#عمومی
کامپیوترهایی که میآموزند چطور فراموش کنند
-----
وب سایت شبکه - مهدی صنعتجو: یک ویژگی بسیار مهم جانداران، این است که وقتی برای مدتی در معرض اطلاعات کم اهمیت قرار میگیرند، دیگر واکنشی به آن اطلاعات نشان نمیدهند. مغز انسان بعنوان یک سامانه پردازشی افسانهای، در جریان فرایند یادگیری و آموختن همیگشی خود، بخشی زیادی از اطلاعات بیاهمیت را کنار میگذارد و از آنها صرفنظر میکند. محققان سعی میکنند این ویژگی بسیار مهم زیستی را در سامانههای پردازشی استفاده کنند؛ با کمی چاشنی کوانتومی!
مغز انسان در تمام طول عمر قادر است بدون وقفه بیاموزد. بخشی از این توانایی حاصل این است که مغز، اطلاعات بیاهمیت را فراموش میکند. Kaushik Roy استاد مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه Purdue میگوید: « ما تلاش میکنیم با تقلید از این رفتار مغز، کامپیوترهایی بسازیم که نه تنها اطلاعات جدید را میآموزند بلکه میآموزند چطور اطلاعات بیاهمیت را از یاد ببرند». این پروژه حاصل همکاری چند مرکز تحقیقاتی از جمله دانشگاه Purdue است. اساس این پروژه، استفاده از یک ماده سرامیکی کوانتومی است که در ساخت دستگاههایی موسوم به ارگانیسمویید ( organismoid ) استفاده میشود. رسانایی این ماده وقتی در معرض گاز هیدروژن قرار میگیرد بطور گستردهای تغییر میکند. این رسانایی متغیر و محو شدن تدریجی رسانایی در طول زمان، مشابه یک ویژگی رفتاری جانداران است که به «خوگیری» (habituation ) معروف است.
بسیاری از جانداران حتی ارگانیسمهایی که فاقد مغز هستند، این مشخصه بسیار مهم رفتاری را از خود نشان میدهند و به گفته Roy: « به همین دلیل است که ما آنرا رفتاری زیستی نامیدیم. اگر اطلاعات مشخصی بطور مداوم به من ارائه شود، به آن عادت کرده و آنرا در حافظه خود حفظ خواهم کرد. اما اگر مدت طولانی آن اطلاعات به من نرسد، به تدریج از خاطرم حذف خواهند شد». بر همین اساس میتوان ویژگی تغییر شدت رسانایی این ماده کوانتومی را برای ساخت گونه جدیدی از ابزارهای محاسباتی استفاده کرد که به مرور زمان میآموزند و در عین حال موارد غیرضروری را از یاد میبرند.
Shriram Ramanathan استاد مهندسی مواد این دانشگاه معتقد است: « این از نخستین مثالهای استفاده مستقیم از مواد کوانتومی در رفع یک مشکل اساسی موجود در حوزه یادگیری عصبی است». وقتی ما بطور مثال ویژگیهای چهره یک فرد را یاد میگیریم میتوانیم بدون از یاد بردن آن، ویژگی چهره افراد دیگری را نیز یاد بگیریم. اما این کار برای کامپیوترها دشوار است. وقتی آنها خصوصیات یک چهره را می آموزند، ممکن است نمونههای قبلی را از یاد ببرند چیزی که در حوزه کامپیوتر از آن با اصطلاح «فراموشی فاجعهبار» (catastrophic forgetting ) یاد میشود.
هدف از توسعه چنین سامانههای محاسباتی ( موسوم به neuromorphic computing ) از میدان خارج کردن کامپیوترهای مرسوم مبتنی بر تراشههای CMOS نیست بلکه تلاش میشود این دو نوع کامپیوتر در کنار هم و بطور یکپارچه اعمال محاسباتی را به انجام برسانند. کامپیوترهای مبتنی بر CMOS برای انجام محاسبات پیچیده ریاضی بسیار مناسب هستند در حالیکه کامپیوترهای نورومورفیک در زمینههایی نظیر تشخیص چهره، استدلال و تصمیم گیریهای شبهه انسانی بکار گرفته خواهند شد.
لازم به ذکر است که گروه تحقیقات این پروژه ترکیبی از متخصصان حوزههای مختلف نظیر مواد، مهندسی برق، فیزیک و الگوریتمها بوده است.
کامپیوترهایی که میآموزند چطور فراموش کنند
-----
وب سایت شبکه - مهدی صنعتجو: یک ویژگی بسیار مهم جانداران، این است که وقتی برای مدتی در معرض اطلاعات کم اهمیت قرار میگیرند، دیگر واکنشی به آن اطلاعات نشان نمیدهند. مغز انسان بعنوان یک سامانه پردازشی افسانهای، در جریان فرایند یادگیری و آموختن همیگشی خود، بخشی زیادی از اطلاعات بیاهمیت را کنار میگذارد و از آنها صرفنظر میکند. محققان سعی میکنند این ویژگی بسیار مهم زیستی را در سامانههای پردازشی استفاده کنند؛ با کمی چاشنی کوانتومی!
مغز انسان در تمام طول عمر قادر است بدون وقفه بیاموزد. بخشی از این توانایی حاصل این است که مغز، اطلاعات بیاهمیت را فراموش میکند. Kaushik Roy استاد مهندسی برق و کامپیوتر دانشگاه Purdue میگوید: « ما تلاش میکنیم با تقلید از این رفتار مغز، کامپیوترهایی بسازیم که نه تنها اطلاعات جدید را میآموزند بلکه میآموزند چطور اطلاعات بیاهمیت را از یاد ببرند». این پروژه حاصل همکاری چند مرکز تحقیقاتی از جمله دانشگاه Purdue است. اساس این پروژه، استفاده از یک ماده سرامیکی کوانتومی است که در ساخت دستگاههایی موسوم به ارگانیسمویید ( organismoid ) استفاده میشود. رسانایی این ماده وقتی در معرض گاز هیدروژن قرار میگیرد بطور گستردهای تغییر میکند. این رسانایی متغیر و محو شدن تدریجی رسانایی در طول زمان، مشابه یک ویژگی رفتاری جانداران است که به «خوگیری» (habituation ) معروف است.
بسیاری از جانداران حتی ارگانیسمهایی که فاقد مغز هستند، این مشخصه بسیار مهم رفتاری را از خود نشان میدهند و به گفته Roy: « به همین دلیل است که ما آنرا رفتاری زیستی نامیدیم. اگر اطلاعات مشخصی بطور مداوم به من ارائه شود، به آن عادت کرده و آنرا در حافظه خود حفظ خواهم کرد. اما اگر مدت طولانی آن اطلاعات به من نرسد، به تدریج از خاطرم حذف خواهند شد». بر همین اساس میتوان ویژگی تغییر شدت رسانایی این ماده کوانتومی را برای ساخت گونه جدیدی از ابزارهای محاسباتی استفاده کرد که به مرور زمان میآموزند و در عین حال موارد غیرضروری را از یاد میبرند.
Shriram Ramanathan استاد مهندسی مواد این دانشگاه معتقد است: « این از نخستین مثالهای استفاده مستقیم از مواد کوانتومی در رفع یک مشکل اساسی موجود در حوزه یادگیری عصبی است». وقتی ما بطور مثال ویژگیهای چهره یک فرد را یاد میگیریم میتوانیم بدون از یاد بردن آن، ویژگی چهره افراد دیگری را نیز یاد بگیریم. اما این کار برای کامپیوترها دشوار است. وقتی آنها خصوصیات یک چهره را می آموزند، ممکن است نمونههای قبلی را از یاد ببرند چیزی که در حوزه کامپیوتر از آن با اصطلاح «فراموشی فاجعهبار» (catastrophic forgetting ) یاد میشود.
هدف از توسعه چنین سامانههای محاسباتی ( موسوم به neuromorphic computing ) از میدان خارج کردن کامپیوترهای مرسوم مبتنی بر تراشههای CMOS نیست بلکه تلاش میشود این دو نوع کامپیوتر در کنار هم و بطور یکپارچه اعمال محاسباتی را به انجام برسانند. کامپیوترهای مبتنی بر CMOS برای انجام محاسبات پیچیده ریاضی بسیار مناسب هستند در حالیکه کامپیوترهای نورومورفیک در زمینههایی نظیر تشخیص چهره، استدلال و تصمیم گیریهای شبهه انسانی بکار گرفته خواهند شد.
لازم به ذکر است که گروه تحقیقات این پروژه ترکیبی از متخصصان حوزههای مختلف نظیر مواد، مهندسی برق، فیزیک و الگوریتمها بوده است.
#عمومی
تصفیه آب شور دریا با فیلترهای گرافن
-----
مجله سخت افزار: آب شرب یکی از بزرگترین معضلات جامعه بشری در سال های پیش روست. بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند جنگ های دهه های آینده نه بر سر منابع نفت و گاز، بلکه بر سر آب خواهد بود. کشورهای جهان به شدت در تلاشند تا منابع آب موجود را به هر صورت حفظ کرده و از آن برای دست یافتن به برتری های ژئوپلیتیکی استفاده کنند.
در حالی که بخش زیادی از سیاره زمین را آب تشکیل داده اما این مایع حیات بخش غیر قابل آشامیدن برای انسان است و همین باعث بروز نگرانی های گسترده شده است. با این حال محققان امیدوارند بتوانند از ماده جادویی علم راه حلی برای این مشکل بیابند.
گروهی از محققین دانشگاه های منچستر، شینشو در ژاپن و مرکز تحقیقاتی ATOMIC در مقاله ای که در نشریه Nature Nanotechnology به چاپ رسیده به کمک ساختارهای گرافنی راه حلی برای تصفیه آب، جداسازی منابع پروتئین، استفاده های دارویی و صنعتی و مهم تر از همه شیرین کردن و قابل شرب کردن آب دریاها ارائه کرده اند.
در این روش از یک غشای گرافنی استفاده شده که به برخی از مولکول های موجود در آب اجازه عبور داده و مسیر برخی دیگر را مسدود می کنند. استفاده از اکسید گرافن در این روش باعث شده این تیم تحقیقاتی بتوانند نمک را از آب جدا کرده و آن را تا میزان زیادی قابل آشامیدن نمایند.
در مقاله منتشر شده آمده است که گام بعدی برای این تیم، ساخت غشاهایی برای افزایش بهره وری، سرعت و طول عمر ساختارهای گرافنی است تا بتوان از آنها در مقیاس صنعتی استفاده کرده و سپس با کاهش قیمت نهایی، این ابزار را برای استفاده در سراسر جهان تولید نمایند.
در حال حاضر غشاهای گرافنی تولید شده قادر به تفکیک 85 درصد نمک از آب شور هستند و با وجود اینکه هنوز نمی توان محصول نهایی را آب قابل شرب کامل دانست می توان از آن برای مصارف کشاورزی استفاده کرد و این تیم تحقیقاتی قصد دارد به تلاش خود برای رساندن این میزان به سطح آب شرب استاندارد ادامه دهد.
بر اساس گزارشات منتشر شده توسط نهادهای بین المللی، در حال حاضر نزدیک به 1.2 میلیارد نفر در جهان به آب شرب دسترسی ندارند و روش هایی مانند آنچه این تیم از محققان توسعه داده اند می توانند خدمت زیادی به جوامع بشری داشته باشند.
تصفیه آب شور دریا با فیلترهای گرافن
-----
مجله سخت افزار: آب شرب یکی از بزرگترین معضلات جامعه بشری در سال های پیش روست. بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند جنگ های دهه های آینده نه بر سر منابع نفت و گاز، بلکه بر سر آب خواهد بود. کشورهای جهان به شدت در تلاشند تا منابع آب موجود را به هر صورت حفظ کرده و از آن برای دست یافتن به برتری های ژئوپلیتیکی استفاده کنند.
در حالی که بخش زیادی از سیاره زمین را آب تشکیل داده اما این مایع حیات بخش غیر قابل آشامیدن برای انسان است و همین باعث بروز نگرانی های گسترده شده است. با این حال محققان امیدوارند بتوانند از ماده جادویی علم راه حلی برای این مشکل بیابند.
گروهی از محققین دانشگاه های منچستر، شینشو در ژاپن و مرکز تحقیقاتی ATOMIC در مقاله ای که در نشریه Nature Nanotechnology به چاپ رسیده به کمک ساختارهای گرافنی راه حلی برای تصفیه آب، جداسازی منابع پروتئین، استفاده های دارویی و صنعتی و مهم تر از همه شیرین کردن و قابل شرب کردن آب دریاها ارائه کرده اند.
در این روش از یک غشای گرافنی استفاده شده که به برخی از مولکول های موجود در آب اجازه عبور داده و مسیر برخی دیگر را مسدود می کنند. استفاده از اکسید گرافن در این روش باعث شده این تیم تحقیقاتی بتوانند نمک را از آب جدا کرده و آن را تا میزان زیادی قابل آشامیدن نمایند.
در مقاله منتشر شده آمده است که گام بعدی برای این تیم، ساخت غشاهایی برای افزایش بهره وری، سرعت و طول عمر ساختارهای گرافنی است تا بتوان از آنها در مقیاس صنعتی استفاده کرده و سپس با کاهش قیمت نهایی، این ابزار را برای استفاده در سراسر جهان تولید نمایند.
در حال حاضر غشاهای گرافنی تولید شده قادر به تفکیک 85 درصد نمک از آب شور هستند و با وجود اینکه هنوز نمی توان محصول نهایی را آب قابل شرب کامل دانست می توان از آن برای مصارف کشاورزی استفاده کرد و این تیم تحقیقاتی قصد دارد به تلاش خود برای رساندن این میزان به سطح آب شرب استاندارد ادامه دهد.
بر اساس گزارشات منتشر شده توسط نهادهای بین المللی، در حال حاضر نزدیک به 1.2 میلیارد نفر در جهان به آب شرب دسترسی ندارند و روش هایی مانند آنچه این تیم از محققان توسعه داده اند می توانند خدمت زیادی به جوامع بشری داشته باشند.
#عمومی
احتمال زندگی موجودات ناشناخته در قطب جنوب
-----
ایسنا: دانشمندان استرالیایی میگویند زیر یخچالهای قطب جنوب، شبکهای از غارهای گرم وجود دارد که ممکن است زیستگاه گیاهان و جانوران ناشناخته باشد.
به نقل از بی بی سی، محققان دانشکاه ملی استرالیا میگویند بخارهای آتش فشانهای فعال باعث خالی شدن عمق زمین و ایجاد این غارها شده که گرمای آن میتواند به ۲۵ درجه سانتیگراد برسد بنابراین اکوسیستمی از گیاهان و جانوران میتوانند زیر یخهای قطب جنوب زندگی کنند.
این پژوهشگران با بررسی کوه اربوس در جزیره راس در اقیانوس منجمد جنوبی شبکهای از غارهای به هم پیوسته را یافتند که در خاک آنها بقایای دی ان ای جلبک، خزه و حیوانات کوچک قابل شناسایی بود.
با این که بیشتر محتوای ژنتیکی یافت شده در خاک این غارها متعلق به جلبکها و مهرهدارانی است که در دیگر نقاط قطب جنوب هم دیده میشوند اما برخی از توالیهای ژنتیکی یافته شده ناشناخته بودهاند.
سریدون فریزر که این تحقیق را سرپرستی کرده میگوید: قدم بعدی این است که به آنجا برویم و به دقت نگاه کنیم آیا میتوانیم موجوداتی را پیدا کنیم که زیر یخهای قطب جنوب زندگی می کنند یا نه.
با وجود سرمای زمهریر قطب جنوب، گرمایی که آتش فشانها ساطع میکنند این غارها را کاملا قابل سکونت و گرم میکند به اندازهای که میتوان فقط با یک تیشرت راحت بود! ضمن اینکه در جاهایی که یخ نازک است نور هم ممکن است به این غارها برسد.
با توجه به اینکه آتشفشانهای زیادی در قطب جنوب وجود دارند ممکن است شبکه غارهای زیر یخچالها پدیدهای عادی باشد.
با این حال چون دسترسی به این غارها کار ساده ای نیست نمیتوان گفت چند شبکه غار زیر یخ وجود دارد و تا چه حد این غارها به هم راه دارند.
در قطب جنوب پانزده آتشفشان فعال یا آتشفشانهایی که اخیرا نشانه فعالیت نشان دادهاند وجود دارد و هنوز هم ممکن است آتشفشانهای جدیدی شناسایی شوند.
با وجود پیشرفتهایی که اخیرا در شناخت تنوع زیستی قطب جنوب حاصل شده، دانشمندان هنوز درباره حیات در شبکه غارهای زیر یخچال خیلی کم میدانند"؛ جایی که ممکن است زیستگاه گونههای متنوع گیاهی و جانوری از جمله ریزارگانیسمها باشد.
احتمال زندگی موجودات ناشناخته در قطب جنوب
-----
ایسنا: دانشمندان استرالیایی میگویند زیر یخچالهای قطب جنوب، شبکهای از غارهای گرم وجود دارد که ممکن است زیستگاه گیاهان و جانوران ناشناخته باشد.
به نقل از بی بی سی، محققان دانشکاه ملی استرالیا میگویند بخارهای آتش فشانهای فعال باعث خالی شدن عمق زمین و ایجاد این غارها شده که گرمای آن میتواند به ۲۵ درجه سانتیگراد برسد بنابراین اکوسیستمی از گیاهان و جانوران میتوانند زیر یخهای قطب جنوب زندگی کنند.
این پژوهشگران با بررسی کوه اربوس در جزیره راس در اقیانوس منجمد جنوبی شبکهای از غارهای به هم پیوسته را یافتند که در خاک آنها بقایای دی ان ای جلبک، خزه و حیوانات کوچک قابل شناسایی بود.
با این که بیشتر محتوای ژنتیکی یافت شده در خاک این غارها متعلق به جلبکها و مهرهدارانی است که در دیگر نقاط قطب جنوب هم دیده میشوند اما برخی از توالیهای ژنتیکی یافته شده ناشناخته بودهاند.
سریدون فریزر که این تحقیق را سرپرستی کرده میگوید: قدم بعدی این است که به آنجا برویم و به دقت نگاه کنیم آیا میتوانیم موجوداتی را پیدا کنیم که زیر یخهای قطب جنوب زندگی می کنند یا نه.
با وجود سرمای زمهریر قطب جنوب، گرمایی که آتش فشانها ساطع میکنند این غارها را کاملا قابل سکونت و گرم میکند به اندازهای که میتوان فقط با یک تیشرت راحت بود! ضمن اینکه در جاهایی که یخ نازک است نور هم ممکن است به این غارها برسد.
با توجه به اینکه آتشفشانهای زیادی در قطب جنوب وجود دارند ممکن است شبکه غارهای زیر یخچالها پدیدهای عادی باشد.
با این حال چون دسترسی به این غارها کار ساده ای نیست نمیتوان گفت چند شبکه غار زیر یخ وجود دارد و تا چه حد این غارها به هم راه دارند.
در قطب جنوب پانزده آتشفشان فعال یا آتشفشانهایی که اخیرا نشانه فعالیت نشان دادهاند وجود دارد و هنوز هم ممکن است آتشفشانهای جدیدی شناسایی شوند.
با وجود پیشرفتهایی که اخیرا در شناخت تنوع زیستی قطب جنوب حاصل شده، دانشمندان هنوز درباره حیات در شبکه غارهای زیر یخچال خیلی کم میدانند"؛ جایی که ممکن است زیستگاه گونههای متنوع گیاهی و جانوری از جمله ریزارگانیسمها باشد.
#عمومی
ساخت تراشهای شبیه به مغز انسان
-----
وب سایت شبکه - حمیدرضا تائبی: پژوهشگران یک تیم بینالمللی موفق به تولید تراشهای شدند که روی آن میلیونها ساختار سلول عصبی مصنوعی قرار دارد. تراشهای که به گفته این گروه از دانشمندان عملکردی شبیه به مغز انسان دارد.
سوالی که سالها است ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته این است که ما چه زمانی میتوانیم تراشهای مصنوعی تولید کنیم که عملکردی شبیه به مغز انسان داشته باشد؟ تا به امروزه سازمانهای بزرگ در دو حوزه سختافزار و نرمافزار تلاشهای بسیاری در این زمینه انجام دادهاند و در بعضی موارد به دستاوردهای مهمی هم نائل شدهاند. تراشههای عصبگون میتوانند رفتار سلولهای عصبی مغز انسان را تقلید کنند، با این وجود عملکرد این تراشهها عمدتا شبیه به تراشههایی بوده است که در کامپیوتری امروزی به کار گرفته میشوند.
اما به تازگی گروهی از پژوهشگران ژاپنی، فرانسوی و آمریکایی موفق به طراحی تراشهای شدهاند که رفتارش مشابه مغز انسان است. به عبارت دقیقتر سلولهای عصبی این تراشه به لحاظ رفتاری بیشترین شباهت را به سلولهای واقعی یک مغز دارند. سلولهای عصبی موجود در مغز انسان یک نوسانگر غیر خطی هستند که اگر جریان الکتریکی ثابتی به آنها وارد شوند تحریک شده و و ولتاژهای دورهای را تولید میکنند. نوسانگرهای غیر خطی میتوانند یک ورودی ثابت را به یک نوسان تبدیل میکنند. بهطور مثال ساعتهای آونگدار (ساعتهای پاندولی)، نوسانگرهای غیر خطی هستند.
سلولهای عصبی نیز همانگونه که اشاره گردید نوسانگرهای غیرخطی هستند که اگر با یک جریان الکتریکی تحریک شوند ولتاژهای دورهای را ایجاد میکنند. اکنون این گروه از پژوهشگران میگویند به راهکار قدرتمندی دست پیدا کردهاند که به آنها اجازه میدهد نوسانگرهای غیر خطی مصنوعی را در فضای بسیار کوچکی قرار دارد. این گروه از پژوهشگران موفق شدهاند 108 نوسانگر را روی یک آرایه دو بعدی درون یک تراشه بسیار کوچک که در ابعاد انگشت شست انسان است قرار دهند. به عقیده این پژوهشگران تراشههای نئومورفیک مینیاتوری این پتانسیل را دارند در زمینه یادگیری و هماهنگ شدن با طیف گستردهای از برنامههای کاربردی به کار گرفته شوند. طراحی این گونه تراشهها با دو مشکل بزرگ روبرو است.
پارازیت و ناپایداری دو مشکل بزرگی است که این تراشهها با آن روبرو هستند. اما پژهشگران فوق برای غلبه بر این چالش تصمیم گرفتند از ممریستورها و همچنین اتصالات تونلی مغناطیسی استفاده کنند. مزیتی که نوسانگرهای مغناطیسی در مقایسه با نوسانگرهای ممریستوری دارند این است که ضریب پایداری آنها بالا است. به واسطه آنکه ممریستورها پس از یک میلیون چرخش سامانه را دچار مشکل میکنند. پژوهشگران میگویند این تراشهها را میتوان در زمینه طبقهبندی بلادرنگ بزرگ دادهها، ماشینهای خودران و تجهیزات پزشکی و کاشتنی به کار گرفت.
ساخت تراشهای شبیه به مغز انسان
-----
وب سایت شبکه - حمیدرضا تائبی: پژوهشگران یک تیم بینالمللی موفق به تولید تراشهای شدند که روی آن میلیونها ساختار سلول عصبی مصنوعی قرار دارد. تراشهای که به گفته این گروه از دانشمندان عملکردی شبیه به مغز انسان دارد.
سوالی که سالها است ذهن دانشمندان را به خود مشغول داشته این است که ما چه زمانی میتوانیم تراشهای مصنوعی تولید کنیم که عملکردی شبیه به مغز انسان داشته باشد؟ تا به امروزه سازمانهای بزرگ در دو حوزه سختافزار و نرمافزار تلاشهای بسیاری در این زمینه انجام دادهاند و در بعضی موارد به دستاوردهای مهمی هم نائل شدهاند. تراشههای عصبگون میتوانند رفتار سلولهای عصبی مغز انسان را تقلید کنند، با این وجود عملکرد این تراشهها عمدتا شبیه به تراشههایی بوده است که در کامپیوتری امروزی به کار گرفته میشوند.
اما به تازگی گروهی از پژوهشگران ژاپنی، فرانسوی و آمریکایی موفق به طراحی تراشهای شدهاند که رفتارش مشابه مغز انسان است. به عبارت دقیقتر سلولهای عصبی این تراشه به لحاظ رفتاری بیشترین شباهت را به سلولهای واقعی یک مغز دارند. سلولهای عصبی موجود در مغز انسان یک نوسانگر غیر خطی هستند که اگر جریان الکتریکی ثابتی به آنها وارد شوند تحریک شده و و ولتاژهای دورهای را تولید میکنند. نوسانگرهای غیر خطی میتوانند یک ورودی ثابت را به یک نوسان تبدیل میکنند. بهطور مثال ساعتهای آونگدار (ساعتهای پاندولی)، نوسانگرهای غیر خطی هستند.
سلولهای عصبی نیز همانگونه که اشاره گردید نوسانگرهای غیرخطی هستند که اگر با یک جریان الکتریکی تحریک شوند ولتاژهای دورهای را ایجاد میکنند. اکنون این گروه از پژوهشگران میگویند به راهکار قدرتمندی دست پیدا کردهاند که به آنها اجازه میدهد نوسانگرهای غیر خطی مصنوعی را در فضای بسیار کوچکی قرار دارد. این گروه از پژوهشگران موفق شدهاند 108 نوسانگر را روی یک آرایه دو بعدی درون یک تراشه بسیار کوچک که در ابعاد انگشت شست انسان است قرار دهند. به عقیده این پژوهشگران تراشههای نئومورفیک مینیاتوری این پتانسیل را دارند در زمینه یادگیری و هماهنگ شدن با طیف گستردهای از برنامههای کاربردی به کار گرفته شوند. طراحی این گونه تراشهها با دو مشکل بزرگ روبرو است.
پارازیت و ناپایداری دو مشکل بزرگی است که این تراشهها با آن روبرو هستند. اما پژهشگران فوق برای غلبه بر این چالش تصمیم گرفتند از ممریستورها و همچنین اتصالات تونلی مغناطیسی استفاده کنند. مزیتی که نوسانگرهای مغناطیسی در مقایسه با نوسانگرهای ممریستوری دارند این است که ضریب پایداری آنها بالا است. به واسطه آنکه ممریستورها پس از یک میلیون چرخش سامانه را دچار مشکل میکنند. پژوهشگران میگویند این تراشهها را میتوان در زمینه طبقهبندی بلادرنگ بزرگ دادهها، ماشینهای خودران و تجهیزات پزشکی و کاشتنی به کار گرفت.
#عمومی
اسرار نهفته در شفقهای قطبی مشتری
-----
ایرنا: مطالعه شفقهای قطبی مشتری که درخشانترین شفقهای منظومه شمسی هستند، از راز جدیدی پرده برداشت.
محققان دانشگاه جان هاپکینز از طریق ارزیابی این شفقها با استفاده از آشکارسازهای ذرات و طیفسنجهای ماوراءبنفش توانستند پتانسیلهای الکتریکی بسیار عظیمی را شناسایی کنند. هنگامی که پتانسیلهای الکتریکی قطبهای مشتری با میدان مغناطیسی این سیاره همسو میشوند، الکترونها با انرژی بیش از 400 هزار الکترون ولت در اتمسفر بالایی سیاره جاری میشوند.
در سطح زمین شدیدترین شفقهای قطبی با پتانسیلهای الکتریکی بزرگ ارتباط دارند. همچنین جریانهایی با شدت چندهزار ولت با پدیدهای موسوم به شفق مستقیم ارتباط دارند که در آسمان آلاسکا و اسکاندیناوی به صورت مارپیچهای رنگارنگ دیده میشود؛ اما زمانی که محققان ارتباط بین پتانسیلهای الکتریکی مشتری و شفقهای قطبی آن را بررسی کردند، چنین پیوندی وجود نداشت. به عبارت دیگر پتانسیلهای الکتریکی عظیم موجود در قطبهای مشتری، وجود شفقهای شدید قطبی این سیاره را توجیه نمیکند.
محققان در شفقهای قطبی مشتری ذراتی با سطح انرژی بسیار بالا شناسایی کردند که بهنظر میرسد در تشکیل کمربندهای تابشی این سیاره موثر هستند. به اعتقاد محققان این شفقهای قطبی حاصل یک فرآیند شتابدهی آشفته هستند که هنوز ابهامات زیادی درباره آن وجود دارد.
گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Nature منتشر شده است.
اسرار نهفته در شفقهای قطبی مشتری
-----
ایرنا: مطالعه شفقهای قطبی مشتری که درخشانترین شفقهای منظومه شمسی هستند، از راز جدیدی پرده برداشت.
محققان دانشگاه جان هاپکینز از طریق ارزیابی این شفقها با استفاده از آشکارسازهای ذرات و طیفسنجهای ماوراءبنفش توانستند پتانسیلهای الکتریکی بسیار عظیمی را شناسایی کنند. هنگامی که پتانسیلهای الکتریکی قطبهای مشتری با میدان مغناطیسی این سیاره همسو میشوند، الکترونها با انرژی بیش از 400 هزار الکترون ولت در اتمسفر بالایی سیاره جاری میشوند.
در سطح زمین شدیدترین شفقهای قطبی با پتانسیلهای الکتریکی بزرگ ارتباط دارند. همچنین جریانهایی با شدت چندهزار ولت با پدیدهای موسوم به شفق مستقیم ارتباط دارند که در آسمان آلاسکا و اسکاندیناوی به صورت مارپیچهای رنگارنگ دیده میشود؛ اما زمانی که محققان ارتباط بین پتانسیلهای الکتریکی مشتری و شفقهای قطبی آن را بررسی کردند، چنین پیوندی وجود نداشت. به عبارت دیگر پتانسیلهای الکتریکی عظیم موجود در قطبهای مشتری، وجود شفقهای شدید قطبی این سیاره را توجیه نمیکند.
محققان در شفقهای قطبی مشتری ذراتی با سطح انرژی بسیار بالا شناسایی کردند که بهنظر میرسد در تشکیل کمربندهای تابشی این سیاره موثر هستند. به اعتقاد محققان این شفقهای قطبی حاصل یک فرآیند شتابدهی آشفته هستند که هنوز ابهامات زیادی درباره آن وجود دارد.
گزارش کامل این تحقیقات در نشریه Nature منتشر شده است.
[Dean_Radin]_Entangled_Minds_Extrasensory_Experie(BookSee.org).pdf
علم و بنیان Science &Foundation
Dean_Radin_Entangled_Minds_Extra.pdf
کتاب ذهنهای درهمتنیده نوشته دین ریدین که ویژگیهای کوانتومی را به برخی مسائل روانشناختی و فراروانشناختی پیوند میزند.
#عمومی
آیا باید نگران تسلط ماشین بر انسان باشیم؟
-----
روزنامه شرق - محمدرضا دستورانی: تاکنون بشر از مزیتهای پیشرفت و بهبود هوش مصنوعی بسیار بهرهمند شده است و هر روز بر کاربردهای هوش مصنوعی در زندگی روزمره یا صنایع افزوده میشود و کمتر پدیدهای است که از دستاوردهای هوش مصنوعی بینصیب مانده باشد.
هر روز ابزار جدیدی ابداع میشود که میتواند از هوش مصنوعی برای انجام سریعتر و دقیقتر کارها بهره بگیرد؛ از خودروهای خودران گرفته تا خبرنگاران رباتیک که میتوانند براساس اخبار دریافتی، گزارشی برای رسانه خود تنظیم کنند. اما چندسالی است که برخی از ناظران نسبت به خطرات هوش مصنوعی هشدار میدهند.
آنها بر این باورند که با رشد سریع هوش مصنوعی، تواناییهای هوش مصنوعی بهزودی به توانایی مغز انسان میرسد و در مدتی کوتاه، از آن هم پیشی میگیرد. در مرحله بعد، زمانی فرا میرسد که هوش مصنوعی بر نژاد بشر برتری یافته و حاکم بلامنازع کل سیاره زمین میشود. به بیان دیگر، هوش مصنوعی پیشرفته، صاحباختیار بشر میشود. این سناریویی است که برخی از کارشناسان حوزه هوش مصنوعی برای آینده بشر حدس میزنند.
در اینکه روزگاری هوش مصنوعی به پای هوش انسان میرسد، شکی نیست فقط موضوع زمان است، به بیان دیگر، اختلافنظر در این است که چه زمان، هوش مصنوعی قابلیتهایی مانند هوش بشری پیدا میکند؟ برای مثال «ماسویاشی»، مدیرعامل شرکت «سافتبانک» (Softbank)، پیشبینی کرده است عملکرد هوش مصنوعی در سال ۲۰۴۷ از هوش انسان بهتر خواهد شد، اما «ری کرزویل»، سرپرست بخش مهندسی گوگل، که تاکنون موارد زیادی را پیشبینی کرده است، معتقد است هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۹ از هوش انسان پیشی میگیرد. «ری کرزویل» که به پیشبینی آینده شهرت دارد و موارد مختلفی را پیشبینی کرده و بسیاری از پیشبینیهای او درست بوده است، چندی پیش اعلام کرد طبق پیشبینیهای او، ۱۲ سال دیگر کامپیوترها دارای هوش انسانی خواهند شد و ازآنپس عملکرد هوش مصنوعی از هوش انسان پیشی خواهد گرفت. این وضعیت با نام «تکینگی فناوری» (singurality) شناخته میشود. پدیده تکینگی فناوری زمانی رخ میدهد که دستگاههای مختلف بهدلیل پیشرفتهای زیاد در فناوری مختلف، مخصوصا هوش مصنوعی، هوشمندتر از انسان شوند.
به باور برخی از کارشناسان، زمانی که هوش ابزارهای مختلف از هوش بشر بیشتر شود، بشر ترغیب میشود از این ابزارها در مغز خود استفاده کند. به باور برخی افراد همین عمل باعث میشود هوش بشر متحول شود. اما پرسش مهم بعدی این است که آیا بشر باید نگران رویدادن چنین اتفاقهایی باشد؟ واقعیت آن است که حدسزدن دقیق وضعیت بشر و نوع تعامل انسان و هوش مصنوعی پس از سبقت هوش مصنوعی از انسان بسیار دشوار است و بههمیندلیل هم نمیتوان بهدقت پیامدهای آن را ارزیابی کرد بااینهمه دانشمندان بزرگ عرصه علم و فناوری مانند «ایلان ماسک»، «استیون هاوکینگ» و حتی «بیل گيتس» در مورد این موضوع هشدار دادهاند.
اما در عوض، برخی دیگر از کارشناسان فناوری بر این باورند که برتری هوش مصنوعی بر هوش انسانی ابعاد نگرانکنندهای نخواهد داشت و بهویژه این تصور که هوش مصنوعی بشر را به بردگی میگیرد، توهمی بیش نیست که در فیلمهای علمی-تخیلی ریشه دارد. دلیل آنها برای بیمورد دانستن این نگرانی آن است که چند دهه بعد فقط یک یا چند هوش مصنوعی وجود نخواهد داشت که بخواهد مطابق میل و سلیقه خود رفتار کند بلکه میلیونها ابزار هوشمند وجود دارد که هیچ ارتباط ارگانیک و ازپیشطراحیشدهای بین آنها وجود ندارد.
اما افراد دیگری هم وجود دارند که نهتنها نگران پیشرفت هوش مصنوعی در آینده نیستند و میگویند پیشرفت هوش مصنوعی هیچ تهدیدی برای بشر محسوب نمیشود بلکه بر این باورند پیشرفت هوش مصنوعی، فرصتهای بسیار خوبی نیز برای پیشرفتهای چشمگیر بشر فراهم میکند. به بیان دیگر، همان فناوریای که باعث پیشرفت هوش مصنوعی میشود، زمینه پیشرفت انسان را نیز فراهم میکند. به باور آنها پیشیگرفتن هوش مصنوعی از هوش انسان باعث میشود دستگاههای مختلف به انسان قدرت دهند. استدلال این دسته هم این است که زمانیکه ابزارهای هوشمندتر از مغز انسان ابداع شد، بشر میتواند چنین تراشههایی را در مغز خود نصب کند و از تواناییهای این تراشهها بهرهمند شود.
هرچند نصب تراشه در مغز انسان ممکن است برای بسیاری از ما پدیدهای شگفت و دور از ذهن جلوه کند، اما باید اذعان کرد هماکنون نیز بیماران بسیاری، تراشههایی را در مغز خود نصب کردهاند که تواناییهای جسمی و بدنی آنان را ارتقا میدهد، پس فراگیر شدن نصب تراشههایی هوشمندتر از مغز انسان تا چند سال دیگر نباید چندان دور از ذهن باشد.
آیا باید نگران تسلط ماشین بر انسان باشیم؟
-----
روزنامه شرق - محمدرضا دستورانی: تاکنون بشر از مزیتهای پیشرفت و بهبود هوش مصنوعی بسیار بهرهمند شده است و هر روز بر کاربردهای هوش مصنوعی در زندگی روزمره یا صنایع افزوده میشود و کمتر پدیدهای است که از دستاوردهای هوش مصنوعی بینصیب مانده باشد.
هر روز ابزار جدیدی ابداع میشود که میتواند از هوش مصنوعی برای انجام سریعتر و دقیقتر کارها بهره بگیرد؛ از خودروهای خودران گرفته تا خبرنگاران رباتیک که میتوانند براساس اخبار دریافتی، گزارشی برای رسانه خود تنظیم کنند. اما چندسالی است که برخی از ناظران نسبت به خطرات هوش مصنوعی هشدار میدهند.
آنها بر این باورند که با رشد سریع هوش مصنوعی، تواناییهای هوش مصنوعی بهزودی به توانایی مغز انسان میرسد و در مدتی کوتاه، از آن هم پیشی میگیرد. در مرحله بعد، زمانی فرا میرسد که هوش مصنوعی بر نژاد بشر برتری یافته و حاکم بلامنازع کل سیاره زمین میشود. به بیان دیگر، هوش مصنوعی پیشرفته، صاحباختیار بشر میشود. این سناریویی است که برخی از کارشناسان حوزه هوش مصنوعی برای آینده بشر حدس میزنند.
در اینکه روزگاری هوش مصنوعی به پای هوش انسان میرسد، شکی نیست فقط موضوع زمان است، به بیان دیگر، اختلافنظر در این است که چه زمان، هوش مصنوعی قابلیتهایی مانند هوش بشری پیدا میکند؟ برای مثال «ماسویاشی»، مدیرعامل شرکت «سافتبانک» (Softbank)، پیشبینی کرده است عملکرد هوش مصنوعی در سال ۲۰۴۷ از هوش انسان بهتر خواهد شد، اما «ری کرزویل»، سرپرست بخش مهندسی گوگل، که تاکنون موارد زیادی را پیشبینی کرده است، معتقد است هوش مصنوعی تا سال ۲۰۲۹ از هوش انسان پیشی میگیرد. «ری کرزویل» که به پیشبینی آینده شهرت دارد و موارد مختلفی را پیشبینی کرده و بسیاری از پیشبینیهای او درست بوده است، چندی پیش اعلام کرد طبق پیشبینیهای او، ۱۲ سال دیگر کامپیوترها دارای هوش انسانی خواهند شد و ازآنپس عملکرد هوش مصنوعی از هوش انسان پیشی خواهد گرفت. این وضعیت با نام «تکینگی فناوری» (singurality) شناخته میشود. پدیده تکینگی فناوری زمانی رخ میدهد که دستگاههای مختلف بهدلیل پیشرفتهای زیاد در فناوری مختلف، مخصوصا هوش مصنوعی، هوشمندتر از انسان شوند.
به باور برخی از کارشناسان، زمانی که هوش ابزارهای مختلف از هوش بشر بیشتر شود، بشر ترغیب میشود از این ابزارها در مغز خود استفاده کند. به باور برخی افراد همین عمل باعث میشود هوش بشر متحول شود. اما پرسش مهم بعدی این است که آیا بشر باید نگران رویدادن چنین اتفاقهایی باشد؟ واقعیت آن است که حدسزدن دقیق وضعیت بشر و نوع تعامل انسان و هوش مصنوعی پس از سبقت هوش مصنوعی از انسان بسیار دشوار است و بههمیندلیل هم نمیتوان بهدقت پیامدهای آن را ارزیابی کرد بااینهمه دانشمندان بزرگ عرصه علم و فناوری مانند «ایلان ماسک»، «استیون هاوکینگ» و حتی «بیل گيتس» در مورد این موضوع هشدار دادهاند.
اما در عوض، برخی دیگر از کارشناسان فناوری بر این باورند که برتری هوش مصنوعی بر هوش انسانی ابعاد نگرانکنندهای نخواهد داشت و بهویژه این تصور که هوش مصنوعی بشر را به بردگی میگیرد، توهمی بیش نیست که در فیلمهای علمی-تخیلی ریشه دارد. دلیل آنها برای بیمورد دانستن این نگرانی آن است که چند دهه بعد فقط یک یا چند هوش مصنوعی وجود نخواهد داشت که بخواهد مطابق میل و سلیقه خود رفتار کند بلکه میلیونها ابزار هوشمند وجود دارد که هیچ ارتباط ارگانیک و ازپیشطراحیشدهای بین آنها وجود ندارد.
اما افراد دیگری هم وجود دارند که نهتنها نگران پیشرفت هوش مصنوعی در آینده نیستند و میگویند پیشرفت هوش مصنوعی هیچ تهدیدی برای بشر محسوب نمیشود بلکه بر این باورند پیشرفت هوش مصنوعی، فرصتهای بسیار خوبی نیز برای پیشرفتهای چشمگیر بشر فراهم میکند. به بیان دیگر، همان فناوریای که باعث پیشرفت هوش مصنوعی میشود، زمینه پیشرفت انسان را نیز فراهم میکند. به باور آنها پیشیگرفتن هوش مصنوعی از هوش انسان باعث میشود دستگاههای مختلف به انسان قدرت دهند. استدلال این دسته هم این است که زمانیکه ابزارهای هوشمندتر از مغز انسان ابداع شد، بشر میتواند چنین تراشههایی را در مغز خود نصب کند و از تواناییهای این تراشهها بهرهمند شود.
هرچند نصب تراشه در مغز انسان ممکن است برای بسیاری از ما پدیدهای شگفت و دور از ذهن جلوه کند، اما باید اذعان کرد هماکنون نیز بیماران بسیاری، تراشههایی را در مغز خود نصب کردهاند که تواناییهای جسمی و بدنی آنان را ارتقا میدهد، پس فراگیر شدن نصب تراشههایی هوشمندتر از مغز انسان تا چند سال دیگر نباید چندان دور از ذهن باشد.
ادامه:
اما همچنان این پرسش باقی است که با نصب چنین تراشههایی در مغز، فرصتهایی برای پیشرفت ذهنی و جسمی بشر فراهم میشود و هوش مصنوعی میتواند به انسان قدرتی بیسابقه ببخشد که نتیجه آن برآوردهشدن نیازهای جدید انسان است، زیرا با تقویت ذهن انسان و شکوفایی هرچه بیشتر آن، تواناییهای انسان نیز در همه زمینهها بیشتر میشود یا نصب چنین تراشهای اولین گام برای تبدیلشدن به برده خودخواسته هوش مصنوعی است؟
اما همچنان این پرسش باقی است که با نصب چنین تراشههایی در مغز، فرصتهایی برای پیشرفت ذهنی و جسمی بشر فراهم میشود و هوش مصنوعی میتواند به انسان قدرتی بیسابقه ببخشد که نتیجه آن برآوردهشدن نیازهای جدید انسان است، زیرا با تقویت ذهن انسان و شکوفایی هرچه بیشتر آن، تواناییهای انسان نیز در همه زمینهها بیشتر میشود یا نصب چنین تراشهای اولین گام برای تبدیلشدن به برده خودخواسته هوش مصنوعی است؟
آخرین عکسهای کاسینی از زحل
سازمان فضایی آمریکا"(ناسا) آخرین عکسهایی را که فضاپیمای "کاسینی" پیش از نابودی در جو زحل گرفته است، منتشر کرد.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/600383/
سازمان فضایی آمریکا"(ناسا) آخرین عکسهایی را که فضاپیمای "کاسینی" پیش از نابودی در جو زحل گرفته است، منتشر کرد.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/600383/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
آخرین عکسهای کاسینی از زحل
سازمان فضایی آمریکا
#عمومی
رمزگشایی از دلیل شکلگیری حیات در زمین
-----
ایسنا: محققان دانشگاه "بریتیش کلمبیا" در بررسیهای خود موفق شدند دلیل اصلی شکلگیری حیات در زمین را کشف کنند.
به نقل از دیلیمیل، ÷مدت زیادی محققان به دنبال پاسخ این سوال بودهاند که چطور جو زمین دارای حجم زیادی از اکسیژن شده است که امکان شکلگیری حیات را در این سیاره فراهم کرده است.
در جدیدترین تحقیق محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا محققان به این نتیجه رسیدهاند که بین 2.4 تا 3 میلیارد سال قبل پوسته زمین در افزایش میزان اکسیژن در جو آن نقش بسیار مهمی داشته است.
به گفته محققان این تغییرات به گونهای بوده است که میزان اکسیژن موجود در جو زمین 10 هزار برابر شده است و این افزایش سبب شده که انفجاری از شکلگیری صورتهای مختلف حیات در زمین ایجاد شود.
اثبات نقش پوسته زمین در ایجاد اکسیژن مورد نیاز برای حیات جانوران یکی از موضوعاتی است که مدتها محققان را به خود مشغول کرده بوده است.
حال محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا به سرپرستی "ماتیجس اسمیت"( Matthijs Smit ) اعلام کردهاند که موفق شدهاند ثابت کنند از بین رفتن ماده معدنی "اولیوین"(Olivine) در پوسته زمین چگونه به ایجاد انفجاری از حیات در زمین منجر شده است.
اولیوین با فرمول شیمیایی(MgFe)2[SiO4] از مجموعه کانی هاست و اولیوینهای دارای منگنز در صنعت کاربرد زیادی دارند.
اتمسفر و اقیانوسهای زمین در روزهای ابتدایی دارای مقادیری از اکسیژن آزاد بوده است و باکتریهای فتوسنتزکننده نیز بخشی از این اکسیژن را تامین میکردهاند.
اکسیژن آزاد که گاز مورد نیاز جانداران برای تنفس است اکسیژنی است که با دیگر عناصر مانند کربن ترکیب نشده باشد و به صورت ترکیب شیمیایی O2 در جو وجود داشته باشد.
به گفته محققان در حدود 3 میلیارد سال قبل تغییراتی ایجاد شده است که نواحی دارای اکسیژن آزاد در اقیانوسهای زمین افزایش چشمگیری داشتهاند.
در حدود 2.4 میلیارد سال پیش نیز میزان اکسیژن به طور ناگهانی در عرض 200 میلیون سال 10 هزار برابر شده است که به اکسیداسیون معروف است و سبب شکلگیری حیات در زمین شد.
قبل از وقوع این پدیده سنگهای زمین مقادیر زیادی منیزیم و مقادیر کمی سیلیکات داشتند و این وضعیت امروزه در سنگهای جزایر ایسلند و فارو مشاهده میشود.
اما مهمتر از همه، این سنگها حاوی مواد معدنی به نام اولیوین بودند.
هنگامی که اولیوین با آب تماس میگیرد، واکنش های شیمیایی را آغاز میکند که اکسیژن مصرف میکند و آن را به دام میاندازد.
با کاهش این ماده در پوسته زمین، واکنشهای آن کاهش چشمگیری پیدا کرد و بدون این ماده معدنی برای واکنش با آب و مصرف اکسیژن، این گاز در نهایت رو به افزایش گذاشت.
با افزایش اکسیژن موجود، اقیانوسها از این گاز اشباع شدند و مقادیر اضافه آن وارد جو شد که دقیقا در این زمان حیات در زمین با تنوع زیادی آغاز شد.
دکتر اسمیت در رابطه با این پدیده گفت: پس از این تغییر، زمین بیشتر قابل سکونت شد و انعطاف پذیری بیشتری برای تکامل زندگی پیچیده پیدا کرد اما نیاز به مکانیزم مهمی داشت و این چیزی است که ما ممکن است در ادامه پیدا کنیم.
رمزگشایی از دلیل شکلگیری حیات در زمین
-----
ایسنا: محققان دانشگاه "بریتیش کلمبیا" در بررسیهای خود موفق شدند دلیل اصلی شکلگیری حیات در زمین را کشف کنند.
به نقل از دیلیمیل، ÷مدت زیادی محققان به دنبال پاسخ این سوال بودهاند که چطور جو زمین دارای حجم زیادی از اکسیژن شده است که امکان شکلگیری حیات را در این سیاره فراهم کرده است.
در جدیدترین تحقیق محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا در کانادا محققان به این نتیجه رسیدهاند که بین 2.4 تا 3 میلیارد سال قبل پوسته زمین در افزایش میزان اکسیژن در جو آن نقش بسیار مهمی داشته است.
به گفته محققان این تغییرات به گونهای بوده است که میزان اکسیژن موجود در جو زمین 10 هزار برابر شده است و این افزایش سبب شده که انفجاری از شکلگیری صورتهای مختلف حیات در زمین ایجاد شود.
اثبات نقش پوسته زمین در ایجاد اکسیژن مورد نیاز برای حیات جانوران یکی از موضوعاتی است که مدتها محققان را به خود مشغول کرده بوده است.
حال محققان دانشگاه بریتیش کلمبیا به سرپرستی "ماتیجس اسمیت"( Matthijs Smit ) اعلام کردهاند که موفق شدهاند ثابت کنند از بین رفتن ماده معدنی "اولیوین"(Olivine) در پوسته زمین چگونه به ایجاد انفجاری از حیات در زمین منجر شده است.
اولیوین با فرمول شیمیایی(MgFe)2[SiO4] از مجموعه کانی هاست و اولیوینهای دارای منگنز در صنعت کاربرد زیادی دارند.
اتمسفر و اقیانوسهای زمین در روزهای ابتدایی دارای مقادیری از اکسیژن آزاد بوده است و باکتریهای فتوسنتزکننده نیز بخشی از این اکسیژن را تامین میکردهاند.
اکسیژن آزاد که گاز مورد نیاز جانداران برای تنفس است اکسیژنی است که با دیگر عناصر مانند کربن ترکیب نشده باشد و به صورت ترکیب شیمیایی O2 در جو وجود داشته باشد.
به گفته محققان در حدود 3 میلیارد سال قبل تغییراتی ایجاد شده است که نواحی دارای اکسیژن آزاد در اقیانوسهای زمین افزایش چشمگیری داشتهاند.
در حدود 2.4 میلیارد سال پیش نیز میزان اکسیژن به طور ناگهانی در عرض 200 میلیون سال 10 هزار برابر شده است که به اکسیداسیون معروف است و سبب شکلگیری حیات در زمین شد.
قبل از وقوع این پدیده سنگهای زمین مقادیر زیادی منیزیم و مقادیر کمی سیلیکات داشتند و این وضعیت امروزه در سنگهای جزایر ایسلند و فارو مشاهده میشود.
اما مهمتر از همه، این سنگها حاوی مواد معدنی به نام اولیوین بودند.
هنگامی که اولیوین با آب تماس میگیرد، واکنش های شیمیایی را آغاز میکند که اکسیژن مصرف میکند و آن را به دام میاندازد.
با کاهش این ماده در پوسته زمین، واکنشهای آن کاهش چشمگیری پیدا کرد و بدون این ماده معدنی برای واکنش با آب و مصرف اکسیژن، این گاز در نهایت رو به افزایش گذاشت.
با افزایش اکسیژن موجود، اقیانوسها از این گاز اشباع شدند و مقادیر اضافه آن وارد جو شد که دقیقا در این زمان حیات در زمین با تنوع زیادی آغاز شد.
دکتر اسمیت در رابطه با این پدیده گفت: پس از این تغییر، زمین بیشتر قابل سکونت شد و انعطاف پذیری بیشتری برای تکامل زندگی پیچیده پیدا کرد اما نیاز به مکانیزم مهمی داشت و این چیزی است که ما ممکن است در ادامه پیدا کنیم.
#عمومی
هابل یک پدیده فضایی ناشناخته را کشف کرد
منجمان مؤسسه ماکس پلانک با استفاده از دادههای تلسکوپ فضایی موفق شدند نوعی جرم فضایی جدید و ناشناخته را کشف کنند.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/603068/
هابل یک پدیده فضایی ناشناخته را کشف کرد
منجمان مؤسسه ماکس پلانک با استفاده از دادههای تلسکوپ فضایی موفق شدند نوعی جرم فضایی جدید و ناشناخته را کشف کنند.
http://www.bartarinha.ir/fa/news/603068/
مجله اینترنتی برترین ها | پورتال خبری و سبک زندگی
هابل یک پدیده فضایی ناشناخته را کشف کرد
منجمان مؤسسه ماکس پلانک با استفاده از دادههای تلسکوپ فضایی موفق شدند نوعی جرم فضایی جدید و ناشناخته را کشف کنند.
#عمومی
محققان در پی کاوش ۱۲۰ هزار میلیارد مایل در فضا
-----
خبرگزاری مهر - شیوا سعیدی قوی اندام: گروهی از محققان قصد دارند تلکسوپی با ۱۶ آیینه ۵ متری در صحرای شیلی بسازند تا ۱۲۰ هزار میلیارد مایل در فضا را برای حیات جستجو کنند.
به نقل از دیلی میل، گروهی از محققان بین المللی قصد دارند تلسکوپی با قابلیت کاوش ۱۲۰ هزار میلیارد مایل در فضا بسازند. هدف اصلی این پروژه بررسی نشانه های حیات خارج از منظومه شمسی است.
این پروژه که ELF نام گرفته فضا را برای نشانه های شیمیایی احتمالی حیات در سیاره های دوردست بررسی می کند و حتی می تواند از اقیانوس ها و قاره های دور دست در سیاره های دیگر عکسبرداری کند.
نخستین هدف این تلسکوپ عجیب پس از ساخت، بررسی سیاره پروکسیما بی است که تصور می شود نشانه های حیات دارد. این سیاره در فاصله ۴.۲ سال نوری زمین قرار گرفته است.
عرض این تلسکوپ با ۱۶ آینه ۵ متری ، ۲۵ متر خواهدبود و در صحرای آتاکاما شیلی قرار می گیرد.
تلسکوپ مذکور می تواند از سیاره هایی که ۲۵ سال نوری با زمین فاصله دارند عکسبرداری کند. محققان با کمک این تلسکوپ می توانند سیارات و منظومه های دیگر و همچنین نشانه های مختلف حیات از جمله آب، اکسیژن، متان و اوزون را در فضا ردیابی کنند.
محققان تاکنون ۱۶ هزار دلار سرمایه برای ساخت تلسکوپ جمع آوری کرده اند و قصد دارند تا ماه اکتبر میزان آن را به ۳۵ هزار دلار برسانند.
محققان در پی کاوش ۱۲۰ هزار میلیارد مایل در فضا
-----
خبرگزاری مهر - شیوا سعیدی قوی اندام: گروهی از محققان قصد دارند تلکسوپی با ۱۶ آیینه ۵ متری در صحرای شیلی بسازند تا ۱۲۰ هزار میلیارد مایل در فضا را برای حیات جستجو کنند.
به نقل از دیلی میل، گروهی از محققان بین المللی قصد دارند تلسکوپی با قابلیت کاوش ۱۲۰ هزار میلیارد مایل در فضا بسازند. هدف اصلی این پروژه بررسی نشانه های حیات خارج از منظومه شمسی است.
این پروژه که ELF نام گرفته فضا را برای نشانه های شیمیایی احتمالی حیات در سیاره های دوردست بررسی می کند و حتی می تواند از اقیانوس ها و قاره های دور دست در سیاره های دیگر عکسبرداری کند.
نخستین هدف این تلسکوپ عجیب پس از ساخت، بررسی سیاره پروکسیما بی است که تصور می شود نشانه های حیات دارد. این سیاره در فاصله ۴.۲ سال نوری زمین قرار گرفته است.
عرض این تلسکوپ با ۱۶ آینه ۵ متری ، ۲۵ متر خواهدبود و در صحرای آتاکاما شیلی قرار می گیرد.
تلسکوپ مذکور می تواند از سیاره هایی که ۲۵ سال نوری با زمین فاصله دارند عکسبرداری کند. محققان با کمک این تلسکوپ می توانند سیارات و منظومه های دیگر و همچنین نشانه های مختلف حیات از جمله آب، اکسیژن، متان و اوزون را در فضا ردیابی کنند.
محققان تاکنون ۱۶ هزار دلار سرمایه برای ساخت تلسکوپ جمع آوری کرده اند و قصد دارند تا ماه اکتبر میزان آن را به ۳۵ هزار دلار برسانند.
#عمومی
نوبل پزشکی به 3 دانشمند آمریکایی تعلق گرفت
-----
خبرگزاری ایسنا: جایزه نوبل پزشکی امسال به طور مشترک به سه آمریکایی تعلق گرفت.
این جایزه 825000 پوندی بین سه دانشمندان آمریکایی به نام جفری سیهال، مایکل روزباش و مایکل یانگ به دلیل کار بر روی ساعت داخلی بدن موجودات زنده تعلق گرفت.
پژوهش این سه دانشمند آمریکایی درباره این موضوع بوده که چگونه گیاهان، حیوانات و انسانها ریتم بیولوژیکی خود را به گونهای سازگار میکنند تا با انقلابهای زمین هماهنگ شوند.
نوبل پزشکی به 3 دانشمند آمریکایی تعلق گرفت
-----
خبرگزاری ایسنا: جایزه نوبل پزشکی امسال به طور مشترک به سه آمریکایی تعلق گرفت.
این جایزه 825000 پوندی بین سه دانشمندان آمریکایی به نام جفری سیهال، مایکل روزباش و مایکل یانگ به دلیل کار بر روی ساعت داخلی بدن موجودات زنده تعلق گرفت.
پژوهش این سه دانشمند آمریکایی درباره این موضوع بوده که چگونه گیاهان، حیوانات و انسانها ریتم بیولوژیکی خود را به گونهای سازگار میکنند تا با انقلابهای زمین هماهنگ شوند.
#عمومی
ساخت بزرگترین تلسکوپ دنیا در هاوایی
-----
وب سایت گجت نیوز - کیا علیپور: بزرگترین تلسکوپ دنیا که با نام "TMT” هم شناخته میشود، به زودی در ایالت هاوایی (Hawaii) آمریکا ساخته خواهد شد.
در طول یک سال گذشته محل قرارگیری بزرگترین تلسکوپ جهان که برخی آن را با اسم «تلسکوپ سی متری» (Thirty Meter Telescope) میشناسند، موضوع بحث و جدل فراوانی بوده است، اما در این هفته با حکم کمیتهی زمین و منابع طبیعی هاوایی، اجازه احداث این پروژه بزرگ در نزدیک آتشفشان خاموش مونا کیا (Mauna Kea) مجمعالجزایر هاوایی صادر شد. از طرف دیگر، فعالان بومی ایالت که مونا کیا را مکانی مقدس قلمداد میکنند، همچنان به مخالفت خود با ساخت TMT در مکان تعیینشده ادامه خواهند داد.
درگیریهای ایدئولوژیکی در مورد محل قرارگیری بزرگترین تلسکوپ دنیا که با رزولوشنی ده برابر تلسکوپ فضایی هابل (Hubble Space Telescope)، به عنوان نسل بعدی تجهیزات ستاره شناسی مورداستفاده دانشمندان قرار خواهد گرفت، از چند سال پیش آغاز شد. دلیل انتخاب مونا کیا هم ارتفاع این منطقه است که نمای منحصر به فردی را برای رصد کیهان در نیمکره شمالی، در اختیار ستاره شناسان قرار میدهد؛ همچنین، بسیاری از اهالی هاوایی از احداث این پروژه در ایالت خود استقبال کردهاند و قرارگیری تلسکوپ TMT را زمینهساز پیشرفت علمی و اقتصادی هاوایی میدانند.
اما کوه این منطقه که جایگاه سیزده رصدخانه دیگر است، برای بومیان هاوایی از اهمیتی مذهبی و فرهنگی برخوردار بوده و به اعتقاد مخالفان، احداث بزرگترین تلسکوپ دنیا با ارتفاع تقریبی 55 متر، نوعی بیحرمتی به سرزمینهای مقدس آنهاست.
اوج اختلافات به بهار دو سال گذشته و زمانی که مخالفان سد راه گروه ساخت و ساز TMT که برای پیریزی محل احداث این تلسکوپ عازم کوه مونا کیا بودند، بازمیگردد؛ کشمکشها بین حمایتکنندگان و گروه دیگر ادامه داشت و اعضای تیم پروژه بزرگترین تلسکوپ دنیا هم از آنجایی که به پیروزی خود در احداث رصدخانه در این بخش از هاوایی شک داشتند، مکانی در جزایر قناری اسپانیا را به عنوان گزینه دوم در نظر گرفته بودند.
سرانجام با ارسال نامهای از طرف یکی از قاضیهای سابق ایالت به نام ریکی می آمانو (Riki May Amano) به کمیته زمین و منابع طبیعی هاوایی، اعضای کمیته با رای 5 به 2 حکم به ادامه ساخت تلسکوپ TMT دادند.
حکم جدید جزئیات دقیقی را در مورد منابع مورد نیاز برای عملی کردن این پروژه مشخص میکند و در همین رابطه، یک از اعضای کمیته زمین و منابع طبیعی ایالت از تصمیم ساخت بزرگترین تلسکوپ جهان بر روی منطقه مشخصشده به عنوان یک از سختترین تصمیمات در تاریخ این کمیته یاد میکند. از طرف دیگر، مسئولین پروژه تلسکوپ TMT نسبت به حکم صادرشده ابراز امیدواری کرده و متقابلا به بومیان منطقه ادای احترام کردهاند.
نیک سانتزف (Nick Suntzeff) یکی از ستاره شناسان دانشگاه A&M ایالت تگزاس آمریکا میگوید که مونا کیا بهترین مکان برای احداث رصدخانه در نیمکره شمالی بوده و قرار دادن بزرگترین تلسکوپ جهان در مکان دیگری چون جزایر اسپانیا، پتانسیل تجهیزات توسعهیافته را به میزان زیادی، کاهش میدهد.
بر طبق صحبتهای سانتزف، ساخت این رصدخانه و تصمیم اخذشده باعث ناامیدی شدید مردمان بومی هاوایی خواهد شد؛ البته مخالفان ساکن منطقه تا زمانی که میراث گذشتگان و فرهنگ هاوایی را در خطر نابودی ببیند، از اعتراض در مقابل چنین اقداماتی دستبردار نخواهند بود.
هنوز مشخص نیست که مخالفان ساخت تلسکوپ TMT چگونه با حکم صادرشده مقابله خواهند کرد و از طرف دیگر، اطلاعاتی در مورد برنامه زمانی مدنظر ستاره شناسان درگیر این پروژه منتشر نشده است.
جالب است بدانید که رصدخانههای کوه مونا کیا بخش بزرگی از موتور اقتصادی هاوایی را تشکیل میدهند و در سال 1391 گزارش شد که درآمدها و مالیاتهای اخذشده از این قسمت ایالت در حدود 60 میلیون دلار بوده است.
با ساخت بزرگترین تلسکوپ دنیا که به عنوان یکی از برجستهترین رصدخانههای دهه میلادی پیش رو در نظر گرفته میشود، انتظار میرود که به واسطه جذب ستاره شناسان بزرگ جهان به دانشگاه هاوایی و سرازیر شدن مشتاقان اکتشاف دنیای خارج از جو زمین به این بخش از آمریکا، وضعیت اقتصادی و شغلی ساکنین ایالت بهبود یابد؛ در حالی که هنوز تلسکوپ TMT ساخته نشده است، مبلغی در حدود 3.5 میلیون دلار از طرف تیم مسئول رصدخانه به صندوقهای حمایتی از تحصیلات در این مجمعالجزایر، اهدا شده است.
ساخت بزرگترین تلسکوپ دنیا در هاوایی
-----
وب سایت گجت نیوز - کیا علیپور: بزرگترین تلسکوپ دنیا که با نام "TMT” هم شناخته میشود، به زودی در ایالت هاوایی (Hawaii) آمریکا ساخته خواهد شد.
در طول یک سال گذشته محل قرارگیری بزرگترین تلسکوپ جهان که برخی آن را با اسم «تلسکوپ سی متری» (Thirty Meter Telescope) میشناسند، موضوع بحث و جدل فراوانی بوده است، اما در این هفته با حکم کمیتهی زمین و منابع طبیعی هاوایی، اجازه احداث این پروژه بزرگ در نزدیک آتشفشان خاموش مونا کیا (Mauna Kea) مجمعالجزایر هاوایی صادر شد. از طرف دیگر، فعالان بومی ایالت که مونا کیا را مکانی مقدس قلمداد میکنند، همچنان به مخالفت خود با ساخت TMT در مکان تعیینشده ادامه خواهند داد.
درگیریهای ایدئولوژیکی در مورد محل قرارگیری بزرگترین تلسکوپ دنیا که با رزولوشنی ده برابر تلسکوپ فضایی هابل (Hubble Space Telescope)، به عنوان نسل بعدی تجهیزات ستاره شناسی مورداستفاده دانشمندان قرار خواهد گرفت، از چند سال پیش آغاز شد. دلیل انتخاب مونا کیا هم ارتفاع این منطقه است که نمای منحصر به فردی را برای رصد کیهان در نیمکره شمالی، در اختیار ستاره شناسان قرار میدهد؛ همچنین، بسیاری از اهالی هاوایی از احداث این پروژه در ایالت خود استقبال کردهاند و قرارگیری تلسکوپ TMT را زمینهساز پیشرفت علمی و اقتصادی هاوایی میدانند.
اما کوه این منطقه که جایگاه سیزده رصدخانه دیگر است، برای بومیان هاوایی از اهمیتی مذهبی و فرهنگی برخوردار بوده و به اعتقاد مخالفان، احداث بزرگترین تلسکوپ دنیا با ارتفاع تقریبی 55 متر، نوعی بیحرمتی به سرزمینهای مقدس آنهاست.
اوج اختلافات به بهار دو سال گذشته و زمانی که مخالفان سد راه گروه ساخت و ساز TMT که برای پیریزی محل احداث این تلسکوپ عازم کوه مونا کیا بودند، بازمیگردد؛ کشمکشها بین حمایتکنندگان و گروه دیگر ادامه داشت و اعضای تیم پروژه بزرگترین تلسکوپ دنیا هم از آنجایی که به پیروزی خود در احداث رصدخانه در این بخش از هاوایی شک داشتند، مکانی در جزایر قناری اسپانیا را به عنوان گزینه دوم در نظر گرفته بودند.
سرانجام با ارسال نامهای از طرف یکی از قاضیهای سابق ایالت به نام ریکی می آمانو (Riki May Amano) به کمیته زمین و منابع طبیعی هاوایی، اعضای کمیته با رای 5 به 2 حکم به ادامه ساخت تلسکوپ TMT دادند.
حکم جدید جزئیات دقیقی را در مورد منابع مورد نیاز برای عملی کردن این پروژه مشخص میکند و در همین رابطه، یک از اعضای کمیته زمین و منابع طبیعی ایالت از تصمیم ساخت بزرگترین تلسکوپ جهان بر روی منطقه مشخصشده به عنوان یک از سختترین تصمیمات در تاریخ این کمیته یاد میکند. از طرف دیگر، مسئولین پروژه تلسکوپ TMT نسبت به حکم صادرشده ابراز امیدواری کرده و متقابلا به بومیان منطقه ادای احترام کردهاند.
نیک سانتزف (Nick Suntzeff) یکی از ستاره شناسان دانشگاه A&M ایالت تگزاس آمریکا میگوید که مونا کیا بهترین مکان برای احداث رصدخانه در نیمکره شمالی بوده و قرار دادن بزرگترین تلسکوپ جهان در مکان دیگری چون جزایر اسپانیا، پتانسیل تجهیزات توسعهیافته را به میزان زیادی، کاهش میدهد.
بر طبق صحبتهای سانتزف، ساخت این رصدخانه و تصمیم اخذشده باعث ناامیدی شدید مردمان بومی هاوایی خواهد شد؛ البته مخالفان ساکن منطقه تا زمانی که میراث گذشتگان و فرهنگ هاوایی را در خطر نابودی ببیند، از اعتراض در مقابل چنین اقداماتی دستبردار نخواهند بود.
هنوز مشخص نیست که مخالفان ساخت تلسکوپ TMT چگونه با حکم صادرشده مقابله خواهند کرد و از طرف دیگر، اطلاعاتی در مورد برنامه زمانی مدنظر ستاره شناسان درگیر این پروژه منتشر نشده است.
جالب است بدانید که رصدخانههای کوه مونا کیا بخش بزرگی از موتور اقتصادی هاوایی را تشکیل میدهند و در سال 1391 گزارش شد که درآمدها و مالیاتهای اخذشده از این قسمت ایالت در حدود 60 میلیون دلار بوده است.
با ساخت بزرگترین تلسکوپ دنیا که به عنوان یکی از برجستهترین رصدخانههای دهه میلادی پیش رو در نظر گرفته میشود، انتظار میرود که به واسطه جذب ستاره شناسان بزرگ جهان به دانشگاه هاوایی و سرازیر شدن مشتاقان اکتشاف دنیای خارج از جو زمین به این بخش از آمریکا، وضعیت اقتصادی و شغلی ساکنین ایالت بهبود یابد؛ در حالی که هنوز تلسکوپ TMT ساخته نشده است، مبلغی در حدود 3.5 میلیون دلار از طرف تیم مسئول رصدخانه به صندوقهای حمایتی از تحصیلات در این مجمعالجزایر، اهدا شده است.
#عمومی
با جعبه سیاه بدن انسان آشنا شوید
-----
خبرگزاری مهر - شیوا سعیدی قوی اندام: در میان ناباوری محققان سه دانشمند آمریکایی برای تحقیقات خود درباره ساعت بیولوژیک بدن برنده جایزه نوبل پزشکی شدند. این ساعت کارکرد بدن را طی شبانه روز تنظیم می کند.
دهم مهرماه جاری جفری سی هال، مایکل راسباش و مایکل دبلیو یانگ، سه دانشمند آمریکایی برای تحقیقات خود درباره ساعت بیولوژیک بدن انسان موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکی شدند.
راسباش یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه براندیس، یانگ از استادان دانشگاه راکفلر و هال از دانشگاه مین در این تحقیق با یکدیگر همکاری کرده اند.
ساعت بیولوژیک بدن یا «ریتم شبانه روزی» عامل خوابیدن افراد در شب و البته تغییرات مهمی در رفتار و بدن انسان است.
این ریتم شبانه روزی در تمام سلول های بدن انسان، گیاهان، حیوانات و قارچ ها نیز وجود دارد. حالات روحی، سطح هورمون ها، دمای بدن و متابولیسم همگی با توجه به این ریتم تنظیم می شوند. در کوتاه مدت، اختلال در ساعت بدن روی تشکیل حافظه تاثیر می گذارد اما در بلند مدت خطر ابتلا به بیماری های مختلف از جمله دیابت نوع دوم، سرطان و حمله قلبی را می افزاید.
به هرحال محققان برنده این جایزه ۱.۱ میلیون دلاری توانستند ژن کنترل کننده ساعت بیولوژیک بدن انسان را ایزوله کنند. به عبارت دیگر آنها توانستند چشم اندازی به داخل ساعت بیولوژیک بدن ایجاد کرده و شیوه عملکرد داخلی آن را روشن کنند.
کشف ساعت بیولوژیک در ژن مگس میوه
تحقیقات این سه دانشمند از سال ۱۹۸۴ میلادی آغاز شد. در آن زمان راسباش و هاول هر دو در دانشگاه براندیس مشغول فعالیت بودند. آنها همراه یانگ توانستند ژن پریود را در مگس های میوه ایزوله کنند. راسباش و هال متوجه شدند پروتئینی به نام PER که توسط این ژن کدگذاری شده در شب افزایش یافته و طی روز ازبین می رود. به عبارت دیگر آنها ساعت بیولوژیک موجود در این ژن را کشف کردند.
در سال های بعد یانگ ژن های ساعتی دیگری کشف کرد که روی ثبات پروتئین PER تاثیرگذار بودند. این محققان متوجه شدند اگر سطح این پروتئین ثابت باشد، ساعت بیولوژیک کندتر حرکت می کرد و اگر از ثبات آن کاسته می شد، ساعت بیولوژیک با سرعت بیشتری حرکت می کرد.
همچنین ثبات پروتئین PER را می توان یکی از دلایل آن دانست که برخی افراد سحرخیز و برخی دیگر شب زنده دار هستند. در حقیقت ثبات پروتئین PER را می توان یکی از دلایل آن دانست که برخی افراد سحرخیز و برخی دیگر شب زنده دار هستند. به عبارت دیگر هنگامیکه این پروتئین در بدن انسان ثبات دارد، فرد سحرخیز است و در صورت برهم خوردن ثبات، فرد شب زنده دار می شود.
با کمک اکتشافات این دانشمندان مکانیسم اصلی ساعت بیولوژیک بدن انسان تعیین شد.
مایکل هستینگز یکی از دانشمندانی است که در آزمایشگاه MRC کمبریج روی ساعت بیولوژیک بدن تحقیق می کند. او در این باره می گوید: سازوکار ساعت بیولوژیک بدن به جعبه سیاه حیات انسان مشهور است.
دربیانیه کمیته نوبل پزشکی آمده است: «ریتم های دورانی این ساعت داخلی عملکرد بدن را در مراحل مختلف روز تعیین می کند و بر خواب، رفتار، سطح هورمون و دما و متابولیسم بدن تاثیر می گذارد.
همچنین هنگامیکه به طور موقت میان محیط خارجی و ساعت بیولوژیک بدن انسان ناهماهنگی اتفاق می افتد، سلامت فرد تحت تاثیر قرار می گیرد. مانند زمانی که فرد سفر می کند. نشانه هایی از ناهماهنگی مزمن میان شیوه زندگی ما و ساعت بیولوژیک بدن انسان وجود دارد و همین امر خطر ابتلا به بیماری های مختلف را افزایش می دهد.
همچنین برندگان جوایز نوبل ۲۰۱۷ توانستند میزان آگاهی درباره اهمیت خواب سالم را بیفزایند.
جالب آنکه تحقیق برنده نوبل پزشکی ۲۰۱۷ میلادی مانند سال گذشته بسیار غیرمنتظره بود. نام این سه دانشمند برنده در هیچ یک از فهرست نامزدهای احتمالی این جایزه وجود نداشت. حتی هنگامیکه با تماس تلفنی و پس از اطلاع از پیروزی خود گفت: حتما با من شوخی می کنید.
بسیاری از کارشناسان تخمین می زدند تحقیقات درباره ایمون تراپی (استفاده از سیستم دفاعی بدن برای مبارزه با سرطان) یا ابزار اصلاح ژنتیک CRISPRبرنده نوبل پزشکی باشند.
سال گذشته جایزه نوبل پزشکی به پروفسور یوشینوری اسومی ژاپنی تعلق گرفت. کمیته نوبل برای کشف مکانیسم اتوفاژی این جایزه را به اسومی اهدا کردند. مکانیسم اتوفاژی یا خودخواری سلولی، تخریب و بازیافت اجزا سلول توسط خود سلول است که به دلیل کمک به شناخت و درمان بیماریهایی همچون سرطان، دیابت، پارکینسون و بیماریهای سلسله اعصاب بسیار مهم است.
با جعبه سیاه بدن انسان آشنا شوید
-----
خبرگزاری مهر - شیوا سعیدی قوی اندام: در میان ناباوری محققان سه دانشمند آمریکایی برای تحقیقات خود درباره ساعت بیولوژیک بدن برنده جایزه نوبل پزشکی شدند. این ساعت کارکرد بدن را طی شبانه روز تنظیم می کند.
دهم مهرماه جاری جفری سی هال، مایکل راسباش و مایکل دبلیو یانگ، سه دانشمند آمریکایی برای تحقیقات خود درباره ساعت بیولوژیک بدن انسان موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکی شدند.
راسباش یکی از اعضای هیات علمی دانشگاه براندیس، یانگ از استادان دانشگاه راکفلر و هال از دانشگاه مین در این تحقیق با یکدیگر همکاری کرده اند.
ساعت بیولوژیک بدن یا «ریتم شبانه روزی» عامل خوابیدن افراد در شب و البته تغییرات مهمی در رفتار و بدن انسان است.
این ریتم شبانه روزی در تمام سلول های بدن انسان، گیاهان، حیوانات و قارچ ها نیز وجود دارد. حالات روحی، سطح هورمون ها، دمای بدن و متابولیسم همگی با توجه به این ریتم تنظیم می شوند. در کوتاه مدت، اختلال در ساعت بدن روی تشکیل حافظه تاثیر می گذارد اما در بلند مدت خطر ابتلا به بیماری های مختلف از جمله دیابت نوع دوم، سرطان و حمله قلبی را می افزاید.
به هرحال محققان برنده این جایزه ۱.۱ میلیون دلاری توانستند ژن کنترل کننده ساعت بیولوژیک بدن انسان را ایزوله کنند. به عبارت دیگر آنها توانستند چشم اندازی به داخل ساعت بیولوژیک بدن ایجاد کرده و شیوه عملکرد داخلی آن را روشن کنند.
کشف ساعت بیولوژیک در ژن مگس میوه
تحقیقات این سه دانشمند از سال ۱۹۸۴ میلادی آغاز شد. در آن زمان راسباش و هاول هر دو در دانشگاه براندیس مشغول فعالیت بودند. آنها همراه یانگ توانستند ژن پریود را در مگس های میوه ایزوله کنند. راسباش و هال متوجه شدند پروتئینی به نام PER که توسط این ژن کدگذاری شده در شب افزایش یافته و طی روز ازبین می رود. به عبارت دیگر آنها ساعت بیولوژیک موجود در این ژن را کشف کردند.
در سال های بعد یانگ ژن های ساعتی دیگری کشف کرد که روی ثبات پروتئین PER تاثیرگذار بودند. این محققان متوجه شدند اگر سطح این پروتئین ثابت باشد، ساعت بیولوژیک کندتر حرکت می کرد و اگر از ثبات آن کاسته می شد، ساعت بیولوژیک با سرعت بیشتری حرکت می کرد.
همچنین ثبات پروتئین PER را می توان یکی از دلایل آن دانست که برخی افراد سحرخیز و برخی دیگر شب زنده دار هستند. در حقیقت ثبات پروتئین PER را می توان یکی از دلایل آن دانست که برخی افراد سحرخیز و برخی دیگر شب زنده دار هستند. به عبارت دیگر هنگامیکه این پروتئین در بدن انسان ثبات دارد، فرد سحرخیز است و در صورت برهم خوردن ثبات، فرد شب زنده دار می شود.
با کمک اکتشافات این دانشمندان مکانیسم اصلی ساعت بیولوژیک بدن انسان تعیین شد.
مایکل هستینگز یکی از دانشمندانی است که در آزمایشگاه MRC کمبریج روی ساعت بیولوژیک بدن تحقیق می کند. او در این باره می گوید: سازوکار ساعت بیولوژیک بدن به جعبه سیاه حیات انسان مشهور است.
دربیانیه کمیته نوبل پزشکی آمده است: «ریتم های دورانی این ساعت داخلی عملکرد بدن را در مراحل مختلف روز تعیین می کند و بر خواب، رفتار، سطح هورمون و دما و متابولیسم بدن تاثیر می گذارد.
همچنین هنگامیکه به طور موقت میان محیط خارجی و ساعت بیولوژیک بدن انسان ناهماهنگی اتفاق می افتد، سلامت فرد تحت تاثیر قرار می گیرد. مانند زمانی که فرد سفر می کند. نشانه هایی از ناهماهنگی مزمن میان شیوه زندگی ما و ساعت بیولوژیک بدن انسان وجود دارد و همین امر خطر ابتلا به بیماری های مختلف را افزایش می دهد.
همچنین برندگان جوایز نوبل ۲۰۱۷ توانستند میزان آگاهی درباره اهمیت خواب سالم را بیفزایند.
جالب آنکه تحقیق برنده نوبل پزشکی ۲۰۱۷ میلادی مانند سال گذشته بسیار غیرمنتظره بود. نام این سه دانشمند برنده در هیچ یک از فهرست نامزدهای احتمالی این جایزه وجود نداشت. حتی هنگامیکه با تماس تلفنی و پس از اطلاع از پیروزی خود گفت: حتما با من شوخی می کنید.
بسیاری از کارشناسان تخمین می زدند تحقیقات درباره ایمون تراپی (استفاده از سیستم دفاعی بدن برای مبارزه با سرطان) یا ابزار اصلاح ژنتیک CRISPRبرنده نوبل پزشکی باشند.
سال گذشته جایزه نوبل پزشکی به پروفسور یوشینوری اسومی ژاپنی تعلق گرفت. کمیته نوبل برای کشف مکانیسم اتوفاژی این جایزه را به اسومی اهدا کردند. مکانیسم اتوفاژی یا خودخواری سلولی، تخریب و بازیافت اجزا سلول توسط خود سلول است که به دلیل کمک به شناخت و درمان بیماریهایی همچون سرطان، دیابت، پارکینسون و بیماریهای سلسله اعصاب بسیار مهم است.