#عمومی
چرا میمونها نمیتوانند صحبت کنند؟
-----
ایسنا: دانشمندان به بررسی مجرای آوایی میمونها و دلیل عدم صحبت کردن این حیوانات پرداختند. به نقل از ساینس آلرت، میمونها مانند ما انسانها نخستیسانان یا نخستیهای اجتماعی، هوشمند و غیر آرام هستند.
میمونهای ماکاک رزوس فریاد زده، صداهای زمزمه مانند از خود در آورده، گریه و زاری کرده و جیغ میزنند.
ماکاکهای نوزاد صداهایی را از خود در میآورند که اصطلاحا gecker نام دارد.
میمون رزوس یا ماکاک رزوس یکی از انواع میمونها است که در جنوب، شرق و جنوب شرقی آسیا زندگی میکند. رزوس به جهت نگهداری آسان در اسارت و استفاده گسترده در باغ وحشها، آزمایشگاهها و به عنوان حیوان خانگی از شناخته شدهترین انواع میمون است.
با وجود تمامی صداهایی که این موجودات از خود در میآورند، هیچ یک از نخستیسانان حتی شامپانزهها و بونوبوها یا شامپانزههای کوتوله که شباهت زیادی به ما دارند نیز نمیتوانند صداهای واضح و صدایی را که ما به عنوان گفتار از آن استفاده میکنیم ایجاد کنند.
دانشمندان تصریح کردند که دو نکته احتمالی وجود دارد: یکی اینکه مغز در موجوداتی غیر از انسان به گونهای طراحی نشده که توانایی صحبت داشته باشند دوم اینکه نای آنها به شکل نادرستی شکل گرفته است.
فیلیپ لیبرمن، استاد برجسته علوم انسان شناسی و علوم شناختی و زبانی در دانشگاه براون، چند سالی است که به دنبال بررسی این موضوع است.
لیبرمن و همکارانش در آزمایشات پیشگامانهای که در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 بر روی ماکاکهای رزوس انجام دادند، دریافتند که مشکل از حنجره میمونها است.
آنها نتیجه گرفتند که ماکاکها فاقد مجرای صوتی "فوق چاکنایی"(فضایی که در انسانها از دهان شروع شده و از قوس زبان به گلو پیوند می خورد) کافی هستند.
چاکنای(glottis) دهانه یا مدخل نای است که پردههای صوتی در آن قرار دارند. به تعریف زبانشناسی چاکنای، فاصله میان پردههای صوتی است.
حتی اگر مغز یک میمون دارای سیم کشی صحیحی برای صحبت کردن باشد، مجرای صوتی میمون به سادگی نمیتواند صداهای کافی برای صحبت کردن را تولید کند.
پروفسور تکامسه فیچ،استاد زیست شناسی شناختی در دانشگاه وین، اظهار کرد: در میان کارشناسان در زمینه تکامل گفتار، این ایده رایج بوده اما فراگیر نیست. اما در بین زیست شناسان، انسان شناسان و روانشناسان، بسیار فراگیر بوده و هنوز هم وجود دارد.
به تازگی، این مسئله که "چرا میمونها نمی توانند صحبت کنند" در میان دانشمندان به یک بحث جدی تبدیل شده است.
در ماه دسامبر، فیچ و همکارانش مقاله ای را در زمینه پیشرفتهای علمی منتشر کردند که با این عنوان مطرح شد: "مجرای صوتی میمونها آماده صحبت کردن است."
پس از آن لیبرمن مقالهای را در همان مجله منتشر کرد و پاسخ فیچ و همکارانش را داد.
لیبرمن در پژوهش خود که در سال 1969 به چاپ رسیده می گوید: "ما پژوهش خود را با یک ماکاک رزوس آغاز کرده و شروع به بررسی محدودیتهای آناتومیک این حیوان کردیم. محققان یک نمونه گچی از حنجره میمون ماکاک که به طور طبیعی جان خود را از دست داده بود را ساختند.
محققان کار خود را با یک میمون زنده اما آرام شروع کرده و زبان حیوان را دستکاری کردند و موقعیتهایی که میتوانست بوجود آورد را ثبت کردند. آنها با استفاده از این اطلاعات، محدوده صدای گفتاری میمون را برآورد کردند.
محدوده گفتار این حیوان بسیار کوچکتر از یک انسان بود و این پژوهش نشان داد که یک ماکاک نمیتواند حروف صدادار مانند E کشیده و طولانی که در اکثر زبانها رایج است را تولید کند.
محققان این کار را با گرفتن فیلمهای اشعه ایکس از نوزاد انسان انجام دادند که زبانشان در هنگام تولد شبیه به میمونها بوده اما در زمان رشد به سمت گلو حرکت میکند.
علاوه بر این، لیبرمن معتقد است که مجراهای صوتی ناندرتال نیز شبیه به نوزاد انسان است. لیبرمن اظهار کرد، محدوده صحبت ناندرتالها محدود بوده و آنها نمیتوانستند به وضوح یک فرد بالغ صحبت کنند.
از سال 1980 لیبرمن بر مغز نخستی سانان تمرکز کرده و در اوایل سال 1968، پژوهش او نشان داد که مغز نخستی سانان غیر از انسان توانایی برقراری ارتباط کلامی پیچیده را ندارد.
در دسامبر 2016، گروهی از زیست شناسان شناختی و انسان شناسان، تحقیقات لیبرمن در زمینه ماکاک را با استفاده از تکنیکهای پیشرفته تکرار کردند.
در میان نویسندگان این مطالعه، فیچ دانشجوی فارغ التحصیل لیبرمن بود. تفاوت کلیدی در کار اخیر این بود که فیچ و همکارانش فیلمهایی اشعه ایکس از ماکاکهای زنده را در هنگام ایجاد سر و صدا و یا جویدن از آنها گرفتند.
بارت د بوئر، نویسنده تحقیق سال 2016 و متخصص تکامل گویش در دانشگاه وریج در بروکسل، گفت: ما از تحقیق جدید اطلاعات بسیار بیشتری نسبت به نمونههای گچ یا سیلیکونی که در دهه قبل انجام شده بود، به دست آوردیم.
👇👇
چرا میمونها نمیتوانند صحبت کنند؟
-----
ایسنا: دانشمندان به بررسی مجرای آوایی میمونها و دلیل عدم صحبت کردن این حیوانات پرداختند. به نقل از ساینس آلرت، میمونها مانند ما انسانها نخستیسانان یا نخستیهای اجتماعی، هوشمند و غیر آرام هستند.
میمونهای ماکاک رزوس فریاد زده، صداهای زمزمه مانند از خود در آورده، گریه و زاری کرده و جیغ میزنند.
ماکاکهای نوزاد صداهایی را از خود در میآورند که اصطلاحا gecker نام دارد.
میمون رزوس یا ماکاک رزوس یکی از انواع میمونها است که در جنوب، شرق و جنوب شرقی آسیا زندگی میکند. رزوس به جهت نگهداری آسان در اسارت و استفاده گسترده در باغ وحشها، آزمایشگاهها و به عنوان حیوان خانگی از شناخته شدهترین انواع میمون است.
با وجود تمامی صداهایی که این موجودات از خود در میآورند، هیچ یک از نخستیسانان حتی شامپانزهها و بونوبوها یا شامپانزههای کوتوله که شباهت زیادی به ما دارند نیز نمیتوانند صداهای واضح و صدایی را که ما به عنوان گفتار از آن استفاده میکنیم ایجاد کنند.
دانشمندان تصریح کردند که دو نکته احتمالی وجود دارد: یکی اینکه مغز در موجوداتی غیر از انسان به گونهای طراحی نشده که توانایی صحبت داشته باشند دوم اینکه نای آنها به شکل نادرستی شکل گرفته است.
فیلیپ لیبرمن، استاد برجسته علوم انسان شناسی و علوم شناختی و زبانی در دانشگاه براون، چند سالی است که به دنبال بررسی این موضوع است.
لیبرمن و همکارانش در آزمایشات پیشگامانهای که در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 بر روی ماکاکهای رزوس انجام دادند، دریافتند که مشکل از حنجره میمونها است.
آنها نتیجه گرفتند که ماکاکها فاقد مجرای صوتی "فوق چاکنایی"(فضایی که در انسانها از دهان شروع شده و از قوس زبان به گلو پیوند می خورد) کافی هستند.
چاکنای(glottis) دهانه یا مدخل نای است که پردههای صوتی در آن قرار دارند. به تعریف زبانشناسی چاکنای، فاصله میان پردههای صوتی است.
حتی اگر مغز یک میمون دارای سیم کشی صحیحی برای صحبت کردن باشد، مجرای صوتی میمون به سادگی نمیتواند صداهای کافی برای صحبت کردن را تولید کند.
پروفسور تکامسه فیچ،استاد زیست شناسی شناختی در دانشگاه وین، اظهار کرد: در میان کارشناسان در زمینه تکامل گفتار، این ایده رایج بوده اما فراگیر نیست. اما در بین زیست شناسان، انسان شناسان و روانشناسان، بسیار فراگیر بوده و هنوز هم وجود دارد.
به تازگی، این مسئله که "چرا میمونها نمی توانند صحبت کنند" در میان دانشمندان به یک بحث جدی تبدیل شده است.
در ماه دسامبر، فیچ و همکارانش مقاله ای را در زمینه پیشرفتهای علمی منتشر کردند که با این عنوان مطرح شد: "مجرای صوتی میمونها آماده صحبت کردن است."
پس از آن لیبرمن مقالهای را در همان مجله منتشر کرد و پاسخ فیچ و همکارانش را داد.
لیبرمن در پژوهش خود که در سال 1969 به چاپ رسیده می گوید: "ما پژوهش خود را با یک ماکاک رزوس آغاز کرده و شروع به بررسی محدودیتهای آناتومیک این حیوان کردیم. محققان یک نمونه گچی از حنجره میمون ماکاک که به طور طبیعی جان خود را از دست داده بود را ساختند.
محققان کار خود را با یک میمون زنده اما آرام شروع کرده و زبان حیوان را دستکاری کردند و موقعیتهایی که میتوانست بوجود آورد را ثبت کردند. آنها با استفاده از این اطلاعات، محدوده صدای گفتاری میمون را برآورد کردند.
محدوده گفتار این حیوان بسیار کوچکتر از یک انسان بود و این پژوهش نشان داد که یک ماکاک نمیتواند حروف صدادار مانند E کشیده و طولانی که در اکثر زبانها رایج است را تولید کند.
محققان این کار را با گرفتن فیلمهای اشعه ایکس از نوزاد انسان انجام دادند که زبانشان در هنگام تولد شبیه به میمونها بوده اما در زمان رشد به سمت گلو حرکت میکند.
علاوه بر این، لیبرمن معتقد است که مجراهای صوتی ناندرتال نیز شبیه به نوزاد انسان است. لیبرمن اظهار کرد، محدوده صحبت ناندرتالها محدود بوده و آنها نمیتوانستند به وضوح یک فرد بالغ صحبت کنند.
از سال 1980 لیبرمن بر مغز نخستی سانان تمرکز کرده و در اوایل سال 1968، پژوهش او نشان داد که مغز نخستی سانان غیر از انسان توانایی برقراری ارتباط کلامی پیچیده را ندارد.
در دسامبر 2016، گروهی از زیست شناسان شناختی و انسان شناسان، تحقیقات لیبرمن در زمینه ماکاک را با استفاده از تکنیکهای پیشرفته تکرار کردند.
در میان نویسندگان این مطالعه، فیچ دانشجوی فارغ التحصیل لیبرمن بود. تفاوت کلیدی در کار اخیر این بود که فیچ و همکارانش فیلمهایی اشعه ایکس از ماکاکهای زنده را در هنگام ایجاد سر و صدا و یا جویدن از آنها گرفتند.
بارت د بوئر، نویسنده تحقیق سال 2016 و متخصص تکامل گویش در دانشگاه وریج در بروکسل، گفت: ما از تحقیق جدید اطلاعات بسیار بیشتری نسبت به نمونههای گچ یا سیلیکونی که در دهه قبل انجام شده بود، به دست آوردیم.
👇👇
#عمومی
👇👇
این پژوهش نشان دهنده طیف وسیعی از صداهایی است که میمونها توانایی ایجاد آن را دارند.
این محققان با استفاده از 99 تصویر رادیولوژی از مجراهای آوازی ماکاک رزوس، فضای سه بعدی دهان و حنجره این میمون را شبیه سازی کردند.
محققان با تعیین میزان جریان هوایی که در این فضا وجود دارد، یک طیف فرضی از صداهای گفتاری ایجاد کردند که میمونها میتوانند تولید کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که پتانسیل آوایی ماکاکها، هشت برابر بیشتر از آن چیزی است که در سال 1969 تصور میشد.
دانشمندان عبارت "آیا با من ازدواج خواهی کرد؟" را همانطور که توسط میمون ماکاک ادا میشود، تولید کردند.
این کلمات عجیب و غریب بودند، اما نویسندگان ادعا میکنند که به عنوان زبان انگلیسی با لهجه خارجی کمی قابل درک است.(صدایی شبیه به صدای گولوم در "ارباب حلقهها"که در زمان خفه شدن سعی داشت تا صحبت کند.)
بارت د بوئر اظهار کرد: این بدان معناست که پیشتر محدوده گفتاری و کلماتی که این حیوانات توانایی ایجاد آن را دارند دستکم گرفته شده است.
وی افزود: اگر ما واقعا میخواهیم مبانی گفتار را درک کنیم، باید تحقیقات خود را بر روی تکامل شناخت متمرکز کنیم.
د بوئر گفت: واکنش به این تحقیق در میان کارشناسانی که در حال بررسی تکامل گفتار هستند "واقعا مثبت و حمایت کننده بود." (به استثنای لیبرمن)
در این سالها، این ایده که شناخت مهم تر از آناتومی آوازی است، در میان متخصصان تکاملی در حال افزایش است.
در زمان انتشار مقاله در سال 2016، جان اسلینگ، زبان شناس در دانشگاه ویکتوریا کانادا که در این پژوهش دخالتی نداشت، به مجله ساینس گفت: "این پژوهش جدید قطعا نشان میدهد که مجرای صوتی ماکاک ظرفیتی بیشتر از آنچه قبلا تصور میشد را دارد.
آنا بارنی، یک مهندس زیست پزشکی آکوستیک در دانشگاه ساوث همپتون در انگلستان که او نیز در این تحقیق دخالتی نداشت، به نیویورک تایمز گفت که تحقیق جدید قانع کننده است اما پرسشهایی مانند عدم وجود حروف بی صدا در ماکاک را مطرح میکند. آنچه که آنها در این پژوهش نشان داده اند این است که میمونها قابلیت ادای حروف صدادار را دارند، نه اینکه بتوانند صحبت کنند.
برای لیبرمن، پژوهش سال 2016، نه تنها جنبه تکذیب نداشت بلکه تایید موارد پیشین بود. وی اظهار کرد : هیچ چیز جدیدی در مقاله فیچ به جز یک سری از اشتباهات با قصد فریب دادن مردم وجود ندارد.
چیزی که واضح است این است که میمونها هنوز نمیتوانند صدای بلند E برای مثال در کلماتی مانند see و beet را ادا کنند.
آنها هنوز صوتی به صورت ee(ای) نداشته و به ندرت میتوانند اصواتی مانند oo(او) و aa(آ) را ادا کنند.
او میگوید E کشیده دارای وضعیت خاصی در بین صداها بوده و در واقع، تحقیقات نشان میدهد که ابعاد بدنی یک فرد براساس صدای بلند(E) که میتواند ادا کند محاسبه میشود.
انسانها برای تولید E کشیده، زبان خود را به نحوی حرکت میدهند که یک حفره بزرگ پشت حنجره ایجاد میشود.
انجام این کار حیوانات به علت صافی زبان آنها امکان پذیر نیست و برای انجام این کار باید زبان آنها نصف شود که این امر مطمئنا غیر ممکن است.
بارت د بوئر خاطرنشان کرد که Eطولانی مختص انسانها بوده و در گوشه ای از محیط آکوستیک حنجره انسان جای میگیرد و دلیل اینکه میمونها نمیتوانند این صدا را ادا کنند، همین تفاوت است.
هنوز هم بحثهایی بر سر چرایی این موضوع وجود داشته و دانشمندان در حال بررسی برای رسیدن به یک نتیجه واحد و قطعی هستند.
به رغم چندین دهه تحقیق و بررسی، توانایی صحبت کردن میمونها در هالهای از ابهام باقی مانده است.
این پژوهش در The Washington Post منتشر شده است.
👇👇
این پژوهش نشان دهنده طیف وسیعی از صداهایی است که میمونها توانایی ایجاد آن را دارند.
این محققان با استفاده از 99 تصویر رادیولوژی از مجراهای آوازی ماکاک رزوس، فضای سه بعدی دهان و حنجره این میمون را شبیه سازی کردند.
محققان با تعیین میزان جریان هوایی که در این فضا وجود دارد، یک طیف فرضی از صداهای گفتاری ایجاد کردند که میمونها میتوانند تولید کنند. آنها به این نتیجه رسیدند که پتانسیل آوایی ماکاکها، هشت برابر بیشتر از آن چیزی است که در سال 1969 تصور میشد.
دانشمندان عبارت "آیا با من ازدواج خواهی کرد؟" را همانطور که توسط میمون ماکاک ادا میشود، تولید کردند.
این کلمات عجیب و غریب بودند، اما نویسندگان ادعا میکنند که به عنوان زبان انگلیسی با لهجه خارجی کمی قابل درک است.(صدایی شبیه به صدای گولوم در "ارباب حلقهها"که در زمان خفه شدن سعی داشت تا صحبت کند.)
بارت د بوئر اظهار کرد: این بدان معناست که پیشتر محدوده گفتاری و کلماتی که این حیوانات توانایی ایجاد آن را دارند دستکم گرفته شده است.
وی افزود: اگر ما واقعا میخواهیم مبانی گفتار را درک کنیم، باید تحقیقات خود را بر روی تکامل شناخت متمرکز کنیم.
د بوئر گفت: واکنش به این تحقیق در میان کارشناسانی که در حال بررسی تکامل گفتار هستند "واقعا مثبت و حمایت کننده بود." (به استثنای لیبرمن)
در این سالها، این ایده که شناخت مهم تر از آناتومی آوازی است، در میان متخصصان تکاملی در حال افزایش است.
در زمان انتشار مقاله در سال 2016، جان اسلینگ، زبان شناس در دانشگاه ویکتوریا کانادا که در این پژوهش دخالتی نداشت، به مجله ساینس گفت: "این پژوهش جدید قطعا نشان میدهد که مجرای صوتی ماکاک ظرفیتی بیشتر از آنچه قبلا تصور میشد را دارد.
آنا بارنی، یک مهندس زیست پزشکی آکوستیک در دانشگاه ساوث همپتون در انگلستان که او نیز در این تحقیق دخالتی نداشت، به نیویورک تایمز گفت که تحقیق جدید قانع کننده است اما پرسشهایی مانند عدم وجود حروف بی صدا در ماکاک را مطرح میکند. آنچه که آنها در این پژوهش نشان داده اند این است که میمونها قابلیت ادای حروف صدادار را دارند، نه اینکه بتوانند صحبت کنند.
برای لیبرمن، پژوهش سال 2016، نه تنها جنبه تکذیب نداشت بلکه تایید موارد پیشین بود. وی اظهار کرد : هیچ چیز جدیدی در مقاله فیچ به جز یک سری از اشتباهات با قصد فریب دادن مردم وجود ندارد.
چیزی که واضح است این است که میمونها هنوز نمیتوانند صدای بلند E برای مثال در کلماتی مانند see و beet را ادا کنند.
آنها هنوز صوتی به صورت ee(ای) نداشته و به ندرت میتوانند اصواتی مانند oo(او) و aa(آ) را ادا کنند.
او میگوید E کشیده دارای وضعیت خاصی در بین صداها بوده و در واقع، تحقیقات نشان میدهد که ابعاد بدنی یک فرد براساس صدای بلند(E) که میتواند ادا کند محاسبه میشود.
انسانها برای تولید E کشیده، زبان خود را به نحوی حرکت میدهند که یک حفره بزرگ پشت حنجره ایجاد میشود.
انجام این کار حیوانات به علت صافی زبان آنها امکان پذیر نیست و برای انجام این کار باید زبان آنها نصف شود که این امر مطمئنا غیر ممکن است.
بارت د بوئر خاطرنشان کرد که Eطولانی مختص انسانها بوده و در گوشه ای از محیط آکوستیک حنجره انسان جای میگیرد و دلیل اینکه میمونها نمیتوانند این صدا را ادا کنند، همین تفاوت است.
هنوز هم بحثهایی بر سر چرایی این موضوع وجود داشته و دانشمندان در حال بررسی برای رسیدن به یک نتیجه واحد و قطعی هستند.
به رغم چندین دهه تحقیق و بررسی، توانایی صحبت کردن میمونها در هالهای از ابهام باقی مانده است.
این پژوهش در The Washington Post منتشر شده است.
#عمومی
جان سخت ترین موجود جهان را بشناسید
دانشمندان دانشگاه آکسفورد بار دیگر تائید کردهاند که موجود مشهور به خرسآبی جانسختترین موجود جهان است که میتواند تا ابد روی زمین زنده باقی بماند.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/565784/
جان سخت ترین موجود جهان را بشناسید
دانشمندان دانشگاه آکسفورد بار دیگر تائید کردهاند که موجود مشهور به خرسآبی جانسختترین موجود جهان است که میتواند تا ابد روی زمین زنده باقی بماند.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/565784/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
جان سخت ترین موجود جهان را بشناسید
دانشمندان دانشگاه آکسفورد بار دیگر تائید کردهاند که موجود مشهور به خرسآبی جانسختترین موجود جهان است که میتواند تا ابد تا روی زمین زنده باقی بماند.
درگذشت استاد مریم میرزاخانی را از طرف کانال علم و بنیان به همهٔ دوستداران دانش و معرفت تسلیت عرض مینمایم. روحش شاد!
کانال شعر و خوانش شامل شعرهایی است که به انتخاب و قرائت اینجانب به شما دوستداران شعر و ادب پارسی تقدیم میشود. اگر محتوای مطالب این کانال را دوست دارید، دوستان علاقهمند را به آن دعوت کنید.
با سپاس،
افشین شفیعی
@PoemAndPerusal
با سپاس،
افشین شفیعی
@PoemAndPerusal
#عمومی
عکسی از برخورد 2 کهکشان
ناسا تصویری از برخورد شگفت انگیز دو کهکشان با یکدیگر منتشر کرده است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/568638/
عکسی از برخورد 2 کهکشان
ناسا تصویری از برخورد شگفت انگیز دو کهکشان با یکدیگر منتشر کرده است.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/568638/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
عکسی از برخورد 2 کهکشان
ناسا تصویری از برخورد شگفت انگیز دو کهکشان با یکدیگر منتشر کرده است.
#تخصصی
مشاهده اولین ناهنجاری گرانشی بر روی زمین
-----
خبرگزاری ایسنا: محققان آی.بی.ام (IBM) انحراف گرانشی را در یک کریستال مشاهده کردند؛ چیزی که تا کنون تصور میشد تنها در اعماق فضا یا پس از انفجار بزرگ رخ میدهد.
زمانی که عمر جهان هستی تنها چند میکروثانیه بود، یک ماده مایع عجیب به نام "QGP" وجود داشته که مجموعهای از اثرات کوانتومی غیرمعمول را نشان میدهد.
حالا برای اولین بار محققان آی.بی.ام یک انحراف گرانشی را در مواد زمینی مشاهده کردهاند.
دنیای فیزیک کلاسیک با قوانین بقا تعریف میشود و بیان میکند که در اندازهگیری انرژی یا جرم در یک سیستم، حتی در صورت تغییر شکل هیچگاه مقدارشان تغییر نمیکند.
اما مواد عجیب و غریب مثل "QGP" میتواند اثراتی کوانتومی بروز دهد که این قوانین را نقض کند.
تصور میشد انفجار بزرگ یا شتاب دهندههای پر انرژی که این مواد عجیب در آنها ذوب شدهاند، تنها مکانهایی باشند که چنین پدیدههای کوانتومی در آن رخ میدهد. اما اکنون دانشمندان آی.بی.ام یک اثر کوانتومی موسوم به ناهنجاری (انحراف) محوری-گرانشی را در مواد تازه کشفشده که "نیمه رسانای ویل" ( Weyl semimetals) نام دارند، مشاهده کردهاند.
الکترونها در این کریستالها با توجه به جهت گردششان به دو دسته تقسیم میشوند و به طور معمول تعداد الکترونها از هر نوع، برابر است. اما زمانی که محققان برای شناخت چگونگی انحراف گرانشی، شرایط را در یک میدان گرانشی شبیهسازی کردند، دریافتند که انحرافات کوانتومی در تقارن با الکترونها موجب تغییر الکترونها از نوعی به نوع دیگر و بالعکس میشود.
این اولین بار است انحرافات گرانشی تحت شرایط طبیعی زمین مشاهده میشود.
"کارل لند اشتاینر"، یکی از نویسندگان این مقاله میگوید: این یک کشف فوقالعاده هیجان انگیز است. ما میتوانیم به وضوح نتیجهگیری کنیم که همان شکاف در تقارن را میتوان در هر سیستم فیزیکی یافت؛ چه در ابتدای جهان رخ داده باشد، چه در حال حاضر و درست در همین جا بر روی زمین.
"نیمهرسانای ویل" به شکل کریستال جامد است.
"یوهانس گوت"، سرپرست نویسندگان این مقاله میگوید: برای اولین بار ما به صورت تجربی این انحراف کوانتومی اساسی را بر روی زمین مشاهده کردیم که برای شناخت بیشتر ما از جهان هستی بسیار مهم است. اکنون ما میتوانیم دستگاههای حالت جامد مبتنی بر این ناهنجاری را ایجاد کنیم که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است تا به طور بالقوه از بعضی از مشکلات موجود در دستگاههای الکترونیکی کلاسیک مانند ترانزیستورها جلوگیری شود.
این پژوهش در مجله "نیچر" (Nature) منتشر شده است.
مشاهده اولین ناهنجاری گرانشی بر روی زمین
-----
خبرگزاری ایسنا: محققان آی.بی.ام (IBM) انحراف گرانشی را در یک کریستال مشاهده کردند؛ چیزی که تا کنون تصور میشد تنها در اعماق فضا یا پس از انفجار بزرگ رخ میدهد.
زمانی که عمر جهان هستی تنها چند میکروثانیه بود، یک ماده مایع عجیب به نام "QGP" وجود داشته که مجموعهای از اثرات کوانتومی غیرمعمول را نشان میدهد.
حالا برای اولین بار محققان آی.بی.ام یک انحراف گرانشی را در مواد زمینی مشاهده کردهاند.
دنیای فیزیک کلاسیک با قوانین بقا تعریف میشود و بیان میکند که در اندازهگیری انرژی یا جرم در یک سیستم، حتی در صورت تغییر شکل هیچگاه مقدارشان تغییر نمیکند.
اما مواد عجیب و غریب مثل "QGP" میتواند اثراتی کوانتومی بروز دهد که این قوانین را نقض کند.
تصور میشد انفجار بزرگ یا شتاب دهندههای پر انرژی که این مواد عجیب در آنها ذوب شدهاند، تنها مکانهایی باشند که چنین پدیدههای کوانتومی در آن رخ میدهد. اما اکنون دانشمندان آی.بی.ام یک اثر کوانتومی موسوم به ناهنجاری (انحراف) محوری-گرانشی را در مواد تازه کشفشده که "نیمه رسانای ویل" ( Weyl semimetals) نام دارند، مشاهده کردهاند.
الکترونها در این کریستالها با توجه به جهت گردششان به دو دسته تقسیم میشوند و به طور معمول تعداد الکترونها از هر نوع، برابر است. اما زمانی که محققان برای شناخت چگونگی انحراف گرانشی، شرایط را در یک میدان گرانشی شبیهسازی کردند، دریافتند که انحرافات کوانتومی در تقارن با الکترونها موجب تغییر الکترونها از نوعی به نوع دیگر و بالعکس میشود.
این اولین بار است انحرافات گرانشی تحت شرایط طبیعی زمین مشاهده میشود.
"کارل لند اشتاینر"، یکی از نویسندگان این مقاله میگوید: این یک کشف فوقالعاده هیجان انگیز است. ما میتوانیم به وضوح نتیجهگیری کنیم که همان شکاف در تقارن را میتوان در هر سیستم فیزیکی یافت؛ چه در ابتدای جهان رخ داده باشد، چه در حال حاضر و درست در همین جا بر روی زمین.
"نیمهرسانای ویل" به شکل کریستال جامد است.
"یوهانس گوت"، سرپرست نویسندگان این مقاله میگوید: برای اولین بار ما به صورت تجربی این انحراف کوانتومی اساسی را بر روی زمین مشاهده کردیم که برای شناخت بیشتر ما از جهان هستی بسیار مهم است. اکنون ما میتوانیم دستگاههای حالت جامد مبتنی بر این ناهنجاری را ایجاد کنیم که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است تا به طور بالقوه از بعضی از مشکلات موجود در دستگاههای الکترونیکی کلاسیک مانند ترانزیستورها جلوگیری شود.
این پژوهش در مجله "نیچر" (Nature) منتشر شده است.
#تخصصی
حل معمای 80 ساله فیزیک توسط دانشمندان
-----
ایسنا: به تازگی فیزیکدانان دانشگاه استنفورد و دانشگاه کالیفرنیا نخستین مدرک محکمه پسند مبنی بر وجود ذرهای را یافتهاند که پادذره خودش است و از آن به عنوان "ذره فرشته" یاد میکنند.
به نقل از گیزمگ، هر ذره بنیادی در جهان یک پادذره دارد که این دو دارای جرم برابر اما بار مخالف هستند. چنانچه ذرهای با پادذره خود برخورد کند، هر دوی آنها یکدیگر را خنثی میکنند و انرژی آزاد میکنند. با این حال، مدتهاست نظریهای وجود دارد مبنی بر اینکه استثنایی در این قانون وجود دارد و آن این که ذرات خاصی وجود دارند که پادذره خودشان هستند.
این نظریه به سال 1937 برمیگردد یعنی زمانی که "اتوره مایورانا" (Ettore Majorana)، فیزیکدان ایتالیایی، از وجود گسستی بین خانواده فرمیون ذرات یاد کرد. پروتونها، الکترونها، نوترونها، نوترینوها و کوارکها همگی جزو فرمیونها به شمار میآیند و دارای پادذرههای متناظر هستند اما بر اساس محاسبات مایورانا، باید ذراتی وجود داشته باشند که پادذره خودشان هستند.
چون نوترونها و نوترینوها فاقد بار هستند، بهترین کاندیداها برای این نوع از فرمیونهای مطرح شده توسط مایورانا بودند اما بعدها آنتینوترونها کشف شدند. همزمان، محتمل ترین راه برای یافتن فرمیونهای مایورانا، بررسی "شبه ذرات" (quasiparticles) است. همانطور که از نام آنها بر میآید، اینها ذرات کاملا طبیعی نیستند اما از رفتار جمعی الکترونها نشات میگیرند و دارای ویژگیهای خاصی هستند.
به تازگی دانشمندان در آمریکا مدعی شدهاند علائمی یافتهاند که به وجود این فرمیونهای فرضی اشاره دارند و این دستاورد پاسخی به یکی از مسائل بنیادی فیزیک است که 80 سال ذهن فیزیکدانان را به خود مشغول کرده است.
برای اینکه این شبه ذرات خود را نمایان کنند، تیم علمی مخلوط بسیار خاصی تولید کرد که از فیلمهای نازک دو ماده کوانتومی تشکیل شده بود و این دو ماده روی یکدیگر سوار شده بودند. نتیجه نهایی، شکل گیری یک عایق توپولوژیک ابررسانا بود که به الکترونها امکان حرکت سریع در طول لبههای سطح خود را میداد. دانشمندان با افزودن ماده مغناطیسی به این ترکیب، الکترونها را وادار کردند در طول یک لبه عایق و در یک مسیر حرکت کنند و در طول لبه دیگر در جهت مخالف حرکت کنند. آنها سپس آهنربایی را به صورت موج مانند بر فراز این عایق توپولوژیک به حرکت در آوردند و این آهنربا موجب کند شدن، متوقف شدن و در نهایت تغییر دادن مسیر الکترونها شد.
این فرآیند معکوس شدن در حرکتی نامنظم و تلوتلوخوران که تیم علمی آن را به پلههای یک راهپله تشبیه کرده، رخ داد. در این تحقیق، شبهذرات مایورانا به صورت جفت شروع به ظاهر شدن از میان این عایق کردند و در طول همان مسیری حرکت کردند که الکترونها حرکت میکردند اما یک تفاوت کلیدی وجود داشت و آن اینکه زمانیکه شبه ذرات توسط آهنربا متوقف شدند و برگشتند، در گامهایی به اندازه نصف ارتفاع گامهای الکترونها این عمل را انجام دادند.
این موضوع به این دلیل است که هر یک از این شبه ذرات اساسا فقط نیمی از یک ذره است چون از هر یک جفت شبهذره، یکی از آنها از مسیر منحرف میشود و این امر به محققان امکان اندازهگیری آسان شبه ذرات منفردی که همچنان به سمت جلو حرکت میکردند را داد. در واقع گامهای شبه ذرات مایورانا با ارتفاع نصف گامهای الکترونها، دقیقا همان مدرکی بود که دانشمندان به دنبال آن میگشتند.
فیزیکدانان پیشنهاد دادهاند که این ذره به تقلید از رمان "فرشتگان و شیاطین" نوشته "دان براون"، "ذره فرشته" لقب گیرد زیرا در این اثر، یک بمب توسط برخورد ماده و ضدماده نیرودهی میشود. ذرات مایورانا در درازمدت کاربردهای علمی در ایمنتر کردن رایانههای کوانتومی خواهند داشت.
جزئیات این دستاورد علمی در مجله Science منتشر شد.
حل معمای 80 ساله فیزیک توسط دانشمندان
-----
ایسنا: به تازگی فیزیکدانان دانشگاه استنفورد و دانشگاه کالیفرنیا نخستین مدرک محکمه پسند مبنی بر وجود ذرهای را یافتهاند که پادذره خودش است و از آن به عنوان "ذره فرشته" یاد میکنند.
به نقل از گیزمگ، هر ذره بنیادی در جهان یک پادذره دارد که این دو دارای جرم برابر اما بار مخالف هستند. چنانچه ذرهای با پادذره خود برخورد کند، هر دوی آنها یکدیگر را خنثی میکنند و انرژی آزاد میکنند. با این حال، مدتهاست نظریهای وجود دارد مبنی بر اینکه استثنایی در این قانون وجود دارد و آن این که ذرات خاصی وجود دارند که پادذره خودشان هستند.
این نظریه به سال 1937 برمیگردد یعنی زمانی که "اتوره مایورانا" (Ettore Majorana)، فیزیکدان ایتالیایی، از وجود گسستی بین خانواده فرمیون ذرات یاد کرد. پروتونها، الکترونها، نوترونها، نوترینوها و کوارکها همگی جزو فرمیونها به شمار میآیند و دارای پادذرههای متناظر هستند اما بر اساس محاسبات مایورانا، باید ذراتی وجود داشته باشند که پادذره خودشان هستند.
چون نوترونها و نوترینوها فاقد بار هستند، بهترین کاندیداها برای این نوع از فرمیونهای مطرح شده توسط مایورانا بودند اما بعدها آنتینوترونها کشف شدند. همزمان، محتمل ترین راه برای یافتن فرمیونهای مایورانا، بررسی "شبه ذرات" (quasiparticles) است. همانطور که از نام آنها بر میآید، اینها ذرات کاملا طبیعی نیستند اما از رفتار جمعی الکترونها نشات میگیرند و دارای ویژگیهای خاصی هستند.
به تازگی دانشمندان در آمریکا مدعی شدهاند علائمی یافتهاند که به وجود این فرمیونهای فرضی اشاره دارند و این دستاورد پاسخی به یکی از مسائل بنیادی فیزیک است که 80 سال ذهن فیزیکدانان را به خود مشغول کرده است.
برای اینکه این شبه ذرات خود را نمایان کنند، تیم علمی مخلوط بسیار خاصی تولید کرد که از فیلمهای نازک دو ماده کوانتومی تشکیل شده بود و این دو ماده روی یکدیگر سوار شده بودند. نتیجه نهایی، شکل گیری یک عایق توپولوژیک ابررسانا بود که به الکترونها امکان حرکت سریع در طول لبههای سطح خود را میداد. دانشمندان با افزودن ماده مغناطیسی به این ترکیب، الکترونها را وادار کردند در طول یک لبه عایق و در یک مسیر حرکت کنند و در طول لبه دیگر در جهت مخالف حرکت کنند. آنها سپس آهنربایی را به صورت موج مانند بر فراز این عایق توپولوژیک به حرکت در آوردند و این آهنربا موجب کند شدن، متوقف شدن و در نهایت تغییر دادن مسیر الکترونها شد.
این فرآیند معکوس شدن در حرکتی نامنظم و تلوتلوخوران که تیم علمی آن را به پلههای یک راهپله تشبیه کرده، رخ داد. در این تحقیق، شبهذرات مایورانا به صورت جفت شروع به ظاهر شدن از میان این عایق کردند و در طول همان مسیری حرکت کردند که الکترونها حرکت میکردند اما یک تفاوت کلیدی وجود داشت و آن اینکه زمانیکه شبه ذرات توسط آهنربا متوقف شدند و برگشتند، در گامهایی به اندازه نصف ارتفاع گامهای الکترونها این عمل را انجام دادند.
این موضوع به این دلیل است که هر یک از این شبه ذرات اساسا فقط نیمی از یک ذره است چون از هر یک جفت شبهذره، یکی از آنها از مسیر منحرف میشود و این امر به محققان امکان اندازهگیری آسان شبه ذرات منفردی که همچنان به سمت جلو حرکت میکردند را داد. در واقع گامهای شبه ذرات مایورانا با ارتفاع نصف گامهای الکترونها، دقیقا همان مدرکی بود که دانشمندان به دنبال آن میگشتند.
فیزیکدانان پیشنهاد دادهاند که این ذره به تقلید از رمان "فرشتگان و شیاطین" نوشته "دان براون"، "ذره فرشته" لقب گیرد زیرا در این اثر، یک بمب توسط برخورد ماده و ضدماده نیرودهی میشود. ذرات مایورانا در درازمدت کاربردهای علمی در ایمنتر کردن رایانههای کوانتومی خواهند داشت.
جزئیات این دستاورد علمی در مجله Science منتشر شد.
#عمومی
نانوالیاف جایگزین عروق می شود
-----
خبرگزاری مهر - میترا سعیدی کیا: پژوهشگران دانشگاه صنعتی امیرکبیر با استفاده از ساختار نانو الیاف مواد پلیمری جایگزینهای مصنوعی برای عروق عرضه کردند که مشکل لختهزایی را در این جایگزینها مرتفع کردهاند.
به نقل از دانشگاه صنعتی امیرکبیر؛ کاووس رزمجوئی مجری این طرح بیماریهای قلبی و عروقی را یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در سراسر جهان برشمرد و خاطر نشان کرد: امروزه نیاز فراوانی به پیوندهای مصنوعی عروق برای جایگزین سازی عروق آسیب دیده احساس میشود.
وی با بیان اینکه تا به امروز روشها و پلیمرهای گوناگونی برای ساخت جایگزینهای مصنوعی عروق مورد بررسی قرار گرفته است، افزود: داشتن معایبی مانند لختهزایی، استفاده از این جایگزینها را با مشکل مواجه کرده است.
رزمجوئی از اجرای پروژه تحقیقاتی با عنوان « ساخت و مشخصه یابی بستر نانو ساختار پلیمری به منظور کاربرد در جایگزین های مصنوعی عروق» با روش الکتروریسی پلیکاپرولاکتون و اصلاح سطح آن با پلاسمای اکسیژن و پیوند زنی آکریلآمید روی سطح، به منظور ایجاد بستری مناسب جهت ساخت جایگزینهای مصنوعی برای عروقهایی که به هر علتی توانایی خود را از دست دادهاند، خبر داد.
مجری طرح یادآور شد: در این پژوهش به بستر نانو ساختار پلیمری دست پیدا کردیم که سطح آن اصلاح شده و چسبیدن پلاکت خون به آن بشدت کاهش یافته است و میتوان از آن به عنوان جایگزین های مصنوعی عروق استفاده کرد.
وی ساخت بستر نانو لیفی اصلاح شده، با خاصیت عدم چسبندگی پلاکت و خون سازگار بودن را از اهداف این پژوهش عنوان کرد و یادآور شد:. برای این منظور ، بستر پلیمری از جنس پلی کاپرولاکتون انتخاب شد؛، چرا که زیست سازگاری آن تایید شده، و ساختار لیفی شکل حاصل از الکتروریسی آن، خواص مکانیکی مشابه یک رگ خونی را میتواند داشته باشد .
این محقق الکتروریسی را فنی دانست که میتواند نانو الیاف پلیمری منفرد و ممتد را با طولهای نسبتا بلند تولید کند و خاطر نشان کرد: برای اصلاح سطح از فرایند پلاسمای اکسیژن استفاده شد؛ چرا که با توجه به تحقیقات صورت گرفته بیشترین دانسیته از گروههای فعال را در سطح ایجاد میکند، همچنین آکریل آمید به دلیل زیست سازگاری و آبدوست بودن و خنثی بودن از لحاظ الکتریکی برای پیوند زدن روی سطح نانو الیاف پلیکاپرولاکتون انتخاب گردید.
وی اضافه کرد: برای این کار ابتدا بستری نانو ساختار از پلیکاپرولاکتون ساخته و سطح آن توسط پلاسمای اکسیژن اصلاح و فعال و بعد از فعال شدن سطح الیاف پلیکاپرولاکتون، مونومر آکریلآمید برای بهبود خون سازگاری به سطح پیوند زده شد و در نهایت با انجام آزمون چسبندگی پلاکت به عنوان آزمون خونسازگاری، میزان چسبندگی پلاکت روی سطح مورد بررسی قرار گرفت.
رزمجوئی فرآیند الکتروریسی پلی کاپرولاکتون و بدست آوردن الیافی با قطر میانگین در حدود ۱۱۲ نانومتر را از فرآیندهای پیچیده این پژوهش عنوان کرد و افزود: همچنین بخش مربوط به آموزن چسبندگی پلاکت نیز به دلیل سختی آماده سازی پلاکت خون ، این تحقیقات را تا حدودی با پیچیدگیهایی روبرو کرد.
وی با تاکید بر اینکه دستاوردهای این پژوهش در صنعت و فناوری تولید جایگزین های عروقی مانند رگهای خونی مصنوعی می تواند مورد استفاده قرار گیرد، گفت: برای تجاری سازی این روش و نمونه ساخته شده می بایست سایر تستهای خون سازگاری و آزمون حیوانی اجرایی شود.
مجری طرح با تاکید بر اینکه در این طرح به بستر نانولیفی با قطر میانگین الیاف ۱۱۲ نانومتر دست پیدا کردیم که ویژگیهای سطح را بشدت بهبود میبخشد، یادآور شد: در انتهای پژوهش و بعد از اصلاح سطح، سطحی به دست آمد که میتواند چسبندگی پلاکت خون به سطح را که یکی از عوامل اصلی گرفتگی عروق جایگزین است بشدت کاهش دهد.
وی تولید بستر نانو لیفی با قطر الیاف حدود ۱۱۲ نانومتر و سطحی آبدوست با قابلیت عدم لخته زایی برای استفاده در عروق مصنوعی را از موفقیتهای این طرح نام برد و افزود: از نتایج به دست آمده از این پروژه میتوان در مطالعه و ساخت جایگزینهای مصنوعی عروق مانند رگهای مصنوعی استفاده کرد.
این طرح با همکاری دکتر حمید کشوری و دکتر سعید صابر سمندری در دانشگاه صنعتی امیرکبیر اجرا شده است.
نانوالیاف جایگزین عروق می شود
-----
خبرگزاری مهر - میترا سعیدی کیا: پژوهشگران دانشگاه صنعتی امیرکبیر با استفاده از ساختار نانو الیاف مواد پلیمری جایگزینهای مصنوعی برای عروق عرضه کردند که مشکل لختهزایی را در این جایگزینها مرتفع کردهاند.
به نقل از دانشگاه صنعتی امیرکبیر؛ کاووس رزمجوئی مجری این طرح بیماریهای قلبی و عروقی را یکی از دلایل اصلی مرگ و میر در سراسر جهان برشمرد و خاطر نشان کرد: امروزه نیاز فراوانی به پیوندهای مصنوعی عروق برای جایگزین سازی عروق آسیب دیده احساس میشود.
وی با بیان اینکه تا به امروز روشها و پلیمرهای گوناگونی برای ساخت جایگزینهای مصنوعی عروق مورد بررسی قرار گرفته است، افزود: داشتن معایبی مانند لختهزایی، استفاده از این جایگزینها را با مشکل مواجه کرده است.
رزمجوئی از اجرای پروژه تحقیقاتی با عنوان « ساخت و مشخصه یابی بستر نانو ساختار پلیمری به منظور کاربرد در جایگزین های مصنوعی عروق» با روش الکتروریسی پلیکاپرولاکتون و اصلاح سطح آن با پلاسمای اکسیژن و پیوند زنی آکریلآمید روی سطح، به منظور ایجاد بستری مناسب جهت ساخت جایگزینهای مصنوعی برای عروقهایی که به هر علتی توانایی خود را از دست دادهاند، خبر داد.
مجری طرح یادآور شد: در این پژوهش به بستر نانو ساختار پلیمری دست پیدا کردیم که سطح آن اصلاح شده و چسبیدن پلاکت خون به آن بشدت کاهش یافته است و میتوان از آن به عنوان جایگزین های مصنوعی عروق استفاده کرد.
وی ساخت بستر نانو لیفی اصلاح شده، با خاصیت عدم چسبندگی پلاکت و خون سازگار بودن را از اهداف این پژوهش عنوان کرد و یادآور شد:. برای این منظور ، بستر پلیمری از جنس پلی کاپرولاکتون انتخاب شد؛، چرا که زیست سازگاری آن تایید شده، و ساختار لیفی شکل حاصل از الکتروریسی آن، خواص مکانیکی مشابه یک رگ خونی را میتواند داشته باشد .
این محقق الکتروریسی را فنی دانست که میتواند نانو الیاف پلیمری منفرد و ممتد را با طولهای نسبتا بلند تولید کند و خاطر نشان کرد: برای اصلاح سطح از فرایند پلاسمای اکسیژن استفاده شد؛ چرا که با توجه به تحقیقات صورت گرفته بیشترین دانسیته از گروههای فعال را در سطح ایجاد میکند، همچنین آکریل آمید به دلیل زیست سازگاری و آبدوست بودن و خنثی بودن از لحاظ الکتریکی برای پیوند زدن روی سطح نانو الیاف پلیکاپرولاکتون انتخاب گردید.
وی اضافه کرد: برای این کار ابتدا بستری نانو ساختار از پلیکاپرولاکتون ساخته و سطح آن توسط پلاسمای اکسیژن اصلاح و فعال و بعد از فعال شدن سطح الیاف پلیکاپرولاکتون، مونومر آکریلآمید برای بهبود خون سازگاری به سطح پیوند زده شد و در نهایت با انجام آزمون چسبندگی پلاکت به عنوان آزمون خونسازگاری، میزان چسبندگی پلاکت روی سطح مورد بررسی قرار گرفت.
رزمجوئی فرآیند الکتروریسی پلی کاپرولاکتون و بدست آوردن الیافی با قطر میانگین در حدود ۱۱۲ نانومتر را از فرآیندهای پیچیده این پژوهش عنوان کرد و افزود: همچنین بخش مربوط به آموزن چسبندگی پلاکت نیز به دلیل سختی آماده سازی پلاکت خون ، این تحقیقات را تا حدودی با پیچیدگیهایی روبرو کرد.
وی با تاکید بر اینکه دستاوردهای این پژوهش در صنعت و فناوری تولید جایگزین های عروقی مانند رگهای خونی مصنوعی می تواند مورد استفاده قرار گیرد، گفت: برای تجاری سازی این روش و نمونه ساخته شده می بایست سایر تستهای خون سازگاری و آزمون حیوانی اجرایی شود.
مجری طرح با تاکید بر اینکه در این طرح به بستر نانولیفی با قطر میانگین الیاف ۱۱۲ نانومتر دست پیدا کردیم که ویژگیهای سطح را بشدت بهبود میبخشد، یادآور شد: در انتهای پژوهش و بعد از اصلاح سطح، سطحی به دست آمد که میتواند چسبندگی پلاکت خون به سطح را که یکی از عوامل اصلی گرفتگی عروق جایگزین است بشدت کاهش دهد.
وی تولید بستر نانو لیفی با قطر الیاف حدود ۱۱۲ نانومتر و سطحی آبدوست با قابلیت عدم لخته زایی برای استفاده در عروق مصنوعی را از موفقیتهای این طرح نام برد و افزود: از نتایج به دست آمده از این پروژه میتوان در مطالعه و ساخت جایگزینهای مصنوعی عروق مانند رگهای مصنوعی استفاده کرد.
این طرح با همکاری دکتر حمید کشوری و دکتر سعید صابر سمندری در دانشگاه صنعتی امیرکبیر اجرا شده است.
#عمومی
چرا ابرها قطرات کامل باران ایجاد نمیکنند؟
-----
خبرگزاری ایسنا: "ناسا" تحقیق در مورد علت ایجاد باران نم نم به جای قطرات کامل باران را با افزایش گرمای زمین بسیار با اهمیت اعلام کرد.
به نقل از زینیوز، دانشمندان ناسا تحقیقی برای درک بهتر آب و هوا و تغییر بارش انجام دادند. در این تحقیق، آنها در آزمایشگاه "پیشرانش جت ناسا"(JPL) در کالیفرنیا و دانشگاه توکیو ابرها را بر فراز اقیانوسها و خشکی بررسی کردند.
محققان نقش ذرات معلق در ابرها و باران را طی چند دهه بررسی کردند و دریافتند ذرات معلق بیشتری در ابرها بر فراز خشکی نسبت به ابرهای اقیانوس وجود دارد. اما ذرات معلق تنها دلیل شکلگیری باران نم نم نیست.
برای درک بهتر دیگر عوامل تاثیرگذار در این مورد تحقیقی به سرپرستی "هانی تاکاشی" از موسسه سیستمهای علمی و مهندسی منطقهای زمین انجام شد.
محققان دریافتند حرکت جریان هوا نقش اصلی در بارش بارانهای شدید دارد و در ابرهای کم عمق حرکت هوا ضعیفتر بوده و از نظر علمی برای بارش مورد توجه نیستند.
"تاکاشی" اظهار کرد: بر اساس فرضیههای پیشین حرکت هوا مهم بوده، اما هرگز این فرضیهها مورد آزمایش قرار نگرفتند و به نظر من هوا به قدر کافی قدرت تاثیر بر اندازه قطرات باران را ندارد.
سیستمهای اندازهگیری موجود سرعت حرکت مستقیم هوا را کنترل می کنند و بر اساس اطلاعات ماهوارههای "CloudSat "و "Aqua "ناسا و دیگر منابع مانند اطلاعات رادارهای زمین و سایت بخش انرژی آمریکا در آریزونا مشخص شد هوا در ابرهای کمعمق بر فراز خشکی ضعیفتر از هوا در ابرهای صاعقهدار است، اما قدرت کافی برای نگه داشتن قطرات باران در خود را دارد.
زمانی که قطرات درون ابرها شناور میشوند به اندازه آنها افزوده شده و دیگر قطرات مدت طولانی در جای خود باقی نخواهند ماند و به اندازه قطرات کامل باران فرود میآیند.
هوای موجود در ابرهای مشابه شکل گرفته بر فراز اقیانوسها ضعیفتر از خشکی است در نتیجه قطرات باران قبل از شکلگیری به صورت قطره کامل به شکل نم نم خواهند بود که این باران برای اقیانوسها بسیار مناسب است.
این نتایج یکی از یافتههای مهم در فرآیند شکلگیری ابرها خواهد بود و در پیش بینی هوا کمک خواهد کرد.
نتایج این تحقیق در نشریه Royal Meteorological Society منتشر شده است.
چرا ابرها قطرات کامل باران ایجاد نمیکنند؟
-----
خبرگزاری ایسنا: "ناسا" تحقیق در مورد علت ایجاد باران نم نم به جای قطرات کامل باران را با افزایش گرمای زمین بسیار با اهمیت اعلام کرد.
به نقل از زینیوز، دانشمندان ناسا تحقیقی برای درک بهتر آب و هوا و تغییر بارش انجام دادند. در این تحقیق، آنها در آزمایشگاه "پیشرانش جت ناسا"(JPL) در کالیفرنیا و دانشگاه توکیو ابرها را بر فراز اقیانوسها و خشکی بررسی کردند.
محققان نقش ذرات معلق در ابرها و باران را طی چند دهه بررسی کردند و دریافتند ذرات معلق بیشتری در ابرها بر فراز خشکی نسبت به ابرهای اقیانوس وجود دارد. اما ذرات معلق تنها دلیل شکلگیری باران نم نم نیست.
برای درک بهتر دیگر عوامل تاثیرگذار در این مورد تحقیقی به سرپرستی "هانی تاکاشی" از موسسه سیستمهای علمی و مهندسی منطقهای زمین انجام شد.
محققان دریافتند حرکت جریان هوا نقش اصلی در بارش بارانهای شدید دارد و در ابرهای کم عمق حرکت هوا ضعیفتر بوده و از نظر علمی برای بارش مورد توجه نیستند.
"تاکاشی" اظهار کرد: بر اساس فرضیههای پیشین حرکت هوا مهم بوده، اما هرگز این فرضیهها مورد آزمایش قرار نگرفتند و به نظر من هوا به قدر کافی قدرت تاثیر بر اندازه قطرات باران را ندارد.
سیستمهای اندازهگیری موجود سرعت حرکت مستقیم هوا را کنترل می کنند و بر اساس اطلاعات ماهوارههای "CloudSat "و "Aqua "ناسا و دیگر منابع مانند اطلاعات رادارهای زمین و سایت بخش انرژی آمریکا در آریزونا مشخص شد هوا در ابرهای کمعمق بر فراز خشکی ضعیفتر از هوا در ابرهای صاعقهدار است، اما قدرت کافی برای نگه داشتن قطرات باران در خود را دارد.
زمانی که قطرات درون ابرها شناور میشوند به اندازه آنها افزوده شده و دیگر قطرات مدت طولانی در جای خود باقی نخواهند ماند و به اندازه قطرات کامل باران فرود میآیند.
هوای موجود در ابرهای مشابه شکل گرفته بر فراز اقیانوسها ضعیفتر از خشکی است در نتیجه قطرات باران قبل از شکلگیری به صورت قطره کامل به شکل نم نم خواهند بود که این باران برای اقیانوسها بسیار مناسب است.
این نتایج یکی از یافتههای مهم در فرآیند شکلگیری ابرها خواهد بود و در پیش بینی هوا کمک خواهد کرد.
نتایج این تحقیق در نشریه Royal Meteorological Society منتشر شده است.
علم و بنیان Science &Foundation
https://www.google.com/amp/s/phys.org/news/2017-07-galactic-david-goliath.amp?_utm_source=1-2-2
رقص گرانشی کهکشانها در مجاورت ما!
تصویربرداری از بزرگترین انفجار هستی
محققان دانشگاه "بث"(Bath) در انگلیس موفق شدند از یک انفجار گامایی عظیم در فضا تصویربرداری کنند.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/572445/
محققان دانشگاه "بث"(Bath) در انگلیس موفق شدند از یک انفجار گامایی عظیم در فضا تصویربرداری کنند.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/572445/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
تصویربرداری از بزرگترین انفجار هستی
محققان دانشگاه