جعبه اسرار – Telegram
جعبه اسرار
86.6K subscribers
22K photos
10.5K videos
5 files
4.3K links

※ جعبه اسرار می‌کوشد تا بدور از هرگونه فعالیت سیاسی و غیراخلاقی، در راستای نقد اجتماعی با زبان طنز تولید محتوا کند. ※ با احترام، این کانال، مسئولیتی بابت کامنت کاربران ندارد.

ارتباط : 📢 @Secrets_ads
Download Telegram
کسی چه میداند
شاید این دنیا ؛
جهنم یک سیاره ی دیگر است !!


@Secrets_Box
فردریک کبیر که از سال ۱۷۴۰ تا ۱۷۸۶ بر کشور آلمان حکومت می کرد از طرفداران سرسخت آزادی اندیشه بود .
او یک روز سوار بر اسب با همراهانش از یکی از خیابان های برلین می گذشت ، که ناگاه چشمش به اعلامیه تند و تیزی که گروهی از مخالفان علیه او بر دیوار چسبانده بودند افتاد!

فردریک آن را خواند و گفت :
بی انصافها چقدر اعلامیه را بالا چسبانده اند ما که سوار اسب هستیم آن را خواندیم ولی افراد پیاده برای خواندنش به زحمت می افتند، آن را بکنید و پایین تر بچسبانید تا راحت تر خوانده شود!

یکی از همراهان با حیرت گفت : اما این اعلامیه بر ضد شما و حکومت شماست!؟

فردریک گفت : اگر حکومت ما واقعا به مردم ظلم کرده و آنقدر بی ثبات است که با یک اعلامیه ساقط شود همان بهتر که زودتر برود ، اما اگر حکومت ما بر اساس قانون و عدالت اجتماعی و آزادی بیان است مسلم آنقدر ثبات و استحکام دارد که با یک اعلامیه از پا نیفتد!

@Secrets_Box
یه بنده خدایی تعریف می کرد بچه که بودم، رفتم مسجد، سر نمازم با صدای بلند دعا کردم "خدایا یه دوچرخه به من بده" ریش سفید محل شنید، گفت: بچه جان، خدا که کارش دوچرخه دادن نیست، کار خدا لطف به بندگانشه، خصوصا بخشش گناهاشون، نه دوچرخه دادن...

صبح روز بعد رفتم یه دوچرخه دزدیدم و تو مسجد سر نمازم دعا کردم که خدایا منو بابت تمام گناهانم ببخش. ریش سفید شنید و گفت: آفرین پسرم، حالا شدی مسلمان خوب و خداپرست...

از آن روز دیگه من راهمو پیدا کردم. الان هم یه گوشه مملکت دارم خدمت می‌کنم، اول اختلاس میکنم و بعد نماز و نذری و توبه!!

@Secrets_Box
یک مقبره ی ساده، ز سنگ ساخته است !
بر گنبد و سیم و زر ، نپرداخته است !
اما عجبا که نام و آوازه ی او
صد لرزه به شیخ و زاهد انداخته است !!


@Secrets_Box
پیک بهداشت !!!

کسی که میاد زباله ها رو میبره اسمش ، پیک بهداشته ، چطوری دلمون راضی میشه بگیم آشغالی؟! اینام زن و بچه دارن خیلی زحمت میکشن برا اینکه نون حلال ببرن سر سفره زن و بچه شون ،
به خدا که بوسیدن دست اینا واجبه
تو کشورهای خارجی این عزیزانو مهندس بهداشت صدا میزنن 30 میلیون حقوق میدن با 15 سال کار بازنشسته میکنن.
خداوکیلی منبعد بگین پیک بهداشت ، بیاین این نام رو به خاطر عزت و احترام این عزیزان جا بندازیم.
" پیک بهداشت اومد ، پیک بهداشت رفت ، " چقدر زیباست ، تو روحیه ی خودمون هم اثر مثبت میذاره 👌🏻

@Secrets_Box
سفارش رضاشاه به محمدرضا شاه:

نقشه ای بزرگ از ایران را در دفتر کار خود نصب کن تا همیشه به یاد مردم دورترین جاهای ایران هم باشی که آن ها به شاه خود دل بسته اند و امیدوارند !


@Secrets_Box
وقتی شکم مردم خالیست بیهوده است هنر و قلمی که برای دل مردم به خودش زحمت میدهد ...

انسان چیزی برای فخر ندارد وقتی فقر همه دارایی اوست .

@Secrets_Box
فردین و‌ همسرش مهری خمارلو

فردین در ۱۹ سالگی با خانم مهری که ۱۷ سال داشت ازدواج کرد و تا آخر عمر به وی وفادار ماند .

@Secrets_Box
اوپك، وين، ١٣٥٣ ه.ش
توليد روزانه #نفت ايران: ریاست دایم اوپک، 6ميليون بشكه ...

روزگاری که کسی جرات نداشت کشور ما را یک طرفه تحریم و محاصره اقتصادی کند !!!

@Secrets_Box
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
از تلخ ترین ویدیوهای جنگ
كاش قبل از رفتن، بستنی رو برای دخترش گرفته باشه ...

برای هر صندلی حکومتی شما مسئولین هزاران جوان جان داده اند !!


@Secrets_Box
جز خرابی و ویرانی ذخیره دیگری برای من در مملکت انباشته نشده. از قصر گلستان تهران تا بنادر خلیج فارس و دریای خزر همه جا خراب است. خزانه مملکت تهی‌ است. اخلاق عمومی در منتها درجه انحطاط است. هیچکس به وظیفه خود آشنا نیست...

سالها نهال چاپلوسی و دروغ را آبیاری کردند و من باید آن را بچینم. اما من تصمیم گرفته‌ام مملکت خود را آباد کنم. تمام افکاری را که راجع به عمران مملکت اندیشیده‌ام قطعا باید به موقع به اجرا گذارم چون تصمیم گرفته‌ام و تغییر پذیر نیست.

بخشی از سفرنامه مازندران، نوشته رضاشاه

@Secrets_Box
نجیب ترین بانوی عریان !!!

حدود هزار سال پیش «لیدی گودایوا» همسر یکی از بزرگان انگلیس، در اعتراض به افزایش بی رویه مالیات برای مردم شهر خود، هر روز به سراغ همسرش میرفت و عاجزانه تقاضا میکرد که مالیات ها کاهش پیدا کند.

همسر او که سیاست و تصمیم های سیاسی خود را بر خواسته همسر خود ترجیح میداد، به همسرش گفت :
اگر یک روز، برهنه سوار اسب شوی و تمام شهر از سمتی به سمت دیگر بروی، مالیات ها را کاهش خواهم داد.

گودایوا اسبش را زین کرد. لباسهایش را بر زمین ریخت ،
در شهر گفتند : گودایوا درحمایت از مردم ، برهنه درمیان شهر میگردد !
تمام مردم، مغازه ها را بستند و به خانه ها رفتند. پرده ها را کشیدند و با چشمانی اشکبار، منتظر شدند این گردش شوم به پایان برسد.
گودایوا باعث شد مالیات ها کاهش یابند اکنون مجسمه او در «کاونتری» است.

اسطوره ها، به تنهایی خلق نمیشوند ، بلکه در بستری از فهم و شعور و حمایت اجتماعی شکل میگیرند.

نمیدانم اگر گودایوا در این نقطه از تاریخ و جغرافیا، به این بازی تلخ وادار میشد، آیا پنجره ها بسته میشد یا تصاویر او از طریق شبکه های اجتماعی و موبایل ها، از دستی به دست دیگر میگشت !

@Secrets_Box
این شنبه ای که میاد ساعت ۵ و ۴۳ دقیقه و ۲۱ ثانیه ؛ تنها وقتی هست که تمام اعداد کنار هم قرار میگیرن و هر 100 سال فقط یکبار اتفاق می افتد.

میشه :
۵:۴۳:۲۱ ؛ ۹۸/۷/۶
۹۸۷۶۵۴۳۲۱

این لحظه با هزاران آرزوی خوب تقدیم همه ی شما خوبان 💐


@Secrets_Box
‏نفرین عالم بر آنان که ، پدران سرزمینم را شرمنده فرزندانشان کردند.


@Secrets_Box
تصویری واقعی که در سال۱۸۸۹ میلادی در دمشق گرفته شد.
کوتوله معلولِ مسیحی بنام سمیر، بر دوش دوست نابینای مسلمان خود بنام عبدالله بود.
سمیر بر دوش عبدالله , در رفت و آمدهایش به او وابسته بود و نقش چشم عبدالله نابینا را داشت و در کوچه پس کوچه‌های دمشق با راهنمایی وی، عبدالله از چاله‌ها و پستی بلندی‌ها می‌گذشت. یکی می‌دید و دیگری راه می‌رفت، اینچنین همدیگر را کامل می‌کردند.
هر دو در کودکی یتیم شدند و بدون سرپرست در اتاقی با هم زندگی می‌کردند و با هم کار می‌کردند.
سمیر قصه‌گو بود و در یکی از قهوه خانه‌های قدیمی و معروف دمشق برای مردم قصه می‌گفت و عبدالله روشندل کنار قهوه‌خانه نخود و لوبیای داغ می‌فروخت.
سمیر قبل از عبدالله درگذشت و عبدالله به شدت متاثر شد، طوری که یک هفته تمام در اتاقش گریست، تا جائی که جسد بی‌جانش که از شدت اندوه فوت شده بود را در اتاقش پیدا کردند.
این دو مرد ساده دل، که دین یکدیگر را نفهمیدند، با هم زندگی کردند و به انسانها ثابت کردند که ما به همدیگر نیاز داریم بدون اینکه دین و باور یکدیگر را در نظر بگیریم.

ملت عشق از همه دین ها جداست
عاشقان را ملت و مذهب خداست

مولانا

@Secrets_Box
‌شما نمی ‌توانید انسانی را
برده سازید مگر آنکه او را وادار کنید احساس گناه کند.
احساس گناه نیرنگی است، که با آن می‌ توان هر کسی را به بردگی درآورد!

👤اُشو

@Secrets_Box
یارانه ۴۵۰۰۰ تومانی با ملت ایران چه کرد ؟

سکه
سال ۸۴ 👈 ۹۹ هزار تومان
سال ۹۸ 👈 ۴میلیون تومان

سیمان
سال ۸۴ 👈 پاکتی ۳۵۰۰ تومان
سال ۹۸ 👈 پاکتی ۱۵ هزار تومان

دلار آمریکا
سال ۸۴ 👈 ۹۰۲ تومان
سال ۹۸ 👈 ۱۱ هزار تومان

گاز
سال ۸۴ 👈 متر مکعبی ۱۰ تومان
سال ۹۸ 👈 متر مکعبی ۵۴۵ تومان

پراید
سال ۸۴ 👈 ۶ میلیون تومان
سال ۹۸ 👈 ۴۵ میلیون تومان

برق
سال ۸۴ 👈 کیلو وات ۱۶.۵ تومان
سال ۹۸ 👈 کیلو وات ۲۱۵

بنزین
سال ۸۴ 👈 ۸۰ تومان
سال ۹۸ 👈 ۱۰۰۰ تومان

گازوئیل
سال ۸۴ 👈 ۱۶ تومان
سال ۹۸ 👈 ۳۵۰ تومان

گفتم غم تو دارم ، گفتا غمت سرآید ...
گفتم که نان گران شد ، گفتا گرانتر آید !

گفتم ز نرخ قصاب، فریاد ما بلند است ...
گفتا که گوشت کم خور ، تا حاجتت بر آید !
گفتم چرا کم است این ، یارانه های نقدی ...
گفتا خموش غافل ، این نیز هم نیاید !

گفتم که از گرانی ، جانم به لب رسیده ...
گفتا تحملش کن ، تا جان تو درآید ... !!


@Secrets_Box
نصیحت آغا محمدخان قاجار خطاب به ولیعهدش فتحعلی شاه :

رعیت چون آسوده گردد در فکر عزل رئیس و ضابط افتد و علی هذا القیاس . چون عموم اهالی ملک را فراغت روی دهد به عمال و حکام تمکین نکنند و در فکرهای دور و دراز درافتند،

این گروه فرومایه را باید به خود مشغول کردن که از کار رعیتی و گرفتاری فارغ نگردند؛

ارباب زراعت و فلاحت باید چنان باشد که هر ده خانه را یک دیگ نباشد تا به جهت طبخ آشی یک روز به عطلت و انتظار بسر برند و الا رعیتی نکنند و نقصان در ملک روی کند .... !!

روضه‌الصفای ناصری، تصحیح جمشید کیان فر، ۱۳، ص ۷۴۲۱

@Secrets_Box
به دنبال خدا نگرد ...
خدا در بتكده و مسجد و کعبه نیست ،
لابلای کتاب های کهنه نیست ، لابلای سنگ و ضریح و دیوار و خانه گلی نیست ، خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دوری از انسان ها نگرد آنجا نیست ... !

خدا در دستی است که به یاری می گیری ، در قلبی است که شاد می کنی ، در لبخندی است که به لب می نشانی ، در فاصله نفس های من و توست که به هم آمیخته ، در قلبیست که برای تو می تپد ،
در میان گرمای دستان ماست که به هم پیچیده ، در اندیشه رهایی انسان از جهل و خرافات است ، در اندیشه رهایی انسان از استبداد و تاریکی است ...
در پندار نیک توست
در کردار نیک توست
در گفتار نیک توست ...

@Secrets_Box
همیشه خودت را " نقد " بدان
تا دیگران تو را به "نسیه" نفروشند ...

سعی کن استاد "تغییر" باشی
نه قربانی "تقدیر" ...

در زندگی به کسی اعتماد کن که به او "ایمان" داری نه "احساس"...

هرگز به خاطر مردم "تغییر" نکن
این جماعت هر روز تو را "جور دیگری" می خواهند ...

شهری که همه در آن "می لنگند"
به کسی که "راست" راه می رود می خندند ...

یاد بگیر تنها کسی که لبخند تو را می خواهد "عکاس" است

به چیزی که دل ندارد "دل نبند" ...

هرگز تمامت را برای کسی "رو نکن"…
بگذار کمی "دست نیافتنی" باشی...
آدم ها "تمامت" که کنند، "رهایت" می کنند ...

و در آخر ""خودت باش""


@Secrets_Box
خری به درختی بسته بود
رهگذری خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛ تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای درآورد!
به رهگذر گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!

*هرگاه میخواهید یک ویرانی به بار آورید؛
خران را ازاد کنید...!

@Secrets_Box