This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نطق احساسی گرتا ثونبرگ نوجوان فعال محیط زیست در همایش سازمان ملل
گرتا ثونبرگ نوجوان شانزده ساله فعال محیط زیست که در همایش سازمان ملل، رهبران دنیا را به باد انتقاد میگیرد.
@Secrets_Box
گرتا ثونبرگ نوجوان شانزده ساله فعال محیط زیست که در همایش سازمان ملل، رهبران دنیا را به باد انتقاد میگیرد.
@Secrets_Box
جالب نیست؟........
یکی ما ﺭا تحریم کرده، دیگری فیلتر.
با فیلترشکنِ تحریمکننده
میخواهیم ببینیم
فیلترکنندهِ تحریم شده
در چه حالیه!
خدایا خندت نمیگیره!
یا نیستی، خودت هم فکر کنم مهاجرت کردی کانادا ، نه ؟!
@Secrets_Box
یکی ما ﺭا تحریم کرده، دیگری فیلتر.
با فیلترشکنِ تحریمکننده
میخواهیم ببینیم
فیلترکنندهِ تحریم شده
در چه حالیه!
خدایا خندت نمیگیره!
یا نیستی، خودت هم فکر کنم مهاجرت کردی کانادا ، نه ؟!
@Secrets_Box
خیلی مهم / اگر تایر خودرویتان ترکید ترمز نکنید! در اغلب لحظات ترسناک رانندگی، مانند ترکیدن لاستیک، اغلب بدترین کار کوبیدن روی پدال ترمز است! تصور کنید که با سرعت ۸۰ کیلومتر در ساعت در حرکت هستید و ناگهان صدای ترکیدن تایر را می شنوید! خودرویتان تکانی می خورد، انگار که روی یک مین کوچک رفته باشد و بعد به نظر می رسد خیلی زود کنترلش از دست شما خارج می شود! اگر از غریزه پیروی کنید احتمالا ترمز می کنید، اما غریزه در این مورد اشتباه می گوید! تایر ترکیده به بند کفشی می ماند که زیر پا گیر می کند و شما را به زمین می زند! بنابراین ترمز کردن در آن سرعت، یعنی چپ شدن خودرو، غلت خوردن آن و برخورد با خودروهای دیگر! درست آن است کاری را کنید که شاید دیوانگی به نظر برسد! فشردن پدال گاز، اما نه با شدت، تنها دو یا سه بار، به صورت مقطع و نه چندان با فشار! خودرو کم کم مهار می شود و بعد فرصت دارید به احتیاط آن را به کناری بکشید! اگر خوش شانس باشید تایر ترکیده خود خودرو را متوقف می کند و نیازی به مهارت های بدلکاری نیست!
برای بقیه بفرستید، شاید جان یک نفر را نجات دادید!
@Secrets_Box
برای بقیه بفرستید، شاید جان یک نفر را نجات دادید!
@Secrets_Box
خاص ترین سمند ایران !
فردی خوش ذوق سمند رو به مدل کروک تغییر داده ؛ خودروسازها یادبگیرن ... !!
@Secrets_Box
فردی خوش ذوق سمند رو به مدل کروک تغییر داده ؛ خودروسازها یادبگیرن ... !!
@Secrets_Box
شیخی میمیرد و به جهان آخرت میرود.
در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد، سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود . از یکی از فرشتگان می پرسد ،
این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟»
فرشته پاسخ می دهد:
این ساعت ها، ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگوید عقربه ساعت یک درجه جلوتر می رود.
شیخ گفت چه جالب اون ساعت کیه؟!
فرشته پاسخ داد: « مادر ترزا، او حتی یک دروغ هم نگفته بنابر این ساعتش اصلاً حرکت نکرده »
شیخ دوباره گفت وای باور کردنی نیست، خوب اون یکی ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد: « ساعت ادیسون (مخترع برق ) عقربه اش دوبار تکان خورد»
شیخ گفت خیلی جالبه، ساعت من کجاست؟
فرشته پاسخ داد: « آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن بعنوان پنکه سقفی استفاده می کنند !!
@Secrets_Box
در آنجا مقابل دروازه های بهشت می ایستد، سپس دیوار بزرگی می بیند که ساعت های مختلفی روی آن قرار گرفته بود . از یکی از فرشتگان می پرسد ،
این ساعت ها برای چه اینجا قرار گرفته اند؟»
فرشته پاسخ می دهد:
این ساعت ها، ساعت های دروغ سنج هستند و هر کس روی زمین یک ساعت دروغ سنج دارد و هر بار آن فرد یک دروغ بگوید عقربه ساعت یک درجه جلوتر می رود.
شیخ گفت چه جالب اون ساعت کیه؟!
فرشته پاسخ داد: « مادر ترزا، او حتی یک دروغ هم نگفته بنابر این ساعتش اصلاً حرکت نکرده »
شیخ دوباره گفت وای باور کردنی نیست، خوب اون یکی ساعت کیه؟
فرشته پاسخ داد: « ساعت ادیسون (مخترع برق ) عقربه اش دوبار تکان خورد»
شیخ گفت خیلی جالبه، ساعت من کجاست؟
فرشته پاسخ داد: « آن در اتاق کار سرپرست فرشتگان است و از آن بعنوان پنکه سقفی استفاده می کنند !!
@Secrets_Box
فردریک کبیر که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد از طرفداران سرسخت آزادی اندیشه بود .
او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت ، که ناگاه چشمش به اعلامیه تند و تیزی که گروهی از مخالفان علیه او بر دیوار چسبانده بودند افتاد!
فردریک آن را خواند و گفت :
بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند ما که سوار اسب هستیم آن را خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند، آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود!
یکی از همراهان با حیرت گفت : اما این اعلامیه بر ضد شما و حکومت شماست!؟
فردریک گفت : اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه ساقط شود همان بهتر که زودتر برود ، اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و عدالت اجتماعی و آزادی بیان است مسلم آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد!
@Secrets_Box
او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت ، که ناگاه چشمش به اعلامیه تند و تیزی که گروهی از مخالفان علیه او بر دیوار چسبانده بودند افتاد!
فردریک آن را خواند و گفت :
بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند ما که سوار اسب هستیم آن را خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند، آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود!
یکی از همراهان با حیرت گفت : اما این اعلامیه بر ضد شما و حکومت شماست!؟
فردریک گفت : اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه ساقط شود همان بهتر که زودتر برود ، اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و عدالت اجتماعی و آزادی بیان است مسلم آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد!
@Secrets_Box
یه بنده خدایی تعریف می کرد بچه که بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا کردم "خدایا یه دوچرخه به من بده" ریش سفید محل شنید، گفت: بچه جان، خدا که کارش دوچرخه دادن نیست، کار خدا لطف به بندگانشه، خصوصا بخشش گناهاشون، نه دوچرخه دادن...
صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا کردم که خدایا منو بابت تمام گناهانم ببخش. ریش سفید شنید و گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست...
از آن روز دیگه من راهمو پیدا کردم. الان هم یه گوشه مملکت دارم خدمت میکنم، اول اختلاس میکنم و بعد نماز و نذری و توبه!!
@Secrets_Box
صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا کردم که خدایا منو بابت تمام گناهانم ببخش. ریش سفید شنید و گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست...
از آن روز دیگه من راهمو پیدا کردم. الان هم یه گوشه مملکت دارم خدمت میکنم، اول اختلاس میکنم و بعد نماز و نذری و توبه!!
@Secrets_Box
یک مقبره ی ساده، ز سنگ ساخته است !
بر گنبد و سیم و زر ، نپرداخته است !
اما عجبا که نام و آوازه ی او
صد لرزه به شیخ و زاهد انداخته است !!
@Secrets_Box
بر گنبد و سیم و زر ، نپرداخته است !
اما عجبا که نام و آوازه ی او
صد لرزه به شیخ و زاهد انداخته است !!
@Secrets_Box
پیک بهداشت !!!
کسی که میاد زباله ها رو میبره اسمش ، پیک بهداشته ، چطوری دلمون راضی میشه بگیم آشغالی؟! اینام زن و بچه دارن خیلی زحمت میکشن برا اینکه نون حلال ببرن سر سفره زن و بچه شون ،
به خدا که بوسیدن دست اینا واجبه
تو کشورهای خارجی این عزیزانو مهندس بهداشت صدا میزنن 30 میلیون حقوق میدن با 15 سال کار بازنشسته میکنن.
خداوکیلی منبعد بگین پیک بهداشت ، بیاین این نام رو به خاطر عزت و احترام این عزیزان جا بندازیم.
" پیک بهداشت اومد ، پیک بهداشت رفت ، " چقدر زیباست ، تو روحیه ی خودمون هم اثر مثبت میذاره 👌🏻
@Secrets_Box
کسی که میاد زباله ها رو میبره اسمش ، پیک بهداشته ، چطوری دلمون راضی میشه بگیم آشغالی؟! اینام زن و بچه دارن خیلی زحمت میکشن برا اینکه نون حلال ببرن سر سفره زن و بچه شون ،
به خدا که بوسیدن دست اینا واجبه
تو کشورهای خارجی این عزیزانو مهندس بهداشت صدا میزنن 30 میلیون حقوق میدن با 15 سال کار بازنشسته میکنن.
خداوکیلی منبعد بگین پیک بهداشت ، بیاین این نام رو به خاطر عزت و احترام این عزیزان جا بندازیم.
" پیک بهداشت اومد ، پیک بهداشت رفت ، " چقدر زیباست ، تو روحیه ی خودمون هم اثر مثبت میذاره 👌🏻
@Secrets_Box
سفارش رضاشاه به محمدرضا شاه:
نقشه ای بزرگ از ایران را در دفتر کار خود نصب کن تا همیشه به یاد مردم دورترین جاهای ایران هم باشی که آن ها به شاه خود دل بسته اند و امیدوارند !
@Secrets_Box
نقشه ای بزرگ از ایران را در دفتر کار خود نصب کن تا همیشه به یاد مردم دورترین جاهای ایران هم باشی که آن ها به شاه خود دل بسته اند و امیدوارند !
@Secrets_Box
وقتی شکم مردم خالیست بیهوده است هنر و قلمی که برای دل مردم به خودش زحمت میدهد ...
انسان چیزی برای فخر ندارد وقتی فقر همه دارایی اوست .
@Secrets_Box
انسان چیزی برای فخر ندارد وقتی فقر همه دارایی اوست .
@Secrets_Box
فردین و همسرش مهری خمارلو
فردین در ۱۹ سالگی با خانم مهری که ۱۷ سال داشت ازدواج کرد و تا آخر عمر به وی وفادار ماند .
@Secrets_Box
فردین در ۱۹ سالگی با خانم مهری که ۱۷ سال داشت ازدواج کرد و تا آخر عمر به وی وفادار ماند .
@Secrets_Box
اوپك، وين، ١٣٥٣ ه.ش
توليد روزانه #نفت ايران: ریاست دایم اوپک، 6ميليون بشكه ...
روزگاری که کسی جرات نداشت کشور ما را یک طرفه تحریم و محاصره اقتصادی کند !!!
@Secrets_Box
توليد روزانه #نفت ايران: ریاست دایم اوپک، 6ميليون بشكه ...
روزگاری که کسی جرات نداشت کشور ما را یک طرفه تحریم و محاصره اقتصادی کند !!!
@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تلخ ترین ویدیوهای جنگ
كاش قبل از رفتن، بستنی رو برای دخترش گرفته باشه ...
برای هر صندلی حکومتی شما مسئولین هزاران جوان جان داده اند !!
@Secrets_Box
كاش قبل از رفتن، بستنی رو برای دخترش گرفته باشه ...
برای هر صندلی حکومتی شما مسئولین هزاران جوان جان داده اند !!
@Secrets_Box
جز خرابی و ویرانی ذخیره دیگری برای من در مملکت انباشته نشده. از قصر گلستان تهران تا بنادر خلیج فارس و دریای خزر همه جا خراب است. خزانه مملکت تهی است. اخلاق عمومی در منتها درجه انحطاط است. هیچکس به وظیفه خود آشنا نیست...
سالها نهال چاپلوسی و دروغ را آبیاری کردند و من باید آن را بچینم. اما من تصمیم گرفتهام مملکت خود را آباد کنم. تمام افکاری را که راجع به عمران مملکت اندیشیدهام قطعا باید به موقع به اجرا گذارم چون تصمیم گرفتهام و تغییر پذیر نیست.
بخشی از سفرنامه مازندران، نوشته رضاشاه
@Secrets_Box
سالها نهال چاپلوسی و دروغ را آبیاری کردند و من باید آن را بچینم. اما من تصمیم گرفتهام مملکت خود را آباد کنم. تمام افکاری را که راجع به عمران مملکت اندیشیدهام قطعا باید به موقع به اجرا گذارم چون تصمیم گرفتهام و تغییر پذیر نیست.
بخشی از سفرنامه مازندران، نوشته رضاشاه
@Secrets_Box
نجیب ترین بانوی عریان !!!
حدود هزار سال پیش «لیدی گودایوا» همسر یکی از بزرگان انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویه مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیات ها کاهش پیدا کند.
همسر او که سیاست و تصمیم های سیاسی خود را بر خواسته همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت :
اگر یک روز، برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیات ها را کاهش خواهم داد.
گودایوا اسبش را زین کرد. لباسهایش را بر زمین ریخت ،
در شهر گفتند : گودایوا درحمایت از مردم ، برهنه درمیان شهر میگردد !
تمام مردم، مغازه ها را بستند و به خانه ها رفتند. پرده ها را کشیدند و با چشمانی اشکبار، منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا باعث شد مالیات ها کاهش یابند اکنون مجسمه او در «کاونتری» است.
اسطوره ها، به تنهایی خلق نمیشوند ، بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی شکل میگیرند.
نمیدانم اگر گودایوا در این نقطه از تاریخ و جغرافیا، به این بازی تلخ وادار میشد، آیا پنجره ها بسته میشد یا تصاویر او از طریق شبکه های اجتماعی و موبایل ها، از دستی به دست دیگر میگشت !
@Secrets_Box
حدود هزار سال پیش «لیدی گودایوا» همسر یکی از بزرگان انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویه مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیات ها کاهش پیدا کند.
همسر او که سیاست و تصمیم های سیاسی خود را بر خواسته همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت :
اگر یک روز، برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیات ها را کاهش خواهم داد.
گودایوا اسبش را زین کرد. لباسهایش را بر زمین ریخت ،
در شهر گفتند : گودایوا درحمایت از مردم ، برهنه درمیان شهر میگردد !
تمام مردم، مغازه ها را بستند و به خانه ها رفتند. پرده ها را کشیدند و با چشمانی اشکبار، منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا باعث شد مالیات ها کاهش یابند اکنون مجسمه او در «کاونتری» است.
اسطوره ها، به تنهایی خلق نمیشوند ، بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی شکل میگیرند.
نمیدانم اگر گودایوا در این نقطه از تاریخ و جغرافیا، به این بازی تلخ وادار میشد، آیا پنجره ها بسته میشد یا تصاویر او از طریق شبکه های اجتماعی و موبایل ها، از دستی به دست دیگر میگشت !
@Secrets_Box
⏰این شنبه ای که میاد ساعت ۵ و ۴۳ دقیقه و ۲۱ ثانیه ؛ تنها وقتی هست که تمام اعداد کنار هم قرار میگیرن و هر 100 سال فقط یکبار اتفاق می افتد.
میشه :
۵:۴۳:۲۱ ؛ ۹۸/۷/۶
۹۸۷۶۵۴۳۲۱
این لحظه با هزاران آرزوی خوب تقدیم همه ی شما خوبان 💐❣
@Secrets_Box
میشه :
۵:۴۳:۲۱ ؛ ۹۸/۷/۶
۹۸۷۶۵۴۳۲۱
این لحظه با هزاران آرزوی خوب تقدیم همه ی شما خوبان 💐❣
@Secrets_Box
تصویری واقعی که در سال۱۸۸۹ میلادی در دمشق گرفته شد.
کوتوله معلولِ مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله , در رفت و آمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت و در کوچه پس کوچههای دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چالهها و پستی بلندیها میگذشت. یکی میدید و دیگری راه میرفت، اینچنین همدیگر را کامل میکردند.
هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی میکردند و با هم کار میکردند.
سمیر قصهگو بود و در یکی از قهوه خانههای قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه میگفت و عبدالله روشندل کنار قهوهخانه نخود و لوبیای داغ میفروخت.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست، تا جائی که جسد بیجانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند.
این دو مرد ساده دل، که دین یکدیگر را نفهمیدند، با هم زندگی کردند و به انسانها ثابت کردند که ما به همدیگر نیاز داریم بدون اینکه دین و باور یکدیگر را در نظر بگیریم.
ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
مولانا
@Secrets_Box
کوتوله معلولِ مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله , در رفت و آمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت و در کوچه پس کوچههای دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چالهها و پستی بلندیها میگذشت. یکی میدید و دیگری راه میرفت، اینچنین همدیگر را کامل میکردند.
هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی میکردند و با هم کار میکردند.
سمیر قصهگو بود و در یکی از قهوه خانههای قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه میگفت و عبدالله روشندل کنار قهوهخانه نخود و لوبیای داغ میفروخت.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست، تا جائی که جسد بیجانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند.
این دو مرد ساده دل، که دین یکدیگر را نفهمیدند، با هم زندگی کردند و به انسانها ثابت کردند که ما به همدیگر نیاز داریم بدون اینکه دین و باور یکدیگر را در نظر بگیریم.
ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست
مولانا
@Secrets_Box
شما نمی توانید انسانی را
برده سازید مگر آنکه او را وادار کنید احساس گناه کند.
احساس گناه نیرنگی است، که با آن می توان هر کسی را به بردگی درآورد!
👤اُشو
@Secrets_Box
برده سازید مگر آنکه او را وادار کنید احساس گناه کند.
احساس گناه نیرنگی است، که با آن می توان هر کسی را به بردگی درآورد!
👤اُشو
@Secrets_Box