علم و بنیان Science &Foundation – Telegram
علم و بنیان Science &Foundation
373 subscribers
44 photos
14 videos
14 files
652 links
این کانال به‌شرح یافته‌های نوین با رویکرد بنیادی در حوزه‌های فیزیک کوانتوم، شیمی، مبانی اطلاعات، زیست‌شناسی، ذهن و آگاهی، و نیز مسائل آموزشی می‌پردازد.
@ScienceAndFoundation
ادمین:
@Afshin_1968
Download Telegram
شرحی بر کتاب اخیر James Gleick با عنوان
 The Information: A History, a Theory, a Flood 
که به نقش برجستهٔ شانون (عکسی که در صفحهٔ بالا مشخص است) در ابداع مفهوم اطلاعات می‌پردازد. البته شانون فقط جنبهٔ ریاضی و آماری اطلاعات را معرفی و سنجه‌یابی کرد، اما کار او موجب شد مفهوم اطلاعات در تمام شاخه‌های علم از فیزیک تا زیست‌شناسی مورد توجه عمیقتری قرار گیرد.
👆👆
Forwarded from بعد کیهانی
داشتم فکر می‌کردم فرار مغزها فقط به مهاجرت نخبگان به خارج از کشور خلاصه نمی‌شود. از قضا این شاید نوع بهتر آن باشد، چون لااقل فرد در حوزهٔ علم باقی می‌ماند و کسی چه می‌داند، روزی هم ممکن است به وطنش بازگردد.

نوع بدتر، سرکوب انگیزه‌ها و سرخورده کردن نسل جوان است. وقتی مقررات دست‌وپاگیر در نظام ناکارآمد آموزشی حس علم‌طلبی و دانش‌پژوهی را در دانشجو می‌کُشد، یا زمانی که دانش‌آموختهٔ ما با ده‌ها سدّ برای جذب در دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی مواجه است، فرد ترجیح می‌دهد عطای این حوزه را به لقایش ببخشد و دنبال کار دیگر برود. این هم فرار مغزهاست، ولی از نوع درونی آن. کسی کشورش را ترک نمی‌کند، ولی مملکت در عمل از توان و استعداد نخبگانش محروم می‌شود.

ما الان بیش از آن‌که عالم در این مملکت داشته باشیم، کاسبِ علم داریم.
رازی که بعد از 300 سال کشف شد

خورشیدگرفتگی یا کسوف پدیده‌ای است که در آن با افتادن سایه‌ی ماه بر روی بخشی از زمین، خورشید توسط ماه استتار می‌شود. در این میان، این معمای ۳۰۰ ساله برای دانشمندان مطرح بود که علت تغییر جهت باد، بعد از وقوع خورشیدگرفتگی چه توجیهی می‌تواند داشته باشد.

http://www.bartarinha.ir/fa/news/384584/
آیا همه انسان‌ها به یک زبان سخن می‌گویند؟
مجله دیجی کالا - زهرا غلامی: با اینکه ما نمی‌توانیم به زبان‌های مختلفی به طور سلیس و روان صحبت کنیم، اما شاید بتوانیم بعضی از کلمات را در دیگر زبان‌ها تشخیص دهیم. مثلا در زبان آلمانی کلمه water (آب) wasser و در زبان هلندی water است. صرب‌ها هم به آب می‌گویند voda.. در زبان‌های مختلف از آواها و حروف مشابهی برای تشکیل کلمه استفاده می‌شود.
محققان دانشگاه کورنل، با نگاهی به این پدیده، پی برده‌اند که ما برای کلمات اشیا و ایده‌های اساسی و رایج از صداهای مشابهی استفاده می‌کنیم. این نشان می‌دهد که شاید انسان‌ها به یک زبان صحبت می‌کنند.
محققان حدود ۴۰ تا ۱۰۰ واژه در ۳۷۰۰ زبان دنیا را آنالیز کردند و پی بردند که برای مفاهیم اساسی مثل اعضای بدن یا جنبه‌های جهان طبیعی، صداهای مشترکی وجود دارد.
این موضوع به طور خاص در اعضای بدن مشاهده می‌شد. کلمه nose (به معنی بینی) معمولا صداهای «نه» یا «او» را داشت. کلمات «قرمز» و «گرد»، معمولا حرف «ر» را داشتند. برای کلمه Leaf (برگ) هم صداهای «ل»، «ب» یا «پ» دیده می‌شد.
دکتر «مورتن کریستینسن»، استاد روان‌شناسی می‌گوید: «این الگوهای نمادین بارها و بارها در زبان‌های مختلف جهان، صرفه‌نظر از پراکندگی جغرافیایی انسان‌ها مشاهده می‌شد. البته این بدین معنی نیست که همه‌ی کلمه‌ها این آواها را دارند، اما این رابطه بسیار قوی‌تر از چیزی است که انتظار داشتیم.»
این تیم به طور قطع نمی‌داند که چرا انسان‌ها معمولا در زبان‌های مختلف از آواهای یکسان برای توصیف اشیا و ایده‌های اساسی استفاده می‌کنند، اما تحقیق‌شان می‌تواند در آینده مورد استفاده قرار گیرد تا بفهمیم که مغز ما چگونه کلمات و زبان را یاد می‌گیرد و پردازش می‌کند.
کریستیانسن می‌گوید: «شاید این موضوع به ذهن یا مغز انسان، نحوه تعاملات ما یا سیگنال‌هایی که برای یادگیری زبان استفاده می‌کنیم، ارتباط دارد. این یک سوال کلیدی برای تحقیقات آینده است.»
فهم و پردازش زبان یک ویژگی منحصرا انسانی نیست. یک پژوهش جدید نشان داده که سگ‌ها و انسان‌ها زبان را به اشکال مشابهی پردازش می‌کند. این باعث می‌شود سگ‌ها بتوانند تفاوت بین تحسین و سرزنش را بفهمند.
شیمیدان‌ها متوجه شده‌اند وقتی مایعی با خواص شبیه آب در حفره‌هایی در ابعاد نانو درون جامدی متخلخل گیر می‌افتد ویسکوزیته یا گرانروی شبیه عسل می‌یابد. بروز این ویژگی عمدتاً ناشی از میان‌کنش‌های جدید بین مولکول‌های مایع و مولکول‌ها با جدارهٔ جامد است.
مشاهدهٔ این رفتار می‌تواند در ساخت موتورهای مولکولی که نوعی از انرژی را به نوعی دیگر تبدیل می‌کنند موثر باشد. 👆👆
اندازه جهان هستی چقدر است؟
وب سایت کلیک: دانشمندان با بررسی های فراوان فقط توانسته اند که حدس بزنند اندازه جهان هستی چقدر است، چون مشکلاتی برای فهمیدن بزرگی جهان هستی وجود دارد که به برخی از آن ها اشاره خواهیم کرد.
جهان هستی جای بسیار بزرگی است و اندازه گرفتن آن تقریبا غیر ممکن است و نمی توان بزرگی آن را به طور دقیق اندازه گرفت. اما برای اندازه گیری و تخمین اندازه آن باید به یک سری فاکتور ها و موارد توجه کنیم تا اندازه ای که حدس می زنیم به واقعیت شبیه باشد.
مثلا ما فقط سیاره ها و کیهان های قابل مشاهده را می بینیم و برخی دیگر را هنوز ندیده ایم و کشف نکرده ایم. پس پی بردن به اندازه جهان یک راز پیچیده است. اما بسیاری از اختر شناسان در این زمینه تلاش هایی انجام داده اند و برخی از پرسش های مطرح شده را پاسخ داده اند تا روزنه ای بشود برای یافتن اندازه واقعی دنیا. اما بگذارید برخی اصول پایه ای در باره ی فضا و اندازه گیری های موجود را برای تان بگوییم.
استفاده از نور برای اندازه گیری ها
راحت ترین راه برای اندازه گیری فواصل در فضا استفاده از نور است. البته به خاطر فاصله بسیار زیادی که وجود دارد، ممکن است نوری که به شئ خاصی در فضا برخورد می کنند و بعد از آن به چشم ما می رسد، دقیقا مشابه شکل واقعی آن شئ نباشد و با آن تفاوت هایی داشته باشد که این امر به خاطر وجود فاصله زیاد است. نور با سرعت ۱۸۶۰۰۰ مایل بر ثانیه حرکت می کند. البته برای فاصله بسیار طولانی با فضا، استفاده از واحد ثانیه مناسب نیست و ستاره شناسان از واحد سال نوری به جای ثانیه استفاده می کنند. یک سال نوری تقریبا برابر با شش میلیارد مایل است که فاصله زیاد و زمان رسیدن نور از شئ به ما را به خوبی بیان می کند.
در مقیاس کوچک تر این مورد را بر روی خورشید آزمایش کردیم. خورشید ۹۳ میلیون سال نوری از ما دور است و اگر با تلسکوپ مناسب و قوی به آن نگاه کنید، متوجه خواهید شد که شما هشت دقیقه زود تر از چشم عادی آن را خواهید دید. یعنی این که هشت دقیقه طول می کشد تا نور از خورشید به چشم ما برسد.
نور نقش مهمی در اندازه گرفتن بزرگی جهان دارد. طبق بررسی ها و گفته های بسیاری از ستاره شناسان و فیزیکدانان که از روش Cosmic Distance Ladder استفاده کردند، جهانی که برای ما قابل مشاهده است، ۴۶ میلیارد سال نوری از زمین دور تر و بزرگ تر است.
Cosmic Distance Ladder
تلسکوپ ها یکی از ابزار ها و روش های موجود برای اندازه گیری فاصله است، اما هر چه فاصله بیشتر و بیشتر شود، اندازه گیری هم پیچیده تر و مشکل تر می شود. استفاده از تلسکوپ های رادیویی برای مشاهده و اندازه گیری های داخل منظومه شمسی بسیار مناسب است و نتایج به دست آمده بسیار دقیق است، اما هنگامی که بخواهیم از منظومه شمسی فراتر برویم، تلسکوپ های رادیویی دیگر جواب گو نیستند. به همین علت است که ستاره شناسان به سمت چیزی به نام Parallex رفته اند.
اگر بخواهیم واژه پارالکس را توضیح بدهیم می توانیم از چشمان خودمان مثال بزنیم. یکی از چشمان خود را ببندید و با یک چشم شئ خاصی را نگاه کنید. اکنون چشم دیگر خود را ببندید و دوباره به آن شئ نگاه کنید. متوجه خواهید شد که شئ در حال حرکت است. به این عمل Parallex گفته می شود و برای اندازه گیری فواصل استفاده می شود.
روش بعدی اندازه گیری Main Sequence Fitting نام دارد و به دانش ما در باره ی نحوه تغییر ستاره ها در فواصل خاصی بستگی دارد. در این روش به روشنی ستاره ها در فواصل دور نگاه می کنند و آن ها را با رنگ ستاره های فواصل نزدیک تر مقایسه می کنند تا بتواند فاصله را تشخیص دهند. اما این روش هم محدودیت های خود را دارد و فقط برای ستاره های موجود در همین کهکشان و یا ستاره های موجود تا فاصله ۱۰۰۰۰۰ سال نوری کاربرد دارد و فقط آن ها را اندازه گیری می کند.
برای اندازه گیری ستاره ها در فواصل دور تر، ستاره شناسان از روشی به نام Cepheid Variable استفاده می کنند که می گوید نور هر نوع ستاره در زمان های مختلفی تغییر می کند و با استفاده از این تغییر رنگ می توانند فاصله را حدس بزنند. با این روش می توان ستاره هایی که تا ۱۰ میلیون سال نوری از ما فاصله دارند را ببینیم و بزرگی و فاصله آن ها را اندازه بگیریم.
اگر در نظر بگیریم که جهان ۱۳٫۸ میلیون سال نوری از زمین فاصله دارد، باید این را در نظر داشته باشیم که در این فاصله، جهان در حال بزرگ تر شدن است و این به این مفهوم است که جهان از اندازه گیری های ما بسیار بزرگ تر است.
برای حل کردن این مساله باید نظریه های دیگری همچون نظری Big Bang را در نظر بگیریم و بفهمیم که جهان با چه سرعتی در حال گسترش و بزرگ شدن است.
بسیاری از ستاره شناسان گفته اند که جهان، ۲۵۰ برابر بزرگ تر از آن چیزی است که تصور می کنیم و اندازه گرفته ایم. چون هنوز قسمت های زیادی از جهان است که ما قادر به دیدن آن ها نیستیم. در این بین نظ
نظریه عجیبی وجود دارد که می گوید جهان هستی، خود مجموعه ای از جهان بزرگ تری است که به نظریه Multiverse شناخته می شود. این موضوع و نظریه خود به مقاله ای جدا و بحث و بررسی جداگانه ای نیاز دارد.
ما فقط می توانیم حدس بزنیم که جهان چقدر بزرگ است و شاید دانشمندان هیچوقت موفق به حل این موضوع نباشند و نتوانند اندازه دقیق جهان هستی را بفهمند.
آیا دمای سطح خورشید کمتر از هسته است؟
وب سایت دیجیاتو - مریم موسوی: یکی از مسائل عجیبی که در مورد فضا مطرح می شود این است که شرایط آنطور که انتظارش را داریم نیستند و گاهی حتی برخلاف عقل سلیم پیش می روند.
برای نمونه می توانید خورشید را در نظر بگیرید؛ همه ما انتظار داریم که سطح این ستاره به مراتب داغ تر از اتمسفر آن باشد، زیرا به کوره هسته ای مستقر در قلب آن نزدیک تر است.
از طرفی، اگر دقت کرده باشید، وقتی مقابل شومینه می نشینید هرچه به آن نزدیک تر شوید، حرارت را بیشتر احساس می کنید.
در مورد خورشید اما اینطور نیست و باید بگوییم که عملکرد این ستاره متفاوت از دانش و انتظارات ماست.
دمای سطح خورشید که اصطلاحا نور سپهر خوانده می شود طبق اعلام محققان بین 3700 تا 6200 درجه سانتی گراد است اما هرچه از این سطح دورتر شوید، حرارت بیشتر می گردد.
این در حالی است که دما در خارجی ترین لایه اتمسفری این ستاره سوزان که تاج خورشید خوانده می شود و حدودا 2100 کیلومتر از سطح آن فاصله دارد به رقم نجومی 500 هزار درجه سلسیوس می رسد. جالب است بدانید که به غیر از خورشید، برخی ستاره های دیگر نیز چنین شرایطی دارند و دانشمندان سالهاست که در تلاش برای یافتن علت این امر هستند.
با توجه به همین مساله دانشمندان، فرضیه ای را مطرح کردند که بر پایه آن، امواج مگنوهیدرودینامیک انرژی را از زیر نورسپهر مستقیما به تاج خورشید یا Corona انتقال می دهند و از این بابت می توان گفت مانند یک قطار سریع السیر حرکت می کنند که در مسیرش هیچ ایستگاهی وجود ندارد.
در سال 2013 میلادی، دانشمندان بریتانیایی با بهره گیری از پیشرفت های صورت گرفته در تکنولوژی های تصویربرداری موفق شدند کروموسفر (همان لایه میانی نور سپهر و تاج خورشید) یا در اصل امواج مگنوهیدرودینامیک موجود در این لایه را مورد بررسی قرار دهند.
آنها در نتیجه بررسی های خود دریافتند که همین امواج علت اصلی بالا بودن دمای محیط پیرامونی خورشید نسبت به سطح آن و خصوصا در تاج خورشید هستند.
تصویری از یک سیاه‌ چاله خشمگین!

ناسا برای اولین بار موفق به ثبت تصاویری از یک سیاه چاله فوق‌العاده عظیم شده که مانند یک جانور درنده خو و با استفاده از نیروی جاذبه بسیار زیاد خود همه چیز را می‌بلعد.

http://www.bartarinha.ir/fa/news/391094/
راز جان‌سختی خرس آبی کشف شد

خرس‌های آبی جانوران میکروسکوپی هستند که می‌توانند در هر شرایطی زنده بمانند. آنها می‌توانند ۳۰ سال در یک فریزر دوام بیاورند؛ در مقابل دهیدراسیون، دمای جوش و دمای زیر صفر و تشعشعات شدید مقاوم باشند.

http://www.bartarinha.ir/fa/news/391789/
بعد کیهانی
Video
طنز دربارهٔ مقاله‌نویسی از سروش رضایی
#تخصصی

فیزیکدانی از آکسفور اخیراً نشان داده که پیش‌بینی‌های احتمالی کوانتومی را در آزمایش‌هایی نظیر سنجش مؤلفه‌های اسپینی ذرهٔ اسپین ۱/۲ می‌توان از مبنایی موجبیتی استخراج کرد. اساس این مدل‌سازی نظری قضیهٔ ناهمتاسازی (no-cloning) حالت‌های کوانتومی است. اگر این ویژگی اصل گرفته شود، فراوانی یا احتمال نتایج در آزمایش‌های مکرر قابل حصول است. رویکرد مورد نظر را ابَراطلاعات superinformation می‌نامند. 👆👆
#عمومی

پژوهشگران موفق شده‌اند با استفاده از برگ‌های اسفناج غشایی بسازند که در سلول‌های زیست-فوتوالکتروشیمیایی کاربرد دارند. این سلول‌ها به‌کمک نور، از آب الکتریسیته و هیدروژن تولید می‌کنند. این کشف مهم می‌تواند به شناخت منابع جدید انرژی بیانجامد. 👆👆
فسیل‌ها آینده را پیش ‌بینی می ‌کنند

وب سایت کلیک: دانشمندان فکر می‌کنند یکی از قدیمی ترین اسرار قطب جنوب را حل کرده اند اما این کشف پیش‌بینی خوبی برای آینده این بخش سراسر یخ ندارد.
در قلب این معما یک گروه فسیل جلبک تک سلولی به نام دیاتوم قرار دارد. اینکه این موجودات دریایی میکروسکوپی چگونه به مکانی(کوه های بلند ترنس آنتراکتیک) رفته که امروزه در آنجا کشف شده اند، برای سی سال محور بحث بوده است.
اکنون محققین به لطف مدل های کامپیوتری در آمریکا شواهدی یافته اند که نشان می دهد دیاتوم ها به دلیل عقب نشینی قابل توجه یخ ها به خانه مرتفع خود رسیده اند. اگر این اتفاق پیش از این نیز افتاده، پس دوباره نیز ممکن است رخ دهد.
محقق سرپرست، رید شیرر می گوید "مطالعاتی از این دست نشان می دهند که تغییرات در سطح آب دریا می توانند در مقیاس زمانی انسان رخ دهند.”
پیش از این دو فرضیه اصلی برای یافتن دیاتوم ها با مایل ها فاصله از سطح قطب جنوب وجود داشت.
فرضیه "دینامیکی‌ها” می گوید که آن‌ها به همراه سقوط یخچال ها در طی یک تغییر دمای باستانی از گرم به سرد، حرکت کرده اند. در همین حال فرضیه "باثبات” می گوید که بادهای قوی دیاتوم ها را تا موقعیت کنونی با خود برده اند.
اما چرا این مساله مهم است؟ این فرضیات در مورد اینکه ورقه های قطب جنوب از هم متلاشی شده و یا در دوره پلیوسن که ۵٫۳ و ۲٫۶ میلیون سال پیش رخ داده محکم شده اند، دیدگاه‌های مقابل هم را دارند. در آن زمان کره زمین ۲ تا ۳ درجه سلسیوس گرم تر از الان بود.
اگر ثبات گرایان محق باشند، پس یخ های عظیم جنوبگان ممکن است در دمای بیشتر نیز دوام داشته باشند. اما اگر دینامیکی ها بر حق باشند، بر اساس رفتار گذشته این سیاره دوام یخ ها زیاد نخواهد بود.
مدل های کامپیوتری جدید نشان می‌دهند که هر دو فرضیه کمابیش صحت دارند و هم تغییر یخچال ها و هم وزش بادهای قوی در حرکت دیاتوم ها موثر بوده اند. اما تا جایی که حرکت یخچال ها دخیل بوده اند، سراسر خبر بد است، زیرا اگر صفحه های شرق جنوبگان مانند مدل ناپایدار باشند، افزایش سطح آب دریا در آینده رخ خواهد داد.
شیرر می گوید”آنچه این تحقیقات را حائز اهمیت می‌کند این است که یخ ها به عقب رفته و سطح آب دریا بالا خواهد آمد. و جمعیت زیادی در جهان در کنار دریا زندگی می کنند.”
مدل سازی جدید شرایط آب و هوایی دوران پلیوسن و آنچه محققین "پس زدن ایزوستازیک” می نامند را نیز در نظر گرفته است. این پس زدن ایزوستاتیک حیاتی است، با عقب رقتن یخ ها، دیاتوم ها به سطح آمده و می‌توانند با کمک باد حرکت کنند.
با توجه به گفته های شیرر می‌توان جلوی گسترش این رویداد در آینده را از طریق کاهش تولید کربن دی اکسید گرفت که افزایش سطح آب دریا را آهسته تر کند.
#عمومی

آیا مغز ما قدرت خارق العاده دارد؟

وب سایت کلیک: به گفته دانشمندان علم پزشکی، مغز قدرتی دارد که می تواند در مواقع ضرورت در بروز حوادث و همچنین آسیب های مغزی، قدرتی خارق العاده را به مغز بیمار برگرداند. محققان در پی استفاده از این قدرت بی نظیر در مغز افراد عادی هستند.
به جرات می توان مغز را یکی از پیچیده ترین عناصر بشری دانست. تکنولوژی پزشکی با تمام پیشرفتی که داشته است همچنان در پی کشف بسیاری از رازهای مرموز این عنصر است. یکی از شگفتی های مغز توانایی دسته بندی کردن اطلاعات، تمیز دادن تک تک مطالب و میلیون ها توانایی دیگر است. به تازه گی دانشمندان قابلیت دیگری در مغز کشف کرده اند. قدرت بخشیدن پس از آسیب دیدن مغز.
چندی پیش یکی از شهروندان شیکاگو در راه بازگشت به خانه، به صورت ناگهانی مورد حمله قرار گرفت و برای مدتی حافظه خود را از دست داد. به گفته پزشکان، این شخص که برای مدتی بیهوش و در حالت کما به سر می برده است، با ضربه شدید مغزی درگیر بوده است. پس از به هوش آمدن بیمار و دستیابی نسبی به سلامت، توانایی عجیبی در خود یافت که پیش از آن در وی بی سابقه بوده است. دست یابی به چشم اندازی متفاوت و به دست آوردن توانایی بی نظیر در مباحث ریاضی.
این بیمار با نام جیسون پجت (Jason Padgett)، چندی پس از مرخص شدن از بیمارستان دریافت که اطرافش را اشکال هندسی پر کرده اند. تمامی مناظر با اشکال هندسی در هم و گاه منظم به چشم وی می آیند. به اعتقاد پجت این نوع نگاه به زندگی بسیار خوشایند و مطلوب تر از گذشته به نظر می آید.
پس از این حادثه توانایی خارق العاده وی در حل مسائل ریاضی و اعداد شگفت انگیز بود تا جایی که جیسون پجت، بار دیگر با انتخاب رشته تئوری اعداد و ریاضی وارد دانشگاه شد.
متخصصان با بررسی پدیده پیش آمده در جیسون پجت دریافتند مغز با استفاده از قدرت خود توانسته است پس از آسیب رسیدن به مغز این توانایی اعجاب انگیز را آشکار کند. همچنین محققان معتقدند این پدیده تنها در بین ۴۰ تا ۵۰ نفر در سطح جهان شناسایی شده است که به نظر می آید شمار این افراد بیش از این تعداد باشد.
تحقیقات انجام شده نشان می دهد، همه افراد فارق از میزان بهره هوشی و یا شرایط جسمی و فیزیکی به صورت بالقوه پتانسیل نابغه بودن را دارند چرا که باز کردن قفل های نبوغ و استعداد خارق العاده برای مغز بسیار آسان است و این هدفی ست که بیش از پیش دانشمندان را به سوی خود جلب می کند.
سندروم ساونت، یکی از پدیده هاییست که بر اثر ضایعات مغزی و یا در پی سندروم اوتیسم پدید می آید و اشکال مختلفی که در جهان خارجی وجود ندارند را در چشم انداز بیمار پدیدار می کند. از هر ۱۰ بیمار سندروم اوتیسم یکی از افراد به این سندروم مبتلا می شود که بیماری بسیار نادری به شمار می آید.
به گفته دارولد ترفرت روانشناس و محقق دانشگاه هاروارد، میزان مراجعین درگیر با این سندروم بسیار اندک بوده است تا حدی که می توان یکایک آن ها را به خاطر آورد. این سندروم که در بسیاری واکنش هایی شبیه به نبوغ را بوجود می آورد یک معجزه بالقوه نبوغ در هر فردیست.
این نبوغ آنی در بسیاری به عنوان یک معجزه پس از بیماری های شدید یاد می شود که بسیار تعجب برانگیز است. برای مثال تونی سیکوریا (Tony Cicoria)، جراح و ارتوپد از نیویورک پس از برخورد صاعقه به وی و بیهوش شدن هنگامی که بهبود نسبی خود را بدست آورده بود به نبوغ و مهارت خود در نواختن پیانو پی برد. استعدادی که تا پیش از حادثه هیچ نشانی در وی وجود نداشت.
از این گونه بیماران افراد مختلفی را می توان نام برد. تامی مک هاگ(Tommy McHugh) که پس از ضربه مغزی به شیوه شگفت انگیزی استعداد خود در ادبیات و سرودن شعر و همچنین نقاشی را کشف کرد. این مسئله و دگرگونی حالات مغز در هنگام حوادث به حدی از اهمیت و توجه قرار دارد که در دانشگاه کالیفرنیا – سانفرانسیسکو مرکز تحقیقاتی با این موضوع برپا شده است.
به گفته پروفسور ترفرت، بروز این گونه از نبوغ در افراد حادثه دیده، بیشتر به شکل استعداد در هنرهایی نظیر موسیقی، شعر، نقاشی و یا حتی نوع خاصی از حرکات موزون پدیدار شده است. حال آنکه در این میان موارد خاصی از نبوغ در ریاضیات و یا هندسه نیز به چشم می خورد. بسیاری از کارشناسان معتقدند این علائم در پی واکنش مغز به آسیب ها و ضربه های شدید ناحیه عصبی مغز است. در این حالت ناحیه آسیب دیده مغز با استفاده از ترشحات کورتکس از نواحی دیگر حالتی ترمیمی می یابد که واکنش ها و تغییراتی در این میان روی می دهد که واکنشی طبیعی به نظر می آید.
پروفسور ترفرت روانشناس و محقق دانشگاه هاروارد، نبوغ امری ذاتی ست که در ناخودآگاه همه ما وجود دارد. اما این مسئله در برخی افراد با بروز حوادث مغزبی نمود پیدا می کند. همچنان محققین در پی یافتن راهی برای بازیابی این استعداد و توانمندی در عموم افراد هستند.
#عمومی

ناسا کشف بزرگش را اعلام کرد

ناسا در نشستی خبری ویژه خود بر اساس تصاویر ثبت شده توسط تلسکوپ هابل از کشف آبفشان‌هایی بر روی اروپا،قمر مشتری خبر داد که نشان دهنده وجوده اقیانوسی در زیر سطح یخ‌زده این قمر است.

http://www.bartarinha.ir/fa/news/395466/