز از همهی اتفاقات بدن آگاه شود تعداد نورونهای مغز هم سر به فلک میزد! چون میبایست تعداد خیلی بیشتری از آن نورونها در مغز باشند تا بتوانند چنان حجمی از آگاهی را ایجاد کنند. بنابراین، شاید همین مقدار آگاهی که الآن هر مغزی میتواند ایجاد کند، بهترین میزانی باشد که فرگشت مغز برایش انتخاب کرده است. [ادامه دارد]
#عباس_پژمان
اول اردیبهشت ۱۴۰۳
❤2
Could We Store All of the World's Data in a Coffee Mug Full of DNA?
https://www.genengnews.com/news/could-we-store-all-of-the-worlds-data-in-a-coffee-mug-full-of-dna/
https://www.genengnews.com/news/could-we-store-all-of-the-worlds-data-in-a-coffee-mug-full-of-dna/
GEN - Genetic Engineering and Biotechnology News
Could We Store All of the World's Data in a Coffee Mug Full of DNA?
Researchers say new DNA file retrieval system overcomes challenges associated with existing PCR-based techniques.
❤4
علم و بنیان Science &Foundation
جهت اطلاع از خدمات و هزینه های مرتبط به صفحۀ زیر مراجعه فرمایید. https://icfp.qom.ac.ir/Home/Content/2 وب سایت : https://icfp.qom.ac.ir/ شماره تماس : 025-32103074 ایمیل دبیرخانه : icfp@qom.ac.ir آدرس پستی : دانشگاه قم، دانشکده علوم پایه، گروه فیزیک
ششمین کنفرانس فیزیک بنیادی ایران در ادامه پنج همایشی که قبلا ذیل عنوان «رهیافت های نوین در فیزیک بنیادی» در پژوهشگاه دانش های بنیادی در سال های ۱۳۸۶، ۱۳۸۹، ۱۳۹۲، ۱۳۹۴ و ۱۳۹۶ برگزار شدند، در روزهای چهارشنبه ۱۲ و پنج شنبه ۱۳ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ به صورت هیبریدی (حضوری/برخط) و با حمایت معنوی انجمن فیزیک ایران برگزار خواهد شد.
شایان ذکر است که علاوه بر کنفرانس های یاد شده، نشستی یک روزه تحت عنوان «اهمیت مباحث بنیادی در علوم پایه» نیز در آذرماه ۱۳۹۸ در پژوهشگاه دانش های بنیادی برگزار شد که در آن فقط سخنرانان مدعو به ایراد سخنرانی پرداختند.
هدف از برگزاری این کنفرانس، نشستِ متخصصان حوزه فیزیک بنیادی به منظور بحث پیرامون یافتههای علمی روز در این زمینه و همچنین آشنایی هرچه بیشتر دانشجویان تحصیلات تکمیلی با پژوهشها و پژوهشگران این شاخهٔ پژوهشی است. لازم است تمامی شرکتکنندگان و مقالهدهندگان در کنفرانس، پرسشنامه الکترونیکی ثبت نام را تکمیل نمایند.
لینک همایش: https://icfp.qom.ac.ir
شایان ذکر است که علاوه بر کنفرانس های یاد شده، نشستی یک روزه تحت عنوان «اهمیت مباحث بنیادی در علوم پایه» نیز در آذرماه ۱۳۹۸ در پژوهشگاه دانش های بنیادی برگزار شد که در آن فقط سخنرانان مدعو به ایراد سخنرانی پرداختند.
هدف از برگزاری این کنفرانس، نشستِ متخصصان حوزه فیزیک بنیادی به منظور بحث پیرامون یافتههای علمی روز در این زمینه و همچنین آشنایی هرچه بیشتر دانشجویان تحصیلات تکمیلی با پژوهشها و پژوهشگران این شاخهٔ پژوهشی است. لازم است تمامی شرکتکنندگان و مقالهدهندگان در کنفرانس، پرسشنامه الکترونیکی ثبت نام را تکمیل نمایند.
لینک همایش: https://icfp.qom.ac.ir
👍1
Tweak to Schrödinger's cat equation could unite Einstein's relativity and quantum mechanics, study hints | Live Science
https://www.livescience.com/physics-mathematics/quantum-physics/tweak-to-schrodingers-cat-equation-could-unite-einsteins-relativity-and-quantum-mechanics-study-hints
https://www.livescience.com/physics-mathematics/quantum-physics/tweak-to-schrodingers-cat-equation-could-unite-einsteins-relativity-and-quantum-mechanics-study-hints
livescience.com
Tweak to Schrödinger's cat equation could unite Einstein's relativity and quantum mechanics, study hints
Physicists have proposed modifications to the infamous Schrödinger's cat paradox that could help explain why quantum particles can exist in more than one state simultaneously, while large objects (like the universe) seemingly cannot.
❤4
من و استادم دکتر #مهدی_گلشنی، همایش فیزیک کوانتوم بنیادی، قم. همچنان پس از سیودو سال همراهی و ارادت قلبی.
#افشین_شفیعی
#افشین_شفیعی
❤30
Unraveling life's origin: Five key breakthroughs from the past five years
https://phys.org/news/2024-05-unraveling-life-key-breakthroughs-years.html
https://phys.org/news/2024-05-unraveling-life-key-breakthroughs-years.html
phys.org
Unraveling life's origin: Five key breakthroughs from the past five years
There is still so much we don't understand about the origin of life on Earth.
👍3
نوروساینس آگاهی
۳- دانشمندانی که به دنبال این هستند که ببینند آگاهی چهطور در مغز تولید میشود، دو دسته هستند. یک دسته به دنبال نورونها یا مدارهایی میگردند که ممکن است آگاهی در آنها تولید شود. دستهی دیگر هم احتمال میدهند آگاهی از نوع پدیدهای ظهورکننده یا «ایمرجنس» باشد.
ایمرجنس پدیدهای است که در سیستمی میتواند ظاهر شود که از اجزای بسیاری تشکیل میشود. اما کاری که هر کدام از اجزای آن سیستم انجام میدهد یک چیز مشخصی است و ربطی به آن پدیدهی ظهورکننده ندارد. منتهی وقتی آن اجزا با هم در تعامل قرار میگیرند، آن سیستم خاصیتی پیدا میکند که آن را در هیچ کدام از اجزای آن نمیشود دید! نورونهایی هم که در مغز میشناسیم هر کدام کار مشخصی انجام میدهند، که آن را تولید آگاهی نمیشود دانست. مثلاً بعضیهایشان محیط اطراف را حس یا ادراک میکنند. یعنی رنگ، صدا، بو، طعم، نرمی یا زبری تولید میکنند. بعضیهایشان احساس تولید میکنند. مثلاً درد، شادی، غم، امید، ترس و غیره. بعضی دیگرشان تفکر، پیشبینی، تصمیم، حرکت و غیره ایجاد میکنند. اما وقتی اینها با یکدیگر همکاری میکنند، یک چیزی به نام آگاهی ایجاد میشود که هیچ کدام از آن کارهای مشخصی نیست که اینها انجام میدهند. برای اینکه این مسئله قدری روشنتر و ملموس بشود، بعضیها مثلاً کلنی مورچهها را مثال میآورند.
هر کلنی مورچهها، که در خانهای زیر زمیني با مساحت صدها متر مربع به وجود میآید، در واقع یک تمدن است برای خودش. در این کلنیها بعضی مورچهها مأمور این هستند که بروند برگهای تازه و خوبی پیدا کنند، و هر کدام آنها تکهای از یک برگ را ببُرد، و بعد هم کولش کند و با خودش به داخل کلنی بیاورد. یک عدی دیگر از آنها هم، که در داخل کلنی ساکن هستند، کارشان این است که این برگها را خوب بجوند، و نرم که شد برای قارچهایی بریزند که داخل کلنی رشد میکنند. قارچها هم این غذاها را میخورند و رشد میکنند. آن وقت افراد کلنی، این قارچها را میخورند، که خوشمزهتر و دارای ارزش غذایی بیشتری هستند. یک عدهی دیگر از مورچههای کلنی هم مأمور کفن و دفن هستند! کارشان این است که مورچههایی را که داخل کلنی میمیرند از داخل کلنی تخلیه کنند. جسدها را کولشان میکنند و میبرند در یک فاصلهی خیلی دوری از کلنی در جایی میریزند که محیط زیستشان را آلوده نکنند. حالا اینجا باید دقت کنیم! هیچ کدام از این مورچهها که کارش را انجام میدهد، هیچ «آگاهی» ندارد که برای چه آن را انجام میدهد. برای اینکه آن کار را درست مثل یک ماشین انجام میدهد! چون فقط برای یک کار مشخص ساخته شده است، نه برای هیچ کار دیگری. فقط اطلاعات و تواناییهای مربوط به آن کار در ژنهایش تعبیه شده است. بهخاطر همین است که مورچهی برگآور فقط بوی برگ میشنود، و میرود یک تکه از آن را میبُرد و در کولش میآورد. حتی شکل حمل بارش هم یک چیز مشخصی است. همیشه آن را به کولش میگیرد و میآورد. مثلاً هیچ وقت آن را روی زمین نمیکشد تا با خودش بیاورد. درست مثل یک ماشین، یا ربات. این نوع مورچه حتی اگر جسد صدتا مورچه هم زیر پایش ریخته باشد، هیچ کدام آنها را نمیبرد در یک جای دوری بیندازد. بقیهشان هم فقط همان کار مشخص مربوط به خودشان را انجام میدهند. اما در آن اتفاقی که در کل سیستم یا کلنی میافتد، چیزی هست که خیلی شبیه آن آگاهیاست که ما داریم. این طور نیست؟ مثل این است که خود کلنی از روی یک نوع آگاهی است که همهی این کارها را انجام میدهد. مغز ما هم واقعاً شباهت عجیبی به کلنی مورچهها دارد. [ادامه دارد]
#عباس_پژمان
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
۳- دانشمندانی که به دنبال این هستند که ببینند آگاهی چهطور در مغز تولید میشود، دو دسته هستند. یک دسته به دنبال نورونها یا مدارهایی میگردند که ممکن است آگاهی در آنها تولید شود. دستهی دیگر هم احتمال میدهند آگاهی از نوع پدیدهای ظهورکننده یا «ایمرجنس» باشد.
ایمرجنس پدیدهای است که در سیستمی میتواند ظاهر شود که از اجزای بسیاری تشکیل میشود. اما کاری که هر کدام از اجزای آن سیستم انجام میدهد یک چیز مشخصی است و ربطی به آن پدیدهی ظهورکننده ندارد. منتهی وقتی آن اجزا با هم در تعامل قرار میگیرند، آن سیستم خاصیتی پیدا میکند که آن را در هیچ کدام از اجزای آن نمیشود دید! نورونهایی هم که در مغز میشناسیم هر کدام کار مشخصی انجام میدهند، که آن را تولید آگاهی نمیشود دانست. مثلاً بعضیهایشان محیط اطراف را حس یا ادراک میکنند. یعنی رنگ، صدا، بو، طعم، نرمی یا زبری تولید میکنند. بعضیهایشان احساس تولید میکنند. مثلاً درد، شادی، غم، امید، ترس و غیره. بعضی دیگرشان تفکر، پیشبینی، تصمیم، حرکت و غیره ایجاد میکنند. اما وقتی اینها با یکدیگر همکاری میکنند، یک چیزی به نام آگاهی ایجاد میشود که هیچ کدام از آن کارهای مشخصی نیست که اینها انجام میدهند. برای اینکه این مسئله قدری روشنتر و ملموس بشود، بعضیها مثلاً کلنی مورچهها را مثال میآورند.
هر کلنی مورچهها، که در خانهای زیر زمیني با مساحت صدها متر مربع به وجود میآید، در واقع یک تمدن است برای خودش. در این کلنیها بعضی مورچهها مأمور این هستند که بروند برگهای تازه و خوبی پیدا کنند، و هر کدام آنها تکهای از یک برگ را ببُرد، و بعد هم کولش کند و با خودش به داخل کلنی بیاورد. یک عدی دیگر از آنها هم، که در داخل کلنی ساکن هستند، کارشان این است که این برگها را خوب بجوند، و نرم که شد برای قارچهایی بریزند که داخل کلنی رشد میکنند. قارچها هم این غذاها را میخورند و رشد میکنند. آن وقت افراد کلنی، این قارچها را میخورند، که خوشمزهتر و دارای ارزش غذایی بیشتری هستند. یک عدهی دیگر از مورچههای کلنی هم مأمور کفن و دفن هستند! کارشان این است که مورچههایی را که داخل کلنی میمیرند از داخل کلنی تخلیه کنند. جسدها را کولشان میکنند و میبرند در یک فاصلهی خیلی دوری از کلنی در جایی میریزند که محیط زیستشان را آلوده نکنند. حالا اینجا باید دقت کنیم! هیچ کدام از این مورچهها که کارش را انجام میدهد، هیچ «آگاهی» ندارد که برای چه آن را انجام میدهد. برای اینکه آن کار را درست مثل یک ماشین انجام میدهد! چون فقط برای یک کار مشخص ساخته شده است، نه برای هیچ کار دیگری. فقط اطلاعات و تواناییهای مربوط به آن کار در ژنهایش تعبیه شده است. بهخاطر همین است که مورچهی برگآور فقط بوی برگ میشنود، و میرود یک تکه از آن را میبُرد و در کولش میآورد. حتی شکل حمل بارش هم یک چیز مشخصی است. همیشه آن را به کولش میگیرد و میآورد. مثلاً هیچ وقت آن را روی زمین نمیکشد تا با خودش بیاورد. درست مثل یک ماشین، یا ربات. این نوع مورچه حتی اگر جسد صدتا مورچه هم زیر پایش ریخته باشد، هیچ کدام آنها را نمیبرد در یک جای دوری بیندازد. بقیهشان هم فقط همان کار مشخص مربوط به خودشان را انجام میدهند. اما در آن اتفاقی که در کل سیستم یا کلنی میافتد، چیزی هست که خیلی شبیه آن آگاهیاست که ما داریم. این طور نیست؟ مثل این است که خود کلنی از روی یک نوع آگاهی است که همهی این کارها را انجام میدهد. مغز ما هم واقعاً شباهت عجیبی به کلنی مورچهها دارد. [ادامه دارد]
#عباس_پژمان
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳
❤4👍3🙏1